نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان

بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.

• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.

جواد مفرد کهلان

نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.

سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.

شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.

کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.

در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.

مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.

بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.

بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.

کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.

ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.

در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.

این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.

ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.

بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.

به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.

اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.

در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.

طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.

به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.

تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.

در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
711 نظرات
  1. ناصر می گوید

    دهده قورقود سرآمد ادبیات جهانی

    کتاب دده قورقود که از شاهکارهای ادبی-فولکوریک جهانی است،از یک مقدمه و ۱۲ داستان تشکیل شده است.داستانها به نثر و نظم نوشته شده است و در خلال آنها انواع مختلف آثار ادبی شفاهی مانند بایاتی،نغمه،ضرب المثل و حتی مرثیه دیده میشود.اثری حماسی است و هر کدام از داستانها درباره دلاوریها و ماجراهای دل انگیز یکی از قهرمانها ساخته شده است.معهذا هر ۱۲ داستان با یکدیگر نیز ارتباط دارند.در این داستانها جسارت و مردانگی و قهرمانیها و عادات و معیشت و عقاید ترکان اغوز شرح داده شده و وطن خواهی و مهمان دوستی و محبت مادر و فرزند و حرمت زنان و خصلتهای انسانی ستوده شده است.داستانها از قسمتهای منثور و منظوم تشکیل شده و نثر داستانها ساده و به زبان مردم است.اشعار داستانها در حدود دو هزار ………
    http://evsiz.blogsky.com/1389/09/06/post-125/

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) تنها سند کهن درباره نام (توران) است سند استوار اوستا و ریگ واد است
      ۲) در این اسناد به ریشه آریایی تورانی ها آشکارا اشاره شده است
      ۳) برو کتاب اران و آذربایجان نوشته دکتر عنایت الله رضا رو بخون
      ۴) ترکها هرگز در ایران وجود خارجی تا پیش از اسلام نداشته اند
      ۵) این تاریخ دزدی پانترکها خیلی وقت تاریخش تمام شده

      1. ناصر می گوید

        دوست عزیز ،
        ۱- بر فرض تورانی ها ریشه آریایی داشته اند (یا نداشته اند)، حالا آیا باید مردم ایران رو به دو گروه نزاد اآریایی (درجه اول) و غیرآریایی (درجه دو) تقسیم بکنیم؟
        ۲- بر فرض ترکها تا پیش از اسلام در ایران وجود خارجی !! نداشتند،(همونطور که قرنها قبل از اون مردم دیگه ای در اون خاک زندگی می کردند)، ولی حالا که ترک های خیلی زیادی در اون زندگی می کنند (یکیش من) آیا باید اینها رو از ایران بیرون کنیم؟
        ۳- متاسفانه تاریخی که ما ازون مطلع هستیم کاملا درست نیست، از ابتدا انسانیت تا حالا.

        1. ايرانويچ می گوید

          ۱)آریایی بودن تورانی ها یک فرض نیست بلکه یک بنیاد بیگمان درست است.
          ۲) اصلا می دونی آریایی به چه کسانی می گویند!!!؟؟؟خیلی ها خواستند آن را نفع کنند ولی امروزه دانش ژنتیک پاسخ استوار و انکار ناپذیری به آنها داده است.
          ۳) دانش ژنتیک سخن پایانی را می زند و نه یک پان پارس میتونه تغییرش بده و نه یک پانترک
          ۴) هنگامی که آزمایش های ژنتیک همه دانشمندان جهان اعم از ایرانی و خارجی می گوید مردم آذربایجان از نظر مارکرهای ژنتیکی آریایی هستند و نه ترک زرد پوست اویغوری و اغوزی و ازبکی و …. دیگر بقیه سخنان ارزشی ندارد. همانگونه که گفتم دانش ژنتیک سخن پایانی را می زند
          ۵) کسی نگفته شما از ایران بیرون بروید ما می گوییم پای ترکان زرد پوست را به تاریخ این سرزمین همیشه جاوید باز نکنید
          ۶) من هم با شما کاملا هم داستان هستم و اعتقاد دارم تاریخ ایران بسیار دستکاری شده است
          ۷) پسر خوب آیا از سند استوار وندیداد چیزی میدونی!!!!؟؟؟
          ۸) اونجا که اهورامزدا به جمشید آغاز یک سرمای طولانی و توان فرسا را هشدار می دهد!!!؟؟؟
          ۹) جهان ۴ دوره یخبندان داشته است
          ۱۰) این اشاره وندیداد آخرین هنگامه یخبندان است که ۱۴۰۰۰ سال پیش رخ داده است و تا ۱۰۰۰۰ سال پیش ادامه داشته است
          ۱۱) در وندیداد آشکارا به گسترش آریایی ها در این هنگام به سمت نیمروز (نصف النهار = جنوب = سیستان = مانند رستم نیمروزی در شاهنامه) و فلات ایران اشاره می کند
          ۱۲) وجود آریایی های کاسه سر سفالی پیشانی به عقب بالای پیشانی برآمده دست کم ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد در ایران مسجل و حتمی است. یک نگاه به چهره خودت و دوستان و اطرافیانت بنداز ببین ما راست میگیم یا پانترکهای تاریخ جعل کن
          ۱۳) بهتر بدونید دانش زمین شناسی کاملا این موضوع را تایید کرده است
          ۱۴) تنها کتابی که از این هنگامه یخبندان سخن گفته است کتاب وندیداد است
          ۱۵) خوشبختانه دشمنان ایران که همواره تمدن ایران را به مصر و میان رودان و یونان نسبت میدادند توان این جعل را دیگر ندارند
          ۱۶) من از شما میپرسم آریایی ها از کجا میدانستند ۱۴۰۰۰ سال پیش یک یخبندان بزرگ در کره زمین رخ داده است!!!!؟؟؟؟
          ۱۷) چرا هیچ یک از اقوام باستانی مانند سومری ها و بابلی ها و آشوری ها کوچکترین اشاره ای به آن نکرده اند!!!؟؟؟
          ۱۸) این نشان از حضور دیرین آریایی ها از دریاچه خوارزم تا فلات ایران در دست کم ۱۰۰۰۰ سال پیش دارد. یعنی هزاران سال پیش تر از بابلی و آشوری و …
          ۱۹) همه تمدن های جهان وابسته و وامدار ما هستند. منظورم از ما یعنی پارسها آذری ها کردها لرها سیستانی ها مازنی ها و گیلک ها و… هستند

          1. ناصر می گوید

            دوست خوب من ، اینهمه از تاریخ حرف زدی، ولی جواب من رو ندادی، زبان من ترکی هست و این رو نمی تونید انکار کنید چون من هر روز دارم به این زبان با مردم شهرم صحبت می کنم، آیا شما می تونی من رو به عنوان یک ترک زبان (حالا آریایی یا غیر آریایی یا ترک زبان زرد پوست – بماند که اینها همون افکار نژاد پرستانه هست یا نیست) قبول کنی یا نه؟
            امیدوارم کلمات رو دریف کنی و با بلی یا خیر جواب بدی

          2. ايرانويچ می گوید

            ۱) نخست اینکه اگر ما از تاریخ راستین کشورمون دفاع می کنیم نژاد پرست نیستیم تنها اجازه یکه تازی به تاریخ ایران را به پانترکهای تاریخ جعل کن نمیدهیم
            ۲؟) همه سخن ما این است که مردم آذربایجان بنابر همه گواه ها ایرانی نژاد ترک زبان هستند و بس
            ۳) کسی با ترکی سخن گفتن شما مشکلی نداره شما مختاری به هر زبانی که دوست داری سخن بگی ولی نه اینکه چون شما دوست داری ترکی سخن بگی بیایی تاریخ تات ها و تالشی ها و پارت ها و مادها و کاسی ها وگوتی ها و… را عوض کنی.

          3. morteza می گوید

            سلام دوست عزیز زمانی که میخوایی از تمدن و نژاد حرف بزنی باید به زبان و گویش اون منطقه توجه کنی.بعدش باید بری تاریخ جغرافیاشو بخونی.خوب میخواستم بگم که مگه از تاریخ نمیگی مطابق همون تاریخ که شماها دارید ازش میگید آریایی ها از شمال اروپا مهاجرت کردن و به مناطق گرمسیر ایران و هند رفتند.
            بعدش قبل از ورود آریایی ها مادها لولوبی ها و اقوام دیگه زندگی میکردن وقبل ازتر از همه اینا سومریها زندگی میکردن.
            خوب راستی چرا وقتی حرف از تاریخ میزنید از اشکانیان کسی حرف نمیزنه؟دلیلشو میدونی چیه؟
            بزار بگم دلیلش هم زبون و هم فرهنگ نبودن دولت ساسانی با امپراطوری اشکانیان هستش و بر همین اساس دولت ساسانی دست به همون کاری زد که رضا شاه زد و فرهنگ سازی و کتاب سوزی کرد.
            راستی اگه بری کمی زبان شناسی بخونی میفهمی که فارسها یا همون پارسها زبانشون الحاقی هستش و زبان مردم آذربایجان ونژارد ترک التصاقی هستش.شما اگه تونستی یه کلمه مثل هم توزبون ترکی و فارسی پیدا کردی جایزه داری.
            راستی دوست من شما از فرهنگ و وامدار بودن جهان نسبت به آریایها میگی خوب برو چندتا دانشمند زمان کوروش رو نام ببر
            نه چند تا نقاش نه اصلا چند تا راه برای ارتباط در او زمان داشتیم؟
            ببین احساساتی رفتار نکن مطابق آمار جهانی بیشترین آثار تاریخی جهان تو ایتالیا هستش نکنه اوناهم آریایی هستن؟
            چرا اینجا آثار تاریخی نیست؟نگو که با حمله اسکندر و مغولها نابود شد که قابل قبول نیستش همین روم باستان بارها آتبیش گرفته و در وسط ۲تا جنگ جهانی بوده.
            حالا من کاری ندارم به این حرفها میتونی بری تاریخ معماری رو بخونی تا به نتیجه برسی.
            راستی شما که اهل کتاب هستی برو کتابهای پرفسور زهتاب رو هم بخون.راستی برای زبان شناسی و تاریخ زبانها و گویشها برو اسم آقای ام دیاکنوف رو سرچ کن.
            شما زبانتون خوبه ولی این زبان فارسی زبان شعر و کوچه بازار هستش و زبان ترکی زبان درباریان و امرا بوده یه نگاهی به تاریخ پادشهای ایران بنداز.حالا زیاد هم عصبی نشو برو یه لیوان آب بخور

          4. بهمن سوشیانت می گوید

            درود
            اریاییها از جایی نیومدن . نه از شمال اروپا نه سیبری و تبت و اسیای میانه
            اریایی ها همینجا بوذن و از جایی نیومدن این نظریه مدتهاست که رد شده
            اریاییها در فلات ایران بودن و از اینجا به اروپا و هند رفتن و به همین دلیله که ایران تنها کشوری در دنیاست که هنوز با اسم اصیل اریا (= اریان = ایران)
            مونده. اگه اریاییها ازتبت سیبری یا عرجای دیگه اومذن دست کم یه منطقه باید با اسمشون به یادگار مونده باشه
            ایران همیشه اریاییست

            گفتی اول زبان بعد موقعیت جغرافی…
            رفیق با یه مثال سخن شمارو میبرم زیر رادیکال
            ببین شما که ترکی حرف میزنی برو انگلیس.بچت اونجا به دنیا میاد و چون مدرسه میره اونجا دیگه فارسی و ترکی نمیتونه بحرفه و انگلیسی حرف میزنه
            آیا نژادش عوض میشه ؟ تغییر زبان دلیل بر تغییر نژاد نیست
            علم ژنتیک ثابت کرده ترکهای اذربایجان و اراک و همدان همه اریایی هستن و زبانشون ترکیست نه خون و ریشه

            ترکهای واقعی ترکهای نواحی مغول و ترکستان هستن نه شما
            بدرود

          5. Lidoma می گوید

            کو گوش شنوا که قبول کنه جایی که اریایها از اونجا اومدن هفتاد درجه زیر صفره و در چهار هزار سال پیش به مراتب سردتر بوده پس نظریه مهاجرت اریایی تا حدودزیادی منسوخ شدست

          6. زتتا می گوید

            این منطقه تایک قرن پیش اسمش پارس بوده نه ایران

          7. ايرانويچ می گوید

            ۱) پروفسور یک نژاد رو با زبانش میشناسند!!!؟؟؟
            ۲) این سخنت بیشتر نشان میدهد که چقدر نادان و عقده ای هستی!!؟؟؟
            ۳)نکنه نادان اگر میخواهی نژاد مردم آفریقا رو بشناسی باید بری بگی اونها از نژاد عرب و نژاد فرانسوی هستند!!!؟؟؟؟
            ۴) نکنه با این تفسیر خنده دار تو مصری ها هم عرب هستند!!!؟؟؟
            ۵) این داستان مهاجرت آریایی ها به ایران در ۲۰۰۰ سال پیش از مسیح رو دیگه حتی اروپایی ها نیز قبولش ندارند. تو غصه خودت رو بخور عزیزم.
            ۶) همه نوشته های باستانی مانند اوستا و ریگ ودای هندوستان و همه خوتاک نامه ها (شاهنامه ها) همه مورخین اسلامی آریایی ها رو بومی فلات ایران میدانند
            ۷) امروزه بسیاری از دانشمندان اروپایی و آسیایی فلات ایران را سرزمین آریایی ها میدانند که از آنجا به دیگر نقاط جهان رفته اند نه بلعکس و روز به روز نیز به تعدادشان افزوده میشود
            ۸) باور نداری!!!؟؟؟
            ۹) برو کتاب اصل آریایی الف با نوشته پروفسور وادل را بخون
            ۱۰) برو کتاب زمان زرتشت نوشته پروفسور کاتراک را بخون
            ۱۱) برو در مورد این دانشمندان بزرگ پژوهش کن
            ۱۲) دکتر ریچارد فولتز
            ۱۳) دکتر ویلیام کینگ
            ۱۴) دکتر مدود ساکایا
            ۱۵) پروفسور آرتور پوپ
            ۱۶) پروفسور میکادوی ژاپنی
            ۱۷) پروفسور هایدن برگ
            ۱۸) پروفسور هانگ
            ۱۹) شادروان دکتر جهانشاه درخشانی
            ۲۰) دکتر مانوئل بربریان
            برای تاریخ دزدیتون حالا حالاها باید بدویید

          8. ايرانويچ می گوید

            ۱) پروفسور زهتابی!!!!؟؟؟؟
            ۲) ایشون کی به مقام پروفسوری نائل شده اند!!!!؟؟؟؟
            ۳) هر بیسوادی میدونه که بالاترین جایگاه دانشگاهی دکترا است. هرگاه هرکس بتواند مقاله های دانشی جهانی ارائه دهد به او مقام پروفسوری می دهند
            ۴) این پروفسور شما چندتا مقاله علمی جهانی تایید شده داره که به مقام پروفسوری نائل شده است!!!؟؟؟ البته شادروان چون به رحمت خدا رفته
            ۵) نکنه منظورت کتاب تاریخ دیرین ترکها می باشد!!!!!؟؟؟؟؟
            ۶) اونکه مجله خانواده سبز در مقابلش مثل فیزیک کوانتم میمونه!!؟؟؟
            ۷) خوشبختانه سوتی های بسیار خنده دارش تو سایت آذر گشنسب هست!!!؟؟؟ بازم میگم خدا رحمتشون کنه چون به هر حال هر انسانی شریف است من تنها منظورم دیدگاهش است نه شخصیت فردیش
            ۸) اون کتابش تنها به درد روح عقده ای پانترکها میخوره نه مجامع بزرگ دانشی جهان
            ۹) تو کتاب (مجله گل آْقا) را برای ما سند میکنی!!!!؟؟؟؟
            ۱۰) کتابی که تو این عصر ارتباطات تو قرن ۲۱ هنوز فرق استان لرستان با استان کرمانشاه رو نمیدونه میگی سند!!!؟؟؟
            ۱۱) اینقدر مارو نخندونید همین کارها رو میکنید که براتون جک میسازند دیگه

          9. ايرانويچ می گوید

            ۱) آیا جهان بشریت تا کنون دشمنی به خونخواری ترکان و عموزاده های آنان یعنی مغولان به خود دیده است!!!؟؟؟؟
            ۲) همه جهان از مورزخین چینی و هندی و عرب و مسلمان و ایرانی و ارمنی و گرجستانی و بگیر تا مورخان رومی فریاد ها از وحشی گری و خونخواری ترکان و مغولان دارند
            ۳) دنبال رضا شاه خدا بیامورز نگرد
            ۴) کتاب سوزی رضاخان!!!؟؟؟؟
            ۵) فاجعه کتاب سوزی شما در همه جهان شهره آفاق است رضا شاه چند سال مگه حکومت کرد!!؟؟؟
            ۶) نادان شما پانترکها اینقدر عقده ای هستید که یادتون میره کهن ترین کتاب شما برای ۱۰۰۰ سال پیش است که نویسنده آن آشکارا میگوید که این نخستین کتاب به زبان ما است در حالی که به پارسی و عربی کتاب های فراوانی وجود دارد.
            ۷) نکنه پانترک نادان رضا شاه ماشین سفر به زمان داشته و رفته کتابهای پیش از هزار سال پیش را سوزانده!!!؟؟؟؟
            ۸) پانترک نادان از پایان سلسله ساسانیان تا نخستین کتاب به زبان ترکی ۵۰۰ سال زمان گذشته بوده است اونوقت ساسانیان کجا بودند تا کتابهای نداشته شما ترکان را بسوزانند!!!؟؟؟
            ۹) نادان این داستان اشکانیان و مادها ها آریایی آشکار تر از خورشید است.
            ۱۰) میدونی چرا یکبار دنبال اشکانی ها میگردید و یکبار آویزان مادها میشید!!!؟؟؟
            پاسخش بسیار آشکار آخه میگید یک گرگ خاکستری اومد فلان و فلان و… فلان کرد بعد از اون ترکهای اغوزی و چلغوزی به وجود اومد
            پانترکها به دنبال پدر کاروتن جدید کشور ترکیه حتما برو ببینش

          10. ايرانويچ می گوید

            ۱) یک مثال شیرین پارسی که میگه وقتی دوتا مهندس دارن صحبت میکنن یه عمله نمیاد بگه بیلم کو؟
            ۲) دعوای میان اشکانی ها و ساسانیان دعوای مذهبی میان دیویسنا ها و مزدیسنا ها و گاها زروانیان بوده است
            ۳) خوشبختانه امروزه همه اسناد مکشوفه از زمان اشکانیان حاکی از آریایی بودن اشکانیان هستند
            ۵) همه مورخین گذشته و امروزی جهان کوچکترین شکی در آریایی بودن اشکانی ها ندارند
            ۶) شما بجای اینکه دنبال اشکانی ها (نیاکان خراسانیان) مادها (نیاکان کردان) لولوبی ها و ایلامی ها (نیاکان لرها) باشید بهتر برید دنبال همان اغوز و چلغوز و ازبک و ازگل بگردی عزیزم
            ۷) در مورد نام دانشمندان که پرسیدی بهتر بری کتاب نقش ایرانیان در تمدن جهان نوشته دکتر محمد رفیع حقیقت رو بخونی
            ۸) راستی نگفتی کتابهای میان ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش ترکها رو ساسانیان سوزانده اند و یا رضا شاه!!!؟؟؟ اونم تو حکومت جبارانه و خونخوارانه ۱۱۰۰ ساله ترکان در ایران!!!؟؟؟
            ۹) البته این ادعای شما ثابت میکنه که یا ساسانیان ماشین زمان داشته اند و به آینده آمده اند و کتابهای نداشته شما رو سوزانده اند و یا رضا شاه ماشین زمان داشته و به گذشته سفر کرده و کتابهای نداشته شما رو سوزانده است
            ۱۰) همه جهان کاملا تاریخ دزدی شما پانترکها رو میشناسند باورنداری!!!؟؟؟ برو جمله معروف پروفسور مینورسکی را درباره تاریخ دزدی پانترکها رو بخون

          11. ايرانويچ می گوید

            ۱) نادان ما زبانهای آریایی التصاقی هم داریم ولی زبان ترکی پیوندی نداریم
            ۲) زبان مادها و اشکانیان کاملا پیوندی هستند
            ۳) زبان انگلیسی و عربی هر دو تحلیلی هستند
            ۴) آیا با این زبان بازی خنده دار و مسخره شما پانترکها باید بگوییم زبان و نژاد انگوسکسون انگلیسی ها با زبان و نژاد سامی نژاد اعراب یکی است!!!؟؟؟
            ۵) مگه هرکی سیبیل داره بابات!!!؟؟؟
            ۶) کهن ترین متن به زبان ترکی متعلق به ۶۰۰ سال پس از میلاد است یعنی حدود ۱۴۰۰ سال پیش که تازه پر است از واژه های پارسی سغدی اونهم در ترکستان چین که هزاران کیلومتر با آذربایجان و سومر فاصله دارد
            ۷) اونوقت شما با چه شاخصی زبان ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح سومری ها رو بازبان ترکی میسنجی!!!؟؟؟
            ۸) چند تا مورخ در ابتدای کشف سومر احتمال دادند که شاید زبان سومری با زبان ترکی قرابت داشته باشد که امروزه با خواندن کتیبه های سومری و پیشرفت دانش زبانشناسی این گزینه دیگر هرگز جایی در دانشگاه های جهانی ندارد و به قطعیت رد شده است
            ۹) کتاب پانترکیسم ایران و آذربایجان نوشته محمد رضا محسنی رو بخون اونجا نظر بزرگترین دانشمندان جهان رو درباره این دروغ خنده دار پانترکها رو اورده
            ۱۰) زبان سومری بر خلاف زبان ترکی اسپیلیت ارگاتیو است.
            ۱۱) این ویژگی زبان حتی پس از چندین هزار سال هرگز عوض نمی شود.در صورتی که زبان ترکی هرگز اسپلیت ارگاتیو نیست
            ۱۲) زبان کردی کرمانجی مانند زبان سومری اسپلیت ارگاتیو است
            ۱۳) زبان سومری مانند زبان پارسی علاوه بر بسوند و پیشوند دارای میانوند نیز می باشد که در این ویژگی زبان ترکی به گرد پای زبان پارسی نیز نمیرسد
            ۱۴) خود تمدن سومر وامدار تمدن ارتا است برو پیوند آرتا را با پارسیان باستان از هردوت و استفانوس بیزانسی پژوهش کن

          12. ايرانويچ می گوید

            ۱) نادان زبان ترکی زبان دربار بوده!!؟؟؟
            ۲) پس چرا کمال زرد شاعر عثمانی از سخن گفتن به زبان ترکی شرمنده بوده!!!؟؟؟؟
            ۳) زبان پارسی زبان کوچه و بازار بوده و زبان ترکی زبان دربار!!!!؟؟؟؟
            ۴) خوب نادان دانش زبان شناسی به توده مردم نگاه میکنه نه زبان دربار تو با نادانی خودت خودت رو تو چاه میندازی
            ۵) اگر زبان پارسی زبان کوچه بازار بوده و زبان ترکی زبان دربار خوب سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانی خیلی گوه خورده بود که پس از فتح قسطنطنیه به پارسی شعر سرود
            ۶) نادان خود زبان چین اویغوری ۸۵۰۰ واژه پارسی داره
            ۷) باور نداری برو کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته سرکار خانم نادره بدیعی رو بخون
            ۸) لازم بدونی کتاب ایشان در پژوهشگاه های ایتالیا بعنوان یک مرجع استفاده میشود
            ۹) اگر زبان ترکی زبان دربار بوده خوب خیلی گوه میخوردند که نسب خودشون رو به فریدون و ساسانیان می رسوندند
            ۱۰) اگر زبان ترکی اینقدر براشون مهم بوده سلطان رشاد عثمانی خیلی غلط کرد که گفت زبان پارسی شیرین ترین زبان دنیا و اساس زبان ترکی است!!!!؟؟؟؟
            ۱۱) برو کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته سید محمد علی سجادیه رو بخون تا ببینی همین ترکان که اینقدر بهشون مینازی چجوری خودشون رو آویزون ایرانیان و زبان پارسی میکردند.
            ۱۲) تقصیر شما نیست این عقده ای بودن پانترکها ریشه در تاریخ داره

          13. ایرانی می گوید

            اگه بخواید از اشکانیان هم میگیم از خط پهلوی تا زبان پهلوی اشکانی تا سرزمین پارت تاایرانی گراییشون

          14. tt می گوید

            بنام خدا
            نزاد بشر:
            زرد پوستان : چین تبت مغول مانچو ترک تتار” تمامی مردمان آسیا بجز هندو اروپاییان(پارسیان و هندوان) و سامی ها (عرب …)سرخ پوستان و بومیان آمریکا در گروه زردپوستانند
            سفید پوستان:آریایی(هندواروپا)سامی(عرب کلدانی آشوری عبرانی “یهود” فینقی ..(فرزندان سام و یافث بن نوح بن شیس بن آدم(آتام).
            سیاه پوستان:فرزندان حام بن نوح :لیباین کوشاین قبطاین (مصراین)فودای(کنعان)
            تمامی بومیان ایران قبل از اینکه شاخه هندی از هندواروپاییان در این سرزمین پراکنده شوند همه زردپوست و ملتصق زبان بودندشامل : آرر(آس ار) ارآتاییان(آرتابیل اردبیل کنونی) اوراتو – هیت – خزر – تتار-سومر-شنار-کنگر-آنناشان(ایلامیان)-ماننا – ارشک(پارتاکن-اشکانیان)ماد-مغان-بوز-آسترارت-اریانزی-لولوبی-گوتیان-تپور………
            مردمان جهان در دو گروه زبانی تکلم می کنند : التصاقی (حضرت آدم تا حضرت نوح ملتصق زبان بودن زبان نخستین که خداوند به آدم آموخت)
            دوم تحلیلی
            سومریان ترک نبودن ملثصق زبان بودند ترک ها هم ملتصق زبانند
            نمیشه گفت فارس ها آلمانی هستند چون هر دو تحلیلی و آریایی هست ولی در اینکه مشترکات زیادی در لغات سومر و ترکی وجود دارد شکی نیست .
            یادتون باشه اتحاد رمز موفقیت هست با تکیه بر دستورات خداوندیکتا
            تقدیم به همه یکتاپرستان راست گویان و حقیقت جویان عالم.

          15. ايرانوريچ می گوید

            ۱) این چیزهایی رو که نوشتی یکبار دیگه خداییش بخون ببین ببخشید چه چرندیاتی رو سر هم کردی.
            ۲) من ۵ سال بگونه نیمه حرفه ای و ۲ سال بگونه حرفه ای زبان شناسی میکنم.
            ۳) مدت ۱۰ سال که تاریخ نیز کار میکنم. رشته اصلیم هم برق قدرت است.
            ۴) چگونه پیش از آریایی ها در ایران زرد پوستان زندگی میکردند که حتی یک مورد جسد با مشخصه های نژاد زرد پوست نه در فلات ایران و نه در میان رودان (بین النهرین) یافت نشده است!!!!!!؟؟؟؟؟؟ اگر دوست داشتی بگو تا منابع معتبرش رو برات نام ببرم!!!؟؟؟؟
            ۵) این تاریخ دزدی ها و تاریخ سازی های پانترکها که شما کور کورانه از آنها پیروی میکنید در هیچ کجای دنیا هرگز پذیرفتنی نیست
            ۶) ایلامی ها ترک بودند!!!!!!؟؟؟؟ پناه بر خدا
            ۷) اگر ایلامی ها و لولوبی ها و ماد ها و پارتها گوتی ها ترک بودند پس چرا تصویرهای حکاکی شده آنها در ایران و میان رودان و مصر و روم ….. همه شبیه چهره های آریایی ها با مشخصات جمجمه و استخوان بندی آریایی ها هستند!!!!!!؟؟؟؟؟
            ۸) تو این زمینه چند تا کتاب خوندی!!!!؟؟؟؟ اصلا چقدر خودت تو زمینه پژوهش کردی!!!!؟؟؟؟؟
            ۹) همه دانشمندان امروزی مانند ابر دانشمند ایران شناس پروفسور اسپایزر لولوبی ها رو با رویکرد به تصاویر حکاکی شده آنها در سرپل ذهاب کرمانشاه که متعلق به نزدیک ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است را کاملا آریایی و نیاکان لران گرامی معرفی کرده است.
            ۱۰) چه قدر زبان شناسی بلدی!!!!؟؟؟؟
            ۱۱) زبان اوستایی و زبان سانسکریت چقدر بلدی!!!!!؟؟؟؟
            ۱۲) زبان بی گمان و مسلم آریایی های هیتی ها که اسناد بسیار فراوانی از آنها در بغاز کوی ترکیه یافت شده است رو چقدر ربلدی!!!!؟؟؟
            ۱۳) بنده خدا خود دانشمندان ترکیه همگی اذعان داشته اند که زبان هیتی ها بی گمان آریایی بوده استد
            ۱۴) باور نداری برو کتاب هیتی ها نوشته الیور گرنی که یک کتاب مرجع جهانی است را بخون
            ۱۵) در همه کتابهای معتبر و دانشگاهی جهان زبان هیتی ها رو بی گمان جز گروه زبان آریایی ها نامیده اند.
            ۱۶) قرار دادی میان میتانی ها و هیتی ها یافت شده است که برای نزدیک به ۱۳۵۰ سال پیش از میلاد مسیح است که از خدایان آریایی و شمارگان آریایی و واژه های کهن آریایی آَشکاراااااااا نام برده شده است.
            ۱۷) ارتابیل یه قوم ترک بودند!!!!؟؟؟؟ جهل و نادانی و کینه تا به کجا پروفسور!!!!؟؟؟؟
            ۱۸) واژه آرتا یک واژه کاملا آریایی است که همه دانشمندان جهان بدون کوچکترین تردیدی آن را پذیرفته اند. این واژه از محوطه باستانی سقاره مصر تا العنماره فلسطین همراه با دیگر واژه های آریایی گسترش پیدا ذکرده است و تا زبان پهلوی کهن و پهلوی نو و پارسی دری نیز بگونه پیوسته ادامه داشته است.
            ۱۹) آرتا به معنی راستی و درستی می باشد. پروفسور شهر اردبیل را پیروز شاه ساسانی بنا کرده است.
            ۲۰) خوب به این واژه ها نگاه کن سپس از این سخنان بیهوده بگو
            اردبیل = آرتاویل = شهر راستی ها و درستی ها هم ارز با
            اردکان = آرتاکان هم ارز با آرتادلان = اردلان هم ارز با واژه اوستایی
            آرتا ویهشت = اردیبهشت = بهشت راستین. در باره والژه آرتا اگر خواستی بگو تا اسناد تاریخیش رو برات بنویسم.
            ۲۱) برو گزارش تاریخی استفان بیزانسی را در مورد واژه (آرتا یوی) بخون
            ۲۲) فالش می گویی و از گفته خویش دلشادی
            ۲۳) حضرت آدم التصاقی و زبان بود!!!!؟؟؟؟ پس چرا فرزندانش از نوح و ابراهیم و…. همه دارای زبان اشتقاقی بودند!!!!!؟؟؟؟
            ۲۴) اصلا خصوصیات زبان اشتقاقی رو میتونی نام ببری!!!!؟؟؟؟
            ۲۵) همه این پیامبران تنها در متون کهن سامی نژادان!!!!! معنی دارند که دارای زبان اشتقاقی هستند که هرگز ویژگی های زبان التصاقی را نمی پذیرند در صورتی که ویژگی های زبان پیوندی را تا حدودی دارا می باشند.
            ۲۶) کدام نادانی گفته زبان التصاقی کهن ترین زبان جهان است!!!؟؟؟؟ پناه بر خدا
            ۲۷) پروفسور خود زبان التصاق (چسبان) ریشه گرفته از زبان الحاقی (پیوندی) است. همانگونه که پیوند مولکولی برتری دارد بر چسبندگی مولکولی تو شیمی یادت هست!!!؟؟؟
            ۲۸) دانشمندان ریشه زبان پیوندی آریایی ها رو با دانش امروز و نرم افزار های رایانه ای دست کم تا ۱۰۰۰۰ سال پیش را شناسایی کرده اند که کهن تر از این زمان را هنوز با دانش امروزی نمی توانند پیگیری کنند
            ۲۹) در باره ویژگی زبان های (ستم) و (کنتوم) آریایی ها چی میدونی!!!؟؟؟
            ۳۰) پروفسور زبان گوتی ها اجداد کردها التصاقی بوده است!!!!؟؟؟؟ پناه بر خدا
            ۳۱) زبان گوتی ها مانند زبان تخاری دارای ویژگی زبانهای آریایی غربی میباشد که به آن شاخه زبان کنتوم میگویند
            ۳۲) در باره ماد ها و اشکانی ها که دیگر سخنی نگو که خیلی وقت پرونده تاریخ دزدی پانترکها تو این زمینه بسته شده است.
            ۳۳) خوشبختانه اسناد بسیاری درباره مادها و اشکانی ها از پاکستان و افغانستان و میان رودان و گرجستان و ارمنستان بگیر تا روم و مصر و فلسطین یافت شده است که مهر خاموشی بر لبان پانترکها زده است.

          16. پیام رشنو می گوید

            موافقم.ترکان یا تورانیان یا شاید همان مغولان همان زرد پوستان آسیای شرقی هستند که همیشه به امپراطوری ایران ناخنک میزدن ولی کاری از پیش نمیبردن.تا بعد از حمله اعراب و از بین رفتن امپراطوری آریایی.به مناطق آذربایجان هجوم آورده و سکنی گزیدند.چهرهای با استخوان گونه برامده چشمانی ریز و کشیده و پوست زرد قد نسبتا کوتاه.آریاییهای اصیل نیز با گویش نزدیک به هم سفید پوست مشخصند

          17. ایرانی می گوید

            دوست گرامی تورانیان گروهی از ارییان بوده اند ونه ترک همان گونه که از نامهای ایرانی و نژادشان که فرزندان فریدون هستند

          18. ابوالفضل می گوید

            طبق اون چیزی که من فهمیدم همیه دنیا به غیر از قاره امریکا اریایی بودن خب پ چرا دارین بحث میکنید همه که من نژادید عزیز جان اولا دیگه بچه پیش دبستانی هم میدونه که مصریان خوشون تاریخ غنی دارن و نمیخاد تو لطف کنی و اونا رو زیر پرچم اریایی ها بیاری دوما ممکنه یه قومی تقسیم بشه و چنتا خورده فرهنگ بوجود بیاره ولی نمیشه چنتا قوم جمع بشه یه قوم متحد بسازه بلکه میشه برخی قوم در یه قوم بزرگتر حل بشن تو جوری داری میگی انگار همه اقوام اریایی بودم لااقل یکی هم بزار برا ما بمونه تا خال اسم ده بیستا ملت اوردی بعد گفتی اینا اریاین اصلا اینطوره اولش معوم کن کیا اریایی نیستن تکلیف مشخص بشه

          19. پارسا می گوید

            با سلام اگر با تاریخ سروکار دارید باید بدانید که در دنیای باستان ۳ کشور عظیم شامل توران که ازشرق چین تا غرب مراکش و از شمال تا قطب و از جنوب تا یمن گسترده بوده در این کشور عظیم تمدنهای محلی شامل کاسپینها سکاییها لولوبیان گوتیان ماناناییها اکدیان سومریان اعیلامیان لیدیان بابلیان مصریان مادیان هورانیان پارتیان فینیقیان یونانیان اوراتوریان کنار هم بودنند و در زمانهای مشخص ظهور و سقوط کردنندو اما دو کشور عظیم بعدی کوواشکی کل افریقا را بجز شمال افریقا را شامل میشده و سرزمین عظیم بعدی اینداهان یا شبهه قاره هند شامل هندوستان بنگال سیام ویتانگ بود و بعد این کشورهای بزرگ یک حکومت محلی کوچک در اروپا بنام گولون بود و اما کشور بزرگ توران ۵ پایتخت زیبا داشت که شامل سورتان شهر سوخته سیستان اورک شهر باستانی میانرودان اجایرا یا جیرفت اتن پایتخت غربی و در اخر پایتخت خود توران یا ارته مشهور به ارتا یا اتروا یا اتروپاتن یا ارتاویل همان اردبیل خودمان که مرکزیت توران را داشت و شهرهای بعدی شامل هگمتانه شوشان یا شوش اورشالان یا قدس که یهودیان اورشلیم میگویند انتاکیه عدن منفیس مصر تروا در ترکیه قندهار بخارا ری جی یا اصفهان تفلیس قسطنطنیه یا استانبول صنعا یثرب باکو موصل و بقیه به ترتیب زیرنظر این ۵ ابر شهر قرار داشتند

          20. ايرانوريچ می گوید

            ۱) پناه میبریم به خداوند بزرگ از شر جهل و نادانی که پانترکها در افکار شما و مانند شما فرو کرده اند
            ۲) تپور ها التصاقی و زبان بوده اند!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ آدم نمی دونه بخنده یا گریه کنه
            ۳) پروفسور از نوح به به بعد یهویی فرزندان نوح اشتقاقی زبان شدند و پیش از آن التصاقی زبان بودند!!!!!؟؟؟؟ پناه بر خدا
            ۴) کدام دانشمند نادان پانترکی این مزخرفات خنده دار و گفته!!!؟؟؟
            ۵) اگر میشناسیش بیا به ما معرفیش کن تو هر کجا که دلش خواست آماده ام باهاش مناظره کنم.
            ۶) اگر این پروفسور ها جرات گفتن این جکها رو تو دانشگاه های معتبر زبان شناسی مانند دانشگاه وین اتریش را داشتند اینجوری رو مخ شما دوست گرامی کار نمی کردند.
            ۷) چگونه از زبان التصاق (چسبان) زبان اشتقاق (جدآمد) ریشه میگیره!!!؟؟؟؟؟ این چرت و پرت رو پیش دانشمندان زبان شناس بزنند معرفیشون می کنند به ببخشید سیرک برای خندوندن مردم
            ۸) حضرت آدم آتام بوده!!!!!؟؟؟؟؟ پناه بر خدا
            ۹) پروفسور نام این پیامبران طی قرنها در اندیشه مذهبی یک قوم شکل گرفته و به گونه امروزی در آمده است.
            ۱۰) در ادیان سامی نژادان!!!! که بر این باور بوده اند که انسان نخستین را خداوند از خاک آفرید طی قرنها نام حضرت آدم که از واژه آدامه عبری به معنای خاک رس و خاک کشاورزی است گرفته شده است که دربردارنده همان باورهای قرنها پیش از میلاد سامی نژادان بوده است
            ۱۱) پروفسور ترکان تا چند سده پس از اسلام هم بت شمن را با آن ویژگی های غیر اخلاقی اش می پرستیدند اون وقت نام آدم از آتام ترکی است که یعنی پدر!!!!؟؟؟؟؟
            ۱۲) مگه کشک یا دانشمندان استوره شناس و زبان شناس و از همه مهم تر دانشمندان ادیان شناس رو گلابی فرض کردید!!!!؟؟؟؟؟

          21. بابک می گوید

            ببخشید این آزمایشهایی که مدام ازش حرف میزنی تو کدوم آزمایشگاه و توسط جه کسانی انجام شده ؟

          22. Panturk می گوید

            نمخواهم زیاد سر مسئله بپیچم اما تورک ها در هر گوشه یی از دنیا دارای زبان، فرهنگ، لباس، هنر، موسیقی، ورزش، عنعنات، غذا، اسباب منزل، ….. خاص خود را دارند که به اصالت آنها ارتباط میگیرد. اما برادران آریایی ما گاهی از لحاظ نژادی با جرمن های موی زرد و چشم آبی گره میخورند و گاهی با هندو های سیاه پوست و خود را نژاد سفید میدانند. از طرف زبان با اعراب گره میخورند و از لحاظ هنر……. با یکی نه یکی از مردم گره میخوردند و کدام اوصاف و عنعنات مشخص ندارند. طوری که یکی از دوستان نوشته بود، کمی شاید اشتباه کرده اند. زبان فارسی تنها زبان محافل عیش و عشرت بوده و خوشگذرانی. اما زبان اداره و دیپلماسی و نظام همیشه تورکی بوده از همین لحاظ است که تمام زبان های تورکی دارای سهولت های مکالماتی زیادی برخوردار اند در حالی که در زبان فارس تنها و تنها اصطلاحات محدود دیده میشود که آنهم اگثرا دزدی است.
            از کوچک فطرتی و کوچک بودن شان حاضر اند هر کی را قبول کنند و تورکان که همیشه باداران شان بوده امروز از بند غلامی آزاد شده اند آنها را بپذیرند.

          23. ایرانی می گوید

            جهانی میگه هندوایرانی ها واروپاییها از یک نژادند و اندک تفاوت ظاهری به دلیل تفاوت اقلیمیه می خوای امتحان کن اگه توی شما کشوری یه سالی برو خوزستان میبینی رنگت چه جور عوض میشه اما رنگ چیزی جدا از نژاد که بین اذری های اریایی چهر ایرانی با زردپوستان چشم بادامی کوسه ی ترک نژاد است واما در مورد زبان عربی بگم که هیچ عاقل و خردمندی هرگز نگفته که عربی با فارسی خویشاوندی زبانی داره

          24. Panturk می گوید

            دوستان را سلام.
            نمیدانم چرا عده یی از برادران ما اینقدر در برابر تورک ها حساسیت دارند. و اینقدر تیمور و چنگیز …. میگویند و وحشی میخوانند. مثلی که به گفته مولانا همه پیش چشم خود شیشه کبود دارند. و یا اینکه حسادت میورزند. طوری که شخصی در مقاله یی نوشته بود که ثابت میکند که ایرانیان همه تورک و یا مغل اند. چون زمانی که در قدم اول چنگیز و بعدا تیمور به سرزمین ایران امروزی حمله کرد، همه مردان را قتل عام کرد. تنها زنان و دختران شان ماندند و لشکریان شان با آنها ……….. کردند. بعد از گذشت زمانی بخاطر فتوحات شان در جاهای دیگر رفتند. فارسیان همه اطفال را که بدنیا آوردند چون پدرانشان رفته بودند و با مادران شان بزرگ شدند. همه فارسی زبان باقی ماندند. از روی همین عقده که مادران شان را گذاشته رفتند، اینقدر تورک ها را نادیده میگیرند. همان جنگ کردن هم گرده و تلخه یی میخواهد. دوم اینکه فارس ها را تاریخ از یک کتاب افسانه شروع میشود. از آنها چی گله یی. همیشه وقتی تورک ها روی صحنه میآیند فارس ها غلام آنها اند. زمانی که کمی پای شان عقب ماند شهنامه را به یاد میآورند. یکی از اینها در افغانستان نیز که به عین مرض گرفتار اند شعری را سروده که با جواب سخت و دقیق مواجه شده بود. برای نوشته مذکور و جواب آن به لینک مراجعه کنید.
            http://www.ariaye.com/dari8/ejtemai/hadad.html

            در اخیر اینکه قبول میکنیم که گفته های ایشان درست است و هزاران سال قبل از میلاد دارای تمدم بی مانندی بوده اند. اما این بی مانندان چیگونه نتوانستند زبان که وسیله افهام و تفهیم است برای خود درست کنند و تقریبا همه واژه ها و اصطلاحات را از زبان های عربی و تورکی دزدیده و یک زبان که حتی ضروریات اولیه برای خود را نیز از خود ندارند. اول باید سوال های که در فکر ما میآید جواب دریافت کنیم بعد به کتاب های نوشته شده که یا از بوی تعصب بوده و یا غریزی. در ایران اینقدر قیودات که برای دسترسی به مراجع انترنیتی و غیره است تنها از خاطر همین است که مانند اسب گادی بسازند. هر چه یاوه گویی میکنند بالای مردم بقبولانند. برای دید دقیق و درست باید شیشه کبود را از پیش چشم دور کرده و با واقعیت بینی نظراندازی کنند.

        2. akhgar می گوید

          ناصر جان زبان منهم ترکی است و این زبان زیبا و وسیع را دوست دارم وسعتی که در این زبان است در کمتر زبانی وجود دارد اما ما همه در زیر یک چادر ایستاده ایم و این چادر یک ستون بیشتر ندارد . ملیت ایرانی ما
          در این کشوری که بیش از ده زبان و بیش از ده مذهب و دین و فرقه وجود دارد تنها عاملی که ما را بهم پیوند می دهد ملیت ایرانی ماست این خاک ئ مال همه ماست .

        3. ایرانی می گوید

          ما میگیم ایرانیهای اذری که خون وپوستشون وفرهنگ وهویتشون سراسر ایرانیه چرا باید زیر فکرهای مسمومی مانند ذهتابی پان ترک که مزدور صدام وشوروی بود باشه

        4. رستمی می گوید

          برادر عزیز من یک ایرانی کرد زبان هستم و تو یک ایرانی ترک زبان.هیچکس حق ندارد از بیرون کردن و امحا دیگری حرف بزند.کشور ما کشور همزیستی است.کشور برادری و فرهنگ است.ما بر خلاف همسایگانمان هرگز سابقه نسل کشی و امحا نژادی نداریم.بیایید با این حرفها این کوره امید همزیستی مسالمت آمیز را در دنیای سرشار از توحش خاورمیانه به نابودی نکشانیم.من با افتخار ایرانی کرد زبان شیعه مذهب اهل کرمانشاه هستم و همسرم ترک یا آذری زبان اهل ارومیه است و مسالمت را از زندگی شخصی خودم شروع کرده ام.
          این خانه آبا و اجدادی را ویران نکنیم.پشت درب خانه گرگها به کمین نشسته اند….

      2. ياشار اوش کايالي می گوید

        کوردها کجای تاریخ وجود داشته اند تو که اهل مطالعه ای به ما بگو کجا گم شده این تاریخ کوردها ؟؟؟؟
        اما بخشی از دانش هر دانشمندی (اگر گرفتار ایدئولوژی و اغراض شخصی و گروهی نباشد، که او بود) شامل مرور زمان میشود. اِشکال کسروی در کتاب “آذری یا زبان باستان آزربایگان” اِشکال معرفت شناسی و عدم رعایت اصول روش شناسی علمی است، لذا داده ها و نکات فرعی، آن نمی تواند نوری به علمی شدن، یا علمی بودن آن کتاب بیندازد، درست مانند آنکه با فرض زمین مرکزی بتوانیم خسوف و کسوف را پیش بینی کنیم. این پیش بینی ها و داده های تجربی، اساس معرفت شناسی نادرست و مبتنی برخطای آنرا اصلاح نخواهد کرد.
        جمله “اتوهان” بیان دیگری، در مورد اشتباه معرفت- شناسی و عدم رعایت اصول روش شناسی علمی کسروی، در مورد کتاب”آذری” او است: اساساً نژادی بنام نژاد آریائی وجود ندارد و اصولاً نژاد با زبان ربطی ندارد(!) که در تاریک خانهْ “اوهام” آنهم از طریق زبان، کسروی سید بدنبال آن برای اهالی ترک آزربایجان میگردد.
        جعل یا حتی داشتن تاریخ مشترک هم “ملت مدرن” نمی سازد. در ضمن وارونه نویسی در این کتاب که سه سال بعد از مقاله ی عربی”زبان ترکی در ایران ” که به مجله ی “العرفان” نوشته بود، بیانگر آنست که وی در این دوره از زندگی فرهنگی خویش، با “تجاهل العارف”، تحت تأثیر جو ” ناسیونالیزم افراطی” زمانش قرار گرفته، و حتی میخواسته به ایدئولوگ آن مبدل شود، و حقیقت و خِرَد را در برابر مصلحت و زور، مسکوت گذاشته و مطرح نسازد.

        1. ايرانويچ می گوید

          ۱) اگر میخواهی بدونی کردها کجای تاریخ هستند برو نوشته های مورخان اسلامی مانند طبری و زمخشری و مسعودی و دینوری را بخون که آشکارا حضرت ابراهیم را از کردان نامیده اند.
          ۲) اگر میخواهی بدونی کردها کجای تاریخ هستند برو نام (کوردی وزه) را در اسناد میتانی در ۱۴۰۰ پیش از میلاد در بغاز کوی ترکیه یعنی دردل پانترکها در ترکیه را پژوهش کن.
          ۳) اگر می خواهی بدانی کردها کجای تاریخ هستد برو کتاب زمان زرتشت نوشته پروفسور کاتراک را بخون.
          ۴) اگر میخواهی بدانی کردها کجای تاریخ هستند برو کتاب پروفسور مینورسکی را بخون.
          ۵) اگر میخواهی بدونی کردها کجای تاریخ هستند برو کتاب پروفسور اسپایزر را بخون.
          ۶) خوب خوب توجه کن(( با توجه به اسناد میتانی ها در مصر نشان میدهد میتانی ها از نژاد پاک شمالی هستند که فرزندانشان کردهای شمالی نژاد ایرانی زبان مانده اند)){اومستد تاریخ شاهنشاهی هخامنشی}.
          ۷) اگر میخواهی بدونی کردها کجای تاریخ هستند برو ایزد ((آتن)) را در زبان مصری ها که توسط میتانی های کرد رایج شده است را در نام ((آخن آتن)) را پژوهش کن.
          ۸) ایزد ((آتن)) همان ایزد ((آتر)) است که توسط میتانی های کرد در ۱۴۰۰ پیش از میلاد مسیح به مصر برده شده است.
          ۹) باور نداری!!!!؟؟؟ برو پژوهش های دانشمندان مصری مانند فیلیپ عزیز را پژوهش کن
          ۱۰) ما با شادروان احمد کسروی کاری نداریم.
          ۱۱) آیا محمد خوارزمی ابر دانشمند و ریاضی دان ایرانی هم بیسواد بوده است!!!!؟؟؟؟
          ۱۲) خودتون را هم بکشین هرگز نخواهید توانست نام (آذربایجان) را (آزربایجان کنید)
          ۱۳) کردها خود ایزد (آذر) را که نام آذربایجان ریشه در آن دارد ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد تا مصر با خود برده اند حالا شما هرچقدر دلت میخواد بگو آزربایجان ببینیم چه کاری از دست شما و امثال شما بر میاد
          ۱۴) میدان مبارزه حقیقی دانشگاه های معتبر زبانشناسی جهان هستند.اکنون شما هی برای خودت بنویس آزربایجان
          ۱۵) باور نداری!!!؟؟؟ این گوی و این میدان.
          ۱۶) وجود کردان از کوه ها آرارات تا ترکیه و مصر و میان رودان حقیقتی انکار ناپذیر است.
          ۱۷) نژاد آریا را اگر میخواهی بدونی وجود داره یا نه بهتر بری مقالات استاد سورنا فیروزی را بخونی تا ببینی کجای کاری
          درود بر ایران بزرگ

          1. اوش کایالی می گوید

            چه نام آذربایجان ، آذربایجان باشد چه آزربایجان فرقی نمی کند کردها هیچ تاریخی در ناحیه غرب ایران و آذربایجان باستانی ندارند چه بخواهی چه نخواهی پس زیاد خودتو جـــــر نده و تاریخ دزدی نکن

          2. ايرانويچ می گوید

            ۱)آقای اوباش باقالی چرا!!! خودت هم خیلی خوب میدونی (آذربایجان) با (آزربایجان) چقدر فرق داره وگرنه پانترکها اینقدر آسمون ریسمون به هم نمیبافتن تا تو روز روش از دیوار دانشگاهای تاریخی برای تاریخ دزدی بالا بروند
            ۲) اگر میخواهی بدونی کی تاریخ دزد برو نوشته پروفسور اقرار علی اف و پروفسور مینورسکی و استاد بارتولد رو بخون تا ببینی کی تاریخ دزد است
            ۳) نادان کردهای میتانی در ۴۰۰۰ سال پیش در ترکیه و در ۳۴۰۰ سال پیش در مصر بوده اند و آیین ایزد آذر را تا مصر با خود برده اند آذربایجان که جای خود دارد
            ۴) امروزه با اسناد یافت شده میتانی ها در بغاز کوی تا مصر و اسامی سران قوم ماد در نوشته های هردوت و کتیبه های بابلی و آشوری در اینکه مادها نیاکان کردها بوده اند کوچکترین شک و تردیدی در میان دانشمندان امروز جهان وجود ندارد
            ۵) خود آذربایجان جزو ماد خرد بوده است چی داری میگی برای خودت باقالی!!!؟؟؟

          3. حسین می گوید

            درود بزرگواران: اریایی اصلا وارد ایران نشده بلکه ایران زادگاه اریاییهاست من باستان شناسم سند: شاهنامه جمشید جم “رستم “زال” کیقباد “و…. زادگهشان کوهای البرز وزابل است زبان کردی جنوبی کرمانشاهی لری” لکی “دوازده هزار سال قدمتداره ترکی هزارو صدو شصد سال سند۱ ورود خوارزمشاهیان به ایران وامدن گویش ترکی به ایران ۲ مولانا تمام سروده اش فارسی است با اینکه خودش واستادش شمس تبریز ترک بود اما عشقش ایران بود .هزاروپانصدسال پیش اذریهای عزیز پهلوی ساسانی گویششان بود.ما پان ترک پان کرد پان بلوچ و… نداریم همه ایرانی هستیم. دلاور نجیب اذری دلاور نجیب کرد “لر”لک”بلوچ” همه شما ایرانی اریایی هستید زبان اریایی ریشه اش یکیست مثل او =اب شو =شب باو =بیا خواهشا بهم توهین نکنید پندار نیکان کردارنیکان گفتار نیکان بد بیگانگانند که بین ما تفرقه میاندازن که کم کم اهنگ تجزیه ایران را بنوازن اگاه باشید تاریخ ایران باستان را بخوانید به سنت و گویش و مذهب هم احترم بگذاریم جیوا ایران وایرانی .جیوا = پاینده بزبان اریایی

          4. افشین می گوید

            من موندم تو شهرهای ترک نشین حتی یک اثر باستانی مربوط به ماد هخامنشی و…. ندارن به چه مینازین درحالی که معبد اناهیتا گوردخمه ماد ها در هرسین گوردخمه سرپل گوردخمه صحنه گودین تپه کوه اهورایی بیستون طاقبستان قلعه یزد گرد قصر شیرین و……….. همگی قسمتی از تاریخ کرد هست

          5. حسین می گوید

            مناطقی که گفتی لک هستن نه کرد

          6. زنده باد ایران می گوید

            سرپل ذهاب و اسلام ابادغرب کوردنشینن……..من کوردم…..وبه تمام بزرگان کشورم از کوروش کبیر…..تا. شاه صلاح الدین ایوبی …….از حافظ و سعدی تا باباطاهر افتخار میکنم…………..همه ایرانی هستیم.بیاید به گذشتگانمون احترام بزاریم..اگر هم بحثی هست علمی باشه…….سعی کنید توهین نکنید ……ایران قدیمی ترین کشور جهانه……وافتخار ماست که تاریخی غنی داریم….درمورد تاریخ کشاورزی و اولین گندم و جو که در گذشته مربوطش میکردن به میان رودان وهلال خطیب…..پژوهش های باستان شناسان در تپه چقاگاوانه در اسلام اباد غرب وپیدا کردن گندم و بقایایی کشاورزی که مربوط به. ۱۲۰۰۰سال پیشه. استان کرمانشاه و همدان اثار باستانی زیادی داره وبه استان دفینه ها معروفن،……کورد فارس.بلوچ.اذری.لور..لک….تالشی .همه وهمه ایرانی هستیم………زنده باد ایران…..

          7. آریامهر می گوید

            لک با کرد فرقی داره عایا، من یه عمره لکم ولی خودمو یه لحظه جدا از فرهنگ کردواری ندونستم،دوما درباره ی شهر ما تو نظر نده.

          8. محمد می گوید

            واقعا خدا شفات بده

          9. ناصر می گوید

            ۱) نخست اینکه اگر ما از تاریخ راستین کشورمون دفاع می کنیم نژاد پرست نیستیم تنها اجازه یکه تازی به تاریخ ایران را به پانترکهای تاریخ جعل کن نمیدهیم – مشکل دقیقا همین هست، آیا کشور شما باید حتما نژاد اریایی داشته باشند و اگه کسی نژادش با شما فرق کنه هموطن شما نیست؟ نمی دونم نزاد شما چی هست و نژاد پدران من چی بوده ولی هر چی که باشن آیا فکر نمی کنی این تفکر هموم تفکر نژاد پرستانه نازی ها هست؟ و اینکه در کجای حرفهای من بوی پانترکیسمی استشمام کردید که به من برچسب می زنید؟

            ۲؟) همه سخن ما این است که مردم آذربایجان بنابر همه گواه ها ایرانی نژاد ترک زبان هستند و بس – ترک بودن رو خیلیها می دونن ولی در مورد نژاد ، نه می دونم و نه علاقه ای به دانستنش دارم.، شما چه طور؟

            ۳) کسی با ترکی سخن گفتن شما مشکلی نداره شما مختاری به هر زبانی که دوست داری سخن بگی ولی نه اینکه چون شما دوست داری ترکی سخن بگی بیایی تاریخ تات ها و تالشی ها و پارت ها و مادها و کاسی ها وگوتی ها و… را عوض کنی. – من تاریخ کسی و عوض نکردم من فقط یک کتاب رو معرفی کردم، !!!

          10. بهمن سوشيانت می گوید

            همیشه ایرانویج جواب قانع کننده میده به دوستان!!
            حقیقت همینه
            ترکها کردها لرها بلوچها و … همه از نژاد ایرانی اریایی هستند و اریاییها از جایی نیومدن ایران بلکه از ایران به نواحی دیگه مهاجرت کردند

          11. hamed می گوید

            میگم توبایدترک باشی چون شمامنطقی برای بحث نداری مثل سایرترکها یاهمون پانترکیسم تایه مقاله درمورداریایی یااین مرزوبوم چاپ میشه نام ترک هم مساوی بامغول میادفورا شروع میکنیدبه ساخت تاریخ وپورپیرارهزارویکی نویسنده افراطی دیگه که دنبال تمدن نداشته خودشون میگردن

          12. بابک می گوید

            از همین چند کلمه بیانات پر بار شما مشخص شد که شما چقدر آدم منطقی هستین. لطفا از این منطقت زیاد استفاده نکن تموم می شه ها .

        2. Turkoqli می گوید

          چه کردها و چه هم مسلکان آریایی آنها تاکنون نتوانسته اند از منشا نژادی و پیداش کردها چیز دقیق و علمی بدست دهند.

          پس منشا واقعی کردها کدام است؟

          به نظر میرسد بعد از مهاجرت ارمنی ها از بالکان ها به محدوده سوریه کنونی و امتزاج آن ها با آشوریان به مدت ۱۵۰۰سال امپراطوری آشور بلای جان ملل منطقه شده بود .
          این قوم وحشی بر خلاف تبلیغاتی که مورخان عمدتا یهودی غربی به راه انداخته اند نه بنا کنندگان تمدن بلکه نابود کنندگان حرفه ای تمدن بشری بوده اند. بارها به آذربایجان فعلی که محل سکونت اجداد ما بوده هجوم آورده و وارد و خارج شده اند وهمینطور بارها به بابل هجوم بردند.

          تمدن عظیم بشری سومر را نابود کردند. باعث زحمت کاسسی ها ، عیلامیها و تمدن شوش بوده اند . نهایتا با اتحاد ماد (از اجداد ترک های کنونی)و امپراطوری بابل حکومت آشور به کلی منهزم گردیده و دیگر قابلیت ایجاد دولت را بدست نیاورد.
          جماعتی از آنان به عنوان اسیر به آذربایجان و قسمتی دیگر در آناطولی ساکن شدند و برخی نیز در عراق کنونی باقی مانده اند . (نوادگان همین ها بودند که اواخر قرن نوزده آن فجایع عظیم بشری رادر آذربایجان و آنادولی به همراه ارامنه بوجود آوردند) .

          در اثر این شکست ارامنه نیز به سرنوشت آنها دچار شدند و در ایران فعلی ، هند و عثمانی پراکنده شدند. مابقی در اثر امتزاج با قبایل هند و اروپایی که به فلات ایران آمده بودند تغییر ماهیت داده و پایه کرد های فعلی را گذاشتند . بنابراین کردها در منطقه بعد از ترک ها ، ارامنه ، آشوری ها و قبایل فارس بوجود آمده و اساساً ملت جدیدی هستند.

          در طول تاریخ نتوانسته اند هیچ دولت بزرگ و ماندگاری برپا کنند به جز چند خان نشین که به فوریت از طرف همسایگان سرکوب شده اند.

          ماهیت معیشت آنان نیز بر پایه دامداری و جنگ و راه زنی بوده به همین سبب است که در تاریخ به نام دانشمند یا شاعر و یا معمار و سر سلسله و برپا کننده دولتی از میان کردها برنمیخوریم.

          موسیقی آنها چیزی شبیه موسیقی فارس ها و زبانشان لهجه ای از فارسی است. رقص آن ها نیز تماما شبیه رقص آشوری ها است. لباس ملی کردی کاملاً شبیه لباس آشوری ها است با مختصری فرق در شلوار و دستاری که به سر می بندند.

          شاهد زنده قرابت نژادی کرد و آشوری نوشته ای از یک سایت کردی است که به تشریح پیداش حزب دمکرات کردستان در مهاباد به سال ۱۳۲۱می پردازد:

          در بیست وپنجم شهریور ۱۳۲۱ شمسی گروهی کوچک از مردان برخاسته از گروه های میانی شهر مهاباد، جمعیت «کوم له ی ژیانی کرد» را پایه گذاری کردند. «کوم له» به معنای توده، حزب یا کمیته و «ژیان» به معنای زندگی، زیستن یا حیات. و «کوم له ی ژیانی کرد» یعنی کمیته یا جمعیت تجدید حیات کرد.
          اساس پذ‌‌‌یرفته شدن در جمعیت «ک ژ.ک» بر «کرد بودن بنا نهاده شده بود، به همین دلیل اکراد شیعه، علی اللهی، آشوری ها و مسیحی ها که از نظر ریشه ملی به اکراد می پیوستند در این جمعیت یافت می شدند.

          پژوهشگر تاریخ جمهوری مهاباد، آرچی روزولت می‌نویسد: «سرشت کوم له بسیار ملی بود و عضویت در آن محدود به کسانی بود که از پدر و مادر کرد باشند. تنها‌ استثناء این قاعده کسانی بودند که مادرشان آشوری بود.

          یک مثال دیگر: هنگامی که مارشیمون رهبر مذهبی آشوریها در سال ۱۹۱۷در سلماس ساکن بود جهت اتحاد با اکراد به سیمیتقو نامه می نویسد چنین می گوید:

          ما و شما از یک تبار هستیم آنجه باعث جدایی ما و شما شده کیشی است که پذیرفته ایم.

          به این ترتیب کاملا معلوم است که اکراد دنباله آشوری ها هستند. آن چیزی که مورخان یهودی غربی به عمد از کنار آن گذشته اند . اکنون آنچه در میان مسیحیان آشوری و ارمنی و اکراد در افواه عموم جاری است و من به کرات از زبان اینان در ارومیه شنیده ام چنین است که آشوری ها و کردها برادران ناتنی و کردها پسر عمو های ناتنی ارامنه هستند.

          1. زنده باد ایران می گوید

            کاش با دید مغرضانه به تاریخ نگاه نکنید…….امپراطوری میتانی…….و حکومت ایوبیان که توسط شاه صلاح الدین ایوبی کوردتبار بنا شد وتنها کسی بود که توانست جلو جنگ های صلیبی رو بگیره…….و الا الان تمام ما مسیحی بودیم……بنده ی خدا با بغض وکینه درمورد هیچ قومی قضاوت نکن …….علمی حرف بزن با سند ومدرک.پاینده باشین

          2. کردواری می گوید

            حکومت میتانی ها،مادها ،ایوبیان از اورشلیم(سرزمین صلح)تا جنوب سودان،حکومت صفویان به اثبات خود احمد کسروی ,ذوالفقار خان کلهر و حکومتش،سردار نادر افشار که الماس خان کنوله ای نام داشت(کتابی تحت عنوان شاهنامه به کردی جنوبی سروده است)،حکومت زندیه و یاری کلهرها(چهارد ولی ها)،زنگنه ها و … در تمام ارکان حکومتی ایشان،مشارکت فعال کردها در آزادی ترکیه از دست اروپایی ها( عصمت اینونو) و کمک های شایان به رضاخان برای خواباندن غائله ی شمال ، شیخ خائن خیابانی و سیمیتکو نمونه های از حکومت داری ها ، برنده ی مدال فیلدز » روچیر بیرکار کر مریوان،برنده ی جایزه ی نوبل شیمی» عزیز سنجر،اسطوره ی شیمی در جهان اسلام استاد مجتبی شمسی پور،محمد میرزا خان کفری کرمانشاهی پدر علم طب اطفال در ایران ، احمد کایا اسطوره ی مطالبه گری در ترکیه،نوید محمد زاده و …..

            همه جای ایران سرای من است.
            زنی بو و جاوید ئیرانم
            من یک کلهر هستم و کرد بودن افتخار من است.

          3. یوسف می گوید

            .دوران عیلامیان بودند با سومریان شورش کردند شما نابودشون کردین دوباره از اشوری بدنیا اومدند.

      3. ایلخان آلتای می گوید

        ترک ها در سه دوره از ترکستان به فلات ایران کوچ کردن اول در دوره قبل از اسلام.دوم در زمان ترکان سلجوقی و سوم در زمان تموچین خان(چنگیزخان) در قالب ارتش مغول به آزربایجان کوچ کردن.

      4. tt می گوید

        خوشبختانه آثار بجا مانده از تمدنهای باستانی در افغانستان کنونی تا اندازه ای به تائید این نظریه کمک کرده است . آثاری به دست آمده از غار قره کمر در ایبک مرکز ولایت سمنگان‌، هزار سم سمنگان، آق کپرگ در مزار شریف‌، غار چهل ستون در مرکز بامیان، دشت ناور غزنی و… ثابت کرده است که هزاران سال قبل از هجوم آریائی ها درین سرزمین، انسانهای بومی در این مناطق زندگی میکرده و مدنیت اولیه بشری را پایه گذاری کرده اند . موجودیت این آثار باستانی ثابت میسازد که قبل از ظهور آریائی ها و مهاجرت ایشان به ایران، افغانستان و هندوستان، درین مناطق انسانهای بومی از نژاد ترک که خالق مدنیت های شگفتی در حوزه های محل زیست شان بودند، میزیستند . بنا بگفته جناب احمد علی کهزاد مورخ و باستان شناس مشهور کشور :”این نتیجه روشن است که قبل از ظهور آریاها و مهاجرت ایشان از آریانا به هندوستان، چه در حوزهً هیرمند، چه در حوزهً سند، چه در حوزهً گنگا و چه در حوزهً آمو دریا یک مدنیت دامنه داری وجود داشت که در اساسات کلی ساخت منازل، ساخت ظروف گلی، ساخت هیکل های ارباب انواع و حیوانات و غیره از هم مغایرت نداشت”{۲۸}.

        در سال ۱۹۵۴میلادی آقای کارلتن ‌کوون آمریکایی، جهت پیدا کردن ردپای انسانهای اولیه و نشانه های از تمدن های باستانی درین کشور به کاوش‌ های علمی در منطقه «قره‌کمر» واقع هشت کیلومتری شمال سمنگان پرداخت . که از آنجا تعداد زیادی افزار سنگی و استخوانی را از قبیل سنگ چقماق، وسایلی ساخته شده از استخوان حیوانات، ذغال و خاکستر بدست آورد . آثاری که در اثر حفاری از منطقه ایبک سمنگان از غار «قره کمر» بدست آمده است، نشانه تمدن انسانی حتی قبل از سومری ها است که به دوره قدیم حجر متعلق بوده که طبق تقسیم بندی باستان شناسان، دوره پارینه سنگی به بیست تا چهل هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد . این بدین معنی است که در آن دوره قدیم سنگ، قسمت های شمال هندوکش، محل زیست انسانهای بوده که در دوره حجر زیست داشته اند . طبق تحقیقات باستان شناسان، سایت های باستانی مختلف از عصر پارینه سنگی در حوزه تمدنی آمو دریا و سند کشف شده که من بصورت نمونه تعدادی از ان سایت ها را ذیلا نام میبرم :

        “کارا اوتو، لاخوتی، کول بولاک در تاجیکستان – پارینه سنگی تحتانی

        دره سوات در پاکستان – پارینه سنگی تحتانی

        اولالینکا، جبال یارخ در مغولستان – پارینه سنگی تحتانی

        پناهگاه سنگی بهیمتکا در هند – پارینه سنگی میانی

        دره کور در افغانستان – پارینه سنگی میانی

        غار تشیک تاش، غار امیر تمیر، غار اُگزی کیچیک در تاجیکستان – پارینه سنگی میانی

        اوتسونمانیت در مغولستان – پارینه سنگی میانی

        آق کوپروک در افغانستان – پارینه سنگی فوقانی

        غار خویست تسنگر آگوی در مغولستان – پارینه سنگی فوقانی”{۲۹}

        بعدا ابزارسازی بشر در دوره میانه سنگی پیشرفت قابل محسوسی کرده شامل تله، تیر و کمان، تور و قلاب و نیزه میگردد . تا آنکه این انسانها بمرور زمان از نگاه فکری تکامل یافته و باالتبع تغیراتی در شرایط و چگونگی زیست شان بوجود آورده و داخل عصر نوسنگی و بعدا کشاورزی شده اند .

        در سال ۱۹۵۶ حفاری دیگری توسط داکتر لوئی دوبری محقق و باستان شناس مشهور امریکائی در منطقه «آق کپرک» مزار شریف صورت گرفت که از آنجا آثاری با ارزشی قدیمی متعلق به دور جدید سنگ (نه هزار سال قبل از میلاد) از قبیل آئینه برنجی، انگشتر با نگین های لاجوردی، قیزه اسپ و… بدست آمده است که این خود نشانی از جای پای تمدنهای اولیه بشری است که خالق آن مردمان ترک بوده اند و به همین لحاظ تا هنوز این مناطق نامهای ترکی خود را حفظ کرده است . باید خاطر نشان ساخت که عصر «نوسنگی» یک مرحله پیشرفته ای در زندگی انسان بدوی به حساب آمده و منجر به انقلاب و تحولی در سیر حیات آدمیان آن عصر گردیده است . در این دوره (عصر نوسنگی) در فاصله زمانی ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح انسان های این ساحه در روند تکامل، گامهای بزرگی برداشته و به پیشرفت ‌های بسیاری در زمینه‌ های فرهنگی،‌ اقتصادی و اجتماعی نائل شده اند . در طی این دوره، بشر به کشفیات مهمی نایل آمد. انسان این دوره، با کشف کشاورزی و کشت گندم و جو و اهلی کردن حیوانات و پرورش گاو و گوسفند، به زندگی ده نشینی پرداخته و در نتیجه دهکده ها بوجود آمده و زندگی جمعی شکل نوینی بخود اختیار کرد . انسانها شیوه صیقل زدن سنگ ها، طرز ساختن ظروف سفالی، شیوه بافندگی پارچه را بمرور زمان کشف و آموختند . طبعا اسکان در دهکده ها، شیوه ی زندگی انسان های عصر نوسنگی را به کلی دیگرگون کرد. اسکان در دهکده ها باعث شد که بشر بتواند مازاد بر احتیاجش، غذا تولید کرده و از اوقات فراغتش به کسب مهارت های جدید برای رفع مایحتاج زندگی اش نائل گردند . چنانچه موجودیت ستوپه بزرگ در سمنگان شاهد روشن بر موجودیت انسانهای پیشرفته و متمدن آن زمان است . باستان شناسانى که از آبده تخت رستم دیدن نموده اند به این باور اند که این آثار اگرچه مربوط به دوران بودایى ها بوده اما قدامت تاریخى حدود ٢۵٠٠ ساله قبل از میلاد دارد . که یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم و از جمله شاهکار معماری عصر بودائی در أفغانستان قدیم است .

        در شمال هندوکش با افزایش جمعیت انسانی، بشر از عصر جمع‌آوری غذا یا (شکار) وارد مرحله تولید غذا یا (کشاورزی) شده و برای ادامه حیات شان نسل ‌هایی از حیوانات را اهلی کرده و گونه های از گیاهان را کشت نموده و به خدمت گرفته اند . این انسانهای بومی این سرزمین بعد از آنکه وارد مرحله زراعت و دامداری گردیدند شروع به ساختن قریه ها و دهکده ها کرده و آ ثار چندین دهکده بسیار قدیمی که در نقاط مختلف کشور کشف شده است دال بر این نظریه میباشند . برای تثبیت این نظریه در انسیکلوپدیا آمریکانا ۱۹۸۲ آمده است که “دامنه های شمالی کوههای هندوکش که رو به سوی ترکمنستان دارد، بعنوان یکی از نخستین محل زیست انسان هایی که به کار کشاورزی اشتغال داشته اند پذیرفته شده است”{۳۰}. باستانشناسان شوروی نیز به این باور اند که گندم در ۱۶ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد، در کناره ‌های دریای آمو در شمال کوه هندوکش کشت می شده است و بعدا دانش و روش کشت گندم از آن جا به مندیگگ رفته است . در حدود ۲۵۰۰ تا ۲۲۵۰ پیش از میلاد در روستای مندیگک، یک شهر باستانی با دو بارو گرداگرد آن که باروی بیرونی چهارگوش با محیطی در حدود یک کیلومتر بوده که در وسط این بارو ها کاخی با دیواری آجری که فقط ۳۵ متر آن باقی مانده، کشف گردید که این کاخ با ستونها و نقشهای برجسته تزئین گردیده است. نمونه از سفالهای گوی مانند بانقش یک چارپای شاخدار باچشمانی گرد و درشت که از مخروبه مندیگک بدست آمده است را در عکس پائین که در موزیم کابل قرار دارد، مشاهده مینمائید.

        در این دوره، صنعت سفالگری و هنر معماری بوجود آمده و آدمیان عصر نوسنگی درکنار چشمه‌ ها و امتداد رودخانه ‌ها و مناطق امن، خانه های گلی با پوشش چوب و حصیر برای شان ساخته و دهکده‌های اولیه را بوجود آورده و با استقرار درین دهکده ها زمینه آغاز مرحله شهر نشینی را فراهم ساختند .

        هم زمان ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح که در قسمت شمال هندوکش جای پای تمدن اولیه بشری آنهم چنان پیشرفته به مشاهده میرسد که شامل کشاورزی و کشت انواع گندم بوده و مس و طلا و برنز را مورد استفاده قرار داده است در جنوب هندوکش نیز مردمانی متاثر ازین تمدن زندگی میکرده اند . به همین دلیل پروفیسر «اسکو پرپولا» Asko Parpola معتقد است که وحدت و همگرایی هر دو سوی کوه های «هندو کش» راه را برای تبادله فرهنگی گسترده در هر دو سو باز کرده است . به همین دلیل باستان شناسان در اثر کاوشهای باستانی از مغاره چهل ستون در مرکز بامیان بعضی آلات و ابزار سنگی و استخوانی بدست آورده که پیدایش این قبیل آثار بیانگر آن است که این دوره متعلق به عصر پارینه سنگی بوده و انسانهای آن زمان از آلات و ادوات یاد شده برای شکار و دفاع از خویش استفاده میکردند . با توجه به ارتباط مردمان حوزه تمدنی شمال و جنوب هندوکش، در بخشی از تحقیقات دانشمند شوروی سابق آقای یو. و. کانکوفسکی که در دشت ناور غزنی صورت گرفته آمده است که :”افغانستان یک کشور باستانی است . اگرچه تاریخ دقیق نخستین اسکان انسان در این سرزمین تا کنون تعیین نگردیده است، اما تحقیقات و تحلیل ‌های باستان ‌شناسان بر پایه آلات و ابزار بدست آمده از دشت ناور ولایت غزنی نشان می‌دهد که حداقل در حدود ۱۰۰- ۲۰۰ هزار سال قبل در سرزمین امروزی افغانستان، انسان‌هایی که به شکار مشغول بودند، زندگی داشتند”{۳۱}. اما درینجا باید متذکر شوم که اگر تاکنون در هزارستان، کاوشهای باستان شناسی صورت نپذیرفته عوامل زیادی درین قضیه دخیل بوده است اما این بدین معنی نیست که در هزارستان سایت های باستانی و نشانه های از انسانها و تمدن های قدیم موجود نباشد . من از کتاب پژوهشی در تاریخ هزاره ها از صص ۱۹۶- ۱۹۸ بصورت اختصار چند منطقه هزارستان را نام میبرم که آثار مخروبه های قدیمی در آن جا ها وجود دارد که اگر مورد کاوش باستان شناسان قرار گیرد بسیاری از ابهامات موجود، روشن خواهد گردید.

        ۱- منطقه نوبزک در دشت کرمان لعل، مخروبه ای باستانی با خشت های بزرگ .

        ۲- شهرک ، در دامنه کوه بابا از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود.

        ۳- شار خوات، که مملو از آثار باستانی و تاریخی است .

        ۴- تَی حصار، در کجاب از مربوطات ولسوالی حصه اول بهسود

        ۵- شیرقلا، در اجرستان به مساحت حدودا نود هزار متر مربع .

        ۶- تپه های رَشَک و خاک بتک، در منطقه آق زات ولسوالی پنجاب .

        ۷ – قلعه دره جودان، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

        ۸- چهل برجه، در منطقه نَیَک ولسوالی یکاولنگ .

        ۹- تپه کرگس کورگه، در ۲۰ مایلی شرق مرکز دایکندی .

        ۱۰ – غار باستانی تگاو غار، در منطقه دایزنگی .

        و…

        این مناطق نمونه های کوچکی است از اثار بجا مانده باستانی در مناطق هزارستان که اگر مورد کاوشهای علمی باستان شناسان قرارگیرد نه تنها بخش عمده ای از تاریخ هزاره ها بل زوایای تاریک تاریخ کشور مان افغانستان نیز روشن خواهد شد. چنانچه کاوش ‌های که در سال ۱۹۵۱م در مندیگک واقع در پنجاه و پنج کیلومتری شمال قندهار صورت گرفت، ثابت ساخت که قبل از هجوم اریائی ها، مردمان این منطقه از سه هزار سال پیش از میلاد، ده‌نشین بوده و خانه هایی از خشت و گِل می‌ساختند و به زراعت و دامداری نیز آشنا بودند که جزء ساکنان بومی افغانستان امروزی بوده اند . استاد کاظم یزدانی نیز مانند بسیاری از مورخین معتقد است که اجداد اولیه هزاره های امروزی از مردمان بومی افغانستان بوده اند که قبل از مهاجرت آریائی ها درین کشور، میزیستند وی در قسمتی از مصاحبه اش در رابطه با بومی بودن و ترک بودن هزاره ها چنین استدلال کرده است : ” چند تن از مورخین جمهوری ترکیه موفق شده اند، تعداد قابل توجهی از واژه های سومری را با واژه های ترکی – مغولی تطبیق دهند. از جمله پروفیسر دکتر عثمان ندیم تونا در کتاب ” روابط تاریخی زبان های سومری و ترکی”بیشتر از دو صد واژه سومری را با زبان ترکی مطابقت داده است. همچنین پروفیسور محمد تقی زهستانی در کتاب “تاریخ دیرین ترکان “حدود ۳۰ واژه سومری را با واژه های ترکی مطابقت داده است . کار این دو تن محقق گران مایه، اینجانب را وادار ساخت که من نیز به سهم خویش درباره زبان سومری اطلاعاتی به دست آورم و یک فرهنگنامه مختصری از واژه های سومری و ایلامی برای خود ترتیب دادم، در نتیجه واژه های زیادی از زبان ترکی – مغولی را شناسایی کرده ام که با زبانهای بین النهرین قدیم و کلا با زبان اقوام قبل از آریا مطابقت دارد. برای من مسلم شده است که اقوام سومری، ایلامی، کاسیان، هوریان، ارار تومیی ها ، میتانی ها و تمام ساکنین ماقبل آریا که در بخشهایی از عراق کنونی و مناطق جنوب غربی ایران زندگی می کردند، با زبانی سخن می گفتند که آن زبان امروز به نام زبان ترکی – مغولی و یا زبان اورال – التایی یاد می شود . نتیجه ای که از این تحقیق به دست می آید این است که وقتی اقوام سومری – ایلامی که در غرب فلات ایران سکونت داشتند، هویت ترکی – مغولی داشته اند، پس احتمال قریب به یقین آن است که ساکنان مناطق شرقی ایران و همچنین ساکنان افغانستان کنونی و ساکنان موهنجو دارو و هاراپا نیز از حیث نژاد و هویت، اصالت ترکی– مغولی داشته اند”{۳۲}. این نظریه استاد یزدانی را نظریه آقای روث وایت هاوس به حقیقت نزدیک می سازد که “شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که افغانستان قبل از آریا، مسکن اقوام ترک- مغول بوده است “{۳۳}. هنری کارلوس یکی از مورخین غربی مینویسد که حتی: ” ساکنین مسیر رود سند (موهنجودارو و هاراپا) از نژاد های مختلف از جمله نژاد مغولی بوده اند”{۳۴}. در کتاب تاریخ جامع ادیان از آغاز تا امروز نوشته است که “قبل از آریا در شمال شرقی هند قبایلی از نژاد مغول زندگی میکردند”{۳۵}. به همین لحاظ “واژه های دراویدی در زبان های اورال آلتائی (ترکی-مغولی) و حتی آثار آن در زبان فنلاندی دیده میشود”{۳۶}. گیرشمن، مورخ فرانسوی در کتاب خود “ایران از آغاز تا اسلام »، در مورد منشأ تمدن اقوام التصاقی چنین می نویسد : “به نظر می رسد که فرهنگ مذکور ” آسیانیک ” از نواحی مجاور سیحون و جیحون از دشت های ترکستان روس یا شاید از نواحی دورتر، قلب آسیای مرکزی {افغانستان} آمده باشند”.

        ادامه دارد

        ۲۸- افغانستان و هند در روشنی تحقیقات باستان شناسی، احمد علی کهزاد،منبع بنیاد فرهنگی کهزاد، اصل نسخه مورخ ۱۲ قوس ۱۳۴۲

        ۲۹- http://iran-archaeology.persianblog.ir/post/11

        ۳۰- https://www.sharemation.com/Araz44/turkman.-sumer.htm?uniq=-yoeq84

        ۳۱- یو. و. کانکوفسکی، تاریخ افغانستان، مسکو – ۱٩٨٢، ص ٢

        ۳۲- مصاحبه با استاد حاجی کاظم یزدانی مورخ مشهور افغانستان-

        http://kelkin-mag.blogfa.com/page/mag17.aspx

        ۳۳- نخستین شهر ها، روث وایت هاوس، ترجمه مهدی سحابی، ص ۱۵۴ تهران ۱۳۶۹

        1. محمد می گوید

          ببین کسی نمیگه تورک و زبان تورکی موجودیت نداره. اویغور و اوغوزها پدراشونن، زبان خودشونم دارن. فقط نکنه اینه که مهاجرهای متاخر هستن توی خاورمیانه.
          تمام جاهایی که برشمردی عمدتا مربوط به آسیای میانه میشد. دقیقا تایید حرف ایرانویج.
          اثبات شی نفی ما عدا نمی کند.
          یه ذره از تعصبتون کم کنید بذارید روی عقل و منطقتون پان ترک ها.

      5. انی کاظمی می گوید

        احسنت.

    2. ايرانويچ می گوید

      تا همین چند صد سال پیش کسی نمیشناخت این قره قورتتان
      خود حاکمان ترک هم اصلا نمی دونستند همچین کتابی است یا نه
      این شاهکارتون فقط به درد همون محافل پانترکیست میخوره

      1. ناصر می گوید

        مهم اینه که الان می شناسند، آیا شناخت کتابی که می گن !! یکی از اثار ارزشمند انسانی هست، باعث ناراحتی هست؟
        در ضمن امیدوارم شما از جمله افرادی که به کسی نظر مخالف با خودشون دارن، انواع برچسب ها می زنن، نباشید دوست من.

        1. ايرانويچ می گوید

          ۱) کسی نگفته کتاب باعث ناراحتی است
          ۲) هیچ گاه به هیچ فرهنگی کسی توهین نمیکنه
          ۳) ولی این دلیل نمیشه که به نام فرهنگ اجازه بدهیم فرهنگ و تمدن ما رو به دیگران نسبت دهند
          ۴) کتاب دده قورقود اگر حاوی مطالب انسانی است پس برای ما هم ارزشمند و قابل احترام است.
          ۵) ولی این باعث نمیشه اجازه بدیم کسی بخواهد به شاهنامه که از چین و هندوستان و ایران و قفقاز و روسیه بگیر تا فلورانس ایتالیا کاملا شناخته شده است و با این اوضاع هنوز کتاب چهارم جهانی است توهین بکنه و بخواهد از ارزش این شاهکار جهانی بکاهد

          1. ناصر می گوید

            من به شاهنامه توهین نکردم بلکه گفتم چنین کتابی هم هست و فقط قصد ازطلاع رسانی داشتم، حالا چرا بعضی ها احساس می کنند هر چیزی که مال اونها نیست، خطرناکه !!

        2. ایرانی می گوید

          همان دده قوره هم اساطیر شاهنامه با نامهای ترکی است

          1. ابوالفضل می گوید

            اره دیگه ملتی که مشاهیرش باوه گو و نژادپرستن نمیشه انتظاری داشت بتره بری شاهنامه رو بخونی ببینی به چنتا ملت بی احترامی کرده

      2. tt می گوید

        shoma farsa chera endgad enerjie kazeb darin??

      3. بابای ایرانویچ می گوید

        ببین بچه جون داری خیلی زیادحرف می زنی ۱۱۰۰سال برایران حکومت کردیم ایالت مخصوصی برای شماایجادکردیم خودمختارباشیدحالا به ماداری طعنه میزنی اگه ژنتیک می گه اذربایجانی هاوشماهاازیک تیره هستید معلومه چون شمافرزندان اذربایجان هستیدوحالا وجودقومی به نام پارس حاصل امیزش ترک هاولرهاوکردهاوعرب هاست واین زبانی که به ان فارسی میگوییدازکلمات زبان همین نژادهاست وپارسی باستان دستسازمفت خورهای دربارپهلوی مانندکسروی هاست پس شایسته نیست انسان به پدران خود(عرب،ترک،کرد،لر)پشت کندوجوک بسازد

    3. ايرانويچ می گوید

      یک پرفسوراهل ترکیه!!!(البته به نظر نمی آید ایشان ترک باشند و جزء اروپایی های ترکیه یعنی یونانی و یا رومی ویا بلغاری هستند) پژوهشی بزرگ انجام داده است که باب میل پانترکان نبوده و از این دانشمند یادی نمی کنند..این پرفسور نامش محرم اِرگین (Prof.Muherrem Ergin) استاد زبان و ادبیات ترکی طبق تحقیقات گسترده از دانشگاه استانبول ترکیه به این نتیجه دست یافت که زبان ترکی داری واژگان بی شماری از زبان های دیگر است،که در زیر این پژوهش عظیم را در یک نگاه می بینید:
      ۱: ( ۷۰۰۰) هفت هزار واژه ی فارسی
      زبان ترکی شامل: ۲: (۹۰۰۰ ) نه هزار واژه ی عربی
      ۳:(۱۲۰۰۰) دوازده هزار واژه ی فرانسوی
      این هم مشخصات کتاب ایشان که تمام این پژوهش و نکات زیادی درباره ی زبان ترکی را می توانید به زبان ترکی در این کتاب مطالعه نمایید:
      Prof. Dr. Muharrem Ergin
      Üniversiteler için Türk Dili
      Bayrak Basım ve Tanıtım – Horhor Cad. No.20 D:1 Fatih/İstanbul
      İstanbul 1998
      Tel: 531 8748 – 532 2418
      ISBN 975-7728-05-5 34.98.0123-97

      1. ناصر می گوید

        آفرین که اطلاعات کاملی دارید، اما حتما می دانید که ملل با هم در ارتباط هستند و زبانها با هم در تعامل هستند و لغات و حتی مفاهیم رو از هم قرض می گیرند، اما آیا شما فکر می کنید این امر نقطه ضعفی برای زبان من هست، نه دوست من ،
        اینکه شما اینقدر با زبان ترکی مشکل داری برای من جای سوال هست
        و
        ۷+۹+۱۲ = ۲۸۰۰۰ لغت، حالا تعداد لغات اصیل ترکی رو هم به این اضافه کن، پس زبان ترکی باید زبان جالبی باشه ، نه؟

        1. ايرانويچ می گوید

          ۱) آفرین بر شما سخن شما کاملا درست است وجود واژه های بیگانه در یک زبان نشان از ارتباط با دیگر فرهنگ ها دارد
          ۲) اگر بیشتر از ۸۰ در صد نام گیاهان و اصطلاحات کشاورزی آذربایجان ریشه پهلوی و پارسی دارد {کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادی} خود اثبات می کند زبان ترکی پس از زبان پهلوی در آذربایجان رایج شده است زیرا کشاورزی و گیاه پروری و باغداری نشان از زندگی یکجا نشینی دارد
          ۳) آخر چگونه میتوان گفت ترکان چند هزار سال در آذربایجان یکجا نشین بوده اند ولی دست کم ۸۰ درصد واژه های کشاورزی آنان واژه های پهلوی است!!!!؟؟؟

          1. ناصر می گوید

            بازهم دوست من همان سوال رو مطرح می کنم؟ حتی اگر فقط یک نفر به زبان من (از هر ریشه ای) صحبت بکنه، آیا من این آزادی رو دارم که بگم زبان من این هست؟
            زبانی که من صحبت می کنم، جدای از این که قبل از من چه طور بوده و چندتا لغت از چه زبانی به امانت گرفته، چند نفر به اون صحبت می کنن و … ، ایا من مجاز هستم زبان خودم رو حفظ کنم یا باید به اجبار فرهنگ دیگه ای قبول کنم؟ آیا من باید به اون اسامی من در اوردی بدم یا گوشه گوشه تاریخ رو بگردم و از لابه لای اون ردی پیدا کنم که نشون بده “من بیگانه هستم؟”
            اما در مورد ۸۰ درصد، آیا شما یک ترک هستید؟ من که ترک هستم فکر می کنم ۸۰ درصد از لغات کشاورزی که من می شناسم، فارسی نیستند، شما بهتر می دونید

          2. ايرانويچ می گوید

            ۱) سفسته نکنید
            ۲) نویسنده کتاب نیاکان مشترک ایرانیان و تورانیان دکتر سید محمد علی سجادیه است که کاملا به زبان ترکی تسلط دارد
            ۳) ایشان در ضمن مترجم اشعار حیدر بابا سلام به پارسی هستند
            ۴) نام میانه یعنی چی!؟
            ۵) نام سراب یعنی چی!؟
            ۶) نام اردبیل یعنی چی!؟
            ۷) نام تبریز یعنی چی!؟ اگر میخواهی بدونی برو پیوندش رو با نام شهر تفلیس پژوهش کن
            ۸) نام مراغه یعنی چی!؟ برو پیوندش رو با اوستا پژوهش کن
            ۹) نا میاندوآب یعنی چی!؟
            ۱۰) نام سرخه ریز یعنی چی!؟
            ۱۱) نام کندوان یعنی چی!؟
            ۱۲) نام قفقاز یعنی چی!؟
            ۱۳) نام آذربایجان یعنی چی!؟
            ۱۴) نام باکو یعنی چی!؟
            ۱۵) نام شیروان یعنی چی!؟
            ۱۶) چرا حتی نام یک شهر آذربایجان حتی در نوشته های جغرافی دانان اسلامی مانند ابن خرداد به و یاقئت حموی پیدا نمیشه!؟ همه نام های ترکی امروز آذربایجان ساخته این چند سده هستند که هرگز ریشه و پیشینه تاریخی کهن ندارند
            ۱۷) چرا آهنگ زبان امروزی آذربایجان همان آهنگ زبان پهلوی است!!؟؟
            ۱۸) میشه به من بگی در زبان ترکی بجای (هر) (هرکس) (چون) (چونکه) (هیچ) که به ریشه های زبان بستگی دارند چه واژه هایی است!!؟؟
            این مثل این میمونه که ما امروزه در زبان پارسی بیایم از واژه های (من هو) (ماذا) (این)و… بهره بگیریم خنده داره نه!!؟؟

          3. ابوالفضل می گوید

            میشه شمام بگید معدل فارسی بشقاب قاشق و… چیه ایا این نشون نمیده که شما تا زمانی که با ترکها اسنا نشده بودید همانند انسانهای اولیه و وحشی و نه انسانهای با تازیخ۲۵۰۰ ساله بادست غذا میخوردید

          4. کردواری می گوید

            قاشق =کمچه،بشقاب =دوری
            دوتا پرسیدی دوتا جواب گرفتی دوباره بورس

          5. Turkoqli می گوید

            دوست عزیز من
            تمام محیط اینترنت از طریق این اشخاص (ایرانویچ و …) پر شده از اراجیف و خزعبلات و تاریخ دزدی و تاریخ سازی و القا مجهولات و … لطفاً جهت فهمیدن دروغ و عکس موضوع به سایت زیر مراجعه فرمائید:

            Nayibi@Duzgun.net

            برای نمونه
            بیجین= بیچین = بیچ(بیچمک = درو آردن) + ین(اک)= درو ، هُرُس

            کُلَش=کوله ش =کاه ، پوشال همریشه با کولاک آنچه پس از درو از ریشه و برگ باقی بماند احتمالاً کولیش = کولی (کولیمک = زیر سایه قرار گرفتن ، مدفون شدن) + ش(اک)= سایبانی،آنچه روی آلاچیق بیاندازند و سایبان درست کنند.

            گُل=گول از مصدر گولمک (= خندیدن) که بخاطر شادابی گل آنرا بدین نام تشبیه کرده اند و در فارسی با گرته برداری از همین نکته همیشه لبخند و لب با تشبیه به گل و غنچه همراه بوده است:گل خنده ، خنده غنچه ای

            یاشاسین آذربایجان

          6. ناصر می گوید

            ایرانویچ عزیز، تمام اسامی که گفتی در چند سال اخیر تغییر نام داده شدند، بهتره بیشتر مطالعه کنید، در ضمن من جوابم رو در چند سطر می دم و شما کلمات ور قطار می کنید و در ضمن جرات شنیدن همین چند سطر رو هم نداری

          7. خسرو می گوید

            در اثر مهاجرت ترک‌های آسیای مرکزی به آذربایجان و دیگر عوامل که عموماً در فاصله سده‌های پنجم تا دهم هجری رخ داده‌است و ادامه این مهاجرت، زبان ترکی کم کم زبان آذری را به بوته فراموشی سپرده، خود جای آن‌را گرفته‌است.

            پروفسور پیتر گلدن در صفحه ۳۸۶ کتاب خود که یکی از جامع‌ترین کتاب‌ها درباره تاریخ گروه‌های مختلف ترک چاپ شده‌است روند ترکی زبان شدن آذربایجان را به سه مرحله بخش کرده است: نخست ورود سلجوقیان و مهاجرت قبایل اغوز به ناحیه آذربایجان و آران و آناتولی، دوم حمله مغولان که بیشتر سربازان شان ترک‌تبار بودند، و سوم دوران صفویان که بسیاری از قبایل اغوز-ترکمان قزلباش از آناتولی به ایران سرازیر شدند.

            دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن تیره‌های ترک به آذربایجان می‌نویسد: پیشامدهای متناوب یکی پس از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. با نفوذ اقوام ترک و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. در دوران مغول‌ها که بیشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربایجان را تخت‌گاه خود قرار دادند، ترکان در آن جا نفوذ گسترده‌ای یافتند. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش مایه رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصله بر افتادن و برخاستن صفویان پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر چرایی شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید. از جمله دیگر کسانی که تبریز و مراغه را پایتخت خویش قرار دادند هلاکوخان ایلخانی بود.

            ولادیمیر مینورسکی در دانش‌نامه اسلام فرایند تغییر زبان مردم آذربایجان را چنین توضیح می‌دهد: در حدود قرن شش هجری تحت لوای سلجوقیان قبیله غوز ابتدا در تعداد اندک و سپس در تعداد قابل توجهی آذربایجان را اشغال می‌نمایند. در نتیجه مردمان ایرانی‌زبان آذربایجان و نواحی ماوراء قفقاز تبدیل به ترک‌زبان شدند، هرچند که ویژگی‌های تمایزبخش زبان ترکی آذربایجانی، مانند آواهای پارسی و نادیده گرفتن تطابق صوتی، منشا غیرترکی جمعیت ترک‌زبان شده را منعکس می‌کند.
            ریچارد فرای نیز زبان آذری را زبانی گسترده و زبان اصلی در جغرافیای آذربایجان می‌داند. به نظر وی این زبان غالب آذربایجان از قرن چهاردم میلادی به طور تدریجی جایگاهش را به ترکی آذربایجان داد.
            پروفسور ژان دورینگ شرق‌شناس و موسیقی‌دان نیز تایید می‌کند که شهر تبریز در قرن ۱۵ میلادی هنوز ترک‌زبان نشده بود.
            مطالعه کن بیسواد

          8. علی می گوید

            شما با این حرف داری میگی ترکا مهاجرت کردن به اذربایجان و ترکایه اناتولی شیعه سرازیر شدن به اذربایجان فارس هایه سنی رو شیعه کردن و شما مدیون مردم اذربایجان و هفت طایفه ترک هستید وادا میکنید ترکا مغولن وزرد پوست که مغول با ترک فرق داره زبان مغولی قابل فهم برا ترکا نیست اگه ترکا چشم بادانی هستند علتش مجاورت با مغولها وچینی هاست همانطور که تاجیک ها و افغانهایه فارس زبان چشم بادامی شدن ترکا هم چشم بادامی شدن اتفاقا ترکا و نژاد قفقاز یکی هست و سفید پوست و بور هستند و فارسها چشم ابرو مشکی و سبزه پوست که اگه ترکا مهاجرت نمی کردن به ایران قیافتون یه چیزی شبیه پاکستانیا بود بسیاری از قزلباشها به اکثر شهرهایه ایران مهاجرت کردن و قاطیه اون شهرها شدن و اکثر مو بورها همه از نسل همین ترکان ازمایش ژنتیک هم نشان داده که مردم اذربایجان بیشتر به قفقاز و ترکیه قرابت داره تا مردم ایران

          9. ali turk oglan می گوید

            axe cher ingad xodeto jer midi? Kasi ke elmi nadshte bashe va kolan tavan defa nadashte bashe va zaeef bashe hamishe tu bahs alaki paye ketab o manabe e maktubo be vasta mikeshe girim ke harchi migi doroste unam yeki mele toe dg! in pars konan bebaxshid parsi zabanan kam baj nadadan ke be rusa va garbia ! boro xodetuno jam konid o fekr e inke bexayan xodetuno ba turk a mogaseye konin o az saretun bendazin va berin un ketabatuno bexunin ke keshvaraye turk daran pishraft mikonan

          10. ایران می گوید

            واقعا متاسفم واسه ادب و فرهنگت…….حیف اینترنت کی داره حرومش میکنه……تو اول برو ادب یاد بگیر بعد بیا نظر بده

          11. Atilla می گوید

            واقعا نمیدونی که میاندواب و تبریز و کندوان و… نامشون در اصل تورکی هستند یا داری شوخی میکنی
            من زیاد توضیخ نمیدم:
            در مورد تبریز برو درباره ملکه تومروز مطالعه کن
            کندوان یا گون دوغان(برو یه خورده مطالعه کن)
            میاندواب: قوشاچای(برو از بومیا بپرس)
            ببخش دیگه من اصلا حوصله ندارم زیاد بحث کنم/ دوستان دارن جواب شما رو میدن

          12. ابوالفضل می گوید

            درسته یا خیلی از اسم شهرها که بعدا تغییر دادن مثل سارین بولاخ که اسم اصلی مهاباد هستش جالبکه که کردهای مهاجر مهاباد هم به اونجا سارین بولاخ میگن

          13. ابوالفضل می گوید

            اینکه شما با کلمات ترکی اشنا نیستید به خودتان مربوط است اما اگر هر کلمه ای خواستید بگید من معادل ترکیش رو بگم

      2. ابوالفضل می گوید

        اولا بهتره شما بگید چند درصد فارسی عربی ترکی انگلیسی و فرانسوی هس درضمن بهتره با یه سرچ کوچیو بدونی که اولین زبان کامل دنیا عربی دوم فرانسه و سوم ترکی هس و این در حالیه که انگلیسی ۱۸ و البته فارسی در رده های خیلی پایین تر هستش

  2. parla می گوید

    yaşa türk
    screw these bloody persians fuck em all !!

    1. ايرانويچ می گوید

      ۱۹۳)مجله آینده سال۹/(۱۳۶۲)/ رویه های۶۷۵ تا۶۷۷/ زبان فارسی در زنجان/استاد ایرج
      افشار/
      ۱۹۴)مجله آینده شماره۵ سال۹/(۱۳۶۲)/یادی دیگر از مسائل زبان فارسی/میر احمد
      طباطبائی/
      ۱۹۵)مجله آینده شماره۲ و۳ سال۱۰/(۱۳۶۳خرداد- اردیبهشت)/ رویه های۱۲۶تا۱۳۶/
      زبان مردم آذربایجان در گذشته/عنایت الله رضا/
      ۱۹۶)مجله آینده شماره… سال۱۰/(۱۳۶۳)/ رویه های۳۷۹ تا۳۸۱/زبان فارسی در زنجان
      حمید ایزدپناه//به همراه نوشته های شایسته ادب و عباس موسوی/
      ۱۹۷)مجله آینده شماره های۱تا۳سال۱۱/( فروردین تاخرداد۱۳۶۴)تهران/ رویه های۱۴۶تا
      ۱۵۳/پندام وپنام[درباره ی یک واژه آذری مستعمل در آذربایجان]/مهری باقری
      (سرکاراتی)/
      ۱۹۸)مجله آینده شماره ۷-۸ سال۱۲/(مهر-آبان۱۳۶۵)/ رویه ۳۶۳/ درباره ی لفظ تاجیک
      و تات/ دکتر سید محمد محیط طباطبایی/
      ۱۹۹)مجله آینده شماره۶-۷ سال۱۳/(شهریور- مهر۱۳۶۶)/ رویه های۴۸۴- ۴۸۵/تاجیک و
      تات[یادداشت]/محمد جعفر ملک زاده/
      ۲۰۰)مجله آینده شماره…سال۱۴/(۱۳۶۷)/رویه های۲۴۷ تا۲۵۳/زبان فارسی و آذربایجان/
      تقی ارانی/
      ۲۰۱)مجله آینده شماره۱۰تا۱۲جلد۱۵/ رویه های۷۵۳ تا۷۵۷/واژگان همانند در گویش های سمنانی و آذری/پناهی سمنانی/
      ۲۰۲)مجله آینده شماره…سال۱۶/(۱۳۶۹)/ رویه های۷۱۹ تا۷۲۳/غزلهای«آذری»بدر –
      شروانی/علی عبدلی/
      ۲۰۳)مجله آینده شماره های۵تا۸سال۱۷/(مرداد-آبان۱۳۷۰)تهران/ رویه های۵۹۳تا۵۹۵/
      زوارنو،زوانو[درباره ی یک واژه آذری مستعمل در آذربایجان]/عزیز دولت آبادی/
      ۲۰۴)مجله آینده شماره های۱تا۴سال۱۷/(فروردین تا تیر۱۳۷۰)تهران/ رویه های۷۱تا۷۸/
      سه کتاب درباره تالش و تات[گردآوری علی عبدلی](غزل های آذری بدرشیروانی) /
      احمد اقتداری/
      ۲۰۵)مجله آینده شماره های۱و۳و۷و۱۲سال۱۸/تهران/
      ۲۰۶)مجله آینده شماره های۱تا۳سال۱۹/(فروردین تا خرداد۱۳۷۲)تهران/ رویه های۲۳تا
      ۲۸/زبان آذری وگویش«قراونه»درسده هشتم هجری/یحیی ذکاء/
      ۲۰۷)مجله آدینه شماره۲۹/(آبان ماه۱۳۶۸)/مقاله طواف سهند/ایرج افشار/
      ۲۰۸)مجله آموزش و پرورش شماره۱۰سال۸/(مهرماه۱۳۱۷)تهران/رویه های۱تا۸/ زبان
      تبریزی /دکتر سیدمحمد محیط طباطبایی/
      ۲۰۹) مجله ارمغان شماره۱و۲سال۲۴/رویه های۸۶تا۹۶/(۱۳۲۸)/آذربایجان و زبان آذری/
      ایزدیار/
      ۲۱۰) مجله اندیشه نیک شماره۲/(۱۳۵۴)/آذریگان(آگاهیهایی درباره ی گویش آذری)/
      صادق کیا/۶۲رویه/
      ۲۱۱) مجله ایران شناسی شماره…سال۲/(پاییز۱۳۶۹) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویه-
      های۳۳۱-۳۳۰/درباره ی فرهنگ و ادبیات آذربایجان/کاظم خویی/
      ۲۱۲) مجله ایران شناسی دوره۳/(۱۳۷۱) بتسدا(Bethesda)آمریکا/ رویه های ۶۰۲ تا
      ۶۱۱/ سرنوشت تلخ تالش ها در آذربایجان شوروی/وارتان گریگوریان/
      ۲۱۳) مجله ایرانشهرشماره۴/پروفسور مارکوارت(j.marquart)/(1901م.)برلن(۱۲۸۰
      خورشیدی)/رویه های ۳۹۵ تا۴۰۴یک کنفرانس علمی درباره ی آذربایجان/
      ۲۱۴) مجله ایرانشهر/(۱۹۲۴)برلین/سلسله مقاله درباره زبان فارسی در آذربایجان/دکتر
      تقی ارانی/
      ۲۱۵) مجله ایران کوده شماره۱۰/دکتر محمد مقدم/(۱۳۱۷)تهران/رویه های۴تا۱۸/یک
      سند تاریخی از گویش آذری تبریز(به انضمام رساله روحی انار جانی)/
      ۲۱۶) مجله ایران نامه سال…/ آمریکا/ دو غزل تازه یافته/یحیی ذکاء/
      ۲۱۷) مجله ایران نامه سال۵/(۱۳۶۵)آمریکا/ رویه های۷۶ تا۸۰/ درباره ی گویش «کنار-
      آب»/یحیی ذکاء/
      ۲۱۸)مجله بخارا شماره۱۶ سال۳/(بهمن و اسفند ١٣٧٩)/ رویه های۸۴ و۸۵/ تازه ها و پاره
      های ایران شناسی( ٢۵ :)سست- معبرابن سینا- تاتی گویی/ ایرج افشار/[درباره ی گویش
      تاتی آبادی سست در ۱۰ کیلو متری شمال اسفراین]/
      ۲۱۹)مجله بررسیهای تاریخی شماره۱سال۴(پیاپی۱۹)/(فروردین-اردیبهشت۱۳۴۸)/رویه –
      های۴۱تا۵۲/سخنی در پیرامون آذربایگان/عنایت الله رضا/
      ۲۲۰)مجله بررسیهای تاریخی شماره۲و۳سال۴(پیاپی۲۰و۲۱)/(خرداد-شهریور۱۳۴۸)/
      رویه های۴۹تا۶۴/حدود تاریخی آذربایجان ایران/دکتر محمد جواد مشکور/
      ۲۲۱)مجله بررسیهای تاریخی شماره۱سال۶/(فروردین-اردیبهشت۱۳۵۰)/رویه های۳۳۱ تا
      ۳۵۰/پیشینه تاریخی سرزمین داغستان/ مجید یکتائی/ [درباره ی تاریخ پیش از اسلام،
      خط،زبان تاتی]/
      ۲۲۲)مجله پیمان شماره های۱۱-۱۲ دوره۳/رویه های۶۸۵-۶۸۸/زبان آذربایجان/احمد
      کسروی تبریزی/
      ۲۲۳)مجله پیمان شماره۷ سال۷/(فروردین۱۳۲۱)/مقالات احمد کسروی/
      ۲۲۴)مجله تاریخ شرق باستان جلد۲ بخش۳/(۱۹۰۳)مسکو/ردپای زبان های سامی در
      گویش تاتی یهودیان کوهستانی/ و.س.میلر(پدر)/
      ۲۲۵)مجله تعلیم و تربیت دوره۸/(مهر۱۳۱۷)/رویه های۱تا۸/درپیرامون زبان فارسی
      (تبریزی)/دکتر سید محمد محیط طباطبایی/
      ۲۲۶)مجله تماشاشماره…/(۱۳۴۸)/سخنی پیرامون آذربایگان/دکتر عنایت الله رضا/
      ۲۲۷)مجله تماشاشماره۳۵۲سال۷(۲۹بهمن۲۵۳۶)/ رویه های۱۸و۱۹و۸۰ و۸۱ و۱۰۲/ زبان
      آذربایجانیان (پژوهشی در کتاب ناشناخته ی مولانا روحی انارجانی،سده یازدهم)/
      فریدون جنیدی/
      ۲۲۸)مجله جهان اخلاق/(فروردین۱۳۲۵)/رویه های۸۲ تا۹۳/خلخالی یک لهجه از اذری/
      عبدالعلی کارنگ/
      ۲۲۹)مجله خواندنیها شماره۶سال۶ (پیاپی۱۵۸)/(شنبه۷مهر۱۳۲۴)/ رویه های۶ و ۷ و ۸ / به
      آذربایجان…/ محمد تقی بهار/[درباره فرهنگ،تاریخ و زبان آذربایجان]/
      ۲۳۰)مجله دانش شماره۷سال۳/رویه های۳۸۴و۳۸۵/یک دوبیتی آذری از شیخ صفی
      الدین اردبیلی/یحیی ذکاء/ (امرداد۱۳۳۳)/
      ۲۳۱)مجله دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی- درمانی قزوین شماره۲۸/پیوست
      پاییز۱۳۸۲)/ رویه های۳۶تا۴۳/ سنت های مردم روستاهای تاکستان در مراقبت های
      زایمان:پژوهش کیفی/دکتر سعید آصف زاده،فریبا طاهرخانی و احمد قدوسیان/
      ۲۳۲)مجله راه دانش شماره۲/(۱۳۳۲)/گویش کرینگان«تاتی»/یحیی ذکاء/
      ۲۳۳)مجله راهنمای کتاب شماره۳و۴دوره۱۳/(خرداد-تیر۱۳۴۹)/رویه های۲۹۶تا۲۹۸/
      [درباره ی]دستور لهجه ی تاتی جنوبی/دکتر احسان یارشاطر/احمد تفضلی/
      ۲۳۴)مجله راهنمای کتاب شماره۴تا۶دوره۱۷/(تیرتا شهریور۱۳۵۳)/رویه های۳۶۰تا۳۶۶/
      [درباره ی] لهجه قوناقکندی زبان تاتی/گردآوری:مقصود حاجی یف/ابوالفضل
      آزموده/
      ۲۳۵)مجله راهنمای کتاب سال۱۹/(۱۳۵۵)/رویه های۹۸ تا۱۰۱/ [بررسی و شناسایی کتاب]
      گویش آذری از رحیم رضا زاده ملک/ماری اردهالی/
      ۲۳۶)مجله زبانشناسی شماره۲سال۱(پیاپی۲)/(پاییز وزمستان۱۳۶۳)تهران/ رویه های۱۰۹تا
      ۱۱۲/ [بررسی و شناسایی کتاب] فرهنگ تاتی و تالشی ،علی عبدلی/دکتر علی اشرف
      صادقی/
      ۲۳۷)مجله زبانشناسی شماره۲ سال۳/(پاییز و زمستان۱۳۶۵)/رویه های۷۵تا۸۰/ دو غزل
      تازه یافته/یحیی ذکاء/
      ۲۳۸)مجله زبانشناسی شماره۲ سال۳/دانشگاه تهران/
      ۲۳۹)مجله زبانشناسی شماره۲ سال۵/(پاییز وزمستان۱۳۶۷)/رویه های۷۰ تا۸۷/ارگتیو زبانها
      و گویشهای ایرانی/ایران کلباسی/
      ۲۴۰)مجله زبانشناسی شماره۲ سال۷(پیاپی۱۴)/(پاییز وزمستان۱۳۶۹)/رویه های۵۹تا۶۲/
      آذری یا طالشی[درباره ی اشعار بدر شروانی]/حمید حاجت پور/
      ۲۴۱)مجله زبانشناسی شماره۱ سال۹(پیاپی۱۷)/(بهار و تابستان۱۳۷۱)/رویه های۵۴تا۶۴/
      اشعار محلی جامع الالحان عبدالقادر مراغی/دکتر علی اشرف صادقی/
      ۲۴۲)مجله زبانشناسی شماره۲سال۹(پیاپی۱۸)/(۱۳۷۱)/رویه های۲۵ تا۳۹/گویش تاتی
      تاکستان(۱)/عباس طاهری/
      ۲۴۳)مجله زبانشناسی شماره۱ سال۱۱(بهار و تابستان۱۳۷۳)/(آذر۱۳۷۵)/رویه های۳۸ تا
      ۵۷/توصیف ساختمان دستگاه فعل در گویش تالشی (دهستان طاسکوه ماسال)/مهرداد
      نغزگوی کهن/
      ۲۴۴)مجله زبانشناسی شماره۱و۲ سال۱۲/(۱۳۷۴)/رویه های۹۶ تا۱۱۲/گویش تالشی/حمید
      حاجت پور/
      ۲۴۵)مجله زبانشناسی شماره۱ سال۱۷(پیاپی۳۳)/(بهار وتابستان۱۳۸۱)/ رویه های۲۲تا۴۱/
      واژه هایی تازه از زبان قدیم مردم اران و شروان و آذربایجان/علی اشرف صادقی/
      ۲۴۶)مجله زبانشناسی شماره۱ سال۱۸(پیاپی۳۵)/(بهار وتابستان۱۳۸۲)/ رویه های۱تا۱۲/
      معارضه ی ترکی با فارسی در اران و شروان:چند بیت به یک گویش ارانی و شروانی/
      دکتر علی اشرف صادقی/
      ۲۴۷)مجله زبانشناسی شماره۲ سال۱۸(پیاپی۳۶)/( پاییز وزمستان ۱۳۸۲)/ رویه های۱تا۳۳/
      فهلویات شیخ صفی الدین اردبیلی/ دکتر علی اشرف صادقی/
      ۲۴۸)مجله زبانشناسی شماره۱ سال۲۰(پیاپی۳۹)/( بهار وتابستان ۱۳۸۴)تهران/:
      Pرویه های ۳۹ تا۵۶/دستگاه واجی گویش تالشی و کاربرد آن در تحلیل بعضی
      خصوصیات فارسی جدید/مهرداد نغزگوی کهن/
      P رویه های۵۷ تا۹۸/شباهتها و تفاوتهای گویشهای تالشی،گیلکی،مازندرانی/دکتر ایران
      کلباسی/
      P رویه های۱۱۳ تا۱۲۶/ارگتیو در گویش تالشی/محرم رضایتی کیشه خاله/
      P رویه های۱۴۲ تا ۱۴۶/زبان تالشی،گویش خوشابر/ مهرداد نغزگوی کهن/[بررسی و
      شناسایی کتاب زبان تالشی ،گویش خوشابر/حمید حاجت پور/گیلکان/(۱۳۸۳)رشت]/
      ۲۴۹)مجله سرو شماره۱جلد۱/(مهر۱۳۴۰)تبریز/رویه۶/ترانه ای چند از آذربایجان(خلخال)
      / عبدالعلی کارنگ/
      ۲۵۰)مجله سووتیسکایا ایتنوگرافیا/(۱۹۸۵)مسکو/رویه۱۱/ عبارت تات همچون مشخصه
      نژادی در آسیای میانه،ایران و ماورای قفقاز/ف.د.لیوشکیویچ/
      ۲۵۱)مجله فرهنگ ایران زمین جلد۲دفتر۴/(۱۳۳۳)/چاپ۳/(۱۳۶۸)/سخن/ رویه های۳۲۹
      تا ۳۷۲/رساله ی روحی انارجانی (رساله ای در آداب مردم تبریز)/ سعید نفیسی/
      ۲۵۲)مجله فرهنگ ایران زمین جلد۳/(۱۳۳۴)/ چاپ۳/(۱۳۶۸)/سخن/ رویه های۲۲تا۷۷/
      رساله لغات فرس قدیم اهالی رامند/منوچهر ستوده/
      ۲۵۳)مجله فرهنگ ایران زمین جلد۵ دفتر۱/(۱۳۳۶)تهران/رویه های ۵۱تا۹۲/گویش«گلین
      قیه»یاهرزندی/گردآورنده:یحیی ذکاء/
      ۲۵۴)مجله فرهنگ ایران زمین جلد۶/(۱۳۳۷)/چاپ۳/(۱۳۶۸)/سخن/ رویه های۳۲۴
      تا۳۲۷/خوئینی یکی از لهجه های آذری/منوچهر ستوده/
      ۲۵۵)مجله فرهنگ ایران زمین جلد۱۲/(۱۳۴۳)/ چاپ۳/(۱۳۶۸)/سخن/رویه های۳۲۳ تا
      ۳۲۹/اشاره ای دیرآمده بر لهجه ی رامند/جلال آل احمد/
      ۲۵۶)مجله فرهنگ خراسان شماره۷و۸ سال۲/(پاییز و زمستان۱۳۸۱)/رویه های۱۸۳ تا
      ۱۹۲/تاتی،گویشی در شمال خراسان/حبیب صفرزاده/
      ۲۵۷)مجله کادح (ویژه ی تالش)سال۱۰/(اسفند۱۳۷۱)رشت/تأملی بر ضرب المثلها و
      کنایه های تالشی/نبی الله شعبانی/
      ۲۵۸)مجله کادح (ویژه ی تالش)/(اردیبهشت۱۳۷۲)رشت/ فهرست نامه مطالعات و
      تحقیقات پیرامون گویش آذری/کامیار عابدی//رویه۸/توصیف گویش تالشی/محرم
      رضایتی کیشه خاله/
      ۲۵۹)مجله ماهتاب دوره۱ ( شماره۴/خرداد/ رویه های۱۱۱تا۱۱۵)و(شماره۵/تیر/ رویه-
      های۱۵۱تا۱۵۵)و ( شماره۶/امرداد/ رویه های۱۹۱تا۱۹۶)و( شماره۷/شهریور/ رویه های
      ۲۳۱تا۲۳۸)[۱۳۱۷]آذربایجان و زبان فارسی/ محمدامین ادیب طوسی/
      ۲۶۰)مجله ماهتاب دوره۱/ رویه های۲۷۰تا۲۷۶/زبان هرزندات مرند//دکتر محمدامین
      ادیب طوسی/
      ۲۶۱)مجله مردم گیاه شماره۲سال۱/(۱۳۷۲)/رویه های۱۰۱ تا۱۰۴/تات ها مردمی ایرانی
      نژادند.نمونه ای از ضرب المثل ها/رحمن رجبی/
      ۲۶۲)مجله کیهان فرهنگی شماره۶سال۹/(شهریور۱۳۷۱)/ رویه های۱۷تا۱۹/آذر،
      آذربایجان و آذری/ دکتر سید محمد محیط طباطبایی/
      ۲۶۳)مجله گوهر شماره۴سال۶/(تیر۱۳۵۷)/ رویه های۳۴۵ تا۳۵۲/آذری یا آذربایجانی؟/
      دکتر سید محمد محیط طباطبایی/
      ۲۶۴)مجله وهومن شماره۱۰/(۱۳۵۷)/ رویه های۶۶و۶۷/آذربایجان وزبان دری/ابراهیم
      پورداوود/
      ۲۶۵)مجله هفته وار کیهان هوایی شماره۹۱۰/(۱۹۹۰)/
      ۲۶۶)مجله هفته وار کیهان هوایی شماره۹۶۸و۹۸۷و۹۹۰/(۱۹۹۲)/
      ۲۶۷)مجله هفته وار کیهان هوایی/(۱۹۹۳)/
      ۲۶۸)مجله یادداشت های دانشکده شرق شناسی فرهنگستان علوم اتحاد جماهیر شوروی/
      (۱۹۳۳)مسکو/درباره ی گویش قبایی زبان تاتی یهودیان کوهستان قفقاز/و.ب.میلر(پسر)/
      ۲۶۹)مجله یادگار شماره۳سال۲/(۱۳۲۴)/( رویه های۱تا۹/زبان ترکی در آذربایجان/
      عباس اقبال آشتیانی/)و( رویه های۴۳تا۵۰/یک سند مهم در باب زبان آذری/عباس اقبال
      آشتیانی/)
      ۲۷۰)مجله یادگارجلد۳شماره۶و۷سال۲/(رویه های ۱۳۷تا۱۳۹/محمدبن البعیث،و زبان
      آذری/محمد نخجوانی وعباس اقبال آشتیانی/)و(سیاست زبان/ عباس اقبال آشتیانی/)/
      ۲۷۱)مجله یغما شماره۲دوره۱۸رویه های۶۱تا۶۶،شماره۳دوره۱۸رویه های۱۲۷تا۱۳۱/
      زبان های ایرانی در خارج از ایران- زبان های باستانی ایران،زبان های میانه،شرح زبان ها
      و لهجه های کنونی ایران/بهرام فره وشی/
      ۲۷۲)مجموعه ای از فرهنگ عامه ی تاتی/(۱۹۴۰)/ {بر پایه نوشته اورانسکی در رویه ۳۱۶
      (مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(۱۳۵۸)تهران/)از کتابها و نوشته-
      های تاتی نام برده شده}
      ۲۷۳)مجموعه خطابه های نخستین کنگره ی تحقیقات ایرانی جلد۱/به کوشش:مطفر
      بختیار/(۱۳۵۰)تهران/مذکر و مونث در گویش اشتهارد و سایر گویشهای تاتی مرکزی
      ایران/دکتر حسین نخعی(آذران)/
      ۲۷۴)مجموعه سخنرانیهای کانون فرهنگی ایران جوان جلد۳/(۱۳۵۱)تهران/رویه های۱۲۱
      تا۱۴۴/درباره ی زبان آذربایجان/مهندس ناصح ناطق/
      ۲۷۵)مجموعه ی مقالات ایران شناسی/جلد۱/برگردان ونگارش:ابوالفضل آزموده/
      پاسارگاد/چاپ۱/(۱۳۷۶)تهران/رویه های۲۴۳ تا۲۵۰/لهجه ی قوناقکندی زبان تاتی/
      مقصود حاجی یف/
      ۲۷۶)مجموعه مقالات مردم شناسی در دفتر اول/مرکز مردم شناسی وزارت فرهنگ و
      آموزش عالی/(۱۳۶۲)/رویه های۱۵۹و۱۶۰/تات/
      ۲۷۷)مجموعه ی مقالات نخستین هم اندیشی گویش شناسی ایران(۹ تا۱۱ اردیبهشت
      ۱۳۸۰)/به کوشش:حسن رضایی باغ بیدی/فرهنگستان زبان و ادب فارسی/(۱۳۸۱)تهران/
      رویه های۴۹۱ تا۴۹۷/ پژوهشهای دانشمندان شوروی درباره گویش تالشی (دانیله
      گویتیزو)/
      ۲۷۸)مجموعه مقالات نوابی جلد۱/دکتر یحیی ماهیار نوابی/(به کوشش محمود طاووسی)/
      مؤسسه آسیایی/(۱۳۵۵)شیراز/رویه های ۱تا۱۴۷/زبان کنونی آذربایجان// رویه های ۱۵۷
      تا۱۶۰/چکستانی مپسندیم// رویه های۱۶۱تا۲۱۰/ زبان مردم تبریز در پایان سده دهم و
      آغاز سده یازدهم هجری(رساله روحی انارجانی)/دکتر ماهیار نوابی/
      ۲۷۹)مجموعه مقالات همایش بین المللی تات شناسی/دانشگاه آزاد واحد تاکستان/
      (آذرماه ۱۳۷۸)تاکستان/۳۵۱رویه/ دربرگیرنده نوشتار های زیر:
      ۱- مقدمه/محمد نو نژاد/
      ۲- گزارش دبیر همایش/دکتر حمید طاهری/
      ۳- جامعه و زبان تاتهای جمهوری آذربایجان/پروفسور مقصود حاجی یوف/
      ۴- حدیث آشنا(نقد و بررسی ترانه های تاتی)/ دکتر حمید طاهری/
      ۵- همایش بزرگ تات شناسی/دکتر منوچهر ستوده/
      ۶- داستان زد یا ضرب المثل در زبان تاتی تاکستان/استاد علی پدرام/
      ۷- راهکار های حفظ زبان تاتی/رشید جعفرپور/
      ۸- معرفی کلور از جهات مختلف/محسن مجاوری کلور/
      ۹- نگاهی به هویت وزبان تات/علی عبدلی/
      ۱۰- پراکندگی گویشوران تات در شمال ایران«شهرستان رودبار- دهستانهای الموت و طالقان»/سید محمد تقی میر ابوالقاسمی/
      ۱۱- بررسی گویش تاتی تاکستان/عباس طاهری/
      ۱۲- بررسی تاریخی معنی و کاربرد واژه «تات»/نصرالله پورمحمدی املشی/
      ۱۳- تاریخ الفباء تاتی و قواعد نگارش/سید عادل ایرانی کلور/
      ۱۴- وضعیت کنونی زبان تاتی در تاکستان و برخی از مناطق اطراف/مجید رحمانی/
      ۱۵- مراسم عروسی تاتهای تاکستان/دکتر حبیب الله طاهرخانی/
      ۱۶- پیشینه ی تاریخی قوم تات/دکتر زهرا پیرایه شفق/
      ۱۷- راهکار های حفظ زبان تاتی/اسدالله رحمانی/
      ۱۸- نگاهی گذرا در رابطه با زبان تاتها وتاتی اسفرورین/محمد سلیمانی/
      ۱۹- حکمت عامیانه تات(مثل ها،متل ها،کنایات،باورها،خرافات و…)/غلامرضا ملایی/
      ۲۰- ضرب المثلهای تاتی شال/حسین غلامی/
      ۲۱- نگاهی اجمالی به مبارزات مردم تاکستان/ابوالفضل اسلامی/
      ۲۲- فرهنگ عامه تاتها(باورها و پندارهای تاتی)/باقر رحیمی ویسرودی/
      ۲۳- فرهنگ،آداب و رسوم،معماری و حکمت عامیانه مردم سگزآباد/ کمیسیون فرهنگی سگزآباد/
      ۲۴- غروب خورشید تاتی در گلین قیه/بهرام پارسا پور کلور/
      ۲۵- تاتهای قفقاز/مازیار فرهنگ/
      ۲۶- آئین سوگواری سالار شهیدان درشاهرود خلخال/بهمن مؤذن زاده/
      ۲۷- ساختار دستوری تاتی/ابراهیم جهان بخشی/
      ۲۸- وارثان شعر و ادب تات(سیری در احوال،آثاروسبک شاعری استادان محمد حسین طاهری وعلی پدرام)/فرهادرحمانی/
      ۲۸۰)مختصر[ی]درباره ی زندگی و فرهنگ مردم شهرستان توالش/علی ماسالی/پایان نامه
      دانشگاهی/دانشگاه ملی ایران/(۱۳۵۲)تهران/
      ۲۸۱)مراغه(افرازه رود)/ یونس مروارید/(۱۳۶۰)تهران/وزیری/ رویه های ۱۲۵تا۱۳۲/ زبان
      و نژاد-آذری وترکی/
      ۲۸۲)مردم شناسی ایران/هنری فیلد/برگردان:دکتر عبدالله فریار/ناشر:کتابخانه ابن سینا/
      (۱۳۴۳)تهران/رویه های۵۶ و۶۰ و۱۲۹و۱۸۸و۲۶۹و۶۴۶ و۷۴۳ و۷۴۴/درباره تالش وتات/
      ۲۸۳)مسائل تاریخی زبان فارسی/علی اشرف صادقی/نشر سخن/(۱۳۸۰)تهران/
      ۲۸۴)مسالک و ممالک/ابواسحق ابراهیم اصطخری/[برگردان (المسالک والممالک)از
      سده۵-۶ هجری/به کوشش استاد ایرج افشار/بنگاه ترجمه و نشر کتاب/(۱۳۴۷)تهران/
      رویه۱۶۰]/(سده۶- ۵)/
      ۲۸۵)مسله رخن(Mosla Rokhn) مجموعه سروده های تالشی/جمشید شمسی پور
      خشتاونی/(۱۳۷۳)رشت/
      ۲۸۶)مطالبی در زمینه تاریخ،فرهنگ و جامعه تاتها و تالشان(مجموعه مقالات)/علی عبدلی
      /ققنوس با همکاری نویسنده/(۱۳۶۹)تهران/۳۵۲رویه/
      ۲۸۷)مطالعاتی درباره ی تاریخ،زبان وفرهنگ آذربایجان/فیروز منصوری/مؤسسه تاریخ
      معاصر ایران/(۱۳۷۹)تهران/
      ۲۸۸)معجم البلدان/ابو عبدالله یاقوت بن عبدالله یاقوت حموی/ [چاپ مصر/ جلد۱/ رویه
      ۱۶۰/ و/ (۱۸۶۶) لایپزیک / رویه۱۷۲/ و/(۱۳۷۴ق.) دارصادر بیروت/]{نام بردن از زبان
      آذری (زبان کهن آذربایجان)}/(۵۷۵ تا۶۲۶ . )/
      ۲۸۹)معجم الادباءجلد۳/چاپ مصر/رویه۱۳/{نام بردن از زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}
      ۲۹۰)معرفی زبان ها و گویش های ایران/حسن رضائی باغ بیدی/ گروه گویش شناسی
      فرهنگستان زبان و ادب فارسی/ (اردیبهشت۱۳۸۰)/
      ۲۹۱)مغان،نگین آذربایجان جلد۱/احد قاسمی/پژوهنده/چاپ۱/(۱۳۷۷)تهران/ رویه های
      ۱۰۹ تا۱۱۵و۱۴۲/
      ۲۹۲)مفاتیح العلوم/ابو عبدالله محمدبن احمدبن یوسف کاتب خوارزمی/[برگردان:حسین
      خدیوجم/انتشارات بنیاد فرهنگ ایران/(۱۳۴۷)تهران/ و/انتشارات علمی و فرهنگی/
      (۱۳۶۲)تهران//رویه۱۱۲/] و[چاپ اروپا/رویه۱۱۷/]/{نام بردن از زبان آذری (زبان کهن
      آذربایجان)}/(درگذشته به سال۳۸۷ .)/
      ۲۹۳)مقدمه ی فقه اللغه ایرانی/یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی/برگردان:کریم کشاورز/
      پیام/چاپ۱/(۱۳۵۸)تهران/
      ۲۹۴)مقدمه ی لغت نامه دهخدا(مقدمه)/(۱۳۳۷)تهران /رویه های۹ تا۲۵/زبان ها و لهجه
      های ایرانی/دکتر احسان یارشاطر/
      ۲۹۵)مونوگرافی روستای خیارج/ناصر میرزاحسینی/استادراهنما:دکترحسین بهروان/
      (پایان نامه دانشگاه فردوسی مشهد دانشکده ادبیات و علوم انسانی)/(سال۷۹-۱۳۷۸)/
      ۲۹۶)میراث به جامانده:گویش تالشی عنبران اردبیل(ویلکیج)/ ربابه امیریان بودالالو/
      جامعه نگر/(۱۳۸۴)تهران/۱۶۸ رویه/
      ۲۹۷)نامواره دکتر محمود افشارجلد۲/گردآوری ایرج افشار( با همکاری کریم اصفهانیان)
      /بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/(۱۳۶۵)تهران/رویه های۹۰۷ تا۱۰۰۳/زبان های
      باستانی ایران در آذربایجان/ دکتر حسینقلی کاتبی/
      ۲۹۸)نامواره دکتر محمود افشارجلد۴/گردآوری ایرج افشار/ بنیاد موقوفات دکتر محمود
      افشار یزدی/(۱۳۶۷)تهران/ رویه های۱۹۴۲تا۱۹۱۰/ ملاحظاتی درباره ی زبان آذربایجان
      / دکترمحمدامین ریاحی// رویه های۱۹۴۲تا۱۹۴۶/ نامه امیل بئر درباره لهجه های آذری/
      ۲۹۹)نامواره دکتر محمود افشارجلد۶/ گردآوری ایرج افشار با همکاری کریم اصفهانیان/
      بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی /(۱۳۷۰)تهران/ رویه های۳۳۷۵تا۳۴۲۱/تات و
      تاجیک وتازیک/دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی/
      ۳۰۰)نامواره دکتر محمود افشارجلد۸/گردآوری ایرج افشار با همکاری کریم اصفهانیان/
      بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی /(۱۳۷۳)تهران/ رویه های۴۵۷۲تا۴۵۸۳ فهرست-
      نامه مطالعات و تحقیقات پیرامون گویش آذری/کامیار عابدی/
      ۳۰۱)نخستین همایش ملی ایران شناسی(خلاصه مقالات)۲۷تا۳۰خرداد۱۳۸۱تهران/
      برگزارکننده:بنیاد ایران شناسی/رویه های۱۹۵و۱۹۶بررسی تاریخی و کاربرد واژه ی
      تات/نصرالله پوراملشی/رویه۲۰۵/بررسی ساختمان فعل تاتی تاکستان و بوئین زهرا/ایرج
      رحمانی/اهمیت گویشها و لهجه های ایرانی/دکتر بهمن سرکاراتی/
      ۳۰۲)نزهه القلوب/حمدالله مستوفی/[(۱۹۱۳)لیدن/رویه های۶۲و۸۵و۸۷و۹۳/]و[به کوشش:
      دکتر محمد دبیرسیاقی/طهوری/(۱۳۳۶) تهران/ رویه های۶۷ و۱۰۰و۱۰۷/]{نام بردن از
      زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}/(سالهای۶۸۰ تا۷۵۰هجری می زیسته)/
      ۳۰۳) نشریه آوای شمال(ویژه ی تالشی ها)/[(۱۳۷۶)/رویه های۶ و۷ /]و[(۱۳۷۷)/رویه۹/]
      /گستردگی واژگان تالشی(۱)و(۲)/فرامرز مسرور ماسالی/
      ۳۰۴) نشریه آوای شمال(ویژه ی تالشی ها)/(۱۳۷۷)/ رویه های۵ و۶/نام های تالشی/شهرام
      آزموده//رویه۹/واژه های تالشی در شالی کاری/تیمور وقاصی لمر/
      ۳۰۵) نشریه آوای شمال(ویژه ی تالشی ها)/(۱۳۷۸)/ رویه های۱۶و۱۷/آوای واژگان/
      نصرالله پورمحمدی املشی/
      ۳۰۶) نشریه اختر دفتر۳/(تابستا۱۳۶۵)/رویه های۶۱تا۸۶/زبان آذربایجانی و باقی قضایا/م.
      تالوار/(چاپ پاریس)/
      ۳۰۷) نشریه ایرانشناسی شماره۱/(۱۳۴۶)تهران/مقاله هایی از دکتر احسان یارشاطر/ رویه-
      های ۱۶۹تا۱۷۱/زبانهای ایرانی الموت و رودبار الموت وکوهپایه//مراغیان الموت و زبان
      آنها/
      ۳۰۸) نشریه اطلاعات سیاسی-اقتصادی شماره۱و۲سال۱۷(پیاپی۱۸۲-۱۸۱)/(مهر وآبان
      ۱۳۸۱)/رویه های۲۶تا۳۵/ملاحضاتی درباره ی زبان کهن آذربایجان/دکتر محمد امین
      ریاحی خویی/
      ۳۰۹) نشریه بهار تالش شماره۱سال۱/(خرداد۱۳۸۳)/رویه های ۱۳ تا۱۵ سروده های تالشی/
      ۳۱۰) نشریه بهار تالش شماره۲سال۱/(تیر۱۳۸۳)/رویه های۱۵ تا۱۹/زبان تالشی{۱- جایگاه
      زبان تالشی در میان زبانهای دنیا ۲- فرق زبان ترکی وزبان آذری۳- گستره جغرافیایی
      زبانهای تالشی،تاتی یا آذری کهن}/رویه های ۲۰ و۲۱ و۲۳/سروده های تالشی/
      ۳۱۱) نشریه پیام نوین دوره۱۰(شماره۸/بهمن/رویه های۳۱تا۳۹)و(شماره۹/اسفند/رویه –
      های۸۸تا۹۲)/(۱۳۵۲)/تحقیقی درباره ی یکی از زبان های ایرانی/حمید حاجت پور/
      ۳۱۲) نشریه پژوهش نامه ی ۶۸ شماره۱/(اسفند۱۳۷۳)ابهر/رویه های۲۵ تا۲۸/گویش تاکستانی/عباس طاهری/
      ۳۱۳)نشریه پیک آذر شماره۱۵سال۲/(تیرماه۱۳۸۱)زنجان/رویه۲۴/تات و ترک/م.نقابی/
      ۳۱۴) نشریه جنگ(طلیعه شماره۴/(تیر۱۳۶۹)/رویه های۲۸ تا۳۱/شماره۵/رویه های۳۲
      تا۳۳)/چاپ لس آنجلس(آمریکا)/ آذری یا زبان باستان آذربایگان/شادروان سیداحمد
      کسروی تبریزی/
      ۳۱۵) نشریه جنگ[شماره۱۳/(آذر۱۳۶۹)/رویه های۷۶و۷۷]و[شماره ۱۴/رویه های۳۶
      تا۳۸]/روشنفکر و مشکل زبان ترکی/جلال آل احمد/
      ۳۱۶) نشریه جنگ[ شماره۱۳ (آذر۱۳۶۹)/رویه های۷۹-۷۸]و[شماره۱۴/رویه های۳۹
      تا۴۱]و[ شماره های۱۵و۱۶(فروردین۱۳۷۰)/رویه های۶۰ تا۶۳]/آثار و اسناد مربوط به
      زبان دیرین آذربایجان/دکتر منوچهر مرتضوی/
      ۳۱۷) نشریه جهان کتاب شماره۱۰۳و۱۰۴/منابع تات شناسی خارج از کشور/علی عبدلی/
      ۳۱۸) نشریه خراسان سال۲ شماره۱:رویه های ۲۱تا۳۰ /شماره۲:رویه۷۲ تا۸۹/شماره۳:رویه
      – های۱۹ تا۴۰/گستره ی ادب دری در جامعه ی ترکی زبان/احمد جاوید/
      ۳۱۹) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۱و۲دوره۴ /(۱۳۳۰)تبریز/ رویه های۷۲
      تا۷۵/تاتی و کرینگان/عبدالعلی کارنگ/
      ۳۲۰) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره پس از۱ دوره۵ /(۱۳۳۳)/ ( زبان کنونی
      آذربایجان /دکتر یحیی ماهیار نوابی)/
      ۳۲۱) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز[شماره های۱ تا۴سال۵/(۱۳۳۲) و شماره های۱
      تا۴سال۶/(۱۳۳۳)]تبریز/زبان کنونی آذربایجان/دکتر یحیی ماهیار نوابی)/۱۴۶رویه/
      ۳۲۲) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۳دوره(سال)۶/(۱۳۳۳)تبریز/رویه های
      ۳۰۴تا۳۱۴/نکته ای چند از زبان هرزنی/دکتر منوچهر مرتضوی/
      ۳۲۳) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۴دوره۶/(اسفندماه۱۳۳۳)/ رویه های۴۸۸
      تا۴۹۲/زبان کنونی آذربایجان /عزیز دولت آبادی/
      ۳۲۴) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۱سال۷/(خرداد۱۳۳۴)/ رویه های۴۱تا۴۴/
      چکستانی مپسندیم/دکتر یحیی ماهیار نوابی/
      ۳۲۵) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۳سال۷/(۱۳۳۴)/ رویه های ۲۵۱تا۲۷۳/
      نمونه ای از فهلویات قزوین و زنجان وتبریز در قرن هفتم/محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۲۶) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۲ سال۸/(۱۳۳۵)/ رویه های۱۲۱تا۱۳۷/
      فهلویات مغربی تبریزی/محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۲۷) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۴ سال۷/(۱۳۳۴)/رویه های۴۶۰تا۴۸۲ /
      فهلویات زبان آذری در قرن هشتم و نهم/ محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۲۸) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۳سال۸/(۱۳۳۵)/رویه های۲۴۲تا۲۵۷ /
      فهلویات ماما عصمت و کشفی به زبان آذری/ محمد امین ادیب طوسی/ فهلویات ماما
      عصمت و کشفی به زبان آذری-اصطلاح راژی یا شهری/ محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۲۹) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۳و۴سال۹/(۱۳۳۶)/ رویه های۲۲۱تا۲۳۲و
      ۳۹۶تا۴۲۶+شش رویه/ زبان مردم تبریز در پایان سده دهم وآغاز سده یازدهم هجری
      (رساله روحی انارجانی)/دکتر ماهیار نوابی/
      ۳۳۰) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۴سال۹/(۱۳۳۶)/آثار موجود از زبان
      آذری/محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۳۱) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۴سال۸ / رویه های۳۱۰تا۳۴۹و/ شماره-
      های۲و۳و۳و۴سال۹ / رویه های۱۳۵تا۱۶۸و۲۴۲تا۲۷۵و۳۶۱/ (۱۳۳۶)/ نمونه ای چند از
      لغت آذری/محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۳۲) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۶و۷و۸سال۸و۹/
      ۳۳۳) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۳و۴سال۹/(۱۳۳۶)/زبان مردم تبریز/
      محمد امین ادیب طوسی/
      ۳۳۴) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز( شماره۱سال۹/رویه های ۷۳تا۱۰۸)و(شماره۲
      سال۹/رویه های ۱۸۲تا۲۰۰)و(شماره۱سال۱۰/ رویه های۸۱تا۹۳)/تعبیرات و اصطلاحات
      وامثال مشترک فارسی و آذربایجانی/هوشنگ ارژنگی/
      ۳۳۵) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز(سال۱۴[زمستان۱۳۴۱]/رویه های ۴۵۳تا۴۸۸)
      و(سال۱۵[بهار۱۳۴۲]/رویه های۶۱تا۹۶)/فعل در زبان هرزنی/دکتر منوچهر مرتضوی/
      ۳۳۶) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزشماره۲سال۱۵ /( تابستان ۱۳۴۲)تبریز/رویه های
      ۱۴۷تا۱۸۱/تعبیرات واصطلاحات وامثال مشترک فارسی و آذربایجانی/رفیعه قنادیان/
      ۳۳۷) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریزدوره۲۷/(۱۳۵۵)تبریز/رویه های۴۴۵تا۴۷۹/آثار
      و اسناد مربوط به زبان دیرین آذربایجان/دکتر منوچهر مرتضوی/
      ۳۳۸) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شماره۱و۲سال۵/رویه های۴۳تا۴۶و۳۵و۳۶و
      ۳۷و۴۲/زبانها و لهجه های ایرانی/دکتر احسان یار شاطر/
      ۳۳۹) نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران سال۱۶/(۱۳۴۱)تهران/فراوانی زبان ها ولهجه-
      های مردم ایران/نصفت.م/
      ۳۴۰) نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی(مشهد)شماره۴سال۱۱/
      (زمستان۱۳۵۴)/ رویه های۵۵۹تا۵۷۵/زبان دری،لهجه ی آذری/دکتر یحیی ماهیار نوابی
      / و/ رویه های۵۶۱تا۵۷۵/ دقیقی،زبان دری و لهجه ی آذری/دکتر جلال متینی/
      ۳۴۱)نشریه راه دانش شماره۲/ گویش کرینگان/یحیی ذکاء/(۱۳۳۲)تهران/هشت+۷۰
      رویه/
      ۳۴۲)نشریه زبان و ادب شماره۲سال۱/(زمستان۱۳۷۶)تهران/نکاتی درباره نظام آوایی تاتی
      کلوری/کوروش صفوی/
      ۳۴۳)نشریه سبلان شماره۹ سال۲/(پاییز۱۳۷۴)اردبیل/ رویه های۳۶ و۳۷/خلخال زر/داوود
      کیانی/درباره ی زبان آذری،زبان پهلوی/
      ۳۴۴)نشریه فرهنگ خراسان شماره ۷ و۸ سال۲/(پاییز و زمستان۱۳۸۱)مشهد/رویه های۱۸۲
      تا۱۹۲/تاتی گویشی در شمال خراسان/حبیب صفرزاده/
      ۳۴۵)نشریه فصل کتاب شماره۱ سال۲/(۱۳۶۸) لندن/رویه های۲۳ تا۳۴/کلمات ترکی در
      شعر فارسی پیش از دوران مغول /تورخان گنجه ای/برگردان:ماشاءالله آجودانی/
      ۳۴۶)نشریه فصلنامه ی تحقیقات تالش شماره۱۵-۱۴سال۴/(زمستان۱۳۸۳و بهار۱۳۸۴)/
      رویه های۹۷ تا۱۰۳/همایش شناخت تالش بخش ایران شناسی دانشگاه ایروان در
      ارمنستان(۳۰ اردیبهشت- ۱خرداد۱۳۸۴)۲۲مقاله/برخی از نوشتارهای این همایش:
      Pبرخی ویژگیهای مشترک زبانهای آذری و تالشی/ . گرگوسیان/
      Pبرخی مسائل متودولوژی در رابطه با مطالعات تاریخ و زبان تالشان/ظهیرالدین
      ابراهیمی/
      P زبان تالشی و ارمنی/وارتان وسکانیان/
      ۳۴۷)نشریه کاوه[جدید]سال۷/(۱۳۴۸)مونیخ آلمان/رویه های۴۱۲ تا۴۱۴/زبانهای ایرانی
      الموت /دکتر احسان یارشاطر/
      ۳۴۸)نشریه کتابخانه ملی تبریز شماره۱۴-۱۳/(۱۳۴۷)تبریز/رویه های۷۷ تا۸۰/آذربایجان و
      زبان دری/ابراهیم پورداود/
      ۳۴۹)نشریه کیهان فرهنگی شماره۴ سال۹/(تیرماه۱۳۷۱)تهران/رویه۴۱/درباره ی گویش
      تاتی/بهمن مؤذن زاده/
      ۳۵۰)نشریه گویش شناسی[ضمیمه نامه ی فرهنگستان شماره۱جلد۱ (پیاپی۱) /(تیر۱۳۸۲)
      تهران]/رویه های۴۱ تا۵۲/چند نکته ی دستوری در گویش تالشی/محرم رضایتی کیشه
      خاله/ و/رویه های۷۶ تا۹۷/نشانه ی استمرار در لهجه ها و گویش های ایرانی/دکترایران
      کلباسی/ و/رویه های۱۲۷ تا۱۳۴/عرصه ی سیمرغ[نقدی بر:فرهنگ تطبیقی تالشی،تاتی
      ،آذری/علی عبدلی]/ محرم رضایتی کیشه خاله/
      ۳۵۱)نشریه گویش شناسی[ضمیمه نامه ی فرهنگستان شماره۳جلد۱/(بهمن۱۳۸۳)تهران]/
      رویه های۱۳۰ تا۱۳۳/گزارشی از نخستین همایش علمی فرهنگ و تمدن تالش۲۴-۲۳
      اردیبهشت۱۳۸۳با۹۱مقاله/برخی از نوشتارهای این همایش:
      Pنشانه های جمع در زبان تالشی/فرزاد بختیاری مرکیه/
      Pساختمان هجا در گویش تالشی/علی رفیعی جیردهی/
      P در جست و جوی میراث زبانی تالش ها در اردبیل/احسان شفیقی/
      P بررسی عناصر و ساختهای زیستی- فرهنگی در زبان تالشی/علی رضا نیکویی/
      P تاریخ مطالعات زبان شناسی تالشی/برگردان الکسی کودریاوتسو/
      ۳۵۲)نشریه گیله وا شماره۲ سال۱/(۱۳۷۱)رشت/رویه های۱۸ و۱۹/نشریات تالش در
      جمهوری آذربایجان/استاد علی عبدلی/
      ۳۵۳)نشریه گیله وا سال۳/(۱۳۷۳)رشت/رویه های۴۱-۴۲/واژه های تالشی در برنج کاری/
      شهرام آزموده/
      ۳۵۴)نشریه گیله وا سال۵/(۱۳۷۵)رشت/رویه۴۵/نام های تالشی پرندگان/ شهرام آزموده/
      ۳۵۵)نشریه گیله وا شماره۱۰/(فروردین۱۳۷۲)رشت/سه ضرب المثل تالشی/شهرام آزموده
      ۳۵۶)نشریه گیله وا شماره۱۸(ضمیمه)/(فروردین۱۳۷۳)رشت/رویه۱۶/دوتا بیرار[مقصود
      حاجی اف]/علی عبدلی/
      ۳۵۷)نشریه گیله وا شماره۸۳ سال۱۳/(تیر- امرداد۱۳۸۴) رشت/ رویه های۱۴ تا۱۶/همایش
      شناخت تالش دانشگاه ایروان در ارمنستان(۲۲مقاله)/شهرام امیرانتخابی/
      ۳۵۸)نشریه ماهتاب دوره۱ شماره ۸/(۱۳۱۷)/رویه های۲۷۰تا۲۷۶ زبان هرزندات مرند/
      محمدامین ادیب طوسی/
      ۳۵۹)نشریه فصلنامه مطالعات ملی سال۲/(تابستان۱۳۸۰)/نگاهی فرهنگی،اجتماعی و
      سیاسی به قوم تالش/علی عبدلی/
      ۳۶۰)نشریه فصلنامه مطالعات ملی شماره۱ سال۶/(۱۳۸۴)/رویه های۱۲۳ تا ۱۴۲/تنوع
      فرهنگی در استان گیلان/احمد رضایی/
      ۳۶۱)نشریه نامه ی ایران جلد۱/(۱۳۸۴)تهران/رویه های۱۳۵تا۱۵۵/تاتی وتالشی،بازمانده ی
      زبان ماد/علی عبدلی/به کوشش:حمید یزدان پرست/
      ۳۶۲)نشریه نامه ی ایران جلد۲/(۱۳۸۴)تهران/رویه های۱۳۵تا۱۵۵/ تأملی در زادگاه زرتشت/علی عبدلی/ به کوشش:حمید یزدان پرست/
      ۳۶۳)نشریه نامه فرهنگستان شماره۱سال۱(پیاپی۱)/(۱۳۷۴)تهران/رویه های۵۱ تا۷۲/زبان
      کهن آذربایجان/و.ب.هنینگ/دکتر بهمن سرکاراتی/
      ۳۶۴)نشریه نامه فرهنگستان شماره۴سال۱ (پیاپی۴) /(زمستان۱۳۷۴)تهران/ رویه های۱۵۷
      تا۱۶۵/ملاحظاتی درباره گویش ناحیه ی الموت از گویش های شمالی ایران/کینگا
      ماسیوس زاگ/دکتر احمد سمیعی (گیلانی)/
      ۳۶۵)نشریه نسیم قزوین/(۱۳۷۶)/رویه های۱۴ تا۴۶/ته آبادابی سیادن/علی پدرام/[یک
      سروده به زبان تاتی]
      ۳۶۶)نشریه نشردانش شماره۱سال۱۸(پیاپی۹۶)/(بهار۱۳۸۰)/رویه های۷۵ و۷۶/درباره زبان
      مردم آذربایگان/محمدرسول دریاگشت/[بررسی وشناسایی کتاب جستارهایی درباره ی
      زبان مردم آذربایگان/استاد یحیی ذکاء/بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/(۱۳۷۹)
      تهران/۲۳۰ رویه]/
      ۳۶۷)نشریه نشردانش شماره۲سال۱۹/(تابستان۱۳۸۱)/رویه های۴۶ تا۵۰/دو کتاب درباره ی
      تالش و مشاهیر آن/حبیب برجیان/[بررسی وشناسایی۲ کتاب استاد علی عبدلی:
      ۱- چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش/گیلکان/(۱۳۷۸)رشت/۲۷۱رویه/
      ۲- مشاهیر تالش/عبدلی/(۱۳۷۸)رضوانشهر/۲۰۸ رویه]/
      ۲۶۸)نشریه هنر و مردم شماره۱۵۱/(اریبهشت۱۳۵۴)/رویه های۳۸ تا۴۳/روزنه ای به سبزه و
      آب(گذری بر فرهنگ تالش)/کاظم سادات اشکوری/
      ۳۶۹)نظری به تاریخ آذربایجان/ دکتر محمد جواد مشکور/انجمن آثار و مفاخر ملی و
      انتشارات کهکشان/چاپ۲/(۱۳۷۵)تهران/۴۸۸رویه/ رویه های۱۸۳ تا۲۵۲/ زبانهای فهلوی
      آذری وزبان ترکی آذری/
      ۳۷۰)نظری به تاریخ آذربایجان وآثار باستانی و جمعیت شناسی آن/دکتر محمد جواد
      مشکور/ انجمن آثار ملی/چاپ۱/(۱۳۴۹)تبریز/۴۸۸رویه/
      ۳۷۱)نقدی بر زبان مجهول ترکی و نژاد ترک با نگرشی بر زبان آذری/فاروق صفی زاده/
      نشر بورکه یی/(۱۳۸۱)تهران/۶۶رویه/
      ۳۷۲)نگرشی به گویش طالقان/مهدی هاشمی/استاد راهنما:دکتر علی اشرف صادقی/
      ( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(۷۲-۱۳۷۱)/۹۵رویه/
      ۳۷۳)نوشته هایی برای آموختن زبان تاتی یهودیان / و.س.میلر(پدر)/(۱۸۹۹)پتربورگ،
      مسکو/
      ۳۷۴)واژه نامه ی تالشی/در کتابخانه سن پترزبورگ(لنینگرادکنونی)دستنوشته/
      ۳۷۵)واژه نامه ی تبری/دکتر صادق کیا/(۱۳۲۷)تهران/۲۹۰رویه/
      ۳۷۶)واژه نامه ی گیلکی،دیلمی و تالشی/امیل بئرE.Baer/
      ۳۷۷)واسال[بهار] /سروده هایی از:مقصود حاجی اف،آقامی باقر افرخساره عباداوا،عاکف
      سلطانوف،گلبداغ قاسم اف و…/(۱۹۹۴)باکو/۱۲۸رویه/به زبان تاتی و خط کریل/
      ۳۷۸)ولایات دارالمرز گیلان/ﻫ . ل.رابینو/برگردان:جعفر خمامی زاده/نشر طاعتی/(۱۳۶۶)
      تهران/مرز تاتی گیلان/
      ۳۷۹)وله تا(جنگی از ادبیات تاتی)/به کوشش:عادل ایرانی کلور/نشر تراز/(۱۳۸۰)اردبیل/
      ۳۰رویه/
      ۳۸۰)ویژگیهای دستوری و فرهنگ واژه های گیلکی/جهانگیر سرتیپ پور/گیلکان/چاپ۱
      /(۱۳۶۹)رشت/رویه های چهارده تا نوزده/طالشی و تاتی کلشتر/
      ۳۸۱)هزار سال نثر فارسی جلد۱/کریم کشاورز/سازمان کتاب جیبی/چاپ۱/(۱۳۴۵)تهران/
      رویه۱۸/تاتی- طالشی/
      ۳۸۲)هفته نامه نقش قلم/(۱۳۷۵)/رویه۴/واژگان تالشی در پرورش گاو و گوسفند/شهرام
      آزموده/
      ۳۸۳)هفته نامه نقش قلم(ویژه ی تالش شناسی)شماره۳ /(۱۳۸۰)/رویه های۳ تا۸/واکه های
      زبان تالشی/علی رفیعی و معصومه میرزاجان/
      ۳۸۴)یادداشتهای دانشمندان انستیتو خلقهای شرقی/M,1,CCCP(1930)/رویه۲۳۰/
      راجع به مسأله ی زبان و جمعیت آذربایجان تا زمان ترک شدن این استان/و.ب.میلر
      (پسر)/
      ۳۸۵)یادداشتهای قزوینی جلد۱/محمد قزوینی/به کوشش ایرج افشار/(۱۳۳۲)تهران/رویه۳
      لهجه قدیم ده هرزند/
      ۳۸۶)یادگارنامه ی دقیقی طوسی(در دانشگاه فردوسی)/شورای عالی فرهنگ و هنر/
      (۱۳۵۵)تهران/ رویه های۵۴ تا۷۳/دقیقی،زبان دری ولهجه ی آذری/دکتر جلال متینی/
      ۳۸۷)یادنامه دکتر احمد تفضلی/علی اشرف صادقی/نشر سخن/(۱۳۷۹)تهران/رویه های
      ۲۳۳تا۲۴۳/شروینیان یا عشق نامه شروین دشتبی و شروه سرایی/ دکترعلی اشرف صادقی/
      ۳۸۸)یادنامه سلطان القرائی/(۱۳۷۰)تبریز/رویه های۱۷۶ تا۱۹۵/بیست ودو واژه ی آذری
      از سده ی هفتم هجری[درکتاب البلغه]/یحیی ذکاء/
      ۳۸۹)یک سند تاریخی از گویش آذری تبریز/دکتر محمد مقدم/(۱۳۲۸)تهران/۳۱رویه/
      ۳۹۰)یهودیان کوهستان قفقاز/ای.ش.آنیسیموف/(۱۸۸۸)مسکو/رویه۳۹/
      ۳۹۱)یهودیان کوهستان قفقاز/ای.ش.آنیسیموف/(۱۹۸۸)مسکو/سری۲-۱/

      لاتین نوشته ها (در میان فارسی نوشته های بالا چندین نوشتار لاتین نیز هست که نام لاتین آنها به دست نیامد):

      1. ياشار اوش کايالي می گوید

        ولی به فکر خودت اهداف “پان کوردیسم” دانشی شده جداً یک جلد از آن کتابهایی که آن بالا نام بردی خوانده ای ؟؟؟؟
        جداً بدنبال چی هستی نادان فکر کردی ۸۰ سال حکومت شونیسم مطلب بی تحریفی برای مطالعه باقی گذاشته؟؟؟

        اگر اهل مطالعه باشی میتوانی از همان کسروی دانشمند، در مورد برتری زبان ترکی در مقایسه با زبان فارسی به کتاب – های: “زندگانی من و ده سال در عدلیه- صفحات ۲۳۲-۲۳۱” و “زبان پاک” صفحه ی ۲۸ و “آذری یا زبان باستان آزربایگان” صفحات ۵۷-۵۶ مراجعه کنی که البته به نفع کلیشه سازی رایج مذهب “پان کوردسیسم (سوار بر امواج پان فارسیسم)” نمی باشد و از “اسرار مگو” شمرده میشود!
        اگرحوصله داشتی به کتاب کسروی: “زبان ترکی در ایران ” بکوشش آقای رضاهمراز مراجعه کنید: صفحه ی ۴۸ –۴۶ که در قاموس مذهب شعوبیهْ جدید ما “کفر محض” و ” ارتداد مطلق” شمرده میشود.

        1. محمد می گوید

          خیلی بدبختی……که. به تجاوز بابا چنگیزت افتخار میکنی……….۲۰۰سال حکومت ایلخانان مغول و اجبار زبان مغولی تورکی باعث شده شماها بگید تورکی زبان درباره…….اونم زبان دربار چنگیزو تیمور لنگ…….واقعا نادانی رو به حد اعلا رسوندی…….اگه زبان فارسی ریشه نداشت که سر در سازمان بین الملل اشعار شاعران فارسی رو نمیزاشتن…یا شایدم شما دانشت از همه اروپا و امریکا بیشتره…..که شعر از شاعری اوردن که بقول پانتورک ها لهجه ۳۳م زبان عربیه…………واقعا متاسفم که به تجاوز مغول افتخار میکنی…….تاسف

        2. اشکان می گوید

          بدبخت همه زبانهای دنیا از روی پارسی جیرفتی نوشته شده چرا؟چون جیرفت یکمین تمدن دنیاست تورکی هم زبانی من دراوردی مثل عربی از روی این زبان مادر است

    2. ايرانويچ می گوید

      حالا حلاها باید بدوئید تا بتونید اهداف جعلی پانترکها رو دانشی کنید

      1. ناصر می گوید

        راستی چرا دیگه تو پست های شما جایی برای پاسخ دادن وجود نداره، ؟

      2. ایلخان آلتای می گوید

        ما ترک ها دنبال ساختن کشوری قدرتمند برای ترکان نسل بعد هستیم به امید خدا به این هدف خود یعنی توران بزرگ دست خواهیم یافت.

        1. ايران ويچ می گوید

          ۱)شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه
          ۲) خود نام توران از ریشه آریایی اوستا و ریگ ودای هندوستان است و در زبان ترکی هیچ ریشه ای ندارد
          ۳) خود واژه ترک هم یک واژه چینی است که به برای این قوم ساخته شده است.
          ۴) شما نخست برو یک نام پیدا کن تا بتونیم صداتون کنیم سپس بیا خوابت برامون تعریف کن
          ۵) تو همان آذربایجان قلابی ۹ میلیونی ۳ ملیون تالشی و نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر کرد دارد
          ۶) استی ها و تات های قفقاز یادت نره ها!!!!!
          ۷) نزدیک به ۷ میلیون پارسی زبان ازبکستان هم جزو تورانند!!!!!!!!!؟؟؟
          ۸) بسیاری از مردم ازبکستان و قزاقستان و… از نژاد اسلاو هستند که چهره هاشون از ۲۰ فرسخی داد میزنه ترک مغولی نیستند. اونا چی اونا هم تو توران بزرگند!!!!!!؟؟؟؟؟
          ۹) ۶۵ میلیون کرد را در کردستان بزرگ چی اونا هم جزو شما هستند!؟
          ۱۰) شما خودت مهمونی مهمون دعوت میکنی!!؟؟
          ۱۱) برو دست و صورتت خوب با بشور عزیزم از خواب بیدار شی. آ باریک الله بدو عزیزم
          ۱۲) دانش ژنتیک ثابت کرده بزرگتون ترکیه تنها کمتر از ۹ درصدشون دارای ژن ترکی هستند باور نداری!!!؟؟؟ برو کتاب پانترکیسم ایران و آذربایجان نوشته محمد رضا محسنی انتشارات سمرقند را بخون اونجا سند معتبرش رو برات آورده
          ۱۳) بیش از ۸۰ در صد این مردم توران زمین خیالی شما دارای ژن قفقازی و آریایی هستند که تنها زبانشان تغییر کرده است. این موضوع از دید دانش تاریخ شناسی و دانش ژنتیک کوچکترین اهمیتی ندارد
          ۱۴) با تبلیغات و داد و بیداد و جیغ زدن تاریخ عوض نمیشه نام ایران بزرگ یک حقیقت انکار ناپذیر در جهان تاریخ است

          1. شهاب می گوید

            گوو به قه بری باب و باپیری “هه رکه سیک” درویان ده کا!!!!
            ۶۵ میلیون کرد!!! در کردستان بزرگ!!!
            حالی بووی سه گ و سه گ باب!!؟
            کول کوردهای ئاڵه‌م ۲۷ ملوێن ه نه‌زان جان
            له‌به‌رچی درۆ

          2. کاک واحید می گوید

            وه للایی راست ده که ی ده ستوو خوش بی، له قه بری بابی هه ردووکیان بم، لییان گه ری با هه ر جنیو به یه کتر بده ن

          3. ژیار می گوید

            نه کاکه اَو ۲۷ ملوینه دریان هاوردووه انا کورد فره زور تره و له هه مو ولاتیکیشا کورد هیه

          4. سرگل می گوید

            ائره والله واسه هر بژیت ولیان که چترالن عقده ی به اصالتیان هس دله دزن😁😁

          5. علی می گوید

            اخه نژاد سفید وبور قفقاز چه قرابتی میتونه با مردم ایران سبزه پوست داشته باشه قفقاز قاطی اریا نکن اگه قفقاز اریا باشه شما نیستید کلا قفقاز با مردم ایران فرق میکنه به جز مردم اذربایجان که قرابت ژنتیکشون با مردم قفقازاثبات شده

          6. لیدوما می گوید

            تو لرها و فارسها و کوردها اینقد بور هست که نیازی به اثباتش نیس قفقازی مغول

          7. زتتا می گوید

            آخه بیسواد قفقازی مغوله؟

        2. لیدوما می گوید

          البته خارج از ایران ان شالله چون اینجا خودش صاحب داره

      3. بابک می گوید

        به عنوان یه بی طرف
        فکر نمی کنی کلا از جاده منطق زدی جاده خاکی . اگه حرفی داری حرفتو بزن حالا چرا داری توهین می کنی. اگه تا حالا نشنیدی پس بشنو
        از لحاظ قواعد و کامل بودن زبان ترکی سومین زبان کامل و مستقل به حساب می یاد ولی فارسی شصت و نه امین شاخه زبان عربی به حساب می یاد. فکر می کنی با شمردن چند کتاب که مجوز چاپ اونارو هم آدمهایی مثل خودت دادن به کجا میرسی. از تاریخ و فرهنگ آذربایجان چی میدونی؟ از سانسور و تحریف و تخریب و حذف چیزی شنیدی؟ از فشار سیاسی چی میدونی که بنای اون رو رضا خان نادان گذاشت. اصلا میدونی چرا گذاشت؟ توهین نکن همیشه اون کسی که کم میاره شروع میکنه به داد و بیداد و فحش و ناسزا.
        چیزهایی شنیدی ولی هیچی نمی دونی

        1. man می گوید

          سومین زبان زنده دنیا رو ننه ات گفته؟ زبان ۳۰ و اندی از کی تا حال شده زبان سوم؟؟؟ نکته بعدی اینکه زبانی که برای ۱۰ تا شی یک کلمه داره زبان نیست

          1. زتتا می گوید

            نه.تواینترنت زبان شناسان نوشتندامامثل اینکه ننه تو گفته زبان ۳۰واندی

  3. arxan می گوید

    با سلام و خسته نباشید به همه..لطفا کسی به تاریخ آذربایجان و ترک های دنیا که همشون یه طایفه هستن به نام تورانیان نظر نده چون واقعا بی سوادانه و بی اساس هست مطالبتون و توصیه میکنم برید کتاب تاریخ ترکان باستان نوشته ی پرفسور زهتابی رو مطالعه کنید و حال کنید و بفهمید که تارخ بشر به کدوم نژاد و طایفه مدیونه..
    arxanturanli@yahoo.com

    1. استیاک می گوید

      سلام به همه دوستان و تشکر از مدیر سایت به خاطر درج این مطلب.دوست عزیز با احترام به همه ترک زبانان عزیز و غیور باید بدانیدکه به قول شما تاریخ بشر!! به همه اقوام مدیون هستش و در این میان شاید سهم ترک ها کمتر از بقیه باشد چون ترک ها در تاریخ متاخر جهان خودشون رو نشان دادن و در تاریخ باسنان کمترین نقش را ترک ها داشته اند.

      1. یاشار اوش کایالی می گوید

        به مرور زمان تمدن درخشان ایلام و سومر هر چه بیشتر آشکارتر میشود و شوینیست های فارس و حامیان آریاپرست شان( استمارگران غربی که تاریخ ایران را به نفع قوم موهوم آریا شدیداً تحریف کرده اند) که تا دیروز ٬یا وجود آنها را کلاً انکار میکردند و یا آنها را وحشی و غیر ایرانی مینامیدند٬ حالا با بیشرمی میخواهند به آنها لباس آریایی ( بخوان لباس وحشیت) بپوشانند و تمامی اسامی و کلمات ترکی یادگار مانده از اقوام پروتوترک را با کج خواندن و چسباندن حروف به پهلوی ترجمه کنند و ناشیانه برای خود تاریخ سازی نمایند.
        ترکها ساکنان اولیه(باستانی) ایران هستند و خواهند بود و سهم بزرگتری از بقیه اقوام متأخر دارند .
        شماها همان بهتر که به تاریخ ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی اتان (که یهودیان برایتان ساخته و پرداخته اند ) بچسبید که دارد از دستتان میرود.
        جداً برایتان متأسفم که دچار بی هویتی فرهنگی میشوید. آن آقایی هم شما به نام کهلان مفرد(سوئد نشین-شهروند ترکیه-زاده شده اطراف مراغه) می شناسید دروغگویی بیش نیست و دستش برای من یکی رو شده و فقط زبان کردی را میداند و لاف زبان پهلوی دارد.

        1. ايرانويچ می گوید

          پان ترکیست ها از دوران حکومت آتا ترک کوشیده اند که ده ها تمدن غیر ترک را به سود خود، ترک قلمداد کنند.
          به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس معروف: «هر جا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند

          1. ياشار اوش کايالي می گوید

            فکر میکنی با چنتا مقاله آذرگشنسب سایتی میتونی یه دنیا رو عوض کنی ؟
            توی پان سگ مثه اینکه سن و سالی نداری که اینطور احساسی حرف میزنی
            اما به هر حال اینهمه تشابهات لغوی بین زبانهای باستانی ایران و زبان فعلی آذربایجان بی دلیل نیست
            اگر نصف این تشابه بین زبان کوردی شما(یا به قول خودت پهلوی) با زبان اقوام باستان بود کل دنیا را بهم می ریختی

          2. ايرانويچ می گوید

            ۱) آذر گشنسب یکی از هزاران سایت و وبلاگی است که بر ضد پان عرعران مبارزه می کنند
            ۲) تو چی کار داری که مطلب برای کدام سایت است نادان شما تنها پاسخش را بگو
            ۳) نصف زبان آذریهای امروزی!!!؟؟؟؟؟
            ۴) این کاری را که پانترکها می کنند اسمس زبان بازی است نه زبانشناسی
            ۵) با لب و لچه کج کردن زبان مستر بین هم شبیه زبان امروزی آذربایجان میشه
            ۶) با لب و لچه کج کردن گیل گمش را ترکی می کنید!!!!؟؟؟؟
            ۷) خوب نادان گیلانی ها میتونند بگویند گیل همان گیلان است
            ۸) خوب نادان گیلانی ها هم میتونند بگویند دیلمون بهشت سومری ها همان دیلمان در شمال است هیچ نیازی هم به لب و لچه کج کردن مانند شما ندارند
            ۹) این شمایید که میخواهید با تبدیل (ذ) به (ز) در نام آذربایجان تاریخ دنیا رو جعل کنید. کردهای میتانی ایزد (آذر) را با خود در ۱۴۰۰ پیش از میلاد به مصر بردند و نام ایزد (آتن) در مصر شده است. اکنون هر چقدر دلت میخواد داد بزن آزربایجان!!!!!!!!! دمتون گرم که باعث خنده جهان میشید. همین کارها رو می کنید که بقراتون جک میسازند دیگه
            ۱۰) همه دنیا شما پانترکها رو میشناسند و بهتون میخندند
            ۱۱) باور نداری!!!؟؟؟
            ۱۲) برو کتاب تاریخ آتروپاتکان نوشته پروفسور اقرار علی اف انتشارات بلخ را بخون. اگر خواستی بگو از هر صفحه ای که دوست داشتی برات بنویسم
            ۱۳) برو بخون ببین دانشمندان جهانی چگونه به این تاریخ دزدی های شما میخندند
            ۱۴) باور نداری!!!؟؟؟ برو بخون ببین پروفسور مینورسکی در مورد تاریخ دزدی ترکان چی گفته
            ۱۵) نکنه به نظر شما نادانان پروفسور اقرار علی اف در دل پانترکیست دست نشانده پهلوی ها بوده است!!!!؟؟؟؟
            ۱۶)شما اینقدر نادان هستید که نمی دانید چهره های سومری ها کاملا شبیه ایرانی ها است و کوچکترین شباهتی با ترکان ندارند. برو کتاب نیاکان سومری ما نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه رو بخون.
            ۱۷) نکنه رضا شاه ۴۰۰۰ سال پیش رفته چهره سومری ها رو شبیه ایرانی ها کرده!!!!؟؟؟؟
            ۱۸) شاید هم نکنه شما نادانان شبیه سومری ها بودید و رضا شاه همه شما رو تو بیمارستان عوض کرده است!!!!؟؟؟؟
            ۱۹) برو این داستان هایت رو برای همان محافل پان عرعریت بکن

          3. ايرانويچ می گوید

            ۱) نادان کتاب نیاکان سومری ما نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه را بخون اونجا واژه های سومری شبیه پارسی را آورده است
            ۲) خود تمدن سومر وامدار تمدن سرزمین آرتا است
            ۳) اگر میخواهی بدانی آرتایی ها چه کسانی بودند برو نوشته هردوت و استفان بیزانسی را در باره پیوند پارسیان کهن با مردم آرتا را پژوهش کن
            زنده باد ایران جاوید

          4. اوش کایالی می گوید

            رنه گروسه فرانسوی گفته است : سومریان بدون شک تمدن خود را از مردم آذربایجان کسب کرده اند.به لینک های زیر
            http://www.millishura.com/Farsi/mars/turkler.htm
            http://www.ariarman.com/IRANIAN.htm
            http://forum.persiantools.com/t41185-page12.html
            فکر کردی شماها را تو کل دنیا نمی شناسند فکر میکنی تو کل دنیا به غیر از تروریسم و … جایگاه دیگری دارید لب و لوچه کردن و تلفظ کلمات ترکی و فارسی کار کردهاست، تاریخ دزدی هم حدی داره عرعر کردن هم وصف خود احمقتان است.

          5. سهند می گوید

            اخه بچه ناخلف چنگیزخان……و صد البته سلیم خان……شما که بچه نامشروع مغولها هستید…..دیگه چرا اینقد حرف مفت میزنید که ادم رو از کوره به در میکنید….لطف کن زندگی نامه خود چنگیز مغول اجدادتو بخون……که چه تجاوزی بسرتون اورد……هرجا مغول رفت و هرکشوری شکست خورد زنان ان سرزمین فرزند دشمن رو بدنیا اورد…….۲۰۰سال هم حکومت ایلخان مغول سندی بر ترک شدن شماس…….سلطان سلیم عثمانی یا تورکیه سابق هم بهتون تجاوز کرد…….برو بخون تاریخشو……کم چرت وپرت بگو مغول وحشی………

          6. زتتا می گوید

            نه کوروش وحشی خوب بوده .تمدنهای بابل وهندومصرولیدی وماد رونابود کرده بعد نشسته کتیبه نوشته که من خیلی خوبم

          7. علی می گوید

            همان فردی بود که ماموره وزارت امور خارجه روسیه بود ، و شغلش تدریس زبان فارسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

          8. علی می گوید

            ولادیمیر مینورسکی(عطف به بالا)

          9. علی می گوید

            ایرانویچ تو با این دیدگاه نسبت به ترکا مطمئن باش ترکایه ایران رو داری از ایران دور میکنی وحس وطن پرستیشون رو داری میکشی این شما بگی زبان عوض شده یه دروغ بزرگ ملت بزرگ اذربایجان چی فرض کردی که تو بیایی تاریخ رو نشون بدی ما خودمون داریم تحقیق میکنیم ما ترک هستیم بیست پنج میلیون از سی میلیون خودشون رو ترک میدونند اینم به اون جهت میگم که یه سری از ترکایه اراک خودشون رو ترک نمیدونند ویه سریشون به اصلشون که ترکه تاکید دارندکل ترکایه اراک اصلشون بر میگرده به ترکایه اناتولی که زمان شاه اسماعیل به اراک مهاجرت کردن و کلا قدمتشون تو کشور ایران پانصد سال بیشتر نیست من بعدادیشون توضیح دادم و گفتم شما فارس ترک شده نیستید بلکه اصل ترک هستید ترکایه همدان و بسیاری از ترکایه اذربایجان از ترکیه امدن به ایران.

        2. ايرانويچ می گوید

          تاریخ طبری و آذرآبادگان
          طبری در تاریخ خود، ذیل وقایع سنه ۲۳۵ ق / ۲۲۸ خ، از شخصی به نام «‌محمد بن البعیث» نام می‌برد که با متوسل عباسی به جنگ پرداخته است؛ او می‌نویسد: «‌حد ثنی انه انشدنی بالمراغه جماعه من اشیاخها اشعاراً لابن البعیث بالفارسیه و تذکرون ادبه و شجاعه و له اخباراً و احادیث». در عبارت فوق، طبری به صراحت زبان مردم آذربایجان را (در اوایل قرن سوم هجری) فارسی می‌شمارد.

          1. ياشار اوش کايالي می گوید

            کم کم خودت هم به این نتیجه خواهی رسید که سایتهای “بصیرت ایرانی” ، “پان ترکیسم” و ” آذرگشسب” سایتهای پان فارسهاست و مطلب صحیح و بی غرض و مرضی در آنها پیدا نمیشود که ارزش مطالعه داشته باشد.
            و حالا شما بگین که کردها کدوم هنر جهانی رو دارند (به غیر از تروریسم و آلت دست بیگانه شدن و آدم کشی)خوب اگه ما ترکها بدیم پس چرا با عربها مشکل دارید اگه اونها بدن چرا با فارسها درگیری دارید؟؟؟ شماها ظاهراً سعی دارید ضعف تاریخی خودتان را با تخریب تاریخی ترکها جبران کنید جداً برایتان متأسفم!!!!
            اما در خصوص ترکها:
            ابن خلدون (۸۰۸ـ۷۳۲ هـ )جامعه شناس ،سیاست مدار ، انسان شناس ،تاریخ نگار و فقیه و فیلسوف بزرگ تونسی که بعنوان پدر جامعه شناسی از وی یاد میشود و نوشتجات او از ارزش بسزایی برخوردار است می نویسد:
            « و فی الکتب ان ارض ایران هی ارض الترک …فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله»
            {ابن خلدون ق ۱ج ۲ص ۱۵۴}
            (ترجمه: کتابها می نویسند که ایران سرزمین ترکان است اما علما و نسب شناسان فارس به کلی منکر این هستند)
            این جمله ابن خلدون که بدلیل وابستگی نداشتن به فارسها یا ترکها کاملا بیطرفانه محسوب می شود همچنین موید این مطلب است که بعضی نویسندگان فارس بعمد در صدد انکار ترک زبانان در ایران بوده اند.

            البته این معنی را می توان از شاهنامه فردوسی در چند قرن پیش از او نیز مستفاد نمود که نژادپرستانی سالها پیش درصدد اخراج ترک زبانان از ایران نیز بوده اند :
            «هر آن شهر که از مرز ایران نهی
            بگو کنیم آن ز ترکــــــــــــــان تهی »
            و
            « بزاوستان در یکی شــــــهر بود
            که زان بوم بر تــــــــــور را بهر بود
            منوچهر کرد آن ز ترکــــــــان تهی
            یکی خوب جـــــاییست و فرحی»
            و
            «هر آن شهر که از مرز ایران نهی
            همی کرد خواهد ز ترکـــــان تهی
            ز تـــــرکان هر آنگه که بینی یکی
            که یاد آرد از دشـــــــمنان اندکی »
            {شاهنامه فردوسی چاپ مسکو صفحات ۲۵۳و۱۵۷و۲۷۷}
            که البته در عین حال سندی از وجود ترکان در ایران باستان نیز است .

            همچنین قبل از اینها« اردشیر بابکان به قصد ستردن آثار سلسله های ترک از صفحات تاریخ ایران و زدودن یاد آنان از اذهان همه اسناد تاریخی تا زمان خویش را ازبین برد و بوسیله تنسر موبد موبدان افسانه های ملی قوم پارس را جایگزین تاریخ حقیقی ایران ساخت».
            {ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ـ پروفسور ذهتابی}

          2. ايرانويچ می گوید

            ۱) فردوسی تا پیش از اواخر زمان اشکانیان که ترکان هنوز با ایران هم مرز نشده اند همواره از تورانیان آریایی سفید پوست نام برده است و ترکان زرد پوست اغوزی
            ۲) بسیاری از نویسندگان بعدی شاهنامه برای خوش آیند پادشان ترک غزنوی هر کجا که نام توران بود را نام ترک گذاشتند
            ۳) خود پادشاهان صفوی و سلجوقی نسب خود را به افراسیاب تورانی نسبت می دادند تا خود را شایستهد فر ایزدی نشان دهند.این هم بنا به گفته استاد مرحوم تقصیر اردشیر بابکان!!!؟؟؟؟
            ۴) بسیاری از نام های خنود سلجوقی ها حتی در ترکیه ایرانی بود. نکنه اینم تقصیر اردشیر بابکان البته با این تفاسیر دروغین و پر از جعل پانترکها!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
            ۵) پادشاهان عثمانی خود به پارسی شعر می سرودند و معنای ترک در ذهن آنها به معنای دهاتی بوده است!!!! نکنه بنابر گفته استاد مرحوم این هم تقصیر اردشیر بابکان!!!؟؟؟ خوب این پادشاهان عثمانی که پانترکها با کمال خنده مسخره میگفتند همه تمدن های آناتولی تا ۸۵۰۰ سال پیش برای ترکان بوده!!!!!!! چرا معنای ترک براشون معنی دهاتی داشته است!!!!؟؟؟؟
            ۶) خود خاقانی شروانی در وصف دیوان مدائن و شکوه ساسانیان به پارسی شعر می سرود
            ۷) خود ترکان نام نهادن پارسی و سخن گفتن به پارسی و رساندن نسب خود به استوره های ایرانی را کلاس میدانستند و همواره به شاهزاده های خود پارسی یاد میدادند. این هم تقصیر اردشیر بابکان!!!؟؟؟ یعنی تا ترکستان چین یک نفر هم پیدا نمی شد نسب واقعی این ترکهای سلجوقی رو بهشون یاد آوری کنه!!!؟؟؟
            ۸) نام بسیاری از سلسله های ترک در آناتولی نام ایرانی داشت مانند سلسله پروانه و یا سلسله دانشمندیه و…. خیلی خنده داره نه!!!؟؟؟
            ۹) خود سلطان محمد فاتح پس از فتح قسطنطنیه به پارسی شعر می گفت.این مثل این میمونه که بگیم کورش بزرگ پس از فتح بابل به ترکی شعر می سرود!!! خیلی خنده دار نه!!!؟؟؟
            ۱۰) نکنه اینم اردشیر بابکان بهش گفته بود که به پارسی شعر بگه!!؟؟ نکنه بنابر گفته استاد مرحوم پادشاهان عثمانی هم اسنادشون اردشیر بابکان از بین برده بود!!!؟؟؟
            ۱۱) نخستین روزنامه به زبان پارسی در استانبول ترکیه چاپ شده است
            ۱۲) تورانیان آریایی های سفید پوستی بودند که کهن ترین نام آنها در اوستا و ریگودای هندوستان آمده است و کاملا با ترکان اویغوری زرد پوست فرق می کنند
            ۱۳) همه نام های تورانیان در اوستا ریشه آریایی دارد
            ۱۴) راستی گفتی اردشیر!!!!!!!!! در مورد نام آرتا که بهت گفته بودم پژوهش کردی!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            ۱۵) خود تمدن سومر وامدار تمدن آرتا است(بنابر لوح به دست آمده از سومری ها)
            ۱۶) اگر میخواهی بدونی آرتا چیه برو تو اوستا و ریگ ودا دنبالش بگرد
            ۱۷) اگر میخواهی رابطه بین آرتایی ها و پارسیان باستان رو پیدا کنی برو نوشته های هردوت و استفان بیزانسی را پژوهش کن
            ۱۸) اگر میخواهی بدونی آرتا یعنی چی برو نامهای اردشیر، اردبیل، اردهال، اردستان، اردلان، اردکان، آرتاگال مهندس زمان خشیارشاه و… را پژوهش کن
            زنده باد ایران همیشه جاوید

          3. cj می گوید

            پس برو شعر فارسی شهریار (علا ای تهرانییا ) شهریار همون قربو صدقه رهبره ولی اگر ترک ها عصبانی شوند رهبرم نمی شناسند

          4. اوش کایالی می گوید

            تو خیـــــــلی خــــــوبی ، تو نژاد برتــــــری، تو تنها نژاد پاکی، بقیه زرد پوستن بقیه وحشی اند،بقیه زبان مادری ندارند،همه زبانها ضعیفند و فقط زبان شما قویه، فقط تو راست می گی بقیه دروغگو اند
            ما ترکان زرد پوست اغوزی هستیم
            پادشاهان عثمانی خود به پارسی شعر می سرودند و معنای ترک در ذهن آنها به معنای دهاتی بوده است الان هم فارس زبانند
            نخستین روزنامه به زبان پارسی در استانبول ترکیه چاپ شده است
            خود سلطان محمد فاتح پس از فتح قسطنطنیه به پارسی شعر می گفت.این مثل این میمونه که بگیم کورش بزرگ پس از فتح بابل به ترکی شعر می سرود!!! خیلی خنده دار نه!!!؟؟؟
            همه نام های تورانیان در اوستا ریشه آریایی دارد ما هم توهم زده ایم ما فارس (یا کورد) هستیم
            باشه عزت زیاد تو توهم زندگی کن
            پاینده ایران با همه قومیتهایش

          5. ايرانويچ می گوید

            ۱) این تویی که تو توهم زندگی میکنی
            ۲) چی شد پس پاسخ ما رو بده چرا اوستا که کهن ترین واژه توران را در بر دارد همه نامهای تورانی آن آریایی است!!!؟؟
            ۳) چلغوز خان و الاغ بیگ و … برای خدتون

          6. علی می گوید

            ازاین به بعد به ترک بودنم افتخار میکنم و ترک رو تبلیغ میکنم و تو ذهن ترکا میکنم که با غیر ترک وصلت نکنند دختر به غیر ترک ندن

          7. یاشار اوش کایالی می گوید

            جداً جنون وار پرت و پلاها را ردیف میکنی خدا شفات بده روانی ،کجات میسوزه ،به نوشته های خودت یه نگاه بنداز جداً خنده داره:

            “پادشاهان عثمانی خود به پارسی شعر می سرودند و معنای ترک در ذهن آنها به معنای دهاتی بوده است!!!! نکنه بنابر گفته استاد مرحوم این هم تقصیر اردشیر بابکان!!!؟؟؟ خوب این پادشاهان عثمانی که پانترکها با کمال خنده مسخره میگفتند همه تمدن های آناتولی تا ۸۵۰۰ سال پیش برای ترکان بوده!!!!!!! چرا معنای ترک براشون معنی دهاتی داشته است!!!!؟؟؟؟(منبع سایت آذرگشنسب)

            بسیاری از نویسندگان بعدی شاهنامه برای خوش آیند پادشان ترک غزنوی هر کجا که نام توران بود را نام ترک گذاشتند(منبع سایت آذرگشنسب)

            خود سلطان محمد فاتح پس از فتح قسطنطنیه به پارسی شعر می گفت.این مثل این میمونه که بگیم کورش بزرگ پس از فتح بابل به ترکی شعر می سرود!!! خیلی خنده دار نه!!!؟؟؟(منبع سایت آذرگشنسب)

            خود پادشاهان صفوی و سلجوقی نسب خود را به افراسیاب«آلپ ارتونقا» تورانی نسبت می دادند تا خود را شایستهد فر ایزدی نشان دهند.این هم بنا به گفته استاد مرحوم تقصیر اردشیر بابکان!!!؟؟؟؟

            نخستین روزنامه به زبان پارسی در استانبول ترکیه چاپ شده است

            خود تمدن سومر وامدار تمدن آرتا است(بنابر لوح به دست آمده از سومری ها)

          8. ناصر می گوید

            ۱) آقای اوباش باقالی این تویی که یه جاییت داره میسوزه ما که نیازی مانند شما به تاریخ دزدی نداریم.
            ۲) نادان نخست گزارش من درست بخون تا اینجوری مثل …. تو گل گیر نکنی
            ۳) من پادشاهان عثمانی را گفتم که ترک در ذهنشون معنای دهاتی را داشته است. خوشبختانه سندش هست میتونی بری بخونیش.
            ۴) اون پانترکهای احمق و تازه به دوران رسیده ترکیه هستند که میگویند تا ۸۵۰۰ سال پیش هرچی تو ترکیه پیدا بشه برای ترکها است. نه پادشاهان عثمانی
            ۵) نادان تو چیکار به منبع اش داری پاسخت را بگو!!!!
            ۶) بیلمز خان همه اینها در کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه انتشارات بلخ که جلدش هم آبی نوشته شده است. دیگه چی میخوای برات بگم!!!؟؟؟؟
            ۷) بهتر بدونی نویسنده این کتاب خودش به زبان ترکی کاملا تسلط داره و مترجم اشعار حیدربابا سلام است
            ۸) راستی نگفتی چرا این سلاطین ترک نام پارسی رو خودشون میذاشتند!!!؟؟؟
            ۹) راستی نگفتی چرا سلطان محمد فاتح به پارسی شعر میگفت!!!؟؟؟
            ۱۰)راستی نگفتی چرا وقتی شاه تطماسب صفوی به ترکی به پادشاه عثمانی نامه نوشت پادشاه عثمانی به پارسی پاسخش را داد!!!؟؟؟
            ۱۱) این میدونی یعنی چی!!!؟؟؟ یعنی خفخ خون بگیر پانترکیست
            ۱۲) راستی نگفتی تمدن آرتا و پیوندش با لوح سومری و پارسیان باستان چیه!!!؟؟؟ این یعنی زیادی زر زر نکن پانترکیست
            ۱۳) خودتون هم جر بدین افراسیاب و تورانی های یقینا آریایی رو نمیتونید تاریخ دزدی کنید. باور نداری!!!؟؟؟ برو نظر دانشمندان جهان رو در باره این تاریخ دزدی خنده دار در کتاب اران و آذربایجان نوشته دکتر عنایت الله رضا رو بخون. تا صدای خنده دانشمندان رو نسبت به پانترکهای تاریخ دزد تو نوشته هاش بشنوی!!!!!!!!
            ۱۴) تنها سند تورانیان اوستا و ریگ ودای هندوستان است که برای نزدیک به ۱۸۰۰ پیش از میلاد است. این یعنی خفه پیلیز پانترکیست

          9. اوش کایالی می گوید

            ایران خانم
            خواهشن مرد که نیستی لااقل زن کامل باش و با آیدی دیگران نظر نده
            تنها کسی که شر و وراش ردیف داره تو هستی کاملاً مشخصه که کی عین …. تو گل گیر کرده
            نشان چلیپاتو ببر به شهر “کَبَنَک” (به ترکی یعنی پروانه) ایلامی هم بذار
            که تازه در خوزستان پیدا شده!!!!

        3. ايرانويچ می گوید

          ۱) ما که از خدامون تاریخ سومر و ایلام هرچه زودتر آشکارتر بشه
          ۲) اصلا نگران نباش چون برای همیشه دست پانترکها از تاریخ ایرا بریده خواهد شد.
          ۳) ایلامی ها هرکی بوده اند ترک زرد پوست اغوزی و چلغوزی نبوده اند
          ۴) چهره ها آنها کوچکترین شباهتی با ترکان ندارد
          ۵) ایلامی ها نیاکان لرهای گرامی هستند و کوچکترین آثار نژادی ترکان زرد پوست در آنها نیست
          پاینده باد ایران جاوید

          1. ياشار اوش کايالي می گوید

            بهرحال درقرن بیستم، این باستان پرستان مُرتجع داخلی، به راهنمائی مُرشدان رندِ خارجی شان، “ایران” این اسم ساده را که نام کنونی کشور و سرزمینی شده است، با ایرانیان یعنی طیف ساکنین واقعی آن، ضمن بازی با لغات، به چشمه های ماردار کشیدند تنها سند ها یعنی دلایلی که در دست مشتاقان نژاد تراشی وتاریخ سازی برای”ایران” میماند، درصورتِ “صحت، یعنی جعلی نبودنشان” بعضی ازکتیبه های ساسانی است که درآنها واژه “اران” و” اَ ن- اران” که به تحریف ” ایران” و” انیران= اَن- ایران” خوانده شده است بکاررفته است: (مقدمه ی فقهُ اللغتۀ ایرانی اورانسکی، ترجمۀ کریم کشاورز، انتشارات پیام ۱۳۵۸صفحۀ ۱۴۷) و دیگری ذکرنام” ایران” دردیوان شعرای کلاسیک: ازفردوسی تانظامی و..است، که حدود وثغور(مرزهای)، هیچکدام ازآن “ایران ها” برای خود آن شاعران وخوانندگان آن روز و امروزشان معلوم نبوده ونیست، و با ایران سیاسی کنونی ما تطبیق معنی داری نمیکند: مثلاً قلب ایران ساسانی درسرزمین عراق: (مَهدِ تمدن بشری: سومر پیوندی زبان واکٌد (وسپس بابل و آسور ) “قالبی”ویا”سامی”زبان) قراردارد!…
            فردوسی و سایر شاعران نیزسخنان مختلفی درموارد گوناگون گفته، وخود فردوسی،سیستان و مازنداران و…در ایران قرار نداشته وبرای او جزو ایران نیستند!:(دکترحسین کریمان پژوهشی درشاهنامه: مازندران مغرب صفحۀ۲۱۶-۱۷۱،ومازندران مشرق صفحۀ ۲۴۱-۲۱۷، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران ۱۳۷۵).

            ز زابل به ایران ز ایران به تور
            برای توپیــــمودم این راه دور

            بر آشفت واندیشه اندر گرفت
            ز ایران ره سیســتان بر گرفت

            ازسوی دیگر محل آن سرزمین اسطوره ای و افسانه ای یعنی ایرانویچۀ را گاه در خوارزم، و زمانی درآذربایجان،سیستان و مرو، و یا دقیقاً در کنار رود تجَن و صدکیلومتری راه مشهد به سرخس، و درست در دِهِ “مزدوران”!، و حال در تاجیکستان که “حلیم شاه سلیم شاه” مطرح کنندۀ آنست، یا میان هندوکش و هامون هیرمند، و زمانی بااستناد به متون دینی، که دو ماه تابستان و ده ماه زمستان در ایرانویچه (بهشتِ آریائیان!) وجود داشته، سراغش را در شرق رود ولگا (اتیل خزرها) یا حوالی فنلاند می پنداشتند! (کسروی آذری یازبان باستان آذربایگان صفحۀ ۳۸/ بُن- دَهِشن ۳۸ فصل ۱۳ بند۹ تا۱۴/علی اکبر جعفری،مهرپرستی..،ره آورد،شمارۀ ۲۵ صفحۀ ۴۳).
            این اظهار نظرها، یادآورگفتۀ مُلا نصرالدین است که گفته بود: وسط زمین همین جااست باورندارید، گزکنید!
            داستان تعین مکان ایرانویچۀ اسطوره ای همانند پیداکردن باغ ِ”عَدَن” تورات است، بسته به میل مدعی “این ناکجا آباد”همه جا میتواند باشد! درتعین زمان پیدایش ایرانویچۀ بایستی ازکشف بزرگ آقای دکترفریدون جنیدی کتاب” زُروان” ۱۳۵۸بنیاد نیشابور صفحۀ ۲۲ نام برد.

            با آنکه عمر روستانشینی بشریت را از آخر دومین یخبندان و حد اکثر دوازده هزارسال و عمرتمدن وشهرنشینی را در سومر شش هزار سال پیش(چهارهزار سال پیش از میلاد) برآورد کرده اند، با این وجود استاد دکتر فریدون جُنیدی کاشف بعمل آورده اند که: در”یسنا” آمده است که اولین زمینی که اهورمزدا بیافرید “ایران ویج”(هستۀ مرکزی آریاها) بود که اهرمن درآن “اَژی ِسُرخ” بیافرید.
            اما این عبارتِ”اولین زمینی که اهورمزدا آفرید” نشان می دهد که اینجا (؟) مرکزتجمع نژاد آریا است و اگر مربوط به دویست هزارسال قبل نباشد،لااقل موکول به صد هزارسال پیش،یا رقمی درهمین حدودمیشود”.بنوشتۀ کلیله ودمنه: تا کور شود هرآنکه نتواند دید. با خواندن این قبیل مطالب ( بقول عبید زاکانی):”مذهب مختار”که روش بکار بردن عقل را”مذهب منسوخ” تلقی میکنند، بی اختیار این مصرع مولوی تداعی میشود که: مُردَم اندر حسرت فهم درست.
            اما به نظر من اسمت را ایرانگوزیچ بگذاری مناسبتر است.توی احمق پان کورد نژادپرست زبان نفهم بهتر میدانی که ترکها چه شکل و قیافه ای دارند و کردها چه شکل و قیافه ای حتماً خواهی گفت تنبان گشاد و کله تخت ندارند درسته !

        4. سهند می گوید

          خفه شدیم از اینتو همه اکتشاف……مهلت هضمشم. بده

    2. ايرانويچ می گوید

      ۱)من هم به شما پیشنهاد میکنم کتاب شادروان دکتر جهانشاه درخشانی انتشارات دانشنامه کاشان جلد۳ و ۴ را بخونید و خودتون با این کتابی که معرفی کردین بسنجید.
      ۲)کتاب ایشان در بزرگترین دانشگاه های جهان مانند دانشگاه زبان شناسی اتریش و… تایید شده است.
      ۳)دایره المعارف مصر شناسی نیز از کتاب ایشان بعنوان یک سند معتبر یاد کرده است. و بهتر بدانید دانشمندان مصر شناس نیز پذیرفته اند خود نام مصر با این تمدن بزرگش از زبان آریایی ها ایران است و برخی از ایزدان مصری ریشه آریایی دارند مانند ایزد آتن که همان ایزد آتر و آذر است آن هم در ۱۴۰۰ پیش از میلاد که نام آذربایجان ریشه در این نام دارد. اکنون شما هر چقدر دلت میخواد بگو آزربایجان ببینیم کجای دنیا رو می گیرید!!!؟؟؟
      مهم نیست که پانترکها چی میگن مهم این است که جهان دانش زبانشناسی و نژاد شناسی چی میگه
      کتاب ایشان نخست به زبان آلمانی در کشور آلمان چاپ شده است و نزدیک به ۱۳۰۰ صفحه است.
      دوران تاریخ دزدی و تاریخ سازی پانترکها خیلی وقت تمام شده

      1. اوش کایالی می گوید

        طرح علمی علم ژنتیک با کشف (دِ- اِن- آ. = آ- دِ- اِن: آسید دز اُکسی ریبو نوکائیک) درسال(۱۳۳۲ ه.ش= ۱۹۵۳م) ممکن شد، و راز ژنتیکی انسان را دراکتبر سال ۲۰۰۰ میلادی در آلمان، آمریکا و فرانسه کشف کردند: که بنابر آن”انســـــــــان تنـــــــها یک نــــــــژاد است” و نژاد موهوم آریائی و سامی وترک و.. که هیچ،حتی نژاد سفید و سیاه و زرد و سرخ نیزجنبۀ “فنـــــوتیپـــــی(phonotype)” و ظاهری دارند و نه ژنـــوتیپـــــی(genetype) و واقـــــــعی.
        این مسائل دیگه تو کل دنیا حل شده حالا توی احمق پان سگ آمدی اینجا و بحث نژادپرستی راه می اندازی این بحث ها رو برو تو اون محافل پان سگی پارس پارس کن که خریدار داره.
        دیگه در تمام عالم (به جز ایران و افغانستان و تاجیکستان و کشورهای عقب افتاده)به این بحث های نژادپرستی پوزخند میزنند…
        یه سرچی در اینترنت بزن تا خود متوجه بشی…

  4. حسین می گوید

    به ترک وبه کرد و به فارس همه اندر این خاک داریم پشت
    به سنی و شیعه وجم وعرب دلالت به شیرمردان این بیشه دارد نپخت.
    برادرهای عزیز اگه ما الان ایجا باخیال احت نشستیم فقط بخاطر یه چیزه . اگه همگی ناموسمون سالمه و یکی دو تا خواهر عراقی نداریم یا هر دشمن در هر زمان ماضی دلیلش فرهنک و افتخارمون یکتا پرستیه ما متمدنیم چون هیچ قومی توی این سرزمین غیر یکتا پرست نبوده وترک و کرد و فار س کنار هم شهید شدن جوان ایرانی احمق نباش وافتخار کن از ایرانی بودنت و شجاع باش از اتحادت که این مردم جز خدا برا هیچکی سر نمی خواباند ترکها افتخار ایران و چشمهای ایرانند وکرد سپر ایران وفارس قلب ایرا ن. باکری وهمت ترک توی خوزستان چکاری داشتن ؟ها؟ مو قع جنگ من ۳۰ سالمه وکوردم یه تار موی فارس ترک و لر رو …به کسی ازبیرون ایران نمیدم

    1. ناصر می گوید

      کاش همچین تفکری بین ایرانیان از بین نره، آفرین

    2. Mehran......mantegi bashim می گوید

      احمق تویی .. امثال باکری ها برای آزادی جنگیدند نه برای پارس و آریایی ها.اگر میدانستند که بعدشان فرزندانشان این گونه تحقیر ملت و دولت پارسی خواهند شد صد سال سیاه این کارو نمیکردند…اگه میدانستند که فردا فرزندانشان به خاطر زبانشان مورد تمسخر سگ های پارسی قرار میگیرند هیج وقت این کارو نمیکردن.. ولی این دوران هم به پایان خواهد رسید و آن وقت توی سگ هم در دیارت امنیت نخواهی داشت چون باید پاسخ این پستی هایتان را بدهید

      1. نارسینا می گوید

        ترک نفهم الاغ تو هم نژاد مغول هایی باید در مورد مغولها صحبت کنی و وحشیگری های چنگیزخان و آتیلای خونخوارتان افتخار کنی تو سگ ی هستی که اسم باکری رو بیاری ترک وحشی. همه دنیا میدونن شما یه نژاد وحشی و غارتگر و جنگجو و مهاجر بودین که اومدین گند زدین به تمدن ایرانیو نگذاشتین تمدن درخشان اونارو مردم آذربایجان به ارث ببرند و آوده اش کردین ولی هنوز خوی وحشیتونو ارضا نکرد حالا میخواین تاریخ اون تمدن نیاکان ما رو هم بدزدین. تو اون زمان برای اجدادتون بی فرهنگی و بی تمدنی و وحشیگری و جنگجویی افتخار بود ولی حالا تو قرن ۲۱ براتون این یه شرمساری بزرگه و مایه تحقیرتون لذا میخواین تاریخ نیاکان مردم آذربایجان را بدزذین. ترک=بربر=خونریز=غارتگر=اشغالگر شما هزار بار از صهیونیست ها بدتر هستین. خطاب من فقط با ترکاست نه با مردم شریف آذربایجان ه برادران خونی و دینی(چه زرتشتی قبل از اسلام و چه مسلمان بعد از اسلام) ما بوده و هستن

        1. علی می گوید

          مردم آذربایجان همگی تورک و ایرانی هستند ، انسانیت و ادب را همواره رعایت کن؛ اینگونه صحبت کردن دور از انسانیت است ، اگر کسی به تو توهین کرد سعی کن توهین نکنمی چون هر کس نماینده شخصیت خودش است؛ و اگر نتوانستی فقط مختاری به خود او توهین کنی نه به یک ملت ، توهین تو توهین دیگری را در برخواهد داشت.

        2. امیر می گوید

          سلام برادر من چرا توهین کردی اگه به ترک اذری توهین کردی یعنی به خودت توهین کردی من خودم منال کرد هستم و تاریخ را بهتر از هر کسی میشناسم ترکان درسته از قبل اریاییان در ایران بوده اند و نژادهای مختلفی دارند مثال از چین تا اروپا گسترده اند اگه شما به اروپا یا روسیه بری هر جا اذری یا ترکی حرف بزنی متوجه میسوند مثال از ارمنستان و گرجستان روسیه اوکراین نروژ و سوید فلاند و المان لهستان بگیر تا ۹۰ درصد اروپاییان زبان انان را میفهمند و اما زبان ما را پاکستان و افغانستان و هند بنگال میفهمند خدایی هم زیبا هستند و بهتر از ما به بهداشت و لباسشان اهمیت میدهند و بسیار مهربان و دلسوز هستند و بیسترشان به سه چهار زبان مسلط هستند و بیشترشان در تجارت و سیاحت زبازد هستند این همه تعریف فقط اذریها بودنند و اما اذریها همان کردها و لر ها و فارسها گیلکها و تالش و تات هستند که جمع انها میشود اذریها یا اریاییها چون تاریخ ایران همه به هم گره خورده شما نمیدانید که استعمار پیر برای دور کردن اقوام اصیل ایرانی چه نقسه هایی کشیده اگر تاریخ را بخوانید بیش از ۷۰درصد شاهان و رهبران امرای کشوری و لشکری از همین اذریها بوده که برای منهدم کردن ایران زمبن استعمار پیر در بین مردم بی سواد و بی فرهنگ و بی ادب برای هر قومی به کمک همین افراد بی خرد و جاهل یه لقبی داده مثال گیلکی کله ماهی خر احمق لر خر و لیمان ترک خر فارس سگ پاچه خور کرد بی شعور نفهم و خر ببینید عزززان استعار با ما چه کرده انان نمخواهند که ما کنار هم باسیم اگر با هم باشیم باز ایران به عظمت خودش باز میگرده و من نیز از طرف تمام اقوام دلیر ایران زمین میخواهم که هیچ وقت به هم توهین نکنید

          1. یوسف می گوید

            سیاستتو برم تو معلومه خیلی وردی.اتفاقا ب کرد فقط میگن عقده ای.تو ترک درجه یکی فیلم در نیار ب عنوان کرد از خودت از ملت خودت تعریف نکن جیگر هیج جایه اروپا ترکی حالی نمیشن.😂😂😂😂😂

          2. پارسا می گوید

            اقا یوسف اگه انشاالله برای گردش به سنندج بیایی ممنونت میشم کافیه فقط شماره تلفن یا ایدی بزاری تا من در خدمت شما باشم اگه کوردی در کوردستان و کرمانشاه و ایلام زندگی مبکنی که خوبه زود میتونیم همدیگه را ملاقات کنیم یا اگر فارس و گیل و مازن و تات و بلوچی بازم مردم با غیرت کوردستان و کرمانشاه و ایلام میهمان نوازند و ما منتظر شماییم خوب حالا اقا یوسف چه کورد و تورک بلوچ و فارس تات و گیل مازن حتی برادران عرب همه از یک نژادیم راستی اگه مایلی میتونی ببینی که شباهت ژنتیگی اذریها با ما کوردها و تاتها و گیلها و لرها و مازنها ۹۰ درصد شبیه هم هستند پس این ملت یک پیکره دارند و از همه نزدیکتر کوردها و اذریها و تاتها هستند که ۹۸درصد به هم شبیه هستند پس همه ما ایرانی هستیم و احتیاجی نیست که من خودمو به جای اذریها بزنم و مردم کورد غیور و دلیر و مهربان و راستگو هستند و هیچ وقت دروغ نمگویند اقا یوسف اگه انشاالله برای گرجستان یا ارمنستان یا روسیه یا اوکراین یا بلغار یا لهستان کافیه که یه کمی تورکی بدونی انوقت به حرف من میرسی که انان تورکی میدانند یا نه چون من کارم تجارت چمدانی و بیشتر وقتم تو این کشورها مشغول داد ستد هستم اگه انشاالله با هم اشنا بشیم من خودم شما رو با انچه که دیدم اشنا میکنم البته اگه مایل به تجارت باشی ارادتمند شما پارسا

        3. پارسا می گوید

          <emاقای نارسیا و اقای مهران که یکی خودش را ترک و دیگری خودش را جای فارس عوض کردنند بخدا شما نه ترک اذری هستید و نه فارس فقط برای جدا کردن و تفرقه بین ترک و فارس و کورد و لر به این سایت امده اید وگرنه من خودم فارسم و خواهرم عروس ترکها هست و برادرم هم با یک کورد ازدواج کرده و من نیز با یک دختر اذری اردبیلی ازدواج کرده ام پس ما با هم هستیم

    3. مهدی ملایی می گوید

      قشنگ توضیح میدی ولی متاسفانه یکی به نعل میزنی چهارتابمیخ.درکرج تپه قلعه ای کشف شددرسالهای اخیر که متعلق به ازبکهاست وهفت هزارسال قدمت دارد ازبکها ازقبایل ترک میباشند.تاریخ این سرزمین روازروکتابها نمیشه رمزگشایی کرد چراکه نویسنده گان همیشه منافع طلب ههستند.شمامیکوشید برای لرها تاریخ قبل هخامنشی بسازید ولی نمیشه چرا؟؟چونکه قبل مهاجرت اقوام پارس ازهندبه ایران دوقوم باتنوع گفتاری بیشترنبودن وآن هم کرد وترک هستن.مادرتمام ایران کردوترک داریم.ولی درهیچ قسمت ازآزربایجان لرنداریم چرا..؟؟چون اصلا اونجاوجودنداشتن.تاریخ مادرزمان پهلوی توسط یهودیان رمزگشایی شد وهرچه خاستند کردند.موفق باشید.

      1. لیدوما می گوید

        دلیل اینکه جاهای دیگه لرنداره بودن در کنار تمدن خودشونه و نه صحرانشین و بیابان گرد

      2. LOR KABIR می گوید

        اولا که تا چه حدمیتونی شر و ور بگی بس نیست حرفای من درآوردی؟!
        کل جهان میدونن که قوم لر بعد ایلامی ها قدیمی ترین تمدن تو ایرانه و اصلا موقعی که لرها تو ایران بودن کرد و ترک وجود خارجی نداشتن
        تمدن متعلق به لرهاست کافیه یکم تحقیق کنی رو معده حرف نزنی
        لرها از نسل کورش کبیر هستن تنها فرد ایرانی که اسمش تو قرآن کریم اومده و لر هست همه اینو میدونن فقط یه گاوی مثل تو میخواد جلو حقیقت مقاومت کنه
        و در ضمن پیشینه کردها از آذریها کمتره کردا حتی نمیدونن که کی به وجود اومدن وهردفعه یه چیزی از تمدنشون مبگن یه بار میگن ما کردای عراقیم و خودمون مستقل بودیم و حکومتی داشتیم یه بار میگن ما از نسل مادها هستیم این اخیرا هم که میگن کردا از نسل جن ها هستند و مدام در حال رقص و شادی هستند
        و امام صادق(ع) گفته که نشست و برخاست و معامله با اونها به صلاح نیست

        1. پارسا می گوید

          با سلام به عزیزی که با عنوان لر کبیر نظر دادنند لرها مردمانی دلیر و با غیرتی که در همیشه تاریخ پرفراز و نشیب ایران زمین دوش به دوش سایر اقوام در برابر دشمنان ایستادگی کردنند و همیشه یار و یاور این ملت پرافتخار بوده اند و خواهند بود و اما قبایل اولیه ایران که از ۱۰هزار سال پیش در ایران بوده اند و هستند به ترتیب از قدیمترین قوام ۱ اذریها ۲ تاتها ۳ فارسها ۴ گیلها۵ مازنها ۶ لرها ۷ ترکمنها ۸ اکراد۹ بلوچها ۱۰لکها این طبقه بندی را دانشمندان تاریخ ترتیب داده اند و هیچ یک اقوام برتری نصبت به دیگری ندارند

        2. یوسف می گوید

          چطور امام صادق میدونسته کردا بودن تو نمیدونی.اخه هر کی هر چی بگه قبوول ولی لر چیزی نگه اخه کجایه تاریخ ل به ر چسپیده کجا تحقیق کردی نا قلا.کدوم کث کش گفته کرد از جنه کدوم گفته عراقیه اینو مغز تو میگ چون اونجا هم کرد هست میگن عراقی .مغز کدوم بشر غیر از لر قبول میکنه یه ادم از جن درست شه.اخه شما تا بیست سال پیش میگفتین کردین الان اومدین با تخیلات تخمیت لر بسازی کدوم لر میدونه تو کردستان عراق یه شهر کوچک لر وجود داره ک میگن کردیم.مادها از شش قومیت درست شده بودند .ک همون مجموعه قومیتهای ایرانیه.اخه ب زور ک نیست فیلم جومونگ ک نیست لران قدیم

          1. بلوچ می گوید

            بیشتر قومیت های ایران از پارت ها هستن

        3. آزربایجان تورکو می گوید

          قرآن وکوروش؟؟؟؟؟؟ هههههههههههههههههههههه

      3. گرال می گوید

        شهر ما هم تپه ای پیدا کردن مال عربهاست آره داشی کم چرت و پرتی بگید اون موقع اصلا این قومیت ها وجود نداشت به جعال پانترک ها بگید درست جعل کنن مثل یهودی ها جعل نکنه باشه عمو جون

    4. آرش می گوید

      من ی آذری تبریزی هستم
      باریکلا احسنت درود به شرفت مشتی

      1. ممرز کاسپین ایران می گوید

        به نام خدا پیش از ورود آریا ها و تورها به ایران گروههای نژادی سرشاخه در ایران زندگی می کردند.مانند هزاره ها در شهر سوخته و کاسپین ها در تپه مارلیک و کاسی ها در تپه سیلک و مانناها در تپه حسنلو و ایلامی ها در زیگورات و لولویی ها و کاسیان در غار دوشه بیانگر اینست که پیش از ورود آریایی ها و تورکمن ها و تورک ها به ایران این گروههای نژادی در ایران بودند.پس از جدایی در تبت و هیمالیا است که آریاها و تورها و سرخ پوستان در سیبری ازهم جدا گشته و آریاها به ایران و بخشهایی از هند و امریندی ها یا سرخپوستان به آمریکا و تورها در استپ قزاقستان به همراه سکاهای آریایی ساکن میشوند.دراویدی های هندوستان و امروزه چینیان و تبتی ها هم خود را شاخه ای از هزاره ها و کاسپیان میدانند.که دانش ژنتیک هم این گفته ها را درست میداند.هم شاهنامه بدان اشاره دارد هم اسطوره های چینی با اسطوره های اوستایی یکی است.یک اشتباهی که شوربختانه جوانان احساسی بدان گرفتارند.بزرگ را ازکوچک دانستن است.به عنوان مثال تا ریشه نباشد ساقه و برگی هم نیست.مثلن تورک و پارت و پارس برسر سکاها باهم درگیرند حال آنکه خودشان از سکاهای نخستین جدا گشتند.امروزه در دنیا جزیره های نژادی یافت شده که دیگر اقوام از آن جداشده اند.مانند دراویدی ها و تبتی ها و بوریشاسکی ها و هزاره ها و کاسپین ها و قفقازی ها و باسکی ها که بازمانده آن اقوام باستانی هستند که دیگر اقوام از آن جدا گشتند.بدبختانه تر اینکه در این جاها جنگهای طولانی هم هست.مانند کشمیر و تبت و افغانستان و گرجستان که زیاد نمیگذارد کنکاش بیشتر انجام شود که این هم از خواسته های امپریالیسم است.به خدا همه باهم یکی هستیم روزی باهم بودیم سپس دور زده و باز برگشتیم.

      2. Diako می گوید

        شما اول بگید اخرش ترکید یا اذری بعد بیاید خودتونو به مادها بچسبونید همه ما قبول داریم که ترک ریشه یه کهنی داره ولی ناموسا دیگه خودتونو قاطی هر اشی نکنید تاریخ جهان میگه مادها اریایی و کورد هستن الانم یه عده ترک فاشیسمی منکرش میشن 😂😂 بابا شما همین ظاهر کردو ترک و کنار هم بزاری میفهمی که بی چینی و مغولا شبیهه و کی ظاهر مختص خودشو داره

  5. یاشار اوش کایالی می گوید

    معروفترین اثری که کردها آنرا قبول دارند و کتاب مرجع میشمارند، شرفنامه است که کردها آنرا تاریخ مفصل کرد مینامند.
    در این کتاب نوشته شده است که: ((اساسا از واژه و نام “کردستان” تا قرن دوازدهم میلادی اثری نبود و تنها در زمان سلطنت سلطان سنجر آخرین پادشاه بزرگ سلجوقی است که این ایالت را بوجود آورد. همچنین نخستین مولفی که از کردستان نام برده “حمدالله مستوفی قزوینی” (قرن ۱۴ میلادی) در کتاب”نزهه القلوب” است.
    همچنین میتوان اضافه نمود که قبایل و عشایر مکری در اوخر سده نهم هجری و همزمان با تحرکات شیوخ صفوی به داخل ایران کوچ کردند. طبق نظر مولف “شرفنامه” که اکراد آنرا تاریخ مفصل کردستان می نامند، طایفه های بلباسی و مودکی و زیدانی و بایکی در زمان سلطان سلیمان عثمانی از ناحیه حکاری ترکیه به ایران آمدند و چند سال پس از آنها قبایل دهبوکری نیز در اواخر سده دوازدهم از دیار بکر وارد ایران شدند.))

    1. روزان می گوید

      خودت را هم بکشی ریشه ی زبان ترکی به شاخه ی زبانهای اورال آلتائیک برمیگرده و هیچ ربطی به شاخه ی زبانهای ایرانی نداره برای اثبات آریایی بودن کردها همین بس که زبان کردی و فارسی از یک ریشه اند و توی بی سواد بهتره راجب گویش مردم اورامان بیشتر مطالعه کنی که به گفته ی اساتید بزرگ تاریخ بکرترین منطقه ی ایرانه خودتان را هم بکشین کردها اصیل ترین قوم این دیارن و این ترکان بودن که بعد از ظهور اسلام وارد ایران شدن و در هنگام حمله ی مغول این هجوم ترکان افزایش یافت

      پاینده باد ایران

      1. یاشار اوش کایالی می گوید

        آقای “Turkoqli” قشنگ و به زیبایی در مورد کردها آن بالا مطلب نوشته که به نظر من نیز واقعیت هم همینه:

        “ماهیت معیشت آنان نیز بر پایه دامداری و جنگ و راه زنی بوده به همین سبب است که در تاریخ به نام دانشمند یا شاعر و یا معمار و سر سلسله و برپا کننده دولتی از میان کردها بر نمیخوریم.”

        “موسیقی آنها چیزی شبیه موسیقی فارس ها و زبانشان لهجه ای از فارسی است. رقص آن ها نیز تماما شبیه رقص آشوری ها است. لباس ملی کردی کاملاً شبیه لباس آشوری ها است با مختصری فرق در شلوار و دستاری که به سر می بندند.”

        ” اکـــــــــــــــراد دنبــــــــــــــاله آشـــــــــــــــــــــــــــوری ها هستند. ”

        “بنابراین کردها در منطقه بعد از ترک ها ، ارامنه ، آشوری ها و قبایل فارس بوجود آمده و اساساً ملت جدیدی هستند.”

        سخن توی نادان: “ریشه ی زبان ترکی به شاخه ی زبانهای اورال آلتائیک برمیگرده ”

        کاملاً درسته و همچنین زبان اقوام اصیل ایرانی و ما قبل آریایی ها((مَهدِ تمدن بشری: سومر پیوندی زبان-اورال آلتائیک -تمدن ایلامی پیوندی زبان-اورال آلتائیک-(مثل ترکی))) بوده که توسط آریائیهای مهاجم متأخر آمده نسل کشی شده اند.

        1. ناشناس می گوید

          زبان ترکی از ریشه زبان مغولیه و ربطی به زبانهای سومری و ایرانی نداره
          ترکها تاریخ باستانی ندارن زندگیشون قبیله ای و ایلی بوده تمدن نداشتن چون اصلا شهری در طول تاریخ نداشتن که بخوان تمدنی داشته باشن برای همین دارن برای خودشون تمدن جعلی می سازن

          1. ابوالفضل می گوید

            ریشه همه ی زبانهای ترکی از جمله ترکی مغولی و اذربایجانی و استانبولی ترکی اغوزه درضمن تنها زبانی که ساختارش با زبان سوری ها یکیه زبان ترکی هس

      2. Farhad.r می گوید

        سلام دوست من.
        خیلی هم به آریایی بودنت نناز.
        چراکه آریاییها ازجمله اقوامی بودن که با خواهر و مادر خودشون ازدواج و زنا میکردن.
        زنازاده بودن که افتخار نداره که.
        یه سرچ بزنی گفته هام برات مسجل میشن.

    2. دیاکوی کبیر می گوید

      تعصب خرکی داری
      جبان الکوردی اصحاب پیامبر کورد بود امیدوارم که به پیامبر اعتقاد داشته باشید
      قاجارهای الاغ هم که کوردستان رو به ترکیه و عراق و سوریه باختند چون بی عرضه بودن
      عثمانی جونتون هم که توسط یک زن از بین رفت! خرم سلطان

      ما وارثان مزوپتامیا هستیم ما فرزندان دیاکو و کورش کبیر هستیم ما آریایی هستیم
      توهم هاتون زیاد شده! جدیدن حضرت زرتشتم کردید ترک! ههههههههههه
      فارسی رو هم لهجه ترکی میدونید چون قاشق و بشقاب داره! هههههههههههه
      امسال ملخهای یاغی و وحشی د ر مقایس بسیار زیادی به کشورمون حمله کردند خدا کنه فردا ادعای مالکیت نکنند.
      راستی شما میگید که ما دلمون به افسانه ها خوشه!
      شما که آثار تاریخی ندارید و افسانه ی سکس با گرگ دارید! تنها شانستون اینه توی تاریخ معاصر کاره ا ی شدید اونم که فقط ب درد لای جرز دیوار میخوره!
      ما آثار باستانی و تاریخی زیادی داریم که تعصب خرکی شما نمیتونه واقعیت رو قبول کنه ما بجز افسانه مستندات قوی هم داریم
      التماس تفکر

      1. Farhad.r می گوید

        بله شما از نسل آریاییهایی هستین که ازدواج با محارم جزو رسم و دینشون بوده.

        1. ، ایرانشهر... می گوید

          وای… آخه بی شعور بچه مغوول، سنت های تورکان چی میدوونی، احمق تاریخ و تمدن ویل دورانت و بخون تا بفهمی هپتالیان ک اجداد تورک ها بودن چه سنت هایی داشتن، آخه احمق تویی ک اجدادت مغول‌ها و هوون ها اغوزها بودن، تویی که امثاله ویل دورانت وهووومر ودیاکونوف ازتون بعنوان اقوام بربر و پیاله بدنش یاد کردن، اقوامی ک چیزی بعنوان ازدواج نداشتن هرم دی هروقت اراده می‌کرد یک زن و همبستر می‌کرد، توو ووو داری به ایرانیان، به صاحبان خاکی که تووش زیست میکنی این مضخرفات رو میگی…..

  6. سیروان می گوید

    این آقایان ترک چرا اینقدر بدون اطلاعات حرف میزنن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    تاریخ کردها بر می گرده به هزاره های پیش از میلاد این توی تاریخ هرودت و آثار استرابون اومده در ضمن شما این همه کتیبه و آثار باستانی و نوسخ خطی رو رد میکنین؟!!!!! در حالی که چیزی برای گفتن ندارین
    این ذهتابی و پورپیرام که بهشون افتخار میکنین از بن بی سوادن هرکی قبول نداره بره تحقیق کنه
    شما که میگین تخت جمشیدو رضا خان ساخته!!!!!!!!!!!

    1. ايرانويچ می گوید

      ۱) تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در فلات ایران کاملا ثابت شده است.
      ۲) حتما کتاب شادروان دکتر جهانشاه درخشانی را بخونید.
      ۳) کتاب ایشان ابتدا در آلمان به زبان آلمانی چاپ شده است.
      ۴) کتاب ایران در عصر آهن نوشته دکتر مدودسکایا را بخونید.
      ۵) کتاب ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد را بخونید
      ۶) ناصر پورپیرار این دیپلمه بیسواد اخراجی از حزب توده که عددی نیست.
      ۷) خیلی وقت تاریخ مصرفش تمام شده.
      ۸) اینقدر سوتی های خنده داری تو کتابش پیدا کردن که به یک فاجعه تاریخی شبیه.
      ۹) سوتی های ایشان را می توانید در اینترنت بخونید و کلی بهش بخندین.

    2. ایرانگوزیچ می گوید

      شما آقایان کرد چرا اینقدر بدون اطلاعات حرف میزنن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      برو آثار و سی دی های پور پیرار و بگیر و نگاه کن تا بفهمی هرودت!!!! و استرابون!!!! کی هستند چون مستند حرف میزنند از دید شمای نادان بی سواد تلقی میشوند!!!!
      بخاطر همین است که هرچی کتیبه پیدا میشه شبانه گم میشود و اجازه خوانده شدن داده نمیشود!!!!
      چرا تاریخ شما ۲۵۰۰ سال بوده ؟؟؟ یعنی عقل رضاشاه نمی رسیده که تاریخ ایران (منظور سرزمین امروزی) بیش از ۲۵۰۰ سال است!!!!
      چرا ملا نصرالدین هایی در کار معرفی تمدن ایران باستان!!! پورپیرار نادان!!!! را نمی خوانی تا جواب خودت را بگیری!!!!!
      به نظر شما مؤلف شرفنامه ، حمدا… مستوفی قزوینی و … دروغ میگویند؟؟؟

      1. ايرانويچ می گوید

        ۱) بهتر بدونید آثار یافت شده در میان رودان پیش از سومری ها وجود آریایی ها رو در میان رودان بیگمان و مسجل کرده است
        ۲) برو نوشته های پروفسور اسپایزر را بخون
        ۳) نشان چلیپا (نشان مسلم آریایی ها) در هزاره پنجم پیش از میلاد یعنی هزارسال پیش از ورود سومری ها در میان رودان کشف شده است
        ۴) امروزه دانشمندان تمدن سومر و آشور را وامدار تمدن فلات ایران میدانند {کتاب ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد}
        ۵) خط کشف شده در جیرفت کرمان (سرزمین آرتا) پانصد سال از خط سومری کهن تر و کامل تر است
        ۶) فلز مس و قلع و آهن که بشریت را از هنگامه پارینه سنگی (عصر حجر) در آورد را آریایی ها به سومری ها و مصری ها دادند
        ۷) سفال کشف شده توسط پروفسور اسمیت در گنج دره کرمانشاه دست کم ۳۰۰۰ سال از کهن ترین سفال کشف شده در میان رودان و سومر کهن تر است
        ۸) پژوهش ها نوین نشان داد اختراع چرخ نیز اختراع ایرانیان بوده است که به سومر و مصر رفته است
        ۹) خود نام دجله و فرات در زبان سومری وام واژه از زبان آریایی است
        ۱۰) خدایان و استوره های سومری ریشه در فلات ایران دارند
        ۱۱) نادان علت انتخاب میان رودان توسط اشکانی ها و ساسانی ها دو دلیل بزرگ داشت
        ۱۲) یکی اینکه سرزمین ایران به اندازه ای بزرگ شده بود که آنها را وادار به رفتن به سمت غرب و نزدیک تر شدن به دولت روم بزرگ می کرد
        ۱۳) دوم اینکه ایرانیان آن زمان از ریشه ایرانی کهن میان رودان کاملا آگاهی داشتند و امروزه دانش باستان شناسی آن را کاملا تئید کرده است
        ۱۴) طبق خود الواح سومری سومریان تمدن خود را وامدار مردم آرتا هستند. برو ببین نام آرتا در زبان اوستایی و سانسکریت که برای دست کم ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد است چیه و کجاست!!!؟؟؟

      2. ايرانويچ می گوید

        ۱) ما که از خدامون به مورخان اسلامی رجوع کنیم
        ۲) وقتی دینوری آشکارا میگه نام ابراهیم عجمی و از کردان است
        ۳) وقتی همه آنها پادشاهان ایران را داناترین و کهن ترین پادشاهان جهان می نامند
        ۴) نادان خود ابوریحان بیرونی بسیار به تاریخ کهن ایران گرایش داشت
        ۵) اکنون شما خودت بگو نظر مورخان و جغرافی دانان اسلامی که ثابت میکنه ترکان تازه پس از اسلام وارد ایران شده اند را می پذیری!!!؟؟؟

      3. ايرانويچ می گوید

        ۱) قربونت بشم این ترکها هستند که گوز گوز میکنند
        ۲) وقتی داری ترکی صحبت میکنی بزن دور آهسته ببین چند دفعه گوز گوز میکنی

      4. ايرانويچ می گوید

        در آغاز تاریخ میانرودان، پیوندهای تنگاتنگ فرهنگی، بازرگانی و سیاسی میان آن سرزمین و فلات ایران وجود داشت. پاره ای از قوم های آریایی از دیرباز در میانرودان می زیستند و یا به آن سرزمین رخنه می کردند. شاهان سومر خود را ناگزیر از آن دیدند تا برای جلوگیری از رخنه تازندگان چاره ای اندیشیدند. کهن ترین شاهان سومر (اوروک)، برای درگیری با قوم های آریایی، در آغاز هزاره سوم پیش از میلاد، بارها به سوی فلات ایران لشکر کشیدند. اِنمِرکار، فرمانروای سومر، سردارش لوگل بُندُه را به سرزمین اَرُتَه در خاور ایران می فرستد. داستان سفر این سردار سومری به اَرُتَه و بیماری وی در راه و نیز برخورد او با پرنده افسانه ای اَنزو که همان سیمرغ ایرانی باشد، بسیار شایان توجه است و می رساند که اسطوره ای سومر از فرهنگ ایران تأثیر گرفته بوده است، به ویژه داستان کمک پرنده اَنزو به لوگل بُندُه برای دستیابی به گیاه بی مرگی ایری آنوم که نامش یادآور نام ایران و درونمایه اش یادآور گیاه جاودانگی هُئومُه است، بسیار آموزنده است.
        پس از لوگل بُندُه، پسرش گیل گمِش برای دستیابی به گیاه بی مرگی رهسپار “سرزمین زندگی” یا “سرزمین جاودانگان” اِرین می شود، و این خود بار دیگر یادآور نام ایران است. در آنجا هومبابا یا هومبان فرمانروای جنگل های خوشبوی اِِرین است. پیکار گیل گمش با هومبابا و کشتن وی، و نیز بسیاری از جزییات داستان، یادآور پیکار اَژی دُهاک (ضَحاک) و جمشید است.
        در پی پیوندهای فرهنگی و تاریخی بسیار کهن میان ایران و میانرودان، از همان دوران، یعنی پایان هزاره چهارم و آغاز هزاره سوم پیش از میلاد، شواهد بسیاری از نفوذ فرهنگی آریاییان در میانرودان به چشم می خورد. بسیاری وامواژه ها از زبان آریایی کهن به زبان سومری راه می یابند، به ویژه نام پاره ای از فلزها، مانند مس و آهن، که برگرفته از ریشه آریایی است. پاره ای از قوم های ایرانی نیز فرآورده هایی را به میانرودان می آوردند که یادآور نام همان قوم های آورنده کالاهاست، مانند واژه سومری کاش به معنی “نوشابه مستی آور” و “آبجو” که از نام قوم کاشی برگرفته است. همین واژه با همین معنی به زبان ایلامی، اَکُدی، مصری و حتی هندی باستان نیز راه می یابد. افزون بر این ها، بسیاری از نام های عام آریایی در زبان سومری گواه بر پیوند ژرف و دیرین میان آریاییان و سومریان است. مانند گاو، تیغه کوه، دریا، فرمانروا، و جز اینها همچنین نام های خاصی چون دِجله، فُرات و نام پاره ای از شهرهای سومر از ریشه آریایی برگرفته شده اند که بر حضور آریاییان در آن پهنه، پیش از ورود سومریان گواهی می دهند.
        میانه هزاره سوم تا پایان آن
        در میانه هزاره سوم پیش از میلاد و در دوران فرمانروایی اوگل اَنِه موندو (حدود ۲۵۰۰ ق م)، برای نخستین بار در متن های میانرودان، به سرزمین پُرُشی و نیز گوتیوم اشاره می شود. از سرزمین اِرین نیز بار دیگر در همین دوران یاد می شود. سرزمین پرشی که در خاور ایران و به گمان خاستگاه پارس ها بود، باید همان سرزمینی باشد که در پیش اَرُتَه نامیده می شد. بسیاری از وامواژه های سومری و اَکَدی برگرفته از نام سرزمین پُرُِشی است.

        1. علی می گوید

          معنی اوروک رو از یه ترک بپرس معنیش میشه قلب دل احتمالا لقبش بوده که مردم بهش داده بودن البت تو ترکی اوروک خالی بهتر معنی میده

  7. اوش کایالی می گوید

    بهرحا ل درقرن بیستم، این باستان پرستان مُرتجع داخلی، به راهنمائی مُرشدان رندِ خارجی شان، “ایران” این اسم ساده را که نام کنونی کشور و سرزمینی شده است، با ایرانیان یعنی طیف ساکنین واقعی آن، ضمن بازی با لغات، به چشمه های ماردار کشیدند.
    تنها سند ها یعنی دلایلی که دردست مشتاقان نژاد تراشی و تاریخ سازی برای”ایران” میماند، درصورتِ “صحت، یعنی جعلی نبودنشان” بعضی ازکتیبه های ساسانی است که درآنها واژه “اران” و” اَ ن- اران” که به تحریف ” ایران” و” انیران= اَن- ایران” خوانده شده است بکار رفته است: (مقدمۀ فقهُ اللغتۀ ایرانی اورانسکی، ترجمۀ کریم کشاورز، انتشارات پیام ۱۳۵۸صفحۀ ۱۴۷)
    و دیگری ذکر نام” ایران” در دیوان شعرای کلاسیک: ازفردوسی تانظامی و..است، که حدود و ثغور(مرزهای)، هیچکدام از آن “ایران ها” برای خود آن شاعران و خوانندگان آن روز و امروزشان معلوم نبوده و نیست، و با ایران سیاسی کنونی ما تطبیق معنی داری نمیکند: مثلاً قلب ایران ساسانی درسرزمین عراق: (مَهدِ تمدن بشری: سومر پیوندی زبان و اکٌد (وسپس بابل و آسور) “قالبی” و یا “سامی” زبان) قرار دارد!…
    فردوسی و سایر شاعران نیزسخنان مختلفی در موارد گوناگون گفته، و خود فردوسی،سیستان و مازنداران و…در ایران قرار نداشته وبرای او جزو ایران نیستند!:(دکترحسین کریمان پژوهشی در شاهنامه: مازندران مغرب صفحۀ ۲۱۶-۱۷۱،و مازندران مشرق صفحۀ ۲۴۱-۲۱۷، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران ۱۳۷۵).

    ز زابل به ایـــــران ز ایران به تور
    برای توپیـــــــــمودم این راه دور

    بر آشفت و اندیشه اندر گرفت
    ز ایـــران ره سیستان بر گرفت

    ازسوی دیگر محل آن سرزمین اسطوره ای وافسانه ای یعنی ایرانویچۀ را گاه در خوارزم، و زمانی در آذربایجان،سیستان و مرو، و یا دقیقاً در کنار رود تجَن و صد کیلومتری راه مشهد به سرخس، و درست در دِهِ “مزدوران”!،
    و حال در تاجیکستان که “حلیم شاه سلیم شاه” مطرح کنندۀ آنست، یا میان هندوکش و هامون هیرمند، و زمانی با استناد به متون دینی، که دو ماه تابستان و ده ماه زمستان درایرانویچه (بهشتِ آریائیان!) وجود داشته، سراغش را در شرق رود ولگا (اتیل خزرها) یا حوالی فنلاند می پنداشتند! (کسروی آذری یازبان باستان آذربایگان صفحۀ ۳۸/ بُن- دَهِشن ۳۸ فصل ۱۳ بند۹ تا۱۴/علی اکبر جعفری،مهرپرستی..،ره آورد،شمارۀ ۲۵ صفحۀ ۴۳).
    این اظهار نظرها، یادآورگفتۀ مُلا نصرالدین است که گفته بود: وسط زمین همین جااست باورندارید، گزکنید! داستان تعین مکان ایرانویچۀ اسطوره ای همانند پیداکردن باغ ِ”عَدَن” تورات است، بسته به میل مدعی “این ناکجا آباد”همه جا میتواند باشد!
    درتعین زمان پیدایش ایرانویچۀ بایستی ازکشف بزرگ آقای دکتر فریدون جنیدی کتاب” زُروان” ۱۳۵۸بنیاد نیشابورصفحۀ ۲۲ نام برد. با آنکه عمرروستانشینی بشریت را از آخردومین یخبندان و حد اکثر دوازده هزار سال و عمرتمدن و شهرنشینی را درسومر شش هزارسال پیش(چهارهزار سال پیش از میلاد) برآورد کرده اند، با این وجود استاد دکترفریدون جُنیدی کاشف بعمل آورده اند که: در”یسنا” آمده است که اولین زمینی که اهورمزدا بیافرید “ایران ویج”(هستۀ مرکزی آریاها) بود که اهرمن درآن “اَژی ِسُرخ” بیافرید.
    اما این عبارتِ”اولین زمینی که اهورمزدا آفرید” نشان می دهد که اینجا (؟) مرکز تجمع نژاد آریا است و اگرمربوط به دویست هزار سال قبل نباشد،لااقل موکول به صد هزار سال پیش،یا رقمی در همین حدود میشود”.بنوشتۀ کلیله ودمنه: تا کورشود هرآنکه نتواند دید.
    باخواندن این قبیل مطالب ( بقول عبید زاکانی):”مذهب مختار”که روش بکاربردن عقل را”مذهب منسوخ” تلقی میکنند، بی اختیار این مصرع مولوی تداعی میشود که: مُردَم اندرحسرت فهم درست.

    1. ايرانويچ می گوید

      ۱) کشور جعلی کشور آذربایجان است برو کتاب تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان نوشته شادروام احمد کسروی رو بخون
      ۲) کشور جعلی آذربایجان است باور نداری!!؟؟ برو گفته های استاد بارتولد را در انگیزه انتخاب این نام جعلی بخون
      ۳) داستان پورپیرار این دیپلمه اخراجی از حزب توده که خیلی وقت تمام شده است
      ۴) اون که عددی نیست خیلی بزرگتر از اون هم نمیتونه کاری بکنه
      ۵) ما خودمون هم داریم میگیم بسیاری از تاریخ کهن ایرانیان را نویسندگان یونانی جعل کرده اند
      ۶) نادان بجای اینکه سی دی این شومن (پورپیرار) را ببینی برو کتاب به زبان داریوش نوشته هاید کوری ماخ را بخون تا ببینی آقای پورپیرار بعنوان ویراستار در اون کتاب چگونه به مدح هخامنشیان پرداخته است!!!
      ۷) چرا این آقای پورپیرار هنگامی که منشور آزادی کورش بزرگ را به موزه ایران باستان آوردند تو سوراخ موش قایم شد!!!؟؟؟
      ۸) چرا در آن هنگام که منشور آزادی در موزه ایران باستان بود و دانشمندان و استادان تاریخ دانشگاههای کشور به جناب پروفسور توده ای پیشنهاد مناظره رو در رو در برابر نماینده موزه لندن و افراد بازدید کننده و دانشجویان و دیگر استادان و هرکسی را که پور پیرار بخواهد را دادند ایشان دنبال سوراخ موش میگشت!!!؟؟؟
      ۹) نادان برو سوتی های وحشتناکش رو که از کتابش آورده اند را در اینترنت بخون بعد برو سی دی ببین. راستی خیلی خنده دار حتما ببینش
      ۱۰) پس از گفته های چرند و پرند پورپیرار یک مجمع جهانی درباره تاثیر هخامنشیان بر فرهنگ دیگر کشورها در کشور آلمان برگزار شد که مشت محمکی تو دهن پورپیرار و پیروان عقده ایش بود
      ۱۱) همه جهان میدونند که آلمانی ها چه اندازه از یهودی ها متنفر هستند خوب به این پروفسور دیپلمه توده ای میگفتید چند تا از این سی دی هاش رو برای آنها در آلمان بفرسته!!!؟؟؟؟
      ۱۲) مطمئن باش حتما آلمانی ها خودشون بهش دکترای افتخاری می دادند

    2. ايرانويچ می گوید

      ۱) گفته های جنیدی در دانشگاه سیدنی
      واژه‌ای که در این سال‌ها «آریانا» خوانده می‌شود، گونهء پیشنهاد شدهء ‌تازه از نامی کهن است که در اوستا، کهنترین دفتر جهان، از آن؛ بگونهء اَئیریَنَ airyana یاد شده است، و کهنترین یادکرد از آن در «وندیداد» است.
      وندیداد، خود کهنترین بخش اوستا است که در آن بگفتارهای تاریخی، زمین‌پیمایی (جغرافیا)، دانش، پزشکی، بهداشت پرداخته شده است، اما بیشترین گفتارهای آن دربارهء داد (قوانین) زندگی پنج شش هزار ساله‌ی جهان است، و نخستین بخش آن، دربارهء سامان گرفتن، و پدید آمدن شهرهای باستانی است، پس از گذر از هنگام بیابانگردی مردمان نخستین:
      در بند ۳ از فرگرد یک وندیداد چنین آمده است :
      من که اهورامزدا هستم، در بهترین جایها و شهرهایی که آفریدم، نخست اَّئیرینَ وَئیجَنگه
      وّئیجّنگه اوستایی در زبان پهلوی بگونهء وِیچ، و در زبان فارسی بگونهء وِیج درآمد، که تخم و نژاد آریایی یا جایگاهی است که آریائیان از آنجا گسترش پیدا می‌کنند.
      و در بند ۴ از فرگرد نخست، سخن چنین دنبال می‌شود :
      آنجا، ده ماه سرماست، و دو ماه گرما، در آن دو ماه (گرما) آب سرد است، زمین سرد است، و گیاه سرد است.»
      تابستان دو ماهه و زمستان ده ماهه که در این گفتار، از آن یاد می‌شود، و در بخشی از نامهء پهلوی مینوی خرد نیز از آن چنین یاد شده است : «پیتاک کو پت ایرانویچ ده ماه دّمیستان او دو ماه هامین. او اندر هان دو ماهی تاپیستان ایچ (=نیز) دمیک سرت، آپ سرت او اوروَر (=گیاه) سرت» ترجمه : «پیدا است که به ایرانویچ ده ماه زمستان و دو ماه تابستان (است)، و اندر آن دو ماهِ تابستان نیز، زمین سرد، آب سرد، و گیاه سرد است.»
      و شگفت است، که دانش زمین‌شناسی امروز نیز دربارهء جلگهء یخزده‌ای که نخستین بار پذیرای تودهء مردمان شد چنین داوری می کند :
      «جلگهء یخزده دو فصل بیشتر ندارد، و آن دو فصل عبارتند از زمستان که ده ماه طول می‌کشد، و تابستان که فقط دو ماه است»
      گفتار وندیداد، و مینوی خرد، دربارهء آب سرد و زمین و گیاه سرد چنین است که دو ماه در تابستان نیز زمین آنجا یخزده بود، و آب و گیاهان ویژهء آن سرزمین نیز یخزده بودند، و چنین است داوری زمین‌شناسان امروز:
      «حتی زمین هم یخ می‌بندد. در تابستان لایه‌های رویی آن آب می‌شود، اما لایه‌های زیرین همچنان یخ‌بسته می‌ماند.»
      در وندیداد، پس از بند یاد شده، یکایک از شهرهایی که ساخته شده است، چنین یاد می‌شود : ۲- گَوَ که پایتختش سُغد است. ۳- مرو ۴- بلخ زیبا با درفش افراشته است . . .۵- نسا، که میان مرو و بلخ است. ۶- هرات دارای رودخانه ۷- دِکَرت (کابل) ۸- اوروای پر سبزه (در قفقاز) ۹- گرگان ۱۰- هریختی- سرزمین هیتیت‌ها در آسیای کوچک. ۱۱- هتومَنت (زابل)، ۱۲- ری ۱۳- چَخرِم (جهرم) ۱۴- وَرِنَ (گیلان) ۱۵- هفت رود (بلوچستان) ۱۶- کردستان و لرستان
      و چنانکه دیده می‌شود، شهرهای خراسان بزرگ : مرو و بلخ و نسا و هرات و کابل بسا به ایرانویج نزدیکترند، تا شهری همچون ری یا جهرُم.
      دیگر یادکرد از ائیرین، با پاژنام ( درخشان) در وندیداد، در بند سی و نه از فرگرد نوزدهم آمده است : «سرزمین درخشان آریا را می‌ستایم.»
      ***
      در مهریشت که یکی از کهنترین بخش‌های اوستاست، از آنجا که کیش مهر، پیش از زرتشت و بهنگام فریدون در جهان آریایی روان گشت. در کردهء ۴ بند ۱۳ چنین آمده است :
      «نخستین ایزد مینوی، که پیش از خورشید فناناپذیر تیز اسپ، بر فراز کوه هرا (البرز) برآید، نخستین کسی که با زینت‌های زرین (=پرتوهای مهر سپیده‌دمان) آراسته از فراز کوه زیبا سربرآورد، از آنجا (آن مهر) بسیار توانا همهء زیستگاه‌های آریایی را بنگرد.»
      واژهء زیستگاه‌های آریایی، در مهریشت بزبان اوستایی «اَئیریو – شی ین» آمده است. در بند ۱۵ همین کرده، از کشور آریایی درخشان بگونهء «خْوَنیرث بامی» یاد شده است که بخش نخست آن خْوَن برابر است با روشن، بخش دویم آن «اِیر» همان آریایی است و بخش سیوم آن بامی، درخشان است که در نام «بامیان» و نیز در واژهء بامداد _بام‌داد = گاه روشنایی) روان است.
      در تیریشت، یکی از یشت‌های کهن که ستایش تیشتر – ستارهء سپاهبد خراسان، و برانگیزانندهء آبخیزهای دریای فراخکرت (اقیانوس آرام) و راندن ابرها به هفت کشور زمین، و بارش باران است نیز چندبار از کشورهای آریایی یاد شده است :
      «آنگاه این آب را سَتویس به هفت کشور رساند . . . این چنین کشورهای آریایی از سال خوشی برخوردار گردد.»
      اینجا نیز بزبان اوستایی از کشورهای آریایی چنین نام می‌رود :
      «ائیریاوْ دَئینگهُو»
      ***
      درآبان یشت نیز که ستایش اناهیتا و آب است، در کردهء ۱۱، بند ۴۲، از کشورهای آریایی بگونهء «اَئیری نام» یاد شده که پسوند «نام» در آن نشان گروه (جمع) است.
      در همین یشت کردهء ۵ بند ۱۷ و در کردهء ۲۴، بند ۱۰۴ در ستایش آب در کنار رود وه‌دائیتی، از آریاویج بگونهء اَئیریَ نِ وَئِیجَنگهی، یاد شده است.
      همچنین در اشتاد یشت از فر ایرانی بگونهء اّئیری نم خوّرِّنُو یاد شده است.
      اّئیری برابر است با فروتن که در پهلوی بگونهء «اِیر» در آمده است، و این پاژنام (=لقب) نخستین بار در نام ایرج در پهلوی اِیریچ خود را می‌نماید، آنجا که برادرانِ به کوچ رفتهء سلم و تور، با جنگ، آهنگ بازگشت بخانهء پدری می‌کنند، و فریدون با وی چنین گوید :
      گرامی، جهانجوی را پیش خواند همه گفته‌ها، پیش ایشان براند
      ورا گفت کان دو پسر، جنگجوی ز خاور، سوی ما، نهادند روی
      برادرت، چندان برادر بود کجا، مر ترا، بر سر افسربود
      تو گر پیش شمشیر، مهر آوری سرت گردد آشفته از داوری
      گرت سر، بکار است، بپسیچ کار در گنج بگشای و، بر بند بار!
      و پاسخ ایرج با پدر چنین است :
      نگه کرد پس، ایرج نامور بدان مهربان، پاک؛ فرخ پدر
      چنین داد، پاسخ که ای شهریار نگه کن بدین گردش روزگار
      که چون باد، برما، همی‌بگذرد خردمند مردم چرا؟ غم خورد!
      . . .
      نباید مرا تاج و تخت و کلاه شوم، پیش ایشان، دوان، بی‌سپاه
      بگویم که از شهریار زمین مدارید خشم و مجویید کین
      دلِ کینه‌ورشان، به دین آورم سزاوارتر، زانکه کین آورم
      بدو گفت شاه ای خردمند پور برادر، همی رزم جوید، تو سور؟
      مرا، این سخن، یاد باید گرفت ز خور، روشنایی نباشد شگفت
      پایان داستان روشن است که ایرج با مهر و فروتنی بنزد دو برادر رفت، و آنان وی بکشتند، و نبردهای هزاران سال میان کشورهای بکوچ‌رفته با کشور میانین آغاز شد.
      ***
      از واژهء «ایر» (=فروتن) در زبان پهلوی، یک واژهء آمیختهء دیگر اِیرمِینیشنیه برآمده است که فروتنی، تواضع، کم‌رویی گزارش می‌شود که واژهء رو در روی آن اَپَرمِینیشنیه خوانده می‌شود، برابر با بَرمنشی و غرور.
      در دفتر «نامکی شتری‌هائی اِیران» (نامهء شهرستان‌های ایران) که دربارهء ساخته شدن شهرهای ایرانی و بنیانگزاران آنها سخن رفته است، از همهء شهرهای خراسان بزرگ یاد شده است، و از آنمیان «پّت کوست‌ئی نِیمرُوچ شتریستانی کاپول، اّرتخشِیری سپندیاتان کرت اِستید» – ترجمه : «در بخش نیمروزان شهرستان کابل را، اردشیر پور اسفندیار ساخته است.» یا :
      «اندر بخل‌ای بامیک شتریستان ویناپک سپندیات ای ویشتاسپان پوس، کَرت» – ترجمه : «در بلخ بامی (=روشن) ویناپک را اسفندیار پسر گشتاسب ساخت.»
      ***
      در یک نامهء کهن بنام ادیاتکاری زریران بزبان پهلوی که دقیقی نیز از آن برای سرودن جنگ‌های میان ارجاسپ هیونان و گشتاسب پور لهراسب، بهره‌ برده و نوشتهء پهلوی آن نیز اکنون در دست است، آنجا که زریر، سپاهبد ایران در میدان نبرد کشته می‌شود، گشتاسب می‌گوید که : «هَچ شماه ایران کی هست کی شَویت او هَچ زریران کِین خواهیت» از شما ایرانیان کیست که برود، و کین خانوادهء زریر را بخواهد . . .هِیچ ایر او آزات پَسَخْوْ نِی دات بِیجز بستور، پسر او»
      پیداست که گشتاسب پور لهراسب بود، و پایتخت لهراسب بر بنیاد شاهنامه و همهء نوشته‌های برجای مانده در بلخ بوده، و پور دیگر او «زریر» سپاهبد ایران بود و پس از او سپاهبدی به نوادهء لهراسب بستور می‌رسد، و گفتارِ گشتاسب رو بسوی ایرانیان دارد، و از ایرانیان و آزادگان هیچکس پاسخ ندارد مگر بستور، و این داستان نشان می‌دهد که زمانی دراز، کی‌لهراسپ از بلخ بر ایران فرمان می‌رانده، و فرزندان و نوادهء او نیز سالیان سال ایران سپاهبد بوده‌اند و ایرانی!
      نکته
      اَئیری ساده‌تر شده، با پسوند نَ بگونهء اَئیرینَ درمی‌آید که بهمین گونه در اوستا آمده است. این واژه در گذر زمان ساده‌تر شده، اِیران خوانده می‌شود، با همان آوا که در کابل و هرات و بخارا بر زبان می‌رود.
      برای آنکه روشن شود که واژه‌ها در گذر زمان چگونه ساده‌تر می‌شوند به دو نمونهء زیبا بنگریم :
      واژهء بَر = بالا در زبان اوستایی بگونهء اَپئیری خوانده می‌شود، که رو در روی آن واژهء اَدَئیری است اگر پیشوند هچا = هچ پهلوی = اج و از فارسی را بدان دهیم، هر دو واژه چنین بوده‌اند :
      هَچااَپئیری از بالا

      در زبان پهلوی هچ اَپر = هَچَپَر

      در زبان فارسی ازبَر

      زِبَر
      ………….

      هچااَدَئیری از پایین

      هَچ اَدَر = هَچَدَر

      با دگرگون شدن «د» به «ی» همچون پدر و پیر

      از اِیر = ازِیر

      زیر
      پایان

    3. ايرانويچ می گوید

      نادان این سند وندیداد سخن از سرمای ۱۴۰۰۰ سال پیش دارد یعنی هزاران سال پیش از اینکه نامی از سومر و بابل و آشور آمده باشد.
      گفتم که حالا حلا ها باید تاریخ دزدی کنید
      بهتر بونی این سند استوار وندیداد را نه سومریها داشته اند و نه بابلی ها میدونی چرا!!!؟؟؟؟
      چون آریایی ها همان مردم فلات ایران هستند که از ایران به دیگر نقاط جهان مهاجرت کرده اند و نه بلعکس

      1. ابوالفضل می گوید

        اره دیگه هیشکی نمیدونه فقط تو میدونی افن دانشمند

    4. ايرانويچ می گوید

      ۱) بهتر بدونید آثار یافت شده در میان رودان پیش از سومری ها وجود آریایی ها رو در میان رودان بیگمان و مسجل کرده است
      ۲) برو نوشته های پروفسور اسپایزر را بخون
      ۳) نشان چلیپا (نشان مسلم آریایی ها) در هزاره پنجم پیش از میلاد یعنی هزار سال پیش از ورود سومری ها در میان رودان کشف شده است
      ۴) امروزه دانشمندان تمدن سومر و آشور را وامدار تمدن فلات ایران میدانند
      ۵) خط کشف شده در جیرفت کرمان (سرزمین آرتا) پانصد سال از خط سومری کهن تر و کامل تر است
      ۶) فلز مس و قلع و آهن که بشریت را از هنگامه پارینه سنگی (عصر حجر) در آورد را آریایی ها به سومری ها و مصری ها دادند
      ۷) سفال کشف شده توسط پروفسور اسمیت در گنج دره کرمانشاه دست کم ۳۰۰۰ سال از کهن ترین سفال کشف شده در میان رودان و سومر کهن تر است
      ۸) پژوهش ها نوین نشان داد اختراع چرخ نیز اختراع ایرانیان بوده است که به سومر و مصر رفته است
      ۹) خود نام دجله و فرات در زبان سومری وام واژه از زبان آریایی است
      ۱۰) خدایان و استوره های سومری ریشه در فلات ایران دارند
      ۱۱) نادان علت انتخاب میان رودان توسط اشکانی ها و ساسانی ها دو دلیل بزرگ داشت
      ۱۲) یکی اینکه سرزمین ایران به اندازه ای بزرگ شده بود که آنها را وادار به رفتن به سمت غرب و نزدیک تر شدن به دولت روم بزرگ می کرد
      ۱۳) دوم اینکه ایرانیان آن زمان از ریشه ایرانی کهن میان رودان کاملا آگاهی داشتند و امروزه دانش باستان شناسی آن را کاملا تئید کرده است
      ۱۴) طبق خود الواح سومری سومریان تمدن خود را وامدار مردم آرتا هستند. برو ببین نام آرتا در زبان اوستایی و سانسکریت که برای دست کم ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد است چیه و کجاست!!!؟؟؟

  8. سیروان می گوید

    بهتره بری تعریف سواد رو دوباره یاد بگیری
    با حرف مفت زدن و زر زر کردن تاریخ عوض نمیشه
    پورپیرا یه شارلاتانه اینو همه ی باستان شناسای دنیا می دونن اون تو نوشته هاش وقاحتو از رو برده
    اسناد حضور کردها و عدم حضور ترکها در ایران چنان محکمه که دروغهای شما نمیتونه درش خللی وارد کنه
    قبل از شما ترکیه میخواست خودشو سومری جا بزنه اما راه به جایی نبرد
    بهتره بجای این مزخرفات و تلخ کردن گوشت خودتون با احترام با ملل دیگه رفتار کنید و تاریخ ننگین ترکها رو پاک کنید
    همچین هرکی هرکیم نیست کسی بیاد از خودش تاریخ در بیاره
    ترکهای ایران یه درصد کمیشوم ترکهای مهاجرن اما خیلیاشون همون فارس و کرد و تاتای همینجان که زبونشون عوض شده و حالا دارن خودشونو نژاد برتر معرفی میکنن!!!!!!!

  9. ايرانويچ می گوید

    ۱) این نوشته بخشی از پژوهش های ژنتیکی است که به زبان بسیار ساده که توده مردم توانایی دریافت آن را داشته باشند آورده شده است.
    ۲) پانترکها محکوم به شکست هستند چون دانش ژنتیک دست آلوده به جعل آنها را که از پیش برای همه دانشمندان رو شده بود را برای همه بیش از پیش رو کرده است
    ۳) اکنون خرد آگاه داوری می کند
    چشم های بادامی زرد پوستان: همچنین جهت حفاظت چشم ها در برابر وزش بادهای پر از شن در تابستان و نیز انعکاس نور خورشید در اثر برخورد با برف و یخ در زمستان این منطقۀ بیابانی موجب شد تا طبیعت و قانون فشار تکامل حاکم بر آن، چین پلک بالایی این مردمان رشد کند و به این صورت، اپی کانتوس یا آنچه اصطلاحاً چشم بادامی خوانده می شود، ایجاد گردد.
    رنگ پوست این گروه مهاجر نیز به علت کاهش زاویۀ تابش آفتاب، روشن تر شده و به صورت زرد کم رنگ( گاه رویه کبودی) و یا حتی متمایل به سفید پیدایش یابد.
    * * *
    بر این اساس و با توجه به اسناد ذکر شده پیرامون خاستگاه ابتدایی ترکان،این مردمان بایستی چهره هایی مشابه مغولان داشته باشند. این مسئله را تمامی یافته های باستان شناسی نیز تأیید می کند. نظیر گزارش های ایرانیان از هپتالیان ترک، و یا تندیس ها و نقاشی های یافت شده از ترکان اویغور و سلجوق ونیز مشاهدۀ چهرۀ مردمان قرقیز و ترکمن امروزی که همگی دربردارندۀ صفات نژاد زرد شمالی می باشند… .
    رنگ پوست این گروه مهاجر نیز به علت کاهش زاویۀ تابش آفتاب، روشن تر شده و به صورت زرد کم رنگ( گاه رویه کبودی) و یا حتی متمایل به سفید پیدایش یابد.
    * * *
    بر این اساس و با توجه به اسناد ذکر شده پیرامون خاستگاه ابتدایی ترکان،این مردمان بایستی چهره هایی مشابه مغولان داشته باشند. این مسئله را تمامی یافته های باستان شناسی نیز تأیید می کند. نظیر گزارش های ایرانیان از هپتالیان ترک، و یا تندیس ها و نقاشی های یافت شده از ترکان اویغور و سلجوق ونیز مشاهدۀ چهرۀ مردمان قرقیز و ترکمن امروزی که همگی دربردارندۀ صفات نژاد زرد شمالی می باشند… .
    ●ویژگی های نژاد ایرانی:
    پیشتر بیان شد که گروهی از مهاجرین وارد شده به فلات ایران به سمت سرزمین های آسیای مرکزی حرکت نمودند. این رخداد که در حدود بازه ی زمانی ۷۰۰۰- ۴۰۰۰ سال پیش به وقوع پیوست،موجب شد تا این مردمان در شرایطی از آب و هوا قرار بگیرند که کاملاً با آنچه بر گروه مهاجر به شرق تحمیل شده بود تفاوت داشت. از جمله آنکه سرزمین جدید مهاجرین آسیای میانه در فصل تابستان دربردارندۀ چراگاه های خرم و مراتع سرسبز بود و این در حالی بود که در زمستان تمامی این سرزمین ها زیر پوشش برف می رفت.
    کاهش زاویۀ آفتاب نسبت به مناطق سابق موجب شد تا رنگ پوست این مردمان به شدت روشن شود و از آن جا که صفات نخستین این مردمان ، سیاه آفریقایی یا غربی (عدم تغییر به سیاه شرقی) بود، این پدیدۀ روشن شدن به صورتی پیش رفت که امروزه از آن با عنوان سفید پوستی یاد می کنیم. به عبارت دیگر کاهش رنگیزه های ملانینی پوست به علت شدت کم تابش آفتاب به حدی بود که پس از گذر چندهزار سال رنگ پوست این افراد به بی رنگی متمایل گردید و در نتیجه نمایان شدن برخی پارامترها و ویژگی های بدن نظیر رنگ خون موجود در سرخرگ ها، این پوست متمایل به رنگ صورتی یا در واقع سفید صورتی رنگ شد. (روشن ترین حالت ممکن در پوست که دارای کمترین میزان رنگیزه های ملانینی در حالت طبیعی بدن است.)
    همچنین اسکان طولانی مدت این مردمان در منطقۀ مزبور سبب شد تا از میزان رنگیزه های مو و چشم نیز کاسته شود و بنابراین هر دو صفت یاد شده در نژاد در حال تشکیل مورد بحث، روشن گردند.
    ●تبار مردمان آذری بر پایۀ ویژگی های ظاهری:
    بر پایۀ توضیحاتی که پیرامون خصوصیات و صفات نژادی ترکان و آریایی ها رائه شد،می توان مردمان آذربایجان را بررسی کرد.آنچه امروز به وضوح مشاهده می کنیم، این مسئله است که در میان این افراد، هیچ یک از صفات زردپوستان شمالی نظیر چشمان بادامی(اپی کانتوس)،پوست زرد روشن،گونه های برجسته و غیره که از بارزترین مشخصات ترکان بوده است دیده نمی شود.مواردی که تمامی آن ها در سایر گروه های ترک تبار و زرد شمالی نظیر قرقیز، قزاق، ازبک، و از همه مهمتر ترکمن های اوغوز (غز)که هنوز نام ریشه و تبار خود را به همراه دارند، مشاهده شده است.
    اما در مقابل،تمام ویژگی های نژادهای سفید همانند،چشمان درشت،پوست سفید،سر دلیکو سفال و گونه های غیر برجسته در آذربایجانی ها نظاره می شود.از طرف دیگر بر پایۀ قوانین حاکم بر دانش وراثت و ژنتیک می دانیم که کلیۀ صفات نژاد زرد بر سفید غالب است. این بدان معنا خواهد بود که اگر یک فرد ترکمن با ظاهر مغولی،با یک فرد سفید پوست و روشن موی آریایی آمیزش نماید، فرزند حاصله چهره ای متمایل به نژاد زرد را خواهد داشت.
    بر این اساس، حتی اگر این ادعا را مطرح نمایند که در اثر اختلاف نژادی،ویژگی های ظاهری دچار دگرگونی شده است، این دگرگونی ها باید مشمول مردمان آریایی می شد نه ترکان زردپوست چشم بادامی.به عبارت دیگر اگر سفیدپوستان در آذربایجان با ترکان زردپوست درمی آمیختند،نشانه های نژاد زرد در نسل های بعدی غالب می شد.
    بنابراین ترک تبار بودن مردمان آذری از دید صفات نژادی کاملاً مردود بوده و بر عکس کلّیه مدارک و شواهد، دال بر آریایی بودن این مردمان کهن می باشد.
    اما اکنون به بررسی دو نمونه معتبر پژوهش های علمی پیرامون ژنتیک مردمان این منطقه می پردازیم.

  10. Turkoqli می گوید

    چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.

    چه کردها و چه هم مسلکان آریایی آنها تاکنون نتوانسته اند از منشا نژادی و پیداش کردها چیز دقیق و علمی بدست دهند.

    پس منشا واقعی کردها کدام است؟

    به نظر میرسد بعد از مهاجرت ارمنی ها از بالکان ها به محدوده سوریه کنونی و امتزاج آن ها با آشوریان به مدت ۱۵۰۰سال امپراطوری آشور بلای جان ملل منطقه شده بود .
    این قوم وحشی بر خلاف تبلیغاتی که مورخان عمدتا یهودی غربی به راه انداخته اند نه بنا کنندگان تمدن بلکه نابود کنندگان حرفه ای تمدن بشری بوده اند. بارها به آذربایجان فعلی که محل سکونت اجداد ما بوده هجوم آورده و وارد و خارج شده اند وهمینطور بارها به بابل هجوم بردند.

    تمدن عظیم بشری سومر را نابود کردند. باعث زحمت کاسسی ها ، عیلامیها و تمدن شوش بوده اند . نهایتا با اتحاد ماد (از اجداد ترک های کنونی)و امپراطوری بابل حکومت آشور به کلی منهزم گردیده و دیگر قابلیت ایجاد دولت را بدست نیاورد.
    جماعتی از آنان به عنوان اسیر به آذربایجان و قسمتی دیگر در آناطولی ساکن شدند و برخی نیز در عراق کنونی باقی مانده اند . (نوادگان همین ها بودند که اواخر قرن نوزده آن فجایع عظیم بشری رادر آذربایجان و آنادولی به همراه ارامنه بوجود آوردند) .

    در اثر این شکست ارامنه نیز به سرنوشت آنها دچار شدند و در ایران فعلی ، هند و عثمانی پراکنده شدند. مابقی در اثر امتزاج با قبایل هند و اروپایی که به فلات ایران آمده بودند تغییر ماهیت داده و پایه کرد های فعلی را گذاشتند . بنابراین کردها در منطقه بعد از ترک ها ، ارامنه ، آشوری ها و قبایل فارس بوجود آمده و اساساً ملت جدیدی هستند.

    در طول تاریخ نتوانسته اند هیچ دولت بزرگ و ماندگاری برپا کنند به جز چند خان نشین که به فوریت از طرف همسایگان سرکوب شده اند.

    ماهیت معیشت آنان نیز بر پایه دامداری و جنگ و راه زنی بوده به همین سبب است که در تاریخ به نام دانشمند یا شاعر و یا معمار و سر سلسله و برپا کننده دولتی از میان کردها برنمیخوریم.

    موسیقی آنها چیزی شبیه موسیقی فارس ها و زبانشان لهجه ای از فارسی است. رقص آن ها نیز تماما شبیه رقص آشوری ها است. لباس ملی کردی کاملاً شبیه لباس آشوری ها است با مختصری فرق در شلوار و دستاری که به سر می بندند.

    شاهد زنده قرابت نژادی کرد و آشوری نوشته ای از یک سایت کردی است که به تشریح پیداش حزب دمکرات کردستان در مهاباد به سال ۱۳۲۱می پردازد:

    در بیست وپنجم شهریور ۱۳۲۱ شمسی گروهی کوچک از مردان برخاسته از گروه های میانی شهر مهاباد، جمعیت «کوم له ی ژیانی کرد» را پایه گذاری کردند. «کوم له» به معنای توده، حزب یا کمیته و «ژیان» به معنای زندگی، زیستن یا حیات. و «کوم له ی ژیانی کرد» یعنی کمیته یا جمعیت تجدید حیات کرد.
    اساس پذ‌‌‌یرفته شدن در جمعیت «ک ژ.ک» بر «کرد بودن بنا نهاده شده بود، به همین دلیل اکراد شیعه، علی اللهی، آشوری ها و مسیحی ها که از نظر ریشه ملی به اکراد می پیوستند در این جمعیت یافت می شدند.

    پژوهشگر تاریخ جمهوری مهاباد، آرچی روزولت می‌نویسد: «سرشت کوم له بسیار ملی بود و عضویت در آن محدود به کسانی بود که از پدر و مادر کرد باشند. تنها‌ استثناء این قاعده کسانی بودند که مادرشان آشوری بود.

    یک مثال دیگر: هنگامی که مارشیمون رهبر مذهبی آشوریها در سال ۱۹۱۷در سلماس ساکن بود جهت اتحاد با اکراد به سیمیتقو نامه می نویسد چنین می گوید:

    ما و شما از یک تبار هستیم آنجه باعث جدایی ما و شما شده کیشی است که پذیرفته ایم.

    به این ترتیب کاملا معلوم است که اکراد دنباله آشوری ها هستند. آن چیزی که مورخان یهودی غربی به عمد از کنار آن گذشته اند . اکنون آنچه در میان مسیحیان آشوری و ارمنی و اکراد در افواه عموم جاری است و من به کرات از زبان اینان در ارومیه شنیده ام چنین است که آشوری ها و کردها برادران ناتنی و کردها پسر عمو های ناتنی ارامنه هستند.

    1. دیاکوی کبیر می گوید

      اولاً متاسفم برای شعورت و سوادت

  11. خین تال می گوید

    “سخنان آقای دکتر ضیاء صدر الاشرف به آقای دکتر جلیل دوستخواه ”

    بحث مفصلی راجع به مفهوم “آری” و”آریا “در متون زرتشتی لازم است :
    در فروردین یَشت(وبه قول شارپ صفحۀ ۱۵۱در زبان سانسکریت) به معنی شریف آمده است، و فرق آن کلام و ادعای دینی و غیر تاریخی، دربارۀ ایرانوویچه این سرزمین اسطوره ای یعنی: (بی مکان و بی زمان/ازلی و ابدی/ در زمان آغاز زمان و مکان ایجاد مکان/زمان و مکان بی آغاز و انجام)، با آنچه در دوکتیبۀ تاریخی داریوش اول: ( دِ- اِن- آ ) و(دِ- اِس- اِ) و کپیۀ (!!!!) آن بوسیلۀ پسرش خشایارشا: (خ-ِ پِ- هِ) که در هر سه کتیبه، “آری” و “آریا”بمعنی”شریر وبی وفا” آمده است! : (فرمان های شاهنشاهان هخامنشی، شارپ صفحۀ ۱۵۱).

    لذا معنی سانسکریت و زرتشتی آن که شریف است ربطی به معنی پارسی باستان آن که “شریر و بی وفا”است، ندارد.

    پان آریانیست های ما از کتیبه ها طرفی نخواهند بست،همان بهتر که در ساختن مذهب جدیدشان،به متن های مذهبی گذشته رجوع کنند، که براستی تالی همدیگرند،و از یک اصل و پیکرند.

    متأسفانه درآن کتیبه ها نیز، با تحریف آشکار در ترجمه هم روبرو هستیم:

    ۱- (آری یَ چی ثرَ) مرکب از”آری یَ” (آریائی) و “چی ثرَ” یعنی چهره (مثل مینوچیترا= منوچهر) که درهرسه کتیبه، چهره وشکل ظاهری وقیافه موردنظراست، اما بی ذکردلیل “چی ثرَ”به نژاد تعبیر وترجمه شده است .( شارپ: به ترتیب صفحات:۸۵ ،۹۳،۱۱۹).

    ۲- درضمن در، بند ۲۰، متن پارسی باستان” کتیبۀ بیستون:(دِ.بِ.) که در۴۱۴ سطر است، خود داریوش آنرا (زبان) “آری یا” مینامد : ” به خواست ” اَ – او- رََ- مَز- دَ- اَ ” این نبشتۀ من (است) که من کردم به (زبان) آری یا بود،هم روی لوح هم روی چرم تصنیف شد”(ترجمه شارپ،صفحه:۱۵۱ و۷۳)، ( اَ – او- رََ- مَز- دَ- اَ ، یعنی : اور- مُزد دهنده = خدای شهر عطا کننده و یا کشور بخش).

    ۳- در تمام ترجمه ها، عمداً “اهورمزد ا” که بمعنی : دانای بزرگ هستی بیگمان است، بجای” اَ – او- رََ- مَز- دَ- اَ”که به معنی خدای کشور بخش میباشد، برگردانده شده، که تحریف آشکار و زرتشتین متن است:(غیرازگاتها که درآن واژۀ “اهورمزدا” بکار رفته، در تمام متون زردشتی که بعد از عصر مأمون یعنی قرن سوم هجری تألیف شده اند، همه جا: اُرمُزد،هُرمُزد،یا هُرمُز،واَهرَمَزد دربرابر اَهرَمَن، و..آمده است.اهورَ یا اهورا- صفت است،مرکب از”اَهُ”بمعنی بودن و هستی داشتن، و “ر” تأکیدی که جمعاً،بمعنی هستی بیگمان و تلویحاً هستی بخش،است- در ضمن اهوره را به آسورهْ و دا ها،/خدای آسور،آشوری ها مربوط دانسته اند- و”مَز” یعنی “بزرگ” و”دا” یعنی دانائی است).

    بعضی منشاء ” اَ او رََ مَز دَ اَ” را از “آسارمازاش” یا “آسورماها س”دانسته اند. داریوش در متن مفصل تر ایلامی کتیبۀ بیستون که (۵۹۳ سطر) است، اضافه میکند/ به سبب پیوندی بودن زبان ایلامی(مثل ترکی)، بنا به انتظار، مورد عنایت آریائی پرستان ما قرار نگرفته و نمی گیرد/ : “پیش از من کسی به زبان آری نگفت یا چیزی ننوشت”!
    از این نوشتۀ او، جعلی، و “داریوش ساخته بودن” کتیبه های ِ(جَدَش: “آری یارمَن”، پدربزرگش:”اَرشام” و کتیبۀ کوتاه کوروش کبیر در پاسارگاد) کاملاً آشکار میشود(مجلهْ تلاش،شمارهْ ۸، صفحهْ ۲۹ ازهمین قلم).
    فرق مضمون متن های بالا، با “اری- زنتو”(زنتو بمعنی دودمان وتباراست: “ایرج اسکندری ۱۳۶۳، کتاب “درتاریکی هزاره ها”، ژنت و نظام ژنتی، فصل دوم صفحهْ ۶۳ چاپ پاریس) که بنا به گفتۀ”هِرودُ ت”: یکی از چهار ایل مهاجر ماد- از استپ های روسیه (ژرژدومزیل) و یا اکراین!؟(بقول شاپورشهبازی) به سرزمین ایران کنونی- بوده است که با دو ایل بومی: “مُغ”و” بودی اوی” که همانند ایلامیها “پیوندی زبان” بودند، بعدها کنفدراسیون ماد را تشکیل دادند) و اینهمه نیز با سرزمین “آریا” که یکی از متصرفات و مستعمرات: (ساتراپ های) داریوش در مرکز افغانستان کنونی بود و احتمال میرود که: میان گندره: (پیشاور بنا به نظر خانم بویس)،با کتریا: (بلخ)، پارت و درنگیان: (بویس: سیستان قلمداد کرده است) قرارداشته است،متفاوت است( به قول ابوعلی سینا” والله اَعلم”)، نگاه کنید به (بویس: جلدسوم صفحۀ ۱۶۷، کیش زرتشتی، ترجمۀ صنعتی زاده، انتشارات توس).

    اما همۀ اینها فرق دارد با آنچه از یکسو در”ریگ ودا ” به صورت اسم مُذکر “آریا من” بمعنی مهمان دوست و نیز اسم خنثی (نه مذکر و نه مونث) ِآن بمعنی “مهمان نواز”آمده است، و ناظربه سرزمینی بوده است که این اقوام مُسَماء به “ایر”،به هنگام کوچ سالانۀ شان آنرا اِشغال میکردند.
    و معنی مهمان دوست و مهمان نواز نیز، “رابطۀ گروه اجتماعی عضو قبیله را بیان میکند”، که وسیعتر از عشیره و طایفه می باشد، و مفسرین امروزی از “آیری آنِم و آاِچا ” (سرزمین آرین ها یا پهنه ایرها ) را مراد کرده و عشیره را به خانواده،/ وطایفه را به دهکده،/ قبیله یا ایل را به سرزمین یا پهنه، تغییر داده و برگردانده اند!
    و از سوی دیگر، طبیعتاً در متون زرتشتی، که همگی اززمان مأمون به بعد، بوسیلۀ متکلمین و فقهای زرتشتی، تألیف، ترجمه و تفسیر شده است، معنی ایلی وکوچ- رُوی ایل اسطوره ای “ایر”، را کم رنگ تر کرده اند:/ متکلمینی چون: آذر فَرَنبَغ فرخزادان تألیف کتاب دینکرد را آغاز کرد،ولی با مسلمان شدن پسر و جانشینش زرتشت ،زرتشتیان،برادرش وهرامشاد را به بغداد آورده و به رهبری خود انتخابش کردند، ولی نوۀ آذرفرَنبَغ،یعنی آذرپاد ایمیدان(همد) کتاب دینکرد را به انجام رسانید، مردان فرخ ( شِکند گمانیک وزار،یا، ویچار=گزارش گمان شکن)، منوچهر (نامه ها و دادستان دینی) و برادر کهتر و رقیب اش” زاتِسپَرم”، کتابی به همین نام را نوشت، تا نوبت رسید به تألیف ” بُن دَهِشَن بمعنی آفرینش بنیادین” که تدوین نهائی اش در قرن پنجم هجری به “فرنبع” نامی منسوب شده، که غیر از آذر فرنبع معروف است و.. بنظر میرسد مؤسس و تدوین کنندۀ واقعی دین زرتشتی کنونی، همان “آذر فرنبغ” است، البته درشکل “ثنوی” یعنی دو گانه پرستی و سنتی آن،که این همه بدون عنایت جدی به “گاتها”ی ِتک- خدائی منسوب به خود اشو زرتشت، که به زبان اوستائی(لهجه ای ازسانسکریت هندی) است نوشته شده اند، جز آذر فرنبغ که تنها درفصل نهم کتاب دینکرد به گاثان ِ(پهلوی!) و نه اوستائی شرح نوشته است.
    حضرتعالی که در پیروی از استادتان ابراهیم پورداوود”گاتهای” جهت دار آن استاد را، براستی اصلاح کرده اید، بخوبی می دانید که اساسی ترین کار را در مورد گاتها، که اصل هر تحقیق علمی و جدی بعدی میتواند قرار گیرد، زنده یاد مؤبد “فیروز ِآذر گُشَسب” انجام داده است. از نظر محتوا ، همۀ نوشته های خرافاتی فوق الذکر، مفاهیمی ساده ای، درحد ادیان ابتدائی را در بر دارند، و در مبارزۀ عقیدتی، میدان را به یکه تازی اسلام وا گذاشتند و درگذشتند….

    1. ايرانويچ می گوید

      ) گفته های جنیدی در دانشگاه سیدنی
      واژه‌ای که در این سال‌ها «آریانا» خوانده می‌شود، گونهء پیشنهاد شدهء ‌تازه از نامی کهن است که در اوستا، کهنترین دفتر جهان، از آن؛ بگونهء اَئیریَنَ airyana یاد شده است، و کهنترین یادکرد از آن در «وندیداد» است.
      وندیداد، خود کهنترین بخش اوستا است که در آن بگفتارهای تاریخی، زمین‌پیمایی (جغرافیا)، دانش، پزشکی، بهداشت پرداخته شده است، اما بیشترین گفتارهای آن دربارهء داد (قوانین) زندگی پنج شش هزار ساله‌ی جهان است، و نخستین بخش آن، دربارهء سامان گرفتن، و پدید آمدن شهرهای باستانی است، پس از گذر از هنگام بیابانگردی مردمان نخستین:
      در بند ۳ از فرگرد یک وندیداد چنین آمده است :
      من که اهورامزدا هستم، در بهترین جایها و شهرهایی که آفریدم، نخست اَّئیرینَ وَئیجَنگه
      وّئیجّنگه اوستایی در زبان پهلوی بگونهء وِیچ، و در زبان فارسی بگونهء وِیج درآمد، که تخم و نژاد آریایی یا جایگاهی است که آریائیان از آنجا گسترش پیدا می‌کنند.
      و در بند ۴ از فرگرد نخست، سخن چنین دنبال می‌شود :
      آنجا، ده ماه سرماست، و دو ماه گرما، در آن دو ماه (گرما) آب سرد است، زمین سرد است، و گیاه سرد است.»
      تابستان دو ماهه و زمستان ده ماهه که در این گفتار، از آن یاد می‌شود، و در بخشی از نامهء پهلوی مینوی خرد نیز از آن چنین یاد شده است : «پیتاک کو پت ایرانویچ ده ماه دّمیستان او دو ماه هامین. او اندر هان دو ماهی تاپیستان ایچ (=نیز) دمیک سرت، آپ سرت او اوروَر (=گیاه) سرت» ترجمه : «پیدا است که به ایرانویچ ده ماه زمستان و دو ماه تابستان (است)، و اندر آن دو ماهِ تابستان نیز، زمین سرد، آب سرد، و گیاه سرد است.»
      و شگفت است، که دانش زمین‌شناسی امروز نیز دربارهء جلگهء یخزده‌ای که نخستین بار پذیرای تودهء مردمان شد چنین داوری می کند :
      «جلگهء یخزده دو فصل بیشتر ندارد، و آن دو فصل عبارتند از زمستان که ده ماه طول می‌کشد، و تابستان که فقط دو ماه است»
      گفتار وندیداد، و مینوی خرد، دربارهء آب سرد و زمین و گیاه سرد چنین است که دو ماه در تابستان نیز زمین آنجا یخزده بود، و آب و گیاهان ویژهء آن سرزمین نیز یخزده بودند، و چنین است داوری زمین‌شناسان امروز:
      «حتی زمین هم یخ می‌بندد. در تابستان لایه‌های رویی آن آب می‌شود، اما لایه‌های زیرین همچنان یخ‌بسته می‌ماند.»
      در وندیداد، پس از بند یاد شده، یکایک از شهرهایی که ساخته شده است، چنین یاد می‌شود : ۲- گَوَ که پایتختش سُغد است. ۳- مرو ۴- بلخ زیبا با درفش افراشته است . . .۵- نسا، که میان مرو و بلخ است. ۶- هرات دارای رودخانه ۷- دِکَرت (کابل) ۸- اوروای پر سبزه (در قفقاز) ۹- گرگان ۱۰- هریختی- سرزمین هیتیت‌ها در آسیای کوچک. ۱۱- هتومَنت (زابل)، ۱۲- ری ۱۳- چَخرِم (جهرم) ۱۴- وَرِنَ (گیلان) ۱۵- هفت رود (بلوچستان) ۱۶- کردستان و لرستان
      و چنانکه دیده می‌شود، شهرهای خراسان بزرگ : مرو و بلخ و نسا و هرات و کابل بسا به ایرانویج نزدیکترند، تا شهری همچون ری یا جهرُم.
      دیگر یادکرد از ائیرین، با پاژنام ( درخشان) در وندیداد، در بند سی و نه از فرگرد نوزدهم آمده است : «سرزمین درخشان آریا را می‌ستایم.»
      ***
      در مهریشت که یکی از کهنترین بخش‌های اوستاست، از آنجا که کیش مهر، پیش از زرتشت و بهنگام فریدون در جهان آریایی روان گشت. در کردهء ۴ بند ۱۳ چنین آمده است :
      «نخستین ایزد مینوی، که پیش از خورشید فناناپذیر تیز اسپ، بر فراز کوه هرا (البرز) برآید، نخستین کسی که با زینت‌های زرین (=پرتوهای مهر سپیده‌دمان) آراسته از فراز کوه زیبا سربرآورد، از آنجا (آن مهر) بسیار توانا همهء زیستگاه‌های آریایی را بنگرد.»
      واژهء زیستگاه‌های آریایی، در مهریشت بزبان اوستایی «اَئیریو – شی ین» آمده است. در بند ۱۵ همین کرده، از کشور آریایی درخشان بگونهء «خْوَنیرث بامی» یاد شده است که بخش نخست آن خْوَن برابر است با روشن، بخش دویم آن «اِیر» همان آریایی است و بخش سیوم آن بامی، درخشان است که در نام «بامیان» و نیز در واژهء بامداد _بام‌داد = گاه روشنایی) روان است.
      در تیریشت، یکی از یشت‌های کهن که ستایش تیشتر – ستارهء سپاهبد خراسان، و برانگیزانندهء آبخیزهای دریای فراخکرت (اقیانوس آرام) و راندن ابرها به هفت کشور زمین، و بارش باران است نیز چندبار از کشورهای آریایی یاد شده است :
      «آنگاه این آب را سَتویس به هفت کشور رساند . . . این چنین کشورهای آریایی از سال خوشی برخوردار گردد.»
      اینجا نیز بزبان اوستایی از کشورهای آریایی چنین نام می‌رود :
      «ائیریاوْ دَئینگهُو»
      ***
      درآبان یشت نیز که ستایش اناهیتا و آب است، در کردهء ۱۱، بند ۴۲، از کشورهای آریایی بگونهء «اَئیری نام» یاد شده که پسوند «نام» در آن نشان گروه (جمع) است.
      در همین یشت کردهء ۵ بند ۱۷ و در کردهء ۲۴، بند ۱۰۴ در ستایش آب در کنار رود وه‌دائیتی، از آریاویج بگونهء اَئیریَ نِ وَئِیجَنگهی، یاد شده است.
      همچنین در اشتاد یشت از فر ایرانی بگونهء اّئیری نم خوّرِّنُو یاد شده است.
      اّئیری برابر است با فروتن که در پهلوی بگونهء «اِیر» در آمده است، و این پاژنام (=لقب) نخستین بار در نام ایرج در پهلوی اِیریچ خود را می‌نماید، آنجا که برادرانِ به کوچ رفتهء سلم و تور، با جنگ، آهنگ بازگشت بخانهء پدری می‌کنند، و فریدون با وی چنین گوید :
      گرامی، جهانجوی را پیش خواند همه گفته‌ها، پیش ایشان براند
      ورا گفت کان دو پسر، جنگجوی ز خاور، سوی ما، نهادند روی
      برادرت، چندان برادر بود کجا، مر ترا، بر سر افسربود
      تو گر پیش شمشیر، مهر آوری سرت گردد آشفته از داوری
      گرت سر، بکار است، بپسیچ کار در گنج بگشای و، بر بند بار!
      و پاسخ ایرج با پدر چنین است :
      نگه کرد پس، ایرج نامور بدان مهربان، پاک؛ فرخ پدر
      چنین داد، پاسخ که ای شهریار نگه کن بدین گردش روزگار
      که چون باد، برما، همی‌بگذرد خردمند مردم چرا؟ غم خورد!
      . . .
      نباید مرا تاج و تخت و کلاه شوم، پیش ایشان، دوان، بی‌سپاه
      بگویم که از شهریار زمین مدارید خشم و مجویید کین
      دلِ کینه‌ورشان، به دین آورم سزاوارتر، زانکه کین آورم
      بدو گفت شاه ای خردمند پور برادر، همی رزم جوید، تو سور؟
      مرا، این سخن، یاد باید گرفت ز خور، روشنایی نباشد شگفت
      پایان داستان روشن است که ایرج با مهر و فروتنی بنزد دو برادر رفت، و آنان وی بکشتند، و نبردهای هزاران سال میان کشورهای بکوچ‌رفته با کشور میانین آغاز شد.
      ***
      از واژهء «ایر» (=فروتن) در زبان پهلوی، یک واژهء آمیختهء دیگر اِیرمِینیشنیه برآمده است که فروتنی، تواضع، کم‌رویی گزارش می‌شود که واژهء رو در روی آن اَپَرمِینیشنیه خوانده می‌شود، برابر با بَرمنشی و غرور.
      در دفتر «نامکی شتری‌هائی اِیران» (نامهء شهرستان‌های ایران) که دربارهء ساخته شدن شهرهای ایرانی و بنیانگزاران آنها سخن رفته است، از همهء شهرهای خراسان بزرگ یاد شده است، و از آنمیان «پّت کوست‌ئی نِیمرُوچ شتریستانی کاپول، اّرتخشِیری سپندیاتان کرت اِستید» – ترجمه : «در بخش نیمروزان شهرستان کابل را، اردشیر پور اسفندیار ساخته است.» یا :
      «اندر بخل‌ای بامیک شتریستان ویناپک سپندیات ای ویشتاسپان پوس، کَرت» – ترجمه : «در بلخ بامی (=روشن) ویناپک را اسفندیار پسر گشتاسب ساخت.»
      ***
      در یک نامهء کهن بنام ادیاتکاری زریران بزبان پهلوی که دقیقی نیز از آن برای سرودن جنگ‌های میان ارجاسپ هیونان و گشتاسب پور لهراسب، بهره‌ برده و نوشتهء پهلوی آن نیز اکنون در دست است، آنجا که زریر، سپاهبد ایران در میدان نبرد کشته می‌شود، گشتاسب می‌گوید که : «هَچ شماه ایران کی هست کی شَویت او هَچ زریران کِین خواهیت» از شما ایرانیان کیست که برود، و کین خانوادهء زریر را بخواهد . . .هِیچ ایر او آزات پَسَخْوْ نِی دات بِیجز بستور، پسر او»
      پیداست که گشتاسب پور لهراسب بود، و پایتخت لهراسب بر بنیاد شاهنامه و همهء نوشته‌های برجای مانده در بلخ بوده، و پور دیگر او «زریر» سپاهبد ایران بود و پس از او سپاهبدی به نوادهء لهراسب بستور می‌رسد، و گفتارِ گشتاسب رو بسوی ایرانیان دارد، و از ایرانیان و آزادگان هیچکس پاسخ ندارد مگر بستور، و این داستان نشان می‌دهد که زمانی دراز، کی‌لهراسپ از بلخ بر ایران فرمان می‌رانده، و فرزندان و نوادهء او نیز سالیان سال ایران سپاهبد بوده‌اند و ایرانی!
      نکته
      اَئیری ساده‌تر شده، با پسوند نَ بگونهء اَئیرینَ درمی‌آید که بهمین گونه در اوستا آمده است. این واژه در گذر زمان ساده‌تر شده، اِیران خوانده می‌شود، با همان آوا که در کابل و هرات و بخارا بر زبان می‌رود.
      برای آنکه روشن شود که واژه‌ها در گذر زمان چگونه ساده‌تر می‌شوند به دو نمونهء زیبا بنگریم :
      واژهء بَر = بالا در زبان اوستایی بگونهء اَپئیری خوانده می‌شود، که رو در روی آن واژهء اَدَئیری است اگر پیشوند هچا = هچ پهلوی = اج و از فارسی را بدان دهیم، هر دو واژه چنین بوده‌اند :
      هَچااَپئیری از بالا

      در زبان پهلوی هچ اَپر = هَچَپَر

      در زبان فارسی ازبَر

      زِبَر
      ………….

      هچااَدَئیری از پایین

      هَچ اَدَر = هَچَدَر

      با دگرگون شدن «د» به «ی» همچون پدر و پیر

      از اِیر = ازِیر

      زیر
      پایان

    2. ايرانويچ می گوید

      ۱) به این استاد بزرگ بگین ما در بنیاد نیشابور و هر کحا که دلش میخواهد حاضریم باهاش مناظره کنیم تا این شر و ور گوییش ها رو پاسخ بدیم
      ۲) این داستانها رو برای ما سر هم بندی نکن

    3. ايرانويچ می گوید

      ۱) پاسخ دکتر فریدون جنیدی در مورد اداعای دروغین که امروزه یکسری به اصطلاح مورخ و پژوهش گر در مورد واژه اهورا مزدا میزنند تا جایی برای خود در میان پانترکیست ها و پانعربیسمها باز کنند
      دکتر جنیدی: درهیچ نقطه ای ازجهان مدارک معتبری وجودندارد تا نشان دهد که فرم پوشاک مردم هند و روم وسایر کشورها در۲۵۰۰ سال پیش چگونه بوده است ، درحالی که این امر به وضوح درتخت جمشید قابل مشاهده است ، پس چطورمی توان این اسناد را بی اعتبارجلوه داد؟

      وی ادامه داد: طی سالهای اخیر لوحه های گلین ازپرسپولیس به دست آمده که نحوه پرداخت دستمزد کارگران رانشان می دهد وبرای اولین بار نویسنده ای غربی در همین زمینه کتابی به نام ” از زبان داریوش“ نوشت که توسط انتشارات مؤلف ۱۲ قرن سکوت چاپ شده و پورپیرار در این کتاب مقدمه ای نوشته است که به طور کامل باسخنان امروزیش متناقض است..

      دکتر فریدون جنیدی درارتباط با ترجمه کلمه اورمزد به جای اهورامزدا در ”دوازده قرن سکوت “ گفت: مؤلف این کتاب از روی ناآگاهی دراین زمینه صحبت کرده است، چون ” اورمزد“ تلفظ فارسی اهورامـزدا می باشد که اهورامزدا درزبان پهلوی به ”اوهرمزد“ وسپس درتلفظ فارسی به ”اورمزد“ تبدیل شده است وبه تنهایی فاقد بار معنایی است .

      وی افزود بنابراین ”اورمزد“ شکل تغییر یافته اهورامزدای باستانی است که متأسفانه ناصر پورپیرار فقط ازروی اندیشه ها وبرداشت های خودبهره برداری کرده و این کلمه را بار معنایی دیگری داده است . اگر کتاب ”گات های زرتشت“ را مطالعه کنید، متوجه می شوید که کلمات مزدا، اهورا ، مزدا اهورا و اهورامزدا دراین بخش وجوددارند وگات ها از کهن ترین اسناد مکتوب آریایی است که همزمان با وداهای هندبوده است ؛ ما کلمه اهورا را درزبان سانسکریت به صورت ”اسوره“ مشاهده می کنیم ، لذا ادعای مؤلف دوازده قرن سکوت درست نبوده و باید خط بطلان قرمز برروی همه این گفته ها کشید.

      مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور درارتباط با ادعای پورپیرار مبنی بر اینکه هخامنشیان دست نشانده قوم یهود هستند ، گفت:

      یهودیان خود به صراحت معترفند که توسط کوروش آزاد شده اند وخرد انسانی اقتضا نمی کند که ناجی دست نشانده نجات یافته باشد، درلوحه ای هم که ازبابل به دست آمده ، حتی ازخدایانی که بابلی ها به زور ازشهرهای مختلف گرفته اند ، نام برده شده و صراحتاً دستورداده شده است تا این ها را به شهرهای خود بازگردانند.

      وی افزود : این امر درمورد اقوام یهود هم صادق است چون کوروش ازهزینه ایران معابد آنها را بازسازی کرده است ؛ پس چگونه امکان دارد که هخامنشیان تحت نفوذ یهودیان بوده باشند.

      دکتر فریدون جنیدی درادامه گفتگو با خبرنگار هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) پیرامون مطلبی عنوان شده در۱۲ قرن سکوت مبنی بر عدم ارتباط نقوش آتشدان های سکه ها با دین ساسانی وتبلیغ این دین با زور سرنیزه یادآور شد: دین زرتشت هیچ گاه با زور تبلیغ نشده وازمرزهای ایران فراترنرفتـه است، چون اگر قراربود هخامنشیان وساسانیان دین خودرا به زور عرضه کنند ، باتوجه به قدرت سیاسی ونظامی خود، قادر بودند به راحتی دیگران را به پذیرش دین زرتشت وادارکنند، درصورتی که این امر هیچگاه جامه عمل به خود نپوشیده است.

      وی افزود: درگات ها بندی وجوددارد که می گوید: ”من اندیشه نیک ، گفتار نیک وکردار نیک را می ستایم و می ستایم دین بهی مزدیسنا را که به دور افکننده سلاح بوده و مخالف جنگ و خونریزی و پیوند دهنده جهانیان است“، لذا این دین باتوجه به این آموزه های مذهبی، نمی تواند با اسلحه وتازیانه گسترش یابد، ازطرف دیگر درزمان ساسانیان ۵۴ کلیسای اسقف نشین درایران وجودداشتند که اگر قراربود ساسانیان با آنان مبارزه کنند، اصلاً ازمسیحیان نشانی باقی نمی ماند؛ پس این امر نشان می دهد درشهرهای ایران آزادی وتبلیغ دین وجودداشته وداوری ناصر پورپیرار دراین زمینه کاملاً بدون دلیل و بی اعتبار است.

      مدیر بنیاد پژوهشی نیشابور درارتباط با ادعاهای مؤلف ۱۲ قرن سکوت، مبنی بر جعلی بودن کتیبه های آریارمنه وارشام خاطرنشان کرد: این امر ادعایی است که فقط ازسوی پورپیرار مطرح شده وایشان باید دلایل ومدارک خودرا ارائه کنند، چون درشرایطی که تمامی باستان شناسان ومورخان جهانی این مدارک را مستند می دانند، وی باید مشخص کند که آیا بعداز ۲۵۰۰ سال، جعلی بودن این کتیبه ها به وی الهام شده ویاایشان مدارک دیگری دراختیاردارند.

      وی همچنین درخصوص سرزمین پارسه گفت: سرزمین فارس درمنابع یونان، ایتالیا وحتی مدارک موجود غربی به این نام شناخته وجهان متمدن باستان ازآن به عنوان پارس نام برده اند، پس چطـــور می توان مدعی بود که ما هیچ مدرکی نداریم، افزون براین درکتیبه های آشوری برای نخستین بار از حکومت ”پارسوآش“ درآذربایجان خبرداده شده است ، درحالی که ناصر پورپیرار این مدارک را نادیده گرفته وعلیه این مدارک سخن گفته است .

  12. اوش کایالی می گوید

    پیروان کسروی باید توجه نمایند که طرح علمی علم ژنتیک با کشف (دِ- اِن- آ. = آ- دِ- اِن: آسید دز اُکسی ریبو نوکائیک) درسال(۱۳۳۲ ه.ش= ۱۹۵۳م) ممکن شد، و راز ژنتیکی انسان را دراکتبر سال ۲۰۰۰ میلادی در آلمان، آمریکا و فرانسه کشف کردند:
    که بنابر آن”انســـــــــان تنـــــــها یــــــک نــــــــژاد است” و نژاد موهوم آریائی و سامی وترک و.. که هیچ،حتی نژاد سفید و سیاه و زرد و سرخ نیزجنبۀ “فنـــــوتیپـــــی” و ظاهری دارند و نه “ژنـــوتیپـــــی” و واقـــــــعی.

    این مسائل دیگه تو کل دنیا حل شده حالا شماها احمقهای پان سگ آمدی اینجا و بحث نژادپرستی راه می اندازی این بحث ها رو بروید تو اون محافل پان سگی تان پارس پارس کنید که خریدار داره.
    دیگه در تمام عالم (به جز ایران و افغانستان و تاجیکستان و کشورهای عقب افتاده)به این بحث های نژادپرستی پوزخند میزنند…
    یه سرچی در اینترنت بزن تا خودتان متوجه بشی…

    1. ایرانی می گوید

      همه ی انسانها از پدرومادرندـادم وحواـ نه از یک نژاد… نژاد با نسل نوع بشر فرق داره

  13. ايرانويچ می گوید

    ۱) گفته های جنیدی در دانشگاه سیدنی
    واژه‌ای که در این سال‌ها «آریانا» خوانده می‌شود، گونهء پیشنهاد شدهء ‌تازه از نامی کهن است که در اوستا، کهنترین دفتر جهان، از آن؛ بگونهء اَئیریَنَ airyana یاد شده است، و کهنترین یادکرد از آن در «وندیداد» است.
    وندیداد، خود کهنترین بخش اوستا است که در آن بگفتارهای تاریخی، زمین‌پیمایی (جغرافیا)، دانش، پزشکی، بهداشت پرداخته شده است، اما بیشترین گفتارهای آن دربارهء داد (قوانین) زندگی پنج شش هزار ساله‌ی جهان است، و نخستین بخش آن، دربارهء سامان گرفتن، و پدید آمدن شهرهای باستانی است، پس از گذر از هنگام بیابانگردی مردمان نخستین:
    در بند ۳ از فرگرد یک وندیداد چنین آمده است :
    من که اهورامزدا هستم، در بهترین جایها و شهرهایی که آفریدم، نخست اَّئیرینَ وَئیجَنگه
    وّئیجّنگه اوستایی در زبان پهلوی بگونهء وِیچ، و در زبان فارسی بگونهء وِیج درآمد، که تخم و نژاد آریایی یا جایگاهی است که آریائیان از آنجا گسترش پیدا می‌کنند.
    و در بند ۴ از فرگرد نخست، سخن چنین دنبال می‌شود :
    آنجا، ده ماه سرماست، و دو ماه گرما، در آن دو ماه (گرما) آب سرد است، زمین سرد است، و گیاه سرد است.»
    تابستان دو ماهه و زمستان ده ماهه که در این گفتار، از آن یاد می‌شود، و در بخشی از نامهء پهلوی مینوی خرد نیز از آن چنین یاد شده است : «پیتاک کو پت ایرانویچ ده ماه دّمیستان او دو ماه هامین. او اندر هان دو ماهی تاپیستان ایچ (=نیز) دمیک سرت، آپ سرت او اوروَر (=گیاه) سرت» ترجمه : «پیدا است که به ایرانویچ ده ماه زمستان و دو ماه تابستان (است)، و اندر آن دو ماهِ تابستان نیز، زمین سرد، آب سرد، و گیاه سرد است.»
    و شگفت است، که دانش زمین‌شناسی امروز نیز دربارهء جلگهء یخزده‌ای که نخستین بار پذیرای تودهء مردمان شد چنین داوری می کند :
    «جلگهء یخزده دو فصل بیشتر ندارد، و آن دو فصل عبارتند از زمستان که ده ماه طول می‌کشد، و تابستان که فقط دو ماه است»
    گفتار وندیداد، و مینوی خرد، دربارهء آب سرد و زمین و گیاه سرد چنین است که دو ماه در تابستان نیز زمین آنجا یخزده بود، و آب و گیاهان ویژهء آن سرزمین نیز یخزده بودند، و چنین است داوری زمین‌شناسان امروز:
    «حتی زمین هم یخ می‌بندد. در تابستان لایه‌های رویی آن آب می‌شود، اما لایه‌های زیرین همچنان یخ‌بسته می‌ماند.»
    در وندیداد، پس از بند یاد شده، یکایک از شهرهایی که ساخته شده است، چنین یاد می‌شود : ۲- گَوَ که پایتختش سُغد است. ۳- مرو ۴- بلخ زیبا با درفش افراشته است . . .۵- نسا، که میان مرو و بلخ است. ۶- هرات دارای رودخانه ۷- دِکَرت (کابل) ۸- اوروای پر سبزه (در قفقاز) ۹- گرگان ۱۰- هریختی- سرزمین هیتیت‌ها در آسیای کوچک. ۱۱- هتومَنت (زابل)، ۱۲- ری ۱۳- چَخرِم (جهرم) ۱۴- وَرِنَ (گیلان) ۱۵- هفت رود (بلوچستان) ۱۶- کردستان و لرستان
    و چنانکه دیده می‌شود، شهرهای خراسان بزرگ : مرو و بلخ و نسا و هرات و کابل بسا به ایرانویج نزدیکترند، تا شهری همچون ری یا جهرُم.
    دیگر یادکرد از ائیرین، با پاژنام ( درخشان) در وندیداد، در بند سی و نه از فرگرد نوزدهم آمده است : «سرزمین درخشان آریا را می‌ستایم.»
    ***
    در مهریشت که یکی از کهنترین بخش‌های اوستاست، از آنجا که کیش مهر، پیش از زرتشت و بهنگام فریدون در جهان آریایی روان گشت. در کردهء ۴ بند ۱۳ چنین آمده است :
    «نخستین ایزد مینوی، که پیش از خورشید فناناپذیر تیز اسپ، بر فراز کوه هرا (البرز) برآید، نخستین کسی که با زینت‌های زرین (=پرتوهای مهر سپیده‌دمان) آراسته از فراز کوه زیبا سربرآورد، از آنجا (آن مهر) بسیار توانا همهء زیستگاه‌های آریایی را بنگرد.»
    واژهء زیستگاه‌های آریایی، در مهریشت بزبان اوستایی «اَئیریو – شی ین» آمده است. در بند ۱۵ همین کرده، از کشور آریایی درخشان بگونهء «خْوَنیرث بامی» یاد شده است که بخش نخست آن خْوَن برابر است با روشن، بخش دویم آن «اِیر» همان آریایی است و بخش سیوم آن بامی، درخشان است که در نام «بامیان» و نیز در واژهء بامداد _بام‌داد = گاه روشنایی) روان است.
    در تیریشت، یکی از یشت‌های کهن که ستایش تیشتر – ستارهء سپاهبد خراسان، و برانگیزانندهء آبخیزهای دریای فراخکرت (اقیانوس آرام) و راندن ابرها به هفت کشور زمین، و بارش باران است نیز چندبار از کشورهای آریایی یاد شده است :
    «آنگاه این آب را سَتویس به هفت کشور رساند . . . این چنین کشورهای آریایی از سال خوشی برخوردار گردد.»
    اینجا نیز بزبان اوستایی از کشورهای آریایی چنین نام می‌رود :
    «ائیریاوْ دَئینگهُو»
    ***
    درآبان یشت نیز که ستایش اناهیتا و آب است، در کردهء ۱۱، بند ۴۲، از کشورهای آریایی بگونهء «اَئیری نام» یاد شده که پسوند «نام» در آن نشان گروه (جمع) است.
    در همین یشت کردهء ۵ بند ۱۷ و در کردهء ۲۴، بند ۱۰۴ در ستایش آب در کنار رود وه‌دائیتی، از آریاویج بگونهء اَئیریَ نِ وَئِیجَنگهی، یاد شده است.
    همچنین در اشتاد یشت از فر ایرانی بگونهء اّئیری نم خوّرِّنُو یاد شده است.
    اّئیری برابر است با فروتن که در پهلوی بگونهء «اِیر» در آمده است، و این پاژنام (=لقب) نخستین بار در نام ایرج در پهلوی اِیریچ خود را می‌نماید، آنجا که برادرانِ به کوچ رفتهء سلم و تور، با جنگ، آهنگ بازگشت بخانهء پدری می‌کنند، و فریدون با وی چنین گوید :
    گرامی، جهانجوی را پیش خواند همه گفته‌ها، پیش ایشان براند
    ورا گفت کان دو پسر، جنگجوی ز خاور، سوی ما، نهادند روی
    برادرت، چندان برادر بود کجا، مر ترا، بر سر افسربود
    تو گر پیش شمشیر، مهر آوری سرت گردد آشفته از داوری
    گرت سر، بکار است، بپسیچ کار در گنج بگشای و، بر بند بار!
    و پاسخ ایرج با پدر چنین است :
    نگه کرد پس، ایرج نامور بدان مهربان، پاک؛ فرخ پدر
    چنین داد، پاسخ که ای شهریار نگه کن بدین گردش روزگار
    که چون باد، برما، همی‌بگذرد خردمند مردم چرا؟ غم خورد!
    . . .
    نباید مرا تاج و تخت و کلاه شوم، پیش ایشان، دوان، بی‌سپاه
    بگویم که از شهریار زمین مدارید خشم و مجویید کین
    دلِ کینه‌ورشان، به دین آورم سزاوارتر، زانکه کین آورم
    بدو گفت شاه ای خردمند پور برادر، همی رزم جوید، تو سور؟
    مرا، این سخن، یاد باید گرفت ز خور، روشنایی نباشد شگفت
    پایان داستان روشن است که ایرج با مهر و فروتنی بنزد دو برادر رفت، و آنان وی بکشتند، و نبردهای هزاران سال میان کشورهای بکوچ‌رفته با کشور میانین آغاز شد.
    ***
    از واژهء «ایر» (=فروتن) در زبان پهلوی، یک واژهء آمیختهء دیگر اِیرمِینیشنیه برآمده است که فروتنی، تواضع، کم‌رویی گزارش می‌شود که واژهء رو در روی آن اَپَرمِینیشنیه خوانده می‌شود، برابر با بَرمنشی و غرور.
    در دفتر «نامکی شتری‌هائی اِیران» (نامهء شهرستان‌های ایران) که دربارهء ساخته شدن شهرهای ایرانی و بنیانگزاران آنها سخن رفته است، از همهء شهرهای خراسان بزرگ یاد شده است، و از آنمیان «پّت کوست‌ئی نِیمرُوچ شتریستانی کاپول، اّرتخشِیری سپندیاتان کرت اِستید» – ترجمه : «در بخش نیمروزان شهرستان کابل را، اردشیر پور اسفندیار ساخته است.» یا :
    «اندر بخل‌ای بامیک شتریستان ویناپک سپندیات ای ویشتاسپان پوس، کَرت» – ترجمه : «در بلخ بامی (=روشن) ویناپک را اسفندیار پسر گشتاسب ساخت.»
    ***
    در یک نامهء کهن بنام ادیاتکاری زریران بزبان پهلوی که دقیقی نیز از آن برای سرودن جنگ‌های میان ارجاسپ هیونان و گشتاسب پور لهراسب، بهره‌ برده و نوشتهء پهلوی آن نیز اکنون در دست است، آنجا که زریر، سپاهبد ایران در میدان نبرد کشته می‌شود، گشتاسب می‌گوید که : «هَچ شماه ایران کی هست کی شَویت او هَچ زریران کِین خواهیت» از شما ایرانیان کیست که برود، و کین خانوادهء زریر را بخواهد . . .هِیچ ایر او آزات پَسَخْوْ نِی دات بِیجز بستور، پسر او»
    پیداست که گشتاسب پور لهراسب بود، و پایتخت لهراسب بر بنیاد شاهنامه و همهء نوشته‌های برجای مانده در بلخ بوده، و پور دیگر او «زریر» سپاهبد ایران بود و پس از او سپاهبدی به نوادهء لهراسب بستور می‌رسد، و گفتارِ گشتاسب رو بسوی ایرانیان دارد، و از ایرانیان و آزادگان هیچکس پاسخ ندارد مگر بستور، و این داستان نشان می‌دهد که زمانی دراز، کی‌لهراسپ از بلخ بر ایران فرمان می‌رانده، و فرزندان و نوادهء او نیز سالیان سال ایران سپاهبد بوده‌اند و ایرانی!
    نکته
    اَئیری ساده‌تر شده، با پسوند نَ بگونهء اَئیرینَ درمی‌آید که بهمین گونه در اوستا آمده است. این واژه در گذر زمان ساده‌تر شده، اِیران خوانده می‌شود، با همان آوا که در کابل و هرات و بخارا بر زبان می‌رود.
    برای آنکه روشن شود که واژه‌ها در گذر زمان چگونه ساده‌تر می‌شوند به دو نمونهء زیبا بنگریم :
    واژهء بَر = بالا در زبان اوستایی بگونهء اَپئیری خوانده می‌شود، که رو در روی آن واژهء اَدَئیری است اگر پیشوند هچا = هچ پهلوی = اج و از فارسی را بدان دهیم، هر دو واژه چنین بوده‌اند :
    هَچااَپئیری از بالا

    در زبان پهلوی هچ اَپر = هَچَپَر

    در زبان فارسی ازبَر

    زِبَر
    ………….

    هچااَدَئیری از پایین

    هَچ اَدَر = هَچَدَر

    با دگرگون شدن «د» به «ی» همچون پدر و پیر

    از اِیر = ازِیر

    زیر

  14. سیاوش می گوید

    سلام
    زیاد برخودتون سخت نگیریدچرا اینهمه خودتونو اذیت میکنین؟
    ببینید برادر من بروید تمام تاریخها رو برسی کنید بگردید از دوست از دشمن از هرکی خواستید هیچ کجایی نمیتوانید سندی شواهدی گزارشی رو دال بر حرکتی مهاجرتی جابه جا شدنی در مناطقی که الان کردها حضور دارندرا پیدا کنید یعنی تاریخ ما از ورود آریاییها به ایران بسط وگسترش داشته اما ادغام نداشته است.حرکت یک قوم ایرانی با هر نامی را ما به عنوان مهاجرت وجایگیری یک قوم دیگه رو به جای اون تا بعد از اسلام اصلا نداشته ایم
    کردها اگر ایرانینند اگر کردند اگر میتانینندویا هر چیز دیگه ای این کاملا معلومه همین نژاد وهمین قوم بیشتر از چهار هزاره در این قسمت غربی وشمال غربی ایران زندگی میکنند.
    همه ما میدانیم ورود ترکها به ایران بعد از اسلام بوده وهمه تاریخها به ان اذعان دارند یعنی از چشم تاریخ دور نمانده است چطور ممکن است ورود یک قوم جدید که با احتساب جمعیت خود ملتی به حساب میآیند رو هیچ تاریخی ذکر نکرده باشد وسند نداشته باشد؟
    سوال من از پان ترکها اینه که با وضوح حرف بزنند وبفرمایند که اصلا چی میخواهند؟
    آیا میخواهید اصل وجودی کردها را انکار کنید؟
    آیا میخواهید بیشتر از آنچه دارید ودر تصرفتان است را داشته باشید؟
    آیا اصلا به واژه سرزمینی که الان درآن نفس میکشید فکر کرده اید؟
    آیا به نظر شما امکان دارد در محیطی کاملا جنگی وبلاخیز که کردها زندگی میکنندیه قوم بی هویت بتواند جمعیت خود را به چهل میلیون نفر برساند؟
    اگر تاریخ رو با تامل بخوانید متوجه میشوید بیشتر از ۸۰درصد جنگهای ایران در سرزمین کردها به وقوع پیوسته وهمواره کرد محل وجولانگاه دوست ودشمن بوده
    تغییر زبان ولهجه یک امر بسیار مشهود ومستند است به گواهی تاریخ خیلی از شهرهایی که در حال حاضر به زبان ترکی حرف میزنند در اصل با همان مردمان ترک نبوده بلکه تحت تاثیرمحیط شرایط یا فقدان نیروی کافی باز دارنده تغییر زبان ولهجه داده اند
    من توصیه ام به همه عزیزان اینه که برای هر قومی وملتی خداوند سرنوشت وراهی را قرار داده است وهمان افتخارات آن قومند نه ایرانی بر ترک برتری دارد ونه ترک برایرانی اما همه ما خانه ای داریم وسرزمینی که درآن هستیم اگر به من بگویی کرد نزادش از ترک پست تر است بدم نمی ایدچون خداوند آدما رو مثل هم آفریده واین یک حرف بیهوده است پس مهم نیست اما بدانید اگر کتمان تاریخ حذف تاریخ دوروغ پردازی وتاریخ سازی در جهت حذف ملت کرد یا نهی سرزمین کرد باشد به قصد دست درازی،یا ایجاد انگیزه کردن میان ترکها به مشابهه تبلیغات صهیونیسم بر علیه فلسطین، خودم که ارزشی ندارم خون فرزندانم را در راه این مساله خواهم داد وبدانید همه کردها هم همین کارو میکنند. پس توصیه میکنم عاقلانه فکر کنید
    صلاح الدین ایوبی در مقابل تمام اروپا ایستاد وفلسطین را آزاد کرد مطمئن باشید روزی باز صلاح الدین خواهد آمد تا حق از دست رفته کرد را باز ستاند وآن روز تنها ملتی خواهد ماند که هویت داشته باشد.

    1. ابوالفضل می گوید

      در مورد مهاجرت ترکها بعد از اسلام شما رو به مطالعه تاریخ ارجاع میدم که سکونت مغولها در مراغه بعد اسلام در مراغه به دلیل ترک تشین بودن این منطقه بوده وگرنه چرا از ان طرف ایران امده تا به در اینطرف ساکن شوند. در مورد مهجر بودن کرد در جاهای دیگر ایران کاری ندارم ولی در مورد مهاجرت کردها به اذربایجان غربی بعد انقلاب اسناد انکار ناپذیر تصاویر ویدیویی وجود داره که بایه جستجوی ساده میتونی پیداش کنی اگرم نکردی من برات میفرستم. درمورد جنگ شما تنها در یک جنگ ایران بودید انهم با عراق که بیشترش در خوزستان بوده و خداروشکر منتی بر سر ما ندارید چرا که شما کمک حال صدام بودید و علیه همان واژه سرزمینی که در ان نفس میکشی و بیشترین شهیدان را شهرهای دیگر کشور دادهند ودرضمن حفظ تعداد مردمان نیازی به وجود فرهنگ غنی نداره که ادعا میکنی باکه این یک خصلت مشترک بین همه حیوانات ویکی هم حیوان ناقط دوما شما این کارو باز نه برای حفظ بقای خودتون بلکه برای به اکثریت تبدیل کردن تسنن در ایران وادعای رهبری تسنن بر ایرانه وبرای غلبه بر دیگران . ودر اخر اگر بین دیگر اقوام ایران از جمله فارس و ترک و عرب اختلافی هس برای اینکه دارای کشور مشترک و هویت و فرهنگ متفاوت اند و زیادهم جدی نیس چرا که اونها دارن ازغرور هویتی خودشون دفاع میکنن حالا برخیاشون با تعصب کور کورانه هس که اینم زیا مشکلی نیس ولی شما کردها که ادعای صلاح الدین دارین چرا با هیچ کدوم از کشورهای ایران سوریه ترکیه و عراق که هستین جور درنمیاین و در اونها کشتار و ادم کشی به راه میندازین خب شما خوب ایرانیها بد ایا عراقی و ترکیه ای و سوریه ای هم بد هستن یعنی همه بد هستن شما خوب یعنی شمایی که روزانه چندین سرباز بیگناه اونم سرابز نه کادر این سرزمین میکشید خوبین و بقیه بد بعد تو میای برا دیگران از واژه سرزمینی حرف میزنی اره اگه ترک و فارس دارن در مورد تاریخ حرف میزنن چون هر دوشون از تاریخ کم وبیش غنی برخوردارن ولی مطمئنا تو داری از چیزی حرف میزنی که اونو نداری. شما یه قوم کوچیکی هستین که تازه داره از تمدن های دیگه تقلید میکنه و کسی هستین که نه سرزمنی مشخص نه حکومتی معلوم نه حتی یک زبان کاملی دارید چرا که اولین کلمات پیدا شده در هر زبان واحد شمارش ان است و شما فقد ان هستید و فقط شمارش فارسی را با لهجه ادا میکنید مثلا به پنجاه میگویید پینجاه

      1. یوسف می گوید

        ایرانی بد نیست همون ترکیه ای ک تو از اونی ادم کشه .اخه بچه کشا شما میگین کشتو کشتار.

        1. زتتا می گوید

          ترکیه فقط تروریستهارامیکشه

    2. ابوالفضل می گوید

      در مورد مهاجرت ترکها بعد از اسلام شما رو به مطالعه تاریخ ارجاع میدم که سکونت مغولها در مراغه بعد اسلام در مراغه به دلیل ترک تشین بودن این منطقه بوده وگرنه چرا از ان طرف ایران امده تا به در اینطرف ساکن شوند. در مورد مهجر بودن کرد در جاهای دیگر ایران کاری ندارم ولی در مورد مهاجرت کردها به اذربایجان غربی بعد انقلاب اسناد انکار ناپذیر تصاویر ویدیویی وجود داره که بایه جستجوی ساده میتونی پیداش کنی اگرم نکردی من برات میفرستم. درمورد جنگ شما تنها در یک جنگ ایران بودید انهم با عراق که بیشترش در خوزستان بوده و خداروشکر منتی بر سر ما ندارید چرا که شما کمک حال صدام بودید و علیه همان واژه سرزمینی که در ان نفس میکشی و بیشترین شهیدان را شهرهای دیگر کشور دادهند ودرضمن حفظ تعداد مردمان نیازی به وجود فرهنگ غنی نداره که ادعا میکنی باکه این یک خصلت مشترک بین همه حیوانات ویکی هم حیوان ناقط دوما شما این کارو باز نه برای حفظ بقای خودتون بلکه برای به اکثریت تبدیل کردن تسنن در ایران وادعای رهبری تسنن بر ایرانه وبرای غلبه بر دیگران . ودر اخر اگر بین دیگر اقوام ایران از جمله فارس و ترک و عرب اختلافی هس برای اینکه دارای کشور مشترک و هویت و فرهنگ متفاوت اند و زیادهم جدی نیس چرا که اونها دارن ازغرور هویتی خودشون دفاع میکنن حالا برخیاشون با تعصب کور کورانه هس که اینم زیا مشکلی نیس ولی شما کردها که ادعای صلاح الدین دارین چرا با هیچ کدوم از کشورهای ایران سوریه ترکیه و عراق که هستین جور درنمیاین و در اونها کشتار و ادم کشی به راه میندازین خب شما خوب ایرانیها بد ایا عراقی و ترکیه ای و سوریه ای هم بد هستن یعنی همه بد هستن شما خوب یعنی شمایی که روزانه چندین سرباز بیگناه اونم سرابز نه کادر این سرزمین میکشید خوبین و بقیه بد بعد تو میای برا دیگران از واژه سرزمینی حرف میزنی اره اگه ترک و فارس دارن در مورد تاریخ حرف میزنن چون هر دوشون از تاریخ کم وبیش غنی برخوردارن ولی مطمئنا تو داری از چیزی حرف میزنی که اونو نداری. شما یه قوم کوچیکی هستین که تازه داره از تمدن های دیگه تقلید میکنه و کسی هستین که نه سرزمنی مشخص نه حکومتی معلوم نه حتی یک زبان کاملی دارید چرا که اولین کلمات پیدا شده در هر زبان واحد شمارش ان است و شما فقد ان هستید و فقط شمارش فارسی را با لهجه ادا میکنید مثلا به پنجاه میگویید پینجاه

  15. خسرو می گوید

    احمقانه تر پانی که در میان پانان دیدم پان خریسم (پان تورکسیم, پان ترکسیم) است. با آبروی هموطنان آذری با بیش از این بازی نکنید, چون همه میدانند که این پان احقانه دست پرورده علی اف الاغ و اسراییلی های نزول خور است. مکتبی که دانشمندانش همه اهل ترکیه و جمهوری اران هستند. بدبخت ها اگر عرضه و آبرو دارید برین با روسها و ارمنی ها که سال ها به شما تجاوز کردن مبارزه کنید این روزها هم که صهیونیست ها دارن میشن آقا و ارباب الهام علی اف, شما هم دوست دارین برین اونجا گورتون گم کنین و برین
    یاشاسین ایران
    یاشاسین کوروش
    یاشاسین آذربایجان

  16. خسرو می گوید

    اوش کایالی تو هم با پان خریسم هی عرعر بزن الاغ نازنین

  17. تورک اوغلو می گوید

    پاسخ به آقای ایرانویچ

    نام اولیه ایران:(به نقل از کتاب کورش به اصطلاح کبیر نوشته حسین فیض الهی وحید)

    سرزمینی که امروز با جغرافیای معلومش ایران گفته میشود در قدیم الایام «خونیرث) و یا « خونیره » و بعد ایران ویچ و «ایران » گفته شده است

    « خونیرث » – یا خونیرس – نام قدیمی و اولیه این سرزمین است که از دو جرء «خون یا هون » و «یرث یا یر»تشکیل شده است جرء اول آن مخفف «خیون» یا همان «خون» و «هون» است که در زبان ساسانیان و بویژه در کتاب رزمنامه «ایاتکا زریران» به اقوام ترک « آق هون» «هون سفید» یا آفتالیت و هیاطله اطلاق می شد و «یرث یا یر» همان ترکی زمین است که روی هم رفته« سرزمین هونها» را می دهد و نشان از آن دارد که « اقوام ترک زبان هون» اولین ساکنان این مرز بوم بودند

    1. خسرو می گوید

      خدا شفای عاجل بهت بده

      1. تورک اوغلو می گوید

        این که صاحبان اصلی ایران ما ترکاییم و به زودی دوباره اون رو به دست میاریم یه واقیته و نیازی به بحث نداره

        1. خسرو می گوید

          با رویاهات خوش باش, معلومه که مثل سایر هم تیره های وحشیت فکر میکنی

        2. محمد می گوید

          لعنتی من شنیده بودم پان تورک ها احمقن ولی نه تا این حد

        3. ساچلین می گوید

          فعلا که صاحبان اصلی آذربایجان ما آذری ها هستیم تو دیگه از دهات کوره های مغول اومدی بدبخت

      2. cj می گوید

        سیهدیر برو معنی کن

    2. ايران ويچ می گوید

      ۱) پناه بر خدا!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۲) عقده حقارت و دست دزدی پانترکها رو به سوی اوستا این سند کهن و بیگمان آریایی ها را دراز کرده است!!!!!!
      ۳) نادان من خودم پژوهشگر زبانهای اوستایی و پهلوی کهن و پهلوی نو هستم.
      ۴) تو بچه پانترک میخوای از اوستا و زبان اوستایی به ما یاد بدی!!!؟؟؟
      ۵) شما هنوز پس از این همه سال زبان پارسی دری را نمیتونید درست صحبت کنید اونوقت از اوستا یکی از کهن ترین و دشوار ترین زبانهای جهان باستان سخن میگی و واژه شناسی میکنی!!!؟؟؟
      ۶) نادان هیون خر کیه!!!؟؟؟
      ۷) خونریث اوستا گویای همان نشان مسلم آریایی ها (چلیپا = خورشید گردان) است. این شر و ور ها رو کدوم نادانی تو کله گچی شما میکنه معلوم نیست!!!!!؟؟؟؟؟
      ۸) نادان زبان اوستایی مانند زبانهای گروه آریایی از نوع زبانهای پیوندی (الحاقی) است.
      ۹) خونیرث از دو واژه (خون = خور = خورشید در زبان پارسی دری) و واژه (رثه = رته = ورتین پهلوی = وردن پارسی) به معنی گردان است که فعل گردیدن پارسی دری = ورتیدن پهلوی نو از این ریشه است.
      ۱۰) نادان این فعل در پیمان نامه کولکی که میان میتانی ها و هیتی های آریایی در ۱۳۵۰ پیش از میلاد در کشور گندتون ترکیه در نزدیکی بغاز کوی کشف شده است و مربوط به پرورش و رام کردن اسب و تعداد گردش اسب ها دور میدان است، آشکارا وجود دارد.
      ۱۱) این یعنی بشین سر جات و بیشتر از این خودت رو آویزان ما نکن بچه پانترک
      ۱۲) معنی کلی آن خورشید گردان است که ایرانی ها همواره خود را در میانه هفت کشور استوره ای میدانستند. قبیله هیون کدوم خریه!!!!؟؟؟ اینکه ایرانیان همواره خود را در میانه هفت کشور میدانستند در همه اسناد کهن میانه و اسلامی ایران و دیگر مورخین جهان آشکارا آمده است. میتونی بری اسنادش رو در کتاب (ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد انتشارات اطلاعات) ببینی و بخونی
      ۱۳) در ضمن نادان برابر این واژه در ریگ ودای هندوستان (سکره ورتین) نیز هست
      ۱۴) نادان در ادامه این واژه در اوستا واژه (بامیک) به معنای درخشان است که هنوز در واژه های (بامداد) و (بانو) در زبان پارسی دری به معنای روشنایی و فروغ صبح و خانه کاربرد دارد
      ۱۵) در اوستا حتی یک کلمه غیر آریایی وجود ندارد و ریشه بسیاری از زبانهایز آریایی مانند آلمانی و انگلیسی و روسی و فرانسوی و یونانی در آن آشکار است و حتی دانشمندان زبانشناس اروپایی نیز مجبور به پذیرش آن شده اند. (رئیس انجمن زبان شناسی انگلستان در کتاب میراث ایران ترجمه دکتر معین)
      ۱۶) اوستا با این شکوه گاتها اومده از قوم وحشی هیون که در زبانهای چینی به معنای بردگان عاصی است (کتاب آذربایجان و اران نوشته دکتر عنایت الله رضا) نامبرده و گفته ایران برای هونهای زرد پوست وحشی است که از چین تا روم خاطره ای جز وحشی گری از آنها نیست، است!!!؟؟؟
      ۱۷) برو با بزرگترت بیا کوچولو.

      1. اشکان می گوید

        داداش خونتو برای یه مشت هالوی عقده ای خراب نکن

    3. پاپک می گوید

      برای اثبات عظمت ما ایرانی ها همین بس که دومین غار باستانی و سکونتگاه انسان ها که در اون نقاشی هایی رو پیدا کردن غار میرملاس لرستانه!این از دوران ماقبل تاریخ! یکی از قدیمیترین چشم های مصنوعی جهان در کاسه ی چشم یک زنه که در شهر سوخته یافت شده!تمدن سیلک و تپه های حصار و گیان و شهر دامغان هم که اصلا نیازی به توضیح ندارن. هنوزم فکر می کنی که ما هونیم!ایران یعنی سرزمین اریایی هاوانیران هم یعنی سرزمین غیر اریایی ها!!!!!!!!!!
      ترجمه:مزده پرست خدایگان.بهرام.شاهنشاه ایران و غیر ایران.اسمانی نژاد از ایزدان.
      پهلوی:مزدسن بغی وره ران **ملکان ملکا** ایران و انیران مینو چیتری **من** یزتان.
      (متن سکه ی بهرام گور)
      حرف ستاره دار ارامی اما به پهلوی می خواندند.
      کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام.نوشته ی حسن پیرنیا(مشیر الدوله) بخش تمدن ایران در دوره ی ساسانی.ص۲۵۷.پاورقی

      1. زتتا می گوید

        اصلا میدانی نژادآریایی چیست؟ نژادهند واروپاییست .یعنی همه اروپا بعلاوه هندوستان

  18. امیرخان می گوید

    وااااااای چه جر و بحث هایی راه افتاده…من با اینکه یه آذریم اما من قبل از اینکه خودم رو یه ترک بگم اول خودم رو یک ایرانی معرفی میکنم!….به قولی همه جای ایران سرای من است! اما نمیداننم چرا همیشه تو ایران با اهالی شهر تبریز خیلی بی ادبانه برخورد میکنند! من مثل پان ترک های احمق نیستم که اغراقی حرف بزنم اما به هرحال به عنوان عضوی از مملکت ایران کمی ناراحت میشم که اینقدر با ما چنین برخورد میکنند!…منم یه ملی گرا هستم و تابع افرادی چون کورش انوشیروان داریوش و فردوسی و…لطفا وقتی نظر میدین فقط پان ترک ها رو در نظر بگیرید نه کل ترک ها رو!…منم زیاد از اینا خوشم نمیاد اما وقتی میبینم یکی کلی حرف میزنه کمی ناراحت میشم! اونی که ملی گراست و ادعا میکنه من تابع کورش و داریوشم باید همه اقوام کشور رو دوس داشته باشه!…اما در مورد بعضی ها نیز که ادعا میکنند ترک ها حتی قبل از آریاییان نیز در ایران بوده اند من باید عرض کنم که این حرف حرفی کاملا احمقانه هست چون هنوز آنزمان اصلا ترک و کرد و لر و عرب نداشتیم!….قبل از آریائیان انسان های ساکن در ایران به صورت کاملا ابتدایی میزیسته اند و خبری از ترک بودنشون نیز نبود! به هر حال با دادن اطلاعات اشتباه دیگران رو به سمت افکار احمقانه خود نکشید!«قابل توجه پان ترک ها»

    1. آترینا می گوید

      کسی با اهالی تبریز بی ادبانه برخورد نمی کنه یا حداقل همه بی ادبانه برخورد نمی کنند اتفاقا خیلی از ایرانی ها تبریزی ها را مردم با فرهنگی می دونند اگر بعضی ها نظرات منفی دادند منظورشون پان ترک هاست نه هم میهنان آذری.

    2. ابوالفضل می گوید

      شما خودتو ناراحت ولی نمیدونم واقعا به حرفی که میزنی فک کردی یعنی چی قبلا اینجا انسانهای نخستین زندگی میکردن بعد اریایی های متمدن میان بعد چن سال هم میگن برا دوری از یک نواختی بیاین یه عدمون فارسی یه عده عربی و یه عده هم ترکی حرف بزنیم این نظر تو واقعا خیلی نظر عای دادی فقط نارحت نشو پسر اذری ایرانی

  19. تورک اوغلو می گوید

    باز در پاسخ به آقای ایرانویچ

    نام مادر زرتشت “دوغدو” بوده است که این کلمه در هیچ زبانی به جز زبان ترکی معنی خاصی ندارد.دوغدو از مصدر دوغماق (زائیدن)است که این کلمه را میلاد معنی کرده اند.جالب است که این اسم علاوه بر اینکه یک کلمه ترکی است اسمی است که فقط مناسب یک زن میباشد چون همانطور که اشاره شد از مصدر دوغماق(زاییدن) میباشد.

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان برو فرهنگ چهار جلدی واژه های اوستایی انتشارات بلخ رو بخون بعد بیا این چرت و پرت های پانترکها رو برای ما بگو.
      ۲) مادر اشو زرتشت ترک بوده!!!؟؟؟
      ۳) نادان نام خانوادگی سپیتمان اشو زرتشت را چیکار میکنی و چجوری میخوای ترکیش کنی!!!؟؟؟
      ۴) نادان نام پدر و عمو و پسر عموی زرتشت را چجوری میخوای ترکی کنی!!!؟؟؟؟
      ۵) اون شکوه واژه های اصیل آریایی گاتهای زرتشت را چیکار میکنی!!!؟؟
      ۶) در اوستا بنابر نظر همه دانشمندان زبانشناس حتی ۱ واژه غیر آریایی وجود ندارد
      ۷) من خودم پژوهش گر زبانهای باستانی ایرانم جلوی ما ملق بازی میکنی بچه پانترک!!!؟؟؟ برو به گندتون بگو بیاد
      ۸) اوستا سند آشکار و انکار ناپذیر آریایی ها بوده هست و خواهد بود
      ۹) ترکها تا چند سده پس از اسلام هم هنوز بت شمن را میپرستیدند
      ۱۰) همه احادیث اسلامی درباره اشو زرتشت بیچون چرا زرتشت را پیامبر ایرانی معرفی کرده اند.
      ۱۱) برو سفر نامه ابن فضلان رو بخون تا ببینی این ترکها حتی پس از اسلام چی میپرستیدند اونوقت وقتی خوندیش برو دهنت رو آب بکش که اشو زرتشت رو به ترکهای زرد مغولی نسبت دادی
      ۱۲) ترکان زرد پوست اصیل در همه جهان به بیخردی پرآوازه هستند ( اگر باور نداری برو پژوهش کن واژه منگولیسم در پزشکی به چه معنایی است) اونوقت اشو زرتشت که از خرد جهانی صحبت کرده ترک بوده!!!؟؟؟پناه بر خدا از شر بی خردان عقده ای
      ۱۳) اصلا میدونی زبانهای (ستم) و (کنتوم) چیه !!!؟؟؟
      ۱۴) پانترکها جز تاریخ دزدی و آویزون کردن خودشون به این و آن هیچی تو چنته ندارند شما برو دنبال قانون یاسای بزرگتون چنگیز خان بگرد لقمه اوستا بسیار گنده تر از دهان شماست
      پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ

      1. Turkoqlu می گوید

        خاک تو سرت با کردستان بزرگ
        بدبخت تجزیه طلب پان کرد نادان
        از چرت و پرت گفتن خسته نشدی.
        کم کم دارد یکسال میشود که همه اش اراجیف می بافی.
        خاک تو سر احمقت کدام کردستان بزرگ همان کردستانی که جنگ داخلی بین احزابش هست و به خون هم تشنه اند چه برسه به خون توی احمق.
        همان کردستان بزرگی که اسرائیل قولش را به شما داده.
        کردها مطمئن باشند اگر رویای از نیل تا فرات یهود تحقق یابد ، در کنار ترکها و اعراب کردها نیز محو خواهند شد.
        کردها هیچوقت امپراطوری نداشته اند . فریب تحریفات تاریخی یهود را نخورید ، دست از زیاده خواهی بردارید.
        بروید مقاله زیر را بخوانید تا به حقایق پی ببرید :

        http://www.bultannews.com/fa/news/64185/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

        1. ماردين می گوید

          به گزارش کردپرس به نقل از PUK media، تیم باستان شناسی موسسه شیکاگو این هفته وارد اقلیم کردستان عراق شد و از موزه سلیمانیه بازدید کرد.

          تیم باستانشناسی آمریکا هدف از بازدید خود از اقلیم کردستان را بررسی مناطق تاریخی و خصوصاً روستای ۶۷۰۰ ساله چرمو در منطقه چمچمال سلیمانیه عراق و به دست آوردن توافق حکومت اقلیم کردستان به منظور کشف سرآغاز و چگونگی توسعه تمدن در این روستا اعلام کرد.

          پروفسور جل ستین، رئیس تمدن مشرق زمین انستیتوی شیکاگو در این مورد گفت: قصد داریم چندین مکان تاریخی و از جمله این روستای ۶۷۰۰ ساله را مورد بررسی و بازبینی بیشتر قرار دهیم.

          وی افزود: قصد داریم با حکومت اقلیم کردستان عراق توافقنامه ای به امضا برسانیم تا به طور دقیق و عملی تاریخ تمدن کُردها را تعیین کنیم.

          باستانشناسان آمریکایی موسسه شیکاگو برای اولین بار در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دریافتند که روستای چرمو قدیمیترین نقطه آغاز تمدن پس از پایان غارنشینی انسان در ۶۷۰۰ سال قبل بوده است.

          براساس شواهد تاریخی و باستانشناسی که به دست آمده تاریخ سکونت بشر در این منطقه به ۶۰ تا ۸۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد چرا که نشانه های غارنشینی انسان نندرتال که به حدود ۸۰ هزار سال قبل از میلاد می رسد در غار شانه ده ر در کوههای زاگرس اقلیم کردستان که در سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ توسط رالف سولکی و تیمی از دانشگاه کلمبیا استخوانهای انسان نندرتال را پیدا کرده اند٬کشف شده است.

          1. زتتا می گوید

            کرد پرس شد منبع معتبر؟خخ

        2. شما می گوید

          دوست عزیز تورک زمانی که کردها امپراطوری مادها رو داشتن هنوز نسل ترکا تو مغولستان نزاییده بود پانترک عزیز.ترک ها بعد از اسلام به ایران حمله یا مهاجرت کردن از ترکان غزنوی گرفته تا ترکان مغولی. در ضمن سرزمین های کردستان بزرگ در جنگ چالدران از ایران جدا شد.معلوم سواد کافی نداری همش از روی تعصب کامنت میذاری

          1. علی می گوید

            طبقه نوشته ای مورخان روم غربی هون ها با مادها یکی بودند . آتیلای هونی فرمانروای مادها ذکر شده است .
            همچنین طبق نوشته های ابن فضلان عرب ، ترکان بلغار در روسیه قدیم بازماندگان مادها بوده اند.
            خوشبختانه این دو سند را پانکردها یادشان رفته ازبین ببرند .

          2. زتتا می گوید

            خوبه که همون پادشاهی ماده م توسط پادشاهی پارس قلع وقمع شد

        3. محمد می گوید

          باشه فهمیدیم پانتورک احمق . خدا و پیامبران و رونالدو و مسی و…. همه تورک بودن تمام اقوام ایران هم مهاجرن و فقط تورک ها اصیل هستن ، ببینم یعنی واقعا تا این حد خر و احمق هستین یا اداش رو در میارین ، آخه بدبخت ها تمام تاریخ و هویت نداشته شما به پای اصالت کفش ما کوردها نمیرسه ، احمق ها ما کوردها فرزندان مادها و آریایی و ایرانی اصیل هستیم ، اونوقت شما تورک ها چی هستین؟؟؟شما فرزندان چنگیز مغول هستین پس بهتره ببندین دهنتون رو
          زنده باد و ایران بژی کوردستان

      2. مسعود اکبری می گوید

        درود
        فارسی تایپ کنید ! در غیر این صورت کامنت های شما تائید نخواهد شد
        سپاس

      3. ابوالفضل می گوید

        دوست عزیز کاری با درستی و نادرستی نوشته هات ندارم ولی نمیدونم منظورت از واژه های اصیل اریایی چیه تا اونجا که من میدونم منظور از اریایی سه تا قوم بزرگ ماد پارس و پارت که تو فلات ایران بودن که بعد کشمکش و جنگ درهم امیختن که این سه تا دارای زبان متفاوت بودن پس اوستایی که تو داریی میگی به زابان اصیل اریایی نوشته شده یعنی چی یعنی یه کلمش به یه زبان ویه کلمش هم به زبان دیگه هس که عقل ناقص من میگه نمیشه و باید به یک زبان باشه حالا باید تو که زبان شناسی بگی به زبان کدوم یک از این ۳ قوم هس در ضمن منم با عرض معظرت روانشناسم ومیخم در مورد سندرم داون بگم که ابتدا این بیماری به دلیل شکل ظاهری این بیماران تاکید میکنم شکل ظاهری اونا به سندرم مغولی مشهور شد ولی بعدها بدلیل بی احترامی به یک ملت اسم اونو به اسم دانشمندی که اونو ثبت کرده بود تغییر دادن البته این بیماران منگول نیستند بلکه بدلیل وجود نقایص ژنی دارای ضعف جسمی و عقلی هستند که برخی افراد عقب مانده ذهنی مثل شما چنین نظری رو در مورد اونها و اینکه دنیا مغولها رو به عنوان منگول میشناسن خب قرار نیس همه ادما بفهمن

        1. زتتا می گوید

          نژاد آریایی یعنی نژادهندو اروپایی .درضمن پارس هاسرزمین مادها وپارتها روتصرف کردند

      4. آزربایجان تورکو می گوید

        پژوهشگر؟؟؟؟؟؟؟توفقط یک احمقی وفرق تاریخ رو با تصورتاریخی نمیدونی به نوشته هات کامل نگاه کردم تاریخ با تصور شخصی خیلی فرق داره اسم کوروش رو ازکجا آوردی؟ تا بحال پیرمردی رو دیدی اسمش کوروش باشه؟

    2. گرال می گوید

      زردشت یعنی دارنده شتر زرد یک واژه ای است که حرف در آن صورت گرفته و به این شکل در اومده و در اصل یک واژه از زبان هورامی است داشی کم …… بگو. دوغدو ، آعه تو کدوم چیز این نوشته شده ،😄😄😄😄😄😄😄

  20. خسرو می گوید

    تورک اوغلو, میشه منبعی که این حرف را تایید کنه اعلام کنی؟ در ضمن نظرت در مورد اسم بابک چیه؟ حتما میگی بک یعنی بزرگ در ترکی و با هم یعنی همراه و میشه با بزرگ درسته؟ یا در مورد نام مادر بابک برومند حتما میگی بروم به ترکی میشه چه و چه ند یه پسوند میسازی, یا همسر بابک قرنفل که معرب کرن‌پهول است نوعی گل میخک, میگی قر یعنی سیاه, نفل هم میشه چی و چی, تورک اوغلی عزیز هیچ اشکالی نداره بخوای از آذری و زبان آذری صحبت کنی ولی نه اینجوری بی منطق, در ضمن لازم بگم که بابک به زمان ما نزدیکتر هست تا زرتشت به ما, پس منطقی اینه که نام های ترکی (مغولی, اویغوری و سین کیانگی) در میان سرخ جامگان رواج داشته باشه درسته؟ ولی چرا هیچ اثری از نام های ترکی (مغولی, اویغوری و سین کیانگی) دیده نمیشه؟
    یاشاسین ایران و پارس
    یاشاسین آذرآبادگان

    1. بهرام گور می گوید

      آفرین بر خسروی عزیز

      1. بهرام گور می گوید

        به عنوان یه آذری توقع دارم آقایون پان ترکسیم جواب بدن در مورد ادعای خسرو

        1. Turkoqlu می گوید

          دوست عزیز من ترکها از هشت هزار سال قبل در آذربایجان زندگی کرده اند و به کوری چشم دشمنان و تنگ نظران زندگی خواهند کرد.

          جوامع انسانی نیز مثل آدم ها مریض می شوند. گاهی این مرض ها فردی و گاهی جمعی هستند. جامعه ایرانی بدنبال بیش از ۸۰ سال حاکمیت شوونیسم فارس تبدیل به جامعه ای مریض شده است ،
          قسمتی از این جامعه که متعلق به ملت حاکم می باشد آنقدر در وصف خود مطلب گفته و شنیده که واقعاً امر برایش مشتبه شده و واقعاً فکر می کند سری توی سر ها در آورده و از همه عالم و آدم برتر است و چون حداقل در هزار و چهارصد سال گذشته همیشه در سیطره ترک و عرب بوده نوعی آلرژی و تنفر نیز به این دو ملت در خود احساس می کند به عبارت دیگر این جمع مبتلا به نارسیسم می باشد .

          قسمتی از سخنان حسین شیران نگارشگر وبسایت “جامعه شناسی شرقی” که بخوبی جواب ایشان را داده است:

          ” اصالت هرکس در آنی است که هست و هرآنکس که دوران کودکی و جهالت را بسلامت پشت سر گذاشته است به این راحتی ها به خود اجازه نمی دهد که به اصالت دیگری توهین بکند چرا که می داند نه او نه خودش و نه هیچ فرد دیگری اساساً در کسب اصالتی که بدان افتخار می کنند دخیل نبوده اند و بر تَرک آن هم اختیاری ندارند و حتی اگر هم داشتند اینکار نه تنها فایده ای برای آنها نداشت بلکه آنها را به “هیچ اندر هیچ” تبدیل می کرد! …”

          اما در خصوص استدلالات این پان زده ها در خصوص بابک ایشان میفرمایند :
          “- چون نام بابک ترکی نیست پس بابک ترک نبوده است!
          در نتیجه ایشان پارسی بوده اند! (لطفاً به سیر استدلال توجه فرمایید!) با اینحساب من که نامم حسین است باید عرب باشم! یا اینکه حالا دارم با شما فارسی صحبت می کنم و فارسی می نویسم باید فارس باشم! عذر می خواهم اما نوع شناختی که ایشان به خواننده شان می دهند چیزی بیش از این نیست که هر مردی که روسری سرش بگذارد زن است یا هر زنی که سبیل بگذارد مرد است! …

          – چون نامهای جغرافیایی زمان بابک ترکی نبوده اند پس زمان بابک ترکها در آذربایجان سکونت نداشته اند!
          با اینحساب هم حالا که سرتاسر ایران نامهای شهرها و کوچه ها و خیابانها و میدانها و پارکها و جنگلها و … یا عربی هستند یا فارسی، لابد همه کشور یا عرب اصیل عربستانی است یا فارس اصیل تهرانی! … ”
          با این نوع استدلالات است که ایشان در نتیجه ایکه آخر سر در چند سطر می گیرند هرچه علم و تحقیق و تفحص است را یکجا شرمنده خویش می سازند و یک تنه هرچه “تناقض” است را رو می کنند و هرچه شک و شبهه است را کنار می زنند و آخر سر می فرمایند “بابک ایرانی است!” من نمی دانم چه کسی و با چه رویی در مورد این قضیه شک داشته است که ایشان بخودشان این زحمت را داده اند!

          در ضمن بهرام گور ، این نوع نژادپرستان پان فارس ارزشی ندارند که با آنها دهان به دهان بشی

          1. خسرو می گوید

            دوست عزیز
            از این که ماهیت خودت نشان دادی ممنون هستم, من این بحث را در مورد ادعای نام مادر زرتشت که توسط جنابعالی مطرح شد بیان کردم, چطور این استدلال در مورد مادر زرتشت صحیح است ولی در مورد سایرین خیر؟
            شما چرا هیچ منبعی در مورد گفته هات ارایه نمیدی؟
            در استدلال بچه گانه ای که در مورد نام حسین کردی باید بهت بگم نام های مذهبی فارغ از نام های مذهبی است. برای مثال کسی که نامش کوروش هست را شما میتونی به ۳ یا ۴ کشور محدود کنی ولی نام علی را نمیشه, برای مثال نام گیلبرت یه اسم اروپایی هست که بیشتر در شمال اروپا مرسومه ولی نام دیوید را شما نمیتونی بگی آمریکایی یا آفریقایی یا … است. با نگاهی به نام های تاریخی ایرانی میتونی متوجه بشی که اصالت و نژاد مردم آذرآبادگان و سایر نواحی ایران یکسان بوده و تنها در زبان متفاوت هستند.
            اما در مورد توهینی که به پارس ها کردی خر بیشعور, ما همچنان تو و پان خریسم ها را خر می دانیم.
            در زیر نظرات سایر مردم جهان در مورد مغول ها و سین کیانگی ها و اویغورها آورده شده است:

            ارمنی

            ?հո թուրք չես ترک هستی؟
            կարծես թուրքի տուն լինի همانند خانهٔ ترک می‌ماند.

            روسی

            Незваный гость хуже Татарина مهمان ناخوانده همانند ترک تاتار بد است.

            آلمانی

            Liegt ein Turke tot in Keller در این گور که می‌بینی، ترک خوابیده‌است.

            ایتالیایی

            bestemmia come un Turco همانند ترک بد بود.
            puzza come un Turco مانند ترک سیگار می‌کشد.
            Mamma li Turchi ترک کافر.

            فرانسوی

            C’est un vrai Turc یعنی واقعاً ترک است (در مورد فردی که بی‌رحم و خشن باشد).

            یاشاسین ایران
            یاشاسین آذرآبادگان

          2. Turkoqlu می گوید

            آخه خاک بر سر کی گفته های شما مدرک داشته همه اش خزعبلات من در آوردی !
            در ضمن ما هم پان سگیسم ها را سگ میدانیم و ایت هورر کروان گئچر سنین گوتوه … .
            یاشیه جک آذربایجان و کور اولاجاق بوتون دوشمانلاری

  21. تورک اوغلو می گوید

    امروزه می توان گفت که تمامی متخصصهای تاریخ قدیم چنین فکر میکنند که سومرها از وطن اصلی ترکان اسیای میانه به عراق امدنند متخصص مشهور حقوق “علی پاشا صالح ” در اثر “حوق تاریخی” خویش درباره اصلیت سومرها راهی که عبور کرده اند و قانون های که به وجود آورده اند چنین می نویسد:

    «نزدیک به هفت هزارسال پیش قومی به نام سومر در جستو جوی خاکهای حاصلخیز از راه قفقاز و شمالغرب ایران ( آزربایجان شمالی و جنوبی امروز) به قسمت های جنوب بین النهرین امده و جنوب عراق را برای خود وطن کرده اند انها در ابتدا سومر و بعدا با نام “بابل” معروف شدنند سومرها با خط میخی بر روی لوحه های گلی ، هزاران قانون و سرگذشتهای خود را با زبان سومری نوشته اند این لوحه ها در موزه های بزرگ جهان نگه داری میشود»

    علی پاشا صالح در جایی دیگر اثر خود چنین مینویسد:

    ساکنان اصلی اسیای مرکزی تکها هستند اولین مدنیت ها به خصوص ” سومر ” ها و “هیت ” ها که مدنیت را به وجود اوردنند ، در این گهواره به وجود امده و مهاجرت کرده اند ، از طوایف ترک نژاد بوده اند و اولین زبانی که بشر به ان صحبت کرده زبان ترکی بوده و بسیاری از کلمات زبانهای امروزی ریشه ترکی دارد..

    1. خسرو می گوید

      از نام متخصص مشخصه که بیغرض و دادگر هستند علی پاشا صالح ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      واقعا برات متاسفم که اینجور بدبختانه داری جدل میکنی,

    2. ايران ويچ می گوید

      پان ترکیست ها از دوران حکومت آتا ترک کوشیده اند که ده ها تمدن غیر ترک را به سود خود، ترک قلمداد کنند. به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس معروف: «هر جا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند».
       
      Pan Turkism, par minorsky dans ensycolpdie de islam, Livraison N. P. 924 Akopov
       
       
      یکی از این تمدن های درخشان و کهن که دچار بازی سیاسی پان ترک ها گردیده، تمدن سومری است. صد سال پیش که دانش سومرشناسی در آغاز راه خود بود ، اشخاص مختلف نظریه های متفاوتی را درباره زبان سومریان ارائه کرده بودند. مثلا برخی نویسندگان زبان آن ها را افریقایی شمردند و بعضی زبان آنان را دراویدی و شماری دیگر حتا زبان آن ها را هندو اروپایی یا آلتایی یا اورالی پنداشتند. مثلا کلوگ (سومرشناس) معتقد است که زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینوایغوری مقایسه کرد، بل که این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است. همچنین مین هاف (۱۹۱۵-۱۹۱۴) برای نخستین بار شباهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد (۱). امروزه پان ترکیست ها برای اثبات ترکی بودن زبان سومری، از صد سال پیش تاکنون، تنها نام یک دانشمند را به میان می آورند. این دانشمند، شخصی آلمانی به نام هومل بود. از زمانی که هومل ادعای تعلق زبان سومری را به خانواده اورال-آلتایی مطرح کرد، صد و ده سال می گذرد. در زمان هومل، تنها خود وی بود که در میان همه دیگر سومر شناسان به این ادعا اعتقاد داشت. مثلا دانشمند بزرگ آن زمان، موریس جاستروی کوچک ( Morris Jastrow JR) که استاد دانشگاه پنسیولونیای آمریکا (Pennsylvania) در سال ۱۹۰۶ بود، در باره ادعای هومل می نویسد:
      «نظر هومل را در این مورد مانند بسیاری از مسائل دیگر تنها یک دانشمند قبول کرده است، آن دانشمند خود هومل می باشد! فهرست واژگان سومری، با مترادف های تصور شده ترکی شان، که او ترتیب می دهد، اعتماد و اطمینانی را به روش وی، القا نمی کند» (۲)
       
      امروزه حتا یک سومری شناس وجود ندارد که زبان سومری را زبانی تک خانواده ای نداند.
      مقصود ما از یک دانشمند سومری شناس، پژوهشگری است که مقالاتی را در مجلات بزرگ خارجی، که مبتنی بر شیوه ی نقد و مداقه اند، منتشر ساخته است و نه نویسندگانی که کتاب هایی را به زبان ترکی می نویسند یا در نشریات که به لحاظ سیاسی پان ترکیسم را تشویق می کنند، مطالبی را منتشر می سازند. ما در این مقاله، به بسیاری از این مجلات گسترده که بر شیوه ی نقد و مداقه مبتنی اند، اشاره و مراجعه می کنیم. اشخاصی چون صدیق، زهتابی و هیئت هیچ مقاله ای را در این مجلات معتبر ندارند و خود می دانند که نظریات شان را به طور خطرناکی، فقط پان ترک های مغزشویی شده پذیرفته اند.
       
      با این مقدمه، ما این مقاله را به سه بخش تقسیم کرده ایم. در بخش اول از چند مقاله متعلق به سومری شناسان و زبان شناسان، و کتابهای سومری درباره تک خانواده ای بودن زبان سومری نقل قول می کنیم. در بخش دوم بر اساس چند مقاله معتبر که در پایگاه آذرگشنسپ موجود هستند تفاوت های فاحش دستور زبان سومری و زبان ترکی را بررسی می کنیم. در بخش سوم به فهرستی واژگانی که فردی پان ترکیست برای ما فرستاده بود نگاه می کنیم و می بینیم که چگونه این اشخاص برای ترکی جلوه دادن زبان سومری، واژه هایی را از جانب خود جعل کرده و به زبان سومری نسبت داده اند. هم چنین برای مقایسه، شماری از واژگان سومری را که با زبان های افریقایی و استرالیایی و دراویدی و باسک و هندو اروپایی شباهت آوایی دارند، در ادامه نقل می کنیم.
       
      بخش اول – نقل قول هایی از دانشمندان و کتاب های معتبر امروزی:
       
       
       
      الف)
      “The isolated nature of Sumerian is further brought into relief when we take a look at certain typological features of the language. In contrast to all the surrounding languages, Sumerian has ergative argument marking and, as Nichols (1994) has shown, ergativity is relatively stable.”
      Prof. Piotr Michalowski
      University of Michigan
      Ann Arbor
      http://www-personal.umich.edu/~piotrm/cv1.htm
       
      ترجمه:
      از بررسی نوع شناسی زبان سومری-تک خانواده بودن آن آشکارتر می شود . بر خلاف زبانهای همسایه، زبان سومری ارگتیو می باشد و نیکلوس(۱۹۹۴) نشان داده است که ارگتیویتی
      یک امر ثابتی است.
      اصل مقاله:

      The Life and Death of the Sumerian Language in Comparative Perspective
       
      که از این جا بر گرفته شده:
      http://www-personal.umich.edu/~piotrm
       
      ب)
       
       
      “Sumerian is a language isolate, meaning that it has no relatives living or dead (though there have been unsuccessful attempts to connect Sumerian to a number of languages).”
       
      «زبان سومری، یک زبان منفرد است، بدین معنی که هیچ نسبتی با زبان های زنده و مرده ندارد (هرچند تلاش های انجام شده برای ارتباط دادن زبان سومری با تعدادی از زبان های دیگر، ناموفق بوده است)».
      http://ccat.sas.upenn.edu/psd/
      Prof. Steve Tinney, Middle Eastern Languages, Sumerian specialist
       
      درباره کار و موفقیت این سومر شناس بزرگ از دانشگاه پنسیلوانیا می توانید این جا بیش تر بخوانید:
      http://news.nationalgeographic.com/news/2002/07/0723_020724_cuneiform.html
       
       
      پ)
       
      “Sumerian is an isolated language: there is no evidence that it is
      related to any other language at all, living or dead. It certainly
      cannot be connected with Indo-European (IE) or Semitic, nor can these
      two be related to each other.”
       
       
      «زبان سومری، زبانی منفرد و مجزاست: مدرکی در دست نیست که نشان دهد این زبان با هر زبان دیگری، مرده یا زنده، خویشاوندی داشته است. این زبان یقینا ارتباطی با زبان های هندواروپایی یا سامی نداشته و نمی توان این دو را با یکدیگر ارتباطی داد».
       
      Prof. Larry Trask
      COGS
      University of Sussex
      Brighton BN1 9QH
      UK
      http://www.sussex.ac.uk/linguistics/profile2712.html
      larryt@cogs.susx.ac.uk
       
      ت)
       
      “Sumerian is an isolate, a language with no known relatives. It can’t be
      placed in any language family at all.”
      -Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English
       
      «سومری زبانی منفرد است، زبانی با خویشاوندان ناشناخته. این زبان را در هیچ خانواده ی زبانی نمی توان جای داد».
       
      -Steven Schaufele, Ph.D., Asst. Prof. of Linguistics, English
      Department Soochow University, Waishuanghsi Campus, Taipei 11102, Taiwan
       
      ث)
       
      یکی از کتابهای مشهور که مورد استفاده تدریس زبان سومری می باشد کتاب:
       
      John Hayes, University of California, Berkeley
       
      “Sumerian” 2nd printing June 1999, Languages of the World/Materials 68,
      LINCOM EUROPA, Paul-Preuss-Str. 25, D-80995 Muenchen, Germany.
       
      در مقدمه این کتاب می خوانیم:
       

      ”Sumerian has the distinction of being the oldest attested language in
      the world. Spoken in the southern part of ancient Mesopotamia, the
      Iraq of today, its first texts date to about 3100 BCE. Sumerian died
      out as a spoken language about 2000 BCE, but it was studied in the
      Mesopotamian school system as a language of high culture for almost
      two thousand more years. A language-isolate, Sumerian has no
      obvious relatives.  Typologically, Sumerian is quite different from
      the Semitic languages which followed it in Mesopotamia. It is
      basically SOV, with core grammatical relationships marked by affixes
      on the verb, and with adverbial relationships marked by postpositions,
      which are cross-referenced by prefixes on the verb. It is split
      ergative; the perfect functions on an ergative basis, but the
      imperfect on a nominative-accusative basis.

      Because Sumerian is an isolate, and has been dead for thousands of
      years, special problems arise in trying to elucidate its
      grammar. There are still major challenges in understanding its
      morphosyntax, and very little is known about Sumerian at the discourse
      level. This volume will describe some of the major questions still to
      be resolved.

       
       
      ترجمه:
       
       
      زبان سومری این امتیاز را دارد که کهن ترین زبانی است که اسنادی از آن به جا مانده است. نخستین متن های کشف شده از این زبان که در نواحی جنوبی میان رودان (بین النهرین) باستان، عراق امروزی، رایج بوده، به ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد مربوط می شود. سومری، به عنوان زبانی گفتاری، دو هزار سال پیش از میلاد متروک شد اما تقریبا تا دو هزار سال پس از آن هم این زبان به عنوان زبان “فرهنگ والا” در مدرسه های میان رودان تدریس می شد. سومری زبانی جدا است و بطور مشخص وابسته به هیچ خانواده ای نیست. از دیدگاه گونه شناختی، زبان سومری با زبان سامی که جایگزین آن در میان رودان شد کاملا فرق دارد. ساختار جمله در زبان سومری به صورت «فاعل، مفعول، فعل» است. روابط دستوری در این زبان با «وند» هایی که به فعل اضافه می شوند تعیین می گردد و قیدها نیز بصورت «پی بست» در جمله می آیند. این پی بست ها به وسیله ی پیشوندهای متصل به فعل ارجاع داده می شوند. همچنین روابط دستوری در این زبان، ارگاتیو و گسسته است و از این جهت، در ساختارهای ارگاتیو بهترین بازدهی را دارد و در ساختارهای فاعلی- مفعولی بازدهی کمتری دارد. چون سومری زبانی تک خانواده ای است و نیز هزاران سال است که از آن استفاده نمی شود، تعیین دستور این زبان دشواری های ویژه ای را فرا روی پژوهشگران قرار می دهد. هنوز چالش های بزرگی در تشخیص ترتیب تکواژها در این زبان وجود دارد و شناخت ما از زبان سومری در سطح گفتمان بسیار اندک است.
       
      توضیح چند مفهوم زبان شناسی:
       
      Post position را در فارسی هم پی بست و هم پس آیند ترجمه کرده اند. از دیدگاه من چون ممکن است واژه ”پس آیند“ با ”پسوند“ اشتباه شود، بهتر است از پی بست استفاده کنیم. پی بست، واژه یا عبارتی است که واژه یا عبارت پیش از خود را تعریف می کند. برای مثال در عبارت ”poets bold and free“ که یعنی شاعران شجاع و آزاد، bold and free پی بست poets است.
       
      ergative به حالتی گفته می شود که در آن مفعول فعل متعدی می تواند بدون تغییر در معنا در نقش فاعل فعل لازم بکار گرفته شود. برای مثال در زبان انگلیسی، فعل open در دو جمله I opened the door و The door opened به ترتیب در قالب فاعلی و مفعولی آمده است بدون آنکه ما با استفاده از قانون های دستوری و فعل کمکی was بخواهیم در آن نغییری ایجاد کنیم.
       
      discourse یا سخن، گروهی از جمله های معنادار، پیوسته، و هدفمند را می گویند. پس آنرا با جمله اشتباه نگیرید.
       
       
       
       
       
       
       
      ج)
       
      The School of Oriental and African Studies
      (SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:
       
      The School of Oriental and African Studies(SOAS), University of London. In their Sumerian Language Studies Brochure:
      “Sumerian, the oldest known written language in human history, was spoken in Mesopotamia (modern Iraq and peripheral regions) throughout the third millennium BC and survived as an esoteric written language until the death of the cuneiform tradition around the time of Christ. The Sumerian language, which is related to no other known tongue, was only properly deciphered this century. A considerable literature in Sumerian is currently being reconstructed from fragmentary clay tablets housed in the museums of the world.“
       
      «زبان سومری، کهن ترین زبان شناخته شده مکتوب در تاریخ بشر، در میان رودان (عراق کنونی و مناطق پیرامونی آن) در سراسر هزاره سوم پیش از میلاد و به عنوان یک زبان مکتوب محرمانه تا زمان از میان رفتن تداول خط میخی در حوالی عصر مسیحیت، برجای بود. زبان سومری، که با هیچ زبان شناخته شده دیگری خویشاوندی ندارد، صرفا در این سده به درستی رمزگشایی گردید. عمده ی متون سومری عموما براساس الواح رسی شکسته ی محفوظ در موزه های جهان نوسازی گردیده است».
       
      چ)
       
      Kramer, Samuel, Noah 1963. The Sumerians. Chicago: University of Chicago Press.
       
      “In vocabulary, grammer, and syntax, however, Sumerian still stands alone and seems to be unrelated to any other language, living or dead”.
       
      «واژگان، دستور، و نحو زبان سومری همچنان بر یگانگی پای می فشارد و به نظر می رسد با دیگر زبان ها، زنده یا مرده، فاقد خویشاوندی است»
       

    3. ايران ويچ می گوید

       
      ح )
       
       
      Encyclopedia Britannica. 2004: Under Sumerian Language
       
      language isolate and the oldest written language in existence. First attested about 3100 BC in southern Mesopotamia, it flourished during the 3rd millennium BC. About 2000 BC, Sumerian was replaced as a spoken language by Semitic Akkadian (Assyro-Babylonian) but continued in written usage almost to the end of the life of the Akkadian language, around the beginning of the Christian era. Sumerian never extended much beyond its original boundaries in southern Mesopotamia; the small number of its native speakers was entirely out of proportion to the tremendous importance and influence Sumerian exercised on the development of the Mesopotamian and other ancient civilizations in all their stages.
       
       
      «زبان سومری، زبانی منفرد و کهن ترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ پیش از میلاد در جنوب میان رودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم پ.م. رشد و توسعه یافته است. در حدود ۲۰۰۰ پیش از میلاد، زبان سومری به عنوان زبانی محاوره ای، با زبان سامی اکدی (آشوری- بابلی) جای گزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت، ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان رودان توسعه نیافت؛ شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تأثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان رودان و تمدن های دیگر، در همه مراحل آنان، نداشت».
       
      خ (
       
       
      کتاب ها و اسناد دیگر که نگارنده به آن ها رجوع کرده است:
       
      M.L. Thomsen, The Sumerian Language: An Introduction to Its History and Grammatical Structure; Copenhagen 1984
      J.L. Hayes, A Manual of Sumerian Grammar and Texts; Malibu 1999
      B. Alster, Proverbs of Ancient Sumer: The World’s Earliest Proverb Collections, 2 vols; Bethesda, Maryland, 1997.
      Encyclopedia of the Ancient World / editor, Sharon Grimbly.
      – London : Fitzroy Dearborn, 2000

       
       
      تا آن جا که نگارنده تحقیق کرده است، کتاب نخستین و سومین، کتاب های درسی سومری شناسی در بزرگ ترین دانشگاه های امریکا مانند Berkeley , Stanford , Pennsylvania می باشند.
       
      نتیجه بخش اول: هیچ یک از دانشمندان و سومری شناس کنونی زبان سومری را ترکی نمی داند! البته توده ای های سابق و پان ترکیستان ترکیه که همواره و متکبرانه فضل فروشی می کنند اما هیچ مقاله ای در نشریات معتبر (نه مجله های پان ترکی!) جهان درباره زبان سومری ندارند، خارج از بحث ما هستند.
       
       
       
      بخش دوم – رد ادعاهای گزاف پان ترکیستان
       
      در سال ۱۹۷۱ فردی مجارستانی مقاله ای در مجله معتبر جهانی CA درج و ادعا کرد که زبان مجاری و ترکی و اورال و آلتایی یکی از بازماندگان زبان سومری می باشد. ولی از طریق گونه شناسی زبان ها نمی توان همریشگی آن ها را ثابت کرد و حتا پیوند فرضی میان دو خانواده زبانی اوfرال- آلتایی نیز اثبات نشده است (Britannica: Ural and Altaic) چه برسد به سومری و زبان های اورالی و زبان های آلتایی. استدلال این فرد درست مانند استدلال پان ترکیستان است. زیرا این فرد می گفت چون زبان سومری التصاقی است پس زبان مجاری و سومری از یک خانواده اند. همچنین فرد یاد شده با استفاده از چند واژه مجعول سومری و تلفظ غیر واقعی و تغییر معنی آن ها می خواست بگوید که لغت های مشترک بسیاری میان زبان سومری و مجاری موجود است!! ما متن اصلی انگلیسی پاسخ بیش از ده زبان شناس و سومری شناس بزرگ را به این شخص افراطی در آذرگشنسپ از CA درج کرده ایم. در زبان مجاری مانند زبان ترکی ریشه کلمات همواره ثابت است و لغات با افزودن پسوند های متفاوت به ریشه کلمات ساخته می شود. برای همین در دوران گذشته یعنی (۶۰) سال پیش اشخاصی بودند که فرض می کردند این دو زبان از یک ریشه اند. اما همانطور که در بالا تذکر دادیم نظر همه منابع معتبر بر این است که این دو خانواده (اورالی و التایی) از هم جدا هستند. همچنین ادعای یکی دانستن ریشه زبان ترکی و سومری کلا باطل است. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به کار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی-آلتایت، دراویدی، ژاپنی، و کره ای فرق دارد؛ از این رو که در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.
       
      در ادامه، به برخی از پاسخ های زبانشناسان به این افراط گر مجاری، نگاهی می افکنیم. همین گفتارها در جای خود، ادعای پان ترکیستان را نیز ابطال می کند زیرا استدلال شان درست مانند آن فرد مجاری است. برخی از نوشته های این دانشمندان را در این جا می خوانید. اصل مقاله همان طور که اشاره کردیم در بخش اسناد در پایان این مقاله وجود دارد.
       
       
      «این واقعیت که زبان سومری در عین پیچیدگی، به خوبی شناخته شده است، در صدسال گذشته بسیاری را وادار کرده تا دست به قلم برند و این زبان را در عمل به همه زبان های موجود در سرزمین های میان پلی نزیا و آفریقا ارتباط دهند. نویسندگان چنین پژوهش هایی به گونه ای استوار و قابل اعتماد این نکته را اثبات می کنند که یا زبان خودشان یا زبانی که به آن علاقه مند شده اند به زبان سومری باستان مربوط است. قاعده ی ای نگونه پژوهش ها آن است که پژوهشگران یادشده، چند واژه ی شبیه به واژگان سومری و تعدادی از ویژگی های زبانی سومریان را که از بافت متن ها برداشته شده و می تواند با ویژگی های دستوری چند زبان دیگر هم شباهت داشته باشد، به عنوان دلیل ادعای خود مطرح می کنند.»
       
       
      « تقسیم زبان ها به دو گونه ی «پیوندی» و «تصریفی» تنها بخشی از کل ساختار زبان را، که ساخت شناسی واژگانی نامیده می شود، دربر می گیرد. شباهت ساخت شناسی واژگانی میان دو زبان، لزوما به معنای همریشه بودن آن دو زبان نیست.»
       
      برای مثال، همه زبان های زیر زبان هایی پیوندی هستند، اما در گروه هایی متفاوت قرار داده می شوند:
      زبان های آفریقایی همچون بانتو، سواحیلی…..؛
      زبان های دراویدی همچون تامیل و مالزیایی…..؛
      زبان های بومی استرالیا…؛
      زبان های بومی آمریکا…؛
      زبان های قفقاز همچون گرجی و چچنی و لازی و اودی و لزگی..؛
      زبان های هند و اروپایی همچون زبان تخاری و تا اندازه ای کمتر زبان های آلمانی؛
      زبان های پلی نزیایی.
      و زبان های اورالی،
      و همچنین زبان های آلتایی
       
      نویسنده ای در این باره می گوید: «برای مثال، تخاری که زبانی هندواروپایی است، همانند سومری و مجاری، زبانی پیوندی به شمار می رود، اما هیچ کس زبان تخاری را به این دو زبان ربط نمی دهد. در نتیجه سالها پژوهش بر روی بسیاری از زبان ها از نظر پیوندی، تصریفی، یا جداگانه بودن زبان که موضوعی پرسابقه است ولی امروزه مورد تردید قرار دارد، من به این نتیجه رسیده ام: از دیدگاه من، این مفاهیم سه گانه (پیوندی، تصریفی، و جداگانه) حداکثر، مراحلی است که زبان ها ممکن است یا باید در گذر قرن ها از آن عبور کنند. همچنین از نظر من، چگونگی دسته بندی زبان ها به ویژگی های بنیادین آن ها بستگی دارد. برای مثال، زبان انگلیسی را امروزه به عنوان زبانی مستقل می شناسیم، اما این نکته پذیرفته شده است که این زبان پیش تر تصریفی بوده است و آثار تصریفی بودن هنوز در ساختار فعل های آن باقی است. اما اگر به گروهی از واژگان مانند “parent, parenthood,…” ، “man, manly, manliness,…” ، و “rest, restless, restlessness,…” توجه کنیم، دیگر نمی توان ویژگی های پیوندی، به معنای کلاسیک را، در آن انکار کرد.»
       
       
      همچنان که همه می دانند، زبان عربی و زبان کردی از لحاظ ساختار لغت هر دو زبانی تصریفی می باشند ولی تا به حال هیچ کس ادعای هم خانواده بودن این دو زبان را نکرده است. ساختار لغت تنها یکی از ده ها ابعاد یک زبان می باشد. اما همان طور که اشاره کردیم زبان سومری حتا در شیوه ساختار لغت با زبان های ترکی و مجاری بسیار فرق دارد. پیشوندها و پسوندها در ساختار واژگانی زبان سومری، آزادانه به کار می روند. سومری از این نظر با دیگر زبان های پیوندی آسیایی، مانند اورالی- آلتای، دراویدی، ژاپنی، و کره ای فرق دارد؛ از این جهت که در این زبان ها در هنگام صرف فعل، اسم، یا ضمیر، تنها از پسوندهای معینی می توان استفاده نمود.
       
      برخلاف ترکی، زبان سومری زبانی ارگاتیو است و ارگاتیوتی همانطور که به آن اشاره شده است امری است ثابت تر در دوران تاریخ یک زبان. زبان پهلوی (و بطور کلی زبان های فارسی میانه)، همانند زبان کردی جدید، ارگاتیو گسسته بوده اند. در زبان فارسی میانه (و نیز در زبان های هندو آریایی میانه، هندی جدید، پنجابی، راجستانی، ماراتی، و سندی) «زمان گذشته» در هندو اروپایی اصلی (در قالب استمراری، گذشته کامل، و ماضی نامعین) فراموش گردید و جای خود را به ساختاری داد که اسم مفعول مجهول را دربر می گرفت. برای نمونه در مورد فعل های متعدی، جمله ی I hit him تبدیل شد به He (was) hit by me . در نتیجه ساختاری به وجود آمد که در آن مفعول در حالت مستقیم (نهادی) و فاعل در حالت غیرمستقیم (حالت ملکی قدیم در زبان های ایرانی، و حالت ابزاری قدیم در زبان های هندو آریایی) قرار گرفت.
       
      «تعریف ارائه شده از ویژگی گونه شناختی پیوندی بودن زبان ها بسیار ضعیف است. چراکه این ویژگی اساسا از اهمیت چندانی برخوردار نیست. چنان که یک فرد با مشاهده صدق کردن ویژگی یاد شده در زبان های قفقازی، اورالی، و آلتای می تواند به سادگی به کم اهمیت بودن آن پی ببرد.
      زبان سومری در بسیاری از موارد کاملا با زبانهای اورالی فرق دارد. برای نمونه، در زبان های اورالی صرف فعل تنها به وسیله پسوندها صورت می گیرد، اما در زبان سومری علاوه بر پسوندها، انواع گوناگونی از پیشوند وجود دارد که به فعل افزوده می شوند. ضمایر مفعولی، وجه نماها و مفاهیم واژگانی به واسطه این پیشوندها تعیین می شوند. برای نشان دادن تعدد و نیز شدت یک حالت «بن» در زبان سومری می تواند تکرار شود؛ حال آن که این ویژگی در زبان های اورالی(و التایی) وجود ندارد. درهر صورت، ویژگی های مربوط به گونه شناسی زبان ها حداکثر می تواند یافته هایی آزمایشی به شمار آید و نمی توان آن ها را سندی بر ارتباط دیرین دو یا چند زبان دانست».
       
       
      «اگر همریشه بودن تکواژهای موجود در دو زبان را نتوان با استفاده از قوانینی پایدار اثبات نمود، همانندی ساختار جمله در آن دو زبان به هیچ وجه نمی تواند دلیلی بر همریشه بودن آن ها باشد. چنان که زبان انگلیسی جدید با داشتن بن های تک هجایی بسیار و تعداد اندکی «دگرواژ»، از نظر برخی ویژگی های ساختاری بیشتر شبیه به زبان چینی است تا زبان های آنگلوساکسون، لاتین، و روسی. در هر صورت گونه های ساختاری زبان ها کم شمار هستند و حدود ۳۰۰۰ (یا بیش از ۳۰۰۰) زبان موجود در جهان را فارق از ریشه ی آن ها می توان از نظر ساختاری به چند دسته تقسیم نمود. به علاوه، کلوگ (سومرشناس) معتقد است که زبان سومری را نمی توان از نظر ساختاری با خانواده زبان های فینو- ایغوری مقایسه کرد، بلکه این زبان با زبان های حامی و بسیاری از زبان های سودانی قابل مقایسه است. همچنین «مِین هاف» (۱۹۱۵-۱۹۱۴ (برای نخستین بار مشابهت های زبان سومری و برخی زبان های آفریقایی (بانتو و حامی) را تشخیص داد».
       
      نتیجه:
       
      تفاوت های بسیاری از لحاظ ساختار لغت و دستور زبان بین زبان های سومری و زبان های التایی و اورالی وجود دارد و ادعای پان ترکیستان در این زمینه هم کاملا پوچ هست.
       
      بخش سوم: جعلیات پان ترکیستان درباره لغت و عددهای سومری.
       
      یکی از پان ترکیستان چند ماه پیش از نوشتن این مقاله یک فهرست لغت همانند سومری و ترکی برای ما فرستاد. وی با تصور این که من دسترسی به لغت نامه سومری ندارم گمان می کرد که می تواند چند لغت سومری را جعل کند و بعد ادعا کند که زبان سومری و ترکی از یک خانواده می باشند. این فهرست لغات هیچ شباهتی با واژگان موجود در لغتنامه معتبر سومری که در اینترنت موجود هست نداشت. این لغت نامه معتبر در این صفحه موجود می باشد:
      http://www.sumerian.org
       
      و در آذرگشنسپ این لغتنامه را جا داده ایم که:
       
      Sumerian Lexicon (2000)
       
      ما اینجا به واژگان بسیار ساده یعنی مادر و پدر نگاه میفکنیم. این پان ترکیست می گوید که واژه مادر در ترکی (آنا) با واژه سومری امه (ama) یا اوما (umum) از یک ریشه است. اما وی مثلا زبان عربی و لغت «ام» (Omm) را که همصدا با واژه متناظر سومری می باشد، نادیده گرفته است. همچنین در فارسی و انگلیسی لغت ماما و مام هم با این واژه سومری همصدا است. دوباره خواننده را به مطالعه نقل قول هفتم در بخش دوم این مقاله رجوع می دهیم. همچنین این پان ترکیست ادعا می کرد که واژه «آبا» در سومری همسان واژه آتا در ترکی می باشد. دوباره ما اینجا اشاره می کنیم که آبا در عربی درست مانند آبا در سومری می باشد. و پاپا در فرانسوری و بابا در فارسی هم از نظر صوتی شبیه به آبا سومری هستند. همچنین اپا در المانی یعنی پدر و با وجود تغییر پ به ب در بسیاری از زبان ها – آلمانی ها هم می توانند به شیوه پان ترکیست ها ادعا کنند که زبان سومری یک زبان آلمانی است.
       
      درباره اعداد سومری این پان ترکیست فراتر رفته است و مدعی شده است که عدد «دو» در زبان سومری ikki هست! زیرا عدد دو در زبان ترکی iki- می باشد. اما با تحقیق در یک لغتنامه سومری و اکادی ما این عدد ها را یافتیم:
       

    4. ايران ويچ می گوید

      برای تفریح خواننده ما واژگان مشابه زبان های هندو اروپایی و به خصوص زبان هندو اروپایی لاتویان را با سومری در این جا از اینترنت گرفتیم:
       
      Sumerian and PIE
       
      Sumerian and PIE 2
       
      Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence – Latvian Comparison 1
       
      Sumerian and proto-Indo-European Lexical Equivalence – Latvian Comparison 2

      همچنین در این جا شباهت زبان تامیل و سومری که در چند مجله معتبر به ان اشاره شده است:
      به اسناد (۱) نگاه کنید.
      و همچنین به اینجا:
      Lexical Correspondences between Sumerian and Dravidian
       
      Sumerian si-in and Old Tamil cin: A study in the Historical Evolution of the Tamil Verbal System
       
      Sumerian :TAMIL  of the First CaGkam
       

  22. تورک اوغلو می گوید

    یک کشف اتفاقی بسیار جالب

    برید به ادرسی که میگم این ادرس مترجم زبان گوگل است بعد تنظیمات ورودی فارسی و خروجی انگلیسی را انجام بدید عبارت (پارس کردن) را تایپ کنید خواهی دید که ان را در انگلیسی ( barking ) ترجمه میکند حال در همان ادرس تنظیمات را به ورودی انگلیسی و خروجی فارسی(perssian) تغییر دهید و عبارت (barking ) را تایپ کنید حال در ترجمه فارسی ان کلمه به جای عبارت ( پارس کردن ) کلمه ( پارس ) را خواهد اورد
    نتیجه این که حتی گوگل هم به فارسا سگ گفته …
    جالب بود مگه نه گوگل چه کار ها که نمیکنه از فردا برن فیلترش کنند…
    ادرس مترجم زبان گوگل
    translate.google.com
    همچنین اگه کلمه (barking ) را در لغت نامه های انگلیسی به فارسی پیدا کنید که من از حییم استفاده کردم در ترجمه فارسی این کلمه نوشته
    پارس کردن سگ ، عوعوی سگ ، واق واق سگ این هم جالب بود مگه نه…

    اینها هم معنی زبانشان در لغت نامه هاست که البته فکر کنم اکثرا خبر دارن

    در لغت نامه دهخدا دقیقا به صورت زیر نوشته:

    پارس ؛ پارس . (اِ) آواز سگ . بانگ سگ . علالای سگ .عَوعَو. هفهف . عفعف . وَغواغ . وَعوع . وَکوَک . نوف .- پارس کردن ؛ عوعو کردن سگ . نوفیدن

    در لغت نامه معین هم دقیقا به صورت زیر نوشته:

    پارس ؛ [ تر. ] (اِصت .) آواز سگ ، عوعو

    معنی پارس در لغتنامه ها

    اینها هم معنی زبانشان در لغت نامه هاست که البته فکر کنم اکثرا خبر دارن

    در لغت نامه دهخدا دقیقا به صورت زیر نوشته:

    پارس ؛ پارس . (اِ) آواز سگ . بانگ سگ . علالای سگ .عَوعَو. هفهف . عفعف . وَغواغ . وَعوع . وَکوَک . نوف .- پارس کردن ؛ عوعو کردن سگ . نوفیدن

    در لغت نامه معین هم دقیقا به صورت زیر نوشته:

    پارس ؛ [ تر. ] (اِصت .) آواز سگ ، عوعو

  23. تورک اوغلو می گوید

    البته توجه داشته باشید عباراتی مانند (نام قومی ، نا زبان ایرانیان، نام استانی در ایران ) جرء معانی نیست بلکه کاربرد های کلمه است

    مثلا فرض کنید نام من (احد ) باشد. حال

    ۱-یکی از نام های خداوند است
    ۲- احد یکی از نام هاست که ایرانیان بر فرزندان خود میگزارند
    ۳- احد در سوره توحید وجود دارد
    ۴-احد نام نویسنده این سایت است

    هیچ کدام از عبارات بالا معنی احد نیست بلکه معنی احد ( یکتا ) است و موارد بالا هم فقط کاربرد های احد است در این لغت نامه ها هم برای پارس چندین کاربرد نوشته اما در معنی کلمه فقط عبارات ذکر شده را نوشته که فقط همان (آواز سگ) است

    1. امیرخان می گوید

      جناب ترک اوغلان اگه کمی سواد مطالعه کردن رو بلد بودی میدونستی که ترکان بعد از اینکه دولت ساسانی منقرض شد برای اینکه اعراب ضرری به ترکان نرسانند مسلمان شدن و بعد یک دو قرن بعد از این واقعه با توجه به موقعیت بسیار والای ایران ترک ها یواش یواش به قسمت های شمال شرقی ایران پناه آوردند و در زمان سلطان محمد غزنوی بود که ترکان وارد ایران شدن و در زمان هجوم مغولان(همان ترکان!) به اوج خود رسید! ولی تشویقت میکنم چون ذهن خیالپردازی رو داری!

      1. امیرخان می گوید

        در ضمن هیچ میدانستی که مراغه به معنی محل غلت زدن خر هست یا نه؟!!!

        1. خسرو می گوید

          آفرین به امیرخان عزیز

          1. کوروش بزرگ می گوید

            دمت گرم برادر خسرو دمت گرم جناب امیر خان ❤

        2. cj می گوید

          تو هیچ می دونی تمدن مراغه رو

          صد مرتبه بیشتر از تهران شوماست

          او زمان مراغه یکی از شهر های بزک اولی حکومت یعنی مادها دولت ترک بود اما تهران(ببخشید طهران آخه زبانه شما ۳۳ لهجه عربی ست پس عربی بنوبسیم) هیچ گوه هم نمی تونست بخوره

          1. ايران ويچ می گوید

            عزیزم خودت رو اصلا ناراحت نکن گوه ها رو گذاشتیم شما بخوری چون ما به قول شما نمی تونیم بخوریم.
            برو کتاب پانترکیسم ایران و آذربایجان نوشته محمد رضا محسنی رو بخون سپس بیا زر زر کن
            پانترک نادان اونجا دست اون مجله امید زنجان رو با اون دروغ گنده ای که در باره زبان پارسی و عربی گفته بود حسابی رو کرده. اونجا نامه سازمان یونسکو رو که ریده به هیکل گندتون رو اورده.
            پانترک احمق نشان چلیپا نشان مسلم و بی گمان آریایی ها در تپه حسنلو و غار مراغه یافت شده است پس بهتر بشینی سر جات و زیادی زر زر نکنی

          2. محمد می گوید

            چی شد ، مادها رو هم تورک کردین؟؟؟؟!!!!خدایا شر این تورک ها رو از سر تاریخ کم کن

          3. کوروش بزرگ می گوید

            ای لاوی یو داری برادر محمد ❤❤❤❤😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅

        3. سهند می گوید

          درود امیرجان

      2. علی می گوید

        به هر حال ترکیم و افتخار میکنیم همین ترکا بودن شما نمک نشناسارو شیعه کردن وازعرب شدن محافظت کردن ترکایه سفید اناتولی شیعه وارد اذربایجان و ایران شدن

    2. خسرو می گوید

      ممکنه بگی چرا همه مفاخر آذرآبادگان از قدیم تا جدید به ایران و زبان فارسی افتخار میکنند؟ نظرت در مورد استاد شهریار چیه پان عرعر؟

      فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد

      در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد

      گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد

      فلک این شیرگیر اهو ،شکار گرگ و تازی کرد

      وطن‌خواهی در ایران‌ خانمان‌ بردوش‌ شد چندی

      بجز در سینه‌ها آتشکده ‌خاموش‌ شد چندی

      بدان‌ با جان‌ پاک‌ موبدان ‌آزارها کردند

      سر گردن ‌فرازان‌ را فراز دارها کردند

      که‌ تا احرار در کار آمدند و کارها کردند

      به‌ شمشیر و قلم با دشمنان‌ پیکارها کردند

      نخستین‌ فتح‌ و فیروزی نصیب‌ آل‌ سامان‌ شد

      بدور آل‌ سامان‌ کار این‌ کشور به‌ سامان‌ شد

      گه ان شد که ایرانی سبک خواند گران جانی

      به‌یاد آرد زبان‌ و رسم‌ و آیین‌ نیاکانی

      دگر ره‌ مادر ایران‌ ز نسل‌ پاک‌ ایرانی

      مثال‌ رودکی زایید و اسماعیل‌ سامانی

      پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام

      سترون‌ از نظیر آوردن‌ وی مادر ایام

      ‌چو دید آمیخته‌ خون عجم با لوث‌ اهریمن

      به‌جای خوی افرشته‌ عیان‌ آیین‌ اهریمن

      ‌نژادی خواست‌ نوسازد ز بیم‌ انحطاط‌ ایمن‌

      سلحشور و هنرآموز و پاک‌ آیین‌ و رویین‌تن

      ‌پی افکند از سخن‌ کاخی ز قصر آسمان‌ برتر

      در آن‌ جام‌ جم‌ و آیینه‌ی دارا و اسکندر

      به‌گاه‌ نیش‌، کلک‌ آتش‌ آلودش‌ همه‌ خنجر

      به‌گاه‌ نوش‌، نظم‌ شهد آمیزش‌ همه‌ شکر

      چو از شهنامه‌،فردوسی چو رعدی درخروش‌ آمد

      به‌ تن‌ ایرانیان‌ را خون ملیت به‌جوش‌ آمد

      زبان پارسی گویا شد و تازی خموش‌ آمد

      ز کنج‌ خلوت‌ دل‌ اهرمن‌ رفت‌ و سروش‌ آمد

      به‌ میدان‌ دلیری تاختی بوالفارسی کردی

      کسی با بیکسان‌ در روزگار ناکسی کردی

      چه‌ زحمت‌ها به‌ جان‌ هموار در آن‌ سال‌ سی کردی

      به‌ قول‌ خویشتن‌ زنده‌ عجم‌ زان‌ پارسی کردی

      عجم‌ تا زنده‌ باشد نام‌ تو ورد زبان‌ دارد

      به‌ جان‌ منت‌پذیر توست‌ این جان‌ تا که‌ جان‌ دارد
      حضرت شهریار

      زنده باد ایران
      زنده باد آذرآبادگان

      1. تورک اوغلو می گوید

        این شعرهای جعلی رو شما فارسای سگ سروده اید و به شهریار ما نسبت می دهید این وصله ها به ما نمی چسبد شما برید به همون خرتوسی تون برسید که بزرگترین خیالپرداز دنیاست و به قول خودش سی سال خودشو پاره کرد و آخرش چی یه مشت مهملات بی پایه و اساس که همش چاخان بود به هم بافت و برای همین مورد استقبال قرار نگرفت .۲نکته جالب اینه که
        ۱.خرتوسی سی سال شاهنامه رو نوشت تا به قول خودش فارسی رو برای عجم زنده کنه و فارسی الان ۶۰ درصدش عربیه پس اگه اون این کارو نمی کرد فارسی چند درصدش عربی می شد حتما ۱۶۰ درصدش!!!!آخه این چه زبون مزخرفیه که با وجود کار فردوسی باز همه اش عربیه حالا باید پرسید که اصلا ارزش داشت که فردوسی سی سال وقتش رو صرف زبانی کرد که آخرش ۶۰ درصدش عربی شد پاسخش معلومه فارسی اصلا وجود خارجی نداشته و یک زبان بی خودی است که ساخته و پرداخته ذهنهای خیالپردازی مثل خرتوسی و غیره است
        ۲.نکته دیگر اینکه فردوسی خودش می گه عجم زنده کردم بدین فارسی و عجم در عربی یعنی گنگ و همین نشون می ده که زبانی به اسم فارسی وجود نداره و فردوسی اون رو از توی آستینش در آورده زبان مزخرفی که برای ساده ترین چیزها لغت نداره برای انسان هوا وغیره
        شما برید به همون کورش حرومزاده تون برسید و اون تخت جمشید و پاسارگاد مسخره تون که خوشبختانه در حال تخریبه ایشالله هر چی زودتر آذربایجان از ایران دجدا بشه تا ما دیگه مجبور نباشیم فارسی بخونیم و با شما سگا دمخور بشیم من صدبار شرمم می شه که بگم ایرانیم یاشاسین آذربایجان جنوبی

        1. آذر اوغلو می گوید

          واقعا خیلی بیشعور هستی تورک اوغلی, معلومه برخاسته از یک خواستگاه اجتماعی کم خرد و الاغ پرور هستی, مردک فردوسی از جمله بزرگترین شاعران جهانه چطور جرات میکنی توهین کنی؟ خوب سند و مدرک بیار شعر مال شهریار نیست! چرا تورک اوغلی در همه کامنت هایی که داری توهین میکنی؟ من که شک دارم تو آذربایجانی هستی چون شرف نداری

        2. خسرو می گوید

          منطق و پاسخ تورک اوغلی را هم دیدیم, خدا رو شکر این مزدور خودش را کاملا نمایان کرده, ولی با توجه به پاسخهات چند نکته واسم روشن شد:
          ۱- حرام زاده تو هستی
          ۲- خر تو هستی
          ۳- انشاالله شما هم مثل خر به سوی قره باغ روان میشین و توسط ارمنی ها مورد لطف قرار میگیری اونوقت قدر ایران را میفهمی

          1. دیاکوی کبیر می گوید

            بنویس خره باغ

        3. بهمن سوشيانت می گوید

          متاسفم فقط همین
          ادب مرد به ز دولت اوست
          با این فحشها شخصیت خونوادتو میبری زیر رادیکال
          فردوسی و شهریار موندن. تو کجای این دنیایی؟ بعد مرگت میتونی مث حضرت فردوسی هزار سال از خودت اسم و کتاب یادگار بزاری؟
          ادم نیستی لااقل ادب داشته باش که خونوادت زیر سوال نره

        4. ايران ويچ می گوید

          ۱)نادان بی سواد ما شعر جعلی میسازیم!!!!؟؟؟
          ۲) نادان شعر جعلی برای شاعری ساخته میشود که در قید حیات نباشد. یه چیزی این پانترکهای خر کردن تو کله پوکت هزیون میگی عزیزم
          ۳)شادروان شهریار چگونه زنده بود و در دولت جمهوری اسلامی که هرگز نژاد گرا نیست نیومد بگه این شعر مال من نیست!!!؟؟؟ نکنه میترسید بکشنش نادان!!!؟؟؟ چرا در هنگام مرگش این شعرش رو انکار نکرد!!!؟؟؟
          ۴) نادان این بخواهی تحریف کنی اسناد انکار ناپذیر در کشور بزرگتون ترکیه را چیکار میکنی!!!؟؟؟
          ۵) برو ۱ پژوهش کوچولو اندازه همان خردت در باره سلطان رشاد عثمانی بکن سپس بیا این چرت و پرتا رو برای ما ردیف کن
          ۶) ما آنقدر شاعر داریم که حتی نامشون هم بلد نیستیم نیازی به جعل کردن شاعرای شما نداریم
          ۷) آریایی بودن نژاد مردم آذربایجان یک حقیقت انکار ناپذیر است که دانش ژنتیک بارها آن را ثابت کرده است اکنون این شعر چه از شادروان استاد شهریار باشد چه نباشد کوچکترین تاثیری در اصل موضوع ندارد بیخودی خودت رو جر نده
          ۸)کافر همه را به کیش خویش بیند نادان هنوز چندی از آبروریزی پانترکها در جعل شعر نظامی گنجوی نگذشته که دنیا رو به خنده انداخت اونوقت تو پانترک تاریخ دزد از جعل شعر استاد شهریار میگی!!؟؟
          ۹) همه دنیا از چین تا روم تاریخ شما رو جعل کرده اند
          ۱۰) برو دم خونه خودتون بازی کن بچه پانترک اینجا سرزمین همیشه جاوید ایران برو این زوزه ها رو تو گله گوسفندان بکش. شیر مردان و شیر زنان آریایی را ترسی از زوزه گرگ ها نیست
          پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ

          1. ماردين می گوید

            اریایی های باشرف و عزیز.فک کنم این پان خر بی ادب مادرش رفته ترکیه یه کارایی کرده که خودشو ایرانی نمیدونه

          2. علی می گوید

            کشوربزرگمون ترکیه ما قزلباشا با ترکیه جنگها کردیم و خونها دادیم این که الان باعث میشه ما به ترکیه نزدیک باشیم باعثش شما احمقها هستید اینو بدون ملتی اگه زیر ظلم و تحقیر باشه اون ملت بهم نزدیک میشه و اون روز میاد که ترکا با هم متحد باشن اینو بدون اگه قرار هست از ایران جدا بشیم مهاجرت نیست بلکه با خاکش جدا میشیم ولی امیدوارم شیعه هایه فارس نظر تو ایرانویچ کرد سنی رو نداشته باشن که اگه داشته باشن فاتحه ایران خوندس چون تو کشوری که عرق نلی نباشه وطن پرستی نباشه فاتحه کشور بازم خوندس

        5. امیرخان می گوید

          اینان به این علت فردوسی را دوست ندارند:یک در شاهنامه فقط ایران و ایرانیان را ستوده و هیچگونه ستایشی از ترکان و اعراب نکرده است…در ثانی در شاهنامه فردوسی حکیم طوس روی خوشی به ترکان نشان نداده است چون آنان سرزمین های آباد ایران رو با قتل و وحشیگری تمام غارت میکردند…ثالثا قضاوت کردن در مورد خوبی و بد افراد در حد آدم های معمولی چون من و تو نیست..چهارما فردوسی مال همه ایرانیان است نه ترک و فارس و عرب…پنجما شعر های فردوسی چاخان نیست…فردوسی در کتابش شاهنامه بارها متذکر شده که این شعرهایی را که میخوانی داستان فرض نکن و در عمق انان تفکر کن…چرا که از آغاز شاهنامه تا پایان آن مفاهیم اصلی داستان های آن برخورد عدالت و اسیری و پیکار عدالت طلبان و حق جویان در برابر ظالمان روزگار است…و البته شاهنامه کاملا بر اساس سندهای تاریخی نوشته شده و فقط در تشریح رستم کمی از زبان حماسی استفاده کرده! به همین خاطر است که بهش حماسی میگوید و این اثر عظیم در دنیا مانند ندارد و یکیش هم ایلیاد و ادیسه هور میباشد…در ثانی هیچ موقع شاعرانی که از لحاظ فکری و ادبی با یکدیگر همخوانی ندارند نباید قیاس کرد…فردوسی با افرادی چون سمرقندی و اینا قابل قیاس هست چون آنان کارشان سرودن شاهنامه بود که فردوس کار ان را به پایان رساند و در مقایسه با آنان سرآمد تر است اما شهریار با افرادی چون حافظ سعدی و پروین اعتصامی هم ردیف است که اگر شعرهای این سه رو درکنار یکدیگر قرار بدی خودت متوجه میشوی که شعر های این فرد احمق(شهریار) در مقابل حافظ و سعدی و پروین حرفی برای گفتن ندارد همه شعرهایش تقلید از حافظ و سعدی است! در ضمن کوروش در میان نسل امروز خیلی محبوب تر از انانی است که تو فکرش را میکنی…درکت میکنم چون شما از چنین افراد بزرگورای ندارید خیلی حرص میخورید!

          1. علی می گوید

            تو که هستی از ترکایه شیعه که ایران رو اباد کردن و نزاشتن سنی و عرب باقی بمونید چی هر جقدر بدی کرده باشن خوبیشون بیشتره ترکایه قزلباش شیعه رو میگم

          2. زتتا می گوید

            حالا خوبه کوروش پارس تمدنهای بزرگ دنیا رونابودکرد مثل بابل ومادومصروهند ولیدی . کارهاش عین چنگیز بود

  24. خسرو می گوید

    کیریشچی و هوش پان ترکانه

    از نکات جالب توجه کتاب حاضر، مقدمه مترجم آن است که در همان اولین سطر مرزها را مشخص می کند و می فرماید ” غالب آثاری که تا کنون درباره تاریخ ایران نگاشته شده است با غرض ورزی ها و گرایش های آریا محورانه بوده است ” و آنگاه در مقدمه چهار صفحه ای خود سه بار به ناصر پورپیرار و کتاب ” دو قرن سکوت ” او استناد می کند.
    از همان آغاز مشخص می شود نویسنده کتاب ، جناب مرحوم کیریشچی، در راستای هویت سازی جعلی پان ترکی به توهم بافی روی آورده است و مطالب کتاب با اجماع مورخان برجسته جهان سازگاری ندارد و بیشتر در قالب فرضیاتی قوم گرایانه و البته نمایان گر نبوغ و هوش پان ترکانه ایشان است. ایشان در صفحه ۳۱ کتاب مستطاب خویش می فرماید ” مؤلفان ” تاریخ حقوق ” دانشکده هامیلتون به صراحت می نویسند که ” قدیمی ترین ساکنان بابل یعنی سومریان غیر سامی و شاخه ای از شاخه های قوم مغول بوده اند ” و آنگاه هنگامی که در پانویس به دنبال مرجع این نوشتار می گردیم مشخص می شود که منظور نویسنده از مؤلفان تاریخ حقوق دانشکده هامیلتون جناب علی پاشا صالح می باشد – از پان ترکان موثق نویسنده -.و در ادامه می فرماید بر اساس روایات کتب قدیم بنی اسرائیل، بابل قدیمی ترین سکونت گاه بشر بوده است که این استناد هیچ ربطی به شاخه ای از شاخه های قوم مغول بودن سومریان ندارد. ایشان هر گاه به علی پاشا صالح استناد می کند، منبع مطالب خود را محققان اروپایی جلوه می دهد. مثلا ” علی پاشا صالح از زبان محققان اروپایی چنین می نویسد : سومری ها نخستین ساکنان بابل بوده اند که از قدیم الایام به شهر نشینی خو گرفتند “(صفحه ۳۲). و جمله های قصاری همچون “سومریان پدید آورندگان نخستین تمدن عالی بشری” و یا “سومریان نخستین قانون گذاران تمدن بشری”( صفحه های ۳۲ و ۳۳). همچنین از اولجاس سلیمان ، محقق شهیر قزاقستانی !!! نقل شده است سومریان سه هزار سال زودتر از چینیان که دو هزار سال پیش استخراج آلومنیوم می کردند، سل الکترولیز و آلومنیوم را کشف کرده بودند (صفحه ۳۵). البته از دیگر خدمات سومریان ، یعنی نیاکان باستانی ترکان! به تمدن بشری ، وضع قوانین، اختراع الفبا ، تقسیم شبانه روز به ۲۴ ساعت ، هر ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه ، و تقسیم دایره به ۳۶۰ درجه می باشد (همان صفحه).
    فتبارک الله احسن الخالقین!
    نویسنده در راستای تفکیک هویت ترک زبانان ایرانی از هویت آریایی، به تمدن خواری روی می آورد و ایلامی ها، هیتی ها، کاسیان، اورارتوییان، هوریان، گوتیان، لولوبیان، ماننا ها، امردها، سکا ها، ماساژت ها و … را غیر آریایی و ازنیاکان ترکان قلمداد می کند. ماد ها را متشکل از اتحادیه ای از طوایف التصاقی زبان و در نتیجه ترک! معرفی می کند و پارت ها را قومی ترک بر می شمارد که سلسله اشکانیان را پدید آورده اند. هوش پان ترکانه ایشان به حدی است که حتی زبان گات های زرتشت را ماننایی – ترکی باستانی – معرفی می کند (صفحه ۲۴۹).
    یکی از سخیف ترین سوء استفاده های جناب کیریشچی، استفاده از منابع استادانی همچون دیاکونوف، گیرشمن، حسن پیرنیا، ناتل خانلری، و غیره به طریقی تحریف آمیز و در راستای تأیید هویت سازی دروغین پان ترکانه می باشد. برای نمونه ایشان در صفحه ۲۳۶ کتاب خود می فرماید : ” نیاکان ترکان یعنی اقوام و طوایف التصاقی زبان! ، چند هزار سال پیش از میلاد، دارای ادبیات شفاهی ( شعر و نثر ) بسیار غنی و پرباری بوده اند و هستند.” آنگاه جهت معتبر جلوه دادن فرضیه قوم گرایانه خود – و بدون اشاره به اینکه دکتر پرویز ناتل خانلری مادها را آریایی می داند – با استناد به ایشان می فرماید : ” ناتل خانلری اظهارات “دنیون” از مؤلفان قدیم را در این خصوص چنین نقل کرده است : دنیون می نویسد که در نیمه اول قرن ششم پیش از میلاد، شاعرانی در دربار شاهان مادی بوده اند و موضوع شعر های خود را از روایات ملی اقتباس کرده اند.” ” چندین داستان و افسانه از دوره ماد ها در نوشته های مورخان یونانی نقل شده که از روی آن ها می توان پی برد که در زمان ماد ها داستان ها یا منظومه های داستانی وجود داشته است اما هیچ یک از این آثار مستقیما به زمان های تاریخی نرسیده است.” توجه بفرمایید که این استناد به ناتل خانلری به هیچ وجه مصدق ترکی بودن این داستان ها و منظومه ها نیست و حضرت کیریشجی صرفا جهت اعتبار بخشیدن به کتاب تخیلی خود از نام ایشان استفاده کرده است.
    نویسنده در صفحه ۶۳ کتاب خود طی جدولی با سر هم کردن چندین واژه به همسانی و قرابت واحد های لغوی زبان های التصاقی منطقه! از جمله ایلامی، ماننایی، سومری، کاسی و مادی با زبان های ترکی معاصر می پردازد و بدون ذکر منبعی – هیچ کتاب یا مقاله ای – می افزاید در این مقایسه از پژوهش ها و آثار اولجاس سلیمان و پرفسور عثمان ندیم تونا! بهره جسته است. از نکات بسیار جالب این جدول این است که ایشان برای اثبات ترک بودن مادها، واژه “بابا” را مادی معرفی کرده و با واژه “بابا” در زبان ترکی مقایسه کرده است!
    نویسنده یک بار دیگر در صفحه ۶۵ کتاب، طی جدولی به مقایسه واژه های سومری! و ترکی آذری می پردازد و بدون ذکر هیچ منبعی، آن را از پژوهش های اولجاس سلیمان می آورد.
    از اکتشافات دیگر جناب کیریشچی – که نمایانگر هوش پان ترکانه ایشان است – پی بردن به صورت واقعی نام فرورتیش مادی است. ایشان فرورتیش مادی که به گواه سنگ نبشته داریوش کبیر در بیستون، پس از مرگ بردیا و قدرت گرفتن داریوش سر به شورش برداشته بود را یکی از قهرمانان ترک معرفی می کند که نامش به تدریج از کلمه فرورتیش به “فرهاد” در طول اعصار در ادبیات شفاهی خلق آذربایجان تبدیل گشته است ( صفحه ۲۲۱ ).
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

  25. آذر اوغلو می گوید

    پانترکان نماینده ی آذری ها نیستند.ما آذری های با غیرت جانمان را برای میهنمان می دهیم.پانترکانی که خودرا نماینده ی آذری ها می دانند به آریایی ها و فردوسی و کوروش توهین می کنند.این در شان آذری ها نیست.ما آذری ها خود را ایرانی می دانیم و شیفته ی فردوسی هستیم.ما بهتر است بمیریم تا تجزیه طلب باشیم.ترکان از ما نیستند.ترکان یعنی چنگیزها،یعنی تیمور ها،یعنی عثمانی های متجاوز.اینان دشمنان خونین ایرانند.ما آذری ها بس با این ترکان زورگو متفاوتیم.پانترکان به پارسیان توهین می کنند .در یکی از این وبلاگ های پانترکی دیده بودم که یک پانترک به گیلک ها نیز توهین کرده بود.گیلک ها هم میهنان ما هستند و ما آذری های با غیرت هرگز این توهین های ناموسی و زشت را نمی پذیریم.توران بزرگ و مغولستان و ترکیه در شان مانیست.مردم آذربایجان با اشعار فردوسی آرام می گیرند و این شاهکار ادبی را می ستایند و فردوسی را پدر خرد و اندیشه می دانند.آن گاه شما پانترکان به فردوسی توهین می کنید که چه؟که حقتان را پس بگیرید؟نه ،ما آذری ها ایران را میهن خود می دانیم.ترک غارتگر ما نیستیم.ما آذری هستیم.ما آریایی هستیم.ایران وطن ماست نه ترکیه. ونه توران بزرگ باهر اندازه ای .زبان ترکی از مانیست.ترکی زبان زوری ماست.فارسی زبان شعر و ادب و هنر است که زبان ماست نه زبان کسانی که روزی به میهن من حمله کردند.سعی نکنید با زبان ترکی با من حرف بزنید چراکه زبان من زبان فردوسی است.سعی نکنید که توهین کنید چراکه توهین هایتان ویرایش خواهد شد.سعی نکنید آذری ها را ترک بنامید چراکه ما خود را ترک نمی دانیم.من با هر پانترک خائنی در ستیز هستم تا به آنان بفهمانم که نماینده ی من و آذری های دیگر نیستند.من خودم با ترکان واقعی آشنا ام و می دانم انسان هایی اند که ایرانی نامیدنشان توهین به آذری ها است.ایران سرای من است .چرا باید از تمدن هم نژادان خودم روی گردان شوم و به ترکان روی آورم؟چرا از زرتشت،کوروش و داریوش و مهرداد بزرگ اشکانی روی بگردانم و به چنگیز غارتگر و تیمور وحشی روی بیاورم؟چرا باید بیانیه ی آزادی کوروش را بی خیال شوم و به غارتگری ها و کشتار میلیونی چنگیز افتخار کنم؟ چرا باید زبان شعر و ادب را که ده ها شاعر بزرگ جهانی بدان زبان سروده اند غافل شوم و به زبان ترکی که فقط دده قوقود کودکانه را دارد بنازم؟نه این خواسته ای زشت و شوم است.من ترک حمله کننده به ایران نیستم.من ترک جنایتکار مقیم آلمان نیستم.من آریایی ام .من فرزند بابک آریایی ام.بابک ترک غارتگر نبود.پوریای ولی ترک متجاوز نبود.ایرانی بود.آذری بود.
    آری من یک ایرانی آذری ام

    1. تورک اوغلو می گوید

      شما ترک نیستید یک پانفارس سگید که وانمود می کنید آذری هستید این کلکها دیگه قدیمی شده

      1. ايران ويچ می گوید

        نیازی به کلک نیست نادان اشو زرتشت در ۱۸۰۰ پیش از میلاد آن زمانی که اجداد شما گوشت همدیگرو میخوردند ما رو به خردورزی رهنمون کرده است.
        فرهنگ ایران همواره برپایه خردورزی و مهرورزی و دانش بوده هست و خواهد بود. در دل دوستاران راستین کورش بزرگ نشانی از ترس و دروغ نیست.
        پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ

      2. خسرو می گوید

        گم بمیر ترک وحشی

      3. محمد می گوید

        چرا چون حقیقت رو گفت شد پانفارس؟؟؟خدا شفات بده

    2. خسرو می گوید

      درود بر شرف مرد آذری
      یاشاسین ایران
      زنده باد آذرآبادگان

  26. خسرو می گوید

    روفسور ولادمیر مینورسکی در رابطه با زبان آذری می‌گوید: «مردمان بومی و اصیل یکجانشین روستایی و کشاورز آذربایجان در دوران فتح اعراب به لقب تحقیر آمیز علوج (غیرعرب)خطاب می‌شدند. این‌ها به گویش‌های متفاوتی همچون آذری و تالشی تکلّم می‌کردند که هنوز هم امروز جزیره‌هایی از این زبان‌ها در میان مردمان ترک‌زبان آذربایجان دیده می‌شود. تنها سلاح این جمعیت آرام و صلح‌جوی روستایی فلاخَن بود و بابک خرّم‌دین با پشتیبانیِ این گروه بر ضد خلیفه قیام کرد.»

    پروفسور گیلبرت لاژارد هم می‌گوید: «زبان آذری در حوزه آذربایجان رواج داشت و یک زبان مهم ایرانی بود که مسعودی آن را در کنار دری و پهلوی نام می‌برد».
    پروفسور مارکوارت ایران شناس آلمانی در کتاب ایران‌شهر که در سال ۱۹۰۱ م (۱۲۸۰ شمسی) در برلن چاپ کرده بود، در اعلام جغرافیای ایران درباره زبان آذربایجان تصریح کرده بود که: زبان حقیقی پهلوی زبان آذربایجان است که زبان اشکانیان بوده‌است.
    سخن گفتن به آذری در آذربایجان طی نخستین قرن‌های اسلامی در کتاب‌های گوناگون روشن شده‌است. قدیمی‌ترین مرجع در این راستا، گفته ابن مقفع (متوفی۱۴۲ هجری/۷۵۹ میلادی) به نقل ابن ندیم است که زبان آذربایجان را پهلوی(الفهلویه)، منسوب به فهله، یعنی سرزمینی دربرگیرنده اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، می‌شمارد. همین قول در عبارت حمزه اصفهانی (به نفل یاقوت در معجم البلدان) و مفاتیح العلوم خوارزمی منعکس است.

    ذکر واژه آذری را پس از ابن مقفع در کتاب البلدان یعقوبی می‌توان یافت که نزدیک ۲۷۸ هجری/۸۹۱ قمری نوشته شده‌است. وی مردم آذربایجان را مخلوطی از ایرانیان آذری و جاودانیهٔ قدیم می‌شمارد و به نظر می‌رسد منظورش آذربایجانی‌های مسلمان و آذربایجانی‌های پیرو بابک خرّم‌دین است. ابن حوقل (درگذشتهٔ ۳۷۱ هجری/ ۹۸۱ میلادی) نوشته‌است: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان ایرانی(الفارسیه) است که آن‌ها را به هم پیوند می‌زند و عربی نیز میان آنان به کار می‌رود و از آنان که به پارسی سخن می‌گوید، کمتر کسی است که عربی را نفهمد…»

    یاقوت حموی می‌گوید: «مردم آذربایجان را زبانی است که آن را آذری (الاذریه) می‌نامند و مفهوم کسی جز آنان نیست. رواج آذری را هم‌زمان حمله مغول تایید می‌کند. زکریا بن محمد قزوینی در آثار البلاد که در ۶۷۴ هجری/۱۲۷۵ میلادی نوشته شده‌است می‌گوید که: «هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نمانده‌است مگر تبریز». چنین بر می‌آید که دست کم تا زمان اباقا از کارایی ترکی بر کنار بوده‌است.

    «ابوعبدالله مقدسی» نویسندهٔ اواخر سدهٔ چهارم ق.، ایران را به هشت اقلیم تقسیم نموده می‌نویسد: «زبان مردم این هشت اقلیم، ایرانی (العجمیه) است؛ جز این که برخی دری و بعضی پیچیده (منغلق) است و همهٔ آن‌ها فارسی نامیده می‌شود». و می‌افزاید که «فارسی آذربایجان در حروف، به فارسی خراسان شبیه‌است»
    مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به زبانی که از گویش‌های مهم ایران بوده و به فراخور نام آذربایجان آذری خوانده می‌شده‌است، سخن می‌گفته‌اند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از یک دست بوده‌است، تا سدهٔ دهم و به گمان بسیار مدت‌ها پس از آن نیز زبان غالب آذربایجان بوده‌است.

    پس از حملات عرب‌ها گروهی از مردم مراغه از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغی‌ها نامیده می‌شوند و در ۷-۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند. آن‌ها زبان اصلی مادی مراغه آذربایجان را حفظ کرده‌اند و امروز نیز به زبان ایرانی آذری سخن می‌گویند. حمدالله مستوفی، دین مراغی‌های الموت را آیین مزدکی نامیده‌است.

  27. خسرو می گوید

    در زیر نظرات سایر مردم جهان در مورد ترک ها (مغول ها و سین کیانگی ها و اویغورها) آورده شده است:

    ارمنی

    ?հո թուրք չես ترک هستی؟
    կարծես թուրքի տուն լինի همانند خانهٔ ترک می‌ماند.

    روسی

    Незваный гость хуже Татарина مهمان ناخوانده همانند ترک تاتار بد است.

    آلمانی

    Liegt ein Turke tot in Keller در این گور که می‌بینی، ترک خوابیده‌است.

    ایتالیایی

    bestemmia come un Turco همانند ترک بد بود.
    puzza come un Turco مانند ترک سیگار می‌کشد.
    Mamma li Turchi ترک کافر.

    فرانسوی

    C’est un vrai Turc یعنی واقعاً ترک است (در مورد فردی که بی‌رحم و خشن باشد).
    حالا من نمیدونم خود را به چنگیز و تیمور بستن چه افتخاری داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    یاشاسین ایران
    یاشاسین آذرآبادگان

    1. Turkoqlu می گوید

      خاک تو سرت من “ترکم” ولی تو چی هستی؟؟؟ … زاده پانفارس خود را چنگیز و تیمور بستن خیلی بهتر از کوروش و داریوش حرومزاده بستن است.
      اگر ترکها بدند پس چرا یاشاسین!!! تو همون زینده بادت را زر بزن
      افغانی دری زبان نظر خارجی نسبت به فارسها را هم سرچ کن تا بفهمی کجای دنیا قرار گرفتی

      1. خسرو می گوید

        یاشاسین ایران و آذربایجان نه توی حرامزاده

    2. علی می گوید

      آقای خسرو اینها که نوشتید حتی اگر درست باشند میدانید دلیلشان چیست؟ اینها همگی مسیحی هستند و سالیان سال با مسلمانان عثمانی(تورک)در جنگ بوده اند و اکثرا شکست خوردند؛ طوری که تا کشور آلمان به دست عثمانی افتاد ، خوب معلومه که اینها دل خوشی از تورکها نداشته باشند!! سر وانتس نویسنده کتاب دن کیشوت در یکی از همین جنگهای صلیبیها با تورکان یکی از دستهاش رو از دست داد و این اولین جنگی بود (که جنگ دریایی بود)که صلیبها پیروز شدند ، و سر وانتس نوشت حال باورمان شد که تورکها هم شکست میخورد!!!! به عنوان یک هم وطن وبرادر تورک به شما توصیه میکنم ۱-اعتدال را رعایت کنید ۲- خدا را همیشه بالا ی سرتان ببینید۳-برای اثبات خودتان نیازمند توهین به دیگران نیستید .

    3. ماردين می گوید

      عربها هم یکی دارن.
      اگه دیدی پدرت ترک بود ازش فرارکن

  28. ناصر می گوید

    آخرن جمله من،

    یاشاسین منیم دیلیم ، یاشاسین متحد ملت، یاشاسین آزاد انسانلار

    زنده باد زبان من، زنده باد ملت متحد، زنده باد انسانهای آزاد

  29. asar می گوید

    az koja fahmidid bayandorkhan afrasiabe ? har kaso be har kas eshghet keshide rabt dadi esmesho gozashti tahghighe tarikhi.zemnan bani adam azaye yek peykarand az koja midooni pishani bolandhaye dolicosephal ariayiand?! pas taklife zardpoosthaye khorasan ya tajikestan ke farsi harf mizanan chie? labod nofoozihaye mogholan…

  30. تورک اوغلو می گوید

    صدهای کلمه پرکاربرد وجود داره که ترکی هستند و در فارسی استفاده میشه مثل خانم ، آقا ، داداش، ابجی ،قاشق آتش آریا آینه ساچمه قابلمه و…من لیستی از این کلمات را میگذارم که تو خودت هم میتونی برسی کنی اما به بقیه جوابهات نگاه کن به غیر از یه سری فحاشی و بد بیرا هیچ چی نیست خودت هم اگه به لغت نامه ها نگاه کرده باشی به خوبی معنی کلمه پارس را میدونی چیه توی انسانی هستی که قادری حرف پدر تاریخ (هرودوت )را در مورد کوروش کبیر انکار کنی من که دیگه عددی نیستم تو که قادری حرف ناصر پور پیرار را که یک تاریخ دان اصفهانی هست را انکار کنی من کی هستم که بخوام با تو بحث کنم
    به امارت نگاه کن تاجیگستان ۵ میلیون افغانستان ۲۰ میلیون ایران ۳۰ میلیون کلا ۵۵ میلیون هستی بیچاره داری منقرض میشی طبق گفته زبانشناسان تنها زبانهایی زنده محسوب میشه که حداقل زبان مادری ۱۰۰ میلیون نفر باشه
    به امار دیگر زبانها نگاه کن
    چینی یک میلیار
    انگلیس یک میلیارد
    ترک صدها میلیون
    عرب صدها میلیون
    اما تو چی بدبخت تو که میبینی فارسی امار نداری داری منقرض میشی اومدی این چرندیات را مینویسی فحاشی میکنی به زور میخوای دیگران به زبون تو حرف بزنند اما این کار را نمیکنند اخه نمی فهمی مگه از ملت غریبه هم واسه تو ملت میشه به ایرانت نگاه کن زمانی تمام ترکیه ،جمهوری اذربایجان ،افغانستان، تاجیگستان ،قرقیقستان ،قزاقستان و… جر ایران بودن اما حالا چی ما هم که داریم جدا میشیم کردها هم که دارن جدا میشن از ایران فقط کویر باقی مونده اون خلیج فارس هم که خلیج عرب شد عرضه نگه داشتن اون رو هم نداشتی اما به اندازی ۱۰ متر زبان فحاشی داری از ایرانت دیگه هیچ چی نمونده هیچ چی
    این همه کلمات عربی داخل فارسی هست به همین نظر من نگاه کن بین چقدر عربی داره
    کلمه وجود استفاده مثل کلمه بقیه جواب غیر فحاشی لغت معنی انسان قادر حرف تاریخ مورد کبیر انکار عدد قادر حرف انکار بحث منقرض طبق حداقل نفر جمهوری عرب خلیج و غیره

    میبینی یه متن کوتا تا چه حد عربی داره
    شما برای انسان کلمه ندارید معلومه که انسانی بینتان نبوده که براش کلمه بسازید
    میبینی تو زبان نداری اینو بهت قالب کردن تو زبانت عربیه زبانی به اسم فارسی وجود نداره شما از حروف عربی استفاده میکنید اونو هم بصورت ناقص مثلا تمام حرف (ث ص ض ذ ط ظ ) را یک جور تلفظ میکنید در حالی که عربها با تلفظ خودشون ادا میکنند چطور ممکنه این حرف مال شما باشه در حالی که عربها کامل تر از شما اینها را بکار میبرند؟؟؟
    برخی از کلمات ترکی به کار رفته در فارسی
    آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک، اغوز،الاچیق ،باقلوا،بد قلق،بلدرچین،بلغور،بلوک،پاتوق،پلو،تبق،تفنگ ،تلمبه،توتون،چاپ،چاقو،چاق،چکمه ،ساجمه،سرمه،سورتمه ،شلوق ،قوچ،قارچ،قاطی،قالی،قدغن،قراول،قزل الا،قشلاق،قلچماق،قلدر،قِلِق،قنداق،قو ،قورباغه،قوشی ،قوطی،قیچی،قیماق،کشیک چی،کمک،کوک،گلنگدن،یواش،ییلاقی،یونجه،و ……..)
    ادبیات ترکی بسیار غنی تر از فارسی هست در ان زمان که فردوسی با تخیلاتش داشت شاهنامه را می نوشت ما ده ده قورقود را داشتیم کتابی که به ده ها زبان ترجمه شده
    ما نیستیم که میگیم شما سگید این معنی زبانتون هست که میگه شما سگید کافیه بری در یک لغتنامه به معنی زبانت نگاه کنی همان لغت نامه ها که خودتون نوشتید

    1. خسرو می گوید

      بگو پورپیرای تاریخ دان اصفهانی از کدام دانشگاه مدرک گرفته؟ من واسه حرفام صدتا دلیل منطقی آوردم, چرا افتخار میکنی به دزدایی مثل چنگیز و تیمور؟ چرا بی ربط حرف میزنی؟ یه کم اون پان خریسم احمقانه ات را از جلو چشات دور کن بعد حرف بزن, همون هرودت و تاریخ نویس یونانی اگر واسه تو ملاک هستند بارها از پادشاهان ایران به نیکی یاد کردن, تازه این پورپیرای تو هم که هرودت را انکار میکنه میگه اصلا هخامنشیان وجود نداشتن ولی هرودت میگه داشتن, شما پان خریستها به هیچ رفرنسی وفادار نیستین و فقط قصد تاریخ دزدی و فرهنگ دزدی دارین, چرا به سایر کتابهای یونانی رجوع نمیکنی؟ میدونستی کتابی به نام کوروشنامه وجود داره؟ ببین اگر آدم گفتم آدم نه ترک میخواد بحث کنه یه سرس منابع که به اونها وفادار هست را به عنوان پایه بحث قرار میده, اونهم کتاب های معتبر, ولی پان خریسم هیچی واسه ارایه نداره, در ضمن این کشور با خون بچه های ایران به خصوص بچه های آذربایجان و اردبیل حفظ شده تا اگر مرد هستی این حرفاتو همون جا بزن تا ببینی چطور تو دهنی میخوری!

      کورش‌نامه یا کوروپدیا (به یونانی: Kúrou paideía)] طولانی‌ترین اثر گزنفون، نویسنده و سپاهی آتنی است. در این کتاب گزنفون پرورش، آموزش و زندگی کورش بزرگ را نگاشته‌است. در آمریکا گروه سیاسی بنیانگذار جمهوری ایالات متحده (که در آنجا به پدران بنیانگذار مشهورند) آن را نمونه خوبی برای الهامگیری می‌دانستند. از همین رو توماس جفرسون نیز دو نسخه از آن را همواره با خود داشت. در آن دوران، خواندن کوروش نامه اثر گزنفون و شهریار نوشته نیکولو ماکیاولی برای همه سران کشور اجباری بود. کوروش نامه از آثار کلاسیک دوران یونان باستان شناخته شده‌است و برخی آن را پاسخی به رساله جمهور نوشته افلاتون می‌دانند.
      فکر نکنم زندگی خرهای ترکستان در جایی نگاشته شده باشه, رویاپردازی نکن, همین ایران شمالی هم که دست علیوف هست با زور و اسلحه اسراییل حفظ شده تازه با این همه حمایت ترکیه, اسراییل و آمریکا بازهم نتونستین از دست ارتش ارمنستان با اون سلاح های قدیمیش راحت شین, چون یه کشور جعلی درست کردن بدون هیچ پشتوانه ای, راستی میدونستی زبان ترکی جز زبان های آوایی هست؟ و درجه به حساب میاد؟ راستی میدونستی که ۱۶ استان ترکیه کردنشین هستن و این یعنی نبمی از جمعیت ترکیه به زبان کردی سخنوری میکنند؟

    2. بهمن سوشيانت می گوید

      کاری با دعواتون ندارم
      اما ترک و فارس تا وقتی ادب نداشته باشن جفتشون مفت نمی‌ارزن
      جفتتون به هم میگین فحاش و جفتتونم فحش میدین به هم

      در ضمن دعواتونو قومی قبیله ای نکنین
      با فردوسی چیکار دارین؟ به هم فحش بدین با بقیه چیکار؟
      هروقت عرضه داشتین یه کتاب مث شاهنامه یا ده ده قورقود نوشتین بعد بیاین بحث کنین
      اونا موندن تو تاریخ. این شمایید که رفتنی هستید. حالا فحش بدین به هم

    3. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان برو کتاب واژه های پارسی در زبان انگلیسی نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه رو بخون
      ۲) برو کتاب واژه های پارسی در زبان سوئدی نوشته دکتر محمد حسین آذران رو بخون
      ۳) برو کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته سرکار خانم نادره بدیعی را بخونکه به گفته پانترکها مادر زبانهای ترکی است.
      ۴) درهمان زبان نادان ۸۵۰۰ واژه پارسی وجود دارد. این کتاب در پژوهشکده های ایتالیا نیز به عنوان یک مرجع معتبر شناخته شده است. این کتاب توسط انتشارات بلخ چاپ شده است.
      ۵) طبق پژوهش های پروفسور محرم ارگین دانشمند ترکیه ای پس از پاکسازی زبان توسط آتا ترک نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی در زبان ترکیه وجود دارد.کتاب ایشان در سال ۱۹۹۸ در استانبول به چاپ رسیده است.
      ۶)در کتاب دکتر محمد معین نزدیک به ۱۴۰۰ واژه ترکی در زبان پارسی معرفی شده است که بسیاری از آنها در زبان پارسی مردم عامه هرگز راه پیدا نکرده است و بیشتر در اسناد قاجاریه وجود دارد
      ۷) خنده داره این مقدار اندک پس از نزدیک به ۱۰۰۰ سال حکومت جبارانه و نابخردانه ترکان و تاتارها میباشد.
      ۸) در صورتی که واژه ها پارسی از راه ادب و هنر و فرهنگ وارد دیگر زبانها شده است و در ژرفای زبان آنها جای گرفته است تا جایی که نزدیک به ۳۰۰ واژه پارسی در زبانهای سواحیلی توسط شیرازی ها و کاشانی های مهاجر وارد زبان آنها شده است.بچه پانترکیست فالش میگی
      ۹) بسیاری از همین اندک واژه های ترکی در زبان مردم تهران و اصفهان که سالها پایتخت ترکها بوده است روان است و هرگز در زبانهای دیگر شهر ها به ویژه زبانهای محلی راه نیافته است که بسیار خنده دار است
      ۱۰) برابر با پژوهشهای نوین دانشمند پرآوازه عرب دکتر تونجی نزدیک به ۵۰۰۰ واژه پارسی دری و پهلوی در زبان عربی وجود دارد.
      نتیجه اخلاقی اینکه چرت و پرت نگو عزیزم و بشین سرجات
      پاینده باد ایران بزرگ از خوارزم و سمرقند تا کردستان بزرگ

    4. ايرانويچ می گوید

      بنابر پژوهش های استاد مسلم و بیگمان امروز زبان پارسی استاد جلیل دوستخواه این مشکل ما کاربران زبان پارسی است نه زبان توانمند پارسی.
      اگر ماشین واژه سازی پارسی روشن شود هیچ زبانی به گرد پاش هم نخواهد رسید. خوب توجه کن به گرد پاش هم نخواهد رسید.
      ایشون هنوز زنده هستند و هرپانترک نادانی که جرات دارد با ایشان مناظره کنند این گوی و این میدان بسم الله

  31. خسرو می گوید

    تورک اوغلی درست که زبان فارسی امروزین داری واژگان بیگانه بیشماری است ولی بدین روی نیست که فارسی ناتوان باشد, در زبان فارسی برای یک واژه عربی چندین واژه پارسی سره و پالوده در دسترس هست که ریشه آنها را میشناسیم. من زبان ترکی را هم زبانی توانا همچون فارسی میدانم ولی زیبایی زبان فارسی بر کسی پوشیده نیست.
    شما با کمال تاسف توهین میکنی و ناسزا میگی, به فردوسی ناسزا میگی در حالیکه شاعران آذربایجانی با همین زبان ناقص (به قول شما) چکامه و ترانه های دلنواز و گوشنواز سروده اند, به کوروش فحش میدی در حالیکه اکثر قریب به اتفاق مورخان کوروش را ستوده اند. یک مقدار انصاف داشته باش و بحث کن

    1. ايران ويچ می گوید

      بنابر پژوهش های استاد مسلم و بیگمان امروز زبان پارسی استاد جلیل دوستخواه این مشکل ما کاربران زبان پارسی است نه زبان توانمند پارسی.
      اگر ماشین واژه سازی پارسی روشن شود هیچ زبانی به گرد پاش هم نخواهد رسید. خوب توجه کن به گرد پاش هم نخواهد رسید.
      ایشون هنوز زنده هستند و هرپانترک نادانی که جرات دارد با ایشان مناظره کنند این گوی و این میدان بسم الله.

  32. خسرو می گوید

    زبان فارسی با اینکه یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و به عنوان زبان ملی و رسمی ایران شناخته شده‌است، ولی هویتی بسیار فراتر از فلات ایران دارد. فارسی از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی تا ۱۸۰۰، زبان میانجی بخش بزرگی از غرب و جنوب آسیا بود. به عنوان نمونه پیش از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند، که ادامه دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود. یا نقل می‌کنند که وقتی که شاه اسماعیل صفوی در ابتدای یکی از جنگ‌های خود قطعه شعری به زبان ترکی آذربایجانی برای پادشاه عثمانی فرستاد، پادشاه عثمانی شعری فارسی را در جواب او، برای شاه اسماعیل پس فرستاد. زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی و یا زبان دوم مردم سرزمین ایران با قومیت‌های مختلف بوده‌است، نفوذ بسیاری در کشورهای مجاور خود همچون امپراتوری‌های گورکانیان هند و عثمانی داشته‌است. آن هم در حالی که در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگ‌های دیگر دیده می‌شود و به طور مثال در امپراتوری گورکانیان در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی جزو سرلوحه‌های فرهنگی‌شان بوده است.

    این نفوذ فرهنگی تا به آن حد است که ریچارد نلسون فرای، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است که «… عربها دیگر نقش ایران و زبان فارسی را در شکل‌گیری فرهنگ اسلامی درک نمی‌کنند. شاید آنان آرزو دارند که گذشته را فراموش کنند، ولی با این کار آنها ریشه‌های معنوی، اخلاقی و فرهنگی خودشان را حذف می‌کنند.».

    در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.

    زبان فارسی پس از عربی زبان دوم اسلام است و امروزه هم گروندگان به اسلام در چین و دیگر نقاط آسیا فارسی را به عنوان زبان دوم متون اسلامی پس از عربی می‌آموزند. از زبان فارسی واژه‌های زیادی در دیگر زبان‌ها به وام گرفته شده‌است. شمار وام‌واژه‌های فارسی در زبان انگلیسی ۸۱۱ واژه‌است.فارسی از نظر شمار و تنوع ضرب‌المثل‌ها در میان سه زبان اول جهان است. دامنه واژگان و تنوع واژه‌ها در فارسی هم‌چنین بسیار بزرگ و پرمایه‌است و یکی از غنی‌ترین زبان‌های جهان از نظر واژه‌ها و دایره لغات به‌شمار می‌آید. در کمتر زبانی فرهنگ لغاتی چون دهخدا (در ۱۸ جلد) و یا فرهنگ معین (در ۶ جلد) دیده می‌شود.

    امروزه به‌جز صدها کانال رادیویی و تلویزیونی داخلی کشورهای فارسی‌زبان، بسیاری از رسانه‌های بزرگ جهان هم‌چون بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، یورونیوز، صدای آلمان (دویچه‌وله)، رادیو فرانسه، نشنال جیوگرفیک، صدای روسیه، رادیو بین‌المللی چین[۲۷]، العربیه و غیره به زبان فارسی برنامه دارند. و ده‌ها کانال ماهواره‌ای و اینترنتی به پخش برنامه به زبان فارسی مشغول‌اند، و فارسی از زبان‌های قابل انتخاب در گوگل، جی‌میل و بسیاری از دیگر ابزارهای ارتباطی است. فارسی هم‌چنین چزو چند زبانی است که در بسیاری از دانشگاه‌های اصلی جهان به عنوان رشته تحصیلی در مقطع کارشناسی و بالاتر ارائه می‌شود و بسیاری از دانشگاه‌ها نشریاتی به فارسی یا در مورد زبان فارسی دارند.
    در ایران زبان نخست بیش از ۴۰ میلیون تن فارسی است ( ۷۹٪). فارسی زبان نخست ۲۰ میلیون تن در افغانستان، ۵ میلیون تن در تاجیکستان، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون است. زبان فارسی گویش‌ورانی نیز در هند و پاکستان دارد (نگاه: زبان فارسی در شبه‌قاره هندوستان). با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبان‌ها بدان به عنوان زبان دوم روی هم‌رفته می‌توان شمار فارسی‌گویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد.

  33. تورک اوغلو می گوید

    آخه بدبخت می گی معادل کلمات عربی و ترکی چندین کلمه سره و پالوده می باشد اگه راست می گی من یه لیست کلمات می دم و تو تنها یک لغت برای اونها بیار و چندین لغت پیشکش خودت
    ادبیات-اقتصاد-انسان-هندسه-ریاضی-فلسفه-حکمت-تخطئه-خطر-فلز-فضا-هوا-جو-آقا-توپ(اسلحه نه کره)-تقدیر-ملت-ملی-جمهوری-جاسوس-رحمت-صدقه-وقف-تصمیم-وزیر-دولت-توبه-مناره-غروب-شمال-جنوب-قالی-نثر-نسخه-تحویل-فرش-آلاچیق-خاله-عمو-عمه-امت-استحقاق-استقلال-اعتراض-حضرت-یاتاقان-گلن گدن-تصویب-سند-ضرب المثل-هویت-ماهیت-وفا-تسبیح-ذکر-حتی-کامل-تکمیل -و….
    شما حتی برای جدا کردن دو کلمه از (و) استفاده می کنید و مثلا می گویید علی و حسین شما برای هیچی لغت ندارین هیچی اگه راست می گی برای این کلمات عربی و ترکی تنها یک معادل بگو و نه چندتا ولی شما معادلی برای مثلا ادبیات ندارید اگهع راست می گی معادل فارسی این کلمات رو بگو!!!!

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان واژه هی ریاضی و هندسه در نهضت ترجمه از زبان پارسی به زبان عربی رفته است. برو نوشته های ریاضی دان مشهور ایرانی محمد خوارزمی رو در این باره بخون سپس بیا شرو ور بگو
      ۲) در مورد واو عطف نادان این حرف در زبان پارسی دری و پهلوی بگونه صدای کوتاه (او) میاد که کوچکترین تاثیری در نثر پارسی ندارد و مردم پارسی زبان هرگز نمیگن علی و حسن بلکه میگن علی (او) حسن.
      ۳) این واو عطف در نثر پس از حمله اعراب وارد شده است که بدون آن هرگز خللی در زبان پارسی دیده نمیشود.
      ۴) نادان واژه وزیر از واژه (ویچیر) است برو کتاب پژوهشگر پرآوازه عرب اسقف کلدانی ادی شیر رو بخون. برو کتاب واژه های پهلوی نوشته شادروان دکتر بهرام فره وشی رو بخون . برو کتاب واژه های مصوب فرهنگستان رو بخون.
      ۵) نادان واژه های ذوذنقه( لغت نامه ده خدا)، لوزی (از لوزینه پهلوی به معنای نان بادامی در کتاب دکتر فره وشی)، مماس ( از فعل مسیتن پارسی بنابه نوشته برهان قاطع)، مجانب( از دنب پهلوی و پارسه به معنای کناره در کتاب دکتر فره وشی که هنوز واژه دنباله در پارسی روان است)، ساق ( از ساگ پارسی در کتاب برهان قاطع و دکتر فره وشی) در متساوی الساقین، اوج ( از اوژ پارسی)، محور (از مهور پهلوی نو و پارسی دری در کتاب دکتر فره وشی)….. همه و همه در نهضت ترجمه وارد زبان عربی شده است.
      ۶) بشین بینیم حال نداری بچه پانترک
      ۷) نادان واژه هایی مانند انسانیت،انقلاب، استقلال، جمهوری و…. در زمان گندتون عثمانی به جعل ساخته شده اند و در زبان عربی وارد شده اند.

      1. علی می گوید

        ابوجعفرمحمد بن موسی خوارزمی در ۱۸۴ ه.ق در خوارزم (اوزبکستان)به دنیا آمد ؛ او تورک اوزبک بود.

    2. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان حتی در زبان عربی از (هاتا) پارسی است برو کتاب پژوهشگر نامدار عرب اسقف کلدانی ادی شیر رو بخون
      ۲) نادان واژه هویت یک مصدر جعلی و ساختگی است که در فارسی کیستی معنی میدهد!!!!!
      ۳) نادان شما پانترکها بجای واژه های (هر) (هیچ) (کس) (چونکه) (اگر) چیدارین بگین بزرگتون ترکیه که نداره شما دارین؟؟؟؟
      ۴) این واژه ها ریشه دربنیاد زبان دارند
      ۵) واژه آقا در زبانهای محلی پارسی کاکا است که معادل بسیار خوبی برای واژه آقا است
      ۶) خاله عربی است که در پارسی و کردی (دایزه) است
      ۷) نزدیک به ۸۵۰۰ واژه پارسی در زبان ترکی اویغوری وجود دارد ( کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته نادره بدیعی) از این کتاب در پژوهشکده های ایتالیا بعنوان مرجه معتبر استفاده میشود.
      ۸) بنابر پژوهش های پژوهشگر عرب دکتر تونجی نزدیک به ۵۰۰۰ واژه از زبان پارسی در زبان عربی راه یافته است. اگر سواد داری برو تو بابهای عربی ضربش کن ببین چقدر میشه!!!

    3. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان واژه جاسوس و تجسس از فعل جستن پارسی گرفته شده است. برو همان کتابی رو که بهت گفتم رو بخون
      ۲) نادان مناره از نار عربی است که به معنای محل نگهداری آتش است که ترجمه مفهومی آتشگاه است بیسواد. اصلا میدونی ترجمه مفهومی چیه!!!؟؟؟
      ۳) نادان نسخه عربی ترجمه واژه (نسک) است که هنوز در زبان پارسی روان است. برو همان کتاب رو بخون
      ۴) معادل خطر واژه (سژد) برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون سپس بیا چرت و پرتا رو که پانترکها تو کله ات کردن رو برای ما ردیف کن.
      ۵) برو دم خونه خودتون بازی کن بچه پانترکیست
      ۶) معادل علی حضرت واژه (اویبغانیان) است برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون
      ۷) واژه دولت هرگز در زبان عربی بدین معنی نبوده است که حتی تا زمان حافظ نیز این معنی را نداشته است و این یک معنای جعلی است که توسط ترکان پاچه خوار اعراب ساخته شده است.
      ۸) نادان معادل واژه دولت در زبان پارسی (کابین) است
      ۹) نادان واژه های جنوب، جنب، مجانب، اجتناب،و… همه از ریشه واژه (دنب) به معنای کناره است که از زبان پهلوی نو و پارسی دری وارد زبان عربی شده است و با توجه به ویژگی صرفی بودن زبان عربی در بابهای گوناگون صرف شده اند
      ۱۰) معادل واژه سند در پارسی واژه دستک است که هنوز در زبان پارسیکاربرد دارد.
      ۱۱) نادان زیم در زبان اوستایی به معنی سرما است که واژه زمستان در پارسی دری از همین ریشه است. کوه های زیماریه در زبان سنسکریت بگونه هیمالیه در آمده است که نام رشته کوه های هیمالیا امروزه از همین ریشه است. این واژه با توجه به ویژگی (کنتوم) زبانهای آریایی غربی به شیمالیه نیز ثبت شده است که این واژه در زبان سامی نژادها بگونه شمال به معنای منطقه سردسیر ترجمه مفهومی شده است.
      ۱۲) آخه نادان عقده ای عرب پابرهنه چادر نشین توصحراهای بی آب و علف عربستان سوسمار گیرش نمیومده بخوره اونوقت واژه سرما رو به ما آریایی ها که سالها در سرما زنگی کرده بودیم یاد داده است!!!؟؟؟
      ۱۳) جمع کن کاسه کوزت پانترک نادان
      ۱۴)واژه توپال معادل واژه فلز است
      ۱۵) بیسوا خود واژه فلز عربی از واژه پرلز عبری گرفته شده است که خود ریشه ایرانی دارد. برو کتاب شادروان دکتر درخشانی رو بخون که در بزرگترین دانشگاه های جهان تائید شده است.
      ۱۶) نادان بزرگتون ترکیه پس از دستور بزرگترین تاریخ دزد جهان یعنی آتا ترک نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی تو زبانشون دارند که خودشون کشتند بجاش معادل بسازند نتونستند. برو کتاب پروفسور محرم ارگین چاپ سال ۱۹۹۸ استانبول را بخون
      ۱۷)نادان زبان عربی صرفی است درحالی که زبان پارسی پیوندی است دلیلی نداره عین واژه های عربی در زبان ما همانگونه معنی بشه.
      ۱۸) برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون تا ببینی چندتا واژه بجای کامل و تکمیل و مکمل و … داره
      ۱۹) نادان من خودم پژوهشگر زبانهای اوستایی پهلوی کهن و پهلوی نو هستم پیش ما ملق بازی در نیار
      پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ

      1. Turkoqlu می گوید

        خدا شفا دهد بر روانی ها

        1. ايرانويچ می گوید

          ۱) چی شد کم اوردی دیگه چرت و پرت نمیگی!!!!؟؟؟؟
          ۲) بازم از اون زبان شناسی احمقانه پانترکیستت خبری نیست!!!؟؟؟
          ۳) در ضمن پروفسور بی سواد بجای استحقاق = سزاواری بکار میره
          ۴) نادان دلیلی نداره هر واژه ای در دستگاه اشتقاقی عربی رو بخواهیم تو دستگاه پیوندی زبان پارسی برابرش رو بیابیم.
          ۵) صدها واژه است که در زبان پارسی ساخته می شود ولی در زبان عربی برابری برای آنها نیست

          1. ماردين می گوید

            بچه ها میدونیین این ترکها وقتی کم میارن .شروع میکنن بهبد وبیراه گفتن.
            من الا ن فهمیدم

    4. ايرانويچ می گوید

      ۱) پانترک بیسواد فلسفه از زبان یونانی وارد زبان عربی شده است و اگر نوشته های خود ارسطو رو خونده باشی به بی خردی خودت میخندی. نادان ارسطو در کتاب خودش آشکار اشاره به استفاده خودش از اندیشه های زرتشت کرده تو دیگه چی میگی!!!!؟؟؟؟
      ۲) نادان واژه (مثل) در زبان عربی از (متل) پارسی گرفته شده
      ۳) برابر واژه ملت واژه پاترم است بیسواد
      ۴) نادان واژه (هوا) از پارسی وارد عربی شده است نه وارون آن
      ۵) ریشه این واژه (وای) پهلوی است که در واژه (وایان) به معنی (پرندگان) و واژه (اندر وای) به معنی معلق و آویزان در هوا کاربرد داشته است.
      ۶) نادان اون حوا و هوی عربی کوچکترین پیوندی با واژه (هوا) ندارند
      ۷) پانترک تاریخ دزد هوا از زبان پارسی درون زبان عربی شده است و از آن واژه تهویه را ساخته اند و ریشه ثلاثی مجرد آن در باب های آزمون عربی جای نمی گیرند.
      ۸) خود دانشمندان عرب بارها بازگو کرده که این واژه پارسی است شما پاچه خواری عربها رو نکن
      ۹) نادان جو عربی است!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ پناه بر خدا
      ۱۰) دانشمندای قلابی تون به درد جرز لای دیوار هم نمیخورن پروفسور به جز واژه های دستوری مانند (هل،لم،لاو…) کدام واژه عربی دو حرفی است!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۱۱) بیسواد در زبان عربی برای اینکه در همه بابهای آن واژه فعل هست باید واژه ها سه حرفی و ثلالثی مجرد باشند و اگر دو حرف باشند حرف آخر تشدید میگیرد مانند (شد، خص، ضد،حق، و..) شدید = فعی ، اختصاص = افتعال، اضداد = افعال، استحقاق = استفعال
      ۱۲) پانترک نادان اکنون به ما بگو جو در کدام باب عربی جای میگیره!!!!!؟؟؟؟؟
      ۱۳) تو با نادانی خودت خودت رو تو چاه می اندازی و دست دانشمنداتون هم برای همه رو میکنی
      ۱۴) من خودم زبان شناسی رو تا مرز نیمه حرفه ای آموخته ام برو بگو گندتون بیاد
      ۱۵) اگر می خواهی بدونی واژه (جو) کجایی برو کتاب فرهنگ پارسی به پهلوی شادروان دکتر بهرام فره وشی صفحه ۱۷۲ رو بخون که در همه دانشگاه های زبان شناسی جهان یک مرجع معتبر است
      ۱۶) بیسواد بجای واژه ذکر واژه یاد بکار گرفته میشود
      ۱۷) بیسواد واژه ادب از (دپ) سومری گرفته شده است که در همه زبانهای آریایی بکار می رود نادان برو کتاب (اصل آریایی الف با) نوشته پروفسور وادل رو بخون سپس چرت و پرت بنویس که واژه پهلوی آن هونیپیک است
      ۱۸) بیسواد برابر واژه ذکر یاد است
      ۱۹) نادان برابر واژه تحویل واگذاری است
      الف) حسن پولش را به علی تحویل داد = حسن پولش را به علی واگذار کرد.

    5. ايرانويچ می گوید

      ۱) برابر واژه صدقه اشوک داد است کتاب دکتر فره وشی ص ۳۴۲
      ۲) بیسواد برابر واژه خانم واژه های بانو کدبانو و دوشیزه برای دختران میباشد
      ۳) برابر واژه آقا سرور کدبان و پانا است و در زبان های بومی کاکا نیز کاربرد دارد.
      ۴) نادان برابر تقدیر اگر به معنای تشکر باشد (ارج گذاری) است و اگر به معنی تقدیر الهی باشد (سرنوشت) می باشد
      ۵) برابر واژه اعتراض واخواستن و پرخاش بسته به کاربرد جمله است همچنین برابر پهلوی آن (پاتکار) میباشد.
      ۶) نادان معنای تصویب در زبان عربی همان پسندیدن در زبان پارسی است که حتی در مجلس هم بکار میرود.
      ۷) خود واژه جنوب ریشه پارسی دارد که در گزارش پیشین گزارش آن را نوشتم و بابر پارسی آن نیمروز و رپیتوین است
      ۸) بیسواد تصمیم در پارسی پهلوی همان (ویچیر) است که عرب آن را معرب کرده و از آن وزیر، وزرا، وزارت، وزیرالوزرا و…. را ساخته ست

    6. خسرو می گوید

      بیشعور ۸۰% این واژه ها ریشه آریایی داره

      1. ماردين می گوید

        دوستان من این پان ترکها هیچی حالیشون نیست.
        اینا میگن فار یعنی …
        فقط جواب بدن( انار) به ترکی چه معنی میده
        دو تا معنی داره که یکیش فش بدیه.
        اینا به تویی،میگن سن سن یعنی تو تو .یه پسوند درستو حسابی ندارن.

  34. تورک اوغلو می گوید

    شما حتی برای جدا کردن دو کلمه مثل عربی از (و) استفاده می کنید و مثلا می گویید علی و حسین

    1. ايرانويچ می گوید

      ۱) در مورد واو عطف نادان این حرف در زبان پارسی دری و پهلوی بگونه صدای کوتاه (او) میاد که کوچکترین تاثیری در نثر پارسی ندارد و مردم پارسی زبان هرگز نمیگن علی و حسن بلکه میگن علی (او) حسن.
      ۲) این واو عطف در نثر پس از حمله اعراب وارد شده است که بدون آن هرگز خللی در زبان پارسی دیده نمیشود.

  35. تورک اوغلو می گوید

    اما شما بدبختا در این ۸۰ سال هنوز نتونستید حتی کلمات عربی را کمتر کنید بلکه زیادتر هم شده این یعنی بدبختی بیچاره
    اگه فارسی زبان بود باید قادر به این بود که در این ۸۰ سال حداقل عربی ها را کمتر کنه اما برعکس زیادتر هم شده و روز به روز زیادتر هم میشه با این که زبان رسمی هم هست
    اخه من دیگه به تو چی بگم با اون زبانی که حتی قادر نیست در اوج قدرت خود ( یعنی وقتی زبان رسمی است) خودش را حفظ کنه به چه دردی میخوره اصلا چطور میتوان اسمش را زبان گذاشت در حالی که در اوج قدرت خود باز هم داره به عربی باج میده
    شما برای اظهار وجود هم نمیتونید از فارسی استفاده کنید چون از کلمه « من » استفاده میکنید که ترکی است اخه این چه زبانی هست که مردمش حتی با ان اظهار وجود هم نمیتونند بکنند
    برای ملاقات سلام میگید که عربی است
    برای تشکر همون « تشکر » میگید که عربی است یا «ممنون» میگید که ترکی است
    … ادامه
    برای معزرت خواهی « معزرت » میگید که عربی است
    برای صدا کردن هم « اقا و خانم » به کار میبرید که ترکی است
    زمانی که برای اولین بار زبان باز میکنید «بابا و ماما» میگید که ترکی است
    شما اصلا از این زبان فارسی در کجا استفاده میکنید

    واست کافیه یا بازم بگم
    بابا بخدا این حرفها را به سنگ میگفتی اب میشد شماها عجب رویی داری از رو نمیرید که نمیرید
    بابا بس کنید دیگه جمع کنید این زبان مزخرف را با خودتون

    1. انوش می گوید

      بدبخت خودتی و جد و آبادات اگه بدبخت نبودی برای توجیه هویت و زبان خودت فلسفه بافی نمی کردی یعنی تو این دنیا کار دیگه ای جز این نداری؟ کسی مجبورت نکرده وارد این سایت بشی.

    2. ايران ويچ می گوید

      ۱)کدام پانتترک خری گفته واژه های اصیل آریایی بابا و مامان واژه ترکی!!؟؟
      ۲)نادان برو گندتون ترکیه رو ببین نامهای عربی روخودشون میذارن که خود اعراب این نامها رو رو خودشون نمیذارن.
      ۳)نادان برو کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه رو بخون که با سند منتشر شده کشور آذربایجان جعلی نزدیک به ۲۰۰۰۰ واژه پارسی و عربی تو زبان آذربایجانی وجود داره
      جمع کن کاسه کوزه رمالیتو بچه پانترک
      ۴)نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی در زبان گندتون ترکیه وجود داره برو نوشته های پروفسور محرم ارگین رو بخون سپس بیا چرت و پرت بگو
      ۵) بزرگتون سلطان رشاد عثمانی زبان پارسی را شیرین ترین زبان جهان و پایه زبان ترکی معرفی کرده است. خوشبختانه سندش هنوز هست و هیچ پانترک عرعر کنی نمیتونه انکارش کنه
      پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ

    3. ماردين می گوید

      علت اینکه این کلمات جمع نشدن و تو اینطوری زر میزنی به خاطر اینه که یه خری مثل تو شده همه کاره مملکت.
      تاریخ ثابت کرده شماها ایرانو به گا دادید.کردستان بزرگو از ایران جدا کردید.

    4. syrus می گوید

      شما ترکها در سرزمین های مغولستان امروز زندگی می کردید و چون شرایط زندگی اونجا مسائد نبود به ایران آمدید و آمدنتون هم کلی به کشور ما ضربه وارد کرد .حالا که این جا هستید به زبان و فرهنگ ما توهین نکنید و نکته اینکه با حمله ی شما ایران به این روز افتاد و فرهنگ بی گانه وارد اون شد .که تو الان میگی واژگان عربی در پارسی هست .یعنی مسبب اون خود اجداد تو اند و خواهش تاریخ گران بهای ایران رو تحریف نکن و خودت رو قاطی ما نکن و دنیا هم میدونه که شما بی گانه اید و به زور وارد ایران شدید.

  36. تورک اوغلو می گوید

    آخه اگه معادل کلمات عربی و ترکی چندین لغت فارسی سره دارید عاقلانه اینه که دیگه از ترکی و عربی استفاده نکنید مثلا اگه برای تاریخ لغت دارید چرا از عربی آن استفاده می کنید تو به من بگو تاریخ فارسیش چی می شه دیدی لغتی براش نداری برای همین از عربیش استفاده می کنی و اگه داشتی مسلما از آن استفاده می کردی و اگه چنین لغتی و لغاتی وجود داشت چرا هیچ کس غیر از تو از آن خبر ندارد مثلا همین کلمه ی خبر بگو فارسیش چی می شه اگه راست می گی شما می گید وطن یعنی خلیج تا ابد فارس و در همین جمله وطن – یعنی-خلیج-عربیه شما حتی هنوز نمی دانید که فارسید یا پارس و اگه فکر می کنی پارس درسته برو معنی پارس رو توی فرهنگ دهخدا و معین و عمید ببین بابا جمع کنید این مزخرفات رو

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) نادان واژه معنوی برگرفته از واژه مینوی پارسی است که همه دانشمندان زبانشناس عرب نیز آن را تایید کرده اند و با توجه به صرفی بودن زبان عربی این واژه بگونه های معنوی معنی، یعنی،و…درآمده است.
      ۲) شما دلت به حال خودتون بسوزه
      ۳) راستی نام شما چیه!!!؟؟؟
      ۴) ترک هستین اینکه ساخته زبان چینی ها است!!!؟؟؟
      ۵) توران اینکه تنها در زبانهای اوستایی و سانسکریت زبانهای مسلم و بی گمان آریایی ها معنی دارد!!!؟؟؟
      ۶) راستی ترکستان یعنی چی!!!؟؟؟؟ ترکش که چینی و ستانش پسوند پارسی
      ۷) بگو تا چی صدا کنم تورو

    2. ايران ويچ می گوید

      نادان تو این همه سال زبان پارسی شنیدی ولی هنوز نمیدونی معادل واژه خبر در پارسی واژه پیام است!!!؟؟؟ اونوقت اومدی برای ما زبانشناسی میکنی!!!؟؟؟ موش تو لونش نمیرفت جارو به دمبش میبست

    3. ايران ويچ می گوید

      نادان واژه هایی که چندین سده وارد زبان پارسی شده رو که نمیشه یهویی جابجا کرد. نیاز به زمان داره.
      این ایراد از ما کاربران و گویشوران زبان پارسی است که درست سخن نمیگیم نه از زبان پارسی. خوشبختانه هنوز استاد جنیدی در تهران زنده هستند و از دانشگاه کلمبیا در آمریکا تا دانشگاههای ایتالیا و آلمان بگیر تا دانشگاه ایرانشناسی استرالیا ایشان را به خوبی میشناسند. هرپانترکی که ادعایی داره مرد و مردونه بیاد میدان با ایشان مناظره کنه. بزرگترین زبانشناسان دنیا پیش ایشان اظهار کمبود میکنند گنده شما پانترکها که عددی نیست. اکنون بشینین هرچقدر دلتون میخواد تو مجله و تلویزیون و ماهواره و… از زبان توانمند پارسی خرده بگیرین ببینیم به کجا میرسین. جرات دارین این گوی و این میدان. بسم الله

      1. Mehran......mantegi bashim می گوید

        آقای نم چی ویچ ..اولا نمی دونم شما چه حساسیتی به پانترک ها دارین؟
        ثانیا تو نادانی که نمیدانی این ها همش برنامه هایی از قبل تایین شده است تا کل مردم را از یک نژاد بدانند…و احمق هایی مثل شما تسلیم همچین خواسته ها میشین …..من چند سالی تو خارج کشور بودم در اونجا از ترک ها زیاد خوششان نمیایید ولی نه به دلیل حرف شما بلکه ترک ها را رقیب خود میدانند …ولی در عوض دل سوزی خاصی نسبت به فارس ها دارند به این دلیل که شما را مردمی احمق و زود باور میدانند و بی هویت این عبارات اصلا جای افتخار نداره…. من پان تورک نیستم که بخوایین برچسب به من بزنید ولی بهتره بدانیید که پان تورک الان با گذشته تفاوت زیادی کرده و الان مورد قبول اکثر آزری زبانان است …

        چرا الکی تاریخ رو میکنی تو بوغ / با یه مشت حرف میهن پرستی و دروغ

        دور نیست آینده ای که اوضاع را تعغیر خواهد داد و معلوم خواهد شد فرقه ی آریایی به کلی وجود نداشته و حکومتی به نام هخامنشیان و پادشاهی به نام کوروش وجود خارجی نداشته و این ها همش حاصل توهم فارسی زبانان بوده….

        1. ايرانوريچ می گوید

          ۱) اگر به این نوشته های خودت که بیشتر به یک ایده آل گرایی کودکانه همانند است نگاه کنی به خوبی درخواهی یافت که کی نادان و احمقه!!!!؟؟؟؟
          ۲) ما از خدامون که تاریخ ایران رو بر پایه و بنیان دانش های زبان شناسی، آب و هوای باستان شناسی، ستاره شناسی باستانی، استوره شناسی، ادیان شناسی، هنر شناسی، رد یابی فرهنگ در دیگر فرهنگها که خودم مدت ۱۰ سال در باره شون پژوهش میدانی کردم و از همه مهمتر دانش ژنتیک دوباره بنویسند و برای این لحظه روز شماری میکنیم.
          ۳) کوچکترین شک و دودلی به خودت راه نده که اگر همچین پژوهش هایی انجام بشه تاریخ دزدی پانترکها از ریشه برچیده خواهد شد. باور نداری!!!؟؟؟ این گوی و این میدان
          ۴) بنده خدا اسناد هخامنشیان در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در کاپادوکیه یافت شده است. ۱ نگاه به کتاب شادروان دکتر جهانشاه درخشانی که در بزرگترین دانشگاه های زبانشناسی و باستان شناسی تایید شده است و از آن در دایره المعارف مصر شناسی بعنوان یک مرجع نام برده شده است رو بخون برات خیلی لازم اونم پس از خوندن چرندیات از نوع پورپیراری.
          ۵) شما که تاریخ تون با دگر دیسی (ذ) به (ز) بگونه احمقانه ای تغییر میکنه در هیچ کجای دانش پذیرفتنی نیست.
          برو کتاب تاریخ آتروپاتکان نوشته پروفسور اقرار علی اف دانشمند آرانی (آذربایجان جعلی) رو بخون تا ببینی اون زبان آذری یا آزری با توجه به دانش زبان شناسی پهلوی باستان و زبان آشوری و ارمنی و یونای و از همه مهمتر زبان رومی باستان.
          ۶) با توجه به سند انکار نا پذیثر وندیداد که اشاره به واپسین هنگامه یخبندان دارد آریایی ها دست کم در ۱۰۰۰۰ سال پیش وارد فلات ایران شده اند. این بخش را دانشمندان آب و هوای باستانی شناس با آزمایش ایزوتوپ کربن ۱۴ در لایه های یخی کاملا تایید کرده اند
          ۷) بهتر بدونید نشان چلیپا نشان مسلم و بی گمان آریایی ها از هزاره ۷ پیش از میلاد در تاجیکستان، افغانستان، فلات ایران، میان رودان حتی ۱۰۰۰ سال پیش از ورود سومری ها، انشان، سیستان، ترکیه، ارمنستان و… یافت شده است.
          ۸) ما از خدامون تاریخ رو بر پایه دانش های نوین دوباره باز نویسی کنن
          ۹) فعلا برای دست گرمی برو نام قوم آرتایوی را از نوشته های استفان بیزانسی و برابری آن با پارسیان کهن و لوح به دست آمده از سومری ها که در باره معماران و سنگ های گران بها در سرزمین آرتا است را در کتاب ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد و کتاب مرجع معتبر دکتر جهانشاه درخشانی رو بخون سپس بیا درد دل کن و داستان بگو
          ۱۰) دانش فوتوژنتیک حضور دیرینه ترکان در فلات ایران را به کلی رد میکند. با ما تنها و تنها از دانش سخن بگو و داستان نویسی و رویا پردازی نکن بازم میگم ما از خدامون تاری رو دوباره بر پایه دانش های گوناگون بنویسند
          درود بر ایران بزرگ از خوارزم و سمرکند تا کردستان بزرگ

        2. خسرو می گوید

          منطق و ترک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
          پارادوکس ذاتی

          1. ماردين می گوید

            چند ساله دیکه کشور کردستان بزرگ و تشکیل میدیم شمارو میفرستیم همون بیابون مغولستان غارتگری کنین.

          2. مارگارتو می گوید

            شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

            مواظب باشید خودتان به کویرهای افغانستان رانده نشوید که الحق از آنجا آمده اید یک نیم نگاهی به لباسهای خود بیاندازید کجای این لباس مال مناطق سردسیر است در ضمن بد نیست به لباس سایر اقوام باستانی این منطقه هم نگاهی بکنید.

            کجای عالم در مناطق سردسیری به مانند غرب ایران دستمال به سر بسته اند؟مناطق سردسیر کلاه پشمین بر سر میگذارند.
            کجای عالم در مناطق سردسیری به مانند غرب و شمال غرب ایران کفش پارچه ای ، شلوار گشاد و … می پوشند ؟
            بنا به نوشته ی ایرانیکا : به طور قطع میتوان گفت هیچ یک از زبانهای باستانی نیای زبان کردی نمیتواند باشد.

            پس زیاد تند نروید و همه را به کشتن ندهید و جنگ قومیتی به راه نیاندازید که بازنده ی نهایی آن خودتان خواهید بود.

          3. سهند می گوید

            بهت پیشنهاد میدم موزه سنندج بری و اولین سرباز کورد با همون لباس اصیلش رو. ببینی……با قدمت ۳۷۰۰ساله……ترکیه هم تقریبا ۴۰تا ۵۰درصدش کورده ……کشور کوردستانم تشکیل نشه ……هرجا کورد باشه اونجا ایرانه……..ما به ایرانی بودنمون افتخار میکنیم

          4. زتتا می گوید

            آره همون که خودتون درست کردینش میگین سربازکورده؟ پس چراالان یه جوردیگه لباس میپوشین ؟

          5. خخخخخخخ می گوید

            دستمال ؟؟؟؟؟ تو به سروین کردی میگی دستمال، اوکی !
            به شلوار کردی که قدمتش از امپراتوری گؤگ ترک که بنیانگذارانش سکاهای ایران بودن بیشتره اهانت میکنی،تو به گیوه میگی کفش پارچه ای پس به ژاکت بافته شده با کاموا چی میگی نادان!؟!؟!؟
            ما خودمون تو موزه ی سنندژ ،لباس طراحی کردیم؟ یه سر برو تخت جمشید لباس سربازان ماد رو ببین ، زبان کردی یک زبان با اشتراکات فراوان با واژگان بکار رفته در اوستاست و واژگان مشترک زبان بلوچی،گیلکی،مازنی،و لری رو هم با کردی بررسی کن.
            بدبخت کردستان زیر سایه ی ایران معنی کردستان داره ولا غیر
            جنگ داخلی هم شما ها با درست کردن بزرگترین گروه تروریستی جهان به نام منافقین شروع کردین(به تاریخ شفاهی ایران مراجعه کن ).
            شماها از شمال افغانستان اومدید برده های سامانی نه ما.
            نابود باد دشمن ایران

          6. ایرانی می گوید

            مرگ بر جدایی خواه از هر گروه وتیره ای که باشد ـدرود بر ایران سر فراز

  37. ناشناس می گوید

    این آقا یا خانومه که اینقدر سنگ ترکی رو به سینه میزنه نمیدونه خیلی از کلماتی که اصالت ترکی داره بهش می ده ریشه آریایی داره

  38. تورک اوغلو می گوید

    آخه کرد سگ تو دیگه چی می گی این وسط ما شما رو مثل سگ توی ترکیه خفه کردیم و کشتیم حالا تو اینجا برای من زرزر می کنی تو می گی پارسی کاملترین زبانهاست بگو تاریخ فارسیش چی می شه بگو برای ادبیات تو فارسی چی میشه گفت به جای یاتاقان ترکی چرا لغت ندارین تو اول برو معنی پارس رو توی فرهنگهایی که خودتون نوشتین بخون بعد زر بزن کرد سگ کثیف

    1. امیر می گوید

      خیلی بی ادبی واقعا که خاک بر سر تو و اون پدر و مادری که تورو این جوری تربیت کرده و خاک عالم برسر همه هم مسلکان و کسانی که مثل تو فکر می کنند امیدوارم همه هموطنان آذری مثل تو فکر نکنند که مطمئنم این طور نیستند تو آبروی همه اونها رو می بری

    2. cj می گوید

      yasha

      1. cj می گوید

        man in yasha ro تورک اوغلو goftam

      2. مسعود اکبری می گوید

        درود
        دوست عزیز لطفا در دیدگاه های خود:
        ۱) فارسی بنویسید
        ۲) هیج گونه توهنی به کسی نکنید (در کامنت قبلی شما به شخصی توهینی کرده بودید و کامنت حذف شد)

        ممنون
        بدرود

    3. ايرانوريچ می گوید

      ۱) پانترک نادان و ابله در زبان پهلوی به تاریخ کارنامه می گفتند که اگر کمی شعور داشتی یاد کارنامه اردشیر بابکان می افتادی سپس زر زر میکردی
      ۲) شاهنشاه نادان ها خود واژه تاریخ معرب شده واژه (ماه روچ = پهلوی) است که از آن نخست واژه مورخ و سپس واژه تاریخ را در آورده اند برو کتاب پژوهشگر عرب ادی شیر اسقف کلدانی را بخون سپس بیا زر زر کن تا با نادانی خودت خودت رو تو چاه نندازی و ما رو بیش از این نخندونی
      ۳) نادان نزدیک به ۵۰۰۰ واژه پارسی باستان و پهلوی با ستان و پهلوی نو و پارسی دری در زبان عربی است که بنیان زبان عربی بدون آنها به لرزه می افتد. اگر سواد داری این واژه ها رو تو بابهای عربی ضرب کن ببین چقدر میشه پانترک احمق.
      ۴) باور نداری برو پژوهش های دانشمند پر آوازه عرب دکتر تونجی رو بخون.
      ۵) تو زبان ترکی اویغوری که مادر زبانهای ترکی است نزدیک به ۸۵۰۰ واژه پارسی وجود داره.
      ۶) برو کتاب واژه های پارسی در اویغوری چین نوشته سرکار خانم نادره بدیعی انتشارات بلخ را بخون.
      ۷) این کتاب در پژوهشگاه های زبان شناسی ایتالیا به عنوان یک مرجع معتبر شناخته شده است.
      ۸) تو زبان بزرگتون ترکیه بنابر پژوهش های پروفسور محرم ارگین نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی وجود داره
      آن هم پس از پاکسازی زبان توسط آتا دزد تاریخ دزد
      ۹) این در حالی است که تنها ۱۴۰۰ واژه ترکی در زبان پارسی آن هم پس از ۱۱۰۰ سال حکومت ترکها و تاتارها و …وارد زبان پارسی شده است که یعنی حدود سالی تنها ۱ واژه خنده دار نیست!!!؟؟؟
      ۱۰) جالب اینجا است که بسیاری از این واژه ها تنها در دربار ترکان به ویژه در زمان قاجاریه کاربرد داشته است و هرگز وارد زبان مردم عادی نشده اند
      ۱۱) بسیاری از واژه های ترکی هم تمانند قابلمه=کماجدان قاشق= کفچه بشقاب=دوری و……..تنها در مرکز ایران روا یافتند
      ۱۲) نخست برو درست دانش اندوزی کن سپس بیا زر زر کن بچه پانترکیست.

    4. خسرو می گوید

      میدونم کجات میسوزه تورک اوغلی, سرباز ارمنی آمد تورک اوغلی پشت سر …. پنهان شد

    5. سهند می گوید

      خب عزیز از اولاد چنگیز و تیمور بغیر کشتن و غارت چیز دیگری نباید انتظار داشت

    6. syrus می گوید

      تو خودتو با مردم ترکیه قاطی نکن که اصلا از نظر نژادی ترک نیستند و فقط زبانشون ترکی هست این مردم از ترکیب رومی ها یونانی ها کرد ها و اعراب و یهودی ها و آشوری هستند .

  39. خسرو می گوید

    به گمان من تورک اوغلی یکی از دشمنان ترکان است که داره اینجوری اونها را بی آبرو میکنه, درست میگم تورک اوغلی؟ راستی اگر فرهنگ ترکی غنی هست, چرا رژیم ترکیه داره همه جوره این فرهنگ را دگرگون میکنه تا خودش به اروپا بچسبونه؟ تا کنون اندیشه کردی؟

  40. تورک می گوید

    سلام

    با این نژاد پرستهای هیتلر پرست و پهلوی پرست هر چی حرف بزنی اثر نداره لطفا هیچ کس خودشو خسته نکنه.

  41. علی می گوید

    عجب آمهایی هستینااااااااااااا
    بابا کی گفته یه نژاد نباید با نژادهای دیگه قاطی بشه؟
    کی گفته یه نژاد خالص، بهترینه؟!
    تا الان ، هنوز ۲ زاریه نیفتاده تو خیلیاتون که نژادها با ترکیب شدن با همدیگه هستش که بهبود پیدا میکنن؟
    ضمنا، زبون هر فرد هم تو همه جای دنیا، براش محترمه و نباید از بین بردش!
    من یه ترک ایرانی ام، یه آذربایجانی
    کاری هم ندارم که نژاد اصیلم چیه ، چون اینارو مسخره می دونم!
    به جای اینکه ایهمه به جزئیات به درد نخور تاریخ گیر بدین، از تاریخ و سیر اون، درس زندگی یاد بگیرین !
    تو روالهای کلی تحقیق کنین و از رمزهای موفقیت و شکست ، جند تاشونو یاد بگبیرین!
    با این چیزاست که یه ملت بیدار میشه، نه دونستن اسم پسر فلان کسی که فلان جا ، n هزار سال قبل حکومت میکرده
    اونسر دنیا، کل اروپا با هم متحده، اونورتر، امریکا همینطور، هیچکدوم هم از یه نژاد نیستن!
    همه دارن به ریش من و شما می خندن که با این بحثهای الکی، زندگی خودمون رو صرف دونستن یه سری چیزهای به درد نخور می کنیم.
    تاریخ مهمه، اما برای فهم و نه برا دعوا!
    اینکه یاد کارهای مهم خودتون باشین، نه دارایی های پدرانتون!
    آمریکا اون سر دنیاس، هیچ نژاد خالصی هم نداره!
    ۴۰۰ سال هم بیتر قدمت نداره، اونوقت اونا جی می کنن و شما چی؟
    وقتی هم می خواین مثل اونها تو علم پیشرفت کنین، به جای علم، عرف جامعه اونجا رو تقلید می کنین.
    بسه دیگه، بیدار شین لطفا!
    بیدار شین و الکی با هم دیگه دعوا نکنین!

  42. marjan می گوید

    mishe lotfan az ghome baluch matlab bezarid.khayli baram jalebe bedoonam.

  43. Mehran......mantegi bashim می گوید

    البته توهین به نژاد ها جایز نیست ولی کار هایی که اسماییل سیمیتگو در ولایت آذربایجان انجام داد و قتل آمی که در سرزمین سولدوز نقده انجام داد بدون پاسخ نخواهد ماند…..

    1. خسرو می گوید

      گمشو عوضی, ارمنی ها یه ورت کردن حالا داری زر زر میکنی

    2. کاوه اهنگر می گوید

      شک نکن عزیزم این واقعیت دوباره تکرار میشود و لذت ببر!

  44. Mehran......mantegi bashim می گوید

    آقای ایران ویچ اگه ترک ها ساکنین اصلی این سرزمین نیستند شما آریایی ها چی؟مال این سرزمین هستین؟ شما هم قاصبین ولی در مورد تاریخ سکونت تر ک ها…و……اگه گفته شما اینه بیا سابت میکنم که ترک ها تا بیش از تاریخی که شما بهش افتخار میکنید شاکن این مناطق هستند تا قبل از pontos ها

    اگه شما به تاریخ ۲۵۰۰ ساله ای که هنوز در مورد وجودت شک و تردید زیاده افتخار میکنین ما هم به تاریخ ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد افتخار میکنیم که تپه حسنلو نقده و جام زرینی که از آن کشف شده نشان میدهد که ترک تا ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد هم ساکن این مناطق بودند……

    1. ايرانوريچ می گوید

      ۱) میگن موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمبش میبست!!!؟؟؟
      ۲) پروفسور شما هنوز برای اثبات تاریخ ۱۵۰۰ ساله تون دست تون به هیچی بند نیست از تاریخ چند هزار ساله تپه حسنلو نام میبری!!!!؟؟؟
      ۳) کدام نادان تاریخ دزدی گفته که اونها ترک بودند!!!!!؟؟؟؟
      ۴)نادان اگر آنها ترک بودند پس نشان (چلیپا) نشان مسلم آریایی ها که در تپه حسنلو و در غار مراغه کشف شده است چیه!!!!!؟؟؟؟
      ۵) اگر آنها ترک بودند و تاریخ ما ۲۵۰۰ ساله است پس تاریخ قوم کیخسرو در کنار دریاچه ارومیه که با توجه به دانش ستاره شناسی کهن دست کم برای ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است چی بوده!!!؟؟؟؟ اگر تاریخ ما ۲۵۰۰ ساله است پس فرمانروایی هیتی ها در دل پانترکها در بغاز کوی ترکیه در ۴۳۰۰ سال پیش چیه!!!؟؟؟
      ۶) پانترکها نخست خواستند در یک حرکت انتحاری و کمدی کلاسیک که ویژه پانترکها است حضرت زرتشت را ترک کنند و با یک واژه شناسی احمقانه نام مادر او را ترکی کنند ولی پس از اینکه دیدند این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست خفه خون گرفتند یکی از دلیلاش هم این بود که در اوستا آشکارا از پادشاهی قوم کیخسرو در آذربایجان نام برده شده است.بیچاره پانترکهای تاریخ دزد نه راه پس داشتند نه راه پیش
      ۷) امروزه دانشمندان ادیان شناس و استوره شناس و باستان شناسان و زبان شناسان و آب و هوای باستانی شناس و ستاره شناسان باستانی همگی وجود آریایی ها رو در فلات ایران دست کم تا ۱۰۰۰۰ سال پیش تایید کرده اند
      ۸) داستان این التصاقی بازی ها و ایلامی بازی ها خیلی وقت پایان یافته اگر باور نداری لب تر کن اسنادش رو برات نام ببرم.
      ۹) اگر این اقوامی که میگویی ترک بودند پس چرا حتی یک واژه ترکی در زبان ارمنی ها و گرجی ها که با توجه به اسناد میان رودانی تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح قابل رپیگیری هستند تا زمان ورود تاریخ سنتی ترکها وارد نشده است!!!!!؟؟؟
      ۱۰) برو کتاب تاریخ آتروپاتکان نوشته پروفسور اقرار علی اف که خودش ارانی بود رو بخون سپس بیا این چرت و پرت های پانترکهارو برای ما بنویس
      ۱۱) این دانشمندان شما اگر دست شون پر بود میرفتند در دانشگاه های معتبر جهانی مقاله های جهانی ارائه میدادند نه اینکه اینگونه با خرج میلیونها دلار در شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و مجله و روزنامه و رادیو مدارس پانترکیشون خودشون جر بدن برای هم هوارا بکشن و ساغول ساغول کنند.
      ۱۲) این سخنان برو تو همان محافل پانترکیست بزن تا برات هورا بکشن با من از دانش زبان شناسی و ادیان شناسی و نژاد شناسی و استوره شناسی و سفال شناسی و آب و هوای باستانی شناسی و… سخن بگو که ۱۰ ساله درباره شون پژوهش کردم قصه برای ما نگو