ایران صفوی در روزگار شاه عباس دوم؛ تقابل مشروعیت دینی و سلطنت ایرانی
ملا قاسم و دلایل وی برای نقد شاه عباس دوم صفوی
دلایل کاهش مشروعیت مذهبی شاه صفوی
در دوران سلطنت شاه عباس دوم صفوی، یکی از عالمان برجسته شیعه(ملاقاسم) آشکارا اعلام کرد که شاه را، با وجود برخورداری از فرّه ایزدی و جایگاه پادشاهی، شایسته نمایندگی دین و اسلام نمیداند. دلیل او رفتارهای شخصی شاه، بهویژه افراط در شرابخواری و خوشگذرانی افراطی با زنان بود. این عالم معتقد بود که چنین فردی نمیتواند از نظر شرعی نایب و نماینده اسلام باشد.
مشروعیت فقهی و سیاسی
در مقابل، او شیخالاسلام اصفهان را شایستهتر میدانست. اهمیت این شخصیت در آن بود که گفته میشود که او، شیخالاسلامی بود که از سوی مادر، نوهٔ شاه عباس اول محسوب میشد. بنابراین در وجود او، دو سرچشمه مشروعیت با یکدیگر جمع شده بود: هم عالم بزرگ دینی بود و هم به خاندان سلطنتی صفوی تعلق داشت.
در جامعه صفوی، بسیاری از مردم شاه را نایب امام زمان (عج) میدانستند و از این رو برای او مشروعیتی دینی قائل بودند. با این حال، گروهی از علما میان مشروعیت سیاسی و مشروعیت دینی تفاوت قائل میشدند. آنان حکومت شاه را از نظر سیاسی میپذیرفتند، اما به سبب رفتارهای شخصی او، مشروعیت دینی و فقهیاش را زیر سؤال میبردند.
در نتیجه، یکی از مهمترین چالشهای سلطنت صفوی، فاصله گرفتن برخی از شاهان از معیارهای اخلاقی و دینی بود؛ مسئلهای که به اختلاف میان دربار و بخشی از روحانیت انجامید.
سرنوشت ملاقاسم و شاه عباس دوم
بر پایه روایتی ، همان عالمی (ملا قاسم) که به شاه اعتراض کرده بود، به دستور دربار از اصفهان تبعید شد و همچنین درباره پایان زندگی شاه عباس دوم نیز روایتهای متفاوتی وجود دارد؛ منابع تاریخی مرگ طبیعی او را ذکر کردهاند، هرچند درباره وی احتمال مسمومیت نیز مطرح شده است.