اقدامات وحشتناک آغا محمدخان قاجار برای ارضا جنسی خود در حرمسرای قاجار

با سقوط صفویان و از هم‌گسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتون‌ها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانه‌ای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغه‌ای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیل‌الرعایا حکم می‌راند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآن‌که دستی به دهان می‌رساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.
آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوع‌النسل شده بود، در این عرصه تشنه‌تر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روش‌هایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه می‌نمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندام‌های جنسی زنان و دیگر اعمال خشونت‌آمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونه‌ی خود می‌نمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بی‌شباهت به دوزخ نبوده و زنان بخت‌برگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شده‌اند.
588 نظرات
  1. شهرام می گوید

    یک مورد جالب
    تمام مجسمه های تخت جمشید و تمام آثار بناهای اون دوران را با آشور مقایسه کنید .
    گریفین و شیر دال حتی نوع حجاری همه یکیه .
    اصلا تفاوتی وجود ندارد .
    این که آقای پورپیرار می گفت هخامنشیان از جایی دیگر آمده اند این قسمتش غلط بود .
    اگر از جایی دیگر آمده بودند زبان و خط دیگری داشتند .
    اما همه چیز نشان میده که از سلسله های داخلی آشور هستند .
    معماری آنها چیزی به جز معماری آشوریان نیست.
    موفق باشید

  2. شهرام می گوید

    با سلام علی جان شهرام هستم .
    تعصب ینی چیزی را ببینی و انکارش کنی.
    یعنی جانب داری کنی.
    اونجایی که می گویی کرمانی‌ها عرب نیستند
    بگذار اینگونه بنویسم
    یا حرف دن گارسیا دسیلوا درست است در سفرنامه اش
    یا علی جان
    حالا بررسی می کنم
    دن گارسیا دسیلوا خاطراتش را می نویسد .
    بی طرف است .
    عرب را مایه تحقیر نمی داند چون ناسیونالیسم بعداً بوجود آمده و آن زمان وجود نداشت حتی تمام اعراب در جنوب آنقدر بودند که فقط شهرهای غیر عربی را می نویسد که با بقیه متفاوتند .

    اما علی جان شما
    تاجیک را می بینید و معنایش را عوض می کنید می گویید نه عرب و نه ترک!
    می گویید کلمه فارس عربی نیست در صورتیکه در لغتنامه فارسی عرب نوشته شده است.
    علی جان با جانبداری تاریخ تغییر نمی کند.

    شما دیده ها را دارید انکار می کنید.
    این غلطه
    اگر تاجیک به معنی نه ترک و نه عرب باشد
    پس یا

    علی جان درست می گوید یا علامه دهخدا و حسن عمید ؟
    یک جایی نوشته بودید قایم مقام فراهانی به اختیار خود ننوشته

    پس نوشتنش را قبول می کنید اما اختیارش را نه
    در اون زمان شاهان نماینده تام الاختیار تعیین می کردند و مشاهدات توسط این افراد بسته می شد .
    و گرنه ببینیم چگونه میشد.
    هر کلمه تغییر می کرد یک پیک می رفت تا تهران و پیک دیگر تا مسکو به پادشاهان می گفتند و دوباره می آمدند . بند دیگری عوض می شد و اگر گفته شما درست باشد باید دو شاه صد سال وقت می گذاشتند تا قرارداد بسته شود .

    گفته شما ایراد داره .
    به جای اعتراض کردن باید با اسناد روبرو شوید .
    می دانم کاخی که در ذهن داشتید ویران شده
    اما واقعیت اون کاخ نیست واقعیت چیز دیگری است .

    نوشته بودید که آشور ایران را نگرفته اما سارگون شاه آشور از دماوند هم عبور کرده بود .

    در تاریخ قدیم نقشه ایران را بزرگ می کشیدند
    نگاه که می کنیم می بینم قزاقستان هم دست کوروش بود اما مگه تومیریس شکستش نداد !
    مگر کشته نشد!
    پس چگونه اونجا را تصرف کرده بود .
    حالا دقت کنید
    اگر اون سلسله هخامنشیان را جزیی از سلسله های آشور بدانیم تمام معماری تخت جمشید و تصرف مصر و جاهای دیگر همگی تضاد تاریخش از بین می رود و درست می شود.

    زبانش با آشور یکی می شود خطش با اون یکی می‌شود و وسعت آن هم یکی می شود .
    معماری آن هم یکی می شود .

    اما تاریخ سازی دروغین از بین می‌رود .

    اگر هخامنشیان در ادامه تاریخ آشور باشند می دانیم که داریوش و کوروش از دو نسل متفاوت هستند میشه گفت بازمانده امپراتوری آشور بود که بدست اسکندر بر چیده شد .
    اگر آشور از ماد شکست خورد همه قلمرو آن که تصرف نشد . شاهان محلی به بقای خود ادامه دادند .
    الان هم آشوریان تاریخ خودشان را دارند .

  3. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    بگذارید تاریخ اسلام و کاری که حضرت محمد کرد را ببینیم .
    یک کار مهمتر را کنستانتین کرد که این دو کار شباهت فوق العاده ای با هم دارند.
    اینجا می بینید اهمیت دین برای چی هست و چرا باید باشد .
    در روم پهناور قومیت ها و قبایل مختلفی زندگی می کردند . این قبایل با روم مخالفت می کردند . قسمت‌هایی با روم متحد و قسمت‌هایی باهاش مخالف بودند .
    کنستانتین بزرگ دین مسیحیت را دین رسمی روم کرد . یعنی یک لایه فراتر از قومیت روی روم کشید . دیگه از قومیت فرانک نبود یا قومیت ژرمن یا ایتالیا همگی مسیحی بودند .
    دقت کنید اهمیت قومیت ها رنگ باختند و شدند مسیحی . این را برای بقای روم کرد هرچند خیلی ها اهمیت موضوع را نمی دانستند اما روم ماند کوچکتر شده بود اما ماند تا سلطان محمد فاتح روم را از بین برد.

    حالا قبایل عرب با هم دشمن بودند . شعرهای برتری طلبانه ای برای خودشان می سرودند در برتری خودشان و تحقیر قبایل دیگر .
    همان کاری که مستر سین ایرانی در روی سن انجام میداد و یا همان فیلم آپارتمان که دهه هفتاد ساخته بودند و یا جک های که قومیت های ایرانی برای هم می گفتند .
    ببینید تشابه اعراب جاهلی و یک سری ها باتوجه به ندیده گرفتن هزار و چهارصد سال چقدر است ؟

    حضرت محمد دین اسلام را آورد و همان لایه اسلام را روی این قبیل توحشات کشید و همه با هم برابر شدند . دیگه قبایلی مثل بنی تمیم و اوس و خزرج وجود نداشتند . طبقات اجتماعی ایجاد شده جاهلیت را با نماز از بین برد .
    اربابان دیروز با بردگان سرشان را به خاک می مالیدند . این قبلاً برای اشراف تحقیر بود اما الان نشانه تساوی طبقاتی بود .
    حضرت محمد از اشراف بود و فوق العاده با اون غرور اشرافیت عرب آشنا بود .
    اختلاف طبقاتی را می‌دید . همه را با نماز یکی کرد . از یک طرف با نماز طبقات را ازبین می برد . خدایان دیروز بردگان الان در کنار آنها نماز می خواندند . به آنها برادر می گفتند و آنها هم به این بردگانشان دیروزشان برادر می گفتند .
    سر یک سفره می نشستند .
    دیگه فرهنگ طبقاتی و قبایلی و تحقیر و خود برتر بینی جاهلیت نابود شده بود .

    آرزو داشتم در ایران الان هم این تحقیر و جک و خراب کردن همدیگر از بین می رفت و همه آن گونه می شدند. البته وقایع تاریخی ربطی به قومیت ندارد . باید واقعیات گفته شود.

    دین اسلام و قرآن موارد دیگری هم دارند .
    آقا دیان این قسمت را توجه کنید
    در قرآن خداوند می گوید از من بترسید .
    این کتاب ، کتاب بیم دهنده است .
    این را خیلی در قرآن تاکید داره .
    برایم سالها مسأله بود مگر خداوند مهربان نیست چرا باید ازش بترسیم ؟
    از روحانیت می پرسیدم هر کس جوابی می داد که قانع نمی شدم تا اینکه فهمیدم.

    خصوصیاتی است که مخصوص خداست مثل پرستش . شما از هرکس بترسید اونو پرستش می کنید . مطیع اون هستید . ترسیدن فقط باید از خدا باشد و نه از هیچ بنده دیگری .
    شرک به خدا دقیقا در اینجاست .
    ترسیدن از کسی و احترام بیش از حد گذاشتن برای مسلمانها ممنوع است .
    این خود شرک به خداست .
    پیامبر چون برایش احترام بسیار زیادی قایل بودند برای همین خودش هم کار می کرد تا اون احترامات در حد احترامات به مقامات جاهلیت زنده نشود .
    پیامبر خودش کار خودش را انجام میداد . لباسش را خودش رنگ میزد .
    لباسشان در اعیاد قرمز و در اکثر موارد سفید و
    لباس زرد رنگ هم بازرد چوبه رنگ میکرد .
    فقط بعضی وقتها عمامه سیاه می انداخت .
    اون هم به خاطر اینکه صورتش سفید و صورتی بود.

    البته مواردی هم ازش نقل شده که آنقدر زن داشت و فلان و فلان گفته اند .
    بارها نوشته اند و از یاران پیامبر هم گفته اند که زن زیاد داشته .
    من واقع گرا هستم نتیجه را می بینم نه نقل قول‌هایی مثل این را .
    می دانیم حضرت محمد از خدیجه بچه داشته و از ماریه والسلام .
    فقط از این دو بچه دار شده .
    در تاریخ اعلام شده پسری داشته که خروسی به چشمش نوک میزنه و پسرش فوت می‌کنه .
    فکر می کنم که کشته شده باشه توسط افرادی که نمی خواستند فرزند مذکر از پیامبر به جا بماند که میراث دار پیامبر باشد.
    اون قسمت که چگونه اعراب را یکپارچه کرد برایم بسیار مهم است .
    دین نقش چسبندگی بین جامعه ای با قبایل مختلف داشته و الان هم می تواند ای نقش را ایفا کند.
    دین یک دیدگاه است و یک سری اصول برای زندگی فردی و اجتماعی .

    تمام اصحاب پیامبر قبل از پیامبر چه دینی داشتند . هسته اولیه مومنان اسلام همگی بت پرست بودند . بعضی ها هم با پرست نبودند اما به موارد دیگری اعتقاد داشتند .

    دو تا کتاب است از آن دوران. بنام
    طبقات کبیر یا طبقات واقدی
    و یک کتاب دیگر بنام کاتب واقدی

    شما تا پوشش پیامبر را می توانید آنجا ببینید.
    البته اون چیزهایی هم نوشته اند مثل این
    پیامبر نیروی جنسی چهل مرد را داشت و … .

    این موارد مهم نیست و غلطه . چرا؟
    چون در لحظه خصوصی شما تنها هستید.

    اینو برای همه می سازند . از خصوصیات مردان بوده و الان هم زیاده .
    بین ساختن یک چیز در ذهن و دیدن آن تفاوت زیاده .
    اون قسمت های را نگاه کنید که واقعا دیده اند . مثل لباس پیامبر .
    با خواندن این دو کتاب شماها پیامبر را کاملا درک می کنید .
    تاریخ طبری دقیق است اما حذفیات هم زیاد دارد . ایرانیکای احسان یار شاطر شنیده ام تمام موارد سانسور شده را در تاریخ طبری
    از نو نوشته و بدون سانسور است.

    از پیامبر هر چیزی که نقل شده از سه یا چهار نفر است .
    عایشه دختر ابوبکر که زمانیکه هیجده سالش بود پیامبر فوت کرد.
    ابو هریره و دو مار دیگر
    این ها در آن زمان پیامبر طفل بودند. پدرشان اینها را آورده بود خانه پیامبر و به عنوان تقریبا خدمتکار بودند اما بعداً روایات این ها اساس استناد در سنت شد .
    هر کدام هزاران گفته از زندگی پیامبر گفتند .
    از بین المال ابوبکر و عمر و عثمان پول می گرفتند.
    فکر می کنم این افراد خریداری شده بودند
    از طرف خلفا این ایده شخصی من است .

    بعد از فوت پیامبر آشوب شبهه جزیره را در گرفت پیامبرانی زن و مرد سر برآوردند و خالد بن ولید این آشوب ها را به شدت نابود کرد.

    در فیلم محمد رسول الله در جایی که کنار کوه ایستاده و از پشت به مسلمانان حمله می کند
    و حمزه کشته می شود همان شخص نقش خالد را بازی می کند .
    این شخص در شکست ایران نقشی اساسی ایفا کرد و همچنین در شکست روم .
    فکر میکنم در سوریه دفن است.
    این شخص در کارنامه اش قتل و تجاوز را هم دارد.
    به قولی با وجود دلاوری بسیار از ایمان بی بهره بود.

    مدفنش مسجدی است در سوریه

    بعد از خواباندن شورشها در عربستان لازم بود که با جنگی خارجی اعراب متحد شوند .
    برای همین بود که به ایران و روم حمله کردند .
    فکر نمی کنم که اون زمان حتی فکرش را هم می کردند که ایران فرو باشه.

    در تاریخ می شنوید خلیفه می رفت و بیرون شهر با نگرانی می ایستاد و منتظر اخبار جنگ بود .
    در ایران آن زمان شیرویه که شاه شد همه مردان را کشت تا کسی علیه او شورش نکند .
    حتی شیرخواره ها را .
    اما شش ماه بعد به مرض طاعون در گذشت .
    چون مردی پیدا نکردند ناچار پوران دخت را به شاهی ایران برگزیدند .

    این مصادف است با جنگ ذیقار . در این جنگ قبیله شیبانی تعدادی از سپاه ایران را شکست میدهد و بقیه را شما میدانید .

    پوران دخت را بر کنار می کنند و یزد گرد سوم را که در زندان بود بیرون آورده و شانس می کنند .
    یزد گرد سوم یک شبه شاه شد بدون آنکه دوره اش را گذرانده باشد . تا دیروز در زندان و امروز شاه امپراتوری بود .

    البته طاعون شایع شده در آن زمان شهر ها را خالی کرده بود .
    می توانید آن را هم بررسی کنید .
    قسمت‌هایی بود از تاریخ
    اون دو کتاب را بخوانید و دانلود کنید و نگه دارید . به لباس پیامبر هم دقت کنید.
    این کتابها کتابهای صحابه هستند.
    همگی در ذکر آنها اتحاد دارند . این دو کتاب مرجع آن زمان هستند .

  4. شهرام می گوید

    آقا دیان
    موردی بسیار جالب هم هست که شاید کسی ندانه .
    ابن سینا که در روستای افشنه ازبکستان به دنیا آمده و پزشکی مشهور بود کتابی داره بنام مجربات . این کتاب، کتاب طلسم است زمانیکه آن را می خواندم طرز تهیه موارد مختلفی از موارد خوردنی را هم در آن گنجانده مثل طرز تهیه قُوَتو که در کرمان به صورت سیاه و سفید می سازند . در این کتاب نحوه ساخت آن نوشته شده و علاوه بر طلسمها و ابطال آن
    موارد خوردنی هم داره .
    شاید به درد کسی بخوره برای طعم دادن به غذا
    فکر می کنم در اینترنت بتوانید پیدا کنید .
    ببینید این شخص کتاب فلسفی داره اما به طلسم هم اعتقاد داره.

    اگر چیزی را به مردم قدیم نشان دهی سعی می کنند آن را چیزی که می شناسند توجیه کرده و توضیح دهند .
    مثلاً یک لکوموتیو را بهشان نشان می‌دادی
    می گفتند اسبی داشت که از گوشش دود می زد بیرون و سر و صدا می کرد و می رفت .

    زمانیکه ارتشی یک چهارم یا یک دهم اون یکی بود و پیروز می شد برای شنونده باور نا پذیر بود .
    فکر میکرد چیزی وجود داره که او ندیده در صورتیکه همان ایمان بود .
    این فکر من است اون ملایک تفسیری بود از
    برای توضیح برد در جنگ نابرابر برای آنها،
    یعنی مردم عرب آن زمان .
    می توانستند بتهای زنده عرب را که از بزرگان و ستم گران بودند و فکرش را هم نمی کردند بتوانند در برابرش حرفی بزنند الان داشتند لشکر آنها را شکست میدادند بنابراین ایمانی بزرگتر و خود باوری را در قلب و ذهن مسلمانان اولیه با این شکل کاشته می شد.

    در بیابان باشی فکر می کنی پشت هر صخره جانوری یا دزدی منتظره اما در نظر بگیر مسلمانان می گفتند خداوند ملایکش را فرستاده تا از ما محافظت بشه .

    قرآن بیس کار را قرار داده . در آن زمان ناگهان زنان صاحب نصف حق مردان شدند .
    در زمانیکه مرد جانش را به خطر می انداخت تا از زنان محافظت کند .
    زنان و دختران قبیله را .
    اما در اسلام خانمها به لحاظ حقوق جلو افتادند .
    اما الان آن ارزشهای مردانه دیگه وجود ندارد .
    مردان و زنان در جامعه ای زندگی می کنند که جنگ وجود ندارد . مرگ و میر ناشی از بیماریهای نیست . دیگه مردان تا بیست سالگی بچه محسوب می شوند الن بیست ساله را می گویند بچه در صورتیکه در آن زمان مرد بیست ساله می گفتند .
    و در آن سن حداقل چندین جنگ و مسافرت از صحرا را انجام داده بود .
    اما الان همه چیز فرق کرده اون قوانین هم باید مورد بازبینی قرار گیرند .

  5. شهرام می گوید

    فرشته شمشیر به دست نمی گیرد که بجنگد.
    اون ملک ها همگی در خود اشخاص است.
    دقت کنید یکبار بی‌حال می روی کاری را انجام دهی نمی سه
    اما زمانی اول مطالعه می کنی
    بعد حالات مختلف را در نظر می گیری
    ایمان داری به کاری که انجام میدهی
    ترس را از خودت دور کردی
    نیروی برای جنگ
    و انگار معجزه شده
    این را در فرهنگ عرب می گویند یک نفر نیست پنج نفره
    در ترکیه حرفی از اعراب مانده و الان هم استفاده میشه
    اگر یک زبان بلد باشی یک نفری
    اگر دو زبان بلد باشی دو نفری
    و غیره

    آموزه های اسلام هم اینگونه است بعداً اون کمک ملایک شد به کمکی از آسمان که دشمنان را می ترساند .
    آن چیزی که سنتی های قریش را می ترساند نترس بودن مسلمانان بود.
    همه از مرگ می ترسیدند به جز مسلمانان صدر اسلام.
    جبراییل داستانش فرق می‌کنه .
    موردی هم هست نمیشه راجب مذهب خیلی راحت صحبت کرد چون افراد نظرات خودشان را دارند.
    ببینید محقق دانشگاه نوشته کرمانی ها قتل عام یا کور نشده اند اما مردم سخت قبول می کنند . در مورد مذهب سخت تر هم هست.
    نمیشه بعضی ها خدا را جسم می بینند .
    بعضی ها هم مظهر خوبیها هر کدام هم دلیل خود را دارند .

  6. شهرام می گوید

    سلام علی جان شهرام هستم .
    دلیل کشتن برادران آقا محمد خان توسط خودش به خاطر این است که خود آقا محمد خان کشتار مردم به دست زندیه مثل کشتار مازندرانیها بدست زکی خان و سمنانی ها و یزدخواستی هاو … بوده است .
    البته اعلام شده آقا محمد خان هنگامی که فرمان قتل برادرهایش را می داد گریه می کرد و می گفت اینها را به خاطر ایران و تو می کشم
    پس به خاطر صلاح ایران از برادرهایش گذشت .
    اینکه کرمانی ها عربند در تاریخ طبری تاریخ یعقوبی و فتوح آبادان ذکر شده که پس از رفتن زرتشتیان از فردای آن بوستان هایشان را تصرف و کاریزها را گرفتند و … .
    مهمتر از آن آن سیاه اسپانیایی در بالا ذکر شده اعلام می کند اینها عربند لباس عربی پوشیده و زبانشان عربی است .
    تعصب علی جان یعنی جانبداری کردن از کسی یا مذهبی یا طایفه ای که البته خود شما هم درون آن طایفه قرار دارید .

    شما مطالعه می کنید برای چی؟
    برای اینکه واقعیت ها را بدانید . اگر بدانید و ذهنتان را تغییر ندهید یعنی مطالعه هم نکرده آید .
    اگر توانایی دارید ایرانیکای احسان یار شاطر را فراهم کنید. این کتاب بسیار دقیق است.
    قایم مقام عهدنامه ترکمنچای را به قلم خودش نوشته و تهران ده بوده و یک کاخ صفوی در کنارش که با اسکان شصت هزار سپاهی قاجار و خانواده آنها ساخته شده .
    اگر اصالت تهرانی دارید یک مطالعه کنید ببینید از کجا و در چه سالی آمده آید تهران و اصالت شما از کجاست؟
    و اما در مورد تخت جمشید گریفین ها و شیردالها همگی از معماری آشوریان هستند .
    و چون تکمیل نشده و بهترین گریفین ها را داراست پس در انتهای امپراطوری آشور بنا شده . می توانید در مورد نیمه کاره بودن تخت جمشید تحقیق کنید . عکسهایی از آن در سایتی دیده ام البته از نزدیک هم عکس گرفته ام.
    سلام آقا Dian
    در مورد قرآن مثلاً اون دو دریا را پیامبر از کجا میدانست ؟
    این آیه ۴۷ سوره الذاریات را دقت کن
    و آسمان را با قدرت خود بر افراشت یک و ما پیوسته آن را گسترش میدهیم .
    اون دانشمندی که اعلام کرد جهان در حال گسترش است . در سال ۱۹۲۸ اعلام کردند طرف دیوانه است . دقت کنید اوایل قرن بیستم .
    پیامبر از کجا می‌دانسته که جهان در حال انبساط است؟
    در سوره فصلت این ۱۱ عیناً اعلام می کند آسمان دود بود و سپس زمین بوجود آمد .
    سوره انبیا آیه ۱۰۴
    روزی که آسمان را در هم بپیچیم مانند در هم پیچاندن طومار همان گونه که در ابتدای خلقت آفرینش را آغاز کردیم آن را باز می گردانیم ،
    وعده ای است بر ما که ما انجام دهنده انیم.

    سوره مرسلات آیه ۳۰تا ۳۳
    بروید به آن دود سه شاخه
    نه سایه دار است و نه از شعله حفاظت می کند.
    چون کاخی شراره می افکند
    گویی شترانی زرد رنگ اند.
    و …
    سوره نوح ایه ۱۶
    خورشید را چراغ و ماه را روشنایی بخش گفته
    یکی نور دارد و آن دیگری بازتاب می‌دهد.
    از کجا میدانسته؟
    این از معجزات علمی قرآن است . اون زمان کسی نمی دانست ماه نور خورشید را بازتاب می‌دهد یا خورشید چراغ است و ماه بازتابنده آن به زمین.
    فرشته شمشیر به دست نمی گیرد تا کسی را بکشد و شمشیر بزند .
    الان دو تا قرآن از نشریات مختلف را می گیرد و چک کنید ایراد داره؟ اینو خودم دیده ام.

    1. علی می گوید

      سلام جناب شهرام این جمله که نوشتی بخاطر صلاح ایران از برادرانش گذشت در ست نیست اگر پنجاه در صد هم قبول کنیم بخاطر ایران بود بقیه اش میشود بخاطر فتحعلی و پایدار مانندن سلسله ای که ایجاد کرد آیا خدا نیز از این قتل ها
      گذشت میکند؟؟ من فقط ماجرای قتل جعفر قلی را خواندم بخاطر ندادن حکومت اصفهان به او دلگیر بود او را تهران فرا میخواند ولی او نمیرود مرتبه بعدی با دروغ وعده دادن
      حکومت اصفهان او را به تهران آورد ولی چند روز بعد ناگهان چند نفر در مکانی به جعفر قلی حمله کردند او را کشتند نوشتند آقا محمد خان با دیدن صحنه دگرگون شد و به فتح علی گفت
      او را بخاطر تو کشتم زیرا حکومت ترا قبول نمیکرد و مملکت دچار هرج و مرج میشد
      اینجا نوشتند حالش دگرگون شد شما مینویسی گریه میکرد همین هم مهم است در منابع چه نوشته؟؟پس تاریخ نویسی
      با فیلم نامه نویسی فرق دارد.
      در مورد تخت جمشید مقاله ویکی پدیا را هم بخوانیم در آنجا مینویسد معماران وهنرمندانی از آشور بابل ایلام و حتی مصر یونان هند را گرد آوردند پس می خواستند از همه ظر فیت های ملل امپراطوری استفاده کنند قرار نبود این یک بنای کامل پارسی باشد همان جا عکس یک مجسمه مانند بالدار هست بعنوان سبک معماری آشوری، بهتر از آنچه که درخود آشور بوده است
      چون قرار بود یک کار بزرگ وعظیم باشد یک عکس از سبک معماری مصری است عکسی از یک مجسمه شبیه سگ است که در فر هنگ یو نانی بعنوان نگهبان مکانها میدانستند پس قرار نبود فقط فرهنگ ومعماری پارسی باشد البته نقش هایی بر دیوار ها کنده شده که فر هنگ زرتشتی وایرانی است کتیبه ها به سه زبان بابلی ایلامی و پهلوی باستان وجود دارد پس اینجا نیز از فر هنگ دیگر اقوام استفاده شده است
      هیچ نتیجه خاص و عجیبی نمیتوان گرفت
      شروع ساخت تخت جمشید از داریوش شروع شد که در کتیبه ای بطور روشن به آن اشاره شده است پسر و نوه اش ادامه دادند و بازنیز قصد گسترش را دادند
      قبلا نوشتم دو باره مینو یسم تعداد قابل توجه ای باستان شناس و پژو هشگر تاریخ بر روی پارس ها و شاهان هخا منشی و تخت جمشید کار کردند برخی از آنها نخبه بو ند اگر ارتباطی خاص دیگری باآشور بود مینوشتند از طرف دیگر همین مطالعات از طرف غربیها بر روی تمدن آ شور انجام شده است پس آن نوع ارتبا طی شما فکر میکنی وجود ندارد
      اینها ادبیاتی دوران پهلوی نبودند ناسیو نالیسم رضا خانی نداشتند

  7. Dian می گوید

    سلام آقا شهرام من تموم نظرات و گفته های شمارو خوندم و متوجه شدم تمام مطالبی که از طریق مطالعه و رسانه و کتاب های مختلف فهمیدم با گفته های شما فرق داره . قبل از هرچیزی ممنون از وقتی که گذاشتید و با حوصله توضیح دادید .
    من بیشتر درگیر تاریخ اسلام بودم و تاریخ طبری رو منبع خودم قرار دادم
    راستش من چندان اعتقاد مذهبی قوی ندارم ولی این توی قضاوتم تاثیر چندانی نمیزاره بیشتر درگیر فهمیدن حقیقت هستم چیزی که امروزه فهمیدنش واقعا دشواره .
    یسری مطالب توی طبری ذکر شده که ذهن من رو به شدت درگیر کرده . مثلا یکی از این موارد
    بخشی هست که طبری راجب پنج هزار فرشته ای که توی جنگ به پیامبر و یارانشون یاری میرسونه صحبت میکنه بیش از حد انتظار تخیلی بنظر میرسه .
    اولین سوالی که شکل میگیره اگه چنین چیزی واقعیت داشته چطور توی سایر جنگ ها که یاران مدینه و پیامبر شکست خوردند این پنج هزار فرشته باهاشون همراه نشدن و حالا که پیروزی نصیبشون شده صحبت از کمک های الهی و معنوی شده ؟
    سوال دومم هم راجب کتاب قران هستش
    من عربی چندان قوی ندارم ولی ترجمه ی فارسی کتاب رو خوندم و یسری جاها در حد تسلطم با عربی مطابقت دادم
    وقتی ظاهر این کتاب رو میخونی بیشتر احساس میکنی که یک کتاب قانون برای حکمرانی و کنترل افراد جامعه ی اون زمان همراه با معیار های قدیمیه زندگی متعلق به همون دوران رو مطالعه میکنی و میخونی و حقیقتا در حد سواد خودم انچنان مطلب علمی که دال بر حقایق علمی دنیا باشه ندیدم پس چطور چنین کتابی میتونه کامل باشه ؟ یا اصلا برای خوندن درست این کتاب و فهمش باید چه کاری انجام داد و چه علمی داشت ؟

  8. ناشناس می گوید

    سلام آقا شهرام هم جواب میدهی و هم نحوه مطرح کردن سوال را بیان کردی و یاد میدهی که چطوری به دلایل خودتان حمله کنند .
    همه اش آموزش است .
    باید اول مطالعه کنید به ایراد بگیرید.
    پاینده باشید.

  9. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    آقا فرشاد عزیز حال شما چطوره؟
    اون کتاب دلاواله و تاورنیه چون متعلق به یک دوره حکومتی هستند می توانید با هم تطبیق بدید . مثلاً سیستم قضایی اون دوره را در روی کاغذ بنویسید و اختیارات آنها را و شهرها را .
    به چیزی عجیب می رسید و آن اینکه حکم اعدام تقریبا وجود نداشته و فقط متعلق به مجرمین خاصی محدود می شده .
    اگر کسی به سلطنت توهین می کرد کسی نمی توانست طرف را بکشه برای این به شاه صفوی ارجاع می شد .

    اونجا شما می بیند در کل امپراطوری ایران شاید پانزده نفر می توانستند حکم اعدام بدهند . البته باید به اطلاع شاه صفوی می‌رسید .
    اونها اعتقاد داشتند جان را خدا بخشیده و متعلق به خودشه .
    افراد اعدامی هم داریم مثل سردار خان که خاک ایران را با تبانی به ازبکان داد .

    اما در تفاوت الهامات و قرآن
    الهام یک مورد ذهن ناخودآگاه است اما قرآن
    یک سیستم عددی و مهمتر یک کتابی است که از نجوم هم خبر می‌دهد .
    این کتاب یک کتاب کد گذاری شده است و لایه به لایه هم هست .
    مثلاً اول سوره ها تعداد حروف را مشخص می کند که مضربی از نوزده است .
    بعضی سوره ها هم در ترکیب باهم اینگونه عمل می کنند .

    البته در نظر داشته باشید قرآن در دوره عثمان کتابت شد و تمام قرآن‌های قبلی را جمع کردند و سوزاندند.یعنی در زمان خلیفه سوم.

    حضرت علی قرآنی نوشت و ترتیباتی هم داشت که این ندیم آن زمان بیان کرده بود اما متاسفانه همه آن صفحات از الفهرست این ندیم بریده شده و از آن صفحه چیزی نمانده .
    البته تا جایی که من می دانم .

    اما چرا ایران اینگونه شد ؟ چرا ایران رشد علمی نکرد؟
    جواب در یک شخص است . شخصی در دوران قدیم که ایران را نابود کرد هم فرهنگ و هم تمدن آن را و حتی بچه های ما چوب آن شخص چند صد سال قبل را می خورند .
    کاری که اون کرد چنگیز نکرد . چنگیز حال آن زمان را نابود کرد ولی این مرد حال آن زمان تا الان ایران را نابود کرد.
    اسمش را بعداً خواهم گفت .
    این شخص همان شخصی است که همه دنبالش می کردند که چرا ما اینگونه شدیم .
    عامل فقط یک نفر است .

    1. فرشاد می گوید

      سلام آقا شهرام عزیز امیدوارم عالی باشین، من قبل پیام آخر پیام دیگری گذاشته بودم، ظاهرا یا بارگذاری نشده یا نیومده، دوباره میفرستم امیدوارم بیاد.

      با خیلی چیز هایی که در قران و سایر ادیان و حتی چیز هایی که راجع به وجودیت خدا هست مساله دارم و باید کامل تحقیق کنم و سوالاتم رو بپرسم و فعلا باهاشون کاری ندارم، من روی اون صحبتتون که فرمودین سرعت نور از فرمول انیشتن به دست میاد، خیلی فکر کردم. چیزی که بهش رسیدم اینه که نمیشه از این فرمول سرعت نور رو صراحتا به دست آورد فقط میشه به چیزی رسید که در ادامه میگم. توی این فرمول میگه سرعت اون جسمی که ۱ روزش برابر با ۵۰۰۰۰ سال ماست چیزی نزدیک به سرعت نوره،یعنی همون سرعت فرشتگان و روح. اصلا نیازی هم نیست که توی قرآن صراحتا سرعت نور رو بما بده چون اگر قرآن مثل یک کتاب علمی بیرون میومد به ۱۰ سال نمی‌کشید و فراموش میشد کلا یا به عنوان یک منبع ساده برای محقق های بعدی درمیومد و یکم بعد منقضی میشد.و اصلا نمیشه گفت چون توی فرمول انیشتن سرعت نور قبلا اثبات شده و یه ثابت جهانیه پس اینجا قران نمیتونه ادعا کنه سرعت نور رو میدونه. نمیدونم چیزی که میخوام بگم اصلا شاید خیلی بیهوده باشه یا اصلا اشتباه بررسی کردم، ولی هرچی بود من رو مات و مبهوت کرد. طبق این اعدادی که تو این آیه گفته، ۱ روز آنها برابر با ۵۰۰۰۰ سال ماست، وقتی این رو داخل فرمول انیشتن میزاریم و در حال حاضر هم سرعت نور رو میدونیم، عدد V (سرعت جسم متحرک) چیزی نزدیک به C یا همون سرعت نور درمیاد، باز تکرار میکنم، نزدیک به سرعت نور نه خود نور، میدونیم که اگه V یعنی سرعت فرشته ها برابر با C بشه دلتا تی پریم صفر میشه و اونها دیگه موجودیت ندارن، پس باید شرایط طوری باشه که وجود داشته باشن، و در عین حال بالاترین سرعت رو هم داشته باشن که در نسبت ۵۰۰۰۰ به ۱ دقیقا این نسبت منطقی ترین هست و اونها بالاترین سرعت ممکن رو دارن و در عین حال وجود دارن چون ذره ای کمتر از نور سرعت دارن.
      اونها موجودن و زمان براشون میگذره، یعنی در چهار چوب هستیشون نوعی حرکت یا تغییر دارن

      من اصلا نه چیزی رو خواستم ثابت کنم و نه چیزی رو به راحتی قبول میکنم حتی حرف هایی که زدم رو. فقط میدونم اگه حرف هایی که الان زدم هم از بیخ بی‌منطق و ساده باشه، من رو به مرحله ی عجیبی از زندگیم منتقل خواهد کرد و این هرچند اگر هم در این لحظه اشتباه باشه، جزوی از اگاهیه و متاسفانه یا خوشبختانه پس‌گرفتی نیست.

      درضمن راجع به اسم شخصی که گفتین باعث نابودی و فلاکت ایران شد خیلی دوست دارم بدونم، ولی میدونم زمانش برسه خودتون میگین یا حتی شاید سرنخ هایی بدین خودمون بهش برسیم.حدس هایی هم زدم اما از اونجایی که بار ها توسط شما شکه شدیم، میدونم فراتر از چیزیه که بهش فکر کردم.

  10. شهرام می گوید

    سلام علی جان شهرام هستم.
    خیلی ممنون بابت سوالهایی که مطرح کرده بودید.
    لغتنامه عمید الان جلوی من است . عیناً می نویسم.
    فارس ـ ص. [ع] اسب سوار، سوار بر اسب ،
    مرد دلیر و جنگجو که سوار بر اسب باشد،
    فرسان و فوارس جمع.
    حالا میرم سراغ این دو کلمه
    فرسان ـ[ع] جمع فارسی به معنی اسب سوار

    دقت کن اونجا فارسی هم عربی است.
    و حالا
    فوارس ـ [ع] جمع فارسی به معنی اسب سوار

    اصلا یک کار دیگر انجام بده علی جان.
    یک لغتنامه فارسی بردار و شانسی صفحاتش را باز کن هر کجا [ع] را دیدید عربی است .

    حالا خوانندگان عزیز هم یک فرهنگ عمید را از کتابفروش ها بردارند شانسی باز کنند و نگاه کنند شاید من اشتباه می کنم .
    به زحمت کلمه پهلوی پیدا می کنی
    اون کلمات پهلوی اکثرا گچپژ ها هستند مثل گربه مثل گَرد و گِرد و گُرد و این قبیل کلمات.
    حالا دقت کنید
    الان خود شما قاب را غاب تلفظ می کنید در صورتیکه ترکان گاب تلفظ می کنند .
    دلیلش اینه که تا جایی که توانستند اعراب لفظ خودشان را ادامه دادند اما کلمات ترکی و پهلوی و فرانسه و روس و … هم وارد این زبان شد .

    مورد مهمتر در زبان فارسی بیست هزار کلمه موجود باشد البته فرضا می گویم هشتصد کلمه پهلوی هم باشد نمی گویند این زبان به خاطر آن هشتصد کلمه پهلوی است .
    اکثر کلمات فارسی عربی هستند شاید هشتاد درصد مقداری ترکی و مقداری فرانسوی و روسی و پهلوی.

    من شخصا ایرانی هستم در شناسنامه هم به لحاظ سنی از شما ایرانی ترم چون سن شما از من کناره.
    البته شوخی کردم .
    گفته بودید من تعصب دارم . علی جان من تعصب ندارم اما بگذار یک دیدگاه دیگر را به شما بگویم .
    ترکان خاین به خودشان در ایران زیاد است مثل محمود افشار و کسروی و خیلی های دیگر
    الان از دید دیگری نگاه می کنم.
    بعد از آن همه جان فشانی ترکان خود این افراد ذکر شده زبان و فرهنگ خودشان را زیر پا گذاشتند. زبان ترکی را داشتند از بین می بردند برای اینکه تمام ایران زبان واحدی داشته باشه و ملتی واحد ساخته بشه .
    اما دیگران فکر میکردند که این ها اشغالگر ایران و از خارج آمده و مغول و … هستند .
    بارها و بارها در اصفهان دیدم که لرها می گویند
    اصالت ما را موزه ها فریاد میزنند.
    یا اصیل تربت و دست نخورده ترین قومیت ایران ماییم .
    البته پشت ماشین می چسبانند
    در بقیه قومیتها هم همین است .
    اصل هدف جک به ترکان فراموش شده که تحقیر برای تغییر زبان بوده اما همان حالت تحقیرش باقی مانده است .
    حتی خیلی ها فکر می کنند که ترکان مغول هستند!
    اینو نه یکبار که صدها بار در سایت ها دیدم .
    این که مردم سواد تاریخی ندارند درست است . مردم ایران مثلا کتاب نوشته یک بیسواد چند کلاسه را سند تاریخی می شمارند .
    هدف از نوشتن این موارد توجه کنید
    ذکر کلیه اسناد و مدارک معتبر است که شما با اصل تاریخ آشنا بشوید و نه تاریخ تجاری که فلان ناشر برای پول درآوردن چاپ کرده باشه.
    می توانستم کل این نوشته ها را کتاب کنم اما
    به لحاظ مالی مردم قدرت خریدشان پایین رفته ولی مجانا می توانند بخوانند و بروند دنبالش .
    این بیشتر آشنا شدن مردم با تاریخ خودشان است .
    در باکو که هیچ در هر جنگی پیروز می شدند مردان به زنان و اگر می باختند مردان قبایل پیروز به زنان تجاوز می کردند .
    این پاداشی بود برای قبایل پیروز .
    اما اختلاط ژنتیکی هم صورت می گرفت یکبار از ایکس به ای گرگ و یک بار از ایگرگ به ایکس.
    پس در جهان شخصی بنام نژاد خالص نیست .
    اگر اینگونه باشد قبایلی که در جزایر زندگی می کنند اینگونه هستند. چون کسی آنجا ها نرفته.
    و در کل آسیا همچین چیزی نداریم .

    البته طبق تحقیق دانشگاهی از دانشگاه تربیت مدرس تهران اتفاقا اصل کور کردن غلط است .
    من قبلاً هم نوشته بودم اما این یک تیر خلاص است بر آن دروغ انگلیسی
    علی جان ببین پاتینجر سفر نامه دارد . دلاواله هم دارد . نگاه که می کنی پاتینجر به راهها خاک آنها و به تقاطع ها و اینکه کدام را کجا می‌رود به شدت دقیق است .
    اتفاقا که اتفاقی هم نیست سر جان ملکم هم از شیراز به تهران می‌رود و با دستکاری یک جمله یک کینه دویست ساله ساخته که هنوز هم شما باور می کنید .
    این را یک انگلیسی ساخته تفرقه را انداخته بنیان یک کشور را سست کرده و جالب هم هست که تا الان هم باقیست !
    این عقل یک مردم را نمی رساند این یعنی اصلا کسی نرفته ببینه تحقیق کنه و این شرم اوره برای یک ملت .
    اون بالا می گفتند همه می گویند این غبطه همه حال مطالعه ندارند .
    این مطلب کور کردن کرمانی ها از بیخ غلطه.
    و اونجا که گفتید با نزدیک کردن میله آهنی کور میکردند اون برای شاهزادگان صفویست .

    و اما قسمت جالب
    استدلال شما غلط بود می گویید اسم دانشگاه و خودتان را بگویید اگر نباشه غلطه

    حالا ببینید این قسمت مربوط به ادله است

    من می گویم این ساختمان قرمز است
    شما می گوید اگر شما مرد باشید غلطه

    من می گویم کتابهای فوق را بخوانید مدارک اونجاست
    شما می گویید اگر استاد نباشید پس غلط است

    این دو مورد استدلال غلطی هستند
    درستش این است

    مدارک را خواندم میروم سراغ مدارکی که نقیض داشته باشد اگر درست باشد و مستند باشد برای شما می نویسم .
    یا نه تحقیق می کنم که آیا سند های گفته شما درست است یا نه؟

    البته تمام سندها همگی دست اول و دقیق هستند و ایرادی ندارند . نه یکبار چندین بار در طول سالها همگی را بررسی کردم .

    اما چیزی را نوشتید که دلگیر شدم قبل از نوشتن کلمه فارسی عربی نیست ای کاش یکبار لغتنامه را باز می کردید و می دیدید .
    در استدلال شما گزک دادید دست من .
    اول مطالعه و تحقیق بعد ابراز آن . این درسته .
    موفق باشید.

    1. علی می گوید

      سلام جناب شهرام من ننوشتم اگر شما استاد تاریخ نباشید پس مطالبی که مینویسی نادرست است منظور من این بود این خود
      استاد تاریخ بودن را اطمینان پیدا کنیم
      در مورد کلمه تاجیک ، فارس و زبان فارسی در متن قبلی که نوشتم تو ضیح دادم لطفا کمی قبل تر رفته ببینید

  11. شهرام می گوید

    البته چیزی را فراموش کرده بودم .
    اون پنجاه هزار سال را که نگاه کردم صحبت اساتید سر این بود که آیا قیامت پنجاه هزار سال دیگه شروع میشه یا نه پنجاه هزار سال دوام داره!
    دیدگاه علمی با دیدگاه غیر علمی متفاوتی.
    خداوند اگر این جهان را ساخته پس خداوند خود دانشه اگر از هرچیزی خبر داره و ساخته
    پس خود علمه و باید به صورت علمی شناخت .
    نیازی به پرستش کردن ما نداره چون احتیاجی نداره‌ به پرستش ما

    اما اون چیزهایی که ساخته از جمله ما باید به اختیار خودمان و نه اجبار از طرف خداوند، درست کار کنیم . برای همین قرآن آمده .
    موارد علمی قرآن بسیاره . کم کم می نویسم چون می دانم شوک آور است و اولین باره دارید می خوانید .

  12. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم
    این سری را به معجزات قرآن اختصاص میدهم که بدانید چرا قرآن معجزه است.
    در سوره رعد شماره ۱۳ که با المیرا آغاز میشود تعداد حروف الف ، لام ، میم ، را ۱۵۰۱ مورد می باشد که بر ۱۹ بخش پذیر است.

    در سوره الاعراف شماره ۷ که با المص شروع می شود تعداد الف ۲۵۷۲ مورد،حرف لام ۱۵۲۳ مورد، حرف میم ۱۶۵ مورد و حرف ص ۹۸ مورد جمعا ۵۳۵۸ مورد است و بر ۱۹ بخشپذیر

    در سوره مریم شماره ۱۹ که با کهیعص شروع می شود تعداد حروف فوق ۷۹۸ مورد است و بر ۱۹ بخشپذیر

    در سوره الشوری شماره ۴۲ که با حرف حم عشق شروع میشود ۵۷۰ مورد است و بر ۱۹ بخشپذیر
    در سیزده سوره ای که با حرف الف در لغت رمزی آنهاست . سوره های
    ۲,۳,۷,۱۰,۱۱,۱۲,۱۳,۱۴,۲۹,۳۰,۳۱,۳۲,۱۵
    جمع الف های آن ۱۷۴۹۹ است و بر ۱۹ بخشپذیر

    در سیزده سوره فوق الذکر جمع حرف لام ۱۸۷۰ مورد است و بر ۱۹ بخشپذیر
    و …

    البته از این معجزات بسیار است .
    اما من آنها را تحقیق نکردم همان دو سوره برای اثبات معجزه قران برای خودم کافی بود . اما شما کامپیوتر دارید و تحقیق کنید.
    یا سوره الطارق آیه ۴
    هیچ کس نیست مگر اینکه حفاظت کننده ای بر او است.
    ما در درون خود سلول های سفید نداریم؟

    رنگ سبز مگه برای آرامش نیست؟مثلا اتاق عمل
    حالا سوره الرحمن آیه ۷۶
    بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده اند.

    سوره الرحمن آیه ۲۲
    دو دریا را روان کرد که باهم برخورد کنند.
    میان آن دو حایلی است که بهم تجاوز نمی کنند.

    این آن زمان از کجا می‌دانسته برایم مسأله بود .

    یا در سوره واقعه ۷۵و۷۶
    سوگند به فواصل قرار گرفته ستارگان
    اگر بدانید آن سوگندی سخت بزرگ است

    از کجا می‌دانسته ستارگان با هم آنقدر فاصله دارند؟
    ویا حرکت خورشید
    خورشید در قرار گاه خود در حرکت است این ۳۸
    و عجیب ترین آن
    سوره قیامت آیه ۹
    خورشید و ماه یکجا جمع شوند
    یک برنامه علمی ستارگان را در تلویزیون می دیدم . اون ستاره شناس می گفت خورشید قبل از اینکه فرو بره در خودش و تبدیل به کوتوله سفید شود دقیقا تا کره زمین و ماه انبساط پیدا می کند و …

    یا آیه یک از سوره التکویر
    آنگاه که خورشید بهم بپیچد .
    و غیره

    حالا از این کتاب علمی چگونه در آوردند که با پای چپ یا راست برید دستشویی من نمی دانم.
    اگر می خواهید ایمانتان کامل شود و اینکه آیا قرآن معجزه است یا نه خودتان تحقیق کنید .

    در سفرنامه پولاک نوشته قرآن کتابی است فوق العاده اما همه فقط به معنای ظاهری آن توجه می کنند نه به باطن آن .

    افراد بسیاری را دیدم که قرآن را به صورت عربی می خواندند و حتی مفهوم آن را نمی دانستند . چون اصلا عربی نمی دانستند .
    می گفتم برای چی می خوانی ؟ شما که نمی فهمی چی می که
    می گفت ثواب داره .
    این کتاب برای تحصیل کرده ها نوشته شده و نه بر بیسواد ها

    بخوانند و بفهمند مثل همین موارد ذکر شده
    تا کامپیوتری نبود این سیستم عددی قرآن را کسی نمی توانست کشف کنه.

    خواندن آن ثواب نداره . فهمیدنش ثواب داره.
    طوری نوشته نشده که نشه درکش کرد .
    طوری نوشته شده که هرکس به اندازه عمق دانشش از آن استفاده کنه.

    آیا در کل طالبان سوادی هست که قرآن را بفهمند و یا داعش و یا بقیه آنها که دم از اسلام میزنند.

    موفق باشید

    1. فرشاد می گوید

      آقا شهرام، درباره‌ی بحث عدد ۱۹ من تحقیق کردم.
      این نظریه اولین بار توسط رشاد خلیفه مطرح شده، ولی خودش مجبور شد دو آیه از قرآن رو حذف کنه چون با عدد ۱۹ نمی‌خوند.البته صحت این اتفاق رو شما باید تایید بفرمایید چون مطمئنم اینارو شاهم تحقیق کردید و بعد بیان کردین.
      شمارش حروف هم در رسم‌الخط‌های مختلف فرق می‌کنه مثلا توی نسخه های عثمانی بعضی از الف ها فقط در تلفظ هستن و نوشته نمیشن. همچنین حتی اگه فقط به تلفظ اکتفا کنیم، این ارقام درست درنمیاد و همچنین قرآن چندین مدل قرائت داره.
      یعنی از نظر آماری و تاریخی نمی‌شه گفت این یه معجزه‌ی واقعیه
      ولی بازم قبول دارم که نظم درونی قرآن جالبه،نظم عددی نیست بنظرم، از جنس معنا و ارتباط بین مفاهیمه. همچنان معتقدم که این کتاب یکی از عمیق ترین نوشته های بشره که دست نوشته ی هوش و ذکاوت حضرت محمد هست که براش احترام زیادی قائلم. البته باز میگم من بدون هیچ تعصب و هیچ سختی ای پذیرنده ی حقیقتم وقتی بهم ثابت بشه،
      از سن کم(۱۵ سالگی) میگفتم شاید زمان مرگم در پایکوبی با شیطان پرستان باشه یا شاید هنگام سجده توی مسجد. چیزی که باعث میشه از مرگ هیچ ترسی نداشته باشم همین دست برنداشتن از جست و جوی حقیقته. این چرخه ی تفکر و تحقیق برای خودم ارزشمنده، اینکه اشتباه کنم و اشتباهاتم باعث بشن این مسیر خسته کننده نباشه برام ارزش داره. اگر خدایی باشه که این توضیحات رو براش دارم و بعید میدونم بهشون بی اعتنایی کنه. اگر خدایی هم نباشه که از “نیستی” هم گله مند هم سپاسگزارم بابت این بازدَمِ کوچیکش که به وجود و هستی من منجر شد. البته بگم که من محافظه کار نیستم که بگم یجوری زندگی میکنم که اگر خدایی بود جواب داشته باشم اگر نبود که هیچ. این روش زندگی منه، شکل گیری اساسی ذهن من از سالها پیشه مثل سایر اعضای بدنم، که فقط میشه با ورزش صحیح تمام اعضای بدن از جمله مغز رو کمی بهتر تربیت کرد. که بهترین ورزش ذهن همین تحقیق و تفکر عمیقه.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.