زندگینامه کیم یوشین: سردار افسانهای شیلا و معمار اتحاد کره
کیم یوشین (Kim Yushin)، زاده ۵۹۵ و درگذشته ۶۷۳ میلادی، یکی از برجستهترین فرماندهان نظامی، استراتژیستها و چهرههای سیاسی در تاریخ پادشاهی شیلا در شبهجزیره کره بود. او با رهبری ارتش شیلا و طراحی پیمانهای نظامی هوشمندانه، نقش مستقیمی در نابودی پادشاهیهای رقیب یعنی باکجه و گوگوریو ایفا کرد و برای نخستین بار در تاریخ، پایههای اتحاد سه پادشاهی کره را بنا نهاد.
کیم یوشین کیست و چرا در تاریخ کره اهمیت دارد؟
دوران زندگی کیم یوشین مصادف با یکی از پرتلاطمترین مقاطع تاریخی در شرق آسیا بود. در آن زمان، شبهجزیره کره میان سه قدرت بزرگ به نامهای گوگوریو در شمال، باکجه در جنوب غربی، و شیلا در جنوب شرقی تقسیم شده بود. این دوران که به عصر سه پادشاهی کره شهرت دارد، مملو از جنگهای فرسایشی، خیانتهای سیاسی و تغییر مداوم مرزها بود. کیم یوشین در چنین بستر ناآرامی ظهور کرد و توانست با هوش نظامی و درک عمیق از ژئوپلیتیک منطقه، کفه ترازو را به نفع پادشاهی شیل سنگین کند.

اهمیت تاریخی کیم یوشین تنها به پیروزیهای نظامی او محدود نمیشود. او نماد غلبه بر محدودیتهای طبقاتی در جامعه بهشدت طبقهبندیشده شیلا بود. نظام اجتماعی شیلا بر اساس «سیستم رتبهبندی استخوان» (Bone Rank System) استوار بود که جایگاه اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی افراد را از بدو تولد تعیین میکرد. کیم یوشین بهخاطر تبار دورگهاش، در ابتدا با تبعیضهای گستردهای روبهرو بود، اما توانست با اثبات نبوغ استراتژیک خود، به بالاترین درجات نظامی و سیاسی دست یابد و حتی به مقاماتی برسد که تا پیش از آن تنها در انحصار اشراف درجه یک پادشاهی بود.
یکی دیگر از دلایل اهمیت او، پایهگذاری اتحاد استراتژیک با امپراتوری تانگ در چین بود. کیم یوشین با همکاری نزدیک دوست و برادر همسرش، کیم چونچو (که بعدها با نام پادشاه مویول بر تخت نشست)، توانست حمایت نظامی دودمان تانگ را برای شکست رقبای داخلی جلب کند. این سیاست خارجی که در ابتدا پرخطر به نظر میرسید، در نهایت منجر به یکپارچگی بخش اعظم شبهجزیره کره تحت لوای یک حکومت واحد شد و مسیر تاریخ کره را برای همیشه تغییر داد.
تبار و سالهای آغازین زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۵۹۵ میلادی در خانوادهای با پیشینه اشرافی اما پیچیده به دنیا آمد. پدرش، ژنرال کیم سوهیون، از نوادگان مستقیم پادشاه گوهائه، آخرین حکمران پادشاهی کوچک گئومگوان گایا بود. پادشاهی گایا دههها پیش توسط شیلا فتح و ضمیمه خاک آن شده بود. مادر یوشین، بانو مانمیونگ، از خاندان سلطنتی شیلا و برادرزاده پادشاه جینهیونگ بود. این پیوند زناشویی در ابتدا با مخالفت شدید دربار شیلا روبهرو شد، زیرا اشراف اصیل شیلا ازدواج با بازماندگان پادشاهی مغلوب گایا را نوعی کسر شأن میدانستند.
به دلیل همین پیشینه، خانواده کیم یوشین در سلسله مراتب «رتبهبندی استخوان» در جایگاه «استخوان حقیقی» (Jingol) قرار گرفتند، اما همواره از سوی نخبگان پایتخت با سوءظن و نگاه تحقیرآمیز مواجه بودند. یوشین جوان در چنین فضایی رشد کرد و از همان ابتدا دریافت که برای اثبات وفاداری خاندانش به تاجوتخت شیلا، باید در میدان نبرد شایستگیهای بیبدیلی از خود نشان دهد. او دوران کودکی خود را صرف فراگیری هنرهای رزمی، سوارکاری، تیراندازی و مطالعه متون کلاسیک نظامی چین باستان کرد.

در سنین نوجوانی، استعدادهای فیزیکی و ذهنی او بهوضوح نمایان شد. طبق روایات تاریخی سامگوک ساگی، یوشین در سن ۱۵ سالگی تمرینات سخت و طاقتفرسایی را در کوهستانهای دورافتاده آغاز کرد تا علاوه بر تقویت جسم، روح خود را نیز برای رویارویی با چالشهای بزرگ صیقل دهد. این دوره از ریاضت و خودسازی، پایههای شخصیتی سرداری را شکل داد که بعدها به نماد اراده شکستناپذیر در فرهنگ نظامی کره تبدیل شد و افسانههای بسیاری پیرامون قدرتهای ماورایی او شکل گرفت.
نقش او در ارتش شیلا و سیستم هوارانگ
مسیر پیشرفت کیم یوشین در ساختار نظامی شیلا، ارتباط تنگاتنگی با سازمان جوانان جنگجو به نام «هوارانگ» داشت. او در ۱۵ سالگی به این سازمان پیوست و به دلیل مهارتهای رزمی فوقالعاده و کاریزمای رهبریاش، خیلی زود به مقام «گوکسون» (Gukseon) یا رهبر کل هوارانگ ارتقا یافت. تحت فرماندهی او، هوارانگ از یک تشکل صرفاً آیینی و مذهبی، به یک نیروی نظامی زبده و پیشگام در نبردهای خط مقدم تبدیل شد. یوشین انضباط نظامی سختگیرانهای را همراه با اصول اخلاقی وفاداری به کشور با اعضای گروهش تمرین میکرد.
در دوران رهبری او بر هوارانگ، تعداد زیادی از جوانان بااستعداد از طبقات مختلف اجتماعی گرد هم آمدند. یوشین با هوش سیاسی خود، از این تشکل بهعنوان شبکهای برای نفوذ در ارکان قدرت و ایجاد همبستگی ملی استفاده کرد. بسیاری از فرماندهانی که بعدها در جنگهای بزرگ اتحاد کره در کنار یوشین جنگیدند، از دل همین تشکل بیرون آمده بودند و سوگند وفاداری عمیقی به او داشتند. این وفاداری شخصی، انسجام ارتش شیلا را در زمان بحرانها تضمین میکرد.
هوارانگ چیست و چه تاثیری بر یوشین داشت؟
هوارانگ (Hwarang) که به معنای «جوانان گل» (Flower Knights) ترجمه میشود، یک نهاد آموزشی، نظامی و مذهبی ویژه جوانان اشراف در پادشاهی شیلا بود. اعضای این گروه علاوه بر آموزش شمشیرزنی و اسبسواری، متون فلسفی کنفسیوس، آیین بودایی و سنتهای شمنیسم را نیز مطالعه میکردند. هدف اصلی هوارانگ، تربیت نخبگانی همهجانبه بود که بتوانند در زمان صلح مدیرانی مدبر و در زمان جنگ فرماندهانی شجاع باشند. پنج اصل اخلاقی هوارانگ، شامل وفاداری به پادشاه، احترام به والدین، وفاداری به دوستان، شجاعت در نبرد و پرهیز از کشتار بیدلیل بود.
تأثیر هوارانگ بر کیم یوشین بسیار عمیق بود. این سازمان به او پلتفرمی داد تا فارغ از سایه سنگین تبار گایاییاش، استعدادهای خود را به نمایش بگذارد. یوشین از طریق هوارانگ توانست فلسفه نظامی خود را توسعه دهد؛ ترکیبی از استراتژیهای بیرحمانه در میدان نبرد و اصول اخلاقی قوی که الهامبخش سربازانش بود. داستانهای متعددی در متون تاریخی وجود دارد که نشان میدهد چگونه یوشین با تکیه بر آموزشهای معنوی هوارانگ، توانست ارتش خود را در ناامیدکنندهترین شرایط نجات دهد.
جنگهای بزرگ و استراتژیهای نظامی کیم یوشین
بخش اعظم شهرت تاریخی کیم یوشین مرهون استراتژیهای بینظیر او در جنگهای خونین قرن هفتم میلادی است. او درک کرده بود که شیلا بهتنهایی منابع کافی برای شکست دادن همزمان باکجه و گوگوریو را ندارد. به همین دلیل، او با کیم چونچو (که مغز متفکر دیپلماتیک شیلا بود) همپیمان شد. در حالی که چونچو سرگرم مذاکره با دربار امپراتوری تانگ چین بود، یوشین وظیفه بازسازی و آمادهسازی ارتش شیلا را بر عهده داشت. استراتژی اصلی او، فرسوده کردن دشمن از طریق حملات غافلگیرانه و دفاع مستحکم در قلعههای کلیدی بود.

یوشین در طول دوران نظامی خود در بیش از دهها نبرد بزرگ شرکت کرد و به ندرت طعم شکست را چشید. او درک عمیقی از توپوگرافی کوهستانی شبهجزیره کره داشت و از آن برای به دام انداختن ارتشهای بزرگتر دشمن استفاده میکرد. نبوغ تاکتیکی او بهویژه در هماهنگسازی پیادهنظام زرهپوش، کمانداران و سوارهنظام سبک در فضاهای تنگ و درههای صعبالعبور زبانزد است. جدول زیر دو نبرد سرنوشتساز او را خلاصه میکند:
| نام نبرد | سال (میلادی) | مکان | نتیجه و اهمیت استراتژیک |
|---|---|---|---|
| نبرد هوانگسانبول | ۶۶۰ | جنوب غربی کره | شکست ژنرال گیبک از باکجه؛ باز شدن مسیر پایتخت باکجه و سقوط نهایی این پادشاهی. |
| محاصره پیونگیانگ | ۶۶۸ | شمال کره (پایتخت گوگوریو) | همکاری با ارتش تانگ، فتح پایتخت مستحکم گوگوریو و پایان دادن به تاریخ این پادشاهی کهن. |
فتح باکجه (۶۶۰ میلادی)
پادشاهی باکجه، همسایه غربی شیلا، دشمنی دیرینه و خطرناک محسوب میشد. در سال ۶۶۰ میلادی، با ورود ارتش عظیم امپراتوری تانگ از طریق دریا، فرصت طلایی برای شیلا فراهم شد. کیم یوشین فرماندهی ۵۰ هزار سرباز شیلایی را برای اتصال به نیروهای چینی بر عهده گرفت. اما مسیر او توسط ژنرال افسانهای باکجه، گیبک (Gyebaek)، با ۵ هزار سرباز انتحاری در تنگه هوانگسانبول مسدود شد. ژنرال گیبک که میدانست شانسی برای پیروزی ندارد، خانوادهاش را کشته بود تا سربازانش بدون وابستگی تا سر حد مرگ بجنگند.
در روزهای ابتدایی نبرد، ارتش شیلا با وجود برتری عددی، چهار بار متوالی توسط نیروهای باکجه عقب رانده شد و روحیه سربازان یوشین بهشدت افت کرد. کیم یوشین برای بازگرداندن انگیزه به ارتش، جوانان داوطلب هوارانگ را به خط مقدم فرستاد. شهادت شجاعانه این جوانان، خشم و اراده ارتش شیلا را شعلهور کرد و سرانجام خط دفاعی باکجه شکسته شد. با عبور یوشین از این تنگه و پیوستن به ارتش تانگ، پایتخت باکجه به سرعت سقوط کرد و این پادشاهی برای همیشه از نقشه جغرافیا حذف شد.
سقوط گوگوریو (۶۶۸ میلادی)
پس از فتح باکجه، تمرکز شیلا و تانگ به سوی گوگوریو، قدرتمندترین و وسیعترین پادشاهی کره در شمال، معطوف شد. گوگوریو پیش از این بارها تهاجمات میلیونی سلسلههای سویی و تانگ چین را دفع کرده بود. اما در اواخر دهه ۶۶۰، مرگ یئون گائسومون (دیکتاتور نظامی گوگوریو) و جنگ قدرت میان پسرانش، این امپراتوری را از درون ضعیف کرد. کیم یوشین با استفاده از این فرصت، نیروهای شیلا را به سمت شمال گسیل داشت تا پایتخت گوگوریو، یعنی قلعه پیونگیانگ را محاصره کنند.
یوشین با وجود کهولت سن در این مقطع، لجستیک و تدارکات پیچیدهی ارتش مشترک شیلا و تانگ را در زمستانهای سخت شمال مدیریت میکرد. او بارها خطوط تامین آذوقه را از میان کوههای پربرف زنده نگه داشت و شخصاً عملیاتهای نفوذی علیه دژهای کوهستانی گوگوریو را رهبری کرد. سرانجام در پاییز ۶۶۸ میلادی، دروازههای پیونگیانگ شکسته شد و پادشاهی گوگوریو پس از هفت قرن حیات قدرتمندانه، تسلیم ارتش ائتلاف شد.

رابطه استراتژیک با امپراتوری تانگ و استقلال شیلا
اتحاد شیلا و دودمان تانگ، شمشیری دو لبه بود. در حالی که کمک نظامی چین برای نابودی باکجه و گوگوریو حیاتی بود، امپراتور تانگ قصد داشت کل شبهجزیره کره را به یکی از استانهای خراجگزار چین تبدیل کند. پس از سقوط گوگوریو، ارتش تانگ از خروج از کره امتناع کرد و فرمانداریهای نظامی خود را در قلمروهای فتحشده مستقر ساخت. اینجا بود که استراتژی کیم یوشین چهرهای جدید به خود گرفت: چرخش از یک متحد وفادار به یک دشمن سرسخت برای دفاع از استقلال کره.
کیم یوشین با سازماندهی مجدد ارتش شیلا و حمایت از شورشیان و بازماندگان پادشاهیهای باکجه و گوگوریو، جنگی فرسایشی را علیه پادگانهای چینی آغاز کرد (جنگ شیلا-تانگ). او میدانست که چین به دلیل درگیری با قبایل تبت در مرزهای غربی خود، نمیتواند تمام منابعش را در کره متمرکز کند. یوشین با قطع خطوط تدارکاتی ارتش تانگ و انجام جنگهای چریکی چریکی منظم، نیروهای چینی را به ستوه آورد. استراتژی بلندمدت او در نهایت در سال ۶۷۶ میلادی (اندکی پس از مرگ او) به ثمر نشست و ارتش تانگ مجبور به عقبنشینی به شمال رودخانه تهدونگ شد و استقلال شیلا تثبیت گردید.
میراث، افسانهها و پایان زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۶۷۳ میلادی، در سن ۷۹ سالگی و پیش از آنکه خروج کامل نیروهای چینی از شبهجزیره را به چشم ببیند، درگذشت. پادشاه مونمو (پسر پادشاه مویول) برای او تشییع جنازهای در سطح یک پادشاه برگزار کرد و آرامگاهی باشکوه برای او بنا نهاد که تا به امروز در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) پابرجاست. تأثیر او بر فرهنگ، تاریخ و هویت ملی کره به قدری عمیق بود که بلافاصله پس از مرگش، تبدیل به قهرمانی اسطورهای در میان مردم عامه شد.
میراث کیم یوشین فراتر از پیروزیهای نظامی است؛ او نماد پراگماتیسم سیاسی، وفاداری به میهن و تلاش برای شکستن سدهای طبقاتی است. متون باستانی مانند سامگوک یوسا پر از داستانهایی درباره ملاقات یوشین با خدایان کوهستان، پیشگوییهای عرفانی و قدرت او در کنترل آبوهوا در میدان جنگ است. این روایات نشان میدهد که جامعهی کره چگونه تلاش کرده است تا دستاوردهای بشری این فرمانده بزرگ را با عناصر ماوراءالطبیعه پیوند بزند.
آیا کیم یوشین پادشاه شد؟
به لحاظ تاریخی، کیم یوشین در زمان حیات خود هرگز پادشاه نشد. او تمام عمر خود را به عنوان یک ژنرال ارشد و وزیر دربار در خدمت پادشاهان شیلا (از جمله ملکه سوندوک، ملکه جیندئوک، پادشاه مویول و پادشاه مونمو) گذراند. با این حال، در سال ۸۳۵ میلادی، پادشاه هونگدئوک از سلسله شیلا، به پاس خدمات بیبدیل او در پایه گذاری اتحاد کره، عنوان پس از مرگ «پادشاه هیونگمو» (King Heungmu) را به او اعطا کرد. این تنها باری در تاریخ کره است که فردی غیر از اعضای مستقیم خانواده سلطنتی (صاحبان رتبه استخوان مقدس)، عنوان سلطنتی دریافت میکند.

شمشیر افسانهای کیم یوشین واقعیت دارد؟
در افسانههای کرهای، داستانهای متعددی درباره شمشیر الهی کیم یوشین وجود دارد. طبق روایات باستانی، یوشین در سن ۱۷ سالگی پس از چلهنشینی در غاری در کوهستان چوناگونگ، شمشیری جادویی از یک روح آسمانی دریافت کرد که میتوانست صخرهها را بشکافد و ارواح شیطانی را فراری دهد. از منظر تاریخی و باستانشناسی، هیچ شمشیر جادویی پیدا نشده است، اما کشف شمشیرهای تشریفاتی نفیس از مقبرههای اشراف شیلا نشان میدهد که شمشیر نماد قدرت و اقتدار معنوی فرماندهان بوده است. احتمالاً این افسانه بازتابی از مهارتهای استثنایی یوشین در شمشیرزنی در دوران عضویتش در هوارانگ است.
منابع
- Kim, Busik. Samguk Sagi (History of the Three Kingdoms). Translated by Edward J. Shultz and Hugh H.W. Kang. Academy of Korean Studies Press, 2012.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Rowman & Littlefield Publishers, 2010.
- Lee, Peter H. Sourcebook of Korean Civilization, Volume 1: From Early Times to the Sixteenth Century. Columbia University Press, 1993.
- Eckert, Carter J., et al. Korea Old and New: A History. Harvard University Asia Center, 1990.
- Iryon. Samguk Yusa: Legends and History of the Three Kingdoms of Ancient Korea. Translated by Tae-Hung Ha and Grafton K. Mintz. Yonsei University Press, 1972.
- Toby, Ronald P. “The Silla-Tang War and the Independence of the Korean Peninsula.” Journal of Asian History, vol. 35, no. 1, 2001, pp. 24-45
سؤالات متداول
کیم یوشین چه نقشی در تاریخ کره داشت؟
او با فرماندهی ارتش شیلا و ایجاد اتحاد نظامی با چین، موفق شد پادشاهیهای باکجه و گوگوریو را فتح کند و برای نخستین بار زمینهساز اتحاد سیاسی و سرزمینی شبهجزیره کره شود.
چرا نظام رتبهبندی استخوان برای کیم یوشین مشکلساز بود؟
زیرا او اصالتاً از خاندان سلطنتی پادشاهی مغلوب گایا بود. اشراف شیلا او را فردی غیرخودی و دارای رتبه پایینتر میدانستند که پیشرفت او را در ساختار قدرت دشوار میکرد، تا اینکه او با شایستگی نظامی خود این موانع را شکست.
رابطه کیم یوشین و پادشاه مویول چگونه بود؟
آنها دوستان صمیمی و متحدان سیاسی استراتژیکی بودند. کیم یوشین خواهر خود را به ازدواج کیم چونچو (که بعدها پادشاه مویول شد) درآورد. این پیوند خانوادگی قدرت نظامی یوشین و نبوغ دیپلماتیک چونچو را در هم آمیخت.
آرامگاه کیم یوشین کجاست؟
آرامگاه مقبرهای و باشکوه او که با مجسمههای سنگی ۱۲ حیوان زودیاک آسیایی تزئین شده است، در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) در کره جنوبی قرار دارد و امروزه یکی از جاذبههای تاریخی مهم است.
سلام . یکی از خواهران کیم یوشین که عاشق بی هونگ خواب دیده بود که یک فرماروا از نسل اون خواهد بود اما آخرش بر عکس شد فرماتروایان بعدی شیلا بعد از چونچو از نسل یکی دیگه از خواهر های کیم یوشین یعتی همسر چونچو بودن . و اینکه در مورد بی هونگ جیزی می دونید همونی که فرمانده گویمون بود البته امیدوارم درست اسمش رو نوشته باشم و اینکه به نظر من همین بی هونگ می تونست جومونگ شیلا باشه اما خودش نخواست به نظر من مثل آب خوردن می تونست فرمانروا بشه
کیم یوشین یک فرمانده بود که از دل و جان برای کشورش زحمت می کشید او می خواستمردمش در ارامش زندگی کنند و سه قلمرو یعنی چین ژاپن کره باهم متحد بشوند تا جنگ میان کشورش نباشد
هنوز نمیدونی ۳ قلمرو کل کره بود؟؟
که ۳ قسمت شده بود؟؟واقعا چرا کامنت این بی سواد ها رو تایید میکنید؟؟
گوگوریو و شیلا و باکجه کره بودند.
تسانگ چین بود.
وایی هم ژاپن بود. اگر توضیحی جامونده نویسنده عزیز لطف کنه. به فرمایشات بنده اضافه کنه.
ممنون بابت توضیحاتتون.
ما هر کامنتی که توهین آمیز نباشه رو تائید میکنیم. حالا چه صحیح باشه چه غلط.
تسانگ و وایی به اشتباه دوبله شدن در صدا و سیمای ایران. صحیحشون تانگ و وا هستش که همونطور که فرمودین معادل چین و ژاپن باستان میشن.
چابی خیلی وفادار بود احسنت
احسنت به ژنرال کیم یوشین که به سربلندی شیلا و ارمانش تصمیم می گیرد👏👏
ولی خیلی اشتباهات تاریخی توش وجود داره مثلا اونجا ک میگه کیم چونچو پسر پادشاه جینجی هستش
در حالی که این یه اشتباه محضه
اون پسر بانو چیونمیونگه
نه پادشاه مخلوع
بهتر دیگه از فکر ۲۵۰۰سال پیش بیاییم
کشور های دیگه دارن پیشرفت میکنن ما تو گذشتمون موندیم و هی کورش داریوش !به نظر من یوشین و گیبک چون که هر دو قسمتی از کشور کره بودن طوری نشان داده شدن که نه سیخ بسوزه نه کباب
یعنی متوجه نیستی که ما باید به تاریخ کشورمون احترام بگذاریم بلاخره ما هم از همون نسل هستیم از همون آریایی های آزاده ما که کره ای نیستیم که بخوابیم فرمانده های اون ها رو تحسین کنیم من فیلم کره ای فقط برای سرگرمی میبینم و اصلا کاری به تاریخشون ندارم من فقط و فقط و فقط به تاریخ کشور عزیز خودم با تمام وجود افتخار میکنم
به نظر من کیم یوشین یه آدم خوب بوده که وفادارانه به مردمش خدمت کرده
باتشکر
ولی مسخره اس میری تو صفحه کوروش کبیر بازدید بالای صفحه خورده ۲ هزار تا
میای تو صفحه کیم یوشین بالای صفحه آمار بازدید خورده ۴۷ هزار تا! اونم حدود ۱ سال
کجای دنیا باید این رو بنویسی
خنده داره ولی جماعتی که به تاریخ کره این طور علاقه مند شدن چه انتظاری دارید؟
ادمین نظر شما چیه
به هر حال سلیقه مخاطب اینه و ما دخالتی تو این مورد نداریم. تاریخ همه ملل قابل احترام و ارزشمنده و نمیشه به سلیقه دیگران گفت مسخره.
مسخره اس. میری تو پست کوروش بازدید بالای صفحه خورده ۲ هزار تا.
میای تو صفحه کیم یوشین بالای صفحه آمار بازدید خورده ۴۴ هزار تا!!!
کجای دنیا باید این رو بنویسی؟
خنده داره. ولی مردمی که به تاریخ کره این طور علاقه مند شدن چه انتظاری دارید؟
ادمین عزیز نظر شما چیه؟؟
همش کپی برداری از تاریخ کشورهای دیگه س و واقعی نیست مثلا داستان گیبک خیلی به اریو برزن هخامنشی شباهت داره یا داستان ملکه چونچو خیلی به همسر مهرداد اول شباهت داره و خیلی شخصیتهای دیگه که اینجا نمیگنجه بگم تاریخ کشورهای دیگه رو دزدیدن از روش برای خودشون فیلم میسازن
شما ملی گرایان ایرانی فکر میکنین همه دنیا بی هویتن الا ایرانیان.
داستان گیبک تو سامگوک ساگی، سامگوک یوسا و کتب تاریخی چینی و ژاپنی اومده. داستان ملکه چونچو هم به وضوح در کتاب معتبر گوریوسا نقل شده.
از نظر من هم رژیم فاسد هخامنش حتی ارزش اسم آوردن هم نداره
سریال رویای فرمانروای بزرگ، سریال خیلی قشنگ و دیدنی است. من به جز کیم یوشین کسی رو به عنوان ژنرال و شمشیر زن قبول ندارم.
نمیدونم نظر بقیه چیه ولی برام مهم نیست. حرف دلم و واقعیت رو بی رودربایستی میزنم.
کیم یوشین هر خ.. که بوده اصلا مهم نیست.
دانشمند بوده که جهان رو متحول کنه؟ نه
مخترع بوده که وسیله مفیدی اختراع کنه؟ نه
فرمانده ایرانی بوده که بخوایم بهش افتخار کنیم؟نه
پیامبر بوده که بخوایم ازش اطاعت کنیم؟ نه
آدم خوبی بوده که بخوایم ازش تعریف کنیم؟ نه
آیا خدمت بزرگی انجام داده؟ نه
ایرانی بوده؟ نه
…؟ نه
یک فرمانده ساده پرخاشگر بی فکر کره ای بوده که اوج هنرش همین بوده که فقط شعار بده. و با لشکرکشی و قتل عام ادعای صلح داشته باشه!!! با اون تاریخ سیاه مزخرف کره.
خب بله همون بوهی میشه در مورد اون هم بگین و اینکه از نظر تاریخی بی هیونگ وجود داشته؟
در مورد بوهی متاسفانه اطلاعات زیادی در دسترس نیست. اگه پیدا کردم چشم.
دوست عزیز سرزمین کره تا قبل از سلسله چوسان جدید یعنی تا ۶۰۰ سال قبل هیچ تاریخ ثبت شده ای نداره و همه اش به صورت افسانه و قصه دهن به دهن مردم چرخیده به نسل بعد منتقل شده و تحریف و مغالطه هم زیاد داره اگه بگم ۸۰ درصد قهرمانهاشون رو ازتاریخ کشورهای دیگه کپی کردن و واقعیت نداره دروغ نگفتم
خب اینو کی گفته؟ کتاب های سامگوک ساگی و سامگوک یوسا که تاریخ سه هزار سال پیش رو حتی روایت کردن پس چی هستن ؟ گوریوسا که تاریخ ۱۱۰۰ سال پیش رو روایت کرده پس چیه؟
اتفاقا حرف شما یه شایعه من درآوردی و دهن به دهن چرخیده هست که توسط ملی گرایان ایرانی ساخته شده و شما بدون هیچ مطالعه ای تکرارش میکنی. کره نیازی نداره به قهرمانان کشورهای دیگه متوسل بشه چون خودش قهرمان زیاد داره.
سر نوشت خواهر یوشین کیم یوهوی که عاشق بی یونگ بود خواب دیده بود که فرمانروایی از نسل او خواهد بود چیشد
کیم یوشین خواهری به این اسم نداشت. دو تا خواهر به اسم های کیم بوهی و کیم مونهی داشت. کیم مونهی که همسر کیم چونچو شد و مین بوهی هم یه فرد عادی بود.