زندگینامه کیم یوشین: سردار افسانهای شیلا و معمار اتحاد کره
کیم یوشین (Kim Yushin)، زاده ۵۹۵ و درگذشته ۶۷۳ میلادی، یکی از برجستهترین فرماندهان نظامی، استراتژیستها و چهرههای سیاسی در تاریخ پادشاهی شیلا در شبهجزیره کره بود. او با رهبری ارتش شیلا و طراحی پیمانهای نظامی هوشمندانه، نقش مستقیمی در نابودی پادشاهیهای رقیب یعنی باکجه و گوگوریو ایفا کرد و برای نخستین بار در تاریخ، پایههای اتحاد سه پادشاهی کره را بنا نهاد.
کیم یوشین کیست و چرا در تاریخ کره اهمیت دارد؟
دوران زندگی کیم یوشین مصادف با یکی از پرتلاطمترین مقاطع تاریخی در شرق آسیا بود. در آن زمان، شبهجزیره کره میان سه قدرت بزرگ به نامهای گوگوریو در شمال، باکجه در جنوب غربی، و شیلا در جنوب شرقی تقسیم شده بود. این دوران که به عصر سه پادشاهی کره شهرت دارد، مملو از جنگهای فرسایشی، خیانتهای سیاسی و تغییر مداوم مرزها بود. کیم یوشین در چنین بستر ناآرامی ظهور کرد و توانست با هوش نظامی و درک عمیق از ژئوپلیتیک منطقه، کفه ترازو را به نفع پادشاهی شیل سنگین کند.

اهمیت تاریخی کیم یوشین تنها به پیروزیهای نظامی او محدود نمیشود. او نماد غلبه بر محدودیتهای طبقاتی در جامعه بهشدت طبقهبندیشده شیلا بود. نظام اجتماعی شیلا بر اساس «سیستم رتبهبندی استخوان» (Bone Rank System) استوار بود که جایگاه اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی افراد را از بدو تولد تعیین میکرد. کیم یوشین بهخاطر تبار دورگهاش، در ابتدا با تبعیضهای گستردهای روبهرو بود، اما توانست با اثبات نبوغ استراتژیک خود، به بالاترین درجات نظامی و سیاسی دست یابد و حتی به مقاماتی برسد که تا پیش از آن تنها در انحصار اشراف درجه یک پادشاهی بود.
یکی دیگر از دلایل اهمیت او، پایهگذاری اتحاد استراتژیک با امپراتوری تانگ در چین بود. کیم یوشین با همکاری نزدیک دوست و برادر همسرش، کیم چونچو (که بعدها با نام پادشاه مویول بر تخت نشست)، توانست حمایت نظامی دودمان تانگ را برای شکست رقبای داخلی جلب کند. این سیاست خارجی که در ابتدا پرخطر به نظر میرسید، در نهایت منجر به یکپارچگی بخش اعظم شبهجزیره کره تحت لوای یک حکومت واحد شد و مسیر تاریخ کره را برای همیشه تغییر داد.
تبار و سالهای آغازین زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۵۹۵ میلادی در خانوادهای با پیشینه اشرافی اما پیچیده به دنیا آمد. پدرش، ژنرال کیم سوهیون، از نوادگان مستقیم پادشاه گوهائه، آخرین حکمران پادشاهی کوچک گئومگوان گایا بود. پادشاهی گایا دههها پیش توسط شیلا فتح و ضمیمه خاک آن شده بود. مادر یوشین، بانو مانمیونگ، از خاندان سلطنتی شیلا و برادرزاده پادشاه جینهیونگ بود. این پیوند زناشویی در ابتدا با مخالفت شدید دربار شیلا روبهرو شد، زیرا اشراف اصیل شیلا ازدواج با بازماندگان پادشاهی مغلوب گایا را نوعی کسر شأن میدانستند.
به دلیل همین پیشینه، خانواده کیم یوشین در سلسله مراتب «رتبهبندی استخوان» در جایگاه «استخوان حقیقی» (Jingol) قرار گرفتند، اما همواره از سوی نخبگان پایتخت با سوءظن و نگاه تحقیرآمیز مواجه بودند. یوشین جوان در چنین فضایی رشد کرد و از همان ابتدا دریافت که برای اثبات وفاداری خاندانش به تاجوتخت شیلا، باید در میدان نبرد شایستگیهای بیبدیلی از خود نشان دهد. او دوران کودکی خود را صرف فراگیری هنرهای رزمی، سوارکاری، تیراندازی و مطالعه متون کلاسیک نظامی چین باستان کرد.

در سنین نوجوانی، استعدادهای فیزیکی و ذهنی او بهوضوح نمایان شد. طبق روایات تاریخی سامگوک ساگی، یوشین در سن ۱۵ سالگی تمرینات سخت و طاقتفرسایی را در کوهستانهای دورافتاده آغاز کرد تا علاوه بر تقویت جسم، روح خود را نیز برای رویارویی با چالشهای بزرگ صیقل دهد. این دوره از ریاضت و خودسازی، پایههای شخصیتی سرداری را شکل داد که بعدها به نماد اراده شکستناپذیر در فرهنگ نظامی کره تبدیل شد و افسانههای بسیاری پیرامون قدرتهای ماورایی او شکل گرفت.
نقش او در ارتش شیلا و سیستم هوارانگ
مسیر پیشرفت کیم یوشین در ساختار نظامی شیلا، ارتباط تنگاتنگی با سازمان جوانان جنگجو به نام «هوارانگ» داشت. او در ۱۵ سالگی به این سازمان پیوست و به دلیل مهارتهای رزمی فوقالعاده و کاریزمای رهبریاش، خیلی زود به مقام «گوکسون» (Gukseon) یا رهبر کل هوارانگ ارتقا یافت. تحت فرماندهی او، هوارانگ از یک تشکل صرفاً آیینی و مذهبی، به یک نیروی نظامی زبده و پیشگام در نبردهای خط مقدم تبدیل شد. یوشین انضباط نظامی سختگیرانهای را همراه با اصول اخلاقی وفاداری به کشور با اعضای گروهش تمرین میکرد.
در دوران رهبری او بر هوارانگ، تعداد زیادی از جوانان بااستعداد از طبقات مختلف اجتماعی گرد هم آمدند. یوشین با هوش سیاسی خود، از این تشکل بهعنوان شبکهای برای نفوذ در ارکان قدرت و ایجاد همبستگی ملی استفاده کرد. بسیاری از فرماندهانی که بعدها در جنگهای بزرگ اتحاد کره در کنار یوشین جنگیدند، از دل همین تشکل بیرون آمده بودند و سوگند وفاداری عمیقی به او داشتند. این وفاداری شخصی، انسجام ارتش شیلا را در زمان بحرانها تضمین میکرد.
هوارانگ چیست و چه تاثیری بر یوشین داشت؟
هوارانگ (Hwarang) که به معنای «جوانان گل» (Flower Knights) ترجمه میشود، یک نهاد آموزشی، نظامی و مذهبی ویژه جوانان اشراف در پادشاهی شیلا بود. اعضای این گروه علاوه بر آموزش شمشیرزنی و اسبسواری، متون فلسفی کنفسیوس، آیین بودایی و سنتهای شمنیسم را نیز مطالعه میکردند. هدف اصلی هوارانگ، تربیت نخبگانی همهجانبه بود که بتوانند در زمان صلح مدیرانی مدبر و در زمان جنگ فرماندهانی شجاع باشند. پنج اصل اخلاقی هوارانگ، شامل وفاداری به پادشاه، احترام به والدین، وفاداری به دوستان، شجاعت در نبرد و پرهیز از کشتار بیدلیل بود.
تأثیر هوارانگ بر کیم یوشین بسیار عمیق بود. این سازمان به او پلتفرمی داد تا فارغ از سایه سنگین تبار گایاییاش، استعدادهای خود را به نمایش بگذارد. یوشین از طریق هوارانگ توانست فلسفه نظامی خود را توسعه دهد؛ ترکیبی از استراتژیهای بیرحمانه در میدان نبرد و اصول اخلاقی قوی که الهامبخش سربازانش بود. داستانهای متعددی در متون تاریخی وجود دارد که نشان میدهد چگونه یوشین با تکیه بر آموزشهای معنوی هوارانگ، توانست ارتش خود را در ناامیدکنندهترین شرایط نجات دهد.
جنگهای بزرگ و استراتژیهای نظامی کیم یوشین
بخش اعظم شهرت تاریخی کیم یوشین مرهون استراتژیهای بینظیر او در جنگهای خونین قرن هفتم میلادی است. او درک کرده بود که شیلا بهتنهایی منابع کافی برای شکست دادن همزمان باکجه و گوگوریو را ندارد. به همین دلیل، او با کیم چونچو (که مغز متفکر دیپلماتیک شیلا بود) همپیمان شد. در حالی که چونچو سرگرم مذاکره با دربار امپراتوری تانگ چین بود، یوشین وظیفه بازسازی و آمادهسازی ارتش شیلا را بر عهده داشت. استراتژی اصلی او، فرسوده کردن دشمن از طریق حملات غافلگیرانه و دفاع مستحکم در قلعههای کلیدی بود.

یوشین در طول دوران نظامی خود در بیش از دهها نبرد بزرگ شرکت کرد و به ندرت طعم شکست را چشید. او درک عمیقی از توپوگرافی کوهستانی شبهجزیره کره داشت و از آن برای به دام انداختن ارتشهای بزرگتر دشمن استفاده میکرد. نبوغ تاکتیکی او بهویژه در هماهنگسازی پیادهنظام زرهپوش، کمانداران و سوارهنظام سبک در فضاهای تنگ و درههای صعبالعبور زبانزد است. جدول زیر دو نبرد سرنوشتساز او را خلاصه میکند:
| نام نبرد | سال (میلادی) | مکان | نتیجه و اهمیت استراتژیک |
|---|---|---|---|
| نبرد هوانگسانبول | ۶۶۰ | جنوب غربی کره | شکست ژنرال گیبک از باکجه؛ باز شدن مسیر پایتخت باکجه و سقوط نهایی این پادشاهی. |
| محاصره پیونگیانگ | ۶۶۸ | شمال کره (پایتخت گوگوریو) | همکاری با ارتش تانگ، فتح پایتخت مستحکم گوگوریو و پایان دادن به تاریخ این پادشاهی کهن. |
فتح باکجه (۶۶۰ میلادی)
پادشاهی باکجه، همسایه غربی شیلا، دشمنی دیرینه و خطرناک محسوب میشد. در سال ۶۶۰ میلادی، با ورود ارتش عظیم امپراتوری تانگ از طریق دریا، فرصت طلایی برای شیلا فراهم شد. کیم یوشین فرماندهی ۵۰ هزار سرباز شیلایی را برای اتصال به نیروهای چینی بر عهده گرفت. اما مسیر او توسط ژنرال افسانهای باکجه، گیبک (Gyebaek)، با ۵ هزار سرباز انتحاری در تنگه هوانگسانبول مسدود شد. ژنرال گیبک که میدانست شانسی برای پیروزی ندارد، خانوادهاش را کشته بود تا سربازانش بدون وابستگی تا سر حد مرگ بجنگند.
در روزهای ابتدایی نبرد، ارتش شیلا با وجود برتری عددی، چهار بار متوالی توسط نیروهای باکجه عقب رانده شد و روحیه سربازان یوشین بهشدت افت کرد. کیم یوشین برای بازگرداندن انگیزه به ارتش، جوانان داوطلب هوارانگ را به خط مقدم فرستاد. شهادت شجاعانه این جوانان، خشم و اراده ارتش شیلا را شعلهور کرد و سرانجام خط دفاعی باکجه شکسته شد. با عبور یوشین از این تنگه و پیوستن به ارتش تانگ، پایتخت باکجه به سرعت سقوط کرد و این پادشاهی برای همیشه از نقشه جغرافیا حذف شد.
سقوط گوگوریو (۶۶۸ میلادی)
پس از فتح باکجه، تمرکز شیلا و تانگ به سوی گوگوریو، قدرتمندترین و وسیعترین پادشاهی کره در شمال، معطوف شد. گوگوریو پیش از این بارها تهاجمات میلیونی سلسلههای سویی و تانگ چین را دفع کرده بود. اما در اواخر دهه ۶۶۰، مرگ یئون گائسومون (دیکتاتور نظامی گوگوریو) و جنگ قدرت میان پسرانش، این امپراتوری را از درون ضعیف کرد. کیم یوشین با استفاده از این فرصت، نیروهای شیلا را به سمت شمال گسیل داشت تا پایتخت گوگوریو، یعنی قلعه پیونگیانگ را محاصره کنند.
یوشین با وجود کهولت سن در این مقطع، لجستیک و تدارکات پیچیدهی ارتش مشترک شیلا و تانگ را در زمستانهای سخت شمال مدیریت میکرد. او بارها خطوط تامین آذوقه را از میان کوههای پربرف زنده نگه داشت و شخصاً عملیاتهای نفوذی علیه دژهای کوهستانی گوگوریو را رهبری کرد. سرانجام در پاییز ۶۶۸ میلادی، دروازههای پیونگیانگ شکسته شد و پادشاهی گوگوریو پس از هفت قرن حیات قدرتمندانه، تسلیم ارتش ائتلاف شد.

رابطه استراتژیک با امپراتوری تانگ و استقلال شیلا
اتحاد شیلا و دودمان تانگ، شمشیری دو لبه بود. در حالی که کمک نظامی چین برای نابودی باکجه و گوگوریو حیاتی بود، امپراتور تانگ قصد داشت کل شبهجزیره کره را به یکی از استانهای خراجگزار چین تبدیل کند. پس از سقوط گوگوریو، ارتش تانگ از خروج از کره امتناع کرد و فرمانداریهای نظامی خود را در قلمروهای فتحشده مستقر ساخت. اینجا بود که استراتژی کیم یوشین چهرهای جدید به خود گرفت: چرخش از یک متحد وفادار به یک دشمن سرسخت برای دفاع از استقلال کره.
کیم یوشین با سازماندهی مجدد ارتش شیلا و حمایت از شورشیان و بازماندگان پادشاهیهای باکجه و گوگوریو، جنگی فرسایشی را علیه پادگانهای چینی آغاز کرد (جنگ شیلا-تانگ). او میدانست که چین به دلیل درگیری با قبایل تبت در مرزهای غربی خود، نمیتواند تمام منابعش را در کره متمرکز کند. یوشین با قطع خطوط تدارکاتی ارتش تانگ و انجام جنگهای چریکی چریکی منظم، نیروهای چینی را به ستوه آورد. استراتژی بلندمدت او در نهایت در سال ۶۷۶ میلادی (اندکی پس از مرگ او) به ثمر نشست و ارتش تانگ مجبور به عقبنشینی به شمال رودخانه تهدونگ شد و استقلال شیلا تثبیت گردید.
میراث، افسانهها و پایان زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۶۷۳ میلادی، در سن ۷۹ سالگی و پیش از آنکه خروج کامل نیروهای چینی از شبهجزیره را به چشم ببیند، درگذشت. پادشاه مونمو (پسر پادشاه مویول) برای او تشییع جنازهای در سطح یک پادشاه برگزار کرد و آرامگاهی باشکوه برای او بنا نهاد که تا به امروز در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) پابرجاست. تأثیر او بر فرهنگ، تاریخ و هویت ملی کره به قدری عمیق بود که بلافاصله پس از مرگش، تبدیل به قهرمانی اسطورهای در میان مردم عامه شد.
میراث کیم یوشین فراتر از پیروزیهای نظامی است؛ او نماد پراگماتیسم سیاسی، وفاداری به میهن و تلاش برای شکستن سدهای طبقاتی است. متون باستانی مانند سامگوک یوسا پر از داستانهایی درباره ملاقات یوشین با خدایان کوهستان، پیشگوییهای عرفانی و قدرت او در کنترل آبوهوا در میدان جنگ است. این روایات نشان میدهد که جامعهی کره چگونه تلاش کرده است تا دستاوردهای بشری این فرمانده بزرگ را با عناصر ماوراءالطبیعه پیوند بزند.
آیا کیم یوشین پادشاه شد؟
به لحاظ تاریخی، کیم یوشین در زمان حیات خود هرگز پادشاه نشد. او تمام عمر خود را به عنوان یک ژنرال ارشد و وزیر دربار در خدمت پادشاهان شیلا (از جمله ملکه سوندوک، ملکه جیندئوک، پادشاه مویول و پادشاه مونمو) گذراند. با این حال، در سال ۸۳۵ میلادی، پادشاه هونگدئوک از سلسله شیلا، به پاس خدمات بیبدیل او در پایه گذاری اتحاد کره، عنوان پس از مرگ «پادشاه هیونگمو» (King Heungmu) را به او اعطا کرد. این تنها باری در تاریخ کره است که فردی غیر از اعضای مستقیم خانواده سلطنتی (صاحبان رتبه استخوان مقدس)، عنوان سلطنتی دریافت میکند.

شمشیر افسانهای کیم یوشین واقعیت دارد؟
در افسانههای کرهای، داستانهای متعددی درباره شمشیر الهی کیم یوشین وجود دارد. طبق روایات باستانی، یوشین در سن ۱۷ سالگی پس از چلهنشینی در غاری در کوهستان چوناگونگ، شمشیری جادویی از یک روح آسمانی دریافت کرد که میتوانست صخرهها را بشکافد و ارواح شیطانی را فراری دهد. از منظر تاریخی و باستانشناسی، هیچ شمشیر جادویی پیدا نشده است، اما کشف شمشیرهای تشریفاتی نفیس از مقبرههای اشراف شیلا نشان میدهد که شمشیر نماد قدرت و اقتدار معنوی فرماندهان بوده است. احتمالاً این افسانه بازتابی از مهارتهای استثنایی یوشین در شمشیرزنی در دوران عضویتش در هوارانگ است.
منابع
- Kim, Busik. Samguk Sagi (History of the Three Kingdoms). Translated by Edward J. Shultz and Hugh H.W. Kang. Academy of Korean Studies Press, 2012.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Rowman & Littlefield Publishers, 2010.
- Lee, Peter H. Sourcebook of Korean Civilization, Volume 1: From Early Times to the Sixteenth Century. Columbia University Press, 1993.
- Eckert, Carter J., et al. Korea Old and New: A History. Harvard University Asia Center, 1990.
- Iryon. Samguk Yusa: Legends and History of the Three Kingdoms of Ancient Korea. Translated by Tae-Hung Ha and Grafton K. Mintz. Yonsei University Press, 1972.
- Toby, Ronald P. “The Silla-Tang War and the Independence of the Korean Peninsula.” Journal of Asian History, vol. 35, no. 1, 2001, pp. 24-45
سؤالات متداول
کیم یوشین چه نقشی در تاریخ کره داشت؟
او با فرماندهی ارتش شیلا و ایجاد اتحاد نظامی با چین، موفق شد پادشاهیهای باکجه و گوگوریو را فتح کند و برای نخستین بار زمینهساز اتحاد سیاسی و سرزمینی شبهجزیره کره شود.
چرا نظام رتبهبندی استخوان برای کیم یوشین مشکلساز بود؟
زیرا او اصالتاً از خاندان سلطنتی پادشاهی مغلوب گایا بود. اشراف شیلا او را فردی غیرخودی و دارای رتبه پایینتر میدانستند که پیشرفت او را در ساختار قدرت دشوار میکرد، تا اینکه او با شایستگی نظامی خود این موانع را شکست.
رابطه کیم یوشین و پادشاه مویول چگونه بود؟
آنها دوستان صمیمی و متحدان سیاسی استراتژیکی بودند. کیم یوشین خواهر خود را به ازدواج کیم چونچو (که بعدها پادشاه مویول شد) درآورد. این پیوند خانوادگی قدرت نظامی یوشین و نبوغ دیپلماتیک چونچو را در هم آمیخت.
آرامگاه کیم یوشین کجاست؟
آرامگاه مقبرهای و باشکوه او که با مجسمههای سنگی ۱۲ حیوان زودیاک آسیایی تزئین شده است، در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) در کره جنوبی قرار دارد و امروزه یکی از جاذبههای تاریخی مهم است.
سلام
کیم یوشین فرد بی منطقی بود اما چونچو فرد آرام و با درایت بود
چجوری تو فیلم رویای فرمانروای بزرگ بیدام ۳۰ هزار سرباز داشت؟؟!!
ولی تو فیلم ملکه سوندوک هیچ.
اصلا چرا کمک باکجه رو قبول نکرد؟؟
در سریال یک شمشیر زن مبارز هم که اصلا کسی به اسم بیدام وجود نداشت!!!
یک سریال جدید هم ساخته بودن بیدام کل شیلا رو تصاحب میکنه.
آخرش حق با کیه؟
آها راستی اصلا چه ربطی به ما داره. خدافظ
سلام.
منبع ما برای مطالعه تاریخ مدارک و مستندات تاریخی هست که بر اساس اون مطالب این سایت نوشته شده. در بحث مطالعه تاریخ سریال ها و فیلم ها اصلا مدرک و سند نیستن. در مورد سوالات شما هم اگه مطالب سایت رو مطالعه کنین به جواب همه سوالاتتون میرسین.
ببخشید میشه در مورد کیم یوهوی خواهر یوشین هم بزارین؟
متاسفانه مطلب زیادی در مورد ایشون موجود نیست. اگه پیدا کردم چشم.
بیدام یه آدم پسته
شما حق ندارید به کیم یوشین توهین کنید
شمایی که میگی یوشین فقط توی جنگ بوده و سربازان جنگیدن واقعا نمیدونی وجود یه همچین فرمانده ای قوت قلب برای سرباز هاست
احسنت کیم یوشین خیلی برای کشورش زحمت کشید
یوشین گاوی بیش نبوده که فقط با خون مردم باکجه سیر میشده
قسمت خنده دارش اینجاست تو فیلم هاشون طرف همدیگه لشکر میکشیدن و در هر جنگی هزاران یا صد ها کشته تلفات میدادن.
بعدش هم میگفتن که این جنگ ها کشک بوده و دنبال روابط صلح آمیز و دوستانه هستیم
خخخخخخخ
آخه کی تو دنیا به دشمنش ارادت داره
سلام.کوروش برزرگ خودمون که بزرگترین فرمانده تاریخ که دشمنان شو به دوستان خود تبدیل می کرد
خواهشا کوروش رو با یک اوزی مثل یوشین مقایسه نکن تشکر.
سلام کوروش کبیر رو با یک اوزی مثل یوشین مقایسه نکن
باتشکر تشکر.
کوروش هم زیاد پرونده خوبی نداشت
با کلی جنایت و کشتار آخرش در جنگ شمال کشته شد
تازه شما که میدونی بقیه نمیدونن البته اگه تاریخ شاه گوانگائتو کبیر رو بدونن میدونن که این شاهم شاهی بوده مثل کوروش تازه اونایی که میگن کپی بوده از روی قهرمانای ایران برن گوگل بزنن شاه گوانگائتو یا اینو جواب بدن ببینم کجای ایران فیلمی ساخته از کوروش که فرض به مثال اینا بیان از روش کپی کنن نمیدونم چرا حس میکنن اینا قهرمان ندارن یا اینا مثلا کشوراشون از زیر بوته به عمل اومده خدایی چه منطقیه نمیدونم
کیم یوشین اوزی گفت هدف و آرمان!!
اولا اینکه خودت هیچ غلطی نکردی و قوای ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفری چین باکجه رو نابود کرد. این اولا
دوم اینکه : از کی تا حالا قتل و عام مردم بی گناه و حمله به یک کشور بی طرف و چپاول ثروت مردم و هجوم بی رحمانه و وحشیانه و دزدیدن دختر های باکجه شده آرمان!!!!
حالا شما چرا با این لحن تند کاسه داغ تر از آش شدی
جنگ و دعواشون تموم شده خود مردم کره براشون مهم نیست اون وقت حالا شما دست بردار نیستی؟
ببین با کیا شدیم ۸۰ میلیون
تمام سریال های کره ای دورغه و پر از چاخان و تحریف.
ازدواج با محارم و مصرف نوشیدنی الکلی و قتل و عام برای فتح سرزمین ها و….. انسانیت نیست.
مثلا آقازاده های خودمون الان خیلی خوبن لم دادن جلو تلوزیون تو ویلاهای میلیاردیشون دختر جلو دستشون پره بعد داری سنگ کیارو به سینه میزنی
ی سوال دیگه چرا بین فیلم رویایی فرمانروایی بزرگ و ملکه سوندوک انقدر تفاوت وجود داره؟
مثلا اینجا بیدام پسر میشیل بود ولی اونجا ی فرمانده معمولی بود اونجا میشیل به مرگ طبیعی مرد اینجا خودکشی کرد و بین وزیران هم کلی اسمای متفاوت وجود داره مثلا میسینگ و پاچین چانگ دو شخصیتی که در یک فیلم هستن تو اون یکی خیر
و هزاران تفاوت دیگه که اگر دیده باشید متوجه میشید که سردرگم میشید
اگه توضیح بدید خوبه
ببینید بازم عرض میکنم ملاک ما سریال و فیلم ها نیست. اینا رو به فراخور ذهن نویسنده جوری درست میکنن که در قالب داستان سریال جذاب تر به نظر برسه و مخاطب رو مشغول کنه. اما تاریخ واقعی کاملا مشخصه و ما در مورد اکثر بخش هاش مطلب نوشتیم. برخی از اسامی که فرمودین هم لقب هستن. ممکن در یک سریال لقب یه شخصیت استفاده بشه و در اون یکی سریال اسم واقعی اون شخص.
سلام ی سوال تو سریال ملکه سوندوک نشون میده یونچون پدر کیم چونچو نیست پس چرا تو رویای فرمانروای بزرگ بهش میگه پدر؟ اون که نوه جینجی بود نه جینپیونگ پس چطوری اینطوری شده؟
و چرا تو این سریال اثری از بی هیونگ نیست؟ بی هیونگ هم پسر جینجی هستش
سلام. اولا اینکه سریال ها برای سرگرمی ساخته میشن و ممکنه بخش هایی از اون منطبق با حقیقت نباشه و بخش هایی از اون ها حذف یا اضافه شده باشه.پدر چونچو در اصل شخصی به نام کیم یونگسو هست. اما پس از مرگ کیم یونگسو شخصی به نام کیم یونگچون موافقت کرد تا کیم چونچو رو به فرزندی قبول کنه و پدرش شد. داستان از این قراره.
بی هیونگ ،همون رییس راهزن ها بود دیگه
کیم یو شین در برابر گیبک موشی بیش نبود
چطور بهش قهرمان میگن
پیشنهاد میکنم سریال ملکه سوندوک رو ببینید،اون وقت باید قضاوت کنید. شما با دیدن سریال گی بک چنین قضاوتی میکنید.
اگر طبق سریال ملکه سئوندوک بگیم به نظر من بیدام بهتر بود توی رویای فرمانروای بزرگ هم خیلی رقباش رو ضعیف نشون دادن پس مقایسه کار چندان درستی نیست اما در کل اتحاد با چین به شبه جزیره آسیب بزرگی زد.
تو فیلم ملکه سوندوک هم گیبک دهن شیلا رو سرویس کرده بود (ارتش سیار ) یادت رفته ؟با کلاه خود قرمز
کیم یوشین کلی رقیب داشته روباه طلایی ، بیدام در آخر هم با استادش بی هونگ درگیر شد بعدش هم کیم یوشین در گاجانگسونگ در سن ۱۵ سالگی مقابل بکجه قهرمانان جنگید . به نظر من گی بک ژنرال خیلی خوبی بوده ولی اشتباه بی هونگ یعنی همون استاد کیم یوشین رو انجام نداده ، پدر گی بک رو هنین اویجا کشت و اینکه پدر بزرگ گی بک امپراطور بوده و گی بک می تونسته زناتی گه اویجا بی کفایت شده و بی فکر مردم نیست پادشاهی رو از اون بگیره و خودش پادشاه بشه و بکجه رو نجات بده و اینکه دربار بکجه همیشه متحد تر از دربار شیلا بوده . مثلا اگر در دربار بکجه ۵ خائن بوده در درباره شیلا ۲۰ خائن بوده و اینکه آیا کدوم ملکه بکجه میاد به امپراطور شیلا قول بده مثلا اگر پسرش شاه بشه فلان جا رو به شیلا می دهد ولی ملکه شیلا این کار رو کرد و علیه ارتش شیلا کار می کرد و می خواست زمین های شیلا و مناطق شیلا رو به بکجه بده . گی بک در ارتش بکجه حریف نداشته ولی کیم یوشین قبل از پادشاهی چونچو کلی دشمن داشت چه در دربار چه در ارتش . رئیسان دربار شیلا یعنی بیدام و پدر بزرگ کیم یوشین و پاچینگ چانگ هر سه خائن بودن ملکه شیلا هم که خائن بوده و عجیب اینجاست هر ۴ نفر در یک بازه زمانی دشمن درجه یک کیم یوشین بودن ولی کیم یوشین تونست این ۴ نفر شکست بده آیا در بکجه همچین چیزی بوده یعنی رئیس دربار و ملکه بکجه این قدر خائن بودن . گی بک دشمن زیاده نداشته ولی کیم یوشین ولی دشمن داشته
قهرمان کدومه با ارتش ۱۰ برابر نمیتونست گیبک رو شکست بده تازه اگه پشتیبانی ۱۳۰ هزار نفری چین نبود اصلا جرات حمله به بکجه رو هم نداشتند
حالا شماها جوش نزنید الان از ناراحتی الکی سکته میزنید
سلام.خسته نباشید.تا جایی که من متوجه شدم همسر کیم یوشین یعنی همان بانو جیسو دختر کیم چونچو و ملکه مونمیونگ(خواهر کیم یوشین) بود.این یعنی کیم یوشین با خواهرزاده اش ازدواج کرده بود؟!
سلام. سلامت باشید.
بله درسته. ازدواج با محارم در اون زمان در کره و بیشتر نقاط جهان بنا به عللی رواج داشته.
سپاس از پاسخگویی شما.خواهش میکنم درباره ی پسرش کیم وونسول و مبارزه هایش با تانگ هم مطلب منتشر کنید.خسته نباشید.
خواهش میکنم. انجام وظیفه بود. چشم در آینده نزدیک حتما انجام میشه.
خدا قوّت.
اگه فیلمو از اول نگاه میکردی میفهمیدی که بانو جیسو از همسر اول کیم چونچو هست خواهر کیم یوشین همسر دوم کیم چونچو هستش
نه این طور که من تحقیق کردم و متوجه شدم جیسو دختر یکی از درباریان بوده.
نه کیم چونچو دو دختر از همسر اولش داشت و جیسو باداییش ازدواج نکرده
سلام نه همسر اول کیم چونچو فقط یک دختر داشت
سلام. تو سریال که متاسفانه زندگی شخصیش رو خیلی ضعیف نشون دادن! فقط ازدواجش با جیسو رو نمایش دادن و نشون دادن چند تا پسر داره!
کیم یوشین یک ناجوان مرد کثیف بود.
این مردک با کمک ۱۴۰ هزار سرباز چین (به اسم اون زمان تانگ) به باکجه حمله کرد توهم زد که خیلی آدم حسابیه!!
در حالی که باکجه فقط ۲۵ هزار سرباز داشت. عجیب تر اینکه فقط ۵ هزار تاشون تحت فرماندهی ژنرال گیبک بودن. با همون ۵ هزار نفر حدود ۲۰ هزار سرباز دشمن رو به خاک و خون کشیدن.
حالا کی واقعا ژانرال خوبی هستش؟؟
اگر فرمانده پر قدرت و باهوش باکجه (یا همون بکجه) کنترل تمام ۲۵ هزار سرباز رو داشت. و فرمانده کل قوا میبود. ۱۰۰% پیروز میدان بود. و شیلا رو از کره زمین محو میکرد.
کیم یوشین بزرگترین و شجاع ترین فرماندهان کره بود تو هم دهنت رو ببند
کل تاریخ سیاه و مزخرف کره رو باهم جمع بزنی ۱ درصد به عزت و شکوه و عظمت هخامنشیان نمیرسه.
اون سریال هایی که درست میکنن همش مزخرف و دروغه.
همون سریال هاشون هم عددی نیست و مزخرفه.
۱۰۰ نفر میارن مثلا اینا ۱۰ هزار نفرن
خخخخخخ
هرکدومشون هم ۴۰۰ نفرو با چاخان بازی حریفه
با حرفت به عنوان فرمانده ی کثیف موافق نیستم چون به نظرم ستون شیلا بود ولی از لحاظ مقایسه با گی بک خب دیگه کاملا معلومه که گی بک برتره
کیم یوشین یک فرمانده بود که از دل و جان برای کشورش زحمت می کشید و دوست داشت همه در ارامش زندگی کننن و سه قلمرو یعنی کره چین ژاپن باهم متحد شوند
حرف مفت نزن
موافقم
تو هنوز نمیدونی ۳ قلمرو کره بود که تقسیم شده بود.
اون وقت اظهار نظر هم میکنی
درجنگ شورشیان بکجه یوشین ۱۷۰ کشتی داشت ولی پایین ۱۰۰۰کشتی داشت حالا چی
قایق های ژاپن کوچک بود اولا
دوم اینکه اسمش رو درست یاد بگیر وایی
سوم اینکه اون ژنرال اشتباه کرد ارتشش رو به دریا فرستاد
حالا شما هم این قدر جدی نگیرید و حرص نخورید
هیچ سود و ضرری به حال من و شما نداره ربطی هم به ما نداره و جنگ شون هزار سال پیش تمام شده.همه شون هم مرده اند. بد بوده باشند یا خوب به خودشون مربوطه. با این طور صحبت خودخوری هم نتیجه جنگ شون عوض نخواهد شد
دوبار نوشتی منم دوباره جوابت رو میدم
یک زمانی یک تعداد بچه سال و یک تعداد باستانگرای افراطی ایرانی خشن و بی اعصاب ریختن به این صفحه و شروع کردند هزیان نوشتن
هرچند پاسخ ۴ سال با تأخیر هست اما بازهم خوبه
که نتیجه رو هم میبینید دیگه
این کاربران مثل صالح و A.s و رامین و…..
یا مدام در حال توهین به فرهنگ دیگران هستن یا اینکه میگن باید کل کشور رو دیوار بکشیم انگاری که ملت های دیگه از زیر بُته به عمل اومده اند و هیچ پیشینه و تاریخ باحالی ندارند!
این قدر متوهم و پیرو افکار منفی نباشید حاضرید اخبار پر هیاهوی روز دنیا که پر از درگیری و فحاشی کاربرا بهم دیگه است رو دنبال کنید اما به کسانی که دنبال یک سریال یا محتوای فرهنگی هستن توهین میکنید؟ به چه خیالی این کار رو انجام میدید؟!
با توهین به تاریخ سایر ملت ها نمیتونید خودتون رو بالا بکشید تاریخ هر کشوری احترام و اعتبار خودش رو داره
یا اینکه بگید کدوم ژنرال و کشور خوبه یا بده با قضاوت شما کاربران نیست باید منابع تاریخی و یا حداقل سریال های تاریخی ساخته شده خود خارجی ها رو باید بررسی کرد
اما مهم این هست که سریالش رو دید و خوب هست همین
من هم موافقم گی بک قوی تر از یوشین بود
آقای صالح اینکه جنگ رودرو نبوده ژنرال گیلک خیلی زحمت کشیده از داخل دروازه هوآنگ سامبول با تیر منجنیق حمله میکرد در واقع نبردشون عادلانه بود
دروازه کجا بود اونجا (هوانگسانبول) که قلعه نبود تو این فیلم رویای پادشاه اونجوری نشون دادن گیبک فقط دو طرف کوهستان و وسط گذرگاه رو سد کرده بود نمیزاشت ارتش اسکل شیلا رد بشه ولی به خاطر کمبود نیرو نتونست تا اخر اونجا رو نگه داره
ببین درسته ها ولی نمیگی که کیم یوشین طبق دستور شاهش مبارزه کرد تو خود فیلمم نشون داد که یوشین با گیبک دوستای چندین ساله بودن بعد تو فقط میگی یه ناجوان مرد بود درسته اگه گیبک ۲۵ هزار نفرو داشت تانگو شیلا رو شکست میداد ولی نیروی پشتیبانیو چی میگی یوشینو گیبک دوتا فرمانده هم سطح بودن که دیدی یدونشون شکست خورد اون یکی پیروز شد وقتی که یوشین شکست خورد بخاطر هوش و استراتژی بود که گیبک به کار گرفت وقتی گیبک شکست خورد بخاطر استراتژی یوشین بود حالا حرفیه برگرد هزارو خورده ای سال پیش تو روشون بگو ببین چکارت میکنن
دعوای شما ها خیلی خنده داره
حالا فرمانده خوبی بودند یا بد بودند بیش از ۱۰۰۰ سال پیش مُردند این قدر دعوا نکنید با بحث های شما تاریخ هم عوض نخواهد شد
ازنظر من فیلم ها بیشتر چوخان میگن وسامینگ سونگ تنها ومعتبر ترین اطلاعات شبه جزیره رو میده وافسانه هاهم مثل کتاب فردوسی شاهنامه هست وبکجه اگر باقی میموند به خاطر طمع زیادش بیشتر درفکر تسرف بود شیلاهم به یک جورایی حیله گر وهفت رنگ بود وگوگوریو هم مغرور بود ودر ان زمان فقط بازی قدرت دربار بود واسطوره ها کسانی بودند که این دورویی ودربار قدرت تلب را از بین میبردن باسیاست واول به فکر مردم بودن بعد پادشاه بعد سربازان ودر اخر ازدربار.واشتباه اونا این بود(سه قلمرو)که ازنابغه های شمشیر زنی وعلم کم کمک میگرفتن وباید ستاد تشکیل میدادن مانند گارد.وشبح سیاه بویو و…
حتماً این کامنت رو بخونید
پاسخ به نظرات احمقانه و بچه گانه این صفحه است
یک زمانی یک تعداد بچه سال و یک تعداد باستانگرای افراطی ایرانی خشن و بی اعصاب ریختن به این صفحه و شروع کردند هزیان نوشتن
که نتیجه رو هم میبینید دیگه
این کاربران مثل صالح و A.s و رامین و…..
یا مدام در حال توهین به فرهنگ دیگران هستن یا اینکه میگن باید کل کشور رو دیوار بکشیم انگاری که ملت های دیگه از زیر بُته به عمل اومده اند و هیچ پیشینه و تاریخ باحالی ندارند!
این قدر متوهم و پیرو افکار منفی نباشید حاضرید اخبار پر هیاهوی روز دنیا که پر از درگیری و فحاشی کاربرا بهم دیگه است رو دنبال کنید اما به کسانی که دنبال یک سریال یا محتوای فرهنگی هستن توهین میکنید؟ به چه خیالی این کار رو انجام میدید؟!
با توهین به تاریخ سایر ملت ها نمیتونید خودتون رو بالا بکشید تاریخ هر کشوری احترام و اعتبار خودش رو داره
یا اینکه بگید کدوم ژنرال و کشور خوبه یا بده با قضاوت شما کاربران نیست باید منابع تاریخی و یا حداقل سریال های تاریخی ساخته شده خود خارجی ها رو باید بررسی کرد
اما مهم این هست که سریالش رو دید و خوب هست همین