سومریان چه کسانی بوده اند؟ سومر کجاست ؟

تا سده های اخیر اطلاعات موجود راجع اعصار اولیه و نخستین فرهنگ ها و تمدنها در بین النهرین ، منحصر به روایات عتیق و قصص قدیمی می شد و هنوز کسی از نام سومر نشنیده بود و از وجود قومی چنین هیچ اطلاعی در دست نبود؛

سومریان چه کسانی بوده اند؟

قدمت فرهنگ و تمدن آنان به حدی است که حتی یونانیان و کلیمیان نیز از آن بی اطلاع بودند هرودوت پر گو و نادان نیز بی اطلاع بود و اینجاست که زمان به صفر می رسد در حالی که ما از دولت هخامنشی و مصر باستان چیزی نمیداستیم – آنان نیز از سومریان خبر نداشتند . و فقط تنها بروسوس . مورخ بابلی ۲۵۰ سال پ. م در کتاب خود افسانه ای را عنوان کرده که شاید اشاره ای به این قوم باشد.

وی می گوید که انسانهای غول آسایی به رهبری « اوآنس » نامی از خلیج فارس بر آمدند و هنرهای کشاورزی و فلز کاری و نوشتن را با خود به ارمغان آورد و سپس اضافه می کند آنها آنچه برای رفاه و بهبود زندگی آدمی ضرورت داشت به انسان سپردند و از آن زمان تا به حال اختراع تازه ای به ظهور نرسیده است.

نخستین بار در قرن هفدهم بود که غربیها به تمدن باستانی مشرق زمین و بین النهرین علاقه مند شدند یعنی هنگامی که پپترودلاواله – شرح جذابی از مسافرت خود و آنچه دیده و یافته بود ارائه کرد و خشت های بابل و اور را که حروفی ناشناخته بر آن حک شده بود به معرفی تماشا گذاشت و محافل علمی و فرهنگی و دربارها متوجه اهمیت جست و جو در مشرق زمین و بین النهرین شدند و سفرهای تحقیقی مختلفی آغاز شد . اما در آن زمان این سفرها و تحقیقات منحصر به مشاهده و بازدید از آثار و بقایایی بود که در سطح خاک قرار داشتند یا ویرانه هایی که در دسترس قرار می گرفتند و کسی به فکر حفر تپه ها و تلهای بر جای مانده نبود . تا اینکه در ۱۸۴۳ برای نخستین بار، پل امیل بوتا ، کنسول فرانسه در موصول که ایتالیایی تبار بود نخستین کاوش را در خرساباد شروع کرد و شهر آشور را کشف کرد و دوران جدید آغاز شد و حدودا در همان زمان ۱۸۴۵ یک انگلیسی به نام «سر هنری لایارد» به اقتباس از بوتا در نمرود ونینوا به حفاری پرداخت .

به موازات این اقدامات ، تحقیقات زبان شناسی و خط شناسی بر روی کتیبه سه زبانه تخت جمشید ( پارسه) که از آغاز قرن نوزدهم شروع شده بود ادامه داشت . دو زبان اول که فارس باستان و عیلامی بوده خوانده شده بود . وزبان سوم نیز در نیمه قرن نوزدهم رمز گشایی شد و مشخص شد که سومین زبان سامی که امروزه به آکادی شهرت شهرت دارد و راه برای شناخت دورانهای باستانی بین النهرین هموار شد. بوتا و لایارد ، علاوه بر تعداد زیادی مجسمه های سنگی که به اندازه طبیعی ساخته شده بود ، قطعاتی از نقوش بر جسته در اندازه های مختلف و بسیاری اشیای ارزنده و نفیس دیگر که از کاخ ها و معابد و محل های باستان بین النهرین بدست آورده بودند با خود به اروپا بردند و موزه هایی چون لوور را مزین کردند و گزارش های مفصل و شگفت انگیزی از کارها خود را نیز به ارمغان آوردند که یکی از آنها کتابخانه آشو بنی پال (۶۶۹-۶۲۷ ق. م) آخرین امپراطور با قدرت آشور بود که از شهر باستانی نینوا بدست آمد و شامل نوشته های مذهبی ، ادبی و علمی و به خط بابلی و آشوری بود در بین این نوشته ها لوحه های دیگری بدست آمد که به خط و زبان دیگری بودند که بعد ها معلوم شد سومری هستند و زبان و خط سومری ۱۵۰۰ سال قبل از آشور مورد استفاده قرار می گرفت و قبل از زبان آکادی است.

fدر فاصله سالهای ۱۸۳۵ تا1844 « راولینسون » نوشته های سه زبانی داریوش کبیر را در ارتفاعات بیستون در غرب ایران را خواند وترجمه کرد این کتیبه که به سه زبان فارسی کهن ، بابلی و عیلامی گل سر سبد آشور شناسی نامیده می شود ، در همین دوره «هینکس» خاور شناس ایرلندی که در کشف و شناسایی سیستم حروف صدادار خطوط میخی به راولیسون کمک می کرد ، دریافت که خط میخی به کار رفته در زبانهای سامی خاور نزدیک ، از قومی کهن تر به رعایت گرفته شده که زبا آنها غیر سامی بوده و این همان قوم متمدن سومر است و اما نام سومر را ژول اوپرت خاور شناس آلمانی مقیم فرانسه و همکار دیگر آن دو به آن قوم داد . وی اولین کتاب درباره سومری ها را به سال ۱۸۸۱ تحت عنوان مطالعاتی سومری به زبان فرانسه انتشار داد ونام راولینسون ، ادوارد هینکس و ژول اوپرت به عنوان قدیسین سه گانه مطالعات میخی مشهور شد

در ادامه کشفیات در سال ۱۸۵۴ دو نفر باستان شناس انگلیسی محل سه شهر سومری اور ، اریدو ، اوروک را پیدا کردند و در اولین کاوشها که سرپرستی آن را ارنست دوسارزاک به عهده داشت اشیای نفیسی مانند مجسمه گودآ و دو مهر استوانه با خط نوشته سومری بود.

گودآ:فرمانروای شهر تلو یا همان گیر سو است که در حدود ۲۱۴۳ تا 2124ق. م بوده است.

در اواخر قرن نوزدهم آثار بیشتری از تمدن سومری بدست آمد و از جمله آنها ، فرانسوی ها خرابه های شهر لاگاش را پیدا کردند که الواح بسیاری داشت و همچنین در سال ۱۸۸۹ غنی ترین کتابخانه از اسناد خط و زبان توسط باستان شناسان آمریکایی از شهر مذهبی بدست آمد که بیش از پنجاه هزار لوح یا کتیبه با نوشته بود و کم کم تمدنی که می تواند به اندازه مصر و یونان گنجینه داشته باشد البته یونان بی تمدن ترین کشورها در میان کشودهای خاورمیانه ، هند و چین والبته اکثر این محققان و خاور شناسان هدفی جزء تزیین موزه ها ی خودشان و کشورشان نداشتند بهمین علت آثار غیر زیبار را غیر مهم نمی پنداشتند و به همین علت بسیاری را ازبین بردند و تعدا کمی را حفظ کردند تا موقعی که آلمانی های بافرهنگ وارد عراق شدند در اوایل قرن بیستم « روبرت کولدوی » در بابان و والتره آندره در آشور تکنیک های جدیدی پیش گرفتند که خیلی موثر بود در فاصله بیست ساله بین دو جنگ جهانی که شاید درخشانترین و پر ثمرترین ادوار تاریخ باستان شناسی بین النهرین بنامیم . در این دوره لئونارد وولی حفاری شهر باستانی اور را به عهده گرفت شهری که در تورات به عنوان زادگاه ابراهیم نبی نام برده شده است .

سر کئنارد ولی موفق به کشف قبرستان سلاطین سلسله اول (۲۴۵۰ ق م) شد . همچنین هیاتی از دانشگاه شرق شیکاگو و با همکاری هنری فرانکفورت در منطقه ماری در کنار رودخانه دجله فرات در سوریه مدارک زیادی از سلسله اول به دست آورد و قصر باشکوه مربوط به قرن ۱۸ ق .م در بایگانی و اسناد و مدارکی متعلق به زمان حمورابی را کشف کرد .همچنین ستون لوید و حله باقر و فؤاد صفر در مجموع سه محل بکر را برای موزه عراق حفاری کردند. اریدو یکی از قدیمی ترین شهرهای مقدس بین النهرین ؛ حرمل یک تپه بی اهمیت که به نحو غیر منتظره ای سر شار از کتیبه بود و هاترا ، پایتخت شگفت انگیز یک کشور پادشاهی عربی قبل از اسلام بدین ترتیب رنل و اتلال ودمن و تپه های بزرگ و کوچک یکی پس از دیگری گشوده شدند و اسرارشان عرضه گردید و تکه های اصلی بین النهرین کشف گردید و این چنین بود شناخت بین النهرین که در نتیجه آن تمدن بابل – آشور و اکد و سومریان بزرگ و بافرهنگ آشکار شد بین النهرین که طی این حوادث قدیمی ترین تمدن را دارا گشت البته تا سال ۲۰۰۷ با وجود این امروزه بوهایی از جیرفت به مشام می رسد که دارای تمدنی ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد می باشد یعنی با سومر حداقل حداقل هزار سال سال تفاوت دارد ولی افسوس که فقط یک شهر است و آثار آن توسط مردم بی فرهنگ منطقه به سرعت نابود و قاچاق شد ولی بازهم هرگز به درجه سومر نخواهد رسید ونیم میلیون لوح نشانه ی بی رقیب بودن در دنیا را دارد.

پس تا به امروز سومریان قدیمی ترین تمدن جهان را داشته اند و حدود ۳۶ قرن ق . م می زیسته اند که 20قرن ق .م ناپدید گشتند . و اموریان ، کاسیان ، آشوریان ، کلوانیان ، آشور ، بابل همه باز مانده شاید سومریان باشند که بعد از سومر پیوسته از بین النهرین حکومت کرده اند و تا زمانی هخامنشیان بابل را نیز با عدالت از صحنه محو کردند آخرین تمدن بین النهرین محو گشت.

همانطور که آشوریان نیز مقابل ماد و بابل شکست خوردند و بعد از سقوط هخامنشی به دست اسکندر ، هخامنشی بدست اسکندر کبیر یا بزرگ تمدن خاور میانه در نزاع فرو رفت که با آمدن عربها و دین اسلام دیگر چراغ تمدن های بزرگ خاموش شد و تا به امروز تمام کشورهایی که اسلام در آنجا وجود دارد هیچ تمدنی ندارند و نخواهند داشت . به نظر من ، سومریان از جیرفت به بین النهرین رفتند چرا که ناگهان خانه های جیرفت خالی از سکنه شده و سالها یی بعد سومر ظهور کرد

با تشکر از: اکرم و بهروز فرنو – به قلم انی کاظمی

214 نظرات
  1. asar می گوید

    be har soorat ghabl az parsha mardomane motemadene eltesaghi zaban dar iran boodand ke chador neshinane ariaee az anha tamadon ra fara gereftand.

  2. مسعود می گوید

    مهران عزیز شما هم ایرانی هستی و باید به ایرانی بودنت افتخار کنی . متاسفانه بعضی از ماها اصلا از زبانهای ایرانی مطلع نیستیم و فقط چیزایی شنیدیم بعضی ها اصلا فرق ترکی و آذری رو نمیدونن. نمیدونن که آذری یکی از شاخه های فارسی بایتان هستش و در دسته زبانهای اصیل ایرانی قرار داره.ضمنا من به این داستان خیالی کوچ آریاییها به هیچ وجه اعتقاد ندارم این مهملات ساخته جهت دار بعضی دول هستش به نظر من در این مورد برید و هفته نامه امرداد رو بخونید که چیزای واقعا خوندنی تدش نوشته میسه…

    1. tt می گوید

      chon farg nadaran har 2 eltesagi hastan(hazrate adam ta hazrate nooh moltaseg zaban budan) sumeri ham moltaseg zaban budan.

  3. mehran می گوید

    سلام و درود.
    اول از همه چی میخوام بگم که ایرانیها دارای تاریخ هستند.اما ماها یاد گرتیم بگیم که ایران کله تاریخه.نه عزیزان ایران دارای ترک نبوده و ترکها به هزار سال نمی رسه که در ایران زندگی می کنند .در حالی که الان ترکها اعلام می کنند که ما تاریخ ایران هستیم.
    در اردبیل امروزی که ادعا میشه که شهر ترکهاست یک عدد بیل پیدا شده است که مربوط به ۴۹۰۰ سال است که با عکس اینانا یا همان ایشتار ( خدای که زن بود )که اینانا مربوط به ۵۰۰۰سال است و ریشه اصلی ان به مردمان زازاک زبان کردستان ترکیه دارد که در انجا بیل ۵۰۰۰ ساله پیدا کردند که عکس اینانا روش هست
    لطفا از روی تعصب و نداشتن علم باستان شناسی معتبر نظر ندهید
    با تشکر و به درود

    1. مسعود می گوید

      دوست عزیز کاملا مشخص شد شما کردی?

    2. واحد می گوید

      شما حکومت های ترک آسیای میانه که بعد از اسلام بر ایران حکومت کردند رو با تاریخ باستان ترکان در ایران اشتباه گرفتی. ضمنا این همه حساسیت علیه ترک ها در ایران جای تفکر داره باید ریشه یابی بشه که چرا انقدر علیه تاریخ و فرهنگ ترک ها در ایران تحریف و خفگان وجود داره.و جالبه که خود این افراد کار خودشون رو نه تحریف بلکه پسندیده میبینن و تلاش مردم ترک در ایران برای هویت دفن شده شون و چه بسا سرقت شدشون رو بایکوت میکنن. ما چند دهه هست اسیر تاریخ سیاسی شدیم . تاریخی مهندسی شده که تماما منابع بیکانه برای ما دیکته کردند و بر اساس منافعشون هر قومی رو خواستند خاک و هر قومی رو خواستند ارج میدن. وقتی شما هنوز تفاوت ترکان آسیای میانه ای که بعد ها از شمالشرق فلات ایران حکومت ها تشکیل دادند رو با ترکان متمدن و اصیل آذربایجان خط تمایزی بینشون‌نمیتونی بکشی باید هم از اراجیفی که علیه تاریخ ترکان آذربایجان نوشته میشه دفاع کنی.
      بسیاری از آثار با قدمتی چند هزار ساله در اقصی نقاط آذربایجان کشف شدند مثل کتیبه کشف شده در اهر که به زبان ترکی باستان و خط الفبای اورخون نوشته شده و امثال این کتیبه ها در آسیای میانه کشف شده اند با قدمت بالای هفت هزار سال که بخشی شون مربوط به گوک تورک ها بودند. مطلبتون درباره سومریان رو مطالعه کردم و با اینکه جامع نبود ولی مفید بود. لازم به ذکرم که بسیاری از واژگان سومر در ترکی باستان هنوز هم در زبان ترکی آذربایجانی امروزی کاربرد دارن و یکی از علت هایی که احتمال داده میشه که مردم سومر مردمانی بودند که از آذربایجان کنونی به اون مناطق مهارجت کرده باشند همین اشتراک لغوی زبان سومر با ترکی هستش. البته شک ندارم و میدونم ادمین و امثال همفکراش همیشه در صحنه آماده حمله و اراجیف بافی و تکذیب هستند . هر قومی پیشینه ای داره و زبان هر قوم نیز طی گذشت قرن ها دچار تغییر تحول میشه.
      یادمان باشه هیچ‌کس بر هیچ کس برتری نداره و هر کسی پیشینه ای تاریخی داره. به تمام اقوام ایران احترام قاعل باشید که رمض پیشرفت یک کشور اتحاد مردم اون کشوره نه اینکه رفتارمون طوری باشه که شکافی بین مردم به وجود بیاد. سربلند باشید.

    3. مجید می گوید

      مهران جان مسجد جمعه اردبیل که بخش عمده این بنای با عظمت طی این چند دهه از بین رفته هزار سال قدمت دارد و بسیار دیدنیست . ترکها هم به مانند سایر اقوام در فلات ایران بودند و سکنی‌ا گزیدند . قطعا شهری که مسجد هزارساله دارد تاریخ بسیار کهنی هم باید داشته باشد .

      1. مهیار می گوید

        من اذری هستم و در شهر مراغه زندگی‌میکنم و اینکه به ما بگن تورک و یه ننگ و فحش میدونم ایران تورک نداره درسته یورش فرهنگی برده شده و زبانمون تا حدودی نابود شده ولی نژادمون هنوز اذری و یکی از نژاد های اصیل ایرانی و ریشه در اریایی داره

        1. آرش از ایل غیور قشقایی می گوید

          دوست و هم تبار و هم اندیش ارجمند سپاس از روشنگری شما ما با شکست فرهنگی که از تازیان خوردیم باعث اضمحلال قوم ایرانی در اقوام عرب و ترک شده ایم و شوربختانه این اواخر هم استعمار انگلیس و کمونیست هم برای پاره های از قوم ایرانی یعنی ارانی ها و پشتون ها و گرجی ها هم هویت تراشی کرده اند و آنها را از پیکره ی ایران و قوم ایرانی جدا ساخته اند

  4. mehran می گوید

    salam bacheha va drod bar hamegi
    ma nasle irania yad gereftim ke khodeman ra balatar az hame chi bebinim
    tarikhe somer marbot be 3000 sal ghabl az milad bar migarde ke monazamtarin neveshtehaye tarikhi ra daras ta an zaman.
    tarikhe somer marbot be beinoalnaheine helale haselkhiz ke ma beine dejle va forat ast
    alaki bi khodi nazar nadid.someriyan avalin kasani bodand ke keshavarzi va damdari kashf kardand va hata felez kari ke ta be emroz tasbit gardide ast.
    az lahaze ekhterae zaban va nojom shenasi ham ta be emroz taiid gardide ke nokhestin kasani bodand va tosie mikonam be ketabe ( az dovlate kahenie somer be soye tamadone demokratik) motale konid na ketabhaie irani azizam .irania joz khial bafi chizi nadarad albate ejazeie ino nadaran

  5. تاشان می گوید

    بنام خدا
    نزاد بشر:
    زرد پوستان : چین تبت مغول مانچو ترک تتار” تمامی مردمان آسیا بجز هندو اروپاییان(پارسیان و هندوان) و سامی ها (عرب …)سرخ پوستان و بومیان آمریکا در گروه زردپوستانند
    سفید پوستان:آریایی(هندواروپا)سامی(عرب کلدانی آشوری عبرانی “یهود” فینقی ..(فرزندان سام و یافث بن نوح بن شیس بن آدم(آتام).
    سیاه پوستان:فرزندان حام بن نوح :لیباین کوشاین قبطاین (مصراین)فودای(کنعان)
    تمامی بومیان ایران قبل از اینکه شاخه هندی از هندواروپاییان در این سرزمین پراکنده شوند همه زردپوست و ملتصق زبان بودندشامل : آرر(آس ار) ارآتاییان(آرتابیل اردبیل کنونی) اوراتو – هیت – خزر – تتار-سومر-شنار-کنگر-آنناشان(ایلامیان)-ماننا – ارشک(پارتاکن-اشکانیان)ماد-مغان-بوز-آسترارت-اریانزی-لولوبی-گوتیان-تپور………
    مردمان جهان در دو گروه زبانی تکلم می کنند : التصاقی (حضرت آدم تا حضرت نوح ملتصق زبان بودن زبان نخستین که خداوند به آدم آموخت)
    دوم تحلیلی
    سومریان ترک نبودن ملثصق زبان بودند ترک ها هم ملتصق زبانند
    نمیشه گفت فارس ها آلمانی هستند چون هر دو تحلیلی و آریایی هست ولی در اینکه مشترکات زیادی در لغات سومر و ترکی وجود دارد شکی نیست .
    یادتون باشه اتحاد رمز موفقیت هست با تکیه بر دستورات خداوندیکتا
    تقدیم به همه یکتاپرستان راست گویان و حقیقت جویان عالم.

    1. حسن می گوید

      سلام
      دوست عزیز فکر نمی کنی چند تا قوم دیگرو جا انداختی؟ بین زبان های فارسی و سومری نیز واژه های مشترک زیادی وجود دارد. اینکه همه اقوام اولیه ایران هم زرد بودند هم فرضیه بعضی از دوستانه. ولی جدیدترین تحقیقات نشان می ده که اساساً آریایی ها درون فلات ایران بودند و از جایی به ایران نیامده اند. اگر داستان نوح و سه پسرش را قبول داشته باشیم و اینکه محل زندگی نوح میان رودان بوده، پس فرزندانشان هم باید از یک نژاد باشند. ضمن اینکه یافته های باستان شناسی نشان از حضور نخستین انسان ها در ۳ میلیون سال پیش در آفریقا است.

  6. بابک می گوید

    ای بابا با این اوصاف که می کنند حتما خدا هم ترک بوده من نمی دونم چرا هر چی کشور دور رو بر ایران هست می خواد بگه همه تمدن مال ماست یا بگه ایران تمدن نداره قبول شما تمدن دارین از افغانستان تا ترکیه همه تمدن از شماست

    1. فرزند ایران می گوید

      حسادت از ته وجودشون به تاریخ ایران دارن میکنن مثل عربهای تازی ..زنده باد ایرانیان

      1. محمد می گوید

        تاریخ جعلی و بناهای ناقص و نوکری یهودیان افتخار نداره
        حکومتی که اجازه ی قتل ۷۰۰۰۰ ایرانی که درمیانشان زنان و کودکان وجود داشت افتخار نداره

        1. سینا می گوید

          اولا تاریخ ما جعلی نیست. شما پانترک ها هستید که به دنبال تاریخ سازی و ساخت هویت جعلی برای خودتان هستید.
          دوما همون بناهایی تاریخی که ما داریم رو شما اونو هم ندارید
          ثالثا چطور یهود برای الهام علیف جوونت خوبه اینجا که میرسه بد میشه!

      2. سومر می گوید

        سومر در عراق و ربطی به شما ندارم مردم سومر الان عرب زبان شده اند . شما آریایی هستید و حتی قیافه آریایی ها شبیه سومری ها نیستند . زنده باد ایران . نه یک قوم خاص از ایران

      3. سومر می گوید

        در ضمن این قوم هزاران سال قبل از هجوم آریایی ها به ایران وجود داشتند . لطفاً نژادپرستی را کنار بگذارید

      4. حمید می گوید

        اخه کپی از تاریخ عرب و تورک و روم افتخار داره

        1. سینا می گوید

          برعکس این شما ترک ها هستید که سعی در کپی و بهتر بگوییم سرقت تمدن های دیگر دارید وگرنه ایران که دارای فرهنگ و تمدن خودش است و تاریخ باستانی دارد اما ترکیه هر چه دارد از تمدن های پیشین مانند یونان و بیزانس(روم شرقی) و … دارد.

  7. افسوس! می گوید

    من با الهام کاملا موافقم!

    کوروش که قتل عام پوریم رو انجام داد و مردم منطقه رو قتل عام کرد همچنین کارگرهایی مشغول ساخت بنای بی اساس تخت جمشید رو بودند کشت و این باعث که ساخت تخت جمشید ناقص بمونه

    حکومت خاخام منشیان (که اشتباها میگن هخامنشیان!) فقط یه دلیل مساعل سیاسی میشه توجیه اش کردd

    1. فرزند ایران می گوید

      چقدر فشار میاد بهت که تاریخ ایران رو تحریف میکنی و به یهودیان ربط میدی افتخار میکنم ایرانی ام که انقدر دشمن تاریخی از رویه حسادت دارم

    2. حسن می گوید

      اولا کشتار پوریم رو به زمان خشایار نسبت می دهند نه زمان کوروش، دوم اینکه کارگران تخت جمشید هم حقوق بیکاری می گرفتند هم سهمیه خواروبار داشتند و خیلی امتیازات متمدنانه دیگه که الان هم خیلی از اونها رعایت نمیشه( همه اینها در کتاب ترجمه الواح گلی تخت جمشید وجود دارد). البته ایرادی به شما نیست، هخامنشی خیلی ها رو ناراحت می کنه که شما پان ترکا(البته ایراد شما اینه که از نظر نژادی هم ربطی به نژاد ترک ندارید و به قولی از اینجا مونده و از اونجا رونده اید و تلاش دارید خودتون رو به یه گروه بیگانه بچسبونید به جای اینکه به اصلتون برگردید) هم یک گروهشون هستید.

  8. الهام می گوید

    درود برشما دوست عزیز! چیزی به نوروز نمانده و امیدوارم که نوروز بهترین لحظه ها رو براتون به ارمغان بیاره و سال نو پر از سلامتی و موفقیت باشه براتون .از پاسخ شما سپاسگزارم اما از جاییکه مهارت چندانی در تحریر ندارم احتمالن نتونستم سؤالم رو به خوبی بیان کنم و بابت این عذر می خوام . راستش جریان امریکا و عراق یک مثل بود و در مثل مناقشه نیست . سؤال من در واقع حول محور تاریخی ست نه سیاسی. اینکه می خوام بدونم آیا به استناد محل کشف آثار تمدن بشر می توان به نژاد اصلی ِ اون قوم پی برد؟ ضمنن اگر با کشف بقایای جسد این تشخیص داده شود آیا می توان اطمینان داشت که آنها ساکنان اصلی آن منطقه بوده اند نه مهاجر؟ مثل داستان آریایی ها و مهاجرت اونها که موجب ورود تمدن به ایران شد و به نظر من این اطلاعات درست نیست . چرا که با وجود آثاری کشف شده در شمال ایران می توان آثار تمدن را پیش از شناخت آریایی ها تخمین زد و اگر مهاجرت آریایی ها صحت داشته باشه . نمی توان گفت که اینها تمدن را به ایران وارد کردند. خوب میدانید که تاخت و تاز برای به دست آوردن غذا و مرتع همیشه دقدقه ی بشر بوده و بی شک برای تفریح یا تبادل فرهنگ به مهاجرت دست نمیزده . می خوام بگم این رفت و آمد ها جنبه ی حیاتی داشتند.من نمیدانم چرا تاریخ نویسان سعی در این دارند که ریشه های فرهنگ و تمدن ایران را با ظرافت تمام به سرزمین های بیرون از ایران نسبت دهند . پائولو کوئیلو رو که میشناسید . تمام شهرتش رو مدیون داستان های مولوی ست که با مطالعه ی آنها دست به برداشت آزاد زد و به شهرت رسید و هیچ نامی از مولوی نمیبره! رستمینه یا زایش رستم که در فرهنگ کهن ایران ریشه داره شده سزارین و هیچ اشاره ای به تاریخ پیش از آن نمیشه . یا افسانه ی گیل گمش که شد داستان نوح و چیزهای بسار دیگر . من فکر می کنم در تاریخ القا شده توسط تاریخ نویسان سیاستمدار باید تجدید نظر کنیم . ممنونم که نوشته ها رو می خونید . با آرزوی سرافرازی

  9. الهام می گوید

    به سایتتون زیاد سر می زنم و از مطالب تاریخی که در اون درج کردید استفاده می کنم . ممنون از زحمات شما . ولی در اینجا باید به نکته ای اشاره کنم ، اینکه اکثرن تاریخ را فاتحان می نویسند و با توجه به این مهم نمی شود به متون تاریخی بدون هیچ دید انتقادی ، اکتفا کرد. سخت ترین قسمت تاریخ قوم شناسی و مردم شناسی آن است. اینکه در فلان منطقه نشانه های تمدن یافت شده دلیل بر این نکته نیست که ساکنان آن منطقه این آثار را از خود بجا گذاشته اند! به عنوان مثال فرض کنیددوهزار سال دیگر در ایران دلار آمریکا کشف شود.آیا این بدان معناست که اکنون آمریکایی ها ساکنان ایران هستند!؟ همچنین ،خوب می دانیم که زبان ها ریشه های مشخص دارند و چنانچه بر روی لوحی مکشوف، واژگان شبیه به عربی یافت شود این امکان وجود دارد که آن زبان هم ریشه با زبان عربی و ازشاخه های زبان های سامی و هم خانواده با زبان های افروآسیایی باشد و نمی توان به صراحت گفت که ساکنان آن منطقه عرب بوده اند .ضمنن با توجه به این نکته که پیشینیان مدام در حال سفر و تجارت و بدنبال مراتع از جایی به جای دیگر منتقل می شدند، امروزه کشف و درک خاستگاه دقیق اقوام رو به دشواری گذاشته . راجع به اشاره ی شما به اسکندر کبیر نیز باید بگویم جای شبهه وجود دارد . اینکه منظور شما همان اسکندر پارتی خودمان است که بر علیه هخامنشیان قیام کرد یا اینکه به دروغ بزرگ تاریخ ، یعنی همان اسکندر مقدونی مهر پرست، اشاره کرده اید که هنوز معلوم نیست توسط کدام پرواز ، چنان مسیر صعب العبوری را از شمال آفریقا طی نموده و بدون گذر از راه های مشخص آنزمان در گذرگاه های تخت جمشید به آسودگی قدم بر داشته و علیرغم وجود لشگری جنگاورتر از سپاه جاویدان توانسته است ، چنان ضربه ی مهلکی بر سازوبرگ دویست ساله ی هخامنشیان وارد آورد که تاریخ به حالشان بگرید!؟درحالیکه اگر ظریف بنگرید خواهید دانست که تمام فروپاشی های اساسی ملت ها ریشه در انقلاب ها و طغیان درون همان جوامع دارد. دولت آمریکا با آنهمه تجهیزات و ادعا در افغانستان و عراق کم آورد و جای سوال است که فروپاشی دولت عظیم هخامنشی چگونه آنقدر ساده اتفاق افتاد !؟ اگر پاسخ صحیح را می دانید از بیان آن ممنون خواهم بود . با آرزوی موفقیت و شادکامی…..

    1. انی کاظمی می گوید

      درود : )

      ممنون به خاطر پاسخی که گذتشته اید، دوست عزیز
      من گمان نمی کنیم آمریکا در عراق و افغانستان کم آورده باشد، چرا چنین گمانی دارید؟ آنان به سیاساتی که داشته اند به گمان من رسیده اند.
      هیچ امپراطوری بزرگی به سادگی شکست نمی خورد، هزاران دست در یک پیروزی سهیم اند، در برانداختن یک امپراطوری نیز هزاران دست خارجی، هزاران دستِ مخالفِ داخلی به عوامل خارجی در ارتباط بوده اَند، زیرا آنان را پشتیبان خود می دانستند.
      ما همه می دانیم، بزرگترین عامل هر شکستی را باید در داخل آن قوم، آن مرز، آن کشور، آن فرهنگ و دیگر عوامل داخلی جستجو کرد.
      دشمن نمی تواند مفهومی را تحریف کند، هرگز. مگر به دست خودِ شخصیت های داخلی. تشیع به انحراف نمی گرایید، تا آنکه ما منحرفش کردیم، کیش زرتشت همچنین، کیش مسیح همچنین، کیش بودا نیز همچین.

      1. سید مرتضی می گوید

        سلام برادر گرامی.
        ممنون از پیام شما.
        اسلام رو نمی‌تونند منحرف کنند.
        تعصب ندارم ؛ قربون شکل ماهت.
        چون عکستو دیدم میگم.
        قرآن یک معجزه هست و داخل قرآن هم آمده اگر می توانید یک آیه یا چند ایه بیاورید.
        و در آخر هم الغالبون حذب الله.
        یعنی خداوند حتی با یک نفر و حتی بدون نیاز به کسی یا شخصی‌پیروز هست.
        البته خودت اینو میدونی و گفتم یه مفاهمه هم داشته باشیم.
        خدا خیرت بده.
        فدا.

      2. سید مرتضی می گوید

        جنوب عراق الان شیعه هستند.
        و مکان های زیارتی داره.
        و نشان دهنده خیلی از مسائل معنوی و غیره هست که باینگر موید اثبات تایید کردن انبیا و پیامبر بر امامت امام حسین و ائمه دیگر علیهم‌السلام.
        بدین معنی که میدانیم پیامبر های دیگر در آنجا سر می زدند و آنجا رو خوب توسط فرشته‌وحی از طرف خداوند می شناختند.
        مانند مسجد کوفه و غیره که مقام های پیامبر هارو در آنجا نقل کرده که یعنی در آنجا حضور داشتند.
        همینکه قدمتی بالارا داشته.
        غیر از آن هم در ایران که بیشتر از این ها هم هست‌که در ۷ الی ۸ هزار سال قبل از میلاد رو کشف‌کردند.
        استخوان انسانی در شهر شازند استان‌مرکزی .
        و مواردی بیش از این ها.
        خیلی تاریخ شگفت آور هست‌و ای کاش تاریخ های غلط و صحیح را مردم بتونند تشخیص بدن که یهودی ها و صهیونیستی ها نیان تاریخ دروغ‌بسازند.

    2. ناشناس می گوید

      احسنت که جان کلام را گفتید و چیزی که عیان است ایران فعلی و چند کشور اطراف زمانی تا حدودی یکپارچه بوده و البته از قدمت بسیار زیادی برخوردار بوده و اقوام بسیاری در تردد و اسکان بوده‌اند . که در این اسکانهای موقت که ممکن بود تا دهه‌ها یا بیشتر به طول بکشد قطعا تمدنهایی شکل میگرفت و اثاری از خود برجای میگذاشتند و بعد ممکن بود در حمله‌ای نابود و یا در تمدن فاتحان حل میشدند و یا کوچ …. بحرحال تمدنهای باستان رمز رازهای بسیار در دل خود دارد و بگفته مورخان صده‌های بسیاری در لابلای این تاریخ چند هزارساله این سرزمینها کاملا نامعلوم و پنهان مانده است . بحرحال ما در حال نزاع و بحث‌های بی‌‌‌پایان و غربیها و قاچاقچیان فقط به فکر درآمد و یا پر کردن موزه‌هایشان بودند و هستند . چه بسا از طریق این اشیاهٔ غارت شده میشد به خیلی از
      ابهامات جواب منطقی داد .

  10. احمد می گوید

    اینم سند!!!! کافی بود؟؟!!
    بهتر بدونید بیشتر اسم هایی که میخونید در این مقاله ترکی هست.

    1. مسعود می گوید

      البته باید گفت ترکها نخود هر آشی هستن ?

  11. احمد می گوید

    http://www.junbesh.net/deljoo-5.htm
    منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها

    عباس دلجو

    abbasdeljo@yahoo.com.au

    بخش پنجم

    خوشبختانه آثار بجا مانده از تمدنهای باستانی در افغانستان کنونی تا اندازه ای به تائید این نظریه کمک کرده است . آثاری به دست آمده از غار قره کمر در ایبک مرکز ولایت سمنگان‌، هزار سم سمنگان، آق کپرگ در مزار شریف‌، غار چهل ستون در مرکز بامیان، دشت ناور غزنی و… ثابت کرده است که هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها درین سرزمین، انسانهای بومی در این مناطق زندگی میکرده و مدنیت اولیه بشری را پایه گذاری کرده اند . موجودیت این آثار باستانی ثابت میسازد که قبل از ظهور آریائی ها و مهاجرت ایشان به ایران، افغانستان و هندوستان، درین مناطق انسانهای بومی از نژاد ترک که خالق مدنیت های شگفتی در حوزه های محل زیست شان بودند، میزیستند . بنا بگفته جناب احمد علی کهزاد مورخ و باستان شناس مشهور کشور :”این نتیجه روشن است که قبل از ظهور آریاها و مهاجرت ایشان از آریانا به هندوستان، چه در حوزهً هیرمند، چه در حوزهً سند، چه در حوزهً گنگا و چه در حوزهً آمو دریا یک مدنیت دامنه داری وجود داشت که در اساسات کلی ساخت منازل، ساخت ظروف گلی، ساخت هیکل های ارباب انواع و حیوانات و غیره از هم مغایرت نداشت”{۲۸}.

    در سال ۱۹۵۴میلادی آقای کارلتن ‌کوون آمریکایی، جهت پیدا کردن ردپای انسانهای اولیه و نشانه های از تمدن های باستانی درین کشور به کاوش‌ های علمی در منطقه «قره‌کمر» واقع هشت کیلومتری شمال سمنگان پرداخت . که از آنجا تعداد زیادی افزار سنگی و استخوانی را از قبیل سنگ چقماق، وسایلی ساخته شده از استخوان حیوانات، ذغال و خاکستر بدست آورد . آثاری که در اثر حفاری از منطقه ایبک سمنگان از غار «قره کمر» بدست آمده است، نشانه تمدن انسانی حتی قبل از سومری ها است که به دوره قدیم حجر متعلق بوده که طبق تقسیم بندی باستان شناسان، دوره پارینه سنگی به بیست تا چهل هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد . این بدین معنی است که در آن دوره قدیم سنگ، قسمت های شمال هندوکش، محل زیست انسانهای بوده که در دوره حجر زیست داشته اند . طبق تحقیقات باستان شناسان، سایت های باستانی مختلف از عصر پارینه سنگی در حوزه تمدنی آمو دریا و سند کشف شده که من بصورت نمونه تعدادی از ان سایت ها را ذیلا نام میبرم :

    “کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی

    دره سوات در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی

    اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی

    پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی

    دره کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی

    غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی

    اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی

    آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی

    غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی”{۲۹}

    بعدا ابزارسازی بشر در دوره میانه سنگی پیشرفت قابل محسوسی کرده شامل تله، تیر و کمان، تور و قلاب و نیزه میگردد . تا آنکه این انسانها بمرور زمان از نگاه فکری تکامل یافته و باالتبع تغیراتی در شرایط و چگونگی زیست شان بوجود آورده و داخل عصر نوسنگی و بعدا کشاورزی شده اند .

    در سال ۱۹۵۶ حفاری دیگری توسط داکتر لوئی دوبری محقق و باستان شناس مشهور امریکائی در منطقه «آق کپرک» مزار شریف صورت گرفت که از آنجا آثاری با ارزشی قدیمی متعلق به دور جدید سنگ (نه هزار سال قبل از میلاد) از قبیل آئینه برنجی، انگشتر با نگین های لاجوردی، قیزه اسپ و… بدست آمده است که این خود نشانی از جای پای تمدنهای اولیه بشری است که خالق آن مردمان ترک بوده اند و به همین لحاظ تا هنوز این مناطق نامهای ترکی خود را حفظ کرده است . باید خاطر نشان ساخت که عصر «نوسنگی» یک مرحله پیشرفته ای در زندگی انسان بدوی به حساب آمده و منجر به انقلاب و تحولی در سیر حیات آدمیان آن عصر گردیده است . در این دوره (عصر نوسنگی) در فاصله زمانی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انسان های این ساحه در روند تکامل، گامهای بزرگی برداشته و به پیشرفت ‌های بسیاری در زمینه‌ های فرهنگی،‌ اقتصادی و اجتماعی نائل شده اند . در طی این دوره، بشر به کشفیات مهمی نایل آمد. انسان این دوره، با کشف کشاورزی و کشت گندم و جو و اهلی کردن حیوانات و پرورش گاو و گوسفند، به زندگی ده نشینی پرداخته و در نتیجه دهکده ها بوجود آمده و زندگی جمعی شکل نوینی بخود اختیار کرد . انسانها شیوه صیقل زدن سنگ ها، طرز ساختن ظروف سفالی، شیوه بافندگی پارچه را بمرور زمان کشف و آموختند . طبعا اسکان در دهکده ها، شیوه ی زندگی انسان های عصر نوسنگی را به کلی دیگرگون کرد. اسکان در دهکده ها باعث شد که بشر بتواند مازاد بر احتیاجش، غذا تولید کرده و از اوقات فراغتش به کسب مهارت های جدید برای رفع مایحتاج زندگی اش نائل گردند . چنانچه موجودیت ستوپه بزرگ در سمنگان شاهد روشن بر موجودیت انسانهای پیشرفته و متمدن آن زمان است . باستان شناسانى که از آبده تخت رستم دیدن نموده اند به این باور اند که این آثار اگرچه مربوط به دوران بودایى ها بوده اما قدامت تاریخى حدود ۲۵۰۰ ساله قبل از میلاد دارد . که یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم و از جمله شاهکار معماری عصر بودائی در أفغانستان قدیم است .

    در شمال هندوکش با افزایش جمعیت انسانی، بشر از عصر جمع‌آوری غذا یا (شکار) وارد مرحله تولید غذا یا (کشاورزی) شده و برای ادامه حیات شان نسل ‌هایی از حیوانات را اهلی کرده و گونه های از گیاهان را کشت نموده و به خدمت گرفته اند . این انسانهای بومی این سرزمین بعد از آنکه وارد مرحله زراعت و دامداری گردیدند شروع به ساختن قریه ها و دهکده ها کرده و آ ثار چندین دهکده بسیار قدیمی که در نقاط مختلف کشور کشف شده است دال بر این نظریه میباشند . برای تثبیت این نظریه در انسیکلوپدیا آمریکانا ۱۹۸۲ آمده است که “دامنه های شمالی کوههای هندوکش که رو به سوی ترکمنستان دارد، بعنوان یکی از نخستین محل زیست انسان هایی که به کار کشاورزی اشتغال داشته اند پذیرفته شده است”{۳۰}. باستانشناسان شوروی نیز به این باور اند که گندم در ۱۶ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد، در کناره ‌های دریای آمو در شمال کوه هندوکش کشت می شده است و بعدا دانش و روش کشت گندم از آن جا به مندیگگ رفته است . در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۵۰ پیش از میلاد در روستای مندیگک، یک شهر باستانی با دو بارو گرداگرد آن که باروی بیرونی چهارگوش با محیطی در حدود یک کیلومتر بوده که در وسط این بارو ها کاخی با دیواری آجری که فقط ۳۵ متر آن باقی مانده، کشف گردید که این کاخ با ستونها و نقشهای برجسته تزئین گردیده است. نمونه از سفالهای گوی مانند بانقش یک چارپای شاخدار باچشمانی گرد و درشت که از مخروبه مندیگک بدست آمده است را در عکس پائین که در موزیم کابل قرار دارد، مشاهده مینمائید.

    در این دوره، صنعت سفالگری و هنر معماری بوجود آمده و آدمیان عصر نوسنگی درکنار چشمه‌ ها و امتداد رودخانه ‌ها و مناطق امن، خانه های گلی با پوشش چوب و حصیر برای شان ساخته و دهکده‌های اولیه را بوجود آورده و با استقرار درین دهکده ها زمینه آغاز مرحله شهر نشینی را فراهم ساختند .

    هم زمان ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح که در قسمت شمال هندوکش جای پای تمدن اولیه بشری آنهم چنان پیشرفته به مشاهده میرسد که شامل کشاورزی و کشت انواع گندم بوده و مس و طلا و برنز را مورد استفاده قرار داده است در جنوب هندوکش نیز مردمانی متاثر ازین تمدن زندگی میکرده اند . به همین دلیل پروفیسر «اسکو پرپولا» Asko Parpola معتقد است که وحدت و همگرایی هر دو سوی کوه های «هندو کش» راه را برای تبادله فرهنگی گسترده در هر دو سو باز کرده است . به همین دلیل باستان شناسان در اثر کاوشهای باستانی از مغاره چهل ستون در مرکز بامیان بعضی آلات و ابزار سنگی و استخوانی بدست آورده که پیدایش این قبیل آثار بیانگر آن است که این دوره متعلق به عصر پارینه سنگی بوده و انسانهای آن زمان از آلات و ادوات یاد شده برای شکار و دفاع از خویش استفاده میکردند . با توجه به ارتباط مردمان حوزه تمدنی شمال و جنوب هندوکش، در بخشی از تحقیقات دانشمند شوروی سابق آقای یو. و. کانکوفسکی که در دشت ناور غزنی صورت گرفته آمده است که :”افغانستان یک کشور باستانی است . اگرچه تاریخ دقیق نخستین اسکان انسان در این سرزمین تا کنون تعیین نگردیده است، اما تحقیقات و تحلیل ‌های باستان ‌شناسان بر پایه آلات و ابزار بدست آمده از دشت ناور ولایت غزنی نشان می‌دهد که حداقل در حدود ۱۰۰- ۲۰۰ هزار سال قبل در سرزمین امروزی افغانستان، انسان‌هایی که به شکار مشغول بودند، زندگی داشتند”{۳۱}. اما درینجا باید متذکر شوم که اگر تاکنون در هزارستان، کاوشهای باستان شناسی صورت نپذیرفته عوامل زیادی درین قضیه دخیل بوده است اما این بدین معنی نیست که در هزارستان سایت های باستانی و نشانه های از انسانها و تمدن های قدیم موجود نباشد . من از کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها از صص ۱۹۶- ۱۹۸ بصورت اختصار چند منطقه هزارستان را نام میبرم که آثار مخروبه های قدیمی در آن جا ها وجود دارد که اگر مورد کاوش باستان شناسان قرار گیرد بسیاری از ابهامات موجود، روشن خواهد گردید.

    ۱- منطقه نوبزک در دشت کرمان لعل، مخروبه ای باستانی با خشت های بزرگ .

    ۲- شهرک ، در دامنه کوه بابا از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود.

    ۳- شار خوات، که مملو از آثار باستانی و تاریخی است .

    ۴- تَی حصار، در کجاب از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود

    ۵- شیرقلا، در اجرستان به مساحت حدودا نود هزار متر مربع .

    ۶- تپه های رَشَک و خاک بتک، در منطقه آق زات ولسوالی پنجاب .

    ۷ – قلعه دره جودان، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

    ۸- چهل برجه، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

    ۹- تپه کرگس کورگه، در ۲۰ مایلی شرق مرکز دایکندی .

    ۱۰ – غار باستانی تگاو غار، در منطقه دایزنگی .

    و…

    این مناطق نمونه های کوچکی است از اثار بجا مانده باستانی در مناطق هزارستان که اگر مورد کاوشهای علمی باستان شناسان قرارگیرد نه تنها بخش عمده ای از تاریخ هزاره ها بل زوایای تاریک تاریخ کشور مان افغانستان نیز روشن خواهد شد. چنانچه کاوش ‌های که در سال ۱۹۵۱م در مندیگک واقع در پنجاه و پنج کیلومتری شمال قندهار صورت گرفت، ثابت ساخت که قبل از هجوم اریائی ها، مردمان این منطقه از سه هزار سال پیش از میلاد، ده‌نشین بوده و خانه هایی از خشت و گِل می‌ساختند و به زراعت و دامداری نیز آشنا بودند که جزء ساکنان بومی افغانستان امروزی بوده اند . استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : ” چند تن از مورخین جمهوری ترکیه موفق شده اند، تعداد قابل توجهی از واژه های سومری را با واژه های ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله پروفیسر دکتر عثمان ندیم تونا در کتاب ” روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی”بیشتر از دو صد واژه سومری را با زبان ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور محمد تقی زهستانی در کتاب “تاریخ دیرین ترکان “حدود ۳۰ واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به سهم خویش درباره زبان سومری اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه واژه های زیادی از زبان ترکی – مغولی را شناسایی کرده ام که با زبانهای بین النهرین قدیم و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت دارد. برای من مسلم شده است که اقوام سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام ساکنین ماقبل آریا که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی و یا زبان اورال – التایی یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق به دست می آید این است که وقتی اقوام سومری – ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند”{۳۲}. این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقای روث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که “شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است “{۳۳}. هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: ” ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند”{۳۴}. در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که “قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند”{۳۵}. به همین لحاظ “واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود”{۳۶}. گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود “ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : “به نظر می رسد که فرهنگ مذکور ” آسیانیک ” از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند”.

    ادامه دارد

    ۲۸- افغانستان و هند در روشنی تحقیقات باستان شناسی، احمد علی کهزاد،منبع بنیاد فرهنگی کهزاد، اصل نسخه مورخ ۱۲ قوس ۱۳۴۲

    ۲۹- http://iran-archaeology.persianblog.ir/post/11

    ۳۰- https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84

    ۳۱- یو. و. کانکوفسکی، تاریخ افغانستان، مسکو – ۱۹۸۲، ص ۲

    ۳۲- مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان-

    http://kelkin-mag.blogfa.com/page/mag17.aspx

    ۳۳- نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص ۱۵۴ تهران ۱۳۶۹

    ۳۴- تاریخ تمدن، جلد اول، ص ۵۰ . ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران ۱۳۶۶

    ۳۵- تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز. چاپ سوم صص ۹۰ – ۹۱ ترجمه علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۵۴

    ۳۶- موسوی، سید عسکر، هزاره های افغانستان، ص ۶۷

    1. اشکان می گوید

      “هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد” این هنری کارلوس رو از کجات در آوردی که هیچ سابقه ای ازش هیچ جا نیست؟؟؟؟؟؟ خوب شد نگفتی روبرتو کارلوس!!!!! ذهتابی و اون یکی تو ترکیه که معلومه باید همچین چرندی رو بگن. از طرف گریشمن حرف نزدن: فرانسوی ها می خورنتا….(دیدی که تازه گیا ) خوبه دیگه مگر فقط تو اینترنت یاوه پراکنی کنید در جامعه های جهانی که حرفی برای گفتن ندارید. به امید روزی که ایران و ایرانی از شر دشمن و گرگهای خاکستری(بوز قورتها) نجات پیدا کنند.

      1. tt می گوید

        agha ashkan age subute mohkami nadari va ya aslan etelaate tarikhi nadari mane nasho.

      2. علی می گوید

        اقای اشکان متاسفانه باید بگم شما انسانی بی ادب و نژاد پرست هستید. من ایرانی هستم اما یک ترک هم هستم و هیچ کدام ازاینها رو جدا از هم نمیخوام و به هیچ احدی اجازه استحاله تمدن بزرگ ترک رو هم نخواهم داد ؛ ایران کشوری کسیرالمله است و با حذف سایر تمدنها و توهم زائی اریایی نمی توان به جائی رسید ؛ توهین به دیگران توهین به خودتان است.

        1. فرزند ایران می گوید

          برادر ای حرفت درسته توهین کردن کار زشتیه اما دروغ گفتن هم کار زشتر شماها دارین تاریخ جعل میکنین که با اونی که تو غرب و شرقه تفاوت داره و این اصلا درست نیست رفتین تمام جاها برای خودتون تا قبل دایناسورها تاریخ دراوردین متن اون پسره اصلا صحت نداره چجوری ثابتش کنم؟

        2. حسن می گوید

          اگر منظورت مردم ترک زبان باشه درسته ولی تو ایران به جز ترکمن ها و قوم قاجار و تک و توک اقوام پراکنده که اصالتاً هم ترک نژاد هستند، بقیه ترک های ایران فقط ترک زبان هستند که این رو هم می شه از روی چهره آدمها فهمید(چشمان باریک و کشیده که یکی از مشخصت اصلی نژاد زرد بین ترکمن ها، قزاق ها، قرقیز ها، ازبک ها و سایر مردم شرق مثل چین و ژاپن و کره و …است) و همینطور ژنتیک آدمها که دروغ نمی گه. نگاه کنید به هاپلوگروپ مردم نواحی ایران و همچنین تحقیقات دکتر اشرفی بناب.
          با سپاس

    2. علی حاجی می گوید

      !!!!!!!!!!!!!!!دمت گرم تو دیگه کی هستی من یه ترکم شاهین‌دژ هستم اما بخاطر امثال شما خجالت میکشم البته این ایراد به خیلی از فارس ها هم هست کلا وقتی تو تفکراتت تعصب باشه ته تهش به حماقت میرسه زنددددددددده بااااااااد اااااااااایران با تمام قوم و زبان هاش

  12. faryar می گوید

    نخست بر شما درود
    دوم این که اگر می خواهید داستان بنوسید بحث دیگری است ولی اگر می خواهید تاریخ بنویسید لطفا همیشه مستند بنویسید.
    سوم :از این که این بار تخفیف دادید واصرار نفرمودید که سومری ها ترک هستند از شما سپاس گزارم.اگر روزی دانشمندان خبره و متخصص به این نتیجه یا هر نتیجه ی دیگری برسند ما هم خوشحال می شویم ولی خوش تر است که تا آن روز ما دست به خیال بافی نزنیم.
    چهارم آن که دکتر یوسف مجید زاده که اهل خاک پاک تبریز هستند(همشهری شما)و بهترین میانرودان شناس و از طرفی مهمترین شخصیتی که شخصا جیرفت را حفاری کردند به خود اجازه نداند که همانند شما نظریه پردازی کنند و بگویند که سومری ها از جیرفت به بین النهرین رفتند بلکه بر عکس آن را تمدنی مستقل و مربوط به حوزه ی تمدنی هلیل رود می دانند که دارای خط منحصر به فردی است و کهن تر از خط و تمدن سومری که تمدن سومری تحت تاثیر آن بود و به نظر ایشان ظن قریب بر این است که آن تمدن ناشناخته که در اسناد سومری با نام” آراتا” آمده همانا تمدن جیرفت است.(برای اطلاع بیشتر به تنها کتاب ایشان درباره ی جیرفت که وزارت ارشاد چاپ کرده و گزارش های مفصل ایشان و همکارانشان که در همایش دانشگاه شهید با هنر کرمان به سال۸۷ ارائه شده رجوع فرمایید.)
    پنجم :اگر اندکی در مطالعه ی تاریخ ایران با حوصله تر و دقیق تر باشید ملاحظه می کنید که میان رودان پس از ورود صلح جویانه کوروش به آن همچنان پایا و زنده بود و به هیچ وجه محو نشد ولی البته با کمرنگ شدن نقش تبار سامی ونقش افرینی ایرانیان.میان رودان از زمان باستان (به جز دوره ی فتوحات عرب )تا حمله ی مغول و سقوط بغداد یکسره و همیشه زنده بود.شما کافی است برای نمونه فقط تاریخ فکر در میان رودان را از کوروش تاهولاکوخان مغول پی گیری نمایید تا متوجه و آگاه شوید که این سرزمین چه قدر زنده بود.از یک سرزمین محو شده چگونه این همه” ملل ونحل ” تولید شده است آقای کاظمی؟
    لطفا برای احترام به خود وخواننده “مستند” بنویسید و صد البته
    اسناد را همان گونه که هست استفاده نمایید و مصادره به مطلوب نفرمایید.
    با احترام

    1. احمد می گوید

      منشاء نژادی، قدامت تاریخی و وجه تسمیه اَزرَه ها

      عباس دلجو

      abbasdeljo@yahoo.com.au

      بخش پنجم

      خوشبختانه آثار بجا مانده از تمدنهای باستانی در افغانستان کنونی تا اندازه ای به تائید این نظریه کمک کرده است . آثاری به دست آمده از غار قره کمر در ایبک مرکز ولایت سمنگان‌، هزار سم سمنگان، آق کپرگ در مزار شریف‌، غار چهل ستون در مرکز بامیان، دشت ناور غزنی و… ثابت کرده است که هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها درین سرزمین، انسانهای بومی در این مناطق زندگی میکرده و مدنیت اولیه بشری را پایه گذاری کرده اند . موجودیت این آثار باستانی ثابت میسازد که قبل از ظهور آریائی ها و مهاجرت ایشان به ایران، افغانستان و هندوستان، درین مناطق انسانهای بومی از نژاد ترک که خالق مدنیت های شگفتی در حوزه های محل زیست شان بودند، میزیستند . بنا بگفته جناب احمد علی کهزاد مورخ و باستان شناس مشهور کشور :”این نتیجه روشن است که قبل از ظهور آریاها و مهاجرت ایشان از آریانا به هندوستان، چه در حوزهً هیرمند، چه در حوزهً سند، چه در حوزهً گنگا و چه در حوزهً آمو دریا یک مدنیت دامنه داری وجود داشت که در اساسات کلی ساخت منازل، ساخت ظروف گلی، ساخت هیکل های ارباب انواع و حیوانات و غیره از هم مغایرت نداشت”{۲۸}.

      در سال ۱۹۵۴میلادی آقای کارلتن ‌کوون آمریکایی، جهت پیدا کردن ردپای انسانهای اولیه و نشانه های از تمدن های باستانی درین کشور به کاوش‌ های علمی در منطقه «قره‌کمر» واقع هشت کیلومتری شمال سمنگان پرداخت . که از آنجا تعداد زیادی افزار سنگی و استخوانی را از قبیل سنگ چقماق، وسایلی ساخته شده از استخوان حیوانات، ذغال و خاکستر بدست آورد . آثاری که در اثر حفاری از منطقه ایبک سمنگان از غار «قره کمر» بدست آمده است، نشانه تمدن انسانی حتی قبل از سومری ها است که به دوره قدیم حجر متعلق بوده که طبق تقسیم بندی باستان شناسان، دوره پارینه سنگی به بیست تا چهل هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد . این بدین معنی است که در آن دوره قدیم سنگ، قسمت های شمال هندوکش، محل زیست انسانهای بوده که در دوره حجر زیست داشته اند . طبق تحقیقات باستان شناسان، سایت های باستانی مختلف از عصر پارینه سنگی در حوزه تمدنی آمو دریا و سند کشف شده که من بصورت نمونه تعدادی از ان سایت ها را ذیلا نام میبرم :

      “کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی

      دره سوات در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی

      اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی

      پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی

      دره کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی

      غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی

      اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی

      آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی

      غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی”{۲۹}

      بعدا ابزارسازی بشر در دوره میانه سنگی پیشرفت قابل محسوسی کرده شامل تله، تیر و کمان، تور و قلاب و نیزه میگردد . تا آنکه این انسانها بمرور زمان از نگاه فکری تکامل یافته و باالتبع تغیراتی در شرایط و چگونگی زیست شان بوجود آورده و داخل عصر نوسنگی و بعدا کشاورزی شده اند .

      در سال ۱۹۵۶ حفاری دیگری توسط داکتر لوئی دوبری محقق و باستان شناس مشهور امریکائی در منطقه «آق کپرک» مزار شریف صورت گرفت که از آنجا آثاری با ارزشی قدیمی متعلق به دور جدید سنگ (نه هزار سال قبل از میلاد) از قبیل آئینه برنجی، انگشتر با نگین های لاجوردی، قیزه اسپ و… بدست آمده است که این خود نشانی از جای پای تمدنهای اولیه بشری است که خالق آن مردمان ترک بوده اند و به همین لحاظ تا هنوز این مناطق نامهای ترکی خود را حفظ کرده است . باید خاطر نشان ساخت که عصر «نوسنگی» یک مرحله پیشرفته ای در زندگی انسان بدوی به حساب آمده و منجر به انقلاب و تحولی در سیر حیات آدمیان آن عصر گردیده است . در این دوره (عصر نوسنگی) در فاصله زمانی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انسان های این ساحه در روند تکامل، گامهای بزرگی برداشته و به پیشرفت ‌های بسیاری در زمینه‌ های فرهنگی،‌ اقتصادی و اجتماعی نائل شده اند . در طی این دوره، بشر به کشفیات مهمی نایل آمد. انسان این دوره، با کشف کشاورزی و کشت گندم و جو و اهلی کردن حیوانات و پرورش گاو و گوسفند، به زندگی ده نشینی پرداخته و در نتیجه دهکده ها بوجود آمده و زندگی جمعی شکل نوینی بخود اختیار کرد . انسانها شیوه صیقل زدن سنگ ها، طرز ساختن ظروف سفالی، شیوه بافندگی پارچه را بمرور زمان کشف و آموختند . طبعا اسکان در دهکده ها، شیوه ی زندگی انسان های عصر نوسنگی را به کلی دیگرگون کرد. اسکان در دهکده ها باعث شد که بشر بتواند مازاد بر احتیاجش، غذا تولید کرده و از اوقات فراغتش به کسب مهارت های جدید برای رفع مایحتاج زندگی اش نائل گردند . چنانچه موجودیت ستوپه بزرگ در سمنگان شاهد روشن بر موجودیت انسانهای پیشرفته و متمدن آن زمان است . باستان شناسانى که از آبده تخت رستم دیدن نموده اند به این باور اند که این آثار اگرچه مربوط به دوران بودایى ها بوده اما قدامت تاریخى حدود ۲۵۰۰ ساله قبل از میلاد دارد . که یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم و از جمله شاهکار معماری عصر بودائی در أفغانستان قدیم است .

      در شمال هندوکش با افزایش جمعیت انسانی، بشر از عصر جمع‌آوری غذا یا (شکار) وارد مرحله تولید غذا یا (کشاورزی) شده و برای ادامه حیات شان نسل ‌هایی از حیوانات را اهلی کرده و گونه های از گیاهان را کشت نموده و به خدمت گرفته اند . این انسانهای بومی این سرزمین بعد از آنکه وارد مرحله زراعت و دامداری گردیدند شروع به ساختن قریه ها و دهکده ها کرده و آ ثار چندین دهکده بسیار قدیمی که در نقاط مختلف کشور کشف شده است دال بر این نظریه میباشند . برای تثبیت این نظریه در انسیکلوپدیا آمریکانا ۱۹۸۲ آمده است که “دامنه های شمالی کوههای هندوکش که رو به سوی ترکمنستان دارد، بعنوان یکی از نخستین محل زیست انسان هایی که به کار کشاورزی اشتغال داشته اند پذیرفته شده است”{۳۰}. باستانشناسان شوروی نیز به این باور اند که گندم در ۱۶ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد، در کناره ‌های دریای آمو در شمال کوه هندوکش کشت می شده است و بعدا دانش و روش کشت گندم از آن جا به مندیگگ رفته است . در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۵۰ پیش از میلاد در روستای مندیگک، یک شهر باستانی با دو بارو گرداگرد آن که باروی بیرونی چهارگوش با محیطی در حدود یک کیلومتر بوده که در وسط این بارو ها کاخی با دیواری آجری که فقط ۳۵ متر آن باقی مانده، کشف گردید که این کاخ با ستونها و نقشهای برجسته تزئین گردیده است. نمونه از سفالهای گوی مانند بانقش یک چارپای شاخدار باچشمانی گرد و درشت که از مخروبه مندیگک بدست آمده است را در عکس پائین که در موزیم کابل قرار دارد، مشاهده مینمائید.

      در این دوره، صنعت سفالگری و هنر معماری بوجود آمده و آدمیان عصر نوسنگی درکنار چشمه‌ ها و امتداد رودخانه ‌ها و مناطق امن، خانه های گلی با پوشش چوب و حصیر برای شان ساخته و دهکده‌های اولیه را بوجود آورده و با استقرار درین دهکده ها زمینه آغاز مرحله شهر نشینی را فراهم ساختند .

      هم زمان ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح که در قسمت شمال هندوکش جای پای تمدن اولیه بشری آنهم چنان پیشرفته به مشاهده میرسد که شامل کشاورزی و کشت انواع گندم بوده و مس و طلا و برنز را مورد استفاده قرار داده است در جنوب هندوکش نیز مردمانی متاثر ازین تمدن زندگی میکرده اند . به همین دلیل پروفیسر «اسکو پرپولا» Asko Parpola معتقد است که وحدت و همگرایی هر دو سوی کوه های «هندو کش» راه را برای تبادله فرهنگی گسترده در هر دو سو باز کرده است . به همین دلیل باستان شناسان در اثر کاوشهای باستانی از مغاره چهل ستون در مرکز بامیان بعضی آلات و ابزار سنگی و استخوانی بدست آورده که پیدایش این قبیل آثار بیانگر آن است که این دوره متعلق به عصر پارینه سنگی بوده و انسانهای آن زمان از آلات و ادوات یاد شده برای شکار و دفاع از خویش استفاده میکردند . با توجه به ارتباط مردمان حوزه تمدنی شمال و جنوب هندوکش، در بخشی از تحقیقات دانشمند شوروی سابق آقای یو. و. کانکوفسکی که در دشت ناور غزنی صورت گرفته آمده است که :”افغانستان یک کشور باستانی است . اگرچه تاریخ دقیق نخستین اسکان انسان در این سرزمین تا کنون تعیین نگردیده است، اما تحقیقات و تحلیل ‌های باستان ‌شناسان بر پایه آلات و ابزار بدست آمده از دشت ناور ولایت غزنی نشان می‌دهد که حداقل در حدود ۱۰۰- ۲۰۰ هزار سال قبل در سرزمین امروزی افغانستان، انسان‌هایی که به شکار مشغول بودند، زندگی داشتند”{۳۱}. اما درینجا باید متذکر شوم که اگر تاکنون در هزارستان، کاوشهای باستان شناسی صورت نپذیرفته عوامل زیادی درین قضیه دخیل بوده است اما این بدین معنی نیست که در هزارستان سایت های باستانی و نشانه های از انسانها و تمدن های قدیم موجود نباشد . من از کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها از صص ۱۹۶- ۱۹۸ بصورت اختصار چند منطقه هزارستان را نام میبرم که آثار مخروبه های قدیمی در آن جا ها وجود دارد که اگر مورد کاوش باستان شناسان قرار گیرد بسیاری از ابهامات موجود، روشن خواهد گردید.

      ۱- منطقه نوبزک در دشت کرمان لعل، مخروبه ای باستانی با خشت های بزرگ .

      ۲- شهرک ، در دامنه کوه بابا از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود.

      ۳- شار خوات، که مملو از آثار باستانی و تاریخی است .

      ۴- تَی حصار، در کجاب از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود

      ۵- شیرقلا، در اجرستان به مساحت حدودا نود هزار متر مربع .

      ۶- تپه های رَشَک و خاک بتک، در منطقه آق زات ولسوالی پنجاب .

      ۷ – قلعه دره جودان، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

      ۸- چهل برجه، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

      ۹- تپه کرگس کورگه، در ۲۰ مایلی شرق مرکز دایکندی .

      ۱۰ – غار باستانی تگاو غار، در منطقه دایزنگی .

      و…

      این مناطق نمونه های کوچکی است از اثار بجا مانده باستانی در مناطق هزارستان که اگر مورد کاوشهای علمی باستان شناسان قرارگیرد نه تنها بخش عمده ای از تاریخ هزاره ها بل زوایای تاریک تاریخ کشور مان افغانستان نیز روشن خواهد شد. چنانچه کاوش ‌های که در سال ۱۹۵۱م در مندیگک واقع در پنجاه و پنج کیلومتری شمال قندهار صورت گرفت، ثابت ساخت که قبل از هجوم اریائی ها، مردمان این منطقه از سه هزار سال پیش از میلاد، ده‌نشین بوده و خانه هایی از خشت و گِل می‌ساختند و به زراعت و دامداری نیز آشنا بودند که جزء ساکنان بومی افغانستان امروزی بوده اند . استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : ” چند تن از مورخین جمهوری ترکیه موفق شده اند، تعداد قابل توجهی از واژه های سومری را با واژه های ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله پروفیسر دکتر عثمان ندیم تونا در کتاب ” روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی”بیشتر از دو صد واژه سومری را با زبان ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور محمد تقی زهستانی در کتاب “تاریخ دیرین ترکان “حدود ۳۰ واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به سهم خویش درباره زبان سومری اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه واژه های زیادی از زبان ترکی – مغولی را شناسایی کرده ام که با زبانهای بین النهرین قدیم و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت دارد. برای من مسلم شده است که اقوام سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام ساکنین ماقبل آریا که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی و یا زبان اورال – التایی یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق به دست می آید این است که وقتی اقوام سومری – ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند”{۳۲}. این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقای روث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که “شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است “{۳۳}. هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: ” ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند”{۳۴}. در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که “قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند”{۳۵}. به همین لحاظ “واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود”{۳۶}. گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود “ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : “به نظر می رسد که فرهنگ مذکور ” آسیانیک ” از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند”.

      ادامه دارد

      ۲۸- افغانستان و هند در روشنی تحقیقات باستان شناسی، احمد علی کهزاد،منبع بنیاد فرهنگی کهزاد، اصل نسخه مورخ ۱۲ قوس ۱۳۴۲

      ۲۹- http://iran-archaeology.persianblog.ir/post/11

      ۳۰- https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84

      ۳۱- یو. و. کانکوفسکی، تاریخ افغانستان، مسکو – ۱۹۸۲، ص ۲

      ۳۲- مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان-

      http://kelkin-mag.blogfa.com/page/mag17.aspx

      ۳۳- نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص ۱۵۴ تهران ۱۳۶۹

      ۳۴- تاریخ تمدن، جلد اول، ص ۵۰ . ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران ۱۳۶۶

      ۳۵- تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز. چاپ سوم صص ۹۰ – ۹۱ ترجمه علی اصغر حکمت، تهران ۱۳۵۴

      ۳۶- موسوی، سید عسکر، هزاره های افغانستان، ص ۶۷

      1. محمد رضا می گوید

        برادر افغانی واقعا از مطلبت خیلی خوشم اومد و توانستم چند خط نوشته در مورد تاریخ بیرون از ایران بخونم و بفهم که مردم بیرون از ایران هم تاریخ دارند و تاریخشان نیز خیلی پر بارتر و مستند تر از تاریخ ایرانه

        1. فرزند ایران می گوید

          اونجا هم جزی از ایران بود تا چند سال پیش فقط این اقا یه مشت اراجبف سر هم کرد دروغ در ضمت تورک بود نه افغان که استاد جعل تاریخن

          1. ناشناس می گوید

            به نظر من هر کس از نژاد و نصب و دین و جنسیت حرف زد باید به بهره هوشیش شک کرد، همه نژادها اول که مخلوط شدن دوما حتی دو برادر هم مثل هم وجود ندارد چه برسه نژاد که این همه انسانها با هم متفاوت ان

      2. فرزند ایران می گوید

        تخته گاز رفنی تا کجا اولا هجوم نه بگو مهاجرت در ضمن تورکها ائنجا چیکار میکردند بعدش شما این همه تولیدات داشتین که با تولید چین و ژاپن الان برابری داشت چرا از درون مردمی مثل شما تیمور چنگیز و یه مشت وحشی های دیگه بیرون زد ؟؟؟؟ زبان ترکی را با سومریان یکی کردند برای بلند کردن تمدن مجهول ترکی وگرنه استاد جعل تاریخ ترکها هستند سندشم خیلی ها از بزرگگان اروپا اعلام کردند که می تونین ببینین در اینترنت خیلی تولید ماخالص داشتین ماشا؟الله

        1. محمد می گوید

          تمدن مجهول ترکی ?
          مشخصه که بدجوری زیره فشار موندی
          آریاییهای مهاجر وقتی وارد این سرزمین شدن لخت مادرزاد بودن ، درحالییکه سومریها لباس برتن داشتند.
          اگر به کشورگشایی نام وحشی گری بذاریم ، کوروش که میشه سردسته ی وحشیها
          هرچند که کوروش خودش رو آشوری معرفی میکنه!!!
          از همین منشور تقلبی حقوق بشر کوروش هم ۶ تا در عراق وجود داره لدفن برو ببین
          یا از ستونهای بنای ناقص و ساختگیه تخت جمشید در عراق چنتا هست برو ببین تا خوب متوجه بشی که در توهم زندگی میکنی
          حتی اگه بری حمله ی مغول(ترک) به غزنویان(ترک) رو مطالعه بکنی متوجه میشی که چنگیزخان چقدر با شعور و با تدبیر بود و شروع کننده ی جنگ نبوده!
          سوال:
          چرا پان فارس ها فقط به تمدن ۲۵۰۰ سال پیششون اشاره میکنند ؟
          جواب: چون بعد هخامنشی و ساسانیان ، در حدود ۶۰۰ سال تحت سلطه ی اعراب بودن و نزدیک ۱۰۰۰ سال تحت سلطه ی ترکها !!!

          1. سینا می گوید

            شما ترکها چون خودتون تاریخ کهنی ندارید و اصلا تمدنی باستانی نداشتید،به دزدی تاریخ می پردازید و تاریخ را جعل میکنید. در حقیقت سومری ها اصلا ترک نبودن. سومری ها از اقوام باستانی بین النهرین هستند و ربطی به ترکها ندارند. ترکها بعد از اسلام و از قرن یازدهم میلادی به فلات ایران و آناتولی آمدند در حالی که پارسیان از چهار هزار سال پیش در ایران حضور داشتند. اینکه هخامنشیان را جعلی میدانید این نشان دهنده اوج حسادت شما به تمدن ایران است وگرنه به قدری از هخامنشیان آثار باستانی و کتیبه و نوشته های مورخین مختلف باقی مانده که در صحت آنها هیچ شکی نیست. علاوه بر هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان نیز دیگر حکومت های قدرتمند ایران باستان هستند که در زمان خودشان ابر قدرت بودند.بعد از اسلام هم حکومت های ایرانی سامانیان و صفاریان و آل بویه توانستند ایران را از سلطه عرب ها نجات دهند و سامانیان و آل بویه باعث احیای فرهنگ ایرانی شدند و نقش ایرانیان نیز در حکومت عباسیان انکار نشدنی است و این ایرانیان بودند که به فرماندهی ابومسلم خراسانی حکومت امویان را از بین بردند و گفته شما در مورد ۶۰۰ سال زیر سلطه عرب ها بودن کاملا دروغ و کذب است. حکومت های ترک غزنوی و سلجوقیان نیز چون از امور کشور داری بی خبر بودند از ایرانیان برای وزارت و اداره امور کشوری استفاده میکردند. بیهقی و بونصر مشکان از وزرای ایرانی معروف در عصر غزنوی و خواجه نظام الملک توسی و عمید الملک کندری هم از وزیران ایرانی معروف سلجوقیان هستند. در حقیقت ترک ها تمدن و آداب کشور داری را از پارسیان آموختند و این حقیقتی انکار نشدنی است. متاسفانه شما پانترک ها با جعل تاریخ سعی در ایجاد هویتی دروغین برای خود هستید زیرا که فقر فرهنگی دارید و نمی دانید که چگونه خلاء تمدنی که ترکها دارند را جبران کنید همان طور که آتاتورک نیز به فقر هویتی و فرهنگی ترکها اعتراف کرده! پس شما ترکها با دروغ پردازی نمیتوانید برای خودتان تمدن و تاریخ بسازید.

          2. مهیار می گوید

            درود داداش واقها به عنوان یه برادر اذری خیلی حرفاتو قبول دارم اذری ها و ترگ هایی که پان و نژد پرستن مایه ی ننگ بر نژاد اذری و حتی نژاد خودشون چون دزدی بیش نیستن

          3. مهیار می گوید

            هه لخت مادر زاد انگار مارو خودتون یا یونانیان فرض گردید مایی که تخت جمشید و پاسار گاد داریم که همشون با لباس های خوش رنگ‌و زیبا بود لخت مادر زاد به ایران اومده باشیم؟ حداقل همانند شما چنگیز و تیمور و هلاکو نزده بیرون ازمون در ضمن نظریه ورود اریایی ها از شمال که میشه صیبری رد شده و تسبیط شده که اریایی ها ۱۰ الهی ۱۲ هزار سال در ایران بودن و طی زمان مهاجرت هایی به اروپا و هند و بقیه جاهای خاورمیانه داشتن و تاریخ رسمی خود ایران بدون در نظر گرفتن نژاد از نظر سال میترایی ۷۰۱۲ سال

          4. آرش عسکری سبزکوهی از ایل غیور قشقایی می گوید

            به داشتن هموطن و هم تباری مانند شما افتخار می کنم زنده و جاوید باشید

          5. کوروش می گوید

            شما الان ساندیس خوری؟ طرف کی ای ؟

      3. ارش کاوه می گوید

        یک قسمتی از افغانستان که هم مرز با چین و ازبکستان است درست است از تبار مغول هستند ولی سمنگان ربطی به مغول تبارها ندارد ولی همه ما انسان هستیم بیایید مسابقه را بر مبنای انسانیت بگذاریم و سعی کنیم برنده انسانیت باشیم تا اثبات نژاد و قوم و قبیله خودمان
        فراموش نکنیم که همه ما از نژاد انسانیم
        کو میگشت گرد شهر با چراغ
        کز دیو دد بیازارم و انسانم ارزوست
        ای انسان قهرمان بشریت و انسانیت باش نه زبان و نژاد

      4. نموند می گوید

        چی میگی خودت یبار بخون. تو یه محله یه خانواده حدید بیاد. میخوان بگن میدون غلان یه ایم جدید میزارن که خودشون متوجه بشن یعنی تو یکسال اسم محله عوص میشه اونوقت از بیست هزار سال قبل یه اسم ترکی رو غار گذاشتن. تمدنها اومدن رفتن وهمون اقوام که تو میگی ترک بودن زبان فارسی یاذ گرفتن. و زبان فازسیشون چند شاخه شد ولی اسم ترکی غار موند. خجالت بکشید.. تو خودت الان کجای کاری. چه کار مفیدی برای خانوادت فامیل افوام شهرت انجام دادی. ایا مردم ازت راضی هستن. اصلاتو از نژاد خوب ایا الان مفید هستی. بعید بدونم اگه ادم مفیدی بودی نیاز نداشتی. این همه اراجیف بنویسی. خدا همه ما رو کمک گنه تا ارشاد بشیم

      5. Black می گوید

        کی حوصله داره اینارو بخونه 🤣

      6. ناشناس می گوید

        عزیزان هزاره که اصالتا مغول هستند و دوستان پشتو ساکنان جدید خراسان شرقی بحساب میان ، مسلمان تمدنهایی در دوره های کهن همه حای دنیا پیدا میشه اما انچه واضح هست تمدن در بین النهرین شکل گرفته و اولین دولت شهر ها اونجا بودن و مسلمتر اینکه زردپوست نبودن این بحث نژاد پرستی نیست هنوز مردمانی از اون دوران در این سرزمینها هستن که معلومه نژادشون چیه و البته استخوانهای بجا مانده در گورها و خمره گورها و آزمایش ژنتیک رو نمیشه نادیده گرفت ، تاریخ سازی و به دنبال پیشینه درخشان بودن وقتی در کنار کشوری مثل ایران باشید وسوسه ای هست که گریبان هر کسی رو میگیره

    2. حمید می گوید

      من با ایشان موافقم قسمت اندکی از متن نوشته شده مطالبی را ادعا میکند که مستند و برپایه ی یافته های علمی تاکنون نمیباشند بلکه درحد نظریه میتوان به انها پرداخت .
      البته بنظر بنده بعنوان یک تحصیل کرده اکادمیک در دکتری شهرسازی باید بگویم که متن فوق در استفاده از واژگان تخصصی در بیان معانی ومفاهیم فقیر میباشد و در چند مورد حتی از آفت باور همگانی (عوام) ، بهره جسته است . که این هیچ پسندیده نمیباشد. باتشکر.

    3. ابی می گوید

      زبان و تاریخ سومری ها از آریایی ها بوده است
      نام یکی از پادشاهان کهن سومر نیز چوپان هست
      زبان اریایی سومر ها التصاقی هست و حتی فارسی و یونانی هم احتمالا در زمان های بسیار دور التصاقی بوده اند اما پارسی پس از مدتی سیر تکاملی را طی کرده و از حالت التصاقی خارج شده است همچنین زبان پارسی در گذشته برای اشیا مختلف جنسیت مذکر و مونث در نظر گرفته می شده که پس از گذراندن مرحله ای دیگر از تکامل زبانی این ویژگی رانیز از دست میدهد سومری یک گونه زبان آریایی اولیه التصاقی بوده است اما البته امروزه هم زبان‌های افریقایی ، چینی ، ژاپنی ، سرخ پوستی ، اسکیموها التصاقی هستند که هیچ ربط و ارتباطی به زبان سومریان و سومری ها نداشته و ندارند ، زبان های آریایی دارای نظم و قانون و ترتیب هستند چیزی که در زبان هایی که جزو آریایی ها نیستند و با زبان آریا بیگانه اند هرگز دیده نشده است .

      1. آتیلا می گوید

        چه داستان بامزه ای. یواش یواش داره خوابم میاد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

jojobetjojobet girişBahsegelbahsegelFree spins casinocasibomMarsbahismavibet