با سقوط صفویان و از همگسیختگی ایران، سنت حرمسراداری برای مدت نسبتا طولانی از میان رفت.
س از آنکه افاغنه (پشتونها) بر اصفهان مسلط شدند، چون خود قائل به چنین اسباب و تشریفاتی نبودند حرمسرای بزرگان صفوی را ویران و از میان بُردند که در راس آن حرمسرای افسانهای شاه سلطان حسین با بیش از هزار زنِ صیغهای و کنیز و خدمتکار بود که به دستور محمود افغان منحل گردید.
پس از نادر و در عصر زندیه نیز حرمسرایی به وجود نیامد و کریم خان زند که با لقب وکیلالرعایا حکم میراند به جز همسر قانونی و تعدادی خدمتکار و محبوبه، سودای دیگری در سر نداشت.
اما با طلوع دولت قاجارها توسط آغامحمدخان حرمسراها دوباره تشکیل شد و از شاه گرفته تا درباریان هرآنکه دستی به دهان میرساند برای خود مجمعی از زیبارویان فراهم ساخت.

آغامحمدخان که در نوجوانی از مردی ساقط، خواجه و مقطوعالنسل شده بود، در این عرصه تشنهتر از سایرین بود و در زمان خود گوی سبقت را از همگان ربود.
آغامحمدخان که حتی توانایی مجامعت با مرغی هم نداشت برای خود حرمسرایی بزرگ از زنان زیبا و ماهرو ترتیب داده بود.
او چون قادر به کامگیری از زنان نبود با روشهایی که به اعمال سادیستی شباهت داشت این بیچارگان را عذاب و شکنجه مینمود.
آغامحمدخان با مضروب و خونی ساختن باسن زنان بوسیله شلاق، گاز گرفتن و زخمی نمودن پستان زنان، ضربه زدن و فرو کردن اشیا مختلف به اندامهای جنسی زنان و دیگر اعمال خشونتآمیز اقدام به ارضای تمایلات بیمارگونهی خود مینمود. پیداست که زندگی در چنین حرمسرایی بیشباهت به دوزخ نبوده و زنان بختبرگشته در حرمسرای وی متحمل چه درد و رنج و عذابی شدهاند.
سلام آقا فرشاد عزیز من مطالب را ذهنی می نویسم و همه به صورت بداهه است فقط صفحات را باید مطمئن شوم .
بعضی وقتها کامنت که نیومد و کامنت بعدی را می نویسم حتما دچار تغییرات شده .
اون دو کتاب را به تاریخش نگاه کنید و به عظمت درونی کتاب هم نگاه کنید .
این دو کتاب و دو کتابی که بعداً خواهم گذاشت تمام زندگی بشری را تغییر داده اند .
آقا فرشاد و آقا علی دوستان عزیزم
خیلی مشتاقم ببینم نظر شما چیه؟
موفق باشید.
سلام اقا شهرام ممنونم بابت معرفی کتابها، هرطور شده میخونم، تمام تلاشم رو میکنم که وقت بخرم و بتونم کتابهارو بخونم دونه به دونه، و بسیار کتاب تمام نشده دارم که دارم پیش میبرم، اما بخاطر اینکه تاکید شما بسیار بود روی این دو کتاب(دست های نامرئی و روح القوانین) میخوام یکسری از کتابهارو موقتا کنار بزارم و برم سراغ این دو، ممنونم
و خطاب به خوانندگان عزیز
مطالبی بسیار از فلسفه و دین و قرآن و تاریخ و مغالطه و کتابهایی برای تفکر و روش های مختلفی را در سایت به همراه منابعش گذاشتم .
تمام این کتابها را خواندم و کتابهایی بسیار بیشتر را هم خوانده ام .
بهترین ها را سوا کردم تا بهترین ها را بخوانید .
دو کتاب را برای همه معرفی می کنم .
این کتابها بزرگترین کتابهای تاریخ بشری هستند .
روح القوانین اثر مونتسکیو
دست های نامریی اثر آدام اسمیت
آقا فرشاد عزیز و علی آقای عزیز این کتابها را بخوانید .
بسیار ساده و بسیار عمیق هستند .
این کتابها را تا نخوانید با ذهن عظیم انسانی آشنا نخواهید شد .
بخوانید و قبل و بعد خواندنش هم خود قبل از خواندن و بعد از خواندن را مقایسه کنید .
همین الان می گویم تفاوت بسیار زیاد خواهد بود .
موفق باشید
سلام علی جان شهرام هستم .
از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم . هیچ وقت هیچ چیزی را از من هم قبول نکن . خودت تحقیق کن . منابع مختلف و موافق را در تاریخ بگرد و پیدا کن . البته در اوقات فراغت . می توانی فیلم ببینی و همزمان از اون زمان می توانی برای مطالعه بهره ببری .
البته فقط خواندن نیست باید بتوانید درست آزمایی هم بکنی . باید فکر کنید .
همه فکر می کنند فکر کردن راحت ترین کارها ست اما به قول هنری فورد فکر کردن سخت ترین کارهاست .
اگر همه فکر می کردند همه انیشتین و همه دکتر بارنارد و همه اولین ها می شدند .
یکسری معدود فکر می کنند و راه جدید باز می کنند و گروهی بسیار اون مسیر را یاد می گیرند .
یک نفر خالق یک راه هست . خالق یک اندیشه است و دیگران یادگیرنده اون اندیشه هستند.
همیشه مغزی که می آفریند یک نفر است .مثل انیشتن مثل بیل گیتس و مثل تمام مدیران که جهان را تغییر داده اند .
منظورم خالق جهان نیست .
خالقان راههایی است که برای اولین بار چیزی ساختند.
این همان تفاوت بین فکر کننده با بقیه هست .
موقعیکه می خوانید باید ریز مطالب را بیرون بکشید .
آیا چون کتاب گفته یا چون به نفع منه و یا
چون گوینده این حرف موجه است پس بپذیرمش؟
قطعا نه . باید خودم تحقیق کنم .
هم موافق و هم مخالف ، نظراتشان برایم به یک اندازه محترم است .
بی طرف قضاوت می کنم .
علی جان دارم میروم اما حتما به سایت سر خواهم زد .
موفق باشید .
خیلی از اون موارد در تاریخ ما کاملا غلطه .
این سرزمین مایه حیرت و حسرت اروپاییان بود .
چنان عدالتی در این سرزمین وجود داشت که بیشتر شبیه افسانه هاست تا واقعیت .
چنان نخبه محور بود که می توانید در تاریخ ذکر شده از کتابهای اروپایی یاد بگیرید .
بهترین ها را از ما یاد گرفتند و بردند و بدترین ها را به ما دادند .
نویسندگان خاین و چاپلوس ما ده برابر روی آن بدترین ها گذاشتند و حماقت خودشان و این بدترین ها را به نام قاجار و افشار و صفوی و سلجوقی و خوارزمشاهی و … به ما فروختند.
و ما هم آن زمان باور میکردیم . متاسفانه
بیشتر ذهن ما را خراب کردند .
موقعی که با شخصی روبرو می شوید که این موارد را قبول نمی کنه باید کتاب معرفی کنید تا خودش بره دنبالش .
اون شخص هم مثل جوانی های خود ماست و
مجبورم و ندانسته از این مسیری که ما آمدیم ، میاد .
مثل خود ماست و می تواند با تحقیق ببیند چه دروغی بخش گفتند .
همانطور که اروپاییان با این کتابها خوبیهای این سرزمین را به اروپا بردند می توانیم با همان کتابها خوبیهای متن را پس بگیریم و خودمان را دوباره کشف کنیم .
موفق باشید
با سلام شهرام هستم .
آقا فرشاد عزیز دقت در کار و پشتکار بسیاری که شما داشتید ضامن موفقیت در هر کاری است که به آن دست میزنید .
آرزومندم به هرکاری که دست بزنید موفقیت کامل داشته باشید و از لطف شما تشکر می کنم. .
موردی که اتفاق افتاد این هست می توانید تمام تاریخ این سرزمین را از چشم افراد بیطرفی که آمدند و به چشم دیدند را ببینید .
تفاوت تاریخ دروغین و تفاوت تاریخ واقعی دقیقا دو مسیر مختلف است .
دقیقا در تضاد با هم هستند .
نحوه تحقیق را هم تجربه کردید . خارجیها گزارش هایشان با ملیت مختلف عین هم است اما تاریخ نویسان ما متفاوت نوشتند .
ننگ بر تاریخ نویسان ما که تاریخ این سرزمین را نابود کردند و بچه های این سرزمین فکر می کنند این سرزمین از اول هم خراب بوده .
با سلام شهرام هستم .
آقا فرشاد امیدوارم حال شما خوب باشه .
چندین بار کامنت فرستادم اما نیامده .
این برای تست است .
سلام اقا شهرام عزیز، فقط همین کامنت که برای تست گذاشتید اومده متأسفانه و دیگه چیزی نیست، من کامنت هایی که میزارم رو قبل از ارسال یکبار برای خودم ذخیره میکنم که اگر دیدم نیومد دوباره کپی کنم بفرستم.
با سلام شهرام هستم .
آقا فرشاد خسته نباشید . بسیار عالی بود .
دقیقا صدو هشتاد درجه کل تاریخ ما با واقعیت متفاوته .
مردم ما خیلی راحت به همه چیز اعتماد می کنند و دل می بندد.
تمام تاریخ های ما را که سلسله های مختلفی بودند بخوانید همین موارد عیناً هست .
به جز اسم سلسله ها و لیست پادشاهان هیچ مورد دیگری درست نوشته نشده .
سیستم حسابداری تمام سلسله ها از الان ما قویتر بوده .
دقت که می کنید می بینید کل تاریخ دروغین بر اساس ایجاد نفرت از همدیگه و ضمنا ساده لوح و احمق و عیاش نشان دادن پادشاهان نوشته شده در صورتیکه همه آنها نابغه بودند .
وضعیت خانمها در این سرزمین عالی بود .
در دوران ترکان البته از تاریخ طبری ذکر می کنم خانمهای ترک بر خلاف بقیه مردم آن زمان
جایگاه های بسیار بالایی داشتند .
زمانیکه شما سفرنامه ابن فضلان را می خوانید می بینید که خانمهای ترک عین زنان آمریکایی فعلی بودند و این برهنگی آنان را ابن فضلان بد می دانست .
ضمنا اگر مردی بازنی ارتباط داشت مرده را نصف می کردند نه زن را .
موفق باشید .
سلام زنده باشید اقا شهرام عزیز، دقیقا درست گفتید، مثل زنان آمریکایی فعلی. من توصیفات یکی از سفیران ایتالیایی رو که خوندم عکس رو دادم با دقت فراوان بازسازی کنه هوش مصنوعی، هوش مصنوعی تخصصی دارم بنده برای طراحی عکس، خیلی زیبا و با وقار بود، قضاوت اون فرد ایتالیایی هم جالب تر از توصیفش که انگار تاریخ عوض شده و ما امروز رفتیم اونور تا اونا بیان اینجا، معاشرت مرد و زن رو بد میدونست،پوشش راحت زنان رو هم همینطور. رفتار و کردار مردهارو در یک جمله گفت که با اینکه سعی میکنه اصلا تعریف و تمجید نکنه ولی به شدت تعریف و تمجیده.
سلام و وقت بخیر آقا شهرام، من از کتاب اول، ترجمه ی دقیق بدون پس و پیش و بدون عوض کردن جمله رو اینجا مینویسم، آمار و ارقام سرباز های شاه اسماعیل رو در جنگهاش بسیار دقیق با جزئیات میگه، حتی میگه در اوایل اگر که کسی بهش کمکی کرده چقدر سرباز بهش داده. یا در فلان تاریخ چقدر سرباز آماده داشته و بسیار ریز و دقیق تا جایی که اسناد هست همه چیز رو توضیح میده، حتی ادعا هایی که کمتر محتمل هست رو هم مینویسه تا چیزی از قلم نیفته. این کتاب انگلیسی یکی از منابعش راموسیو هست، همون کتاب ایتالیایی رو هم بسیار دقیق بررسی کرده(تطابق دادم)به همراه بسیاری از اسناد دیگه که همی اونها رو هم سرچ میکنم. قبل از انتشار اولین مورد راجع به چالدران این نکته رو باید ذکر کنم که این موارد قتل عام کسانی که سنی هستند و اینا تا جایی که من زیر و رو کردم موارد رو ابدا سندیت نداره و حتی چیزی نیست که سفیر های متعدد حتی یک مورد گزارش بدن. میتونید بخونید و ببینید و الان میدونم چرا اینهارو برچسب زدن، شاه اسماعیل هرکسی که دنبال تجزیه و خیانت بود رو سرکوب میکرد، مثلا میگه فلان شخص با عثمانی هم پیمان میشه و مالیات نمیده، به گوشش میرسه و میره سراغشون، چون اونا سنی مذهب بودن در ترجمه های بدون منطق و سند میگه دلیلش سنی بودنشون بوده. به هیچ عنوان توهین به مذهب یا کشتار به دلیل اعتقاد نیست، با خیلی از مسیحی ها و سنی ها هم پیمان میشه، تمام دغدغه ی شاه اسماعیل ایران بوده، از غنائم جنگی هیچی برای خودش برنمیداشته و برای یارانش میزاشته، هیچ غرور و تکبر اضافی و تشریفات بی موردی نداشته و هیچ جا ننوشته چون همش پیروز بوده مغرور شده یا حس خدایی بهش دست داده یا…
میتونید مدل جنگ هاش و نحوه ی پیروزی هاش رو دونه به دونه بررسی کنید، شاید باورتون نشه جنگیدن با شبیک خان بسیار سخت تر و مهم تر بوده از عثمانی، چون بسیار فرد شجاع و قدرتمندی بوده و تحدید بزرگ تری محسوب میشده برای شاه اسماعیل، موارد شایعه پراکنی راجع به اسارت تاجلو بیگم همسر شاه اسماعیل رو هم میتونید در هر دو کتاب بررسی کنید که اصلی ترین فردی که شایعه پراکنی میکرده خود سلیم بوده. نحوه ی به قدرت رسیدن سلیم رو هم بررسی کنید. جنس ترسی که در وجود سلیم بوده رو با ترس و دغدغه ی شاه اسماعیل که عینا در شاه عباس هم بوده بررسی کنید، اصل و نسب شاه اسماعیل رو هم دقیقا اینجا ذکر کرده که بسیار دقیقه و شایعه های امروزی رو رد میکنه. مورد مشروعیت هم که فرمودید نسبشون رو به امامان شیعه میدادن کاملا مشخصه، هیچ زومی نمیشه روش اما قسمت نسب های نزدیکش از پدر و مادرش به بالا رو دقیق میگه، اینرو از قصد مینویسم که میدونم نسبت دادنش اقوام کُرد در متون مدرن تماما برای ایجاد اختلاف بوده چون همون موقع کُرد ها خیلی مخالف بودن با شاه اسماعیل و میدونستن رو چه کسانی دست بزارن برای ایجاد تفرقه، اصلا این موارد مثل امروز مهم نبوده که ببینن کی کُرده کی ترکه، دغدغه فقط و فقط ایران و امنیت بوده، میتونید احترام به قوانین،مسیحیان و دادخواهی ایشون رو هم بررسی کنید.
باربارو، کونتارینی، زنو، آنژیوللو و امثالشان
در مورد عثمانیها، مملوکها، حتی گرجیها با جزئیات مذهبی حرف میزنند.
اما در مورد شاه اسماعیل تمرکز روی جسارت، جوانی، کاریزما، جنگاوری، مشروعیت سلطنت نه پاکسازی مذهبی
این تفاوت لحن کاملا معنادار است.
سفرنامهنویس اروپایی اگر چیزی به نظرش تعصب مذهبی خونین میآمد، معمولا با ولع ثبتش میکرد (مثل توصیفهای اغراقآمیزشان از عثمانی یا مملوکها). این سکوت، اتفاقی نیست. باز تکرار میکنم هیچ جا قتل عام سنی یافت نشده البته باز ادامه دار هست کار بنده و متن هایی مونده که بررسی کنم، ایشون به دلیل کاری که با پدرش کردن انتقام گرفت، حتی از جنازه هایی که زیر خاک بودن، حتی از نامادریش که به شیخ حیدر خیانت کرد. حتی برای ایجاد رعب و وحشت اولیه در زمانی که بسیار کم سن بود، دزدان و فواحش رو اعدام میکنه. قسمت های اوزون حسن رو هم بررسی کنید که اگر تاریخ ایشون متعلق به کشور دیگری میبود الان ۵۰ تا سریال ساخته بودن ازش، و خود نویسنده افسوس میخوره از اینکه چرا اونقدر که باید توجهی به تاریخ نویسی نمیکردن ایرانی ها که واقعا باید بگم دغدغشون نبوده، بسیاری از کارهایی که کشور های دیگه میکردن رو نمیکردن و تمرکزشون روی یک مورد بود. ایران و بس. من هرچی که میگم از خودتون یاد گرفتم آقا شهرام کوچک ترین جمله ای که میگم از خودم نیست و عینا همه میتونن از کتابها بخونن، متاسفم برای افرادی که این همه دروغ بستن به تاریخ کشورمون، بسیار جالبه که یوتیوب کاملا اتفاقی تیکه ای از سریال حریم سلطان رو دیدم که نوشته بود نامه ای از شاه اسماعیل به سلطان سلیمان نوشته شده!!!! این قدر از اهانت و دروغ اتفاقی نیست و به هیچ عنوان نمیشه بگیم چون سریال بیشتر درام هست این موارد عیب نداره، میدونید چند نفر زمان پخش اون سریال رو چند سال پیش چقدر دیدن؟ حتی چندین بار، نامه اونم از کی شاه اسماعیل؟ انگار نامه ی شاه اسماعیل به سلیم رو عینا دیدن و متنش رو تغییر دادن و برعکس کردن و بعد نوشتن نامه ی شاه اسماعیل به سلیم، واقعا خنده داره انقدر بیسوادی اتفاقا از مطالعه ی زیاد میاد. در همین کتاب ببینید شاه طهماسب با سلطان سلیمان چیکار میکنه، با وجود اون همه خیانتی که به شاه طهماسب میشه. واقعا ببینید تعجب میکنید ناکامی هاشون در طرح فتح ایران و ضرر های بسیار سنگین یکی از برجسته ترین دلایل کشته شدن ابراهیم پاشاست. تار و مار شدن سربازان عثمانی در نبرد بتلیس رو هم ببینید.
با نقاشی آشنا شدم چند ماه پیش که نقاشی چالدران رو کشیده بود و فرد معروفی هست و نقاشی هاش بسیار گران و نفیس اما متاسفانه الان افسوس میخورم که یادم افتاد وقتی از چالدران حرف میزد از منابع عثمانی تعریف میکرد، و اطلاعات تارخیشون بسیار ضعیف بود علیرغم اینکه نقاش فوقالعاده ای بودن.
اون نقاشی هم که بعد قرنها کشیده شده نسخه ی اصلیش،
من راجع به شاه طهماسب و اسماعیل دوم هم خوندم در همین کتاب هم هست، شاه طهماسب خیلی متفاوت بود با شاه اسماعیل و کموبیش بهش انتقاد میشده چون دلاوری های پدرش رو نداشته، هم چنین موفق هم بوده ولی علاوه بر اینکه صفویه اسطوره سازی نمیکردن، شاه طهماسب هم عینا این کار رو نمیکرده چون اگر خیلی زوم میشد روی این قضیه که چطور با کمترین تعداد ممکن دشمن ها توسط شاه اسماعیل تار و مار میشدن فشار نسل جدید قبایل بیشتر میشد. شاه اسماعیل دوم رو بسیار شبیه به شاه اسماعیل اول یعنی فرزند شاه طهماسب میدونستن که بسیار هم دلاور بود ولی زندانی کردن چندین ساله ی همچنین فردی به شدت شخصیتش رو مورد آسیب قرار داد، البته میگم این موارد اخر رو باید کامل بررسی کنم و موارد شاه طهماسب و اسماعیل دوم رو عینا پیدا میکنم و همرو با دقت کامل میخونم. چون میدونم پر از موارد بسیار مهمه که بخش بزرگیش مربوط به دختر شاه طهماسب هست. مورد مهم تر سندیت افسردگی شاه اسماعیل و دلایلش هست که با مواردی که در نحوه ی شایعه پراکنی و قدرت ابزاریش دیدم که انتظار دارم کاملا به موارد بسیار جدیدی برسم که کلا سناریو عوض بشه، افسردگی میتونه بدون هیچ عامل مهمی هم سراغ آدم بیاد، اونهم با فشار های روانی اون موقه، طرف از کودکی شمشیر زده، اضطراب ناشی از یک جنگ کوچک که اونهمه تدبیر به خرج میداده با هزاران مسوولیت ببره کافیه تا روح و روان رو در هم بشکنه. سلیم رو نمیخوام بکوبم ولی اون کشور و سربازان رو تقریبا آماده تحویل گرفت، ببینید اون چه دغدغه ای داشته و شاه اسماعیل از ۱ متر زمین امپراطوری بنیان کرده و ببینید واقعا دغدغه ی اون چی بوده. سلطان سلیم براش با یک یاغی مرزی هیچ فرقی نداشته و دشمن رو بر اساس موقعیت کنونیش در آسیب به کشور و مردم دسته بندی میکرده و در کتابها متوجه میشید رویای نابودی عثمانی به عنوان غول مرحله آخه یک مورد کاملا مسخره و غلطه که از خیلی ها شنیدم فکر میکرده همش جنگ رو برده پس مغرور شده و…
عذرخواهی میکنم آقا شهرام بابت توضیح زیاد شاید خیلی موارد برای شما تکراری باشه و در پیام بعدی اولین ترجمه رو از چالدران میزارم که با حساسیت انجام شده و موارد دیگه رو هم دونه دونه اضافه میکنم.
تمام کلماتی هم که انتخاب شده بدون زیاده گویی و اغراق هست و عین معنای کلمات انتقال داده شده میتونید در کتابها بررسی کنید اگر موردی بود درخدمتم.
ممنون از توجهتون،
استاد شهرام عزیز لطفا اگر مورد جدیدی دیدید با یافته های قبلی خودتون ممنون میشم حتما بگید، چون خیلی موارد رو از شما شنیدم که درست گفتید ولی در منابع امروزی نبود و در این کتابها اومده، مثل تعداد نفرات قزلباش ها. برای تعداد نفرات ینی چری ها خیلی راحت تاریخشون رو بررسی میکنم پله پله تا به جنگ برسه، و بررسی میکنم حوالی جنگ و هنگام جنگ چی تو سرشون بوده که خیلی مهمه، منابعش رو دارم
در موارد بالا زمانِ استفاده از توپ توسط عثمانی بسیار مهمه،دقت کنید عرض کردم زمان استفاده، نحوه ی صف آرایی، تعداد نفرات، در کتاب ایتالیایی عینا ذکر کرده نام تاجلو بیگم رو که همراه شاه اسماعیل بوده و میرن به قزوین برای گردآوری نیرو، اونموقع متاسفانه شایعه چون مثل فیلم و عکس نبوده با سرعتی فراتر از نور پخش میشده، عثمان هم که نصف دنیا رو داشته و همچنین عدم ویران کردن شهر تبریز توسط کسی مثل سلیم، اینکه چند روز مونده اونجا، و هیچ اقدامی نکرده، ببینید اگر به شهر دیگری میرسیدن چیکار میکردن، ابزار خبرنگاری و جاسوسی قوی سلیم و ریز بینی هاش هنگام زمان حمله مهمه که همین کار رو هم در چالدران انجام داد، و بله چالدران پیروزی مهمی بود اما از چه نظر مهم؟ و از اون مهم تر برای کدوم طرف مهم بود؟ در چه فضایی از تاریخ؟ بخاطر این میگم قبل چالدران حتی زمان اوزون حسن هم بسیار مهمه که بتونید منصفانه نظر بدید. حتی اگر یک فرد عادی در همان روز نبرد در یکی از شهرهای دیگر باشید بدون دانستن اطلاعت سیاسی قبل و بعد جنگ دیدتون راجع به این قسمت به شدت تحت تأثیر جوّ سیاسی حاضر در وقوع حادثه قرار میگیره. این مورد رو خواستید تست کنید همین امروز به دو نفر از دوستان نزدیک خودتون تماس بگیرید و نتیجه ی جنگ ایران و اسرائیل رو ازشون بپرسید و مقایسه کنید. ببینید چقدر تفاوت داره من این کار رو کردم. بعد از فردی که اطلاعات از ۲۰ سال قبل فقط یک کشور رو داره بپرسید و با فردی که از هر دو کشور در سالهای اخیر اطلاعات داره مقایسه کنید، باز هم تفاوت داره، اخبار و صحبت های هر دو کشور رو مقایسه کنید باز هم فرق داره،
این من رو اندوهگین میکنه موثق ترین تاریخ کشورم رو باید از زبان افرادی دنبال کنم به عنوان مهمان، جاسوس یا سفر عادی و سیاسی به این کشور اومدن، و واقعا خوشحالم که خیلی هاشون عینا موردی ذکر میکردن و حتی اگر اون مورد رو بد میدونستن مثل پوشش زنان، ما میتونیم از حرف هاشون رو الان بفهمیم که چقدر ایران باشکوه بوده، سفیر ها بسیاریشون قبل از گشودن چشم هاشون لنزی بر چشم داشتن که افراد مسلمان گمراهند، دلاواله با انصاف ترینشونه تازه با این همه نقدی که به دین اسلام داره، و خودش بار ها گیج میشه من اینهارو میفهمَم، یک چیزی پس ذهنشه که نمیتونه آنالیز چطور اینا مسلمانن و انقدر خوبن. من دچار این احساس در نوجوانی میشدم، با توجه به سیستم آموزشی که همه ی دنیارو جز مسلمان تباه میشمردن و غلط بود.همیشه میگفتم چطور فلان اشخاص انقدر خوب و درست کارن ولی مسلمون نیستن، چرا معلم پرورشی مدرسه میگفت هرکی غیر مسلمان باشه تباهه، این افراد خیلی خوبن که، از یکطرف حرف های معلم های متعصب پس ذهنم بود، از یک طرف به دلیل علاقه به موسیقی خیلی راجع به غربی ها میخوندم و واقعا سخت بود هضم کردنش و دقیقا حسی رو داشتم که این سفیر ها داشتن، الان هم دچار همین مورد به صورت افراطی شدیم و باورتون نمیشه هرچیزی رو از غرب ایراد بگیری میگن بابا تو اروپا الان همین کارو میکنن، دوست قدیمی ای رو از دوران مدرسه دیدم متاسفانه متوجه شدم ماریجوانا مصرف میکنه، از مضراتش هشدار دادم گفت بابا دیگه تو کانادا هم قانونیه، و درست میگفت قانونیه و پسر دایی خودم بورسیه کانادا شد برای دکتری و در همونجا اعتیاد به گل متلاشیش کرد، میدونم اعتیاد اغلب بحثش فردی هست اما ببینید چطور اون دوست قدیمی با افتخار از مصرفش حرف میزد و میگفت کانادا هم قانونیه.از اینگونه موارد به شدت سراغ دارم که متاسفانه فعلا در بد خوابی فرورفتیم و به قول شما دانگشاه و اموزش صحیح و مدیر خوب میخوایم، اما فرصت کمه و من به اندازه توان و جانم وظیفه ی خودم میدونم که در احیای موارد فراموش شده فعالیت کنم، تمام موارد ترجمه شده رو زمانی که تکمیل بشن رایگان منتشر میکنم بقیه بخونن، قسمت موزیک رو هم که زبان انگلیسی هست از هفته ی آینده مقدمه ی ظبط ساز ها رو شروع میکنم و فکر میکنم البته ۲ تا ۳ سال حداقل طول بکشه، چون حین ظبط و ساخت یک کار که خودش ۴ ماه طول میکشه من موارد دیگر رو اضافه میکنم و هر موزیکی که به زبان انگلیسی مینویسم زمانی خوانده میشه که تمامی موارد راجع بهش بررسی شده. آلبوم هم فقط تعریف داستان های تاریخی نیست و بسیاری از مواردی هم که اینجا بحث کردیم در اون نهادینه شده، شاید براتون جالب باشه مقاله هایی رو خواندم راجع به موسیقی اون دوران، نظر سفیرهای مختلف راجع به انواع ساز ها و نحوه ی استفادشون، کتابی رو از یکی از دوستان درخواست کردم برام خریداری کنه طبق ادعاش در مقدمه با خوندنش میتونم حال و هوای دقیق افرادی که در اون زمانها در ایران موزیک کار میکردند رو درک کنم، اقا شهرام خیلی جالب هست نظر های سفیران که باز از ساز ها انتقاد و تعریف هایی کردن، و همچنین اغلب تو چه حال و هوایی ساز رو میشنیدن؟ قطعا تو مراسم ها که همیشه شکل متفاوتی از موسیقی ای بود که از دل فردی در اون زمان بیرون میومد. و بسیاری از موارد دیگه هست که بیش از این خستتون نمیکنم. ولی فقط بدونید که چیزی که در اینترنت به اسم موسیقی راک شرقی یا بازسازی موسیقی فلان تاریخ میشونید، بسیار فرق میکنه، و در این آلبوم تبدیل به فردی شدم که با شخصیت و دی ان ای فعلیم، در اون دوران به سر میبره و با تجهیزات امروزی و تجهیزات اون دوران شروع به ساخت و نوشتن موسیقی میکنه البته با حال و هوای اون دوران، و سلیقه ی موسیقی خودم، و تفاوت هایی که با موسیقی اون دوران داره به دلیل این هست که همین الان سبکی که کار میکنم بسیار با سبک معروف امروزی متفاوت هست. و هیچ ربطی هم به کارهای گروه های موسیقی مدرن که میگن تلفیق شرقی غربی هست نداره.
امیدوارم سالم و سلامت باشید هرجا که هستید آقا شهرام، حضورتون به عنوان یک راهنمای بسیار درست و سخاوتمند رو هرگز فراموش نمیکنم و قطعه ای راجع به تاثیر بسازی این راهنمایی ها نوشتم که چند سال آینده اگر زنده باشم حتما منتشر میکنم.
سپاس فراوان
با سلام شهرام هستم .
علی جان امیدوارم خوب باشید .
کتابهای گفته شده از زندیه را بخوانید ببینید چقدر با ادبیات الان متفاوت است .
چیزی را که می نویسید اون نوشته در زمان فریز میشه . با خواندن آن می توان به ادبیات آن زمان پی برد .
هر چیزی که کتابت میشه نشاندهنده نوع گویش آن زمان نیست اما تقریبا برای آن زمان مناسبه اما به لحاظ کتابت .
مثلا به کتاب چی می گفتند می دانیم از ریشه کتب میاد .
کاتب مکتوب کتاب کتابت و …
اگر فارسی در قبل از اسلام بوده چرا زبان زرتشتی گونه ای دیگر است؟
چرا تمام کلمات نوشته شده در کتیبه ها به نوعی دیگر است؟
چرا سنخیتی بین فارسی و زرتشتی وجود ندارد ؟
زبان زرتشتی کاملا حفظ شده است .
می دانیم صادق هدایت اگر اشتباه نکنم برای یادگیری زبان زرتشتی به هند رفت .
یادمان باشه زرتشتیان هند فراریهای از استان مکران بوده اند.
آنها زبان خودشان و شجره نامه خودشان را حفظ کرده اند و نوشته اند .
اگر فارسی زبان زرتشتیان بود چرا زرتشتیان هند فارسی صحبت نمی کنند؟
البته اینکه چرا باستانگرایی شد اون هم در دوران قاجار و پهلوی موردی هست بسیار مهم در درک اینکه چرا چیزی بنام زبان فارسی را به قبل از اسلام ربط دادند .
این هم موردی است که باید خودتان تحقیق کنید . کلید هم همین جاست دقیقا در این نقطه .
البته بین متفکران اون زمان هم اختلافاتی بود . یکسری ها می خواستند اسلام حذف شود و یک سری ها مخالف بودند .
این هم دلیل داشت .
مردم آن زمان بسیار متعصب بودند و بیسواد .
اکثرا میشه گفت باسوادهایشان در حد خواندن و نوشتن بودند .
معدود افرادی بودند که تحصیلات داشتند . چون ایران داشت مدرن می شد .
منظورم از مدرن شدن یادگرفتن علمی علوم و فنون بود .کاری به لباس و موارد دیگر ندارم .
بعد از دارالفنون در دوره ناصری ایرانیان کم کم با علوم پایه و شاخه های منشعب آن آشنا می شدند .
مدرنیته هیچوقت یک شبه ایجاد نمی شود .
برای تغییر مهمترین چیز ایجاد زمینه تغییر در وجود خود فرد است .
مردم طبقه بالا زمینه تغییر را داشتند حالا حداقل برای چشم و همچشمی
مثلا می گفتند پسرم رفته فرنگ درس بخونه .
شاید اولش با همچین چیزی انجام شده باشه اما کم کم با خواندن و آمدن به ایران و توضیحات به بقیه زمینه تغییر را بیشتر و بیشتر فراهم می کردند .
مثل رطوبت در خاک خشک در زمانی که شیر چکه می کنه .
این قطرات پی در پی زیاد میشد و فرهنگ هم تغییر می کرد و زمینه تغییرات فکری کم کم به قسمت های میانی و پایینی نفوذ می کرد .
اما این تحصیل کردگان فرنگ می خواستند بدانند چرا ایران عقب مانده ؟
اینجا بود که به سد محکمی بر خورد کردند به آموزه های مجلسی .
اینجا برای اینکه مردم را از عرب و قومیت های اصلی خود دور کنند اعلام کردند ایرانیان از بچه های زرتشتیها هستند . زرتشت دین مهره . کردار نیک پندار نیک و گفتار نیک .
ما در ساسانیان چنان بودیم و … .
در بعد از پدیدار شدن تخت جمشید ما هخامنشیان بودیم و …. .
از یک طرف اعراب را می کوبیدند و از طرف دیگر بغلی گرم و مهربانی برای ایرانیان اصیل باز کردند .
هدف بزرگتر آنها تضعیف روحانیت سنتی آن زمان هم بود .
و جالبترین مورد اینکه به جز یک نفر که از نواده زرتشتی ها بود بقیه تماما ترک بودند .
و باز هم اعلام می کنم به جز یک نفر تماما ترک بودند که این برنامه را پیاده می کردند .
محمود افشار یکی از بزرگان این راه بود .
در زمان رضا شاه به شدت عمل این افراد و پیروان آنها افزوده شد . دیگه در تبریز هم فارسی صحبت می شد .
اما انقلاب ،همه چیز را عوض کرد البته نه در اولش در دهه های بعدی .
اون تبلیغات به اون شکل از بین رفت .
اولویت دولت جنگ بود و بعد مسایل سیاسی درونی .
با از بین رفتن آن کم کم هویت طلبی افراد و قومیتها شروع شد .
زبان فارسی اینگونه همگانی شد .
اگر زبان فارسی با زبان زرتشتی تشابهی داره بیان کنید .
گرامرش چگونه است ؟
چرا زمانی که به وداها گوش می کنیم کلمه فارسی نمی شنویم ؟
اگر باهم سنخیتی داشتند باید برای شما هم آشنا بود .
یکبار دیگه هم می نویسم و اینبار به تمام خوانندگان می گویم . زبان زرتشتی را در اینترنت گوشی کنید و همه شما زبان فارسی می دانید . مقایسه کنید .
آیا ربطی به هم دارند ؟
علی جان این با خوانندگان و قضاوت با آنان .
اما برای شما سورپرایز های دیگری هم دارم
مثلا اسم داریوش به این صورت داریوش تلفظ نمی شود و اصولا در فارسی نمیشه اونو تلفظ کرد .
تلفظ آن به صورت
داارایاتواهوش است .
جالب نبود داد کتیبه dph تور
فقط کلماتی مثل شاه به فارسی نزدیک استکه پوچاه تلفظ میشه .
البته با زبان فارسی نمیشه گفت اما سعی می کنم نزدیکش را بگویم
با جمله آخر آن کتیبه جمله دهم آن
رامازداه پالتو یوتاامای پیام
به معنی
مرا اهورامزدا پاید و خاندانش را .
علی جان حالا از منطق شما استفاده می کنم
بالایی زرتشتی و پایینی فارسی است .
یک کلمه شبیه پیدا کن .
همان چیزی که در مورد قرآن و فارسی گفتید
من می توانم پیدا کنم .
شما چطور؟
می توانید به کتاب راهنمای زبانهای باستانی ایران جلد اول دکتر محسن ابوالقاسمی صفحه هشتاد مراجعه کنید .
همانگونه که تاریخ تحریف شده به همان راحتی هم دوستان قدیمی دروغ گفتند . به همین راحتی .
ضمنا آیا زبان پهلوی را هم فارسی در نظر میگیرید یا نه این دو را از هم جدا می دانید ؟
دقت کنید جواب شما مهم خواهد بود ؟
منابع از اون هم دارم به صورت سند .
موفق باشید
سلام جناب شهرام انشاءالله حالتون خوب باشد از نظر لطف شما
به بنده تشکر میکنم مهاجرت شما به خیر و خوبی باشد.
مسلمان شدن زرتشتیان ایرانی در تاریخ نوشته شده و وجود دارد روندی که به گفته تاریخ ۲ تا۲/۵ قرن زمان برد تا جایی که تعداد اندکی بر زرتشت باقی ماندند اینها را نمیتوان انکار کرد
سلمان فارسی از همان زرتشتیان بود که در جستجوی دین حق
خود را به مدینه رساند و پیامبروقتی آیه ۳۸ سوره محمد(ص)
نازل شد به نوشته بیشتر مفسران شیعه وسنی،اعلام میکند منظور از قومی که در این آیه جانشین عربها در حمایت از دین خدا میشوند قوم سلمان فارسی است وبه این گونه در همان زمان خبر از مسلمان شدن قوم سلمان در آینده و برتری آنها در ایمان نسبت به عربها را میدهد همین زرتشتیان مسلمان شده
بودند که بعد عامل مسلمان شدن ترکها شدند ودر تمام طول تاریخ ایرانیان خود را از همان مردمی می دانستند که رستم وسهراب ودیگر قهرمانان شاهنامه از آن مردم بودند چیزی نیست که در زمان پهلوی ها شروع شده باشد در ایران ساسانی چند زبان وگویش وجود داشت ودر باقیماندگان زرتشت یکی از این زبانها رواج یافت در مسلمان شده هانیز زبان دیگری که همان،فارسی باشد رواج یافت بنا بر مقاله ویکی پدیا این زبانکه بین باقیماندگان زرتشت استفاده می شد شاید الان نیزیشود اطلاع ندارم بیشتر به زبان کردی و زبان طایفه های مادها شبیه است تا اینکه شباهت به زبان رسمی ساسانیان داشته باشد شباهت زبان کردی و یا همین زبان زرتشتی گفته شده با فارسی دارد یا ندارد رانیز کسانی می توانند متوجه شوند که با کلمات هر دو زبان آشنایی قابل توجه ای داشته باشند برای مثال برای کسی که با کلمات قران آشنا نیست قران بخوانند میگوید هبچ کلمه ای از قران در فارسی نیست همچنین بنا بر مقاله ویکی پدیا در مورد زرتشتیان هند که پارسیان نامیده می شوند زبان
ایرانی که داشتند حفظ ونگه نداشتند وبه گجراتی،انگلیسی و هندی سخن میگو یند بنا بر همین مقاله فرمانروای گجرات هنگام ورود اینها به گجرات ۳ شرط با آنها برقرار کرد که اولی یادگیری زبان گجراتی وصحبت کردن به این زبان بود
ده ها زبان شناس از ایرانی و غیر ایرانی در مورد زبانهای ایران قبل از اسلام پژوهش کرده اند و همین ها نوشته اند فارسی با زبان رسمی سا سانیان که زبان میانجی(مشترک) بین ایرانیان بود ارتباط دارد و نیز به نتیجه رسیدند زبان رسمی ساسانیان با زبان رسمی هخامنشیان نیز یک ارتباط هایی دارد همین زبان رسمی ساسانی در کتیبه های آنها کاربرد دارد که زبان پهلوی و یا فارسی میانه خوانده شده است البته با پهلوی اشکانی تفاوت داردکتابی بنام فرهنگ پهلوی نوشته دکتر فره وشی کلمات فارسی میانه را گرد آورده است میتوان از طریق اینترنت دانلود کرد چند تایی از کلمات آن کتاب را که شباهت بیشتری با فارسی دارند را میآورم.
ترسیتن به معنی ترسیدن_دانیستن به معنی دانستن_
اوفتاتن افتادن_اوشنوتن شنیدن_شایت بوتن شاید بودن_
خوفتن خوابیدن_اوشتن شدن وگشتن_
چشم همان چشم میشود_دهان همان دهان_چند چند_
داغ داغ_زن زن_تن تن_
با سلام شهرام هستم .
دو کامنت بالا باعث شد موردی را که در بالا توضیح داده بودم دوباره از دیدگاه دیگری توضیح بدم .
موقعیت اجتماعی برتر آقایان نسبت به خانمها
قبل از ادیان بوده و این موقعیت بر میگرده به اینکه مردان نگهبانان قبیله ها و سربازان و محافظان قبیله به شمار می رفته اند .
چون عمرشان کوتاه بود و در جنگها و حملات کشته می شدند لذا در ازدواج قابلیت تعدد زن داشتند و می توانستند همزمان چندین زن داشته باشند.
اما این در موقعیت اجتماعی و نا امنی های آن زمان انجام میگرفت و یک تصمیم خاص بود برای شرایط ویژه جنگی آن زمانها .
این قوانین بودند که نژاد انسان را حفظ کرده اند و یک قاعده اجتماعی برای زمان خاص بود یعنی معلولی بود که از علتی مشروعیت می گرفت . حالا که اون علت که نا امنی و جنگ بود از بین رفته لذا این معلول هم باید حذف شود .
موقعیکه می گوییم جوامع انسانی یعنی جامعه ای فارغ از تفاوت های جنسی .
جنسیت زن و مرد هیچگونه تفاوتی به لحاظ عقلی ندارند اما آن چیزی که این تفاوتهای اجتماعی را پدید می آورد تربیت ها و برخوردهای خانگی و آموزشی و انتظارات جامعه است که خانمها و آقایان را گرفتار جنسیت زدگی می کند همانگونه که یک مرد را خانواده مثل یک دختر تربیت کند مثل یک خانم برخورد خواهد داشت و اگر یک دختر را عین یک مرد باهاش بر خورد کنی عین یک مرد خواهد بود .
پس جنسیت زدگی جامعه ما از تربیت و آموزش خانوادگی و فامیلی و مدرسه و دانشگاه و تلویزیون و …. بوجود میآید .
در واقعیت زن و مرد هیچگونه تفاوتی باهم ندارند و گونه های متفاوت و متشابه از یک
واژه بنام انسان هستند .
فقط در ظاهر تفاوت دارند و نه در باطن
اون دوست ناشناس در کامنت zand این کامنت را روز قبل گذاشته است .
موفق باشید
سلام آقا شهرام امیدوارم عالی باشید، من در بررسی هام به کتاب دیگری رسیدم و اونرو بسیار آنالیز کردم، و به مساله ای رسیدم که انتشارش فکر نمیکنم مناسب باشه حتی این متن در خود کتاب هم یک مورد متناقض به چشم میاد و به سایر مطالب نمیخوره ،فکر میکنم یکسری موارد رو قبل از مطمئن شدن یا توجیه منطقی باید به شدت از آوردن اسم کتاب و انتشار متنش خودداری کرد وگرنه پیامد بسیار بدی ممکنه داشته باشه. اگر شما صلاح بدونید اینجا اسم کتاب و موردی که هست رو میگم، اگر میتونستید بمن ایمیل بدین اونجا براتون میفرستادم و اگر ناممکنه بگین خودم تا جایی که توانم باشه بررسیش میکنم چون فکر میکنم خیلی مهم باشه، و البته شاید برای شما جدید باشه، نمیدونم، هیچ نمیدونم شما بگید چه کنم.
سلام اقا شهرام، کتاب دوم رو هم بسیار بررسی کردم و موارد مختلف رو دیدم. بخش چالدران رو در هر دو کتاب دقیقا بدون پس و پیش مینویسم، فقط یکی دو روز زمان میبره تا خطایی رخ نده و برای بار آخر ویرایشش انجام بشه. حتی راجع به انتخاب کلمات در آن دوران و نحوه ی استفاده ی واژه ها در اون زمان تحقیق کردم تا دقیق متوجه بشم یک فرد در توصیف مباحث در اون دوره کلمات رو به چه منظور استفاده میکرده و چه دایره لغتی داشته، مثلا یکسری کلمه ها در زبان ایتالیایی کهن دقیقا مثل فارسی معنای دیگری میداده نسبت به الان که خداروشکر اکثرا در توصیف ها و گزارشات جنگی ثابت موندن. اما در مباحث دیگه همه رو دونه دونه انجام میدم و نگه میدارم تا هرچی هست و نیست رو باز بخونم و یک چکیده ی درست با ذکر منابع و توضیحات درست کنم و منتشر کنم.
ممنون از توجهتون
دوست ناشناس من تازه متوجه شدم . در اون قسمت زمان قدیم را توضیح دادم و مربوط به این قسمت بود که این برتری اجتماعی را مردان به دلیل در خطر قبایل و اینکه امنیت قبایل و بودن پسر به منزله بودن مدافع از قبیله بود .
به این دلیل مردان صاحب یک قانون اجتماعی بالاتری شدند ولی الان که امنیت هست این کار بی معناست .
این ربطی به صحبت های جنسیت زده نداشت
و اصلا تشابهی به اون مبحث شما ندارد .
برای من پسر و دختر اصلا فرقی ندارند .
با سلام شهرام هستم .
ناشناسی گفت جنس مادرتون را بی ارزش میدونید ؟
این را از کدام نوشته استنباط کردید؟
جنسیت یک قانون اجتماعی از زمان قدیم مانده است و خیلی جاها تغییر کرده .
در این نوشته ها تنها چیزی که اصلا صحبت نشده جنسیت است .
متعجبم این از کجا و کدام قسمت نوشتید ؟ اگر بنویسید ممنون می شوم .
با سلام شهرام هستم .
علی جان حل شما چطوره ؟ آرزو دارم همیشه سالم و سلامت باشید .
بگذارید از کتابهای نویسندگان زندیه شروع کنم .
تاریخ گیتی گشا را بخوانید البته از اولش بخوانید اما می بینید نویسنده بسیار به زندیه ارادت داره و اونها را عراقی معرفی می کنه .
کتاب زندیه است .
می توانید تمام سوالات را از اینجا بردارید .
این منبع زندی است.
در مورد جنگ ایران و روس مراجعه کنید به کتاب مآثر دنبلی و اونجا تمام جزییات را می بینید .
تصحیح این کتاب توسط غلامحسین زرگری نژاد انجام شده و اهمیت این شخص در این است که نویسنده تمام تاریخی که شما خوانده آید هست و از متنفران قاجاریه هم هست .
اهمیت این اثر در این است که دنبلی کُرد بوده و در جنگ هم حضور داشته .
اما خلاصه شده این را شخصی بنام عبدالله مستوفی که فردی هست که کلمه ترک خر را اختراع کرد در اونجا یک سطر می نویسد که
زحمت کل این جنگ به دوش آذربایجان افتاد .
من شهری دارم بنام سوسنگرد درسته اعراب این را خفاجه می گویند .
اما شما نشنیده آید با اینکه این همه ارتباط های تلویزیونی و رادیویی داریم اما چگونه است که در آن زمان تیسفون و همان شهر را مداین می گفتند ؟
یک شهر نمی تواند دو اسم داشته باشد درسته.
اما می توانم به سایتی معرفی کنم که شخصی است بنام موسی سیادت که در بالا هم نام بردم اما شما با نام اعراب کمری سرچ کنید .
تمام منابع را لیست کرده و شما می توانید اطلاعاتی بسیار از خاندان اعراب در ایران پیدا کنید .
آلن و همیشه چاپلوس در ایران بوده چون پهلوی آمد چاپلوسها قاجار ستیز شدند و در وصف بدیهای قاجار بسیار سخن گفتند .
اگر پهلوی می افتاد و قاجار دوباره میآمد در وصف اینکه پهلوی چقدر بد بود هم و اینکه همه را از راه بدر کرده کلی قلم می زدند مثل
داستان بادمجان بورانی که مثلش معروف است .
این موارد همه اش غلط است .
موقعیکه چیزی بنام کعبه زرتشت را شاردن با نه پنجره کشیده و الان چهار پنجره دارد و عیان هم هست ولی کسی نگفته با این که تمام آن موارد را دیده اند آیا نوشتن یک سطر دروغ و فروختن آن به بچه های دبستان تا دیپلم کاری دارد؟
دقت می کنید .
من نمی گم منابع را از منابع قاجاری بخوانید اما از منابع زندی هم بخوانید .
در خود اون دوران هیچ خبری از این اتفاقات نیست .
البته کلمه تاجیک همان تاژیک و تازیک و تازیان بوده است .
این در تمام کتابها سیاحان است که جنوب ایران همه عرب بوده اند .
هر کتابی را که سیاحان خارجی آمدند را بخوانید حتی در زبانهای اصلی بیشتر اشاره دارند و در زبانهای فارسی کمتر چون مقداری را سانسور کرده اند .
و تفاوت مصر و ایران در این است که
اولا اعراب دو تیره عمده هستند عدنانی و قحطانی
اکثرا اعراب عدنانی به ایران آمدند و بعد از غلبه تر متن به اعراب ، اعراب آن جایگاه خودشان را از دست دادند .زبان عربی هم همینطور شد
مثل گیاهی که آبیاری می شد دیگه با غلبه ترکان آن آبیاری از بین رفت .
کلمات و لغات زرتشتی و ترکی و مغولی و در این اواخر انگلیس و روسیه و فرانسه و …. هم وارد این زبان شد .
قرآن در غلیظ ترین حالت اعراب کتابت شده اما زبان شما تغییر کرده است .
اون جامد است چون با ادبیات آن زمان اعراب نوشته شده اما زبان شما جامد نیست پیوسته در حال تغییر است .
رضا شاه می خواست تمام لغات عربی را حذف کند اما نگذاشتند چون فارسی نابود می شد .
نگاهی به حجم عظیم لغات عربی در لغتنامه بیاندازید .
مثل این است هسته زبان عربی اما روکش آن
ترکی و قسمت های زرتشتی و انگلیسی و فرانسه و روسی و غیره است .
موفق باشید.
با سلام جناب شهرام ازلطف شما متشکرم در مورد ریشه (اساس واصل)زبانها،موضوع روشن شده، نیاز به تکرار ندارد بااین حال دو مورد دیگر را مینویسم یک مورد دیگر که ریشه یک زبان را معلوم میکند همین شمارش اعداداست در فارسی داریم
یک،دو،سه چهار…ده…بیست…صد…هزار ودر عربی داریم
اول،ثانی،ثالث،رابع…عاشر…عشرون…مائته…الف
پس باز روشن است ریشه(اصل واساس) زبانی که صحبت میکنیم عربی نیست مورد دوم،اگر همین الان زبانشناسی برود
زبانهای امروز حجاز،مصر،الجزایر و دیگر کشور های عربی را با قرآن پژوهش کند فعلها وضمیر ها همان هست که در قرآن است ویا اینکه شباهتهای بسیاری وجود دارد
تردیدی نیست بیشتر زرتشتی ها مسلملن شدند و باز تردیدی نیست که زبان فارسی یکی از زبانهای این مردم بود که کلمات عربی زیادی نیز وارد آن شده است که البته خیلی از آنها در طول قرنها توسط علمای دینی از قران واحادیث وارد شد
لغت نامه برای ارز یابی زبان فارسی مناسب نیست زیرا خیای از کلمات عربی آن کاربرد چندانی در فارسی نداشته و الان نیز ندارد بجای آن چند صفحه از ترجمه قرآن را می توان گرفت ودر صد کلمات عربی وغیر عربی را پیدا کرد مورد دیگر، من ۵۰ کلمه فارسی ،غیر عربی که از مفاهیم ارزشی هستند مینویسم شما هم لطف کنید۵۰ کلمه ارزشی از ترکی، که میگویید وارد فارسی شده بنویسید تاما نیز بدانیم وآشنا شویم نشد دست کم ۲۰ تا بنویسید
دوست،یار،مهربان،دانش،دلسوز،تلاش،کوشش،خواهش،شادی،
خوش،زیبا،آواز،پایداری،راستگو،نیرومند،فروتن،دلیر باهوش،زیرک
بازی،ورزش،کار،سپاس، بخشنده،ستایش،سلامتی،آشتی،پیمان،
پرستش،اجازه،پاکیزه،شایسته،آمرزش،ثروت،نیکی،دانا،آگاه،روشنی،سوگند،همدلی،کمک،خوب،وفادار،آشنا،اندیشه، رازدار،نماز،پرهیزگار،.البته برخی از این واژه ها خود چند ساختار دارند مانند:دوست،دوستی،دوستانه،دوستدار
خوش خوشی خوشحال خوشرو خوش برخورد
دلیر دلیرانه دلیران مورد دیگر اگر جنوب همه عرب بودند پس بختیاریها، بویر احمدیها،مردم کهکیلویه،لرهای خوزستان و بلوچ ها کجا بودندبر اساس آمار سال ۱۳۹۵،تعداد عربها در استان بوشهر ۵۰ هزار،هرمزگان۸۰هزار و فاس ۲۰۰هزار است بخوبی تعداد عربها در گذشته این استانها را نیز نشان می دهد تنها خوزستان یک میلیون وشش صدهزار وبالا است پس در گذشته نیز بالا بود با تشکر از شما