حمله اسکندر مقدونی به ایران؛ علتها، نبردها، پیامدها و پایان هخامنشیان
حمله اسکندر مقدونی به ایران مجموعه لشکرکشیهای اسکندر از ۳۳۴ تا ۳۲۸ پیش از میلاد است که با عبور او از هلسپونت آغاز شد و با شکستهای پیاپی هخامنشیان در نبردهای گرانیک، ایسوس و گوگمل به فروپاشی شاهنشاهی داریوش سوم انجامید. این رخداد یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ باستان است، زیرا مسیر قدرت در خاور نزدیک را تغییر داد و زمینهساز دوره هلنیستی شد.

اسکندر مقدونی با تکیه بر ارتشی منظم، فرماندهی چابک و استفاده از ضعفهای سیاسی و نظامی هخامنشیان توانست قلمرو ایران را یکی پس از دیگری تصرف کند. در این فرایند، شهرهایی چون بابل، شوش و پارسه نیز به دست او افتادند و تخت جمشید در سال ۳۳۰ پیش از میلاد آسیب جدی دید و به آتش کشیده شد.

پیشزمینه تاریخی
در اواخر دوره هخامنشی، شاهنشاهی ایران هنوز پهنهای وسیع و قدرتمند بود، اما بحرانهای درباری، شورشهای ایالتی و جابهجاییهای سریع قدرت آن را فرسوده کرده بود. پس از کشته شدن اردشیر سوم و به تخت نشستن داریوش سوم، ساختار سیاسی امپراتوری با چالشهای جدی روبهرو شد و همین وضعیت به رقیبان خارجی فرصت بیشتری داد.
در سوی دیگر، فیلیپ دوم مقدونی با اصلاح ارتش و ایجاد اتحاد میان دولتشهرهای یونانی، بنیانی فراهم کرده بود که اسکندر از آن بهره برد. پس از مرگ فیلیپ در ۳۳۶ پیش از میلاد، اسکندر به قدرت رسید و از همان ابتدا سیاست توسعهطلبانه پدرش را ادامه داد.

علت حمله اسکندر مقدونی به ایران
یکی از مهمترین دلایل این حمله، رقابت سیاسی و نظامی میان مقدونیه و هخامنشیان در جهان مدیترانه شرقی بود. منابع تاریخی نشان میدهند که فیلیپ دوم پیش از اسکندر نیز به فکر حمله به قلمرو ایران بود و اسکندر این برنامه را با انرژی و سرعت بیشتری دنبال کرد.
از نظر نظامی، اسکندر به ارتشی حرفهای، سوارهنظام مؤثر و تاکتیکهای میدان نبرد متکی بود. در مقابل، هخامنشیان با وجود منابع انسانی و مالی گسترده، در هماهنگی میان سپاههای چندقومیتی و فرماندهی واحد مشکل داشتند و همین موضوع در نبردهای سرنوشتساز به ضرر آنان تمام شد.
از نظر سیاسی نیز بخشهایی از قلمرو هخامنشی از مرکز قدرت فاصله گرفته بودند و وفاداری کامل ساتراپها همیشه تضمینشده نبود. این ضعف باعث شد که حمله اسکندر مقدونی به ایران تنها یک یورش مرزی نباشد، بلکه به سرعت به فروپاشی یک امپراتوری بزرگ تبدیل شود.

آغاز لشکرکشی اسکندر
اسکندر در بهار ۳۳۴ پیش از میلاد از هلسپونت گذشت و وارد آسیای صغیر شد. نخستین درگیری مهم او با نیروهای ایرانی در نبرد گرانیک رخ داد که در آن مقدونیها پیروز شدند و راه پیشروی به داخل قلمرو هخامنشی را باز کردند.
پس از گرانیک، بسیاری از شهرهای یونانینشین آسیای صغیر یا تسلیم شدند یا بهتدریج زیر نفوذ اسکندر قرار گرفتند. او سپس به سمت جنوب و شرق حرکت کرد و با تثبیت موقعیت خود در منطقه، مسیر را برای برخورد مستقیم با داریوش سوم هموار ساخت.
این مرحله از حمله اسکندر مقدونی به ایران تنها یک پیشروی نظامی نبود، بلکه نوعی جنگ روانی و سیاسی هم بود. هر پیروزی اسکندر، وفاداری برخی شهرها و فرماندهان محلی را سستتر میکرد و اعتماد به توان دفاعی هخامنشیان را کاهش میداد.

نبردهای سرنوشتساز
نبرد گرانیک
نبرد گرانیک در سال ۳۳۴ پیش از میلاد نخستین برخورد مهم میان اسکندر و نیروهای هخامنشی بود. این نبرد در آسیای صغیر رخ داد و پیروزی اسکندر در آن، موقعیت او را در آغاز لشکرکشی بسیار تقویت کرد.
جنگ ایسوس
نبرد ایسوس در سال ۳۳۳ پیش از میلاد نخستین رویارویی مستقیم اسکندر با داریوش سوم بود. داریوش در این نبرد شکست خورد و ناچار به عقبنشینی شد، در حالی که خانواده سلطنتی هخامنشی نیز به دست نیروهای اسکندر افتاد.
نبرد گوگمل
نبرد گوگمل در ۱ اکتبر ۳۳۱ پیش از میلاد رخ داد و نقطه تعیینکننده در سقوط هخامنشیان بود. با وجود برتری عددی ارتش ایران، آرایش و تاکتیکهای اسکندر بر میدان غلبه کرد و داریوش سوم بار دیگر عقب نشست؛ این پیروزی عملاً راه را برای سقوط کامل شاهنشاهی هخامنشی هموار کرد.
محاصره شهرها

اسکندر تنها در میدان نبرد برتری نداشت، بلکه در محاصره شهرهای مهم نیز موفق بود. فتح صور، غزه، بابل و شوش نشان داد که او برای تسلط بر منطقه فقط به نبرد رو در رو تکیه نمیکرد، بلکه از فشار تدریجی نظامی، محاصره و استفاده از ضعفهای لجستیکی دشمن نیز بهره میبرد.
سقوط داریوش سوم
پس از شکست در گوگمل، اقتدار داریوش سوم بهشدت آسیب دید. او دیگر نتوانست مانند گذشته سپاهی متحد و کارآمد گرد آورد و بخش بزرگی از قلمرو هخامنشی بهسرعت از کنترل مرکزی خارج شد.
در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، اسکندر وارد پارسه شد و تخت جمشید را به آتش کشید؛ رخدادی که در حافظه تاریخی ایران بهعنوان نمادی از پایان شکوه سیاسی هخامنشیان باقی مانده است. منابع مختلف این رویداد را به شکلهای متفاوت توضیح دادهاند، اما اصلِ تخریب و تاراج مجموعه پارسه در روایتهای تاریخی ثبت شده است.
داریوش سوم اندکی بعد کشته شد و با مرگ او، حمله اسکندر مقدونی به ایران از مرحله جنگ با یک شاهنشاه به مرحله تصرف کامل یک امپراتوری رسید. از این زمان، اسکندر خود را فرمانروای قلمرو پیشین هخامنشیان دانست و ساختار تازهای از حکومت و انتصاب ساتراپها را دنبال کرد.

پیامدهای سیاسی و فرهنگی
پیامد فوری حمله اسکندر، پایان شاهنشاهی هخامنشی و انتقال قدرت به مقدونیه بود. اما تأثیر آن فقط سیاسی نبود، زیرا با گسترش نفوذ اسکندر و جانشینانش، فرهنگ یونانی در بسیاری از شهرهای آسیایی و ایرانی نفوذ کرد و دوره هلنیستی شکل گرفت.
در عین حال، خود اسکندر نیز تا حدی از الگوهای ایرانی تأثیر پذیرفت و در سالهای پایانی حکومتش نشانههایی از نزدیک شدن به آداب و تشریفات درباری ایرانی دیده میشود. این موضوع بعدها به بحثهای تاریخی درباره «یونانیسازی» و «ایرانیسازی» در جهان باستان دامن زد.
از منظر تاریخی، حمله اسکندر مقدونی به ایران فقط به معنای یک فتح نظامی نیست، بلکه آغاز عصر تازهای از تعامل، آمیختگی فرهنگی و دگرگونی سیاسی در بخش بزرگی از جهان باستان به شمار میآید. این دگرگونی بر زبان، هنر، شهرسازی و ساختارهای اداری نیز اثر گذاشت.

اسکندر و تخت جمشید
تخت جمشید یا پارسه در روایتهای تاریخی یکی از مهمترین نمادهای هویت هخامنشی است و آتش گرفتن آن بهدست اسکندر، از بحثبرانگیزترین رخدادهای این دوره به شمار میرود. برخی منابع آن را اقدامی انتقامی دانستهاند و برخی دیگر آن را نتیجه فضای جشن، غنیمتگیری و تصمیم سیاسی اسکندر در پایان فتح ایران میدانند.
صرفنظر از انگیزه دقیق، نتیجه روشن بود: بخش مهمی از میراث مادی هخامنشی آسیب دید یا نابود شد. همین مسئله باعث شده است که در حافظه تاریخی ایرانیان، نام اسکندر بیش از آنکه با یک فاتح صرف همراه باشد، با ویرانی و پایان یک دوران شناخته شود.


نگاه تاریخنگاران
تاریخنگاران درباره اسکندر و حمله او به ایران، هم بر مهارت نظامی او تأکید کردهاند و هم بر ضعفهای ساختاری هخامنشیان. در پژوهشهای جدید، اسکندر معمولاً نه صرفاً یک قهرمان و نه صرفاً یک ویرانگر، بلکه فرماندهای پیچیده توصیف میشود که توانست از شرایط سیاسی، نظامی و روانی به سود خود استفاده کند.
در برخی روایتها، نگاه مثبتتری به او دیده میشود و او را حامل نوعی انتقال فرهنگی میدانند. در برابر، روایتهای ایرانی و ملی، بیشتر بر جنبه ویرانگر حمله، آتشسوزی تخت جمشید و پایان اقتدار سیاسی هخامنشیان تمرکز دارند.
برای نوشتارهای تاریخی معتبر، بهتر است میان روایتهای ملی، سنتهای یونانی و پژوهشهای جدید تمایز گذاشته شود. این رویکرد کمک میکند تا حمله اسکندر مقدونی به ایران نه بهصورت اسطورهای، بلکه بهعنوان یک رخداد تاریخی چندلایه فهم شود.

پس سلسله سلوکوس یا همان سلوکیان چه میشود
واقعا چیزهای که گفته شد ه قابل تعمل است ولی من نظری ندارم ………………….به امید روزی که واقعیت های سلطنت های کبیر اریایی وایران باستان بر صفحات علمی کتب تاریخی ایران زمین کنونی نفش ببندد ووبدانیم از کجا امده ایم و امدنمان بهر چه است /پاینده ایران زمین عزیزمان
تاریخ (عیلام_هخامنشیان تا جموری اسلامی)تقریبا ۷ هزار سال
راحت میشه دروغ ساخت و تحویل مردم داد
ضمن اینکه پدر تاریخ جهان هردوت (۱۰۰ سال بعد اسکندر) برای معیشت خود کتاب می نویسد _ یه ادم عادی روزی ۲-۳ تا دروغ میگه
شاهنامه منبع خیلی خوبیه
به امید پیشرفت وطنم
یعنی هرودوت روزی سه دروغ میگفته ولی فردوسی نه؟؟؟اگه فردوسی دو سوم دروغاشو توی شاهنامه نوشته باشه ۷۳۰=۳۶۵*۲تا دروغ توی سال و۲۱۹۰۰=۳۰*۳۶۵دروغ در کل شاهنامه وجود دارد.
فردوسی به خاطر اینکه پاداشی را که انتظار داشت از سلطان محمود نگرفت دق کرد و مرد.اسم این امرار معاش نیست؟؟؟؟
از کی تا حالا شاهنامه کتاب تاریخ شده؟
تا افرادی مثل تو تاریخو تحریف میکنن کشور ما جهان سومی باقی خواهد ماند.
به امید روزی که تاریخ درست نوشته و خوانده و گفته شود……
تا حالا شاهنامه نخوندی مثل یا خسرو شیرین رو نشنیدی چرا گیر دادی به فردوسی یه بار میگید افسانه است یه بار میگید درس تاریخ نیست پس نامه رستم فرخزاد به برادرش چیست فردوسی چهل سال برای زنده نگه داشتن فرهنگ ایران تلاش کرد نه پاداش الان نام فردوسی مانده یا سلطان محمود همین رو هم در شاهنامه نوشته چو ایران نباشد تن من مباد جهان اول دوم سوم رو حکومت تعیین میکنه همون طور که امیر کبیر گفت مسئول همه خرافات ما هستیم چون در دانشگاه ها به مردم اموزش ندادیم چرا توی هرچی کم هستیم میگید مردم توی هر چی زیاد میگید حکومت و همچنین شما دارید تاریخو تحریف می کنید که ایرانیان اسلام را با اغوش باز پزیرفتند (مرگ بر کسانی که باعث شدن ماجهان سومی باشیم ) درود بر کسانی چون فردوسی که نگذاشتند فرهنگ جهان اولی ایران از بین برود تو وقتی برای چیزی ۴۰ سال تلاش کنی و ازت بگیرند دق نمی کنی مرگ بر کسانی که قدر شناس این افرد نیستند
امیر کبیر گفت
اول فکر کردم حکومت وزیر دانا میخواهد بعد فکر کردم حکومت شاه دانا میخواهد اما در آخر فهمیدم حکومت مردم دانا میخواهد
به نظرم اگه حکومت جلوی تحریف تاریخو بگیره کار خیلی خوبیه
بات متاسفم که برای دیگران آرزوی مرگ میکنی
و در ضمن من کی گفتم ایرانیان اسلام را با آغوش باز پذیرفتند؟
چهارصد سال طول کشید ایرانیان اسلام بیاورند
الان نام هر دو مانده
فردوسی به خاطر زنده نگه داشتن زبان فارسی و سلطان محمود به خاطر فتح هند
من آرزوی مرگ برای کسی ندارم
اما امیدوارم با وجود شما ما جهان چهارمی نشویم
اگه منظورت این شعره :
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت
جهان را دگرگونه شد رسم و راه تو گویی نتابد دگر مهر و ماه
ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت
ادب خوار گشت و هنر شد وبال به بستند اندیشه را پر و بال
جهان پر شد از خوی اهریمنی زبان مهر ورزیده و دل دشمنی
کنون بی غمان را چه حاجت به می کران را چه سودی ز آوای نی
که در بزم این هرزه گردان خام گناه است که در گردش آریم جام
بجایی که خشکیده باشد گیاه هدر دادن آب باشد گناه
چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
هر که باشد ، بر من دشمن است کژ اندیش و بدخویی و اهریمن است (*)
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود ..
باید بگم که جعلیه!!!!!
(*) – در نسخه های قدیمی این شعر جعلی بیت دوازدهم وجود ندارد و اخیراً به آن اضافه شده است!!!
و اما ، دلایل جعلی بودن این شعر به نقل از سایت های مختلف :
سال ۱۳۸۹ آقای هادی انصاری به این شعر پرداخته و مواردی را مطرح نموده که به عنوان خلاصه برخی چنین هستند :
– بیت شعر ” دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود ” در بخش ” رزم کاووس با شاه هاماوران ” آمده است و ربطی به جنگ یزدگرد و اعراب ندارد .
– فردوسی در هیچ کجای شاهنامه از کلمه ” تفو ” استفاده نکرده است .
– فردوسی در بخش دوم از پادشاهی یزدگرد سروده است : ” چو با تخت منبر برابر کنند همه نام بوبکر و عمر کنند ” . اما جاعل یا جاعلان ضمن استفاده از این بیت در شعر بالا به جای فعل کنند ، شود استفاده کرده اند تا معنای ضد دینی به آن بدهند
– دو بیت ” ز شیر شتر … ” و ” که تاج کیانی … ” در برخی نسخه های شاهنامه و در بخش ” الحاقی ” آخر کتاب دیده می شوند (برخی گردآورندگان شاهنامه از جمله خود آقای فروغی چنین بخشی را به آخر شاهنامه اضافه کرده و اشعار و ابیاتی را که تصور می کردند متعلق به فردوسی است اما در اصل شاهنامه نیاورده را به عنوان الحاقیات اضافه نموده اند) . اما واقعیت این است که منشا اصلی این دو بیت به کتاب ” قصه حمزه ” باز می گردد که از جمله آثار منظوم قدیمی ادبیات فارسی است و با نام هایی مثل حمزه نامه ، رموز حمزه و حمزه صاحب قرآن هم شناخته شده است . مرحوم دکتر جعفر شعار در نسخه حمزه نامه ایی که سال ۱۳۴۷ در دو جلد گردآوری و منتشر نمود اصل این دو بیت را به این گونه آورده است :
به شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را بدین جا رسیده ست کار
که ملک عجم شان کند آرزو تهو باد بر چرخ گردان تهو!
در این داستان عربی حمزه نام به دربار خسرو انوشیروان راه یافته و بخاطر لیاقتی که از خود نشان می دهد ارتقا می یابد اما دشمنان و بدخواهانش که از وی پیش خسرو گله می کنند این ابیات را به کار می برند . اما ظاهراً عده ایی عمداً یا سهواً و با تغییر این ابیات آن را به شاهنامه فردوسی منصوب نموده اند!
دوست عزیز تهمت زدن آسان است هر موقع شما توانستی چند بیت مثل فردوسی از خودتان بنویسید بعد میتوانید به ایشان خورده بگیرید . پس کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن
متاسفانه در ایران هر کسی که به ما حمله میکنه بهش میگیم بیشعور و پست بوده از اعراب مسلمان گرفته تا اسکندر مقدونی فکر می کنید چرا مردم با بهانه آوردن الکی عرب هارو بد نشون میدن ولی در واقع مشکل ما یه چیز اینست اونم اینه که اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و چون مسلمان بودند صدای اونو در نمی یارن اسکند مقدونی در ایران کم کسی می شناسه اسکندر شاید جوان بوده و بی تجربه ولی هوش بالایی داشت!این که یه امپراطوری بزرگ و قدرتمند بسازی(در سن جوانی) نشانه ی نبوغ فرد بوده حتی اگه دقت کرده باشید حرف های اسکندر در بین حرف های بزرگان به چشم می خوره این که می گن اسکندر وحشی بوده آیا باز هم صحت داره؟آیا کوروش و داریوش و امثال انها انسان بودند؟آیا انسان دوستانه عمل می کردند؟ترجمه کتیبه های داریوش و کوروش اینو گفته که هر کسی که بر الیه من کاری انجام می داد اونو به نیزه وصل می کردم سپس انهارا در آتش می سوزاندم این ها حرف های یک انسان قدرتمنده؟آیا هیچ کدوم آزادی بیان ندارند؟آیا دوباره میگین اسکندر فلان و فلان و فلانه؟هیچ می تونید بر سر تخت جمشید می اومده؟خیر خیلی ها اشتباه فکر میکنند خود جناب مرتضی هم گفتند که تخت جمشید از سنگ آهن کربنات کلسیم ساخته شده که آتش نمیگیره و شاید ذوب بشه که اونم دمای بالایی می خواهد ماجرای تخت جمشید این بود که به هر دلیل شاه آن زمان کشته شده و کسی رهبری خاصی برای ساخت تخت جمشید نکرده و همانجور نیمه مانده هر کسی هم که باور نداره بله کتاب های پورپیرا رو بخونه من دیگه حوصله جواب دادن به حرفاتون ندارم
همینکه به یک کلاهبردار بیسواد به نام پورپیرار متوسل میشی ارزش حرفاتو نشون میده.
انسانیت کورش کبیر رو کسانی مثل مکارم شیرازی و علامه طباطبایی میتونن تشخیص بدهند نه یک پانعربیست یا پانترکیست که خودش از انسانیت بویی نبرده.
در مورد داریوش بزرگ هم گفتهاند نابغهی باستان.
دربارهی اراجیفی که درمورد مخالفان هم گفتی، اینها را دربارهی قدیسان اسلام هم زیاد میگن. هرچند هیچکدام یا سند ندارند و یا اگر داشته باشند از عقلانیت آنها سرچشمه میگیرد نه «آزادی بیان» که یک حقهی غربی است برای فریب افراد با آیکیوی ضعیف
هر کسی مخالفتون حرف میزنه سریع همه ی انگشتا به طرفش گرفته میشن و همه ی دهان ها میگن پانترکیست و پانعربیست و پانژرمانیست و….
هیچ به این فکر کردید که خودتون پانفارسیست هستید(مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیست ولی از اصولش پیروی میکنه)
وقتی کسی انقدر عقده ای باشه که مخالفانش رو عریان توی شهر بگردونه بازم نابغه ی باستان هست؟
وقتی کسی پدربزرگش رو میکشه بازم انسانیت داره؟
همینکه میخوای تاریخو تحریف کنی نشون میده چقدر باسوادی
اقای باسواد،جناب باسواد،الهه انسانیت، بی شعور…… داری هشتاد سال از تاریخو به سایه جهل فرو میبری
میترسم فردا بهم بگین پان یونانیست(اینم مصوب فرهنگستان نیست) ولی میگم… سلسله بطلیموسیو چیکار میکنی سلسلسه سلوکوسیو چیکار میکنی
سلوکیان در سوریه بودن و هیچ ربطی هم به الکساندر و قلمرو ایران نداشتند تنها از خاندان هاژ یونانی بودن که از قبل در سوریه بودن. دوست عزیز انتظار نداری که وقتی یکی میاد به تاریخت توهین میکنه بیایم و ازتون تمجید هم بکنیم
سلام . زمانه به من نشان داده هر چیز ی در خلقت از الست تا عدم همه در یک شیب دایره ای و پاندول وار سیر می کند با یک نظریه و ایده متولد و با یک اشتباه و خرافات افول می کند یا با یک دم شروع و با یک بازدم تمام می شود . دوست عزیز الان چه کار می کنیم کاری من به قبل ها ندارم آنچه من دیدم این بود شخصی بنام آیت الله خمینی بدون داشتن سپاه و ارتش و هیچ طرفداری بلا عقیده و عزم ر اسخ سخن حق راگفت و فشارات تبعید و توهین ها ی زمان خودش را به جان خرید در طول مدت مبارزه گروهی از جوانان جویای نمام و قدرت و عوام مردم را با خود همراه کرد و بلا فرقه های خاص زمان خود چیدمانی از قدرت را پدید آورد و با همراه ساختن ارتش توانست حکومت بختیار و شاه را سرنگون کند در دادگاه هم بیشتر همان خودفروخته گان کشته شدند و مقبر ه رضاخان که اتلان حوزه علمیه قم است بعد تخریب جای آن ساخته شد البته چیز های زیادی تخهریب و چیزهای زیادی ساخته شد . حال الان زمان ما آیا نباید در خودمان تغییر ایجاد کنیم و خودمان برای دیگران بعد از ما و آیندگان الگو باشیم بهتر است چیزی را به مردم بیاموزیم که در زندگی آنها تاثیر دارد و آیندگان در مورد عمل ما نظر دهند مثل دانشمندانی مانند ادیسون و لومیر و نیکولا تسلا و ارشمیدس و …. البته ما دانشمند داشتیم مانند ابن سینا و زکریای راضی و …… ولی مال ما نظری و لفظی ولی مال آنها عملی و زندگی بود الان حکومت آنها را ببین و الان حکومت خودت را ببین یا الان رفاه و آداب آنها را ببین و بات خود قیاس کن من نمی گویم تمام موارد آنها یا ما غلط است لیکن می گویم الان خودت و هر شخص را مد نظر قرار بده من به نظر شما ارج می نهم ولی تاثیرش در الان زندگی من یک ریال ارزش ندارد . با تشکر شمس
اولا اون زکریای راضی نیست و زکریای رازی است. ثانیا وی کاشف الکل و گوگرد است یعنی عملی نه به قول تو لفظی! ابن سینا هم کاشف بسیاری از درمانهای پزشکی است که این هم عملی است.
ثانیا وقتی میخواهی کسی را خدا کنی، مطالعه کن دربارش که مکر و جنایت نکرده باشد چراکه که در قرآن صریحا نوشته هرکسی بیگناهی را بکشد در جنهم جاویدان خواهد بود.
پس مطالعهای راجع به تیمسار پاکروان، کریم دستمالچی، دکتر عاملی در گذشته و آیتالله جعفری تبار (نوهی آیتالله صدوقی) در چند سال گذشته بکن.
من به شما توصیه میکنم اخلاقیات بویژه «غیرت» را بشناسی و آن را تقویت کنی. اگر کردی نسبت به گذشتگان بیتفاوت نخواهی بود و نسبت به آیندگان هم وجدان پیدا میکنی.
دربارهی طرز فکر ژاپنیها و آلمانیها تحقیق کن که چرا بدون استعمارگری (مثل انگلیس و آمریکا و فرانسه) از مرگ به ثروت و دانش رسیدند تا بفهمی چیزی جز وطنپرستی نمییابی.
ابن سینا عقیده داشت دانه های سرخک که در بدن نوزاد به وجود می آید خون مادر است که در زیر پوست او گیر کرده و در ضمن در آخر به وسیله بیماری از دنیا رفت.هنوزهم میگویید کاشف بسیاری از درمانهای پزشکی است؟
شما بهتره پژوهشی ژرف تر در تاریخ ایران داشته باشید تا به گفته های کتزیاس استناد نکنید . با مطالعه در گفته های کتزیاس به خوبی مشخص که کتزیسا تنها گفته های کاروانهای اطراف یونان را شنیده و هیچگاه حتی وارد آسیای صغیر نشده . بعلاوه نویسنده درک زمانی و جغرافیایی از هیچ کجای ایران نداره . مثلا گفتارش در رابطه با زرتشت بزرگ و بسط دادن آن به عنوان لقب به یک زنی که اصلا وجود خارجی نداشته به نام سمیرا یا سمیره که به گفته ی او ایزد بانویی بوده و کتیبه ای نوشته درآشور که در آنزمان آشوری وجود نداشته واین کتیبه خیلی شبیه کتیبه ی بیستون هست .
جدای از این همون توصیفات کتزیاس از ببر که براش چشم و گوش آدم هم میزاره کافیه تا آدم بفهمه نویسنده چقدر از علم دانش دوره چه برسه به اینکه پزشک باشه . آنهم پزشک شاهنشاه
از نظر تاریخی با توجه به گزارش گزنفون از دیدن کتزیاس و سال تولد ومرگش ، نوشته های کتزیاس در سنین بیش از ۱۰۰ سالگی وی نوشته شده که خود این هم جای تفکر داره .
جدای از این بارها مورخین یونان گزارش دادن که برخی برای کسب درآمد و گرفتن پول در اضای شنیدن افسانه ها و توهماتشان از ایران هخامنشی ، به چه دروغ ها و افسانه های دامن نمی زدند .
در ضمن اون انجیل نیست که باسد از پارسه و شوشو بابل و هگمتانه و…. صحبت کنه
اسمش توراته
جلوی چشم ادم یه کلاغ چهل کلاغ میشه وای به حال تاریخ
منکه کلا هیچی رو قبول ندارم فقط میدونم زمان داره میگذره
عمر تموم میشه ،، مغز انسان مدام مشغول طرح
سوال و پاسخ دادن به آن میباشد و جواب تمام سوالهاش رو لحظه مرگ میگیره زیاد خودتون رو خسته نکنید از زندگی لذت ببرید
منم مثل تو فکر میکردم ولی بعدها فهمیدم ملتی که تاریخ را بدرستی دک نکنه همیشه برده کسانی خواهد بود که تاریخ را به میل خودشون ثبت میکنن.
تعصبی نیست اگه کسی ثابت کنه اسکندری با این خصوصیات واقعیت داره ممنونشم میشیم چوناز اشتباهات تاریخیمون درس میگیریم
مگر الان عصر حجر هستیم که درس عبرت داشته باشه؟ یا فکر کردی هنوز جنگ ها با شمشیر نیزه است؟!!
وقتیکه معنی یه پیامی رو نمیفهمی میشه نمونه شخص شما هست که انسان ناشی وقتیکه میگه درس عبرت بگیری از تاریخ منظورش اینه که مردم از گذشته درس بگیرند که دچار اشتباه نشوند وباعث بدبختیشون بشه نمونش همین رژیم کثافت آخوندهای در ایران عزیز ما که اگر ملت سال ۵۷ تاریخ کشورش رو میدونست حرف این کثافت خمینی گجستک رو قبول نمیکردند وبلند نمیشدن بیان کف خیابانها شعار بدن ویه حکومت فاسد سرتاپا کثافت رو بیارن سرکار ویه حکومتی که خدمت میکرد به ملت رو سرنگون کنند چونکه پیشینه این اخوند حرامزاده رو نمیدونستن این یعنی عبرت گرفتن از تاریخ.امیدوارم ادمین اینجا اینقدر شهامت گذاشتن این پیام من داشته باشه که غیر از این نشانه نداشتن شهامتشه…امیدوارم تو مغزت رفته باشه که بفهمی عبرت از تاریخ معنیش چی میشه ونادان نمانی برای همیشه
متاسفم که حتی نمیتونید چند جمله بنویسید بدون بی احترامی به عقاید بخش اعظم مردم. توهین میکنید به ملت ایران و متهمشون میکنید. باید گفت که این شمایید که چیزی از تاریخ نمیدونید ،وگرنه براتون روشن میشد با انقلاب ۵۷ ایران از شر ذلت حکمرانی غیرمستقیم بیگانگان و استعمار و بردگی نجات پیدا کرد. چشمانتون رو باز کنید و قدرت امروز ایران رو ببینید! ۶۳ هیأت خارجی برای تسلیت مرگ رئیس جمهور ایران به کشورمون اومدن ! اسرائیل رو زدیم ،اما جرأت نکرد پاسخ بده . پایگاه آمریکا رو در عین الاسد زدیم اما جرأت نداشتن پاسخ بدن . وقتشه چشماتون رو باز کنین !
عذر میخوام میشه iraneziba88 این آیدی اینستا رو فالو کنید خواهر گلم
تویی که میگی مگه زمان شمشیر زدنه گه جنگ فقط شمشیر زدن بوده اقتصاد.نیرو.استراتژی . شناخت مکان . استفاده درست از وسایل
تو وقتی اینارو درک نکنی همین حرفا رو میزنی و وقتی میگن اسکندر ایرانو گرفت میگی بله درسته یونانیون بر ما برتری دارن و تو کتاب های درسیمون هم این مزخرفات رو میارن و تو مغز ما میکنن
بعد میگی زمان قدیم بوده به ما چه
باید غیرت تاریخی داشت بهتون به چشم شکست خورده از مقدونیه نبینن کلی فیلم مزخرفات از اسکندر دروغ گفتن که چرا ایران و ایرانی رو کوچیک نشون بدمن چون بزرگ بوده شما نباید اینو قبول کنی
اشتباهاتی همچون عثمانیان کردن الان ایران خودمون داره همون اشتباه رو تکرار میکنه .پس باید از تاریخ درس گرفت
احسنت درود
سلام. احسنت کاملاً درسته
کوروش و اسکندر و برزن و…. همه شان الان مرده اند
خوب بوده باشند یا بد بوده باشند به خودشان مربوط بوده خودشان هم در آخرت نتیجه اعمالشان را خواهند دید
دعوایی بین خودشان بوده. هیچ ربطی هم به ما ندارند نان و آب هم برای ما نمیشوند
این بحث و دعواهایی که در این گونه صفحات هست در یک کلام واقعاً بیهوده و مسخره است این قدر خودتون رو برای این گونه مسائل بی ارزش مثل کوروش و برزن و اسکندر و…. رنج و آزار ندهید واقعاً مهم نیست ارزش درگیری ذهن و خودخوری و دانستن نداره کوروش و اسکندر و همه سربازشون هم دو هزار سال پیش مُردند تمام
ای کاش فرا تر از نان و آب هم دغدغه ای داشتید ، ای کاش میفهمیدید ایران ستیزی و عرب پروری و غیره از کجا سر چشمه میگیره ، ای کاش میفهمیدید ، چی شد که کم کم ایران کبیر رو به انزوا کشوندن تا حالا امثال جناب عالی فقط نون و آب رو مشکل مملکت بدونی کمی تفکر کن برادر!!!!
کاربر النا
متوهم بیچاره
اصلاً چی چرت و پرت نوشتی؟
مثل اینکه این خانم از تبار ترک ها باشه چون متاسفانه این نژاد در ایران هیچ چیو قبول ندارند الا هویت متوحش و ساختگی خودشونو
پسر جون آدم باش متوحش خودت وجدوآبادته بچه جون با ترکها چکار داری شماها اونقدر کثیف نژاد پرست هستی که فوری ایشون رو به ترکها چسبوند نمیدونم خودت از کدوم اقوامی که اینجوری از ترکها یاد میکنی ولی اونقدر جاهلی نمیدونی که ایران با همین اقوام زیبا شده وترکها ولرها کردها شمالیها عربهای خرمشهر خوزستان همه در موقع خودشان و۸سال جنگ دلیری ها نشون دادن پس تفرقه افکنی نکن انسانیت رو پیشه بگیر
ای کاش میدونستید اونها هم بفکر شکم و زیر شکمشون بودن ک کشورگشایی میکردن منظورم سربازای هخامنشی و ساسانی و و… هست.
چقدر یک انسان میتونه نادان باشه کشور گشایی برای نان اونم یک سربازی که میدونه رفتنش به میدان جنگ برگشتی نداره واقعا بعضی افراد چی فکر میکنن پیش خودشون
میگما همه اینا که گفتین درست. ولی خواهش میکنم اگه رگ میهن گراییتون گل کرده دیگه نگین ایران کبیر بگین ایران بزرگ :*)
بدبختی این ملت هم زمانی شروع شد که به بهانه اب و نان مجانی ریختن تو خیابون این ملت اول و اخر اسبر شکم بوده و هست اصلا این مباحث در حد تفکر اونها نیست
ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به فناست.
اگه تاریخ واین موضوعات بی ارزش هستند پس چرا تمام کشورهای دنیا این همه تلاش میکنند وهزینه های سنگین میکنند برای تاریخ کشورشان حتی جعل تاریخ به نفع خودشان مثل اروپا و ترکیه اسرائیل وعربها و….
چقدر بیسوادی مگه انسان گاو هست فقط فکر آب و نان باشه ؟ متاسفم برای امثال تو
تو هم قراره بمیری پس چرا اومدی اینجا پیام مینویسی برو برات نون و اب نمیشه 😂
داداش حق میگی من تسلیم :))))
دوست عزیز هیچوقت اسکندر رو با کوروش کبیر تو یک ترازو نزار اسکندر هر کس بوده درست شجاع و لیر بوده ولی جنایتکار بود خونخوار ولی کوروش کبیر فرستاده خدا بوده در سوره کهف آیه ۸۵ خدا خودش میگه ما اورا فرستادیم وبه او قدرت فتح دادیم
میدونی چرا ما آنقدر دشمن داریم . بخاطری که ما تاریخ و اصالت ایرانی بودنمون رو فراموش کنیم. ما بارها تو تاریخ ثابت کردیم قدرت جهانی داریم .برای همین دشمن نمیخواد ما دوباره قدرت بگیریم. پس تاریخ ناموس ما هست اگه ما اشتباه کنی به ناموس مان دست درازی میکنن .نگو نان و آب نمیشه . اجدادمان بخاطر ما جنگیدن که الان من شما و همه تو خاکمون تو وطن خودمان آزادانه زندگی کنیم . متاسفم برای طرز فکر تون.غربی ها میلیارد دلاری فیلم می سازند تا تو سرما بزنن بعد شما میگی آب و نان نمیشه
با مرتضی موافقم
جالبه به میراث کوروش افتخار می کنند
اما ۱ ذره تحقیق نمی کنند .
حمبه الکساندر به ایران دروغ ۲۳۰۰ ساله
مردم ما چیزهای خیالی رو سریع باور می کنند
گل گفتى پس اشکانیان چى؟؟؟!!!!اونم نبوده اقا دروغه:))
اشکانیان ربطی به بودن یا نبودن اسکندر نداره
اصن ممکنه اسکندر ایرانی بوده باشه
اره اسمش اسکنتار بود
اگ ب اخرش توجه کنی میگه واقعیت اینه که داریوش سوم توسط مرزبانش کشته شد که واقعیتش اینه که اشک به داریوش سوم حمله کرد و فرار کرد تا توسط ماهوی مرزبان کشته شود که غربیها بجای اشک اومدن اسکندر رو به تاریخ غالب کردن و حدود صد از تاریخ مارو تحریف کردن
اگر طبق روش شما خواسته باشیم پیش بریم باید هرچی بر خلاف ملت ایران پیش افتاده و به ضرر کشور تموم شده بگیم تحریف تاریخ هست ، و همه دروغ میگن .
تا اونجا که متوجه شدم خیلی ها از ایرانی ها خوششون نمیاد به دلایل زیاد و سعی دارن تا جاییکه میتونن دانشمندانو افراد بزرگ مارو هم به نام خودشون ثبت کنن. من میدونم باید غیرت داشته باشیم برای خون هایی که داده شده برای ایرانی هایی که معتقدم بیشتر دنبال ساخت و ساز و پیشرفت بشریت بودن تا صرفا دنبال کشور گشایی و امورات دنیایی(که دقت بفرمایید جایی از تجاوز سربازان ایرانی در تصرف آتن تا زمان خروج آنها چیزی ثبت نشده(باوجود نبودن در کنار خانواده تا بیشتر از یکسال))
مگه اون موقع ثبت میکردن تجاوز یه سربازو؟؟
یونانیا با کشتی شهرو تخلیه کرده بودن قبل شکستشون پس طبیعیه تجاوز نشده باشه
چون که هیچکی داخل شهر نبوده که بخوان بهش تجاوز کنن
اولاً که بله… مسلم بدانید که اگر سربازان ایرانی به مال و جان احدی از مردمان در شهر آتن و یا هر جایی در یونان تجاوز میکردند، مورخین یونانی یک کلاغ را به چهارصد کلاغ رسانده بودند و الان هم بعنوان سند جنایات و ظلم تاریخی ایرانیان در حق مردم یونان، در کتب تاریخی غربی به ثبت رسیده بود ولی خوشبختانه حتی در هیچیک از اسناد و منابع تاریخی یونانی و غربی هم چنین چیزی در رابطه با سربازان ایرانی موجود نیست. دوماً میگوید که مردم آتن در زمان حمله ایرانیان سوار کشتی شده و از شهر خارج شدند؟!!! میتوانید روشن فرمائید که این حجم از جمعیت مردم دقیقاً به کجا و چه نقطه ای رفتند؟! منبع شما برای چنین تئوری دور از ذهنی کجاست؟؟ باز هم چنین چیزی حتی در هیچیک از منابع خارجی موجود نیست. بلکه طبق اسناد معتبر، مردم یونان در هنگام فتح جزایر یونانی توسط سربازان داریوش و فتح آتن بعدها توسط خشیارشا در شهر حضور داشتند و حتی شخصی از مردمان آتن خشایارشا و هیبت وی را با زئوس خدای خدایان یونان مقایسه کرد…باور ندارید؟ تحقیق و جستجو کنید. کار چندان سختی نیست.
منبع من تاریخ هرودوت است این حجم از جمعیت میتوانستند به اسپارت یا دیگر دولت شهرهای یونان رفته باشند تئوری دور از ذهن؟؟؟هرکس هرچه مخالفتان بگوید سخنش میشود تئوری دور از ذهن؟؟؟؟منبع شما برای آن به قول خودتان تئوری دور از ذهن چیست که میگویید خشایارشا را با زئوس مقایسه کرد؟؟؟ کدام انسانی دشمنش را با معبودش مقایسه میکند؟؟؟؟
اتفاقا اینکه خشایار شا مقایسه میشه با زئوس یه جمله خیلی معروفه که خود هرودت گفته بعدش اینکه میگی چطور میشه ادم از دشمن خودش تعریف کنه چطور ایرانی ها کلی از المساندر که دشمنشون بود توی شاهنامه تعریف کردن😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
منبع شما قابل اطمینان نیست اندکی طعام بنوش و کتاب بخوان که توکیدیدس قابل اطمینان تر است
بخش اول سخنان شما صحیح ولی چند روز وقت برای تخلیه بوده یهو در نرفتن به جزایر همسایه نقل مکان کرده و پیر پاتالان و کور و چلاغان رها نموده و نوشادور میل کردند
ترموپیل زیاد با آتن فاصله نداره بعد چطور اونا وقت کردن که آوقه فراهم کنند همه آتنیارو جمع کنند و بعد اون همه نفرو سوار کشتی کنند.؟اون زمان ایرانیا نزدیک آتن بودند پس هرگز وقت اینو نداشتن که فرار کنند جز سربازان که از اول سوار کشتی بودن
با شعار ایران ایران و غیرت و اینجور چیزا وارد بحث میشی معلومه که یک تعصب کور کورانه در افکارت هست جغرافیای سیاسی به نام ایران از سال ۱۳۱۳ به این طرف بوجود اومده پس اسم ایران رو به باستان ربط نده چون در زمان باستان هیچ مرز ثابتی بین جغرافیاها نبوده و مدام در حال تغییر بوده پس برای تایید تفکرات و بینش خودت سعی نکن از تحریک دیگران استفاده کنی
اسم این جغرافیا هیچوقت ایران نبوده حتی توی اشعار فردوسی نگاه کنی ایرانی که ازش تعریف میکنه تنها بخش کوچیکی از قسمت شرق این جغرافیا رو دربر میگیره و بیشترین قسمتش مربوط به افغانستان میشه
همچنین در اشعار فردوسی ایران مد نظر فرودسی درحال جنگ با پارس کرمان گیلان و توران هستش یعنی این مناطق هیچ ربطی به ایرانی که فردوسی ازش یاد میکنه نداره
اسم ایران از نام قدیم افغانستان که همون اریانا هست دزدیده شده و با توجه به جعل گسترده ی تاریخ در دوره ی رضاشاه برای بوجود اوردن ناسیونالیسم ایرانی حتی احتمال اینم هست که اشعار فردوسی هم توش دست برده باشن
یا دیگر شاعران
طبق تحقیقات زبانشناسان حتی زبان فارسی یا همون دری هم زبان بومی این جغرافیا نبوده و از مناطق شرقی خراسان و افغانستان و تاجیکستان وارد این جغرافیا شده
دوست عزیز اگر منابع شما کل شاهنامه است این را هم توجه کنید که فردوسی میفرماید اگر رستم یلی بود در سیستان من آوردمش به این داستان . پس نام داستان را خوب ببینید و نام سیستان را . نه نام افغانستان را.
مثلا این بیت از شاهنامه اینگونه میشه:
سوی بهره بر سوی آریانا برم
ز ترکان بزرگان و شیران برم
نه تنها قافیه بهم خورد وزنش هم از دست داد😂
لطفاً برای حرف های خود سند معتبر رو کنید.
چرا دری وری میگی ماهوی مرزبان در زمان یزگرد سوم بود
نگاه کنید من خودم باور دارم که اسکندر به ایران حمله کرده اما من از یک دانشمند و تاریخ نگار ایرانی شنیدم که گفته اسکندر سپاهیانش خیلی کم بودن برای همین از شورشیان مصر کمک گرفت که چندصد هزارنفر بودن.اونا از دوران کمبوجیه از ایرانیان متنفر بودن چون کمبوجیه گاو مقدس مصریان رو کشت و این کارش برخلاف پدرشان یعنی کوروش بزرگ بود برای همین از اون موقع کینه داشتن.گفته میشه همان زمانی که مصریان و اسکندر شورش کرده بودن پارت ها یا همان اشکانیان هم شورش کردند و خراسان را گرفتند حکومت هخامنشیان هم قدرتشو برروی دفع اسکندر و مصریا گذاشته بود.چون حاضر بودن ایرانی ها حمله کنند ولی اجنبیا و خارجی ها نه.برای همین هخامنشیان تونستن جلوی اسکندر رو بگیرن.اینکه میگن یونانیان تا هند پیش روی کردن امکان داره اشتباه لفظی باشه.گفته میشه آنها تا هندیجان پیش روی کردندو فکر کردند چون از سرزمینشون خیلی فاصله گرفتن و اسم اینجا شبیهش بوده هند بوده.اونها بابل رو فتح کردن ولی پارسه را نه بلکه پارسه توسط اشکانیان فتح شده.بعد که اسکندر مرد فرمانده هانش وظیفه می دونستن نیمه شرقی و اصلی ایران رو فتح کنند و فرمانده یونانیان یعنی سلوکوس برضد اشکانیان وارد جنگ شد که حدود۸۰سال این جنگها طول کشید که درآخر پارتها پیروز شدند و اشکانیان شکل گرفت
داستان جالبی بود… ای ول
هرودوت گفت کمبوجیه گاو مقدس مصریان رو کشت اما طبق کاوش های باستان شناسان متوجه شدند گفته هرودوت دروغ است یک سرچ کنی میبینی
تاریخ که فیزیک نیست اثبات کنى عزیز برهان بیارى حمله کرد نابودمون کرد اه داریوش از میدان نمیگریخت اسکندر شکست میخورد شمادارى قهرمانهاى ما مثل اریوبرزن را زیر سوال میبرى نکن اقا جان
خیلی راحته. گفتن اسکندر اومده بالاسره مجسه خشایار شاه گفته به خاطر حمله هات به یونان مجسمتو داغون کنم؟ یا بخاطر خوشنامی و راستی و درستیت باهاش کاری نکنم؟ ببین دوست من آریو برزن درسته ولی نه این طور که اینا میگن و مرد. اگه مرد سنگ تراشه توی دره چیه پس؟ک میگه یارو رو کشته؟ تراشیدن سنگ نوشته کار یک رو و دو روزم که نیست. ۱۰ تا دروغ رو با ۱ حقیقت میگن ک مردم باور کنن.
دوستان گرامی نظر به اهمیت موضوع فوق باید اشاره نمود که ما فرض را بر این می گذاریم که چنین موضوعی افسانه و یک دروغ تاریخی است و مدت زمانی را که اسکندر مقدونی از سرزمین خود، مقدونیه حرکت کرده و تا زمان مرگش ( ۳۲۳ ــ ۳۳۶ پ.م.) و پس ازآن تا زمان آغازحکومت سلوکیه ( ۳۱۲ پ.م.) به کلی یک تحریف تاریخی و از اندیشه های خام خاورشناسان و مستشرقین اروپایی تراوش کرده باشد و از طرفی به گفته آقای دکتر صفی زاده تکیه کنیم که آن سلسله دروغین سلوکی هم در ایران انجام نشده باشد، پس به این پرسش های زمانی چگونه می توان پاسخ داده شود که:
۱) بین مرگ داریوش سوم به دست « بسوس» ( والی بلخ) به سال ۳۳۰ پ.م. ( اگر این معیار تاریخی را که اکثر مورخان به آن معتقد هستند، باشیم) تا آغاز حکومت ارشک ( اشک اول) بنیانگذار سلسله اشکانی به سال ۲۵۰ پ.م. ( که این هم قول اکثر مورخان بوده، اگر آن را قبول داشته باشیم)، فاصله یی به اندازه ۸۰ سال را در برمی گیرد. چنانچه وجود اسکندر مقدونی و موجودیت سه پادشاه سلوکی را در ایران منکر شویم، ایجاد خلاء زمانی می کند. در این صورت دوره فترت ایجاد شده، چگونه می تواند توجیه پذیر باشد؟ و چه موضوعی را باید جایگزین آن بکنیم تا خلاء موجود پر شود؟
۲) در مورد افسانه بودن سلسله سلوکیه به تعبیر آقای دکتر صفی زاده، این پرسش مطرح می شود که چنان چه اگر سلسله مذکور را در ایران منکر شویم، چگونه می توانیم از سلسله « یونانی ــ باختر» (= یونانی بلخی یا سلسله باکتریان) نام ببریم که بنیانگذارش « دیودوتوس» اول بوده و به قول اکثر مورخان از طرف سلوکوس اول به سمت ساتراپ (= شهربان/ شهرپ) بلخ انتخاب شده بود. اما در سال یازدهم حکومتش در این شهر، برعلیه « آنتیخوس دوم» ( شاه سلوکی) قیام کرده و پس از سکه زدن به نام خود، استقلال خود را اعلام نمود و سه خاندان از این سلسله به مدت ۲۳۰ سال ( از ۲۵۰ تا ۲۰ پ.م) حکومت داشتند که سرانجام توسط شاهان « سکایی ــ سیستانی» منقرض شدند. بنابراین چنین سلسله یی که اصالت یونانی دارند و بنیانگذارش نیز بر علیه آنتیوخــــــوس دوم قیام کرده بود، آیا آن هم می تواند از طریق این روزنه ارتباطی، افسانه بوده باشد؟
۳) ارتباط چاندرا گوپتاه ( ۲۹۶ ــ ۳۲۱ پ.م.) بنیانگذار سلسله « موریاها» (= موروا) در هند، با سلوکوس اول که در یک متارکه جنگی، دخترش را به زنی گرفته بود، اما در قبال آن، ۵۰۰ فیل به سلوکوس اول داده بود [ مشکور، ۱۳۴۷/ ج۱/ص۳۰۴] چگونه می تواند توجیه شود؟ آیا سلسله موریا ها هم در برخورد با سلوکوس اول، آنهم می تواند افسانه باشد؟
۴) فرض کنیم همۀ این گزارشات غیر واقعی بوده باشد. آیا به قدرت رسیدن اشکانیان در جدال با آنتیوخوس دوم هم آمیزه ای از افسانه است؟ …»
رضا دستیاران
۱۴/ ۷ / ۱۳۹۱
بله ما نمیتوانیم سلوکیان را منکر بشویم پس باید بگوییم اسکندر و فتوحات ایشان کذب است و الباقی درست، شاید از یونانیان مقیم ایران آن زمان تحولی رخ داده باشد،
سوال من هم این است که راه ۱۰ ساله را چگونه اسکندر ۳ ساله پیمود و چرا پادشاه اول سلوکیان اسکندر نیست و چرا در این حد اسکندر رویایی و ضد و نقیض همچون شخصیت رمان است و چرا شواهدی واقعی و بزرگی در حد این فرد کبیر نیست؟
واسه اینا که کاری نداره حتما اون دوره مردم از جنگ و دعوا خسته شده بودن نشسته بودن سریال جومونگ و دیگر سریالهای کره ای رو میدیدن و تخمه میخودرن
😂😂😂
امان از جهالت و توهم یه عده که تاریخی رو که ازش سند و مدرک درست حسابی نداشتن رو به سینه میزنن و حتی نابخردانه مستندات رو هم انکار میکنن
جعل بزرگ تاریخ خاخام منشی ها بوده که از زمان رضاپالان شروع شده و اینها هم دنباله روی همون بیسوادهایی هستن که فکرشم نمیکردن یه روزی دروغاشون برملا میشه و مردم حقایق رو میبینن
آقا یا خانم آلپر نمی دونم چی
بالاخره شما حرف حسابت چیه؟ چی کشیدی که اینقدر توهم زدی؟!. اصن معلومه چی داری می بافی؟!. واقعاً تخت جمشید رو از روی یک بنای یونانی که اون نزدیکیا بوده ساختن؟؟؟
من دیگه حرفی ندارم. تاریخ رو هک کردی رفت!!!
از بدبختی و تیره روزی کشور ما همین بس که امثال این ها مفسر تاریخش باشن…
ایران اولین کشوری که تو جهان تاریخ داره همیشه واسه نفر اول حرف چرت وپرت میگن که خراب کنن اون کشور رو تو نمیخواد واسه ما تاریخ بگی ما چیزی رو که عقل مون میگه قبول میکنیم تاریخ ایران پر از فرهنگ درسته نه وحشی بودن غربی ها………تمام شد
راستی یه چیز دیگه فردا نگی تو ایران این یه افغانی پای پی ساختمون بود اینجا حکومت میکردن چون اینجا مثل یونانیها کارگر روز مزد هستن.
تو هر کجایی که هستی قلم مردی داری دوست من👏🍃
برو بابا خودتو جمع کن. به کوری چشم حسودان این سرزمین تاریخ ما روی سنگ و تو دل کوه حک شده. تاریخ ما فقط روی کتاب نیس که هرکس و ناکسی دلش بخواد بیاد تحریفش کنه. من میدانم تو اونقدر نفهم هستی که باز میگی اینارو رضا پهلوی درست کرده با حمایت غرب. آخه دیگه که نمیتانی زیر حرف باستان شناسان و دیرینه شناسان بزنی که!! بدانید ایران دارای فرهنگ برتر است چونکه یونانی،عرب،ترک،مغول آمدند و رفتند ولی ایران هنوز پابرجاست!! حتی مصر با اون تمدن بزرگی که داشت الان عرب زبانه ولی ما هنوزم فارسی حرف میزنیم.
از ایران چی باقی مونده؟
خخخخخخخ
از ایران که خیلی چیزا هست که باقی مونده ولی شما به چشم کورت زحمت نده چون برای امثال تو جز عقده و کینه هیچی نمونده
راستی اگه خواستی پیام کسی رو ریپ بزنی ده خط خخخ هم اضافه کن که بیچاره بودنت بیشتر معلوم شده😏😂
مغولها چون تمدنی ندارند، تمدن ایران رو انکار میکنند چون از این کار ناتوان میشن دست به دامن آخرین تلاشهای خودشون یعنی( از ایران چی باقی مونده) میشن.
کوتاه بخوام بگم بخشی از ساختار سیاسی اداری کشورهای جهان گمرک منشور حقوق بشر آزادی دین و اندیشه لغو بردهداری معماری نخستین تار جهان و… به همراه این اشاره کوچیک به ادبیات ایران
فردوسی هم سنگ و همتای هومر یونانی است و حتی برتر از او.
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و حتی داناتر از او.
حافظ با گوته آلمانی قابل قیاس است. البته گوته خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد.
و اما مولانا….. در جهان هیچ چهره ای را نیافتم، که بتواند مولانا را به او تشبیه کنم او یگانه هست و یگانه باقی خواهد ماند
اره جون عمت ..فارسی زبان احمق بیش از ۶۰ درصد کلمات عربی و بقیش تورکی و فرانسه و سانسکریت هست شما به زبان دری وری میگید فارسی
امان از شما مهاجران اسیای میانه ای و چادرنشینای مغول ، اخه احمق زبان فارسی که قبل از مهاجرت اقوام تورک به ایرانشهر و دوران صفاریان زبان رسمی شد چجوری مثلا چهل درصد تورکی داره، اخه کودن اگه تورک زبون داشت که یکی از حکومتاش اونو رسمی میکرد، زبونی که اونقدررر داغون و بی قاعده بود که حکومتای تورکی مثله سلجوقیان و خوارزمیا و غزنویا… هم زبان رسمیشون پارسی بود و اولین بار که زبان تورکی بعنوان زبان رسمی یک کشور انتخاب شد مربوط به دوران شاهیه مراد دوم عثمانی که زبان لثان العثمان رو بوجود آوردن بود، این زبون اسیای میانه ایه تورکیه که از زبان فارسی و عربی و لاتین تشکیل شده
جعل تاریخ اونیه که کسی برای اثبات حرفش سنگ نگاره یا کتیبه باستانی یا حتی یک سکه یا حتی یک تکه قبر نداره
هخامنشیان اونایی هستن که الان توی کشور های مختلف ازشون کاخ پیدا میکنن حتی توی همین ترکیه توی مصر باستان
کتیبه داریوش رو بخون میگه من ایرانی هستم آریایی ام
جعل تاریخ توی بی هویتی که برای داشتن یک لحظه تاریخ آرزو میکنی کاش هخامنشیانی وجود نداشته باشه
به گفته تاریخ شناس آلمانی ایرانیان اولین مردمی بودند که به دانش دست یافتن میدونم با گفتن این قانع نمیشی منم قصد قانع کردنتو ندارم میخام نفت بریزم رو آتیش میخام آتیش حسادتتو زیاد تر کنم تا در بد بختی وحس دی خودت بسوزی
واقعا عالی بود ولی یه سئوال توی ذهن من باقی گذاشته اون هم اینه که شما چرا به این مسئله توجه نمی کنی که بین مرگ اسکندر و تاسیس سلسله سلوکی هم یه وقفه زمانی هست و بعد از کشته شدن سردارهای اسکندر در جنگ قدرت به خصوص مرگ پسر ۵ ساله اسکندر هست که سردارهای باقی مونده اسکندر هر کدوم در یه قسمت ادعای حکومت می کنن