تاریخچه، ساختار و تسلیحات سربازان هخامنشی در جهان باستان
سربازان هخامنشی بدنه اصلی ماشین جنگی بزرگترین امپراتوری جهان باستان را تشکیل میدادند که از لیبی تا دره سند گسترده بود. این نیروها شامل ترکیبی پیچیده از پیادهنظام زبده پارسی و مادی، گارد سلطنتی معروف به جاویدانها، سوارهنظام سنگیناسلحه و نیروهای احضار شده از دهها قلمرو مختلف بودند. وظیفه اصلی این سربازان حفظ امنیت مرزهای طولانی، سرکوب شورشهای داخلی و اجرای عملیاتهای نظامی گسترده برای شاهنشاه بود.
نقش و جایگاه نظامی سربازان هخامنشی در امپراتوری
ساختار نظامی و ترکیب سربازان هخامنشی بازتابی مستقیم از تنوع قومی و گستره جغرافیایی امپراتوری هخامنشی[پیشنهاد لینک داخلی: تاریخچه امپراتوری هخامنشی] بود. شاهنشاهان هخامنشی، از کوروش بزرگ تا داریوش سوم، لشکری چندملیتی ایجاد کردند که در آن هسته اصلی فرماندهی و نیروهای زبده را پارسها و مادها تشکیل میدادند. این انحصار قومی در ردههای بالای ارتش، تضمینی برای وفاداری کامل به نهاد پادشاهی محسوب میشد. با این حال، نیاز به کنترل مرزهای وسیع باعث شد تا سیستم احضار نیرو از ایالتها یا ساتراپیها پایهگذاری شود. در این سیستم، هر ساتراپ موظف بود سهمیه مشخصی از نیروهای پیاده و سواره را به همراه تجهیزات کامل و آذوقه برای ارتش مرکزی تامین کند.
تنوع در میان سربازان هخامنشی باعث میشد ارتش ایران بتواند در جبهههای گوناگون و با شرایط اقلیمی متفاوت مبارزه کند. سوارهنظامهای شرقی، به ویژه جنگجویان باختری و سکایی، نقش بسیار پررنگی در ارتش ایفا میکردند و به عنوان متحدان قدرتمند پادشاهان هخامنشی شناخته میشدند. این نیروها در کنار کمانداران پارسی که نقطه قوت پیادهنظام بودند، ترکیب تاکتیکی بینظیری را ایجاد میکردند. با وجود این، اتکا به نیروهای مزدور، به ویژه هوپلیتهای مزدور یونانی در اواخر دوران هخامنشی، نشاندهنده تغییراتی در استراتژی تامین نیروی انسانی نظامی بود که در پی ضعف تدریجی پیادهنظام بومی رخ داد.
مدیریت لجستیک و تامین مایحتاج این ارتش عظیم، یکی از شاهکارهای اداری جهان باستان بود. پادشاهان هخامنشی شبکهای از راههای شاهی و انبارهای آذوقه را در سراسر امپراتوری تاسیس کردند که امکان جابهجایی سریع و تامین مستمر نیازهای سربازان در حال پیشروی را فراهم میکرد. این سطح از سازماندهی، قدرت بازدارندگی هراسانگیزی به ارتش ایران میبخشید و مانع از شکلگیری شورشهای منطقهای متعددی میشد.
دستهبندی و یگانهای اصلی ارتش هخامنشی
سازماندهی نیروهای مسلح در ایران باستان بر پایه یک سیستم دهدهی بسیار دقیق بنا شده بود. کوچکترین واحد نظامی شامل ده سرباز میشد که تحت فرمان یک «دهبد» قرار داشتند. ده واحدِ دهنفره، یک گروه صد نفره را تشکیل میدادند و این ساختار تا ایجاد یگانهای هزار نفری و ده هزار نفری ادامه مییافت. این نظم ریاضی به فرماندهان اجازه میداد در میدان نبرد به سرعت آرایش نیروها را تغییر دهند و کنترل دقیقی بر تلفات و جایگزینی نفرات داشته باشند.
پیادهنظام: سپارابارا و کمانداران
بخش عمدهای از پیادهنظام ارتش را نیروهایی به نام «سپارابارا» (Sparabara) یا سپرداران تشکیل میدادند. این سربازان سپرهای بزرگ و مستطیلشکلی از جنس حصیر بافته شده حمل میکردند که در کنار یکدیگر، دیواری دفاعی و نفوذناپذیر در برابر تیرهای دشمن ایجاد میکرد. پشت این دیوار حصیری، صفوف متراکمی از کمانداران پارسی قرار میگرفتند که میتوانستند در هر دقیقه هزاران تیر را با دقت بالا به سوی خطوط دشمن پرتاب کنند. این تاکتیک، استراتژی غالب ارتش هخامنشی در نبردهای میدانی بود و هدف آن فرسودن و در هم شکستن صفوف دشمن پیش از درگیری تنبهتن بود.
با این وجود، نیروهای پیادهنظام که عموماً از طبقات کشاورز جامعه و نیروهای غیرحرفهای استانها تامین میشدند، از نظر تجهیزات دفاعی زرهی در سطح پایینی قرار داشتند. این ضعف تجهیزاتی به ویژه در درگیری با پیادهنظام سنگیناسلحه یونانی (هوپلیتها) در نبردهای قرن پنجم پیش از میلاد نمود پیدا کرد و نشان داد که تاکتیک پرتاب تیر از فواصل دور، در برابر آرایش فالانکسهای زرهپوش یونانی همیشه کارآمد نیست.
سوارهنظام و ارابههای جنگی
سوارهنظام، نیروی ضربتی و تعیینکننده ارتش هخامنشی محسوب میشد. ایرانیان باستان به دلیل سبک زندگی و شرایط جغرافیایی، در پرورش اسب و سوارکاری مهارت بینظیری داشتند. اسبهای نیسایی که در دشتهای ماد پرورش مییافتند، به قدری قدرتمند بودند که میتوانستند وزن سواران زرهپوش را در مسافتهای طولانی تحمل کنند. سوارهنظام هخامنشی وظیفه داشت از جناحین به خطوط دشمن حمله کرده و با ایجاد آشفتگی، ساختار دفاعی آنها را در هم بشکند.
علاوه بر سوارهنظام، ارتش ایران از ارابههای داسدار نیز به عنوان یک سلاح روانی و تخریبی استفاده میکرد. این ارابهها که به تیغههای بران در محور چرخها مجهز بودند، با سرعت به سمت خطوط متراکم پیادهنظام دشمن میتاختند تا آرایش آنها را شکافته و راه را برای حمله سواران و پیادهنظام خودی باز کنند. اگرچه کاربرد ارابهها در نبردهایی با زمینهای ناهموار محدود میشد، اما حضور آنها در میدان نبرد همیشه باعث وحشت نیروهای متخاصم میگشت.
گارد جاویدان: نخبگان سلطنتی در میان سربازان هخامنشی
در قلب ماشین نظامی امپراتوری، یگانی متشکل از ده هزار سرباز فوقحرفهای وجود داشت که توسط مورخان یونانی به «گارد جاویدان» (Immortals) شهرت یافتهاند. دلیل این نامگذاری آن بود که تعداد نیروهای این یگان همیشه دقیقاً ده هزار نفر ثابت میماند؛ به محض آنکه یک سرباز کشته، مجروح یا بیمار میشد، بلافاصله سرباز آمادهی دیگری جایگزین او میگشت تا هیچگاه نقصی در تعداد این نیروی زبده ایجاد نشود.
ورود به گارد جاویدان تنها برای اشرافزادگان پارسی و مادی که از کودکی تحت سختترین آموزشهای نظامی و فیزیکی قرار گرفته بودند، امکانپذیر بود. این سربازان هخامنشی نه تنها وظیفه محافظت شخصی از شاهنشاه در کاخهای پاسارگاد و تخت جمشید را بر عهده داشتند، بلکه در نبردها به عنوان نیروی ذخیره استراتژیک عمل میکردند و تنها زمانی وارد میدان میشدند که گره نبرد پیچیده شده بود. تجهیزات آنها شامل نیزههایی با انتهای سیبشکل از جنس نقره یا طلا بود که موقعیت نظامی آنها را در سلسلهمراتب ارتش مشخص میکرد.
تجهیزات نظامی، لباس و تسلیحات سربازان
تسلیحات و پوشش نظامی ارتش ایران باستان ترکیبی از هنر فلزکاری پیشرفته و مهندسی نظامی متناسب با جغرافیای وسیع امپراتوری بود. بر خلاف زرههای سنگین و یکپارچه برنزی در ارتشهای غربی، ایرانیان از زرههای فلسدار (Scale armor) استفاده میکردند. این زرهها از صفحات کوچک فلزی ساخته میشدند که روی یک پیراهن چرمی یا پارچهای دوخته میشدند و ضمن ارائه حفاظت قابلقبول، انعطافپذیری و آزادی عمل فوقالعادهای به سرباز میبخشیدند.
| نام سلاح / ابزار | توضیحات و کاربرد نظامی | جنس و ساختار |
|---|---|---|
| آکیناکه (Akinakes) | خنجر یا شمشیر کوتاه دو لبه که برای نبردهای تنبهتن و درگیریهای نزدیک در خط مقدم استفاده میشد. | آهن یا برنز با غلافهای چوبی مزین به طلا (برای اشراف) |
| اسپارا (Spara) | سپر مستطیلشکل و سبک که توسط پیادهنظام خط اول برای ایجاد دیوار دفاعی حمل میشد. | ترکیب چرم ضخیم و بافتهای تریکهای یا حصیری |
| کمان پارسی | کمانهای قدرتمند با برد بالا که سلاح اصلی و استراتژیک پیادهنظام ایران به شمار میرفت. | چوب، شاخ و تاندون حیوانات (کمان مرکب) |
| دوری (Dory) / نیزه بلند | نیزههای استاندارد با طول حدود ۲ متر که دارای یک وزنه تعادل کروی شکل در انتها بودند. | چوب زبانگنجشک با سرنیزه آهنی و وزنه برنزی یا نقرهای |
لباس استاندارد نیروهای بومی شامل یک تونیک آستیندار با رنگهای روشن، شلوارهای گشاد (آناکساریدس) که برای سوارکاری بسیار مناسب بودند، و پاپوشهای چرمی نرم بود. روی سر نیز کلاهی نمدی به نام «تیارا» میگذاشتند که در شرایط طوفان شن یا سرمای شدید میتوانست بخشهایی از صورت و گردن را بپوشاند. این نوع پوشش، مزیت تحرک بالا را برای سربازان هخامنشی فراهم میکرد اما در جنگهای تنبهتن سنگین یک نقطه ضعف محسوب میشد.
سربازان هخامنشی چگونه آموزش میدیدند؟
آموزش نظامی برای جوانان اشراف پارسی از سن پنج سالگی آغاز میشد و تا بیست سالگی ادامه داشت. طبق نوشتههای مورخان کلاسیک، سه رکن اصلی آموزش نظامی و تربیتی پارسیان شامل اسبسواری، تیراندازی دقیق با کمان، و راستگویی بود. این جوانان در اردوگاههای نظامی سختگیرانه زندگی میکردند، دویدن در شرایط دشوار طبیعی، شنا در رودخانههای خروشان با تجهیزات کامل، و بقا در طبیعت با حداقل جیره غذایی را میآموختند. هدف از این سیستم آموزشی، تربیت افسرانی وفادار و جنگجویانی بود که بتوانند در سختترین شرایط جغرافیایی امپراتوری تاب بیاورند.
حقوق و جیره غذایی سپاهیان هخامنشی چقدر بود؟
بر اساس گلنبشتههای کشف شده در تخت جمشید، سیستم پرداخت حقوق و جیره در ارتش هخامنشی بسیار منظم و مستند بوده است. سربازان عادی ماهانه مقادیر مشخصی غلات (جو و گندم)، گوشت، شراب یا آبجو دریافت میکردند. میزان این جیره ارتباط مستقیمی با درجه نظامی افراد داشت. افسران عالیرتبه و نیروهای گارد جاویدان علاوه بر جیرههای بسیار غنیتر، پاداشهای نقدی به شکل سکههای دریک طلای هخامنشی و همچنین زمینهای کشاورزی مرغوب به عنوان پاداش خدمات نظامی طولانیمدت دریافت میکردند.
چرا سربازان یونانی در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
با گذشت زمان و گسترش مرزها به سمت غرب، پادشاهان هخامنشی متوجه کارایی بالای آرایش نظامی فالانکس (Phalanx) و زرههای سنگین پیادهنظام یونانی شدند. از آنجا که ساختار ارتش ایران بر پایه تحرک و تیراندازی بود، برای پر کردن خلاء پیادهنظام سنگین، به استخدام گسترده مزدوران یونانی روی آوردند. این مزدوران که در ازای دریافت حقوق بالای طلا خدمت میکردند، بخش مهمی از خط مقدم ارتش را در نبردهای اواخر دوران هخامنشی تشکیل میدادند. پادشاهان ایران به جای تغییر زیرساختهای نظامی سنتی خود، ترجیح دادند مهارتهای جنگی یونانیان را با ثروت امپراتوری خریداری کنند.

تاکتیکهای جنگی و استراتژیهای نظامی در میدان نبرد
دکترین نظامی شاهنشاهی هخامنشی بر اصل «شوک و آتش» استوار بود. استراتژی معمول ارتش ایران در مواجهه با دشمن، ابتدا استقرار یک خط طولانی و عمیق از پیادهنظام بود. صف اول سپرهای بزرگ خود را در زمین میکاشتند و به عنوان سد دفاعی عمل میکردند. سپس دهها هزار کماندار از پشت این سد، بارانی از تیرها را به صورت مداوم بر سر دشمن میریختند. این رگبار بیوقفه، تمرکز استراتژیک دشمن را از بین میبرد و تلفات سنگینی پیش از شروع درگیری فیزیکی وارد میکرد.
پس از تضعیف خطوط دشمن، سوارهنظام سنگین و ارابههای داسدار هخامنشی وارد عمل میشدند. ماموریت آنها حمله گازانبری به جناحین و عقبه دشمن بود تا آرایش نظامی آنها را کاملا از هم بپاشند. هیچ ارتش باستانی به جز پادشاهی مقدونیه در زمان اسکندر، نتوانست راهکاری جامع برای مقابله با ترکیب مرگبار تیراندازان دوربرد و سوارهنظام کوبندهی ایرانی پیدا کند. نقطه ضعف اصلی این استراتژی زمانی آشکار میشد که زمین نبرد باریک یا کوهستانی بود (مانند نبرد ترموپیل) و سوارهنظام قابلیت مانور خود را از دست میداد.
منابع
- Hashim, Ahmed S. “Iran at War: From Cyrus to Soleimani: Part I: Imperial Ways of War”, Middle East Policy (Wiley), 2022.
- Stark, S. “The Iranian East – A Companion to the Achaemenid Persian Empire”, John Wiley & Sons, 2021.
- Manning, Sean. “War and Soldiers in the Achaemenid Empire: Historiographical Considerations”, 2021.
- Brosius, Maria. “Pax Persica: Ideologie und Kriegfuhrung im Achaemenidreich”, Akademie Verlag, 2005.
- Charles, M.B. “The Royal Elite of the Achaemenid Army”, A Companion to the Achaemenid Persian Empire (Wiley), 2021.
سؤالات متداول
مهمترین سلاح سربازان هخامنشی چه بود؟
کمان پارسی اصلیترین و استراتژیکترین سلاح ارتش هخامنشی بود. مهارت در تیراندازی به حدی برای ایرانیان اهمیت داشت که حتی روی سکههای دریک طلای پادشاهی نیز تصویر شاهنشاه در حال کشیدن کمان نقش بسته بود.
تعداد گارد جاویدان چقدر بود و چرا به این نام خوانده میشدند؟
تعداد آنها دقیقا ۱۰ هزار نفر بود. دلیل نامگذاری گارد جاویدان این بود که در صورت مرگ یا بیماری هر یک از اعضا، بلافاصله فرد آموزشدیده دیگری جایگزین میشد تا عدد دههزار هرگز کاهش نیابد و لشکر به ظاهر فناناپذیر بماند.
سربازان هخامنشی از چه اقوامی بودند؟
بدنه فرماندهی و نیروهای ویژه صرفا از پارسها و مادها بودند، اما ارتش به صورت کلی از دهها ساتراپی و قومیت مختلف از جمله باختریها، مصریها، بابلیها، سکاها و حتی مزدوران یونانی تشکیل شده بود.
چرا ارتش هخامنشی در برابر یونانیها دچار مشکل شد؟
ضعف زره پیادهنظام ایرانی نسبت به زرههای برنزی یکپارچه یونانی (هوپلیتها) و عدم قابلیت مانور سوارهنظام در تنگناهای جغرافیایی کوهستانهای یونان، از دلایل اصلی چالشهای ارتش هخامنشی در این نبردها بود.
آیا زنان نیز در ارتش هخامنشی حضور داشتند؟
اگرچه زنان در ساختار اداری، اقتصادی و سلطنتی امپراتوری نقشهای بسیار پررنگی داشتند، اما در بدنه رزمی و ارتش خط مقدم به عنوان سرباز عادی حضور نداشتند؛ هرچند فرماندهانی مانند آرتمیس (دریاسالار ناوگان هخامنشی در نبرد سالامیس) استثناهای تاریخی بزرگی محسوب میشوند.
با تشکر از اقا میلاد برای این همه ادب و واقع بینی
سلام مهران-راستش جا خوردم از این اصطلاح طعنه امیز غیرت یا روشنفکر که در مورد من بکار بردید ازکی تا حالا واقع بین بودن شده بی غیرتی یا جاهل بودن و سر تو برف کردن و اطرافو ندیدن شده غیرت اقا مهران من از وقتی که یادمه هر وقت تصویر یا نوشته ای از اثار ایران قبل از اسلام رو میبینم به شدت احساس افتخار و البته افسوس به خاطر از دست دادن ان همه شکوه و عظمت بهم دست میده طوری که حتی از طرف بعضی از اطرافیان نیز مورد طعن هم قرار میگیرم ولی دلیل نمیشود که کارهای منفی برخی از ان شاهان یا وجود برخی از قوانین دینی وحکومتی دور از عقل و انصاف انها رو فراموش کنم(تاکید میکنم برخی نه همه) که این فقط تاثیر مطالعه دقیق و منصفانه در احوال قدیم است همیشه عدم مطالعه و اگاهی باعث تعصب خشک وکورکورانه و موردسوء استفاده قرار گرفته شدن میشود من نمی خواهم ملعبه دست حکومت اسلامی دروغی که باج ده به کشورهای روسیه وعرب یا نظام شاهنشاهی که نه غیرت کورش را داشتند و نه عرضه داریوش و شده بودند نوکر اجنبی باشم.درضمن بفرما اگر می توانی عربها و ترکها رو بیرون کنی تامن هم بیایم پس تعصبت رو بگذار برای دفاع از مرزها برای پیشرفت و رسیدن به صنعت اروپاییانی که در زمان هخامنشیان وحشی گری و بت پرستی را به اوج رسانده بودند این حرفها دلیل تایید غارت ترکها و عربهای مهاجم و فراموشی تجاوزات انها نیست بلکه همیشه با دلی پر از کینه و نفرت به یاد انها می افتم ضمنا جناب داریوش در دعای خود ازخدا خواستند که این مملکت را از حسد و دروغ در امان دار ولی ایا ما ایرانیان به ان پایبند هستیم یا حضرت محمد فرمودند برابری وصداقت ولی ایا بین ما مسلمانان تضاد طبقاتی و ریاکاری وجود ندارد پس سعی کنیم اهل کردار نیک هم باشیم نه فقط گفتار و پندار نیک
سلام مهران-راستش جا خوردم از این اصطلاح طعنه امیز غیرت یا روشنفکر که در مورد من بکار بردید ازکی تا حالا واقع بین بودن شده بی غیرتی یا جاهل بودن و سر تو برف کردن و اطرافو ندیدن شده غیرت اقا مهران من از وقتی که یادمه هر وقت تصویر یا نوشته ای از اثار ایران قبل از اسلام رو میبینم به شدت احساس افتخار و البته افسوس به خاطر از دست دادن ان همه شکوه و عظمت بهم دست میده طوری که حتی از طرف بعضی از اطرافیان نیز مورد طعن هم قرار میگیرم ولی دلیل نمیشود که کارهای منفی برخی از ان شاهان یا وجود برخی از قوانین دینی وحکومتی دور از عقل و انصاف انها رو فراموش کنم(تاکید میکنم برخی نه همه) که این فقط تاثیر مطالعه دقیق و منصفانه در احوال قدیم است همیشه عدم مطالعه و اگاهی باعث تعصب خشک وکورکورانه و موردسوء استفاده قرار گرفته شدن میشود من نمی خواهم ملعبه دست حکومت اسلامی دروغی که باج ده به کشورهای روسیه وعرب یا نظام شاهنشاهی که نه غیرت کورش را داشتند و نه عرضه داریوش و شده بودند نوکر اجنبی باشم.درضمن بفرما اگر می توانی عربها و ترکها رو بیرون کنی تامن هم بیایم پس تعصبت رو بگذار برای دفاع از مرزها برای پیشرفت و رسیدن به صنعت اروپاییانی که در زمان هخامنشیان وحشی گری و بت پرستی را به اوج رسانده بودند این حرفها دلیل تایید غارت ترکها و عربهای مهاجم و فراموشی تجاوزات انها نیست بلکه همیشه با دلی پر از کینه و نفرت به یاد انها می افتم ضمنا جناب داریوش در دعای خود ازخدا خواستند که این مملکت را از حسد و دروغ در امان دار ولی ایا ما ایرانیان به ان پایبند هستیم یا حضرت محمد فرمودند برابری وصداقت ولی ایا بین ما مسلمانان تضاد طبقاتی و ریاکاری وجود ندارد پس سعی کنیم اهل کردار نیک هم باشیم نه فقط گفتار و پندار نیک
با سلام
حرف انشان بختیاری درسته … الان صحبت کردن از نژاد خالص پارسی یا پارتی و مادی در امروز که این کشور حملات و اختلاطهای قومی زیادی در طی سالیان به خودش دیده تقریبا بی فایده است . میشود گفت این روند از قبل از حمله اسکندر و به تدریج شروع شده است . مثلا در زمان هخامنشیان بسیاری از پارسیها و مادیها با مصریان بابلیها و یونانیان وصلت میکردند . به روایتی در زمان اسکندر عده زیادی از سربازانش دختران ایرانی را به فرمان او به زنی گرفتند مثل خودش . در زمان پارتها هم قطعا میان ایرانیان با یونانیان هم وصلتهایی صورت میگرفته است. در زمان ساسانیان و بعد از ایشان هم کم کم ترکها و بعد عربها وارد ایران شدند و تازه هجوم گسترده مغول را نمیتوان از یاد برد . البته در بسیاری از روستاهای ایران هنوز میتوان نژادهای خالص ایرانی را پیدا کرد اما در کل ناخالصی بیشتر میباشد . با همه اینها امروز همگی ما ایرانی به حساب میاییم و باید از کشور خود پاسداری کنیم … فقط نژاد پرست نباشید !!!
با تشکر
این کاملا درسته که ایرانی ها با وجود اینکه خیلی تعدادشون از یونانیان بیشتر بود باز هم از یونانیان شکست می خوردند علتشم فقط یه چیزه چون سربازان یونانی سنگین زره بودند ولی ایرانی ها نه والبته سربازان یونانی اموزش بیشتری نسبت به سربازان ایرانی می دیدند
جناب محمد:
دلیل شکست ایران از یونان( اگر منظورتان نبرد ماراتون است) به دلیل : ۱- اشتباه تاکتیکی
۲- ماندن تعداد اندکی از ایرانیان در تنگه ورودی
۳- و بازگشت ارتش ایران به درون کشتیها بود. نه آنکه شما فرمودید. ممنون.
با سلام خدمت دوستان با فرهنگ
خواستم در جواب حرفهای احمقانه و بیشعورانه دوستی که خودشونرو milad معرفی کردن یه نکاتی رو یاد آوری کنم. اول اینکه دین اسلام دین زور و اجبار و تحمیل نبوده و نیست،و جهان اسلام نیازی به حضور افرادی کوته فکر و بیشعور که به مقدسات اسلام توهین می کنند ندارد و خداوند بزرگ انشالله در جواب این هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت عمر ابن خطاب (رض) شما رو به اشد مجازات میرساند به وقت خودش!!
دوم اینکه دین اسلام در سرزمین حجاز ظهور کرد و بعد از وفات حضرت رسول اکرم (ص) خلفای راشیدین در راستای توسعه مرزهای اسلام فتوحات خود را انجام دادن که فتح ایران در زمان حضرت عمر ابن خطاب(ص) صورت گرفت و با کمترین جنگ و تلفات!! ایران در زمان این بزرگوار از زیر یوغ ستمگران و چپاول گران ساسانی که ایران را در ورطه نابودی و زوال قرار داده بودند نجات پیدا کرد و به مدد خداوند و دین مبین اسلام بزرگانی نظیر خوارزمی- حکیم عمر خیام-خواجه نصیر طوسی-ابن سینا-سهروردی-شمس تبریزی-خواجه حافظ شیرازی-سعدی-شیخ عبدالقادر گیلانی و…. رشد و به غایت علم و هنر و فرهنگ و شعر و عرفان رسیدند!!! طوریکه برای این سرزمین افتخار و برای اروپائیان پلکان طرقی شدند!!!
پس مرحمت کنید وقتی دهان باز میکنید مواظب باشید در باره چه کسی چگونه حرف می پراکنید!!!
با سلام
برادر عزیز اگر منظورت از milad منم خوب من چه توهینی به مقدسات اسلام از جمله عمر بن خطاب کردم ؟ آیا به نظر شما وقتی سرزمینی به جایی دیگر حمله میکند و صاحب ثروتهایش میشود نمیتوان اسمش را غارت آن سرزمین گذاشت ؟ همانطور که ایران در قبل از اسلام مثلا به رومیها حمله میکرد و شهرهایشان را غارت میکرد مثل خود رومیها. اگر این عیبی ندارد پس چرا ایراد میگرند که مثلا فلان کشور به فلان کشور حمله کرد و داراییهایش را بر باد داد ؟! صحبت از حمله به کشور خودمان است … آیا این بد نیست ؟ استقلال کشور برباد رفتن بد نیست ؟ زمانی که به فرمان (چون نگی بی احترامی کردم میگم : حضرت) عمر فرش بهارستان که آراسته به انواع گوهرها بود را تکه تکه کردند و بین لشگریان عرب (نمیگم مسلمون) تقسیم کردند یا زمانی که درفش کاویان رو بعد از کندن و تصاحب جواهراتش (چون باارزش بودند) سوزاندند آیا نمیشود اسمش را غارت ایران نام نهاد ؟ خراجهای زیادی که ایرانیان به عنوان جزیه میپرداختند و خزانه معاویه ها و خلافا را انباشته میکرد آیا حق ما بود که حتما پرداخت شود ؟ آیا اعراب به فرمان خالد بن ولید تمام اسیران ایرانی گرفته شده در نبرد زنجیر را تنها به این علت که ایرانیان در جنگ پافشاری !! کرده اند نکشتند ؟ (شرح رویداد در تاریخ مرحوم پیرنیا آمده است). جنایتهای حجاج بن یوسف و دیگر عربها در حق ایرانیان حق ایشان بود ؟ به این سوال فکر کن : آیا مسیحیان به روم حمله کردند که امپراطور روم هم مسیحی شد ؟ دین پاک هیچ وقت با شمشیر به دلها وارد نمیشود حتی با شمشیر حضرت عمر !!! اسلام با شمشیر وارد دلها نشد بلکه با پیام پاک و جدیدش ایرانیان رو جذب کرد . کسی که به سرزمینت حمله کند هیچ وقت نفع تو را نمیخواهد!
من هیچ وقت از دین اسلام و مقدساتش ایرادی نمیگرم چون مسلمون هستم و همینطور از ظلم و ستمهای ساسانیان هم دفاع نمیکنم چون جانب حق رو میگیرم پس چه حرف نامربوطی زدم ؟ آیا من از مهردادلر به خاطر نظر درستش تشکر نکردم ؟ آیا از حرف شادمهر انتقاد نکردم ؟ بعد در کجا من گفتم که اسلام دین زور است؟ اگر نظرات من رو بخونی میبینی که تازه از اسلام به نیکی هم یاد کردم و حسابش رو از اعراب جدا کردم . با این همه من به شما بیشعور یا احمق نمیگم چون در صحبت عاقل جایی برای این ناسزاها نیست ! اگر هم گناهی انجام دادم خدا من رو مجازات میکند . خدا کنه این رو بخوانی .
با تشکر
میلاد جان متن پاسخ من به آکو جان رو بخون و نگو « ظلم و ستم ساسانیان» ممنونم.
حکومت شاهنشاهی و کلا شاهی میتونه به دور از ظلم و ستم باشه؟؟؟!!!! به خاطر خدا هم شده این نقاب معصومیت پیامبر گونه رو از تاریخ ایران بردارید و در عوض به طور روشن خوبی و بدیهاش رو بررسی کنید! ایران مثل هر جای دیگه جهان پر بوده از خوبی و بدی به اندازه مساوی! تنگ نظری کودکانه تا کی؟
جناب اکو امیری:
بسیار سخت عصبانی شده اید. شخصی به مقدسات شما توهین کرده، شما هم میتوانی با رعایت ادب پاسخ دهید.اما اینکه به ایرانیان و ساسانیان (که اتفاقا بخشی از آنها از نژاد کرد بودند)توهین کنید کم لطفی است.آیا میدانید «سهروردی» به جرم دفاع از فلسفه خسروانی ساسانیان توسط صلاح الدین اعدام شد ؟! آیا میدانید«حضرت حافظ» به دلیل علاقه به شخصیت «خسرو نوشیروان» شاه ساسانی،نام پسر خود را خسرو گذاشت؟! آیا میدانید «مولانا»شمس را در غزلی با خسرو پرویز ساسانی مقایسه میکند و میفرماید:« شمس الحق تبریزی،هم خسرو پرویزی…» ؟ و آیا میدانید سعدی بزرگ هم در مقام عاشقی خود را با خسرو پرویز برابر میداند و میگوید:« مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر—- فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم» ؟؟
و اما ساسانیان: درباره شکست ساسانیان سخن گوناگون است، اما آنچه مسلم است شکست ساسانیان به دلیل حکومتهای ملوک الطوایفی و نبود اتحاد در میان حاکمان ایالتهای ایران بوده نه آنکه شما گفتید. ایران در زمان ساسانیان از نظر هنر های تجسمی،معماری،
نساجی،فلسفه و دانش ستارگان و… در جهان بی نظیر بوده است. و جالب است بدانید اولین موشک نظامی که در پاسخ تجاوز رومیها به ایران ساخته و شلیک شد،توسط «ارتشبد بهرام مهران» سردار ساسانی ساخته گردید.امیدوارم از این پس هر پاسخی که میدهید به دور از عصبانیت و توهین به پدرانمان باشد. سپاسگذارم.
من با شما موافقم اما چرا توهین به دوست عزیزمان مقام او آنقد ر بالا نیست درست است که عمر حکومت مسلمانان را قدرتمند کرد و ایران و شام و فتح کرد ولی این کار به روش دیگر ی و بدون غارت و خونریزی بسیار می شد البته اکثریت سربازانی که به جنگ آمده بودند به خاطر پول نیامدند بلکه برا ی جهاد آمدند
پیامبر (ص) گفت که بعد از من علی خلیفه ی مسلمین است ولی ابو بکر بعد از فوت پیامبر(ص) گفت که پیامبر(ص) گفتند که خلیفه باید حتما از قریش باشد _ آیا این جمله صحیح است یعنی اگر شخصی که دارای فکر و عقل بالا باشد و بسیار دیندار باشد از حکومت سر در می آورد در قبیله ی دیگری بود نباید خلیفه می شد هرچند که در قریش همچین انسانی نباشد هنوز امام علی(ع) و عده ای از اصحاب پیامبر(ص) در حال دفن ایشان بودند که گروهی از محاجران و انصار بر سر جانشینی ایشان مجادله کردند ابو بکر خلیف شد و بعد از او عمر راه او را ادامه داد پس اگر شیعه هستی مقام او آنقدر بالا نیست
کسانی که اینگونه از دین سخن می گویند و خود را دیندار می دانند بد تر دینشان را و پیشوایشان را از مردم دور می کنند
اهورا جان حیف از این اسم شریف و اصیلی که داری بهتره عوضش کنی و یه اسم چلغوز عربی بذاری واسه خودت.
برادر عزیز به کسی بی احترامی نکن ! این مدل حرف زدن باعث میشه که فحاشی ادامه پیدا کنه .
ای عرب برو بگرد ببین اسم مادر عمر چیه؟
بعد بیا بادست کثیفت نام کشور مرا بنویس
دوستانی که علاقه دارند نام مادر عمر بن خطاب رو بدونن به یک از این دو آدرس مراجعه کنند
http://sadodah110.blogfa.com/post-28.aspx
http://www.eteghadat.com/forum/forum-f128/topic-t3442.html
سلام دوستان عزیز -من که از انشان(ایذه) زادگاه کورش کبیر واز عشایر ایل بختیاری هستم واز ریشه واجداد خود تا چندین نسل قبل خود خبر دارم نمی توانم به طور حتم بگویم که تا به حال خونی بیگانه وارد مانشده چه رسد به دیگر ایرانیان که درمعرض هجوم واختلاط با ترک و عرب و مغول قرار گرفته اند پس صحبت زیاد از نژاد خالص ایرانی بیهوده است مخصوصا حالا که نزدیک۱۴۰۰سال عربها و ۷۰۰سال ترکها درایران ساکن شده اند ونیمی از ایران را به مرور زمان گرفته اند وغیر از دو سلسله از بعد از سامانیان بقیه ترک بودند وتا به حال بر ایران مسلط هستند بقیه از نژاد ترک بودند وهستند. ولی خوب این اقوام هم برای حفظ ایران جان پاک خود رادادند. در نتیجه همه ایرانی هستیم چون سرزمینمان ایران است.ضمنا در طول تاریخ همیشه کسانی بودند که به نام دین زرتشت یا مسیح و اسلام یا خدایان یونان ومصر بر مردم حکومت و ستم میکردند پس زنده باد انسان نه نژاد برتر و درود بر خدای تنها و بی شریک
ایول داداش . خوب گفتی .
ما ایرانی ها هزاران اداب خوب داریم
ولی
ولی
ولی
انسان های به اصطلاح روشن فکر مثل شما همشو به باد دادن
عزیزم ایرانی اولین و مهمترین عادتش عقل و غیرت به سرزمین وخودشه
نمیدونم شما چرا اینارو تو تاریخت ندیدی؟
چرا اصالت و غیرت خودت رو با نگاه اشتباه به تاریخ از بین میری؟
جای تاسف است که نگاه درست به تاریخ میشه بی غیرتی!!!! صد افسوس! چشمهایتان را باز کنید و مردمان جهان رو ببینید که حتی در روی پلکان آپادانا نقش شده اند!
آقای انشان بختیاری:
البته میان آن انشان و ایذه کنونی تفاوت از زمین تا آسمان است. کوروش بزرگ هنگامی که فرماندار انشان بود،جشن سده یا همان جشن آغاز شهریگری را برگذار کرد که نماد مدنیت و تمدن بشری بود. سپس در سالیان بعد، زلزله ای در انشان رخ داد که عده ای در گذشتند و بازماندگان، شهر ویران شده را ترک کردند.پس مردمان امروزی ایذه که سالها بعد، از نژادهای گوناگون گرد هم آمدند،هیچ وابستگی به مردمان انشان کوروش ندارند. و ایذه کنونی با آمارهای وحشتناک درگیری های طایفه ای را نمی توان با انشان کوروش بزرگ مقایسه کرد.
ببینید آقای انشان، وقتی شما وارد بحثی میشوید، باید در باره ی آن موضوع، مطالعاتی هم داشته باشید.
زادگاه « کوروش بزرگ » انشان یا ایذه کنونی نیست. زادگاه « کوروش بزرگ» هگمتانه (اکباتان یا همدان) است. وی برای مدتی و برای کسب تجربه مدیریتی، از سوی پدر خود« مگابیز » فرماندار انشان شد.
سلام هموطن نمی گم اردشیر (چون واقعا حیف اسم اردشیر و امثال ایشان که ما بخواهیم از اسامی این جانبازان وطن سو استفاده کنیم تا بلکه خود را بالا ببریم)۱-عزیزم لطف کن معلومات کسی را به راحتی زیر سوال نبری
۲-کورش کبیر از قوم پارس بود( که پس از مهاجرت شعبه ای از اقوام آریایی به سرزمینی که بعدا ایران نامیده شد)در منطقه فارس کنونی ساکن شدند.و پس از مدتی به علت ضعیف شدن دولت ایلام توسط آشور بانی پال پادشاه آشور و سرنگونی ، در حالی که دیگر این سرزمین قدرت کمی داشت توسط اقوام پارس که بختیاری ها نیز جزء آنها بودند تسخیر شد و از آن جهت که شهر ایذه(انشان) و شوش جزءشهرهای شناخته شده در آن دوران بود. و شهر مهمی هنوز در آن منطقه فارس وجود نداشت اجداد کورش این شهر را به عنوان مرکز حکومت خود قرار داده بودند و نه همدان ،زیرا که در دوران حکومت پدر کورش یعنی کمبوجیه(مگابیز)،این پادشاه و حکومت پارس دست نشانده حاکم ماد(آژدهاک) بودند.و این پادشاه دختر خود را(ماندانا)به دلایل خاصی به همسری پدر کورش در آورد.پس از تولد کورش بعد از دیدن خوابهایی توسط آژدهاک و تعبیر آن به این معنی نوه او (کورش)حکومت او را گرفته و بر آسیا حکومت خواهد کرد .حاکم ماد نوه دختری خود و مادرش را از انشان (محل حاکمیت پارس)فرا خواند و به ماد نزد خود آورد تا مراقب او باشد و حتی اقدام به سوء قصد به جان ایشان کرد.من این مطالب را از خود نگفتم بلکه از کتاب ایران باستان استاد حسن پیرنیا که ایشان هم از کتب پدر تاریخ(هرودت)و بقیه تاریخ نویسان سرشناس استفاده کرد.پس خیلی زشت و خنده دار است زمانی که می گویید زادگاه کورش کبیر همدان است
۳-
سلام.بله درست میگید، شما بفرمایید از همان اسامی بیگانه یونانی استفاده بفرمایید.یک دفعه پریدن وسط بحثی، اون هم بدون مطالعه اصلا کار خوبی نیست. این مطالبی رو هم که شما ناشیانه از کتاب پیر نیا گذاشتی کنار هم ، من ۲۰ سال پیش خوندم.و این رو هم که بخوام تاریخ باستان رو کامل برای شما توضیح بدم حوصله بر است . اما…
۱- حاکمان پارس از ابتدا در پارس مرکزی ( شهرستان کنونی هخامنش) زندگی میکردند و انشان هم بخشی از سرزمین ایشان بود.
۲- پارسیان هیچگاه دست نشانده مادها نبودند ، بلکه همیشه در یک آتش بس دائمی به سر میبردند.
۳- هیچ « دلیل خاص و عجیبی» در ازدواج مگابیز و ماندانا وجود ندارد. ماندانا پس از ازدواج به نوعی گروگان پارسها در نزد مادها و کنار پدرش بود.
۴- پایتخت «آژی دهاک» رهبر مادها و پدر ماندانا و زادگاه کوروش بزرگ « هگمتانه» یا« اکباتان» بوده نه انشان. این گفته در پژوهش چند سال اخیر توسط دو تیم مشترک ایرانی و خارجی(فرانسوی،آمریکایی و انگلیسی) که من هم در آن حضور داشتم روشن شده و مدارک آن هم در سنگ نوشته ها و سایر متون به دست آمده موجود است. پس مرحوم پیر نیا بدون این اطلاعات جدید، کتاب را نوشته اند و طبیعتاْ گناهی هم ندارند.اما ایراد از شما ست که به عنوان یک علاقه مند به تاریخ سراغ کتابهای قدیمی رفتید. و حالا نمیدونم به چه دلیلی سعی دارید با توهین و ناسزا یک نظریه قدیمی و اشتباه را به کرسی بنشانی که البته حدس میزنم شما به صورت آکادمیک تاریخ نخوندی . و احتمالا اهل ایذه هستی.
۵- سرزمین ایل بختیاری در زمان کوروش بزرگ از حوالی کرمانشاه کنونی تا بوشهر و زبان مورد استفاده آنها نیز مجموعه ای از : لری،بختیاری و کردی بوده است. به همین دلیل است که
« ویل دورانت» در کتاب خود کوروش بزرگ را یک « جوان بختیاری » نامیده است.
۶- زشت و خنده دار آن است که شما بدون داشتن اندک مطالعه و سوادی در این زمینه، « هردوت» را که بزرگترین توهینها را به ایران و هخامنشیها کرده است، پدر تاریخ میخوانی!! هردوت از آن تاریخ نویسانی است که هر جور دلش خواسته تاریخ را نوشته مثلا به جای اینکه بگوبد : کوروش بزرگ دایه ای داشته بنام « ساگاهه» و از او شیر خورده که اتفاقا زن بزرگ و دانایی نیز بوده، نوشته است کوروش که ایرانیها به او بزرگ میگویند تا ده سالگی نزد چوپانی بوده و از شیر سگ چوپان تغذیه میکرده است!! حالا شما به این آدم میگید پدر تاریخ ، باید که تشویقت کنیم!
اگر کتاب هرودوت و کلا تاریخنگاران یونانی نبود الان ما ایرانیها هیچ از هخامنشیان نمیدونستم پس باید منصف بود! این ماجراهایی که از دوره هخامنشیان میدونیم و بهشون مینازیم و افتخار میکنیم ۷۰ درصدشون در منابع یونانی نوشته شده!
۸۰ درصد چیزهایی که از هخامنشیان میدونیم از همین یونانیان و هرودوت هست! باید منصف بود!
کی گفته که هردوت پدر تاریخ است .تاریخ نگار آن کسی است که واقعیات را بنویسد نه بر اساس احساسات خود قوم و نژاد خود را بالا ببرد . هردوت کسی است که می خواست یونان را با فرهنگ ترین قوم و قوی ترین مردم نشان دهد.
duste aziz hers nakhor hame midunan ke herodot afsanego bude tarikhi ham ke neveshte por az dorugh bude
با سلام پدرکوروش کمبوجیه ی دوم بود شاید این اسمی که شما گفتی اسم یونانی وی بوده و کوروش برای اینکه پدربزرگش آستیاگ از او می ترسید که حکومتش را نابود کند خواست او را بکشد اما عملی نشد و تصمیم گرفت او را به پارس منتقل کند ( خلاصه)
منبع( حسین پیرنیا و بسیاری از مورخین از جمله هرودوت)
سلام
لطفا به خاطر فیلتر کردن کتابهای ممنوعه را مانند تولدی دیگر- کوروش کبیر ومحدبن عبدالله و …… را برای من به ادرس arta_zn@yahoo.com ارسال فرمایید
این کتاب کفرآمیز است.
من دارم ولی نتونستم کامل بخونم.
سلام و وقت بخیر خدمتان همه عزیزان
با تشکر از دوستان عزیز و با فرهنگ (شهابی-محمد-مهردادلر) که با اظهار نظرهاشون نشون دادن که هنوز انسان های با فرهنگ و واقع بین وجود دارند.
سلام دوستان خواهش می کنم ماکه خودمونو فرزندان کوروش می نامیم به همدیگه ناسزا نگیم،این همون چیزیه که سردمدارها میخوان،پس بیاییم بامحبت بحث کنیم اسمی هم از علی وعمر نبریم چون اینها فایده ای که نداره هیچ،ضررش که همون دشمنی کورکورانه بین ادیانه بیشتره،من فکرمی کنم اگه بیاییم افکار پدرایرانیان کوروش کبیر روترویج بدیم واونو به دیگران بشناسونیم باعث میشه که جوانها درآینده اصلاحاتی رو به وجودبیارن که موجب آبادانی ایران زمین بشه، متاسفانه بیشترمردم هنوز رون بزرگ مرد تاریخ رو نمی شناسن که علتش عدم مطالعه است،پس بیاییم ضمن اینکه اطلاعاتمون رو بالا می بریم بدون توهین وتحقیر دیگران به دیگران آگاهی بدیم .قررررررررربون همه ایرانیان ازهر قومیتی که هستن.
قربون دهنت !
salam age mishe ketabe “zan va sex dar tarikh” ro be E-mailam befrestin. har kari mikonam download nemishe
متاسفانه قومیت جایگزین عقلانیت شده
مگر اسکندر کل ایران را فتح نکرد
چرا مردم ایران به کیش یونانیان درنیامدند
مگر با اشغال میشود عقیده قلبی کسی را عوض کرد
شما چرا به اسلام توهین میکنید اسلام دینی است که به تمام ادیان احترام میگذارد و هم اکنون اقیلت های مذهبی در کشور ما زندگی میکنند
ما با هجوم اعراب مسلمان شدیم نه عرب که عده ای جاهل به آن خرده میگیرند.
سلام به همه دوستانی که عقلانی برخورد میکنند ومنطقی می نگرند
امیدوارم که خداوند یک ذهن هوشیار به همه ما دهد
و هر چه شر و بدی است را از ما دور بدارد .
چون خدا خواست ما با هم و در کنار هم باشیم پس بیایید همدیگر را دوست داشته باشیم و به هم عشق بورزیم.لااقل به هم بی حرمتی نکنیم.
سلام و عرض ادب خدمت دست اندرکاران محترم سایت و خوانندگان اکثریت فرهیخته علاقمند به تاریخ و تمدن جهان و اقلیت بی شعور و نا آگاهی که به مقدسات و فرهنگ ملتهای ساکن این مرز و بوم هتاکی می کنند.
خواهشم از دوستانی که با توهین کردن به مقدسات اهل سنت و اقوام ایرانی (عرب،کرد،ترک،فارس و …) خودشون رو تخلیه روحی روانی میکنند این است که حرمتها رو حفظ کنند و قبل از هرگونه اظهار نظر غیر عقلانی و بی شعورانه زحمت مطالعه کتب دینی و تاریخی رو به خودشون بدن.بهرحال بازدید کنندگان سایت اکثریت فرهیخته هستند و مجالی برای هنرنمایی و تخلیه گره های ذهنی این دوستان در این سایت وجود ندارد.با تشکر.زنده باد ایران زنده باد ایرانی زنده باد انسان
آفرین
آفرین
افرین