اقدامات وحشتناک آغا محمدخان قاجار برای ارضا جنسی خود در حرمسرای قاجار

با سقوط صفویان و از هم‌گسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتون‌ها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانه‌ای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغه‌ای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیل‌الرعایا حکم می‌راند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآن‌که دستی به دهان می‌رساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.
آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوع‌النسل شده بود، در این عرصه تشنه‌تر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روش‌هایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه می‌نمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندام‌های جنسی زنان و دیگر اعمال خشونت‌آمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونه‌ی خود می‌نمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بی‌شباهت به دوزخ نبوده و زنان بخت‌برگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شده‌اند.
588 نظرات
  1. شهرام می گوید

    شاید دوستان بین سال هجری شمسی و هجری قمری یک مقدار سر در گمی ایجاد کند .

    سال هجری قمری تقریبا. ۳۵۴ روز است.
    سال هجری شمسی تقریبا ۳۶۵ روز است.

    سال قمری کوتاه تر است .و اون ۴۳ سال اختلاف کنونی بین این دو بر می گردد به تفاوت تقریبا یازده روزه بین این دو که از زمان هجرت پیامبر تاالان اون یازده روزها تفاوت ۴۳ ساله ایجاد کرده .
    هجری شمسی را در سال ۱۳۰۴ در واپسین روزهای قبل پهلوی مبنای سال های ایران قرار گرفت .
    اون هجری قمری و هجری شمسی همان هجری از هجرت پیامبر میاد و قمری برای اعراب و شمسی برای ایران است .
    هر چند که میدانم همگی میدانید اما احتمال دادم دانش آموزانی باشند که ندانند .
    خیلی از چیزهایی که همیشه سر و کار داریم را بهش فکر نمی کنیم و می پذیریم این هم از آن جمله است .
    موفق باشید .

  2. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    می خواستم یک لیست از حکومت های شیعه را بنویسم تا شما پس زمینه های تشکیل دولت صفوی را بدانید .
    صفویه یک حکومتی نبود که یک شبه تشکیل بشه . ریشه حکومت صفویه روی حکومت های قبل تر بوده است .
    در فاصله ۲۵۰ تا ۳۱۶ تمام تاریخها هجری هستند . علویان طبرستان در سواحل خزر کز گنبد کاووس تا اطراف لاهیجان تشکیل شد و عمق این حکومت تا بعد از زنجان هم رسیده بود .
    بعد از سقوط این حکومت از ۳۲۲تا۴۴۸ آل بویه تشکیل شد و این حکومت مراسم عاشورا و سینه زنی و قمه زنی و گِل خوابی را که هنوز هم رواج دارد و عزاداری برای امام حسین را پایه گذاشت .
    اسماعیلیان همیشه از اولش از زمان سامانیان بودند و درسته با حملات هلاکو خان الموت نابود شد اما می بینید به صورت مخفی و آشکار تا الان هم هستند.
    بعد از آن از ۷۳۷تا ۷۸۸ سربداران که حکومت شیعی دیگری بود که بر علیه مغول شورش کردند .
    و از ۷۵۹تا ۱۰۰۶ که مرعشیان بودند و این مرعشیان در جای جای ایران حکومت های محلی شیعی تشکیل دادند تا صفویه آمد.

    این تاریخ حکومت های شیعه در ایران بود .
    البته خلاصه ای از این حکومت ها هست .
    پس از زمان سامانیان به بعد شیعه در خانه های مردم حضور داشت .
    هرچند ابن اطلاعات بسیار کم است اما با نگاه به تاریخ آنها می بینید به جز یک برهه که حملات چنگیز و جانشینان و حملات تیمور را می بینم د موارد دیگر شیعه در این سرزمین حضور داشت .
    سلام آقا فرشاد عزیز و خوانندگان گرامی از اینترنت تاریخ تولد و مرگ یتر کبیر و شاه سلطان حسین را ببینید و مقایسه کنید .
    بعداً خواهم گفت چرا مهمه .

    1. فرشاد می گوید

      سلام استاد شهرام عزیز نگاه کردم پتر کبیر ۱۱۰۴ شمسی یا ۱۱۳۷ قمری و شاه سلطان حسین ۱۱۰۵ شمسی یا ۱۱۳۸ قمری، بنده اشتقاق توام با اضطراب اومد سراغم که فکر کنم یکم فراتر از کنجکاوی باشه. هروقت صلاح دونستید فرمایش کنید سراپا گوشیم.

  3. شهرام می گوید

    با سلام به دوستم آقای بهابادی عزیز
    اون دوستانی که کلیپ می سازند مخاطبین اکثر آنها از بچه های مدارس هستند .
    در زمان ما هم می گفتند حفظ کنید .
    آنقدر بخوانید تا از بر بشوید.
    اون زمان دلیل و برهان و منابع و چیز دیگری نداشتیم مثل بقیه بچه بودیم .
    درستی کتاب درس یک اصل پذیرفته شده ای بود و غیر قابل خدشه .
    اون زمان او نوشته های غلط در ذهن ما هم شده . چیزی را که در بچگی یا نوجوانی یاد میگیری یک اصل خدشه ناپذیر و همیشه درست است .
    ضریب هوشی قابلیت رشد داره زمانیکه فلسفه می خوانی .
    بعضی وقتها طول می‌کشه اما انجام میشه .
    در مدارس ابتدایی فرانسه فلسفه تدریس میشه و در تمام کشورها سوال و پاسخ در قالب جزیی از درس است .
    اونها در مدارس فلسفه می خواندند و ما شعر باز باران با ترانه را حفظ میکردیم .
    البته از دید من به جای درس فارسی باید دروس ساده فلسفه گنجانده شود . هم متن فارسی دارد و اصول تفکر را یاد میده ؟
    چقدر به ما در فارسی داستان یاد دادند ؟
    فقط روخوانی از این دروس بود . درسها باید چند منظوره باشه . فارسی به همراه فلسفه و یادگیری اصول تفکر .
    پس بچه های ما گناهی ندارند . گناهکار برنامه ریزان درسی هستند که سر فصل ها را در کتاب می گنجانند . نظر شما چیه؟

  4. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    دیروز کامنتی را فرستادم اما نمی دانم آمده یا نه برای همین از نو می نویسم.
    سلام آقا فرشاد عزیز حسن صباح دعوت کننده به شیعه اسماعیلی بود . فرزندان پیامبر افراد دیگری بودند که به شدت هویتش مخفی شده بود . میشه گفت حکومتی در داخل حکومت‌ها بودند . قلعه هایی که در تصرف داشتند حتی کنار حکومت سلجوقیان در اصفهان هم بود در برای کوه صفه .
    البته از اون زمان داستان‌هایی ترسناک ازشان نقل میشه که بیشتر شبیه فیلم های ترسناک هالیود الان است ولی کلا فرقه ای مرموز بودند و کل اطلاعاتشان در حمله هلاکو به قلعه الموت از بین رفت ولی همین آقا خان ها را در اینترنت جستجو کنید همین ها هستند.

    دقیقا درسته این کتابهای خارجی ها و دیدارشان را با برنامه ریزی از مردم کاری کرده اند که دیده نشه . تاریخی که خودشان در کتابها نوشته اند تاریخ دیگریست .
    بعضی جا ها قسمت‌هایی را کم کرده اند مثل
    مقایسه امکانات ایران و روس.
    بعضی جاها قراردادها را بدون توضیح کافی
    نوشته اند مثل قرارداد نفتی مظفر الدین شاه .
    بعضی ها را هم اصلا ننوشته اند و در سایت های صنعت نفت است مثل قرار داد ۹۷به سه درصد سردار اسعد.
    همه چیز حکومت قاجار را منحوس نشان داده اند حتی زمینهایی را که خود قاجار تصرف کرده بود و در حکومت کریم خانی جزء ایران نبود.
    حتی به تاریخ های نوشته شده هم اعتنایی نکرده اند هر قسمتی را که طرف بد نوشته بود برداشته و وارد کتاب کرده اند .
    خودم از دوران قاجار متنفر بودم در زمانیکه می خواندم و دبیرستان بودم .
    بعدش دیدم چقدر با حیله گری و آگاهانه اینکار را کرده اند .
    یا حکومت صفوی را مخترع شیعه نشان داده اند و می نویسند که شاه اسماعیل به شمشیر و توحش ایران را شیعه کرد در صورتیکه با فرقه اسماعیلیه از زمان سامانیان شیعه شروع شده بود. قدمت فعالیت اسماعیلیه از زمان سامانیان است . حتی مغول هم شیعه شد که در بالا نوشتم علامه حلی آمد ایران .
    زمینه کاملا آماده بود که شاه اسماعیل صفویه را بنیان نهاد .

    طوری نوشته بودن ‌که انگار همه این مردم زرتشتی بودند و یکسری از مغولستان آمده اند الان هم در بعضی کامنت ها در سایتهای دیگری این موارد بین کاربران هست .
    اون دوستمان آقا حامد راست گفته من در همه سایتهای مختلف نوشته ام البته چیزی به دروغ ننوشته ام . دانستن تاریخ واقعی حق مردم این سرزمین است . باید بدانند حتی از تاریخشان خوششان نیاید .
    الان هویت سازی کرده بودند باید از بین بره و مردم تاریخ خود را آنگونه که اتفاق افتاده بدانند . این کمک بسیاری می‌کنه که کنار هم خیلی راحت تر زندگی کنند .
    این موارد تبعیض آمیز را همه جا دیده ام که طرف با ناآگاهی تمام حرفی را زده بود و که گاه در دعواها می بینید .
    این موارد کاملا باید برچیده بشه.
    یک مسابقه ای بود بین دانشگاه تبریز و پلی تکنیک تهران در زمینه رباتیک .
    مجری برنامه همین فَ فَ بود که لیسانس نقاشی هم داره بود .
    انگار مسابقه فوتبال بین ایران و عربستان را بین دوستان شخصی خود گزارش می کرد .
    این مسابقه اولا علمی بود و ثانیا تمرکز می خواد بالا پایین می پرید می گفت تیم تبریز نمی تونن و … . فکر می کنم اسمش حسین هم هست و اراکی .
    این دروغها یک حالت از من و از شما ساخته .
    همان حالت کلیشه .
    مثل این جمله را دقت کنید . اصیل ترین هستیم .
    اگر شما اصیلترین باشید افرادی هستند که از شما کمتر اصیل تر باشند.
    این همان جایی که در بالا نوشتم از دید اصیل ترین طرف کمتر از شما انسانتر است پس توهین بهش از لحاظ اون ایرادی ندارد .

    البته اشخاصی که این حرف ها را میزنند درکی از مرزهای حرف خودشان ندارند .

    از زمانیکه نژاد پرستی اروپا را با خاک یکسان کرد و هفتاد پنج میلیون نفر را به فنا داد نژاد پرستی جزیی از بی فرهنگی محسوب شد که هنوز در اکثر کشور ها وجود دارد .
    البته این ترامپ هم اصالت آلمانی دارد . تا آمریکا هم نژاد پرستی را برده .
    با دانستن تاریخ واقعی خودتان از هر طایفه ای که هستید فداکاری طوایف را خواهید دید و بهشان احترام خواهید گذاشت .

    در سایتی عمدا وارد شدم و بر علیه گروهی حرف های زدم و سپس با عنوان دیگری وارد شدم و مواردی به نفع همان گروه نوشتم در فاصله چند ماه .
    قبل از من اونجا دعوا بود . سادگی و آماده فحش دادن را دیدم . اصلا احتمال نمی دهند که من از این گروه نباشم یا من یکی باشم که بخواهم همه را به جان هم بیاندازیم .
    پیش فرض چنان بود که من از طایفه روبرو هستم .
    چنان از ته دل البته با خلوص تمام و با ساده لوحی تمام فحش های قومیتی البته هر دو طرف می نوشتند که دیدم لازم هست همه تمام تاریخ واقعی خود را بدانند هر چقدر هم که برخلاف دانسته های عرفی آنها باشه .
    برای همین تمام منابع را معرفی کردم .
    اون چیزهایی که نوشتم قسمت بسیار مهمش مغالطه است .
    مغالطه را حتما باید بدانید . تمام سیاستمداران از راه مغالطه وارد می شوند هم داخلی و هم خارجی .
    موفق باشید.

    1. فرشاد می گوید

      سلام اقا شهرام وقتتون بخیر، ببخشید باز سوالم رو تکرار میکنم که مطمئن بشم، من ایرانیکا رو به عنوان منبع موثق قرار نداده بودم ولی شنیدم خیلی دقیقه، این فرمایشات شما که میگین تاریخ رو عوض میکنن مربوط به همین ایرانیکا هست و امثال اون هست؟ من فقط بخش چالدران رو خوندم از این منبع، لطفا تایید کنید که مطمئن بشم بعد ها سراغش نرم دیگه الان واقعا به صحبت های شما اعتماد کامل دارم و فرصت ندارم هر منبعی رو بررسی کنم،
      درضمن اون کتاب دلاواله که مشکوک شده بودم به ناقص بودنش رو دیشب مطمئن شدم. نسخه ی فارسی که ترجمه شده توسط شجاع الدین شفا داخل سایت ها هست بخش مربوط به ایرانش که نوشته جلد دوم هم داره ولی هیچ کجا پیدا نکردم، درضمن روی کتابها نوشته شعاع الدین شفا، این اسم رو سرچ کردم هیچ مترجمی به این اسم پیدا نکردم، در آثار شجاع الدین شفا گشتم و دیدم که جزو اثرات ایشون هست، نگاه کردم دیدم شخصیت سیاسی ای هم بودن و نقش های زیادی هم داشتن مثل ریاست کتابخانه ی ملی دوران پهلوی، شاید دلایلی داشته عوض کردن اسمش، خود متن کتاب اصلی خیلی برام مهم هست تا مترجمش ولی لازم دونستم بگم. چون بخشی در دسترس نیست که توی کتاب قبلی که دارم در مقدمه نوشته دلاواله وقتی به تخت جمشید میرسه اون موقع نمیفهمه این خرابه ها مربوط به چه دوران با شکوهیه و حدسیات مختلفی میزنه. دلاواله راجع به یک رهگذر عادی که میدید هزار تا پرس و جو میکرد شخصیت وسواسی ای داشت, من راجع به تخت جمشید آثار هخامنشی اطلاعاتی که عموم دارند رو دارم با این تفاوت که الان میدونم بسیاریش کاملا غلطه و بعد ها خیلی راجع بهش مطالعه و بررسی میکنم، چون الان سرچ کردم دیدم نوشته زمان قاجار دقیق تونستن بفهمن برای چه دوره ای هست این آثار و تونستن خط میخی رو بخونَن، که این پروسه هم باز جای تحقیق بسیار داره، ولی حداقل چیز های زیادی باید توی اون دوره میدونستن که حالا بخونم کتاب رو متوجه میشم و میدونم اطلاعات مردم اون زمان و حتی عدم اطلاعشون خیلی میتونه جالب و بحث برانگیز باشه.
      الان سفرنامه ی دلاواله رو کامل دارم به زبان اصلی خودش که ایتالیاییه، قسمتی که مطالعه نکردم و نیست(بعد از اصفهان) رو اول درست ترجمه میکنم و برای دوستان میفرستم چون حداقل توی اینترنت نیست، و قسمت اولش رو هم که از روی اون ترجمه ی اولی خوندم حتما تطبیق میدم. حداقل میدونم بخش های مذهبیش خیلی سانسور شده و برام جالبه.ولی باز میگم اینکه قسمت دوم یعنی از نامه ی پنجم به بعد اصلا پیدا نمیشه برام بسیار جای سواله و وقتی بخونم مطمئن میشم که اتفاقی هست یا خیر. و زبان اصلی بسیار مهم تره چون به شدت توی این ۱ قرن سانسور های ماورایی داشتیم که اصلا نمیشه باور کرد، یکیش همین ماجرا های شیراز و استخر و تخت جمشید و زرتشتیان و …
      در ضمن در کاخ گلستان تونستم واسطه ای پیدا کنم که شاید بتونه به کتابخانه ی اونجا که برای عموم ممنوعه دسترسی پیدا کنه و یکسری کتاب رو به صورت پی دی اف یا هرچیزی بگیره، اگر اسم کتاب خاصی مد نظرتون هست مربوط به این دوران هایی که بحث کردیم، از صفویه تا قاجار، حتما اسمشون رو لطف کنید بگید.

      همچنین یکبار اومدم اینجا باز نکرد سایت رو فکر کردم بسته شده، بی سراسیمه رفتن پیج های تاریخی دیگه رو نگاه کردم گفتم شاید جای دیگه شما کامنت گذاشتید که به یک سایت برخورد کردم بسیار خوشحال شدم و دوباره دیدم اینجا پابرجاست، بنظرم میشه در پیج های مختلف از این قبیل بحث ها کرد که اطلاعات درست شما و البته حقیقت بیشتر پخش بشه برای علاقه مندان، حتی توی هر سایت ۱ نفر از نادانی و گمراهی راجع به تاریخ سرزمینش آگاه بشه کافیه، من تا امروز تمام مطالب رو با تمام توان انتقال میدم و اونها هم همین طور. انتقال اطلاعات به نزدیکان خیلی سریع تره،ولی بازم اونهایی که اینجا حرف های نامربوط میزنن مطمئنا گوشه ی ذهنشون این مساله میمونه و حتی انکار کردن حقیقت جزوی از پروسه ی گسترش و ترویجش حساب میشه، و مثل آیینه بازتابش میده، اون شاید این حرف شمارو با حرص به کس دیگه ای انتقال بده و برای اون هم سوال ایجاد کنه، و افراد در مواجه با این موارد همه مثل هم برخورد نمیکنن. همچنین اون فردی که به شما واکنش بد نشان داده، دفعه ی بعد که باهاش برخورد کنه دیگه انکارِ دفعه ی اول رو نخواهد داشت، و هزاران چیز دیگر…

  5. شهرام می گوید

    دقت کنید حتی در هرج مرج زندیه بعد از کریم خان و در دوران نادری و قبل از آن این فرزندان
    حکومت را از پدر به ارث می بردند.
    این فرقه ساکن کرمان بودند . شاه خلیل الله به یزد رفته بود و در آنجا بود که تنشی پیش آمده و شخصی بنام ملا حسین یزدی عوام را بسیج کرده و به خانه شاه خلیل الله حمله کرده و او را با افرادش به قتل می رسانند .
    پسرش حسن علی شاه محلاتی را فتحعلی شاه به در بار خوانده و دخترش سرو جهان خانم را به عقد او در آورده و حاکم کرمان می کند .
    لقب آقا خان اول هم به او می‌دهد .
    بعد از مدتی فتحعلی شاه از قدرت او به هراس افتاده و حکم خلع او را می دهد . اما آقا خان نپذیرفته و اختلاف پیش آمده و سپس یاغی شده و بعدها پیش فتحعلی شاه رفته و فتحعلی شاه به خاطر مهربانی اش او را می بخشد و اشتباهی بزرگ مرتکب می شود .
    چون آقا خان بعدادهم یاغی شده با دولت جنگیده قسمت‌هایی را در بم تصرف کرده تا شکست خورد و به افغانستان رفت و به انگلیس پیوست و به انگلیسی ها در شکست افغانها کمک کرد و به قول آقای هوشنگ طلوع
    این شخص با قدرت و پشتکاری غیر قابل باور در تجزیه ایران کوشید و سر انجام کراچی را از ایران جدا کرد .
    این خاندان الان هم هستند حتی زن هنرپیشه قدیمی امریکا را هم گرفته بودند اسم اون هنر پیشه یادم نیست اما دخترش اسمش یاسمین
    آقا خان است .
    الان هم فکر می کنم در سویس باشند .سلطان
    محمد شاه آقاخان سوم در جدا کردن پاکستان از هند نقش بسیار بسیار مهمی داشت .
    این خاندان ایرانی هستند و الان هم هستند و از ثروتمند ترین و قدرتمند ترین خانواده های جهان هستند .
    ثروت شخصی که چندین میلیارد دلار دارند اما
    ارتباطات بسیار گسترده ای با کشور های مختلف دارند .
    میشه گفت این خاندان از نسل خود پیامبر هستند .
    جالب بود ؟
    بسیار خلاصه نوشتم چون اگر می خواستم در مورد این خاندان بنویسم بیش از سه هزار صفحه می شد .
    آقا فرشاد این چگونه بود؟
    فکر نمی کنم کسی به ذهنش هم رسیده باشه خاندانی بیش از هزار سال بر قرار باشند.

    1. فرشاد می گوید

      بسیار جالب بود این قسمت اسماعیلی، همیشه برام سوال میشد اما بررسی نکرده بودم از کجا میاد این فرقه، اینکه میفرمایید همیشه سر قدرت بودن در ایران برام جالب بود باید ببینم دقیقا چه کسانی بودن متاسفانه هیچ آشنایی قبلی هم ندارم و متعجب موندم کلا، یعنی حسن صباح هم از نسل پیامبر هست درسته؟ متاسفانه دیر به پیام‌ها رسیدم و فردا راجع بهشون میخونم حتما

  6. شهرام می گوید

    امروز یک خانواده ای را معرفی می کنم که بیش از هزار سال است در مقاماتی بسیار بالا قرار دارند .
    امام جعفر صادق فرزندی داشت بنام اسماعیل
    که بزرگتر از موسی بود . اسماعیل فوت کرد بعد از فوت جعفر صادق پسرش موسی کاظم امام شد . اما تعدادی از شیعیان این را قبول نداشتند و چون اسماعیل پسری بنام محمد داشت پسرش را بنام امام می شناختند . به یاد پدر محمد که اختلاف از آنجا شروع شده بود را
    اسماعیلی نام گرفتند .
    نکته مهم اگر فرقه ای را اسمش را شنیدید معمولا اون اسم ریشه اختلاف را بیان می کند مثل علوی .
    اون فرقه اسماعیلیه به آنهایی که مبلغ اسماعیلی بودند را داعی می گفتند یعنی دعوت کننده .
    حدود یک و نیم قرن بعد از فوت امام جعفر صادق فاطمیون در مصر به قدرت رسیدند .
    این حکومت جدید را قرمطی هم می گفتند .
    و اسماعیلیه را باطنی می گفتند .
    پس دو قدرت با یک عقیده را داریم که به لحاظ جغرافیایی از هم دور هستند .
    اسماعیلیان به مصر رفت و آمد داشتند و فاطمیون هم در حال رقابت با بنی عباس بودند و البته نفوذشان در حال توسعه بود بطوریکه به یکی از سرداران ترک به در خواست امرای فاطمی خلیفه عباسی را از قدرت معزول کرد .
    اسم اون سردار ترک را بساسیری نوشتند که متولد فسا هم بود .
    حالا این مورد زمانی جالب میشه که بدانید فاطمیون دانشگاهی ساختند بنام دانشگاه قاهره که بعد اسمش تبدیل شد به دانشگاه الازهر مصر .
    این دانشگاه در اون زمان شیعه اسماعیلی تربیت می کرد که هفت امامی بودند.
    دقت کنید حاکمان این فرقه همان فرزندان محمد نوه امام جعفر صادق بودند .
    این فرقه چند شاخه شد اما دو شاخه عمده آن نزاری که حسن صباح و اسماعیلیان ایران بودند و حکومت های هم در مازندران بر پا داشتند و. شاخه دیگر
    مستعلوی بودند که با جدا نوشتن آن متوجه می شوید مست علوی .
    این مستعلوی ها همان فاطمیون بودند .
    صلاح الدین ایوبی که مصر را گرفت این دانشگاه را از علوی به سنی بر گرداند و شد
    دانشگاه الازهر مصری که چهار شاخه اهل سنت را نگه داشت .
    این دانشگاه الازهر عامل بسیار بزرگی در بینش اهل سنت بازی کرده است و علمای بسیار به بیرون داده هم آن زمان فاطمیون و هم بعد از آن .

    این دانشگاه هزار و پنجاه سال قدمت دارد.

    اما اسماعیلیه و فرزندان امام جعفر صادق
    در کل این دوران تماما سر کار بودند و در ایران هم ساکن بودند تا می رسند به دوران قاجار .

  7. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    آقا فرشاد عزیز زمانی خانمی آمریکایی که فکر می کنم با دایی خانم پهلوی ازدواج کرده بود و در دوران پهلوی هم در دربار بود اعلام کرد اتاقی پر از اسناد قدیمی بود که لاک و مهرش کرده بودند و حتی خانم پهلوی هم نمی توانست اونجا بره.
    الان هم اطلاعات بسیار زیادی در. دست دولت است که در جاهای مختلفی نگهداری میشه .
    این نقلی که می کنم از گزینه منابع کتاب
    نقش مردم اصفهان در نهضت مشروطیت ایران است.
    در مورد تاریخ معاصر اصفهان ،غنی ترین مجموعه متعلق به موسسه علمی و پژوهشی بنیاد مستضعفان است که شامل افزون بر پنج هزار برگ سند در زمینه های مختلف مالی ، اداری و دیوانی است.
    این مجموعه که تعداد زیادی از مکاتبات ظل السلطان و ناصر الدین شاه را نیز در خود دارد هنوز به درستی مورد پژوهش و بررسی قرار نگرفته است و بیشتر این اسناد متعلق به آرشیو خصوصی خانواده ظل السلطان می باشد که بخش های از آن هنوز محرمانه است.
    حدود چهار هزار سند هم از اسناد اصفهان دست سازمان اسناد ملی ایران است که بصورت میکرو فیلم در آمده و طبقه بندی شده اند. به گفته این سازمان اسناد انبوهی وجود دارد که هنوز آماده مراجعه محققان نشده اند.
    بیشتر این اسناد مربوط است به مشروطه دوم.
    این بخش کوچکی است از اسناد منتشر نشده
    . اسناد بسیاری وجود دارد که هنوز به صورت محرمانه نگهداری می شوند .
    قسمت های از این اسناد مربوط به جنگ های ایران و روس است .
    بعضی از این اسناد هم در خانواده های اشراف قدیمی قرار دارند که آرشیو خانوادگی محسوب می شوند .

    در جنگ چالدران کتابی بود در حکومت پهلوی که ستاد بزرگ ارتش اران منتشر کرده بود
    بنام جنگ های دوران صفویه اگر بتوانید در
    کتاب فروشی های قدیمی پیدا کنید بررسی جنگ چالدران از نگاه فرماندهان و سرهنگ های دوران شاه هست .
    اینو در اینترنت ندیدم اما کتاب دیگری هم هست بنام تاریخ نظامی ایران خان‌بابا بیانی
    این کتاب هم هست.

    در جنگ چالدران ادریس بدلیسی تمام کردهای سنی را هم جمع کرد و با یکصد هزار نظامی سلطان سلیم یکی شد و در جنگ چالدران با شاه اسماعیل جنگیدند .
    این کردها همان افرادی هستند که در جنوب شرقی تر کیه زندگی می کنند .
    پس سپاه عثمانی حداقل سه برابر سپاه شاه اسماعیل بود . علاوه بر آن اسلحه های آتشین داشتند و مزدوران محلی هم بودند .
    این نمی تونه درست باشه که فقط به خاطر گفته دورمیش خان شاه اسماعیل شکست خورده . یکسری ها با ساده لوحی می گویند
    که فلانی و فلانی این را گفتند و دورمیش خان این را گفت و اعلام کردند تا الان شکست نخوردیم پس شکست نخواهیم خورد .
    مثل کتک کاری بین چند نفر آدم عادی در خیابان یا یک نزاع خیابانی این جنگ و شعور فرماندهان آن را پایین می کشند .
    یک عده دیگه می گویند این اولین جنگ بین ترکان بود و برای این تردید داشت در صورتیکه با شیبک خان ترک هم جنگیده بود و هم حاکمان ترک قفقاز پس اولین نبود.
    فقط می دانیم سپاهش کم بود و می دانیم ینی چری یعنی چه و اون زنی چری ها اسلحه آتشین هم داشتند .
    اگر این طرف از ته دل و جان و اعتقاد می جنگید اون طرف هم از ته دل و جان و اعتقاد می جنگید .
    اینجا شما با سپاه معمولی سر و کار ندارید . این ارتش عثمانی ، ارتش بسیار قدرتمند ترین به لحاظ تک تک ینی چری ها بود .
    اگر سپاه شاه اسماعیل دلاوران بزرگی بودند این ینی چری ها هم در همان حد بودند .
    تعداد زیاد استفاده از کردها به عنوان آشنا با محیط زمین و توپ و تفنگ .
    این تساوی بین جنگ آوران دو طرف ولی تعداد طرف مقابل و برتری آتشین آنها عاقبت این جنگ را مشخص کرد .
    تمام نوابغ نظامی زمانی می بازند می بینید در تاریخ که حتی مغول هم به سلطان جلال الدین باخت .
    می بینید ارتش عظیم آلمان نازی باخت .
    ارتش آمریکا در ویتنام باخت .
    اما اون باخت شاه اسماعیل مورد بررسی قرار میگیره و ارتش آدم خوار میاد بیرون .
    دیگه در ادوار بعد می بینید تاکتیک ها عوض میشه و تکنیک های خاص ارایه میشه .
    شگردهای عوض میشه به اندازه چند روز بین دو کشور همه چیز را ویران می کنند و کلی سیستم دیگه می چینند که واقعا استراتژی فوق العاده ای بوده .

    اما موقعیکه گفته های دیگران را در اینستا در مورد این جنگ ها نگاه می کنم واقعا فکر می کنم که این موارد را یک عقب مانده ذهنی نقل می‌کنه .
    با صدایی فوق العاده بیان فوق العاده و تصاویر عالی اما مفهومی بی ارزش به دور از واقعیت و فقط تاکید بر این که شاه اسماعیل مغرور و متکبر بود و متوهم که شکست خورد .

    اگر این افراد می توانند شاه اسماعیل که دانشگاه نرفته بود دوستان رفته اند برای این کشور دو تا سنگ را روی هم بگذارند آیا می توانند ؟ عمرا و هرگز
    دوستانی که از جنگها در اینستا می گویند یک متن از یک کتاب را انتخاب کرده و با تصویر و صدا و آهنگ ترکیب کرده و می گویند .
    این افراد ژنرال هوایی متوهم در ذهن خودشان
    آدم های بی سواد و بی مطالعه هستند .

    هر چقدر که اطلاعات شما بیشتر باشه احساس می کنید باید باز شاید چیزی باشه که از قلم افتاده باشه اما زمانیکه می خواهی فالور جمع کنی دیگه اصالت و درستی مطلب مد نظر نیست . فرصت هم نداری سریع یک کتاب را می خوانی و می گذاری روی اینتر نت .
    دیگه درستی اش مد نظر شما نیست فقط باید تا دیگران فالور را جمع نکردند شما جمعش کنید .
    در اون صورت این اشخاص به جهالت جامعه کمک می کنند برای فالور .
    قیمت های بسیاری از حرف های که می زنند دروغ است حتی اون تاریخ هوایی که خوانده ایم .
    دو کتاب را آقا فرشاد شما از دید آنهایی که دوره صفوی را دیده اند را خوانده آید یکی در سه دوره اومده و یکی در یک دوره
    چقدر با اون چیزی که قبلاً شنیده بودید متفاوت است؟
    بنویسید تا دیگران هم بخوانند و ببینند .
    اما من جواب را می نویسم .
    مثل دو دنیای کاملا متفاوت بود اون چیزی که شنیدیم و خواندیم هیچ تشابهی حتی به اندازه سر سوزن با این نوشته ها ندارد .

    1. فرشاد می گوید

      سلام آقا شهرام خیلی ممنونم بابت اطلاعات خوبتون، فلاندن خیلی جالب بود برام، راجع به طلسم هم مطمئن شدم خرافاته همش ممنون، انقدر جدی این طلسم هارو تعریف میکردن از هر قشر و نژادی ک میگفتم شاید حداقل یکیش به صورت خیلی خفیف در حد یک تله ی بسیار هوشمند وجود داشته که همونم نیست انگار.
      راجع به جنگ چالدران هم اون کتاب که گفتید رو حتما میرم دنبالش. اون مورد راجع به دورمیش خان و محمد خان و نورعلی خلیفه رو داخل ایرانیکا دیدم خدمتتون گفتم، براتون متنش رو کپی میکنم میفرستم، و منظور بنده هم این نبود اصلا که دلیل قطعی این بوده، ولی من همیشه تا میتونم موارد مختلف رو بررسی میکنم تا تمام علت های اصلی رو به ترتیب میزارن تاثیر گذاری طبقه بندی کنم، در جنگ های بزرگ هم به نظر من شاید یک اشتباه یا اتفاق بسیار کوتاه بتونه به شدت نتیجه ی جنگ رو تغییر بده، مثلا اگر یک تاکتیک “تظاهر به شکست” برای کشوندن سپاه درست انجام نشه، یا فرمانی دیر برسه یا … خیلی میتونه تاثیر بزاره. راجع به چالدران که هنوز هم خیلی چیزهاش مبهمه به نظرم، تا جایی که بتونم زیر و رو میکنم موارد رو تا به نتیجه ای که توی ذهنمه برسم، یک مورد صحت عواملی هست که ادعا میشه در باخت جنگ تاثیر داشته و در مقابل اون تعداد تلفات ، که از هر مورد میشه به میزارن قابل توجهی به مورد دیگه رسید و متاسفانه هر دو مبهم هستن. اگر نسبت تلفات رو مثلا یک جایی کاملا دقیق عنوان کنه میشه حدس زد کدوم مورد بیشتر باعث باخت شده و برعکس. مورد بعدی تحقیق خودم هست، تمام جوانب رو کامل بررسی میکنم با بیشترین اطلاعات ممکن و بعد یک توضیح کامل حداقل برای خودم مینویسم و این کار رو حتما انجام میدم، مثل تست تابش نور که ساده ترینش هست، بررسی زمین جنگ رو مطالبش رو خوندم اما باید خودم ببینم، نمیخوام شان جنگ رو پایین بیارم اصلا ولی یه فوتبال ساده که اصلا اهلش هم نیستم، ولی شنیدم بین مردم میگن این بازی تو زمین اونا بوده و ‌‌…، البته میدونم منظورشون روحیه هست ولی درکل عرض کردم، یک جنگ این چنین سرنوشت ساز شاید سالها زمان ببره برای من تا کامل به نتیجه برسم. از شما هم ممنون میشم هر مطلب کوچک و بزرگ حتی تکراری اگر به ذهنتون خطور کرد برام بنویسید.

      Moḥammad Khan Ostājlū and Nūr-ʿAlī Ḵalīfa, two commanders with firsthand knowledge of Ottoman tactics, urged Esmāʿīl to attack at once. They were rudely rebuked by the courtier Dūrmīš Khan Šāmlū and by the shah, who considered it cowardly to engage an unprepared enemy. This mistake, which enabled the Ottomans to prepare their defenses, would prove costly to the Safavids.

      اینم متن ایرانیکا هست و تعدا سربازان حاضر رو برای عثمانی که قرار بود ۱۴۰ هزار باشن ولی ۱۰۰ هزار نفر در نهایت به چالدران اومدن و ارتش قزلباش رو ۴۰ هزار میگه، راجع به موثق بودن ایرانیکا هم لطفا بگید که چقدر دقیقه، قبلش یادمه ازش مطالبی رو نقل کردید سندیت این سایت رو لطفا بگید‌ ممنونم‌.

    2. فرشاد می گوید

      همچنین این رو هم خدمتتون بگم اینستاگرام رو بنده بی استفاده ترین برنامه میبینم به نظرم حتی اگه ذره ای چیز خوب داخلش پیدا بشه حتما جای دیگه بهتر و در دسترس تر هست، حتی بخش های سیاسیش برای طرفدار هاش به جای حرکت دادنشون اونهارو خواسته یا ناخواسته بیشتر تشویق به موندن پای گوشی میکنه و در بخش منبع درآمد انقدر راحت دزدی و گرون فروشی بی سابقه میشه که ریسکش برای هیچکس ارزش نداره. موارد دیگر رو هم اصلا راجع بهش نیازی نیست گفته بشه و مشخصه، من خیلی وقت پیش پرونده ی اینستاگرام رو بستم و تایم مفید مطالعه رو به حداقل ممکن میرسونه.

    3. فرشاد می گوید

      اون کتاب‌ها رو هم که شما معرفی کردین و خوندم دید من رو نسبت به مقوله ی تاریخ کاملا عوض کرد دیگه شما میدونید حداقلش شناخت درست و دقیق تاریخ صفویه بود، از دونستن همون موارد شاید باورتون نشه رفتار من حتی بسیار تغییر کرد. حتی اونایی که میدونن اون موقه ایران عالی بود فقط در حد یک اطلاع خاک خورده گوشه ی ذهنشونه، با خوندن این کتابها وارد اون دنیا میشن، هم لذت میبرن و افتخار میکنن، هم غمگین میشن و حسرت میخورن، هم میفهمن چقدر راحت چیز هایی که براشون الان مثل رویا هست در قرنها پیش به راحتی همین جایی که قدم میزنن وجود داشته، قدرت یک فرد رو میفهمن چقدر میتونه بالا باشه که بتونه برای جمعیت یک امپراطوری اینچنین تاثیر داشته باشه، همچنین همبستگی ای که میتونه اون فرد رو به درجه ی اعلای نبوغش برسونه. اونقدری میتونه تاثیر بزاره که جهت گیری سیاسی و اجتماعیشون کاملا تغییر کنه. دور نگه داشتن این کتابها و اطلاعات، و پرکردن ذهن افراد از چیز های دیگه بدون برنامه ریزی دقیق امکان پذیر نیست. من این مساله رو اولین بار در تغییر سلیقه ی موسیقی توی چند دهه ی اخیر دیدم و افرادی رو می‌شناختم که کاره ای بودن در موسیقی ای که الان به خورد بقیه دادن. البته جدا از فرهنگ سازی غلط و عدم تدریس درست اون فقط یک مثال پخش اهنگ های برنامه ریزی شده میزنم که چند سال پیش خودم شاهد بودم، سی دی های افرادی که در چراغ قرمز می‌فروختند رو ازشون میگرفتن و رایگان سی دی هایی رو میدادن که اون اهنگ ها به شدت بچرخه.این ماجرا برای چندین سال پیشه و با این افراد من ۳ ماه در ارتباط بودم و چیز هایی که در سایت های معتبر و دقیق حتی شاید پیدا نشه رو من با چشم دیدم. و اون موقه سن کمی داشتم و البته همکار نبودیم و من از طریق دوستی به اون مجموعه برای ظبط یکسری از کارهام وارد شدم که بعدا فهمیدم داستان چیه به کل قطع ارتباط کردم.

  8. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    آقا فرشاد عزیز همه طلسم ها خرافات محض است.
    ضمنا نمی دونم یکی بود می گفت آب بریزید در شیار های سنگی و سپس در جهت جریانش بروید و فلان همه اینها دروغه .
    از روی فیلمهایی مثل ایندیانا جونز در اهرام
    یک چیزی شبیه به آن را می گویند که غلطه.

    ناصر الدین شاه قاجار برای دست یافتن به منبع و ذخایر گرانبها دستور داد تمام ایران را گشتند اما چون روشهای نوین پیدا نشده بود
    در آورد فلزات و استخراج آنها مقرون به صرفه نبود .
    می سرچشمه دو درصد مس دارد اما روش جدید اختراعی آمریکا در دهه پنجاه و شصت میلادی استخراج مس را مقرون به صرفه کرد .

    ناصر الدین شاه در چند مورد و برادر ناتنی اش ظل السلطان در اصفهان طبق گفته های مردم تعدادی از کاخهای صفویه را خراب کرد که به
    گنجینه های عظیم صفویان دست یابند که نشد .
    در بیرون بین مردم خرافاتی در جریان است
    که گوش دادن به آنها و سپس منطقی فکر کردن به آن باعث می شود بدانی کجاش غلط است .
    پیرمردی در اصفهان کوهی را نشان ما داد و گفت در داخل این کوه گنجی عظیم پنهان است . دقت می کنید .
    در یک مورد یک افغانی می گفت در روستای ما یک سنگ است آمریکاییها گفته اند این را اگر به ما بفروشید ما می توانیم پول آبادی کل افغانستان را بدیم .
    حالا بهش نگفتیم آمریکایی می دانست این سنگ اون ارزش را داره جلوی چشمانت بر می داشت و می برد و پورلتو هم نمی داد .
    آهنگ های پراگرسیو را گوش دادن خیلی خوب
    هستند .
    هنر یک قسمت از ذهن انسان را فعال می‌کنه و بینشی عمیق به انسان میده .
    حیف که یک مدت جلو موسیقی گرفته شد .
    موسیقی جزیی از تمدن انسانی است البته
    در تمدن انسانی در انسانی ترین و زیباترین قسمتش هم قرار داره .
    یادمه در خونه از این دستگاههای که فیلم را روی دیوار می انداخت داشتیم . بابام بهش
    می گفت پروژکتور . یک فیلم دایناسوری و سفرنامه سند باد را اونجا دیدم .
    فراموش کرده بودم که خاطراتی از پدرم داشتم
    این دایناسور را که گفتید تداعی کننده فیلم و پروژکتور و فیلم های در زیر زمین خانه مان را به ذهنم آورد .
    خیلی ممنونم .
    این خاطراتم با پدرم کاملا فراموش کرده بودم در ذهنم زنده شد .
    خیلی ممنون.

  9. شهرام می گوید

    اوژن فلاندن در زمان محمد شاه قاجار به ایران آمده نظرش در مورد ایرانیها را دقت کنید .
    عامل بدبختی ایرانیها را هم نوشته
    برای او عجیب بود که افرادی از طبقات پایین به طبقات بسیار بالا می روند .
    دقت کنید.

    یکی از اصول عمده که ایرانیها را به منصب و مقام بلند میرساند هوش فطری آنهاست . تقریبا می شود گفت ایرانی بیهوش یافت نمی گردد،بعلاوه کسی نیست که جاهل و عامی صرف باشد. عموما تیزهوش فعال و چابکند و به هر کاری دست می زنند از عهده اش بر می آیند و آنرا به اتمام می‌رسانند و پشت کار غریبی دارند. این کلام آنهاست که می گویند فرانسویها از مشرق زمینند.
    اگر چه بعضی صفات ما با آنها مشابهست ولی نقائص و عیوبشان در ما نیست.( دقت کنید)
    در حقیقت باید گفت بسیار باهوش مودب خیرخواه مهمان نواز شجاع و زرنگند . عاشق شعر نقاشی و صنایع اند و روح سلحشوری دارند و مباهات می کنند که خدمت ارتش بنمایند. صفاتی را که بیان کردم با ما یکسان است لیکن معایبی هم دارند یعنی( این اخلاق است که ایرانیها را بدبخت و عقب مانده کرده)
    بسیار مکار ، رباخوار،ببرحم و متقلب آمد و بویژه دروغ زیاد می گویند.
    ایرانیان در آغاز زندگی عموما از کلیه عیوب منزه هستند ولی طولی نمی کشد که کلیه معایب ممکنه را دارا می شوند و عموما عیاش،قمارباز،فاسق، رباخواری و مشروب خوار می گردند . بزودی اعمال بالا را پیشه می کنند لیکن کمی پیش از کهولت و پیری باز ترک عادت کرده توبه می نمایند . بمن گفتند در پنجاه سالگی توبه می کنیم اما من پیرمردانی را سراغ دارم که می گویند حیات ما بسته به شراب و عرق است و اگر ننوشیم هلاک می گردیم ، اینانند که تا دم مرگ و آخرین نفس باده نوشی می کنند.
    در پیش گفتم که چگونه ایرانیان از شرایع محمدی سر می پیچند معهذا در مذهب خود متعصبند و گمان نمی رود تعصب مذهبی شأن از ترکها کمتر باشد.

    منظور از ترکیه ای ها با عثمانی ها کمتر باشد .

    سنی ها هرگز حاضر نمی شوند بحث مذهبی کنند ولی ایرانیان از جان و دل می خواهند که بحث مذهبی پیش آید و با کسی مباحثه کنند و سرشان برای این کار درد می کند.
    … ایرانیان به تقدیر بسیار معتقدند و می گویند هرچه پیش آید خوش آید ، هر طور که خدا مصلحت می داند هرچه بشود میشود . مجله ت انسان بی نتیجه است.
    اغلب در ایران خود کشی می کنند در مملکت ما هم بعضی وقتها به چنین کاری مبادرت می ورزند ولی از ما در نتیجه افکار موهوم و خرافات یا قوانین است.
    هیچ ایرانی حاضر نمی شود جنگ تن به تن کند … ترجمه میدهد پنهانی حمله کرده تا دشمنش را نابود سازد تا کسی شاهد قضیه نباشد.
    عامل بدبختی ایرانیان را در زمان محمد شاه تجار خارجی وی داند و نسیه در آن زمان معنی نداشته و ….
    می نویسد ایرانیان بدبخت و بی چیز هستند چون واردات به ایران بیش از صادرات است و به زودی طلایشان تمام می شود .
    این شخص هم از حاج میرزا آغاسی بد نوشته .
    نقل از صفحه ۴۱۸تا ۴۲۱ بود.
    حالا ص ۴۲۲
    در حقیقت باید گفت کارها تماما صورت ظاهرشان درست است چه هنگامی می گویند ما از روی قرآن رفتار کرده حکم می کنیم چنین نیست و من کاملا دقیق شده ام و دیده ام که سر سوزنی راست نمی گویند.
    و دادگاهها را در از رشوه و قضات را فاسد و
    بازاری‌ها را گرانفروش و … می نویسد انگار که اون زمان نیامده و … .
    می نویسد در ایران تعداد زن بیشتر از مردان است و …
    دقت کنید عامل بدبختی ایرانیها را طمع کاری و دروغ گفتن و خوردن مشروب و زن بارگی و رشوه گرفتن قضات و … می داند .
    در اروپا خارجیها یک یا دو پیک مشروب می خورند اما الان هم در ایران عین نوشابه می خورند بدون داشتن حد و حدود .
    البته در این کتاب و در زمان آمدن اوژن فلاندن تازه ایران از جنگ ها رها شده بود .چون حداکثر حول و حوش کمتر از بیست سال بود که جنگ دوم ایران و روس تمام شده بود.
    هرچند که انگلیس و روسیه فشار می‌آوردند.

  10. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم.
    آقا فرشاد عزیز زمانیکه نوجوان بودم فکر میکردم فلسفه اثبات خداست و مواردی مثل این . چون به ما اون زمان گفته بودند مثل عبارت زیر
    فیلسوفانی مثل ابوعلی سینا و فارابی و …
    یک قسمت را خوانده بودیم و یک قسمت به عنوان یک زمینه ذهنی دیده شده در ایران آن زمان در ذهن تداعی می شد و متاسفانه خیلی دیر وارد فلسفه شدم .
    فلسفه تفکیک مسایل به اجزای کوچک و سپس طراحی سوال از موضوع و فهم کامل آن است .
    البته فیلسوفان بسیاری هستند . کتاب ارگانون ارسطو بسیار سنگین است و خیلی سنگین ترجمه شده از میر شمس الدینی ادیب سلطانی
    مثال ص ۷۳۸
    و نیز باید دید که آیا او چیزی که در گوهر خویش گرانبها یا برگزیدگی است را در مفهوم توانش یا در مفهوم توانا یا در مفهوم آفریننده نهاده است زیرا هر گونه توانش یا هر گونه امر توانا یا امر آفریننده از بهر چیز دیگر بر گزیدند است.

    یا از همان صفحه این قسمت
    افزون بر آن گاه مردمان با واژگون کردن ترتیب ، جنس را چونان فصل و فصل را چونان جنس فرا می دهند برای نمونه حیرت را چونان افراط شگفتی و اعتقاد را چونان استواری رای می گویند.زیرا نه افراط و نه استواری هیچ یک جنس نیست بلکه فصل است و …
    باید کتابهای فلسفه را طوری نوشت که فهمش همگانی باشد نه یک عده خاص

    البته بودند افرادی که افکار خود را به ساده ترین شکل ممکن گفته اند مثل ژان ژاک روسو تحت عنوان کتاب قرارداد اجتماعی .
    این کتاب فهمش بسیار ساده است و بسیار ساده اما به همان اندازه بسیار قوی نوشته شده است .
    کسی که این کتاب را بخواند بعد از اتمام آن دقیقا شخص دیگری خواهد شد .
    این کتابش انقلاب فرانسه را رقم زد و پادشاهی را نابود کرد.
    از اعتقادات او این چند جمله را می نویسم .
    طبیعت ما را فریب نمی دهد خود ما هستیم که خود ما را فریب میدهیم.
    کسانی که دانش اندک دارند معمولا حرف های بزرگ میزنند و کسانی که زیاد می دانند کم می گویند.
    هیچ کشوری بدون آزادی نمی تواند وضعیت مناسبی داشته باشد و نیز آزادی بدون پاکدامنی.
    به گربه ای که تازه وارد اتاقی شده است نگاه کن. اطراف را می گردد و بو می کند،لحظه ای آرام و قرار ندارد، به چیزی مطمئن نیست تا اینکه همه چیز را بررسی کنید و با آنها آشنا شود.
    ص ۱۱۳ از کتاب حمام فلسفه
    نویسنده گریگوری برگمن
    ترجمه علی غفاری
    انتشارات کویر

    شخصی بنام اوژن فلاندن در زمان محمد شاه قاجار به ایران آمده بود .
    این شخص از همه جا مخصوصا تخت جمشید
    عکس های بسیار دقیق کشیده که در کتابش نیست .
    اگر بخواهید ببینید تخت جمشید چگونه بوده عکس های این شخص را پیدا کنید .
    این کتاب دویست عکس داشت که در ترجمه اش نیست.
    در سایت های خارجی باید باشند .
    از ماکو که وارد ایران می شود اون اوایل از بی کفایتی پادشاهان که باعث خرابی شهر ها شده می نالد. البته اون نبوده که ببینه بعد از نادرشاه
    تا سی سال بعد از پادشاهی فتحعلی شاه ایران در گیر جنگ داخلی و حمله روس .

    خیلی دقیق بخواهم بگویم
    از دوران سقوط شاه سلطان حسین تا زمان نیمه دوم دوران فتحعلی شاه فقط در چند سال دوران کریم خان مردم ایران یک مقدار آرامش دیده بود . اونم چون ایران چند تکه شده بود و هر کس بر چند شهر حکومت می کرد.
    فلاندن این موارد را ندیده بود .

  11. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    آقا فرشاد حال شما چطوره . شما لطف دارید .
    خیلی ممنونم و خیلی خوشحالم که تاثیری مثبت داشته . آرزو میکردم سوالات دوستان زیاد باشه اما نبود .

    شخصی بود بنام امپدوکلس اون از فیلسوفان قبل از سقراط بود اعتقاد داشت خداوند دایره ای است که مرکزش همه جاست و محیطش هیچ کجا نیست .
    و جالب تر از اون دیوژن که در زمان اسکندر بود گفت من شهروند جهانم .
    شخصی بنام موسی بن میمون – میمون در عربی همان مبارک است – گفت شما باید حقیقت را ، صرف نظر از منشأ آن بپذیرید .
    و امانوئل کانت که فلسفه تفکر پیامبر در دین اولیه بود گفت جرات اندیشیدن را داشته باشید .
    و دکارت گفت اگر خدا واقعا وجود نمی داشت،
    غیر ممکن بود که من در خود تصور خدا را می داشتم.

    و یکی از بزرگترین فیلسوفان شخصی است بنام فلوطین که به عهده خوانندگان می گذارم.
    این افراد از دوران اسکندر هستند کسی که میگه من شهروند جهانم از خیلی از افراد کنونی با فرهنگ تر و عاقل تر است.
    طبق فلسفه قدیم هند جهان حافظه ای دارد بنام آکاشیک.
    پیچیدگی ذهن انسان را ببینید.
    زندگی یادگیری است و انتقال آن به دیگری.
    کسی که یاد بگیره و انتقال نده روزی خواهد کرد اما قسمت خوب خودش را هم نابود می کند ولی اگر دانشش را منتقل کنه زنده می مانند.
    در مورد هر چیزی برای یاد گرفتن آن باید سوال کنید .
    بدون سوال کردن و بدون تردید کردن شما نمی توانید به سر چشمه فهمیدن برسید .
    تفکر یعنی تردید کردن و دنبال فهمیدن رفتن
    و این سوال کردن و تفکر است که راه را از بیراهه مشخص می کند.

    خیلی ها در کلاس به خاطر ترس از مسخره شدن و اینکه دوستانش بگویند چقدر خنگه که نمی فهمه ، سوال نمی کنند.
    در صورتیکه سوال کلید دری است که به دانش ختم میشه.
    احتمالا مسافرت خواهم رفت و نخواهم بود البته این هفته هستم .
    اما حتما کامنت خواهم گذاشت .
    آقا فرشاد آهنگ چطور بود ؟فکر می کنم به اندازه همان عکس شهدای چالدران بود شاید کمتر از انها.
    موفق باشید

    1. ناشناس می گوید

      اقا شهرام من به صورت جدی همین امسال شروع کردم به وارد شدن به مقوله ی مهم فلسفه، سالها علاقه داشتم اما میخواستم اول از هرچیزی تفکر و برداشت های خام خودم رو تا یک حد قابل قبولی روی کاغذ بیارم و بعد که شروع کردم به خوندن کتابها خیلی برام تجربه ی جالبی بود و هست، به نظرم “جرات” در کنار آمادگی ذهنی، نگاه بدون تعصب و … یکی از اولین مواردیه برای کسی که میخواد وارد این مبحث بشه، موارد زیاد دیگه ای هم هست که اگر بدون آمادگی ذهنی این مبحث ورود به فلسفه استارت بخوره از کار معدن یا شکارچی خطرناک تره. در حال حاضر، نیچه، هراکلیتوس، کامو و کی یرکگو رو خوندم و حالا حالا ها کار دارم باهاش، راهنمایی ای داشتین ممنونتون میشم. موردی راجع به موسی بن میمون بسیار باهاشون موافقم، همیشه وقتی میدیدم دونفر بحث عمیق میکنن که آیا این سخن زیبا دقیقا برای فلان شخص بزرگ هست یانه، من زیاد درگیر این نمیشدم، میدیدم بجای تفکر بیشتر روی اون مساله زمان رو بیشتر برای صاحبش میزارن که این کار خیلی خوبه اما تا حدی که از اون مطلب دورت نکنه، یا مثلا طرف مستقیم و غیر مستقیم میگفت من باید کامل مسلمون بشم اگر مثلا اگر بخوام فلان حرف امام حسین رو قبول کنم، که این مورد رو هم واقعا بیهوده میدیدم و بحثش رو هم شما فرمودین اتفاقا چند شب پیش، من اینجور مواقع همیشه این جمله‌ی ساده رو تکرار میکردم و میگفتم شما فکر کن یه چوپانی توی دورترین روستا برای دل خودش گفته، تو ببین چه تاثیری روی تو میزاره و به صاحب این نوشته ای که الان میبینی درود بفرست اگر تاثیر مثبتی روی تو گذاشته، مثلا اگر کسی اون سخن اگر فقر انسان بود گردن میزدم رو کسی جعل کرده و الکی گفته برای ام علیه من درود به همون فرد میفرستم و ممنونشم، این مورد تفکر من رو شخصا هرگز گمراه نکرد و اتفاقا بهتر تونستم تشخیص بدم واقعا یک حرف با صاحبی که اون رو متعلق بهش میدونن چقدر سنخیت داره. البته صرفا نظر شخصی بنده هست،

      اون اهنگ رو هم خیلی لذت بردم ممنونم ازتون. در حال تهیه ی یکسری ساز های قدیمی ایرانی مخصوصا دوران صفویه هستم برای کار های آینده، که البته چند ماه پیش کاملا اطلاعات و دسته بندی هاش رو انجام دادم تا زمان شروع پروسه ی ظبط، که بسیار با موسیقی راک تلفیق خوبی میشه و حدودا موزیک ها رو ۸۰ درصد و متن هارو ۶۰ درصد تکمیل کردم و بعد از تکمیل، سازهارو هم تهیه میکنم، کلا سبکی که کار میکنم پراگرسیو هست میتونید داخل نت سرچ کنید یه اطلاعاتی بگیرید، خیلی میتونه داستان محور باشه و موزیک های یک البوم به شدت به هم ربط دارند و الگوهای پیچیده ای رو دنبال میکنن، و به مواردی میپردازن که کمتر کسی تا حالا پرداخته، آخرین آلبومی که گوش کردم راجع به مشکلات، بیماری ها، توهم و کابوس های مشترک کسانی هست تحت تأثیر تراما ها، جنگ و دارو های افسردگی هستند.
      و بیشترشون مخصوصا استوره ها اصلا موزیک ها و صداهای خشنی ندارن و مملو هستند از ملودی های روح نواز و ناب که با گفتن اصلا نمیشه توصیف کرد.
      مثلا تِرَک های یک آلبوم می‌تونن از شماره ی ۱ تا آخر ادامه ی هم باشن، یا همه از درون به هم ربط داشته باشن و صرفا سریال های یک موضوع نباشن، اهنگ سازی متفاوت این سبک راک پراگرسیو هم که معنای اسمش رو بدونید کافیه، شاخصه ی اصلی این سبک هست، و بسیار سخته که به کسی بگی میخوای بدونی این سبک چیه برو سرچ کن دوتا اهنگ گوش کن، چون علاوه بر متفاوت بودن با سبک های دیگه، این مدل موسیقی به دلیل خصلت و ماهیتش،در اغلب موارد میتونه بسیار با هم سبک هاش متفاوت و مستقل باشه.

    2. فرشاد می گوید

      سلام اقا شهرام اومدم ادامه ی عرایضم رو بنویسم دیدم یکی از کامنت هام رو اسم یادم رفته بزارم، خواستم اطلاع بدم راجع به موزیک و فلسفه بود‌.

      مطلبی رو خواستم عرض کنم که بنده علاقه ی شدیم به تاریخ از همون شخصیت سلطان جلال الدین و خوارزمشاهیان شروع شد، و همین هم دلیلش فاجعه ی حمله‌ ی مغول ها شد که منو رسوند به این شخصیت، چند سال پیش که خواستم خیلی عمیق بخونم راجع بهشون، به همون نوه ی سلطان محمد هم رسیدم اگر اشتباه نکنم اسمشون قطز هست، خیلی متعجب شده بودم و باورم نمیشد، انقدر که دیدم اصلا مگه می‌شه همچین چیزی باشه و هیچکس اصلا راجع بهش ندونه و حرفی نزنه؟ این فرد از همون نسل خوارزمشاهیان بوده و در مصر تونسته اون تشکیلات رو فراهم کنه، جالب این بود که تا جایی که یادمه نزاشت مغول ها بیان و خودش پیش قدم شد، و اشتباه قبلی رو نکرد، و همچنین یادمه که نامه بهش داده بودن مغول ها و گفته بود به هیچ وجه تسلیمی درکار نیست و یا شهید میشیم که بسیار ارزندست، یا پیروز میشیم که باز هم بسیار با ارزشه. این قسمتی که شما فرمودین راجع به کتاب ابن اثیر و مطالبش اصلا به چشمم نخورده بود، و اگر سوالی نپرسیدم راجع به این مساله بخاطر اینه که میدونم بسیار دوباره درگیر این قسمت مهم‌ میشم و الان باید یسری مطالب دیگه رو اول تکمیل کنم.
      یک سوال که یادم رفته بود بپرسم، طبق برداشت من یعنی الان خیلی از اسناد مثلا از خود دوران صفویه هست که دست دولت هست و ما هرگز تا امروز دسترسی نداشتیم درسته؟ بسیار چیز عجیبیه اگر اینطور باشه. واقعا حاضرم هرکاری بکنم راجع به این دوران و قاجار و خیلی دوره های دیگه اسنادش رو گیر بیارم که البته میدونم دست دولت باشه تقریبا محاله.
      یکسری سوالها هم برام پیش میاد که بسیار زیاد میشه و منم مطلب برای پرسیدن زیاد دارم سعی میکنم کلی ها رو بپرسم، مثلا توی چند دقیقه ی اول قبل از شروع جنگ چالدران و نه شب قبلش، بین نور علی خلیفه روملو، محمد خان استاجلو با دورمیش خان اختلاف نظر میفته و اون نفر میگن حمله کنیم زودتر ولی دورمیش خان میگه نامردیه و شاه اسماعیل هم طرف ایشون رو میگیره، من خیلی راجع به این مساله فکر کردم و مطالعه کردم، البته باز شما باید تایید کنید که اصلا اتفاق افتاده یا خیر، من زیاد توضیح ندادم و خلاصه گفتم، ولی این واقعا میتونست بسیار تعیین کننده باشه اگر درست بوده باشه، همچنین زاویه ی تابش نور رو که به خلاف چشمان قزلباش ها بود بسیار تعیین کننده بود و من شخصا تست کردم این مساله رو، دقیقا حرکت، دقت، و تحمل رو نصف میکنه‌، نحوه ی چیدن توپ هارو مثلا میگن یجوری چیدن که صفویه متوجه نشه خیلی زیاده و رگباری بی وقفه میخواد بزنه، من شخصا فکر میکنم محاله این مساله، همه ی دنیا خبر داشتن، جاسوس ها هم که همون موقه به خوبی میکردن، دشت هم باز بود، فاصله بسیار کم. و همچنین تجربه‌ ی جنگ داشتن با عثمانی از قبل کم بیش همون محمد خان استاجلو و نور علی خلیفه ی روملو و کاملا آگاه بودن به این قضیه، درضمن کسی که ۲۰ سال فقط میبَره در جنگ هرگز نمیشه گفت چون شجاع بوده و …، این یکی از دلایلشه، اون فرد و همراهانش قطعا هوش نظامی بسیار بالایی داشتن که با تعداد کم اونچنین پیروزی هایی نصیبشون می‌شده. هم توپ رو میدیدن هم ارابه هارو هم تعداد افراد رو و هم گلوله رو میدونستن چجوری کار میکنه از پشت ارابه و خندق و توپ. جناح چپ هم که نا هموار بودنش کاملا مشخص بوده. این که همش میگفتن شاه اسماعیل نیمه الهی هست و فقط قراره ببره و … اینجا یهو دیدن قضیه برعکسه به نظرم نمیتونه درست باشه،قبلا هم که تاکتیک زمین سوخته رو هم قبلا اجرا کرده بوده. و سپاه دشمن رو میخواسته فرسوده کنه قبل جنگ که خب این هم باید از نظرشون ناجوانمردانه میومده مثلا و بگن این کار بدیه بریم زود بجنگیم، نمیدونم چقدر از اطلاعات ۱۰۰ درصد میتونه درست باشه اما تطبیق دادم در حد و اندازه ی خودم دیدم در منابع هست و تا جایی که با منطق خودم جور درومد بررسی کردم، من آشنایی با ورزش های رزمی دارم و میدونم کوچک ترین شرایط اتفاقی که فکرش رو نمی‌کنی میتونه باعث باخت کامل بشه، یک حواس پرتی کوچیک، نیم سانت ضربه ی جا به جا به حریف و هزار چیز دیگه. یکسری چیزایی که شایدخود افرادی که داخل اون جنگ بودن هم متوجه نشن که جناحی که نابود شد مثلا دلیلش این بوده. تمام روایت هارو خوندم مو به مو. اما با شما خواستم درمیون بزارم، همین که تعداد سرباز ها و تلفات دقیق مشخص نیست و بسیار فرق داره بسیار این موضوع رو شک برانگیز میکنه. ممنونم‌ از توجهتون آقا شهرام،
      سفرتون هم به سلامت، امیدوارم سالم و سلامت برگردین منتظر پیام های شما هستم، ارادت.

  12. شهرام می گوید

    با سلام شهرام هستم .
    یک کامنت ارسال کردم اگر نیامد فردا دوباره می فرستم .
    اما یک مورد تاریخی از چین و روسیه

    کمونیست های روس دستور دادند به ارتش
    که تمام حیوانات مثل ببر و گرگ و خرس و …
    را که به دام ، دامدارها حمله می کردند بکشند
    و بدینگونه نسل حیوانات را تا آستانه انقراض بردند .
    در چین هم در زمان مائو پرندگان چون دانه های کشاورزان را می خوردند دستور نابودی پرندگان صادر شد و پرندگان را ریشه کن کردند.

    حالا بگذارید از دید طبیعت به انسان نگاه کنیم .
    موجودی که پوست حیوانات را می کند و ازش لباس درست می کند.
    موجودی که به محل زندگیش نزدیک بشی پر از زباله و نایلون و آلودگی آب و هوا و خاک است.
    موجودی که درختان را ریشه کن می کند تا خانه بسازد.
    هر حشره ای را که ببیند می کشد .
    برای تفریح می رود سراغ کشتن حیوانات .
    دریاها را آلوده کرده
    پرندگان را می کشد و می فروشد .
    پرندگان و حیوانات را در قفس انداخته و زندانی خود کرده تا از آوازشان لذت ببرد .
    اسم این کا را هم فرهنگ و تمدن گذاشته
    نظر شما چیست؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.