زندگینامه کیم یوشین: سردار افسانهای شیلا و معمار اتحاد کره
کیم یوشین (Kim Yushin)، زاده ۵۹۵ و درگذشته ۶۷۳ میلادی، یکی از برجستهترین فرماندهان نظامی، استراتژیستها و چهرههای سیاسی در تاریخ پادشاهی شیلا در شبهجزیره کره بود. او با رهبری ارتش شیلا و طراحی پیمانهای نظامی هوشمندانه، نقش مستقیمی در نابودی پادشاهیهای رقیب یعنی باکجه و گوگوریو ایفا کرد و برای نخستین بار در تاریخ، پایههای اتحاد سه پادشاهی کره را بنا نهاد.
کیم یوشین کیست و چرا در تاریخ کره اهمیت دارد؟
دوران زندگی کیم یوشین مصادف با یکی از پرتلاطمترین مقاطع تاریخی در شرق آسیا بود. در آن زمان، شبهجزیره کره میان سه قدرت بزرگ به نامهای گوگوریو در شمال، باکجه در جنوب غربی، و شیلا در جنوب شرقی تقسیم شده بود. این دوران که به عصر سه پادشاهی کره شهرت دارد، مملو از جنگهای فرسایشی، خیانتهای سیاسی و تغییر مداوم مرزها بود. کیم یوشین در چنین بستر ناآرامی ظهور کرد و توانست با هوش نظامی و درک عمیق از ژئوپلیتیک منطقه، کفه ترازو را به نفع پادشاهی شیل سنگین کند.

اهمیت تاریخی کیم یوشین تنها به پیروزیهای نظامی او محدود نمیشود. او نماد غلبه بر محدودیتهای طبقاتی در جامعه بهشدت طبقهبندیشده شیلا بود. نظام اجتماعی شیلا بر اساس «سیستم رتبهبندی استخوان» (Bone Rank System) استوار بود که جایگاه اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی افراد را از بدو تولد تعیین میکرد. کیم یوشین بهخاطر تبار دورگهاش، در ابتدا با تبعیضهای گستردهای روبهرو بود، اما توانست با اثبات نبوغ استراتژیک خود، به بالاترین درجات نظامی و سیاسی دست یابد و حتی به مقاماتی برسد که تا پیش از آن تنها در انحصار اشراف درجه یک پادشاهی بود.
یکی دیگر از دلایل اهمیت او، پایهگذاری اتحاد استراتژیک با امپراتوری تانگ در چین بود. کیم یوشین با همکاری نزدیک دوست و برادر همسرش، کیم چونچو (که بعدها با نام پادشاه مویول بر تخت نشست)، توانست حمایت نظامی دودمان تانگ را برای شکست رقبای داخلی جلب کند. این سیاست خارجی که در ابتدا پرخطر به نظر میرسید، در نهایت منجر به یکپارچگی بخش اعظم شبهجزیره کره تحت لوای یک حکومت واحد شد و مسیر تاریخ کره را برای همیشه تغییر داد.
تبار و سالهای آغازین زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۵۹۵ میلادی در خانوادهای با پیشینه اشرافی اما پیچیده به دنیا آمد. پدرش، ژنرال کیم سوهیون، از نوادگان مستقیم پادشاه گوهائه، آخرین حکمران پادشاهی کوچک گئومگوان گایا بود. پادشاهی گایا دههها پیش توسط شیلا فتح و ضمیمه خاک آن شده بود. مادر یوشین، بانو مانمیونگ، از خاندان سلطنتی شیلا و برادرزاده پادشاه جینهیونگ بود. این پیوند زناشویی در ابتدا با مخالفت شدید دربار شیلا روبهرو شد، زیرا اشراف اصیل شیلا ازدواج با بازماندگان پادشاهی مغلوب گایا را نوعی کسر شأن میدانستند.
به دلیل همین پیشینه، خانواده کیم یوشین در سلسله مراتب «رتبهبندی استخوان» در جایگاه «استخوان حقیقی» (Jingol) قرار گرفتند، اما همواره از سوی نخبگان پایتخت با سوءظن و نگاه تحقیرآمیز مواجه بودند. یوشین جوان در چنین فضایی رشد کرد و از همان ابتدا دریافت که برای اثبات وفاداری خاندانش به تاجوتخت شیلا، باید در میدان نبرد شایستگیهای بیبدیلی از خود نشان دهد. او دوران کودکی خود را صرف فراگیری هنرهای رزمی، سوارکاری، تیراندازی و مطالعه متون کلاسیک نظامی چین باستان کرد.

در سنین نوجوانی، استعدادهای فیزیکی و ذهنی او بهوضوح نمایان شد. طبق روایات تاریخی سامگوک ساگی، یوشین در سن ۱۵ سالگی تمرینات سخت و طاقتفرسایی را در کوهستانهای دورافتاده آغاز کرد تا علاوه بر تقویت جسم، روح خود را نیز برای رویارویی با چالشهای بزرگ صیقل دهد. این دوره از ریاضت و خودسازی، پایههای شخصیتی سرداری را شکل داد که بعدها به نماد اراده شکستناپذیر در فرهنگ نظامی کره تبدیل شد و افسانههای بسیاری پیرامون قدرتهای ماورایی او شکل گرفت.
نقش او در ارتش شیلا و سیستم هوارانگ
مسیر پیشرفت کیم یوشین در ساختار نظامی شیلا، ارتباط تنگاتنگی با سازمان جوانان جنگجو به نام «هوارانگ» داشت. او در ۱۵ سالگی به این سازمان پیوست و به دلیل مهارتهای رزمی فوقالعاده و کاریزمای رهبریاش، خیلی زود به مقام «گوکسون» (Gukseon) یا رهبر کل هوارانگ ارتقا یافت. تحت فرماندهی او، هوارانگ از یک تشکل صرفاً آیینی و مذهبی، به یک نیروی نظامی زبده و پیشگام در نبردهای خط مقدم تبدیل شد. یوشین انضباط نظامی سختگیرانهای را همراه با اصول اخلاقی وفاداری به کشور با اعضای گروهش تمرین میکرد.
در دوران رهبری او بر هوارانگ، تعداد زیادی از جوانان بااستعداد از طبقات مختلف اجتماعی گرد هم آمدند. یوشین با هوش سیاسی خود، از این تشکل بهعنوان شبکهای برای نفوذ در ارکان قدرت و ایجاد همبستگی ملی استفاده کرد. بسیاری از فرماندهانی که بعدها در جنگهای بزرگ اتحاد کره در کنار یوشین جنگیدند، از دل همین تشکل بیرون آمده بودند و سوگند وفاداری عمیقی به او داشتند. این وفاداری شخصی، انسجام ارتش شیلا را در زمان بحرانها تضمین میکرد.
هوارانگ چیست و چه تاثیری بر یوشین داشت؟
هوارانگ (Hwarang) که به معنای «جوانان گل» (Flower Knights) ترجمه میشود، یک نهاد آموزشی، نظامی و مذهبی ویژه جوانان اشراف در پادشاهی شیلا بود. اعضای این گروه علاوه بر آموزش شمشیرزنی و اسبسواری، متون فلسفی کنفسیوس، آیین بودایی و سنتهای شمنیسم را نیز مطالعه میکردند. هدف اصلی هوارانگ، تربیت نخبگانی همهجانبه بود که بتوانند در زمان صلح مدیرانی مدبر و در زمان جنگ فرماندهانی شجاع باشند. پنج اصل اخلاقی هوارانگ، شامل وفاداری به پادشاه، احترام به والدین، وفاداری به دوستان، شجاعت در نبرد و پرهیز از کشتار بیدلیل بود.
تأثیر هوارانگ بر کیم یوشین بسیار عمیق بود. این سازمان به او پلتفرمی داد تا فارغ از سایه سنگین تبار گایاییاش، استعدادهای خود را به نمایش بگذارد. یوشین از طریق هوارانگ توانست فلسفه نظامی خود را توسعه دهد؛ ترکیبی از استراتژیهای بیرحمانه در میدان نبرد و اصول اخلاقی قوی که الهامبخش سربازانش بود. داستانهای متعددی در متون تاریخی وجود دارد که نشان میدهد چگونه یوشین با تکیه بر آموزشهای معنوی هوارانگ، توانست ارتش خود را در ناامیدکنندهترین شرایط نجات دهد.
جنگهای بزرگ و استراتژیهای نظامی کیم یوشین
بخش اعظم شهرت تاریخی کیم یوشین مرهون استراتژیهای بینظیر او در جنگهای خونین قرن هفتم میلادی است. او درک کرده بود که شیلا بهتنهایی منابع کافی برای شکست دادن همزمان باکجه و گوگوریو را ندارد. به همین دلیل، او با کیم چونچو (که مغز متفکر دیپلماتیک شیلا بود) همپیمان شد. در حالی که چونچو سرگرم مذاکره با دربار امپراتوری تانگ چین بود، یوشین وظیفه بازسازی و آمادهسازی ارتش شیلا را بر عهده داشت. استراتژی اصلی او، فرسوده کردن دشمن از طریق حملات غافلگیرانه و دفاع مستحکم در قلعههای کلیدی بود.

یوشین در طول دوران نظامی خود در بیش از دهها نبرد بزرگ شرکت کرد و به ندرت طعم شکست را چشید. او درک عمیقی از توپوگرافی کوهستانی شبهجزیره کره داشت و از آن برای به دام انداختن ارتشهای بزرگتر دشمن استفاده میکرد. نبوغ تاکتیکی او بهویژه در هماهنگسازی پیادهنظام زرهپوش، کمانداران و سوارهنظام سبک در فضاهای تنگ و درههای صعبالعبور زبانزد است. جدول زیر دو نبرد سرنوشتساز او را خلاصه میکند:
| نام نبرد | سال (میلادی) | مکان | نتیجه و اهمیت استراتژیک |
|---|---|---|---|
| نبرد هوانگسانبول | ۶۶۰ | جنوب غربی کره | شکست ژنرال گیبک از باکجه؛ باز شدن مسیر پایتخت باکجه و سقوط نهایی این پادشاهی. |
| محاصره پیونگیانگ | ۶۶۸ | شمال کره (پایتخت گوگوریو) | همکاری با ارتش تانگ، فتح پایتخت مستحکم گوگوریو و پایان دادن به تاریخ این پادشاهی کهن. |
فتح باکجه (۶۶۰ میلادی)
پادشاهی باکجه، همسایه غربی شیلا، دشمنی دیرینه و خطرناک محسوب میشد. در سال ۶۶۰ میلادی، با ورود ارتش عظیم امپراتوری تانگ از طریق دریا، فرصت طلایی برای شیلا فراهم شد. کیم یوشین فرماندهی ۵۰ هزار سرباز شیلایی را برای اتصال به نیروهای چینی بر عهده گرفت. اما مسیر او توسط ژنرال افسانهای باکجه، گیبک (Gyebaek)، با ۵ هزار سرباز انتحاری در تنگه هوانگسانبول مسدود شد. ژنرال گیبک که میدانست شانسی برای پیروزی ندارد، خانوادهاش را کشته بود تا سربازانش بدون وابستگی تا سر حد مرگ بجنگند.
در روزهای ابتدایی نبرد، ارتش شیلا با وجود برتری عددی، چهار بار متوالی توسط نیروهای باکجه عقب رانده شد و روحیه سربازان یوشین بهشدت افت کرد. کیم یوشین برای بازگرداندن انگیزه به ارتش، جوانان داوطلب هوارانگ را به خط مقدم فرستاد. شهادت شجاعانه این جوانان، خشم و اراده ارتش شیلا را شعلهور کرد و سرانجام خط دفاعی باکجه شکسته شد. با عبور یوشین از این تنگه و پیوستن به ارتش تانگ، پایتخت باکجه به سرعت سقوط کرد و این پادشاهی برای همیشه از نقشه جغرافیا حذف شد.
سقوط گوگوریو (۶۶۸ میلادی)
پس از فتح باکجه، تمرکز شیلا و تانگ به سوی گوگوریو، قدرتمندترین و وسیعترین پادشاهی کره در شمال، معطوف شد. گوگوریو پیش از این بارها تهاجمات میلیونی سلسلههای سویی و تانگ چین را دفع کرده بود. اما در اواخر دهه ۶۶۰، مرگ یئون گائسومون (دیکتاتور نظامی گوگوریو) و جنگ قدرت میان پسرانش، این امپراتوری را از درون ضعیف کرد. کیم یوشین با استفاده از این فرصت، نیروهای شیلا را به سمت شمال گسیل داشت تا پایتخت گوگوریو، یعنی قلعه پیونگیانگ را محاصره کنند.
یوشین با وجود کهولت سن در این مقطع، لجستیک و تدارکات پیچیدهی ارتش مشترک شیلا و تانگ را در زمستانهای سخت شمال مدیریت میکرد. او بارها خطوط تامین آذوقه را از میان کوههای پربرف زنده نگه داشت و شخصاً عملیاتهای نفوذی علیه دژهای کوهستانی گوگوریو را رهبری کرد. سرانجام در پاییز ۶۶۸ میلادی، دروازههای پیونگیانگ شکسته شد و پادشاهی گوگوریو پس از هفت قرن حیات قدرتمندانه، تسلیم ارتش ائتلاف شد.

رابطه استراتژیک با امپراتوری تانگ و استقلال شیلا
اتحاد شیلا و دودمان تانگ، شمشیری دو لبه بود. در حالی که کمک نظامی چین برای نابودی باکجه و گوگوریو حیاتی بود، امپراتور تانگ قصد داشت کل شبهجزیره کره را به یکی از استانهای خراجگزار چین تبدیل کند. پس از سقوط گوگوریو، ارتش تانگ از خروج از کره امتناع کرد و فرمانداریهای نظامی خود را در قلمروهای فتحشده مستقر ساخت. اینجا بود که استراتژی کیم یوشین چهرهای جدید به خود گرفت: چرخش از یک متحد وفادار به یک دشمن سرسخت برای دفاع از استقلال کره.
کیم یوشین با سازماندهی مجدد ارتش شیلا و حمایت از شورشیان و بازماندگان پادشاهیهای باکجه و گوگوریو، جنگی فرسایشی را علیه پادگانهای چینی آغاز کرد (جنگ شیلا-تانگ). او میدانست که چین به دلیل درگیری با قبایل تبت در مرزهای غربی خود، نمیتواند تمام منابعش را در کره متمرکز کند. یوشین با قطع خطوط تدارکاتی ارتش تانگ و انجام جنگهای چریکی چریکی منظم، نیروهای چینی را به ستوه آورد. استراتژی بلندمدت او در نهایت در سال ۶۷۶ میلادی (اندکی پس از مرگ او) به ثمر نشست و ارتش تانگ مجبور به عقبنشینی به شمال رودخانه تهدونگ شد و استقلال شیلا تثبیت گردید.
میراث، افسانهها و پایان زندگی کیم یوشین
کیم یوشین در سال ۶۷۳ میلادی، در سن ۷۹ سالگی و پیش از آنکه خروج کامل نیروهای چینی از شبهجزیره را به چشم ببیند، درگذشت. پادشاه مونمو (پسر پادشاه مویول) برای او تشییع جنازهای در سطح یک پادشاه برگزار کرد و آرامگاهی باشکوه برای او بنا نهاد که تا به امروز در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) پابرجاست. تأثیر او بر فرهنگ، تاریخ و هویت ملی کره به قدری عمیق بود که بلافاصله پس از مرگش، تبدیل به قهرمانی اسطورهای در میان مردم عامه شد.
میراث کیم یوشین فراتر از پیروزیهای نظامی است؛ او نماد پراگماتیسم سیاسی، وفاداری به میهن و تلاش برای شکستن سدهای طبقاتی است. متون باستانی مانند سامگوک یوسا پر از داستانهایی درباره ملاقات یوشین با خدایان کوهستان، پیشگوییهای عرفانی و قدرت او در کنترل آبوهوا در میدان جنگ است. این روایات نشان میدهد که جامعهی کره چگونه تلاش کرده است تا دستاوردهای بشری این فرمانده بزرگ را با عناصر ماوراءالطبیعه پیوند بزند.
آیا کیم یوشین پادشاه شد؟
به لحاظ تاریخی، کیم یوشین در زمان حیات خود هرگز پادشاه نشد. او تمام عمر خود را به عنوان یک ژنرال ارشد و وزیر دربار در خدمت پادشاهان شیلا (از جمله ملکه سوندوک، ملکه جیندئوک، پادشاه مویول و پادشاه مونمو) گذراند. با این حال، در سال ۸۳۵ میلادی، پادشاه هونگدئوک از سلسله شیلا، به پاس خدمات بیبدیل او در پایه گذاری اتحاد کره، عنوان پس از مرگ «پادشاه هیونگمو» (King Heungmu) را به او اعطا کرد. این تنها باری در تاریخ کره است که فردی غیر از اعضای مستقیم خانواده سلطنتی (صاحبان رتبه استخوان مقدس)، عنوان سلطنتی دریافت میکند.

شمشیر افسانهای کیم یوشین واقعیت دارد؟
در افسانههای کرهای، داستانهای متعددی درباره شمشیر الهی کیم یوشین وجود دارد. طبق روایات باستانی، یوشین در سن ۱۷ سالگی پس از چلهنشینی در غاری در کوهستان چوناگونگ، شمشیری جادویی از یک روح آسمانی دریافت کرد که میتوانست صخرهها را بشکافد و ارواح شیطانی را فراری دهد. از منظر تاریخی و باستانشناسی، هیچ شمشیر جادویی پیدا نشده است، اما کشف شمشیرهای تشریفاتی نفیس از مقبرههای اشراف شیلا نشان میدهد که شمشیر نماد قدرت و اقتدار معنوی فرماندهان بوده است. احتمالاً این افسانه بازتابی از مهارتهای استثنایی یوشین در شمشیرزنی در دوران عضویتش در هوارانگ است.
منابع
- Kim, Busik. Samguk Sagi (History of the Three Kingdoms). Translated by Edward J. Shultz and Hugh H.W. Kang. Academy of Korean Studies Press, 2012.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Rowman & Littlefield Publishers, 2010.
- Lee, Peter H. Sourcebook of Korean Civilization, Volume 1: From Early Times to the Sixteenth Century. Columbia University Press, 1993.
- Eckert, Carter J., et al. Korea Old and New: A History. Harvard University Asia Center, 1990.
- Iryon. Samguk Yusa: Legends and History of the Three Kingdoms of Ancient Korea. Translated by Tae-Hung Ha and Grafton K. Mintz. Yonsei University Press, 1972.
- Toby, Ronald P. “The Silla-Tang War and the Independence of the Korean Peninsula.” Journal of Asian History, vol. 35, no. 1, 2001, pp. 24-45
سؤالات متداول
کیم یوشین چه نقشی در تاریخ کره داشت؟
او با فرماندهی ارتش شیلا و ایجاد اتحاد نظامی با چین، موفق شد پادشاهیهای باکجه و گوگوریو را فتح کند و برای نخستین بار زمینهساز اتحاد سیاسی و سرزمینی شبهجزیره کره شود.
چرا نظام رتبهبندی استخوان برای کیم یوشین مشکلساز بود؟
زیرا او اصالتاً از خاندان سلطنتی پادشاهی مغلوب گایا بود. اشراف شیلا او را فردی غیرخودی و دارای رتبه پایینتر میدانستند که پیشرفت او را در ساختار قدرت دشوار میکرد، تا اینکه او با شایستگی نظامی خود این موانع را شکست.
رابطه کیم یوشین و پادشاه مویول چگونه بود؟
آنها دوستان صمیمی و متحدان سیاسی استراتژیکی بودند. کیم یوشین خواهر خود را به ازدواج کیم چونچو (که بعدها پادشاه مویول شد) درآورد. این پیوند خانوادگی قدرت نظامی یوشین و نبوغ دیپلماتیک چونچو را در هم آمیخت.
آرامگاه کیم یوشین کجاست؟
آرامگاه مقبرهای و باشکوه او که با مجسمههای سنگی ۱۲ حیوان زودیاک آسیایی تزئین شده است، در شهر گیونگجو (پایتخت باستانی شیلا) در کره جنوبی قرار دارد و امروزه یکی از جاذبههای تاریخی مهم است.
با ارفاق تا به این لحظه تاریخ ۹/۱۴۰۰
تعداد بازدید صفحه خشایار شاه کبیر شاه بزرگ ایران
و کسی که رم و یونان رو با خاک یکسان کرد :
فقط ۲ هزار تا
آمار بازدید صفحه کیم یوشین یک فرمانده ساده کره ای که ربطی هم به ملت شریف ایران نداره :
۱۱۵ هزار تا به این لحظه
حالا اشک بریزید که تاریخ نداشته پر دروغ و خیال پردازانه اون جغله کشور کره این طور محبوب شده!
معلومه این باستان پرستان ایرانی حسابی آتش گرفته اند و سوخته اند چون هیچ طرفداری ندارند
بمیرید بدبخت ها
ممنون از نویسنده گرامی بابت این مطالب خوب و زیبا
خواهش میکنم. نظر لطفتونه
داداش اونا فیلمه به واقعیت هم ۱ درصد نزدیک نیست.
سلام. سریال ها چیزی رو نشون میدن که تمام یا قسمتی از اونا ممکنه حقیقت داشته باشه.اما ما اینجا با فیلم و سریال ها کاری نداشته و نداریم. اینجا ما در مورد تاریخ صحبت میکنیم و منابع تاریخی. مقالات بنده هم از روی منابع تاریخی نگاشته شدن نه فیلم و سریال
من عاشق رویای فرمانروای بزرگ و افسانه اوک نیو هستم در رویای فرمانروای بزرگ : یوشیو و بیونگ و همینطور بانو جیسو خیلی خوب و با احساس بازی کردند و در افسانه اوک نیو : خدت اوک نیو از همه بهتر بازی میکرد و یک زن شمشیر زن بود و در ضمن شما دارید در مورد یک کشور دیگه صحبت می کنید و بحث می کنید خوشتون میاد اونا هم فرماندهان ما صحبت کنند و در موردشان غیبت کننند
سلام وقت بخیر بنظرمن یوشین فرمانده کشورش بود و برای کشورش زحمت می کشید مانند فرماندهان ایرانی اون برای مردم خودش زحمت فراوان و به یاد ماندنی کشید اگه بد و کثیف بود چرا حالا کلی مجسمه و اسمش تو زباح های مردم کره پیچیده پس اینقدر حرف چاخان و مذخرف نگویید
وقتی پیروزی افسانه ای دژ آنسی برای مردم گوگوریو زیاد مهم نیست اون وقت میان از کیم یوشین که کشورشون رو نابود کرده تعریف کنند؟؟
پس از اون حمله (بعد از ۲۰۰ سال) مردم گوریو با نهایت شرافت انتقامشون رو از شیلا گرفتند
اینو قبول دارم خیلیم درسته ولی مگه توی کل سه امپراطوری فقط مردم گوگوریو هستن که باید ستایشش کنن توی خود فیلم میگه شهرتش تا جاییه که به گوگوریو بکجه وائه تانگ و جاهای دیگه رسیده بعد شما فقط میگی گوگوریو؟
به هر حال شیلا و گوگوریو هردوشون نابود شدند و از نقشه هم محو شدند این قدر جوش نزنید و باهم دعوا نداشته باشید
متاسفانه چه قدر کمی از مردم ساده تشریف دارند
اصلا مردم چین هم اسم کیم یوشین رو نشنیده بودند حالا چه برسه به رم!!
وقتی پیروزی افسانه ای دژ آنسی برای مردم مهم گوگوریو نیست اون وقت میان از یوشین که کشورشون رو نابود کرده تعریف کنن؟؟!
مردم باکجه هم که بی رحمانه قتل عام شدند (توسط چینی ها) که عامل این کشتار هم حمله شیلا بود که باعث پخش شدن ارتش بکجه شد
گیبک فقط با ۴ هزار نفر (که ۲۰۰ تاشون هم خائن بودند) دقیقا ۱۵ هزار شیلایی رو به درک واصل کرد
و در اخرش هم به خاطر خیانت درباریان و تعدادی از لشکرش نابود شد ( در فیلمش هم نشون داد)
حالا انتظار دارید از یوشین تعریف بشه
باریکلا ایکاش بقیه هم این بینش شما رو داشتن مشخصه همه این داستانها رو از تاریخ ایران و روم و چین کپی کردن چون داستان قهرمانهاشون خیلی شبیه به قهرمانهای ایران و رومه
اره فقط ایران و روم و چین و یونان تاریخ دارن. بقیه بی هویتن و زیر بته عمل اومدن.
کاش قبل از حرف زدن کمی مطالعه داشتیم؟
کاربر جواد
شما دیگه خیلی متوهمی
مواد مخدر مصرف داشتی یا تأثیر فکر و خیال زیاد هستش؟
سلام
اونهایی ک از کیم یوشین انتقاد میکنن و بهش میگن فرمانده ساده پرخاشگر پر ادعا ک با لشکر کشی و قتل عام ادعای صلح دارع و…. برید ی نگاهی به تاریخ کره بندازید بعد بیاد حرف بزنید
۳ قلمرو کی متحد کرد؟؟
همین کیم یوشین ۳ قلمرو متحد کرد و برید تحقیق کنید لقب هایی ک مردم بکجه گوگوریو و بقیه کشور ها اون زمان بهش دادن چی بوده؟؟
کیم یوشین و گیبک شهرتشون به روم هم رسیده بود اما شهرت کیم یوشین از گیبک خیلی بیشتر بود
مثلا اگر کسی توی روم میگفت گیبک رو میشناسی میگفتن همونی ک کشورش همسایه کشور کیم یوشن؟؟
کسایی هم ک به کیم یوشین میگن بی درایت بی منطق حتما بخونن کسی ک بی درایت و بی منطق باشع هیچ وقت و توی هیچ جنگی پیروز نمیشه و همیشه شکست میخوره بعد چجوری یوشین این همه افتخارات جنگی داشته؟؟؟
کیم یوشین فقط وقتی ک شیلا و تانگ میخواستن متحد بشن مخالف بود ک این بی درایتی و بی منطقی نمیشه شما با یک موضوعی مخالفی پس شما بی درایت و بی منطق میشی؟؟؟؟
که این مخالفت یوشین دلیل داشته به دلیل اینکه فرمانده هان و سربازان تانگ به سربازان شیلا اهانت میکردن و فرمانده کیم یوشین میخواست غرور شیلا رو حفظ کنه از طرفی کیم یوشین میدونست ک در سر امپراطوری تانگ چی میگذره و قصدشون تصرف شیلا بوده به همین دلیل با موضوع متحد شدن و کمک خواستن از تانگ مخالف بود و اسرار به شکستن پیمان نامه داشت
این مخالفت به منظور حفظ غرور شیلا و وفادار بودن ب کشورش رخ داد چطور شما به این میگین بی منطقی؟؟؟
فرمانده کیم یوشین یکی از با درایت ترین فرماندهان کره بوده
و در مورد فرمانده گیبک درسته ک گییک با ۵ هزار سرباز تونست ۴ بار لشگر ۵۰ هزار نفری یوشین رو شکست بده اما این دلیلی نمیشه ک بگیم گیبک از یوشین بهتر بوده توی اون جنگ روحیه سربازان بکجه از سربازان شیلا خیلی بالاتر بود و اولین چیزی ک توی جنگ های اون دوران مهم بود روحیه بود به خاطر همین گیبک تونست ۴ بار یوشین رو در اون جنگ شکست بده حتی در رویای فرمانروای بزرگ در آخرین جنگ گیبک ک بعد از اون جنگ مرد خود گیبک به یوشین گفت ک من در جنگی عادلانه شکست خودرم درسته ک یوشین ۵۰ هزار سرباز داشت و گیبک ۵ هزار اما روحیه سربازان بکجه ۱۰ برابر بیشتر از سربازان شیلا بود و روحیه سربازان شیلا ۱۰ برابر کمتر بود پس این موضوع یه برابری ایجاد میکنه
از طرف دیگری گییک هیچ دشمنی نداشته و بدون هیچ استرسی روی خودش کارد و تبدیل شد به فرمانده گیبک اما یوشین چی؟؟؟ یوشین ایقدر مشکلات و دشمن داشته و اون ها رو شکست داده ک شده فرمانده بزرگ کره مثل ( بیدام ،پاچینگ چانگ، پدر بزرگش ملکه شیلا ک خائن بود بی هیونگ ک خودش دوست یوشین بود اما شورش کرد و…..)
مثل این میمونه ک ۲ نفر توی یک دانشگاه هستن یکی پدرش پولداره و اون پسرش ک دانشجو هست هیچ درسی نمیخونه و فقط آخر ترم پدرش چند میلیون پول به حساب استادای پسرش واریز میکنه و اون ها بهش بالا ترین نمره رو میدن
اما یک نفر همیچین پولی نداره و مثل چی زحمت میشکه و درس میخونه و عادلانه میاد بالا و نمره قابل قبولی میگره
این ۲ موضوع کاملا شبیه هم هستند گیبک بدون هیچ استرسی روی خودش کارکرد و هیچ دشمنی هم نداشت دقیقا مثل اون دانشجویی ک با دوستاش میره صفا سیتی و اصلا به فکر درس نیست و بعد آخرش پدرش پول واریز میکنع به حساب استاداش و بهش بالا ترین نمره رو میدن
و یوشین با توجه به تمام مشکلات و دشمن تراشی هایی ک برای اون کردن باز هم بالا تر از گیبک ایستاده دقیقا مثل اون دانشجویی ک زحمت میشکه درس میخونه و عادلانه میاد بالا
گییک فرمانده خوبی هست اما در سطح خودش هیچ کس به پای فرمانده یوشین نمیرسه
ژنرال کیم یوشین بزرگ ترین و بهترین و با درایت ترین فرمانده۳ قلمرو و کره است
و بهترین جنگجو و شمشیر زن تاریخ کره است
هزاران هزار درود بر شما
بزرگترین فرمانده سه قلمرو،یون گائه سومون بود
سلام صالح
کی بکجه و گوگوریو را نابود کرد
یوشین
چرا مقبره کیم یوشین قهرمان شیلا را نگفت
و تعداد جنگ هایی که وی حضور داشت
انسانی که در راه رسیدن به آرمان پادشاه و خودش،حاضره پسرش رو بکشه و یا طرد کنه،در وفاداری اون شک جایز نیست.حاضر میشه هرگونه ذلت رو تحمل کنه ولی به فرمانروای خویش فشار نیاوره،به نظرم دلسوزترین انسانه
کیم یوشین قدرتمندترین و داناترین فرمانده نظامی اون دوران بود و همیشه بر ارمان اتحاد وفادار بود.مردم اونو از خود فرمانروا نیز بیشتر دوست میداشتن.حالا بعضیا نمیخوان افتخارات اونو باور کنن،هیچ کاری نمیشه کرد ولی به نظر من یک انسان نترس و با درایت و جنگجویی بود.
کیم یوشین یک اسطوره هست کم مرد مثل ایناهس که خالصانه برای کشورش میجنگه
نه
جناب سیروس پور ی سوال دارم اویجا تو سریال تجویونگ بود؟
سلام.نه
چونچو که سگ چینیهای نجس احمق بود… کیم یوشین و سودینگ فانگ دو قاتل شرور عوضی بی رحم بودن به بهانه اتحاد سه قلمرو به بکجه حمله کردن اتحاد سه قلمرو هم بهانه ای برای چونچو بود که به امپراتوریهای دیگر تجاوز کند و آنها را غارت کند