ازدواج با محارم در ایران باستان، افسانه سرایی خاورشناسان

تجاوز جنسی به لوکریشا توسط پسر پادشاه، نقطه شروع از اتفاقاتی بود که منجر به سقوط حکومت پادشاهی و تشکیل اولین جمهوری روم شد. لوکریشا که از اشراف‌زاده‌گان رومی بود، پس از مورد تجاوز قرارگرفتن، اقدام به خودکشی کرد. در طول تاریخ، ماجرای تجاوز و خودکشی لوکریشا مورد توجه بسیاری از نویسندگان، تندیس‌گران و نقاشان قرار گرفت. در این ارتباط می‌توان به آثاری ادبی از ویلیام شکسپیر و توماس هی‌وود و از نقاشان، به رامبرانت، ساندرو بوتیچلی، آلبرشت دورر، آرتمیسیا جنتایلسکی، جفری چاوسر و تیتیان اشاره کرد.

 

 

 

جاوز جنسی به لوکریشا توسط پسر پادشاه رو می
تجاوز جنسی به لوکریشا توسط پسر پادشاه، نقطه شروع از اتفاقاتی بود که منجر به سقوط حکومت پادشاهی و تشکیل اولین جمهوری روم شد. لوکریشا که از اشراف‌زاده‌گان رومی بود، پس از مورد تجاوز قرارگرفتن، اقدام به خودکشی کرد. در طول تاریخ، ماجرای تجاوز و خودکشی لوکریشا مورد توجه بسیاری از نویسندگان، تندیس‌گران و نقاشان قرار گرفت. در این ارتباط می‌توان به آثاری ادبی از ویلیام شکسپیر و توماس هی‌وود و از نقاشان، به رامبرانت، ساندرو بوتیچلی، آلبرشت دورر، آرتمیسیا جنتایلسکی، جفری چاوسر و تیتیان اشاره کرد.

 

 

نگاره بالا و امثال بی شمار آن، باید یک دلیل، از میان هزاران دلایلی باشد که باعث شده مورخان و نویسندهای غربی، نسبت به تمدن های باشکوه شرق – حتی به آیین زرتشت – سخن ناروا رانند. که همه ی اینها حاکی از سرخوردگی آنهاست.
اِنی کاظمی.

– – – – –

دو هزار و پانصد سال است که مسئله ازدواج با محارم در میان ایرانیان باستان جدلها بر انگیخته و در تعبیر اوضاع حقوقی و اجتماعی نیاکان ما ابهاماتی پدید آورده است. گروهی با تکیه به متون تاریخی زناشویی ایرانیان کهن را با نزدیکترین کسانشان واقعیتی انکار ناپذیر می دانند و عده ای با توجه به اخلاق عالی ایرانیان پیشین و احترامی که به قانون و حقوق خانوادگی می گذاشته اند، چنان کاری را زادۀ اتهامات بیگانگان و سؤ تعبیر محققان می دانند و می کوشند پدران خود را از چنان [اتهامی] مبرا کنند. در تحقیق حاضر ما نخست تاریخچه ای از پژوهشهای پیشین به دست می دهیم، آنگاه شواهد کتبی را به دقت بر می رسیم، و سپس با توجه به چند مسئلۀ ناشناخته ثابت خواهیم کرد که:

  1. ازدواج با محارم در ایران باستان روا نبوده است.
  2. به رغم این ناروایی، چند مورد تاریخی از این گونه ازدواجها رخ داده است.
  3. واژۀ خُوَئیت وَدَثَه (پهلوی:خوئیتوک دس) و صورت کتابی آن خوئیتودات که نخست معنی [ازدواج با خویشاوندان] می داده، بر اثر سؤ تعبیر واژه هایی که معادل [دختر] و [خویش] و [خواهر] بوده، به [ازدواج با محارم] تفسیر شده و مایه گمراهی ملا نقطه ایهای یونانی و رومی و ارمنی و مسیحی و اسلامی و حتی زرتشتی گردیده است.

یک: پژوهشهای پیشین

نخستین کسی که از میان اروپائیان به موضوع ازدواج با محارم در میان ایرانیان باستان پرداخت بارنَبی بِریسِن بود که در ۱۵۹۰م شرحی مبتنی بر نوشته های یونانیان و رومیان به دست داد (رک. چاپ ۱۷۱۰،اشتراسبورگ، ص ۱۵۸-۱۵۷، ۴۹۱ و بعد (چاپ نخستین به دست نیامد) از آن پس در تاریخهای فلسفه و دین و نیز در تاریخهای عمومی مطالب او با اضافاتی تکرار شد، تا اینکه توماس هاید در ۱۷۰۰م (تاریخ ادیان ایرانی، زیر فصل ازدواج) و ا.ه.آنکتیل دوپرون در ۱۷۷۱ (رک. کتاب زند- اوستا، ج۳، فهرست، زیر واژه خوئیت ودثه) اشاراتی از متون ایرانی و عرب برای موضوع جستند و بدان افزودند.

در ۱۸۲۰ که ی.گ.رُد نخستین کتاب تحقیقی را درباره سنن و عقاید دینی پارسیان و اقوام خویشاوند نوشت (کتاب روایات مقدس و مکاشفات دینی بلخیان قدیم، مادها، پارسیان و جز آن)، دیگر مسئله ازدواج با محارم جزئی از بحثهای مربوط به عقاید ایرانیان شده بود. البته آدلف راپ و فردریخ اشپیگل کوشیدند که این موضوع را بر اساس دو فرضیه تعبیر کنند: یکی این که این کار فقط در میان نجبا و پادشاهان ایرانی و آن هم به دلیل اهتمام فوق العاده به حفظ پاکی خون و نگهداری میراث در خانواده انجام می گرفته است و دیگر این که اصل و اساس آن غیر آریایی و مربوط به مغان بومی بوده که به آریاییان رسیده است. (دین و سنن ایرانیان، صفحات ۱۱۰ تا ۱۱۳؛ اشپیگل، باستان شناسی ایران، ج۳، ص۶۷۸ و بعد)

ویلهلم گایگر شواهد زرتشتی موضوع را دوباره بررسید (تمدن ایرانیان شرقی باستان، ص۲۴۵ و بعد) و مخصوصا یاد آور شد که یکی از قدیسان زرتشتی به نام ارداویراز افتخار می کرده است که هفت خواهر خود را به زنی داشته است. (ارداویراز پسری یگانه بوده است با هفت خواهر و از قدیسان زرتشتی به شمار می رفته ولی وجود تاریخی او ثابت شده نیست. درباره او پائین تر سخن خواهیم راند، رک. پانوشت) در همان زمان پیزی به شواهد مربوط به ازدواج با محارم در افسانه های حماسی ایران اشاره کرد (موزئون، ج۲، چاپ ۱۸۸۳، ص۳۶۶ و بعد) و ر.فُن اِشتَکِل بِرگ تذکر داد (چند کلمه درباره حماسه ایرانی ویس و رامین، نقل اینوسترانتسف از وی، تحقیقاتی درباره ساسانیان، ص۱۹۳، یادداشت) که داستان ویس و رامین سرتاسر بر مبنای زناشویی ویس با برادرش ویرو استوار شده است. (ویس و رامین، ص ۴ تا ۴۲، البته خواننده می داند که ویرو نابرادری ویس است. نیز رک، پانوشت)


این مقالات بر زرتشتیان بسیار گران آمد. نخست آن که دین زرتشتی چه در ایران و چه در هندوستان نه چنان ازدواجی را می شناخت، و نه بر آن صحه می گذاشت. به عقیده زرتشتیان خوئیت ودثه به معنی [زناشویی با نزدیکان/خویشان] است نه [زناشویی با محارم]. به عبارت دیگر آنان هم از چنین مفهومی همان را می فهمیدند که ایرانیان مسلمان، یعنی ازدواج دختر عمو با پسر عمو، دختر خاله با پسر خاله و جز آن. به عقیده آنان [ازدواج با محارم] تهمت و افترایی زشت بود که نازرتشتیانِ بت پرست و یا یهودی و مسیحی و مسلمان به ایرانیان قدیم می زدند و بنیاد تاریخی نداشته است. به همین دلیل یکی از بزرگترین دانشمندان زرتشتی، دستور داراب پشوتن سنجانا به مخالفت با نظریه دانشمندان غربی پرداخت و در کار آنان خلل آورد. (به ویژه در ترجمه خود از دینکرد،ص۹۶. دستور سنجانا در ترجمه اش، در همه جای دینکرد، واژه و مطالب مربوط به خوئیتوک دس را طوری برگرانید که اصلا مفهوم ازدواج با محارم از آن بر نمی آمد: رک، اعتراض نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۲۴ که می گوید فقط پس از چاپ عکسی دینکرد بود که این مسئله معلوم شد) این بود که فاصلترین پژوهنده متون پهلوی، ای. و. وِست، مقاله مفصلی به نام [اندر معنی خوئیتوک دس] نوشت (این مقاله ۴۲ صفحه ای اساس کار همه کسانی بوده است که بعدا در این زمینه کار کرده اند و همین جا اعلام می کنیم که مآخذ اصلی ما هم بوده است) و به صورت افزوده ای بر متون پهلوی، مجلد دوم (که شامل دادِستان دینیک و نامه های منوجهر می شد) به سال ۱۸۸۲ چاپ کرد. (متون پهلوی، ج۲، ص۳۸۹ تا ۴۳۰) این مقاله همه جوانب موضوع را در بر نداشت و فقط جوابی بود که وست به دستور سنجانا می داد و برای این که این پاسخ را قانع کننده نماید کلیه مطالبی را که از کتب پهلوی و روایات زرتشتی می شناخت گرد آورد و تحقیقی چنان جامع به دست داد که هنوز کهنه نشده است. (به رغم تمام اعتراضاتی که به این مقاله شده است، هر گاه به دیده انصاف بنگریم می بینیم که هدف وست اصلا و ابدا متهم کردن ایرانیان نبوده است و بر خلاف عده ای دیگر از غربیان و حتی شرقیان که از بستن اتهام ابایی ندارند و از خوار کردن اجداد خود لذت می برند، وست ذره ای از حقیقت جویی غافل نمانده است) اما دستور داراب پشوتن سنجانا هم ساکت ننشست و کتابی در رد مقاله وست نوشت که چون جنبه جدلی داشت توفیقی نیافت (رسم موهوم زناشویی با محارم در ایران باستان، بمبئی،۱۸۸۸) بعد ها ردیه جمشید کاوَسجی کاتراک هم به همان سرنوشت دچار شد (زناشویی در ایران باستان، بمبئی، ۱۹۶۵. اشکال بزرگ این اثر و نوشته های مشابه آن بی دقتی در ارجاعات و پیش آوردن تعبیرات موهوم و انکار نص صریح آیات و اسناد و روایات است، و کسی نمی تواند آنها را جدی گیرد و فقط به صرف این که دشمنان ایرانیان بدانان چنین اتهاماتی زده اند، شواهد را نادیده بگیرد و یا متون را به دلخواه خود تعبیر کند) در عوض دانشمندان غربی چون ه. هوبشمان- جیمز دارمستتر- ل. سی. کازارتلی- اِ. کوهن- امیل بِنوِنیست- فردیناند یوستی- کنستانتین اینوسترانتسف- ک. بارتولومه- آرتور کریستن سن- ث. و. کینگزمیل- ل. ه. گرای و اِ. کرنمان با ادغام منابع زرتشتی و پارسی نوین در شواهد غربی موضوع ازدواج با محارم در ایران باستان را قطعیتر کردند. (هوبشمان، در باب ازدواج با اقارب در میان ایرانیان، مجله شرق شناسی آلمان، دوره ۴۳، سال ۱۸۸۹، ص۳۰۸ تا ۳۱۳- دارمستتر، به ویژه در ترجمه زند اوستا، ج۱، ص۱۲۶ تا ۱۳۴- کوهن، در یادداشتی بر مقاله هوبشمان، همان مجله، ص۶۱۸- کازارتلی، شواهد شرقی درباره خوئیتوک دس، مجله اسناد بابلی و شرقی، دوره چهارم، سال ۱۸۹۰، ص۹۷ و بعد- کازارتلی، فلسفه دین مزدایی در زمان ساسانیان، ص۱۵۶ تا ۱۶۰- یوستی، تاریخ ایران در اساس فقه اللغه ایرانی،ج۲، ص۶۸۲- اینوسترانتسف، تحقیقاتی درباره ساسانیان، ص۱۲۳ و بعد- بارتولومه، لغتنامه ایران کهن، ستون ۱۸۶۰- بارتولومه، زن در حقوق ساسانی، ترجمه، ص۳۲ و ۳۳- کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، فرانسوی ۳۲۳، ترجمه ص ۴۸ تا ۳۴۷- کینگز میل، ازدواج و تدفین در میان پارسیان کهن، مجله آثنیئوم، سال ۱۹۰۲، ص ۹۶ و بعد- گرای، ازدواج در ایران رسم زناشویی با محارم، دائره المعارف هیستینگز، جلد هشتم، ۱۹۱۵، ص ۴۵۶ تا ۴۵۹- کرنمان، ازدواج با خواهر در جهان قدیم، ص ۱۷ تا ۲۷. در اینجا باید تذکر دهیم که مراجع و سخنان مورخان قدیم یونانی و رومی را کارل کلمنت در کتاب زیر گرد آوری کرده است: carl clement,fontes historiae religionis persicae,Bonn,1920 )

نقاشی بانو آناهیتا - بانوی پوشیده

در این میان دانشمند ایرانی علی اکبر مظاهری هم در کتاب خود به فرانسه فصل مشبعی را به این موضوع اختصاص داد (در کتاب خانواده ایرانی در دوران پیش از اسلام، فرانسوی ص ۱۱۷ و بعد، ترجمه، ۱۱۸ تا ۱۴۳) که بعد ها سعید نفیسی و دیگران از آن استفاده کردند (مخصوصا در مقالاتی که در مجله مهر بر ضد عقاید جمشید سروشیان نوشت و نیز در کتاب تاریخ اجتماعی ایران،ج۱، تهران، ۱۳۴۲، ص۳۵ تا ۴۲ تکرار کرد بدون آن که مآخذ اصلی خود را یاد کند) از آن پس گاهگاهی تحقیقی در این باب شده است ولی کسی چیز تازه ای برای گفتن نیافته و به تکرار مکررات بسنده کرده اند (از میان مقالاتی که شایسته ذکرند یکی نوشته فرای است به نام زنای با محارم زرتشتی. دیگری مقاله ای است از کلیما، درباره مشکل رسم زناشویی در ایران قدیم، سومی مقاله بسیار جالب اسپونر است: خویشاوندی و ازدواج ایرانی. و دیگر مقاله ای است پر از مطالب مربوط و نامربوط از بوچی. و مقاله حقوق خانواده از منصور شکی در دانشنامه ایرانی،ج۹، ص۱۸۴ تا ۱۸۹).

ما در این مقاله چنین نخواهیم کرد، بلکه اول کلیه شواهد کتبی را بر حسب موضوع طبقه بندی می کنیم و اعتبار هر دسته را برمی رسیم و سپس علت تحول تعبیر خوئیت ودثه از [ازدواج با خویشاوند] به [ازدواج با محارم] را نشان می دهیم و سر انجام اشاره می کنیم که چنین تحولی خاصه ایرانیان باستان نبوده است.

دو: شواهد کتبی

منابع کتبی در مورد [ازدواج با محارم] در ایران باستان از لحاظ مآخذ روایتی و یا به عبارت دیگر منبع اسنادی به چندین گروه تقسیم می شود: یونانی، رومی، سریانی، مسلمان و زرتشتی. هرگاه فقط شواهد یونانی و رومی و سریانی و مسلمان را داشتیم، می توانستیم اصل موضوع را نتیجه اشتباه عمدی یا غیر عمدی نویسندگان نا آگاه بدانیم و با اَنگِ [تهمت] و [افترا] بر آنها مردودشان بشماریم، ولی حقیقت این است که شواهد زرتشتی برای این موضوع دست کمی از گواهیهای نازرتشتیان ندارد و به همین دلیل هیچ یک از گواهیها را نمی توان بدون منطق کنار گذاشت.

از نظر موضوع، شواهد کتبی را به سه دسته تقسیم می توان کرد. یک عده فقط سخن از [ازدواج با محارم] در میان این گروه و آن گروه می رانند و یا از محاسن [خوئیت ودثه] یاد می کنند. این [کلی گوییها] بیشترین گواهیهای کتبی را شامل می شوند. دسته دوم را می توان [موارد تمثیلی و افسانه ای] خواند و آن مشتمل است بر شواهد ازدواج با محارم در میان ایزدان و پهلوانان و شاهان کاملا افسانه ای، و هدف از بیان آنها، محسن جلوه دادن چنان رسمی بوده است. دسته سوم اختصاص دارد به شماری از افراد تاریخی که [ازدواج با محارم] بدانان نسبت داده شده است. در بررسی این سه دسته، تشخیص صحت روایات دو گروه اول و دوم مشکل است، اما در مورد گروه سوم می توان به نتایج منطقی رسید.

۱. شواهد کلی

در این دسته کهنترین شاهد ما آنتیس ثِنِس (حدود ۴۴۴ تا ۳۷۱ ق م) است که می نویسد که آلکی بیادِس آتنی در پیروی از ایرانیان تا بدانجا رفت که [مانند آنان با مادر و خواهر و دختر خود هماغوشی کرد] (به نقل از وی در آثنه، کتاب پنجم، بند ۶۳). بعد از او گزانتوس لودیایی (همزمان اردشیر دوم) می نویسد:

[مغان با مادر خود می خوابند و اگر بخواهند با خواهر و دختر خود نیز چنین می کنند. به علاوه آزادانه در مورد همسران خود به اشتراک روی می آورند.] (به نقل از وی در کتاب کلِمِنت اسکندرانی، استرومتا، کتاب سوم، فصل ۱۱، فقره ۱).

کتزیاس پزشک اردشیر دوم مدعی بوده است که [ایرانیان با مادر خود آشکار رابطه جنسی می یابند] (به نقل ترتولیان از وی در اَپولوگیا، فصل ۹، کلمنت، ص۶۹ تا ۷۰. هیچ یک از نوشته های کتزیاس در دست نیست و فقط تکه هایی از آنها را- آن هم به صورت اختیارات- می شناسیم، که همه آنها را فیلیکس یاکوبی به نحو بسیار شایسته ای گرد آوری و ارزیابی کرده است. رک. یاکوبی، قطعات پراکنده مورخان یونان، حلقه سوم، جلد c، ص۴۱۶ تا ۵۱۷). سوتیو که از ۲۰۰ تا ۱۵۰ ق م می زیسته است می گوید [ایرانیان مرده را نمی سوزانند- چنان که رسم پسندیده در روم بوده- ولی شرم ندارند از این که با مادر و خواهر خود جفت آیند] (به نقل دیوژن لائرتی از وی در کتاب زندگانی فیلسوفان، ج۱، بند۷). کاتولوس حدود ۸۴ تا ۵۴ ق م بر [دین ناپاک ایرانی] خرده می گیرد که روا می دارد [مغان از جفت شدن مادر و پسر به بار آیند] (اشعار، قطعه ۹۰، به نقل فُکس-پِمبرتن، ص۲۹). استرابو که از ۶۳ ق م تا ۱۹ م می زیست، می گوید [در میان مغان زناشویی، حتی اگر با مادر هم باشد، پسند سنتهای نیاکان است] (جغرافیا، کتاب پانزدهم، فصل ۲۰، بند ۷۳۴. کمی پیشتر از این در ۷۳۳ ، استرابو تاکید کرده بود که این گونه مطالب را وی خود به شخصه نمی داند بلکه مورخان دیگر گفته اند و این سخن به خوبی نشان می دهد که چگونه چیزی که نویسنده ای باب می کرده است، به تکرار دیگران به صورت نص تاریخی در می آمده است). فیلن اسکندرانی، که از ۲۰ ق م تا ۴۰ م زندگی کرد، آورده است که [نجبای ایرانی با مادر خود زناشویی می کنند و پسرانی که از چنان ازدواجی به بار آمده باشند را بسیار ستوده و حتی- اگر خبر درست باشد- سزاوار شاهی می دانند] (در کتاب De Specialibus Legibus ، فصل سوم، بند ۱۳). کنتوس کوریتوس رفوس حدود ۷۰ م نوشته است که [در میان ایرانیان رابطه جنسی با فرزندان (دختران) خود داشتن رواست.] (در تاریخ اسکندر، کتاب هشتم، بند۲، فقره۱۹). پلوتارک، که از ۴۶ تا ۱۲۰ م می زیست و گلچین مورخان و نویسندگان پیشین بود و کتب بسیاری درباره مردان نامی و نیز اخلاقیات (moralia) به جای گذارد، یک جا در مدح اسکندر می گوید که وی از جمله به ایرانیان یاد داد که به جای ازدواج با مادرانشان به آنها احترام بگذارند (اندر فر اسکندر بزرگ، اخلاقیات: ج۱، فصل۵، بندc328). و در جایی دیگر می نویسد که پروشات (پُر از شادی؛ صورت ایرانی پرسیانیس است.)مادر اردشیر دوم پسر خود را واداشت تا با دخترش استاتیرا ازدواج کند و اعتنایی به عقاید و رسوم یونانیان نداشته باشد (زندگانی اردشیر، بند ۲۳، ظاهرا از روی تاریخ کتزیاس). این توضیح اخیر بسیار شگفت انگیز است و ما به آن باز خواهیم گشت. سکستوس ایمپریکوس، که در سده دوم میلادی می زیست، نوشته است که ازدواج با مادر در میان ایرانیان رواست (در کتاب Pyrrhonis Hypotyposes، فصل سوم، بند ۲۰۵، به نقل از فُکس- پمبرتن، ص۷۶). لوکیان ۱۲۰ تا ۱۸۰ م و بطلمیوس حدود ۱۰۰ تا ۱۷۸ م هم از روا بودن ازدواج با محارم سخن رانده اند (لوکیان، فرزالیا، Pharsalia، ج۸، بند ۴۸؛ بطلمیوس، رسایل چهارگانه، Tetrabiblon، ج۲، ص۱۷، به نقل از فکس- پمبرتن، ص۶۲). مینوسیوس فلیکس حدود ۱۲۰ میلادی هم روا بودن ازدواج با مادر را متذکر می شود (اکتاویوس، بند ۳۱. کلمنت، ص۷ تا ۵۶). و تاتیان حدود ۱۷۰ م نیز محسن بودن آن را تذکر می دهد (خطابه ای به یونانیان، ج۱، ص۲۸). کلمنت اسکندرانی می نویسد:

[پسران ایرانی تا بزرگ می شوند به آتش شهوت خود همچون گراز وحشی تسلیم می شوند و با مادر و خواهر و زنان خود می خوابند و از صیغه های بی شمار هم نمی گذرند.] (به نقل فکس- پمبرتن، ص۷۲ و ۷۳).

باردیسانی (بردیسان) حدود ۱۵۴ تا ۲۳۳م گفته است:

[رسم مردان ایرانی این بود که با مادر و خواهر و دختر خود ازدواج کنند. این سنت مخصوص مغان ایرانی نبود بلکه همه آنانی هم که در خارج می زیستند، مثل مغان ماد، مصر، فریژیه و غالاطیه، به همین راه می رفتند.] (به نقل یوزی بیوس از وی. رک، کلمنت، ص۶۹).

دیوژن معروف هم که در زمان اردشیر پاپکان در اسکندریه می زیست، ادعای سوتیو را بازگفته است (زندگی فیلسوفان، ترجمه هیکز، ج۱، ص۹). اُریگن در همان دوران از [قانون ایرانی که ازدواج مادر با پسر و پدر با دختر را روا می دارد] سخن رانده است، و می گوید از کلسوس حدود ۱۷۰م در شگفتم که با ذکر این قانون، ایرانیان را نژادی صاحب الهام می داند (رد بر کلسوس، ج۵، فصل۲۷، بند ۵۹۷؛ ج۶، فصل ۸۰، بند ۶۹۳) (این گفته خود نشانی از تعصب نژادی را به همراه دارد که اریگن در گفتارش نشان داده). کلمنت دروغین که از ۳۵۰ تا ۴۰۰م می زیسته است می گوید:

[میان ایرانیان رسم است که خواهر و دختر را به زنی بستانند]

و می افزاید عده ای از مغان ایران به نواحی دیگر مثل خراسان، ماد و مصر و فریژیه و غالاطیه رفته اند و اخلاف آنان هنوز این رسم را نگه داشته اند و آن را چون میراثی به بازماندگانشان می سپارند (در Recognitions، ج۹، فصل ۲۰ و ۲۱. به نقل فکس- پمبرتن، ص۹۱). همین مطلب را به طور کلی تر و سر بسته تر بازیل ۳۳۰ تا ۳۷۹م هم آورده است (نامه ها، ۲۵۸. به نقل کلمنت، ص۸۶ از آن). جان کریسُستُم که در ۴۰۷ مرد، هم از جفت آمدن ایرانیان با مادر و خواهر خود یاد کرده است (رساله مجعول منسوب به سٍث، Liber apocryphus nomine Seth، ستون۶۳۸. به نقل فکس- پمبرتن، ص۹۸). ارمیا (جروم) قدیس که از ۳۴۸ تا ۴۲۰م می زیست، ادعا کرده است که برخی [ملل قوی و رقیب رومیان، یعنی پارسیان و مادها و هندوان و حبشیان، با مادران و مادر بزرگان و دختران و دختر زادگانشان می خسبند.] (رد بر ژوینیان، Adversus Jouinianus، کتاب دوم، بند۷. به نقل کلمنت، ص۸۸). تئودوره ۳۹۳ تا ۴۵۷م گفته است:

[پیشترها که پارسیان به سنت زَرَدَش (زرتشت) می رفتند، جفت شدن با مادر و خواهر و حتی دختر را روا می دانستند، اما اکنون که به سنت ماهیگیر- حواری مسیح- در آمده اند، این قوانین زردشت را دور انداخته اند.] (مواعظ، ج۹، ص۳۳. به نقل فکس- پمبرتن، ص۱۰۴).

بعد از اینها کسی که بیش از همه در این باره سخن گفته است آگاثیاس مورخ رومی معاصر انوشیروان دادگر است. وی با تاریخ و فرهنگ ایران بسیار آشنایی داشت و خلاصه ای هم از کتاب خداینامه یا تاریخ رسمی دوره ساسانی بر مبنای ترجمه ای که یکی از دوستانش از آن کتاب کرده بود، به دست داد که از مهمترین منابع دوره ساسانی محسوب می شود (رک. ع. شاپور شهبازی، خلاصه ای از خداینامه در یک روایت یونانی، سخنواره: مجموعه مقالات به یاد دکتر پرویز ناتل خانلری). آگاثیاس درباره ازدواج ایرانیان می نویسد (آگاثیاس، تاریخ، کتاب دوم، بند ۲۴) : [مردم عهد باستانی آن نواحی (مقصود ایالات ایران است) بر عقایدی که امروز دارند نبودند، نه در مورد مراسم (دخمه نشینی) مردگان و نه در مورد سنت غیر متعارف ازدواج. پارسیان امروز رسم بسیار شرم آوری دارند، نه تنها بی هیچ ننگی با خواهر و زادگان برادر و خواهر خود جفت می آیند، بلکه حتی پدر با دختر می خوابد و از این هم بدتر… پسر هم با مادر می خسبد. این که این هم بدعتی نوین است از این قصه بر می آید که نِنیاس مادرش… سمیرامیس را که به او نظر داشت… از نفرت بکشت. اگر این رسم را قانون قبول می داشت، به نظرم ننیاس هرگز چنان کار فجیعی نمی کرد… می گویند که اردشیر پسر داریوش هم بدین بلا دچار آمد چون مادرش پروشات می خواست با او بخوابد. اردشیر به کشتن او دست نزد، اما او را به خشم و نفرت از خود راند چنان که گفتی آن آرزو نه درست بود و نه مرسوم جامعه انسانی. ولی پارسیان امروزی تقریبا همه رسوم گذشتگان را خوار می دارند و ندیده می گیرند و رسوم جدیدی در پیش گرفته اند که فقط بدعت ناباب می توان نامید و در این فریب تعلیمات زردشت پسر اهورامزدا را خورده اند (خواننده خود میزان فهم واقعی آگاثیاس با داشتن آشنایی زیاد، را از مسائل دینی ایران از این دروغ آشکار در می تواند یافت. در هیچ یک از زمانها و در میان هیچ یک از بهدینان زرتشت پسر اهورامزدا خوانده نشده است).

از این گواهی آگاثیاس بر می آید که ازدواج با محارم بدعت شمرده می شده است. بعد از او هر کس چیزی گفته تکرار مطلب است به غیر از این سخن فوتیوس بیزانسی، که در سده نهم می زیسته است، و به نقل از کتزیاس گفته یکی از نجبای پارسی زمان داریوش دوم با خواهر خود ازدواج کرده بود (اختیارات، Bibliotheca، فصل۷۲، بند ۵۴ : تری تخمه، Teritouchmes، برادر زن اردشیر دوم و داماد داریوش دوم، خواهری داشت از سوی پدر، روشنک نام، که زیباروی بود و در کمانوری چیره دست و در ژوبین اندازی ماهر. تری تخمه بر وی دل باخت و با او بخفت و از امستریس خواهر اردشیر جدا شد). در اینجا باید شواهد ارمنی را هم ذکر کنیم که بیشتر مربوط اند به افسانه زروان که با وصلت با محارم ارتباط حقیقی ندارد اما آن را نمونه چنان ازدواجی گرفته اند (کلیه این شواهد را زهنر در کتاب زروان با متن و ترجمه و تفسیر به دست داده است). و نیز الیشه مورخ ارمنی گفته است یزدگرد دوم ضمن فرمانهایی به ارمنیان در رعایت دین مزدایی ازدواج با محارم را هم توصیه کرد (Elishe,History of Vardan and the Armenian War,tr.R.w.Thomson,London,1982,pp.103-104).

 

عکس Image result for ‫ساسانیان‬‎ marriage-in-ancient-iran Tarikhema.org

 

 

درست در اواخر دوره ساسانی است که شواهد سریانی هم به اسناد ما اضافه می شود. بیشتر آنها در کتب قوانین مسیحیان ایرانی آمده است. مثلا در قانون نامه عیشوع بخت، مطران فارس، که در دوره خسرو پرویز نگاشته شده بوده و بعد اصلاح گردیده است می خوانیم که [ازدواج با محارم شنیع است. حتی پیروان زرتشت هم با اکراه به چنان پیوندی تن در می دهند، و معمولا حرص مرد او را وا می دارد که برای گرفتن ارثیه خواهر و یا مادر با او چنان کند.] (طبع زاخائو در قانون نامه های سریانی، ج۳، ص۱ تا ۲۰۱، به ویژه ص۳۳ و بعد،۹۷). قانون نامه مارآبا، که در آخر دوره ساسانی نوشته آمده است، هم ازدواج با محارم و همچنین ازدواج مردی با زن برادر مرده اش را روا نمی داند (طبع زاخائو، همانجا، ص۲۵۵ تا ۲۸۵ به ویژه ص ۲۶۱، ۲۶۵ و بعد). آباء مسیحی تا مدتی می گذاشتند ایرانیانی که مسیحی شده بودند همسران خود را که به طریقه [ازدواج با محارم] گرفته بودند، نگه دارند، اما مارآبا بر این شیوه تاخت و این گونه نو مسیحیان را به ترک همسران خویش وادار ساخت (کتاب انجمنهای دینی، Dus Buch der Synhados، طبع براون، ص۹۳ و بعد؛ بیدیان، Bedijan، تاریخ مارجبلها، ص ۲۰۶ و بعد از آن و ص ۲۵۴ و ص ۲۸۲؛ زاخائو، همانجا، ص۲۲ تا ۲۷، ۳۱ تا ۳۵، ۳۶۵ تا ۳۶۸). اما آن رسم بر نیفتاد و تیموته اول، از آباء مسیحی در دوره اسلامی، مسیحیان نسطوری را برای پیروی از آن نکوهش می کند (براون، همانجا، ص۱۳۱). بعد از اسلام، نویسندگان تاریخ و سنت، گاهگاهی به ایرانیان قدیم حمله کرده اند که با خواهر و مادر و دختر خود ازدواج می کرده اند (اینوسترانتسف، مظاهری، کریستن سن و دیگران این موارد را از طبری، مسعودی، بیرونی و شهرستانی و غیره اخذ و تفسیر کرده اند). و حتی در فقه مواردی در ارث و ازدواج به این مسائل اختصاص دارد (رشید یاسمی، یادداشت بر ترجمه ایران در زمان ساسانیان، ص ۳۴۹: وجه دوم). مثلا [ارث المجوس] در مورد میراث بردن یا نبردن فرزندانی است که از ازدواج با محارم به وجود آمده اند. شواهد کتب اسلامی به قدری است که خود مقالتی جداگانه می خواهد اما چون همه آن مربوط است به انتساب به دوره قدیم و حتی یک مورد هم از دوره معاصر در آنها نیست، بازگفتنشان سودی ندارد. فقط یادآور می شویم که شیخ طوسی و شیخ مفید [روایت کرده اند که شخصی در نزد امام صادق زبان به دشنام مجوس می گشاید که آنان با (محارم) خود ازدواج می کرده اند. امام وی را از دشنام گویی منع می کند و به وی می گوید:

آیا نمی دانی که این امر در نزد مجوس نکاح است؟ هر قومی میان نکاح و زنا تفاوت می نهد و نکاح هر گونه باشد، تا زمانی که مردم ملزم به حفظ عقد و پیمان خود هستند، جائز است.] (همانجا و نیز ناصرالدین شاه حسینی، ترجمه زن در حقوق ساسانی از بارتولومه، ص ز و ص ژ).

همچنانکه پیشتر گفتیم، هر گاه فقط این شواهد یونانی و رومی و سریانی و اسلامی را داشتیم، می توانستیم بگوییم اینها همه تهمت و افتراست. اما متونی داریم که در درجه اول اهمیت برای دین و آداب زرتشتی بوده و درست در همین متون، شواهد زیادی از ازدواج با محارم می یابیم. نخست باید دانست که کل قضیه بر سر واژه اوستایی [خوئیت ودثه] می چرخد که در پهلوی خوئیتوک دس (و گاهی هم خوئیتوک دات نوشته می شده و خُوی دودَ می خوانده اند) (بارتولومه، لغت نامه ایران کهن، ستون ۱۸۶۰؛ نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۲۴؛ وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۰). اگر آن را تجزیه کنیم می شود: [خوئی تو یعنی (خویش، وابسته) (بارتولومه، ۱۸۵۸، توجه می دهد که ،خویش، با طبقات اجتماعی ایران رابطه داشته است یعنی این ،خویش، بیشتر برای ،خویشان نجبا، به کار می رفته است) و ودثه یعنی (زناشویی) (برخی از زرتشتیان البته این معنی را نمی پذیرند و چیزهایی شبیه ، کار نیک، و ، عملی خیر که با خدا رابطه می دهد، پیشنهاد می کنند که اساسی ندارد) (بسنجید با وَذو = زن) و بر روی هم [زناشویی با وابستگان] یا [ازدواج با خویشان/ نزدیکان] معنی می دهد (با آنکه خود این واژه در زبان فارسی کنونی رایج نیست، اگر می خواستیم به قیاس، همسنگ دقیقی برای آن قرار دهیم می بایست چیزی شبیه – خویش دودگی- بنویسیم و از آن – افزودن بر خویشان از طریق بستگی زناشویی – اراده کنیم). اما شواهد کتبی که آوردیم و به ویژه آنچه از کتب زرتشتی خواهیم آورد، باعث شده است که این واژه را [ازدواج با محارم] ترجمه کنند.

مهم این است که واژه خوئیت ودثه در اوستای اصیل یاد نشده است. در گاثاها که سروده خود زرتشت است ، واژه خویتو، یعنی خود/خویش، مذکور است اما از خویتو ودثه ذکری نیست (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۰ و ۳۹۱). البته تاریخ تدوین بخشهای اوستا مشخص نیست. گاثاها را ما متعلق به کمی پیش از یک هزار سال پیش از میلاد می دانیم، و بعد به یسنای هَپتَن می رسیم که امروز معتقدند که آن هم از خود زرتشت است (بویس، دین زرتشتی، ص۲۰، ۳۲ و ۳۳، ۶۲ و ۶۳، ۸۸ با مراجع. البته لازم به ذکر است مورد یاد شده هنوز اثبات نشده). و سپس یشتهای کهن – چون مهر یشت، آبان یشت و زامیاد یشت – هائیتی را داریم که شاید در دوره هخامنشی در آنها دست برده باشند ولی به هر حال در این جایها هم از خوئیت ودثه خبری نمی بینیم. نخستین جایی که این واژه حقوقی یاد شده است در یسنای سیزدهم، بند ۲۸ است که می گوید (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۱) :

[من… خوئیت ودثه مقدس را می ستایم که برترین و بهترین و نیکوترین چیزی است که موجود است و موجود خواهد بود، که اهورایی است و زرتشتی.]

همین مطلب در ویسپرد، سوم، بند ۱۸؛ گاه چهارم، بند ۸ و ویشتاسپ یشت، بند ۱۷ بدین صورت آمده است که مردانی که خوئیت ودثه می کنند، با جوانانی که بهترین و خردمندترین هستند به یک جا می آیند.

چنان که وست می گوید: [در هیچ یک از این عبارات چیزی منظور و طبیعت چنان کار نیکو را بنمایاند، نمی بینیم.] (وست، همانجا). جای دیگری که خوئیت ودثه یاد شده است در بندهای ۳۵ و ۳۶ فصل هشتم وندیداد (وی دیو دات)(یعنی قانون ضد دیوان: کلمه وندیداد تلفظ نادرست این نام است.) است که توصیه می کند:

[مرده کشان پس از انجام وظیفه باید سر و تن را با شاش گاو و ورزاو بشویند و از شاش کسی استفاده نکنند مگر این که مال مرد و یا زنِ خوئیت ودثه کرده باشد.]

باز می بینیم که در اینجا هم مفهوم واقعی واژه روشن نیست و تنها مسلم می کند که هم مرد می توانسته است آن [کار نیک] را بکند و هم زن (همانجا). از این شواهد پیداست که مفسران پهلویِ این متون اوستایی هم هیچ منظور خاصی از [کار نیک] مذکور در آنها در نیافته اند. اما وقتی مفسر اوستایی بند ۴ یسنای ۴۴ را بیان می کند دیگر جایی برای تردید باقی نمی ماند. اینک ترجمه این فقره اوستایی به اضافه تفسیر روحانی پهلوی دان که ما در میان پرانتز گذاشته ایم و با حرف درشت تر مشخص کرده ایم (به نقل از وست، همان منبع، ص۳۹۲ تا ۳۹۴. در مورد توضیحات اضافی، رک. همانجا، ص۳۹۲، یادداشت ۳)

 

عکس Image result for woman of Sasanian Empire marriage-in-ancient-iran Tarikhema.org

 

چنین اندر همه جهان می سرایم: آنچه (که او که اهورامزداست از آن خود کرد) خوب (خوئیتوک-دس) (است). به یاری راستی اهورامزدا می داند که این یکی (یعنی اسپندارمذ- که در افسانه ها دختر اهورمزدا خوانده شده- آن همبه تعبیری شاعرانه، چنانکه در پایین یاد خواهیم کرد.) را آفرید (که خوئیتوک دس انجام دهد). و از راه پدری بود که بِه مَنِش (وهومن) به دست او پروریده شد (یعنی به خاطر پیروی از طبیعت نیک آفریدگان، خوئیتوک دس به دست او انجام شد.) از این روست که وی، که دختر اوست، کار درست می کند اسپندارمذ (که بسیار نیک اندیش است)(یعنی وی از خوئیتوک دس روی نگرداند). وی فریفته نشد (یعنی وی از خوئیتوک دس سر باز نزد چونکه) همه چیز را می بیند (یعنی آنچه را) که از آن اهورمزداست (به عبارت دیگر: از راهِ دین اهورمزدا وی به همه وظایف و قوانین می رسد).

همچنان که وست خاطر نشان کرده است:

[کلیه اشارات این قطعه به خوئیتوک دس اضافاتِ مترجمان پهلوی است که می خواسته اند آن عمل را توصیه کنند، والا هیچ چیزی از آن در متن اوستایی نیست. فقط این اضافات مبین آن است که مترجمان پهلوی از خوئیتوک دس مفهوم ازدواج پدر و دختر را فهمیده بوده اند.]

(وست، همان منبع، ص۳۹۳ و ۳۹۴). بی اعتباری این گونه مفسران و مترجمان ملا نقطه ای از اینجا پیداست که به گفته بعضی از آنان بخشی از اوستا که [دوباسروگد نسک] (لازم به توضیح است که در دینکرد، جایی که خلاصه نسکها را دارد از چنین نسکی نشان نیست.) نام داشته، پر بوده است از جزئیاتی درباره خوئیتوک دس. اما خوشبختانه خلاصه این نسک در کتاب دادستان دینیک، ۹۴، بندهای ۱ تا ۱۱ موجود است و در آن کوچکترین اشاره ای به خوئیتوک دس نمی بینیم (وست، همان منبع، ص۳۹۴). اینک می پردازیم به شواهد دیگر. کرتیر موبد بزرگ زمان بهرام دوم می گوید که از جمله کارهایی که در سرتاسر جهان مزدایی برای پیشرفت دین مزدایی کرد یکی هم انجام دادن [بسیاری خوئیتوک دسها در همه جا بود.] (از ترجمه بَک، کتیبه های دولتی ساسانی، ص۴۳۳). در کتاب دینکرد چندین بار از خوئیتوک دس یاد شده است ولی در آنجا هم مثل سخن کرتیر، مطلب کلی است و به عنوان کار مهم نیکویی توصیه شده است (وست، همان منبع، ص ۳۹۴ و بعد). در سه فقره این طور می نماید که مفهوم [ازدواج با محارم] بیان گشته است. یکی در دینکرد، کتاب نهم، فصل ۴۱، بند ۲۷، است که به نقل از بند هیجدهم وَرَشتمانسَر نسک اوستا (که گم شده) آمده است: [برادری و خواهری را به آرزوی زناشویی بر می انگیزند تا با هماهنگی خوئیتوک دس انجام دهند.] (همان منبع، ص ۳۹۵. خلاصه این نسک در دینکرد هشتم، فصل سوم، بند ۱ آمده است: وست، متون پهلوی، ج۴، ص۱۲، و خلاصه بسیار مفصلی از آن در دینکرد نهم، فصل ۲۴ تا ۴۶ آمده است- وست، همان منبع، ص۲۲۶ تا ۳۰۳- و مطلب مذکور در فرگرد هیجدهم- همان منبع، ص۲۸۴ و بعد- یافت می شود). در اینجا البته گفته نشده است که آن دو با هم خوئیتوک دس کنند، بلکه [به همراه هم، با هماهنگی] و معنی مشخص نیست.

دوم در دینکرد، کتاب نهم، فرگرد ۴۰، به نقل از فرگرد ۱۴ بغ نسک (که آن هم از میان رفته است) توضیحات مفصلی آمده بوده است که خلاصه آن بدین گونه می شود (خلاصه بغ نسک در دینکرد نهم- متون پهلوی، ج۴، ص۳۱۱ تا ۳۹۷- فصول ۴۷ تا ۵۹ ، مانده است. فرگرد ۱۴ در همان کتاب، بند ۶۰- متون پهلوی، ج۴، ص۳۶۴ و بعد- آمده است) :

هر آنچه به ازدیاد نسل بینجامد نیکوست چنان که خوئیتوک دس ستوده است. پدری کردن وظیفه ای والاست، و از خود و به خود افزودن شیوه درست ازدیاد نسل است، و این خوئیتوک دس است و او که شیوه درست ازدیاد نسل را رعایت می کند خوئیتوک دس را ستوده است. تجربه نشان می دهد که از نسلهای خوب زادگان خوبتری به بار می آیند یعنی با رعایت دائم خوئیتوک دس نسلها بهتر می شود. این مطلب را به نحو دیگری می توانیم بگوییم، اسپندارمذ را در رتبه دختری اهورمزدا می دانند چرا که خرد این یکی (اهورمزدا) مشتمل بر همه [اندیشه بجا] (آرمئیتی) می شود. بر این اساس خرد و آرمئیتی هر دو در درون اهورمزدا و اسپندارمذند، یعنی خرد از آن اهورمزداست و آرمئیتی از آن اسپندارمذ، و [اندیشه بجا] (آرمئیتی) نتیجه خرد است درست مثل این که اسپندارمذ زاده اهورمزدا باشد. و این اظهار صریحی است بر اینکه در نظر کسی که خرد را با آرمئیتی رابطه می دهد، به اسپندارمذ باید به عنوان دختر اهورمزدا نگریست.

همچنانکه وست متذکر شده است این اظهار نظر هم تمثیلی است و در آن از خوئیتوک دس [زناشویی با خویشاوندان] فهمیده می شده است و معلوم نیست که اشاره تکمیلی آن به رابطه پدری و دختری اهورمزدا و اسپندارمذ متضمن صراحت بر ازدواج آن دو می بوده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۶).

سومین تذکار دینکرد از فرگرد ۲۱، بغ نسک برداشته شده است که در آغاز به نظر وست [دختری را به ازدواج پدری در می آورد چنان که زنی را به مردی دیگر می دهند] معنی می داد و صراحت بر رسم خوئیتوک دس به معنی [ازدواج با محارم] می کرد (همان منبع، ص۳۹۷). اما در ترجمه خود دینکرد متوجه شد که معنی این فقره با ازدواج رابطه ای ندارد و آن را چنین ترجمه کرد:

[وی دخترش را از راه دختری به ضمانت پدرانه شخصی می سپارد که وی آن دختر را احترامِ به پدر می آموزد.] (متون پهلوی، ج۴، ص۳۸۲).

این مطلب را بسیاری از محققان در نیافته اند و بر ترجمه اولی وست تکیه کرده اند و به راه اشتباه افتاده اند.

به غیر از این موارد، در ارداویرازنامه آمده است که ارداویراز هر هفت خواهر خود را به زنی داشت و در معراج خود کسانی را دید که عمل خوئیتوک دس کرده بودند و مقام عالی روحانی یافته بودند (متن پهلوی و ترجمه های متعدد از آن در دویست سال گذشته بارها چاپ شده است. مطالب اصلی آن را وست در متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۷ و ۳۹۸ آورد و این موضوع جالب را هم افزود: مگر این بیشتر تعجب آور است از داستان زنی که پشت سر هم با هفت برادر ازدواج کرد و در انجیل مارک- دوازده، آیات ۲۰ تا ۲۲- و لوقا- بیست، آیات ۲۹ تا ۳۲- از آن یاد کرده اند؟ به هر تقدیر داستان معراج ارداویراز از رایجترین و مقبولترین قصه های زرتشتی است و به زبانهای بسیاری ترجمه و حداقل چهار بار به فارسی برگردانیده شده است. ترجمه قدیمی آن به شعر هم موجود است که دستور کیخسرو جاماسپجی جاماسپ آسا در بمبئی به همراه متن پهلوی و ترجمه گجراتی در ۱۹۰۲ چاپ کرد. اما در این ترجمه از خوئیتوک دس به معنی زناشویی با اقوام یاد شده است). همچنین در مینوی خرد می خوانیم که خوئیتوک دس از جمله کارهای بسیار ستوده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۸ و بعد). و در بهمن یشت می خوانیم که حتی در دوره پر آشوب تسلط بیگانگان هم [مرد راستین سنت دینی خوئیتوک دس را در خاندان خود پایدار می دارد.] (همان منبع، ص۳۹۹). در فصل ۱۹۵ کتاب سوم دینکرد آمده است که خوئیتوک دس گناهان را پاک می کند و تیرگی را می زداید (همان منبع، ص۴۱۰ و بعد). و در فصل ۲۸۷ همان کتاب مزایای حسنه چنان عملی شرح داده شده است (همان منبع، ص۴۱۱). در فصلی از کتاب ششم دینکرد از قول روحانیان باستانی آمده است که خوئیتوک دس چون رعایت نشود تاریکی افزون گردد (همانجا). در هفتمین کتاب دینکرد از اوستا نقل می کند که مَشی یه و مشی یانه (زن و مرد نخستین که نامشان را به صورتهای مختلف نوشته اند.) که به اراده اهورمزدا از تخمه گیومرت به بار آمده بودند (همان منبع، ص۴۱۱ و ۴۱۲) طاعات خوب انجام دادند و من جمله خوئیتوک دس کردند و به ازدیاد نسل پرداختند. در همان کتاب از قول زرتشت می آورد که از میان کارهای نیک خوئیتوک دس از همه بیشتر زداینده تاریکی و اهریمنی است و باید با تشریفات و به دست روحانیان بزرگ انجام پذیرد (همان منبع، ص۴۱۲ و بعد) و وقتی خود زرتشت چنان امری را توصیه می کرد بسیاری بر آشفتند و بر او تاختند و توصیه اینکه بهترین نوع آن میان [پدر و دختر، و پسر و آن که او را زاده است، و خواهر و برادر است] را مردود شمردند (خواننده دقیقا توجه کند به این اعتراض بهدینان بر ضد فتوایی ناپذیرفتنی). در اینجا هم خوئیتوک دس دقیقا معنی [ازدواج با محارم] را دارد و جای بحث در آن نیست، فقط باید توجه کرد که: دینکرد آن را به صورت سنتی که [در زمان باستان آورده اند] بیان می کند نه به صورت طاعتی مرسوم. در دادستان دینیک (فصل ۳۷، بند ۸۲؛ فصل ۶۴، بند ۶؛ فصل ۶۵، بند ۲؛ فصل ۷۷، بند ۴ و ۵) به ازدواج مشی یه و مشی یانه از طریق خوئیتوک دس (برادر و خواهر) اشاره شده است (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۴. تفصیل آن را بعد خواهیم دید). و در فصل ۲۷، بند ۶و ۷ و فصل ۲۸، بند ۱۹ آمده است که خوئیتوک دس (به طور کلی) باید تا آخر جهان پایدار ماند چون ترویج آن نزد دیگران مایه بخشایش گرانترین گناهان خواهد بود (همانجا). در کتاب شایست نی شایست می خوانیم که یکی از آباء زرتشتی به نام نَرسِه مهر برزین سه جمله نیک گفته بوده است یکی این که [خوئیتوک دس اعدامی را نجات می تواند داد.] (طبع تاوادیا، ص۱۱۳- فصل هشتم، بند ۱۸-). و در گزیده های زادسپرم آمده است که خوئیتوک دس یکی از سه توصیه زرتشت به پیروان خود بوده است (فصل ۲۳، بند ۱۳- وست، متون پهلوی، پنجم، ص۱۶۶). در دادستان دینیک می خوانیم که ترتیب دادن خوئیتوک دس کاری بسیار نیکوست و از آن است که پیشرفت کامل در این جهان میسر می شود (رک. وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۴، برای مراجع). با همه این شواهد اگر دو گواهی بعدی را نداشتیم، باز می توانستیم همه اینها را این گونه تفسیر کنیم که: بسیار خوب، خوئیتوک دس، به معنی ازدواج با خویشاوندان هم که باشد، عملی بسیار ستوده است و برای پایداری جامعه ایرانی بسیار اساسی. اما با دو شاهدی که خواهیم آورد، هیچ شکی نمی ماند که مقصود جامع دینکرد سوم و هیمیت اَشَه وهیشتان (یعنی امید پسر اشو وهشت) از اصطلاح خوئیتوک دس [ازدواج با محارم] می بوده است. اینک شاهد اول از کتاب دینکرد سوم، بند ۸۲ (به نقل از وست، متون پهلوی، ج۲، ص۳۹۹ تا ۴۱۰) : در اینجا یکی از موبدان با خاخامی یهودی درباره محسنات خوئیتوک دس جدل می کند (در ترجمه دستور پشوتن سنجانا این فصل را بند ۸۰ نوشته، و ترجمه او با ترجمه وست نمی خواند.) (بسنجید با یادداشت وست، همان منبع، ص۳۹۹، حاشیه ۴، و توضیح نیبرگ، راهنمای پهلوی، ج۲، ص۲۴۴). ترجمه های دیگری هم از این فصل کرده اند (مثلا ترجمه دمناس، de Menasce، در کتاب سوم دینکرد، ص۸۵ و بعد. سعید نفیسی- منبع یاد شده در پانوشت ۱۹- هم این فصل را به صورت گلچین و مخدوش آورده است).

ما از وست پیروی می کنیم (ولی از زواید چشم می پوشیم): اندرحمله سختی که یک یهودی به مغی کرد به واسطه رسم خوئیتوک دس، و پاسخی که آن روحانی از روی منابع دینی مزدایی به وی داد.

بدان که… خوئیتوک دس همیاری و کمک مشترک مردم به یکدیگر است. خوئیتوک دس نامی است که [از خود دادن] (خویش دهشنه) می باشد، و مقام (گاه) آن در این است که رابطه ای بسیار استوار میان نژاد خویش و همنوعان خود از راه نگهداری و پایدار کردن نفوذ مقدسات به بار می آورد که طبق اسناد عبارت است از پیوند میان مردان و زنان از میان نژاد خویش و به منظور آمادگی و پیوستن به رستاخیز عالم. آن پیوند اتحاد، اگر بخواهیم بسیار روشنتر بگوییم، میان تعداد بیشماری از نژادهای خویشاوند انجام می گیرد یا به صورت پیوند با خویشان (نبانزدیشتانو) و در میان خویشان، و یا با خویشان نزدیک (نزدپدوندانو). و در نظر من از همه کاملتر پیوند سه گروه خویشان نزدیکتر (نزدپدونتر) است یعنی پدر و دختر، و پسر و بوردارِ (زاینده) (به جای مادر آمده است و امروز در اصطلاح باردار یعنی آبستن مانده است) او، و برادر و خواهر.

(در اینجا موبد برای توضیح مطلب سخنان موبد بزرگی را نقل می کند که داستان آفرینش و آدم نخستین را شامل است: آفریدگار، سازنده همه چیز و همه کس است و زمین- اسپندارمذ- ساخته اوست و چون بالطبع مؤنث است دختر او محسوب می شود و از او ، زنده میرای گویا، (گیومرتن) را آفرید که از تخمه او همه مردم تا روز رستاخیز بار می آیند.)

بدین سان است که چون یاری (آفریدگار که) پدر (است) از دختر (اسپندارمذ) فرزندی بار آورده است، این را می گویند خوئیتوک دس. باز در اسناد دینی آمده است که چون گیومرت از جهان می رفت، منی او بر روی زمین، یعنی اسپندارمذ، که مادر خود او محسوب می شد، افتاد و از پیوند آن دو، مشی یه و مشی یانه چنان که طبیعت آفریدگان است به آرزوی زاد و ولد افتادند و با هم جفت آمدند، این را خوئیتوک دس برادر و خواهر گویند. و بسیاری جفتهای دیگر از آنان به بار آمدند و هر جفتی همواره زن و مرد شدند، و همه مردمانی که تا کنون بوده اند، و اکنون هستند و در آینده خواهند بود، همه زاده خوئیتوک دس اند. از اینجاست که آن را قانون توصیه می کند، و هر جا آن انجام می شود نتیجه اش ازدیاد نسل آنجاست. و می گویم که دیوان دشمنان مردم اند و نابودیشان را خواستن از طریق خوئیتوک دس به ثمر می رسد (چه این کار مایه آبادانی و تندرستی و افزونی است و دیوان را تنگی و خواری و ناتوانی می آورد.) و می گویم هر چه فرزندان از نظر تخمه و نژاد به اصل خود نزدیکتر باشند خوش اندامی و تناوری و خردمندی و خوش اخلاقی و آزرم داری و برتری هنرها و تواناییها و دیگر خصایص در آنها بیشتر است و از آنها بیشتر سهم می برند و رضایت بیشتر دارند (در اینجا موبد از ازدواجهای ناهمگون به اکراه یاد می کند و آن را چون جفت شدن سگ با گرگ و اسپ با خر می داند که نتیجه ای ناخوشایند به بار می آورد).

و این است سودِ پاک نگهداری نژاد . می گویم که سه گونه محبت بر خواهر و برادر از آنچه که از آنان به بار خواهد آمد، می رسد. یکی وقتی که فرزند، زاده برادر و برادر باشد؛ یکی وقتی که فرزند، زاده برادر و خواهر باشد، و یکی وقتی که فرزند، زاده خواهر و خواهر باشد (که در هر سه این موارد، فرزندان محبت از دو سو می برند و هنرها از دو طرف می گیرند.) (این است معنی اصلی خوئیتوک دس. بقیه مطالب ساخته افسانه پردازان است). و هم بدین گونه است وضعیت آنان که از پدر و دختر زاده شده اند و یا از پسر و مادر… و او که فرزند فرزند خود را می بیند، شادمان می شود حتی اگر که آن زاده، از تخمه کسی باشد که از نژاد دیگر و از کشور دیگر باشد. و این هم مایه شادی و خرمی است که مردی می بیند پسری که از دختر خود آورده است، برادر همان مادر هم می شود و او که از پیوند پسری با مادرش به بار آمده، برادر پدر خود هم می شود. سود این کارها بیشتر از زیانشان است و اگر کسی بگوید که چنین کاری اهریمنانه است (خواننده به اعتراض علیه فتوای خشک توجه کند!)، باید گوشزد کردکه اگر زنی در شرمگاهش بیماری ای رخنه کند آیا بهتر نیست که برادرش یا پدرش یا فرزندش بدو دست زنند تا غریبه ها؟ (و آیا این بهتر از آن نیست میان پارسی مردی و رومی زنی با کوس و نقاره عروسی راه اندازند؟ آیا در خانه ماندن و با خویش خود ساختن مناعت و از خودگذشتگی نمی آورد؟ آیا از بیرون همسر ستاندن هزار آرزو و بویه و هوسهای دنیایی به دنبال ندارند؟ آیا با غریبه بودن، دروغ و تقلب را افزون نمی کند و هوسرانیهای بیرون از خانه پیش نمی آید؟ آیا طلاق و دعواهای خانوادگی در میان زن و مرد غریبه به میان نمی آید؟ آیا در مقابل، زناشوییهای خانوادگی اشتراک مساعی و دلجوییهای دایم و مهرورزیهای بی پایان نمی آورد؟) و اگر با همه اینها که گفتم باز کسی بگوید که این کار یک تباهی ننگین است (باز دلیل دیگری که مردم از فتواهای ناپذیرفتنی رویگردان بوده اند)، باید بگویم که (تباهی و بی عاری به خودی خود وجود ندارد و استعاری است) مثلا ما و شما کسی را که برهنه در اجتماع آید دشمن می داریم و ننگین می شماریم اما آنان که برهنه می زیند، او را خوش اندام و زیبا می شمارند. مگر نه این است که گروهی بینی کوفته را مایه زیبایی رخسار می دانند و عده ای بینی بلند و عقابی را مایه فخر و نیکرویی؟ (همان مطلبی که در شعر: تو مو می بینی و من پیچش مو، تو ابرو من اشارتهای ابرو، می یایبیم) از این گذشته، زیبایی و خوشگلی با تغییر زمان فرق می کند. زمانی بود که هر کسی سرش را می تراشید گناهی مرتکب می شد که شایسته مرگ بود. در آن زمان مرسوم مملکت نبود که مردم سر بتراشند (بسنجید با نفرین، الهی سرت را بتراشند، که در شیراز هنوز برای آرزوی خجالت زده شدن بدخواهی می گویند)، ولی امروز حکیمی را می شناسم که ستردن موی سرش را حسن می داند و حتی کاری نیکو می شمارد… برای ما آن کار نیک (خوئیتوک دس) توصیه الهی است، نگهدارنده نژاد است و مایه کامل بودن خاندان… زیانش کم است و سودش فراوان… و همه نیاکان و پدران ما بر آن رفته اند و سود دیده اند… و اگر کسی بگوید که قانون در مورد آن رسم بعد ها گفته است: [آن را به کار نگیرید] (دلیل دیگری که قانون رسمی هم چنان کارهایی را ممنوع کرده بوده است)، هر که از چنان قانونی آگاه است، گو بپذیر، ما که نیستیم، ولی هر آگاهی می داند که همه آگاهیها از خوئیتوک دس برخاسته است زیرا که دانش ما از پیوند دو جزء می آید یکی دانش ذاتی و یکی دانش آموختنی، و معلوم است که دانش ذاتی مؤنث است و دانش آموختنی مذکر، و چون هر دو آفریده آفریدگارند پس خواهر و برادرند؛ و هر چیز دیگری که کامل است هم از پیوند اجزاء کامل به بار آمده است، چون آب که ماده است و آتش که نر است و این دو را خواهر و برادر می شمارند (که گرچه با هم نمی پیوندند ولی در تن آدمی به یکسان با هم جوش می خورند، چنانکه اگر در مغز آب زیادتر باشد می پوسد و اگر آتش زیادتر باشد می سوزد).

 

 

این بود طولانی ترین و استوارترین گواه کتبی زرتشتی برای رسم [ازدواج با محارم]. خواننده خود می تواند به روشنی در یابد که این دفاع پر آب و تاب برای این لازم شده که همان زمان هم این رسم شدیدا مورد حمله بوده است، و فقط چند روحانی آن را تجویز و عده کمی از مردم از آن پیروی می کرده اند (لازم به یاد آوری است که چنین موردهایی را نیز در جامعه کنونی داریم که عده ای از روحانیان مسائلی چون صیغه و ازدواج موقت را مطرح می کنند ولی مورد پسند و قبول اکثریت مردم نیست جز عده اندکی). به راستی در این تفسیر دور و دراز مطالب متناقض درهم آمیخته است و تشخیص آنها به سادگی ممکن نیست و برای همین عده زیادی که مطالب را سرسری خوانده اند گول بعضی از جملات را خورده اند و کل قضیه را به صورت انتساب عام وانمود کرده اند (مثلا سعید نفیسی، دمناس، فرای، بوچی، دوشن گیمن و کریستن سن. حتی خدابیامرز منصور شکی هم در مقاله، حقوق خانواده در ایران باستان، دانشنامه ایرانی،ج۹، ص۱۸۴، به همین توهم دچار شده و نوشته است: ازدواج با محارم، که اصلا میان نجبای بسیاری از ملل رواج داشت، بعد ها در کلیه سطوح جامعه ایرانی چه بالا و چه پایین به طور عام انجام می شد. بسیاری از پادشاهان ایران خواهر و دختر خود را به زنی گرفتند، این گونه گزافه های بی پروا نتیجه ای جز گمراهی خوانندگان ندارد حتی اگر هدف از نوشتن آنها جز دانش دوستی چیز دیگری نباشد !).

در قانون نامه رسمی دوره ساسانی کتاب هزار دواریها (ماتیگانِ هزار داتِستان) (طبع و ترجمه آناهیت پریخانیان؛ پیشتر مطالب این کتاب را درباره چنین مقرراتی منصور شکی در مقاله زناشویی ساسانی آورده بود.) آمده است که اگر پدری ارثیه دختری را به دخترش داد و بعد او را به زنی گرفت پس از مرگش آن زن ازسهمیه ارث همسری نیز برخوردار می شود (بخش یکم، فصل ۴۴، سطرهای ۸ تا ۱۲) (ترجمه پریخانیان، ص۱۱۹؛ شکی، زناشویی ساسانی، ص ۳۳۵ و ۳۳۶). و باز آمده است: اگر پدری دخترش را به زنی کرد پس از مردنش او فقط ارث همسری می برد (و نه ارث مضاعف) (همانجا، سطرهای ۱۳ تا ۱۶) (همان مقاله، ص۳۳۶). در همان کتاب (بخش دوم، فصل ۱۸، سطرهای ۷تا ۱۲) این گونه آمده است که اگر مردی تعهد کرد که این ملک (یا مال) ده سال دیگر به پسر من می رسد به شرطی که با دخترم ازدواج کند، ده سال بعد باید ملک را به پسر بسپارد، و اگر ازدواج آن دو زودتر انجام شده، تعویض مالکیت هم می تواند زودتر انجام شود، ولی اگر پسر از ازدواج سر باز زد، تعلق آن ملک (یا مال) بدو نباید صورت پذیرد (همانجا).

این موارد از یک کتاب قانون نامه رسمی، جای چون و چرا باقی نمی گذارد. همین طور است مواردی که در روایات موبد بزرگ زرتشتی همیت (اِمید) پسر اشو وهشت مذکور است (این موارد را پیشتر دمناس ترجمه و تفسیر کرده بود. اما خود کتاب را نزهت صفائی اصفهانی در ۱۹۸۰ در کمبریج (ماساچوست) چاپ کرد. شکی هم در مقاله زناشویی ساسانی از آن بهره گرفته بود). یکی از پرسشها در پاسخ به این مسئله است که در مورد پسری که تعهد به ازدواج با خواهرش کرده است یا توصیه پدر و مادر را برای آن کار پذیرفته اما از انجامش سر باز زده است چه باید کرد؟ (پرسش ۲۲- اصفهانی، ص ۱۵۵ تا ۱۵۸). پرسشی دیگر مربوط است به اینکه اگر مردی خواهر یا مادرش را به زنی کرد با این که امیدی برای بارگرفتنشان نبود آیا ثواب خوئیتوک دس شاملشان می شود یا نه؟ و پاسخ این است که بلی می شود (پرسش ۲۸- اصفهانی، ص۱۹۳ تا ۱۹۶). پرسش دیگر مربوط است به اینکه اگر کسی خوئیتوک دس کرد ولی بعد بر اثر پیری یا بیماری از عهده انجام وظایف بر نیامد چه باید کرد؟ (پرسش ۳۰- اصفهانی، ص۲۰۳ تا ۲۰۶). این موارد، و مواردی که شکستن پیمان خوئیتوک دس را گناه می داند، ثابت می کند که در نظر این مفسران آخر دوره ساسانی، ازدواج با محارم حسن بوده است (بسنجید با داوری وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۰).

حتی بعد از سقوط ساسانیان هم علمایی بوده اند که از خوئیتوک دس [ازدواج با محارم] را می فهمیده اند و از آن به شدت دفاع می کرده اند در حالی که عده ای دیگر با آن آشکارا مخالفت داشته اند. مشروحترین این مرافعه ها در کتابی از روایات (یا فتواها) آمده است که نسخه خطی آن از سده شانزدهم میلادی است، اما دستورات طرح شده در آن تعلق به خیلی پیشتر دارد (همان منبع، ص۴۱۴ و بعد). وست خلاصه ای از آن به دست داده است که ما لب مطالبش را می آوریم (در اینجا هم از برای تاکید مطالب مهم، بعضی جملات را با حروف درشت تر می آوریم) :

بهترین کاری که یک کافر می تواند بکند در آمدن به دین بهی است (یکی از بهترین دلیلهایی که پذیرفتن افراد نازرتشتی در جامعه بهدینان هنوز مرسوم و مقبول بوده است.) و بهترین کاری که یک بهدین می تواند بکند شکستن دیوان از راه خوئیتوک دس است. خود اهورمزدا نیز چنان کرده بود زیرا زمانی که زرتشت به پیشگاه او رسید و امشاسپندان را نزد او دید، اسپندارمذ را دید که دستی به گردن او داشت و چون دلیل پرسید، اهورمزدا پاسخ داد: [این اسپندارمذ است که دختر من و کدبانوی جهان آسمانی من است و مادر موجودات]. زرتشت گفت: [وقتی در دنیا این چیزها را می گویند، خیلی آشفتگی بر می انگیزد. چگونه است که تو، ای اهورمزدا، خودت هم در این باره همانها را می گویی؟] اهورمزدا پاسخ داد: [ای زرتشت: این خود می بایستی برای مردم نیکوترین نعمتها بنماید! باری وقتی نخستین آفریدگانم مشی یه و مشی یانه آن را انجام دادند، شما نیز می بایست آن را انجام دهید! زیرا اگر چه مردمان از چنان رسمی روی گردانیده اند، نمی بایست، روی گردانند (چه خوشبختیها همه در نزدیکی و هم خونی است و همه بلایا بر سر مردمان از آنجا می آید که مردان غریب می آیند و زنان (بهدین) را می گیرند) (و همواره دختران ما را از راه به در می برند) (اشاره است به فرود زرتشتیان در میان جماعتهای مسلمان و یا مسیحی، آن چنان که مثلا در سیره شیخ ابو اسحق کازرونی می بینیم که از خانواده های زرتشتی برخاست و در سده چهارم بیشتر مردم کازرون را با کوششهایی خیره کننده مسلمان کرد.) (و ثواب خوئیتوک دس چنان است که جادوگر را هم از اعدام نجات می بخشد).

[در یکی از گفته های دینی آمده است که اهورمزدا چهار کار نیکو به زرتشت توصیه کرد… چهارم خوئیتوک دس با او که وی را زاده است، یا با دختری یا با خواهری… زمانی که سوشیانس پدید آید، همه مردمان خوئیتوک دس می کنند و همه دیوان از معجزه خوئیتوک دس نابود می شوند.] در توضیح مطلب آمده است که انواع یاد شده خوئیتوک دس شامل برادران و خواهران ناتنی و یا دختران نامشروع هم می شود (وست، متون پهلوی، ج۲، ص۴۱۷). و باز ضمن قصه ای دراز و ساده لوحانه اعتراف می شود که جمشید چون مست بود با خواهر خود خوابید، ولی بلافاصله نیکوییهای خوئیتوک دس با عالیترین اوصافی بازگو و ثواب آن بهشت خرم باشد، وعده داده شده است و در عوض دوزخ به کسی وعده گشته است که دیگران را از خوئیتوک دس باز می دارد، زیرا [آنچه دیگران گناهی شنیع می دانند در قانون ما طاعتی مزدایی است] (همان منبع، ص۴۱۷ تا ۴۲۶. باز اینجا هم گواه اعتراض مردم به فتوایی ناپذیرفتنی هستیم).

[این هم در دین آمده است که: زرتشت به اهورمزدا چنین گفت: به نظر من این کاری است ناخوب (وَدو) که می کنند؛ و خیلی شک برانگیز است که من باید خوئیتوک دس انجام دهم چنانکه گفتی در میان انسانها کاملا رایج است، (اهورمزدا پاسخ می دهد که این کار مایه تکامل همه چیز و لازم است.) ].

هیچ یک از شواهد ما این گونه صریح حقیقت را بیان نکرده است: مردم به هیچ روی به فتوای روحانی خشک مغزی که چنان کاری را روا می دانسته است، اعتنایی نداشته اند، و همانطوری که وست متذکر شده است، استناد او به این روایت و آن سند دینی بیهوده است چون که هیچ کدام از مآخذ ادعایی او درست نیست (این داوری وست است: همان منبع، ص۴۱۹ و بعد، و ص۴۲۷ و بعد).

به همین دلیل در روایات پارسی، که در سده هفدهم نسخه برداری شده است، خوئیتوک دس اصلا معنی ازدواج با محارم نمی دهد، بلکه موبدان ایرانی در فتواهایی که برای زرتشتیان هند نوشته اند، خوئیتوک دس را عملی پر ثواب دانسته اند اما آن را [پیوند میان عموزادگان و خاله زادگان] معنی کرده اند. و در پاسخ سوالی که روابط خانوادگی در خوئیتوک دس چگونه است، گفته اند: پیوند میان زادگان برادران و خواهران با هم بسیار خوب است. به عبارت دیگر، خوئیتوک دس به معنی زناشویی خویشاوندان با هم است و بس (همان منبع، ص۴۲۷ تا ۴۳۰).

شواهد تمثیلی و افسانه ای

یک دسته از شواهد کتبی ما درباره خوئیتوک دس عبارت است از مواردی که برای ازدواج با محارم در میان ایزدان و یا موجودات و افراد افسانه ای آورده اند و هدف از ذکر آنها اثبات جایز بودن چنان ازدواجهایی در میان انسانها بوده است. تعداد این گواهیها در مقایسه با شواهد کلی بسیار کم و آنچه به نظر ما رسیده به شرح زیر است:

در تفسیری از یسنا که در دوره خسرو انوشه روان نوشته اند، آمده است که اورمزد با دختر خود اسپندارمذ خوئیت ودثه (پهلوی: خوئیتوک دس) کرد. گیومرتن (گیومرت) از این زناشویی زاد و خود با اسپندارمذ جفت آمد و نخستین مرد (مشی یه، مرتیه، مرد) و نخستین زن (مشی یانه، مرتیانه) از آنها به بار آمدند و از ازدواج آن دو مردمان پدیدار شدند (همان منبع، ص ۳۹۱). در یک کتیبه آرامی از دوره هخامنشی [دین مزدیسنی] به بانویی تشبیه شده است که هم خواهر و هم همسر بعل (معادل اورمزد) است (بویس، تاریخ دین زرتشتی، ج۲، ص۲۷۵، با مراجع)، و در داستان سه موعود زرتشتی هم اثر چنین ازدواجی را باز جسته اند (همان منبع، ج۱، ص۲۸۵). همچنین آورده اند که جمشید با خواهر همزادش زناشویی کرد و فریدون با دختر خود؛ و منوچهر از زناشویی خواهر و برادری به بار آمد (این داستان جمشید در وداها هم آمده است و بنابراین بسیار قدیمی است. به علاوه کلیه این مطالب در تاریخهای اسلامی مثل طبری، مسعودی و مقدیسی هم آمده است). و ارداویراز (که در سنت از احیا کنندگان دین مزدیسنی است) هفت خواهر خود را به زنی داشت و در معراج خود، در آسمان دوم روان کسانی را دید که خوئیتوک دس کرده بودند و کامرانی جاودانی یافته بودند. باز در یادگار زریران (که اصلا به شعر و از دوره اشکانی بوده است) آمده است (گشتاسپ می گوید، هوتس، که مرا خواهر و زن است. یادگار زریران، تدوین و ترجمه بیژن غیبی، بیلفلد آلمان، ۱۹۹۹ ص ۲۲) که گشتاسپ همسر خواهر خود هئوتسا (خوتوس) بود. در شاهنامه و کتب دیگر آمده است که همای دختر بهمن زن او شد و داراب را از او زاد (بهمن پسری داشت ساسان نام و :

دگر دختری داشت نامش همای هنرمند و با دانش و نیک رای

همی خواندندی ورا چهر زاد ز گیتی به دیدار او بود شاد

پدر در پذیرفتنش از نیکوی بدان دین که خوانی همی پهلوی

همای دل افروز تابنده ماه چنان بد که آبستن آمد ز شاه…

به بیماری اندر بمرد اردشیر(بهمن) همی بود بی کار تاج و سریر

همای آمد و تاج بر سر نهاد یکی راه و آیین دیگر نهاد…

نهانی پسر زاد و با کس نگفت همی داشت آن نیکویی در نهفت

(شاهنامه، ج۶، ص۳۵۱ تا ۳۵۵- چاپ مطلق، ج۵، ص۴۸۳ تا ۴۸۸-).

یک جا در شاهنامه داریم (شاهنامه، ج۶، ص۱۲۰، بیت ۷۹۴ و ۷۹۵- چاپ مطلق، ج۵ ، ص۱۵۰، بیت ۸۰۰ و ۸۰۱- گشتاسپ پس از بازگشتن از رزم ارجاسپ به فیروزی:

چو شاه جهان باز شد باز جای به پور مهین داد فرخ همای

(عجم را چنین بود آئین و داد!) سپه را به بستور فرخنده داد

در نسخ شاهنامه مصرعهای بیت دوم را پس و پیش کرده اند. صورت کنونی از ماست. متن بُنداری تصحیح ما را تایید می کند: و زوج ابنته همای من ابنه اسفندیار علی المله الفهلویه، که نشان می دهد مسئله ازدواج همای و اسفندیار است که- رسم عجم- بوده، نه دادن سپاه به بستور!) که همای خواهر اسفندیار و همسر او بود (مسلم است که مآخذ اصلی- ازدواج همای با خویشاوندش- را داشته است و از آن یکی ازدواج همای با گشتاسپ را دریافته است، دیگری با اسفندیار و سومی با بهمن. این چنین است که افسانه ای مایه افسانه های دیگر می شود).

 

عکس Image result for ‫خسرو انوشه‬‎ marriage-in-ancient-iran Tarikhema.org

 

داستان ویس که همسر برادرش ویرو بود ولی به رامین عشق می ورزید بسیار مشهور است (اصل این داستان هم به زمان اشکانیان باز می گردد- رک. مینورسکی، ویس و رامین: داستانی اشکانی- برای نص موضوع رک. بالاتر، پانوشت). و قصه سودابه زن کیکاوس که بر ناپسری خود سیاوش عاشق شد و برای فریفتن او خواهرانش را به وی پیشکش کرد (شاهنامه، ج۳، ص۱۴ و بعد. چاپ مطلق، ج۲، ص۲۱۱ و بعد). همه جا رایج است.

از آنجا که اینها همه موارد افسانه ای است، به هیچ یک اعتمادی نمی توان کرد، فقط می توان گفت که در اندیشه مردمان چنین ازدواجهایی مبنایی داشته است و آن قیاس با شواهد واقعی تاریخی می بوده است.

۳. موارد معین تاریخی

من سرتاسر تاریخ ایران را بارها زیر و رو کرده ام و حدود پنجهزار سند یونانی و رومی و سریانی و چینی و عربی و فارسی و پهلوی و اوستایی و فارسی باستان را نقطه به نقطه خوانده ام و از میان آنها فقط پانزده مورد معین تاریخی یافته ام که شخصی به ازدواج با محارم روی آورده است. هشت تای آن به دوره هخامنشی تعلق دارد، سه تا به دوره اشکانی و چهار تا به دوره ساسانی. در اینجا این موارد را می آورم و بعد به مطلب دیگر یعنی توضیح علل چنین ازدواجهایی و نتایج حاصل از چند سوء تعبیر می پردازم. به گفته هرودت کمبوجیه بر خلاف قوانین پارسی با دو خواهر خود پیمان زناشویی بست (یکی هئوتسا و دیگری که نامش را نبرده است)(کتزیاس که این داستان را به اشاره آورده است نام او را رکسانا- رئوخشنه – یا روشنک آورده است: شهبازی، کورش بزرگ، ص۳۲۵، یادداشت ۱۹). و داریوش بزرگ فرَتَه گونَه دختر برادر خود اَرتانَه را به زنی گرفت (هرودت، تاریخ، ج۷، بند ۲۲۴). به ادعای کتزیاس داریوش دوم خواهر خود پروشات را به زنی داشت (کتزیاس، پرسیکا، گزیده ۱۵- الف. یاکوبی، ص ۴۹۶). و به گفته پلوتارخ اردشیر دوم با دو دختر خود زناشویی کرد (زندگانی اردشیر، بند ۲۷). همچنین گفته اند که تری تخمه از سرداران پارسی با خواهر خود رئوخشنه (روشنک) زناشویی کرد (کتزیاس، پرسیکا، گزیده ۵۵. یاکوبی ص۴۷۱). و اردشیر سوم با خواهر خود هئوتسا (پلوتارخ، زندگانی اردشیر، بند ۲۶). و سرانجام این که داریوش سوم (کلیه مآخذ درباره او را در کتاب برو، Berve، زیر شماره ۷۲۱ خواهید یافت) همسر خواهر خود استاتیرا (بعضی از مورخان حتی خود داریوش را هم زاده ازدواج خواهر و برادر می دانند: برو، شماره ۷۱۱) بود و یکی از سرداران او مادر خود را به زنی داشت (کنتوس کرتیوس، تاریخ اسکندر، ج۸، فصل ۲، بند ۱۹).

برای دوره اشکانی نیز موارد معینی سراغ داده اند. مثلا ادعا کرده اند فرهادک (فرهاد پنجم) پسر فرهاد چهارم و کنیز ایتالیایی او موزا (Musa) با مادر خود ازدواج کرد (منابع در باب موزا در کتاب کاراس- کلاپرُت، ص ۱۵). در یک گزارش نجومی به زبان بابلی و خط میخی مربوط به سال ۲۳۶ تاریخ سلوکی (برابر با ۷۵ ق م) این گونه آمده است (ساکز- هونگر، ص۵۰۷) : [[ نوشته شد] در سال ۱۷۲ از تاریخ اشکانی [ که برابر است با ] ۲۳۶، در عهد ارشک شاه و اسپبرز (Ispubarza) ملکه و خواهر او]، چنانکه گفتی شاه اشکانی خواهر خود را به همسری پذیرفته بوده است. همچنین یک طومار اشکانی به زبان یونانی که در اورامانِ کردستان یافته اند با این جمله آغاز می شود (مینز، طومار اشکانی از اورامان کردستان، ص۲۸ و ۳۱) : [در عهد فرمانروایی شاه شاهان، ارشک، نیکوکار، دادگر، نامدار و یونان دوست، و [ آنِ ] ملکه، سیاکَه (Siace)، که هم همسرش است و هم خواهرش از سوی پدر، و آریازاته (Aryazate)… دختر پادشاه بزرگ تیگران که نیز همسرش است، و آزاته (Azate)، همسر [ شاه] و خواهر او از سوی پدر، در سال ۲۲۵ در ماه اپلئیوس (Apellaeus)… این سند در پیش گواهان نوشته آمد.] در اینجا چنان می نماید که پادشاه اشکانی سه زن داشته است که دو تای آنها خواهران او بوده اند (این تعبیر عمومی است و از همان زمان چاپ مقاله مینز پذیرفته شده است).

از دوره ساسانی موارد معدودی داریم. در کتیبه سه زبانه شاپور یکم بر دیوار بنای هخامنشی در نقش رستم (که به غلط به کعبه زرتشت مشهور شده است) آمده است که شاپور برای عده ای آمرزش خواست و به گروهی خیریه بخشید. در میان آنان از [دینَک، ملکه ملکه ها] یاد شده است که [خواهر شاه اردشیر] بود، و از [دخترمان ملکه ملکه ها آدُر اناهید] سخن رفته است. این تعاریف باعث شد که عده ای دینک را خواهر و همسر اردشیر بدانند و آدر اناهید را دختر و همسر شاپور (من جمله ماری لوئیز شومان در مقاله در باب چند زن نامبرده شده در کتیبه سه زبانی شاپور یکم بر کعبه زرتشت، و هینتس، در کتاب یافته ها و پژوهشهایی از ایران کهن، ص ۱۲۴ و بعد). اما چنان که ماریق، هارماتا و ژینو نشان داده اند این انتسابها از مقوله خیالپردازی است (رک. آدر اناهید، به قلم فیلیپ ژینو در دانشنامه ایرانی، ج۱، ص۴۷۲). همچنین گفته اند بهرام چوبینه با خواهر خود گردیه ازدواج کرد اما آن هم ممکن است ناشی از سوءتفاهم باشد (طبری، تاریخ، ج۱، ص۹۹۸: و کانت لبهرام اخت یقال لها کردیه من اتم النساء و اکملهن و کان تزوجها… این مطلب در منابع دیگر نیامده است و به نظر ما این ازدواج از سوءتفاهم یک راوی پیدا شده. یکی از سرداران ایران در زمان هرمزد چهارم بهرام پسر سیاوش [ بهرام سیاوشان ] بود که به همراه بهرام چوبینه به جنگ با [ ترکان ] [ هیاطله ] فرستاده شد [ شاهنامه، چاپ مسکو، هشتم، ص۳۶۹ ] و به همراه او هم بشورید [ همان، ص ۴۰۷ تا ۴۱۳ ] و بعد از جلوس بهرام به دنبال خسرو رفت اما از خال او بندوی فریب خورد و خسرو به روم گریخت و خود بندوی در جامه او گرفتار شد. بعدها همین بهرام سیاوشان از ماجرا بو برد و قضیه را به بهرام چوبینه گفت و او هم بهرام سیاوشان را با تدبیری ماهرانه کشت [ همان، نهم، ۶۳ تا ۶۵ ]. اکنون باید دانست که زن بهرام سیاوشان خواهر بهرام چوبینه بوده است [ نولدکه، تاریخ طبری، ص۲۸۲ یادداشت ۱، به نقل از تاریخ ابن بطریق]. اگر چه نام این خواهر را نبرده اند، اما از همه قراین برمی آید که وی همان گردیه مشهور می بوده است که شاید به همین دلیلِ کشته شدن شوهرش، با بهرام چوبینه ناسازگار [ به دل با برادر چو بیگانه شد: شاهنامه، هشتم، ص ۴۱۷، بیت ۱۶۷۶ ] و بعدها هم زن خسرو پرویز شد. شاید در اصل روایت، چنین آمده بوده است که [ گردیه زنِ بهرام بود ] و در آنجا، سخن از بهرام سیاوشان بوده است نه بهرام چوبینه. بعدها ظاهرا این روایت دست به دست گشته و تحریف شده است).

اما به صراحت نوشته اند مهران گشنسپ از بزرگان دربار خسروپرویز با خواهر خود پیوند زناشویی داشت که پس از قبول دین نصاری، او را طلاق گفت (هُفمان، ص۹۵). و ادعا کرده اند که یزدگرد دوم در هشتمین سال پادشاهی خود [دختر خویش را که به همسری گرفته بود بکشت] (همان منبع، ص ۵۰). و کواذ (قباد) دخترش سامبیکه را به زنی کرد و از او کاوس زاده شد (مارکوارت، ایرانشهر، ص۱۳۰، یادداشت۶ . نیز کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص۳۷۷ و بعد؛ بسنجید با پایینتر).

سه: نقد شواهد

(باری دیگر یاد آور شویم که [ انتقاد منابع ] با [ فله ای رد کردن منابع ] فرق می کند. بسیارند نویسندگانی که با جملاتی چون [ بیگانگان که از آداب و رسوم ایرانی بی خبر بوده اند ] و یا [ دشمنان ایران که ما را می خواسته اند خوار کنند ] و یا [ بیگانگان که معانی اصطلاحات اوستایی را نفهمیده اند ] همه منابع را به عنوان [ موارد اتهام ] و [ غرض ورزی ] مردود شمرده اند. اما این گونه ردیات جز استهزا برای ما چیزی به بار نیاورده بوده است. این مقاله نخستین کوشش تحقیقی برای ارزیابی این موضوع است و در نوع خود سابقه ای ندارد ].

هر کس که این شواهد بیگانگان و خودیها را خوب وارَسَد در می یابد که مطالب آنها از سه حال خارج نیست: دسته ای به کلی عاری از حقیقت اند، مانند آنها که [ازدواج با محارم] را رسم شایع می دانند. اگر چنان بود، نسل ایرانی در همان آغاز خراب می شد و فساد اجتماعی از همان دوره هخامنشی ادامه روابط خانوادگی را به هم می ریخت. این گونه شواهد حاصل اتهامات ناشی از نفرت و دشمنی یکی دو نویسنده مشهور است که دیگران به اعتبار آنها و یا به رقابت با آنها گفته هایشان را تکرار کرده اند. مثلا نویسنده ای که در روم و یا مصر می زیسته و از اخلاق و رسوم ایرانیان معاصرش کوچکترین اطلاعی نداشته، سخن مورخی متقدم را حجت می دانسته است و چون زیاد رسم نبوده نام مآخذ خود را ببرند، چنان می نموده است که گفته تکراری او به واقع سخن بکر و تازه و به عبارت دیگر سند مضاعف است.

دسته دوم از شواهد- چه بیگانه و چه ایرانی- مبتنی بر تعبیر چند اصطلاح ایرانی اند که درست شناخته نشده اند و ما در زیر نمونه هایی از آنها را ارائه می دهیم.

دسته سوم از شواهد دروغ پردازی است و ما نمونه های آن را هم خواهیم آورد. اما یک دسته معدود، گواه ازدواجهای با محارم است که به واقع رخ داده است، و در آن موارد هم خواهیم دید که هیچ وجهه خاص ایرانیت در آنها نیست بلکه رسمی است بسیار کم سابقه که حالت بدعتِ آن بر رسمیت آن می چربد.

. ازدواج با محارم در ایران باستان روا نبوده است

این مطلب از سه دلیل واضح می شود:

اولا تاریخ واقعی ایران چنین رسمی را ناروا می دانسته است؛ دوم در چند جا که به صراحت روا بودن آن توصیه شده است، پیداست که آشکارا علیه خواست مردم فتوا داده شده است، و سوم خود واژه حقوقی و رسمی که برای این کار به کار برده شده است، یعنی خوئیت ودثه (خوئیتوک دس) [زناشویی در خود دوده] یا [زناشویی میان خویشاوندان] معنی می دهد، همچنانکه در میان بسیاری از جهانیان هم مرسوم و ستوده است.

شکی نیست که نخستین شاهد تاریخی این چنین ازدواجی، به زنی گرفتن کمبوجیه هخامنشی هر دو خواهرش راست. هر کسی داستان این ازدواج را به دقت بخواند یقین می آورد که خود کمبوجیه آغاز کننده این رسم بوده است و ایرانیان با آن به کلی بیگانه بوده اند و اگر هم کسی دیگر این کار را کرده است، به تقلید از کمبوجیه بوده است. داستان کمبوجیه به نقل از هرودت یونانی که دو نسل بعد از او می زیست، بدین گونه است (هرودت، تاریخ، کتاب سوم، بند۳۱ و بعد. تفسیر آن در شهبازی، کورش بزرگ، ص۴۱۲ تا ۴۱۴) :

پس از کورش بزرگ پسر بزرگ او کمبوجیه به پادشاهی نشست. وی مردی بود خودسر و کینه جو و بسیار سنگدل. اول کاری که کرد این بود که تنها برادر خود بردیه (برزو) را که جوانی دلاور و ستوده بود پنهانی کشت تا مبادا روزی بر او بشورد و پادشاهی را از او بگیرد، بعد هم به خواهر خود هئوتسا دل باخت و بر آن شد که او را به همسری بگیرد. [یک چنین زناشویی برای آزادگان ایرانی پیشینه نداشت]. [کمبوجیه ناچار شد قانون پارسی را بشکند تا بر خواست خود دست یابد]. (لازم است که خوانندگان به این دو جمله دقت کنند). یکی از وظایف پادشاه ایران این بود که در کارهای مهم با [داوران شاهی] و [نژادگان ایرانی] رای زند و از آنان راهنمایی خواهد. [داوران شاهی] هفت تن از آزادگان بودند که برای مشورت دادن به شاه و بازداشتن او از کارهای زیانبار برگزیده می شدند و تا هنگامی که گناهی از آنان سر نزده بود جاه و ارجشان به جای می ماند. کمبوجیه که از دل باختن به خواهر خود نزد ایرانیان شرم داشت [داوران شاهی] را گفت تا نگاه کنند و ببینند که آیا قانونی هست که زناشویی برادری را با خواهر خود روا داند یا نه. داوران که مردانی پاک و ناموس خواه بودند ولی از زود خشمی و تندخویی کمبوجیه آگاهی داشتند خواستند بی آنکه قانون پارسی را به دروغ بیالایند خود را از خشم کمبوجیه دور دارند.

پس بدو چنین گفتند: [قانونهای ایرانی را نیک نگریستیم، هیچ قانونی نیست که زناشویی برادری را با خواهرش روا داند، لیکن قانونی هست که گوید شاه ایرانی در انجام دادن هر چه دلپذیرش آید آزاد است]. چنین بود پاسخ خردمندان و قضات شاهی. و کمبوجیه بی درنگ هئوتسا را به زنی گرفت، اما چندی بعد دومین خواهر خود را که [ نامش رئوخشنه، روشنک بود ] هم به همسری در پذیرفت و بدینسان راه را برای خودسران بعدی تاریخ باز کرد، و همین که این رسم زشتی خود را نزد کسانی مثل او از دست داد، تکرارش بی مانع شد ولی همه آنان فراموش کردند که [هیچ قانون ایرانی] که چنان ازدواجهایی را روا داند، وجود نداشت، و کمبوجیه، که فرهنگ عیلامی گرفته بود، نیز به پیروی از رسمی عیلامی چنین [بدعتی] را گذاشت (برای تقلید کمبوجیه از عادات عیلامیان رک. مقاله اپنهایم، Oppenheim، ص۵۵۷ و ۵۵۸ ، که بر سندی بابلی متکی است که به موجب آن کمبوجیه در معبد نبوی بابل، با لباس عیلامی ظاهر شد و مایه نگرانی و دلچرکی بابلیان گردید. از تاریخ عیلام می دانیم که یکی از ملکه های آنجا با دو برادر خود ازدواج کرد: هینتس، جهان از یاد رفته عیلام، ص۹۱).

 

عکس Image result for ‫کمبوجیه‬‎ marriage-in-ancient-iran Tarikhema.org

 

کسی که تاریخ ایران را به دقت می خواند به مطالب دیگری بر می خورد که نتیجه بالا را تایید می کند. بیش از یکصد و بیست نویسنده یونانی و رومی و سریانی و یهودی و ارمنی همزمان هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان بوده اند، و از میان آنان چند نفر آداب و رسوم و قوانین ایرانی را به خوبی می شناخته و توصیف کرده اند. این چند نفر عبارتند از هرودت، گزنفن، افلاطون، ارسطو، استرابن، آمیانوس مارسلینوس، پروکوپیوس، نیتوفیلاکتوس، و از میان یهودیان اِستِر و نِحمیا؛ ولی هیچ کدام از آنان نگفته اند که ازدواج با محارم در ایران رسم بوده است (هرودت فقط از داستان کمبوجیه و آن هم به صورتی که دیدیم یاد می کند). اگر چنان رسمی در ایران [شایع] بود، محال بود این نویسندگان از آن بی اطلاع بوده باشند.

از اینها قاطعتر، وضعیت متون زرتشتی است. در گاتاها و اوستای اصیل که اصلا یادی از خوئیت ودثه نیست. در اوستای متأخر و کتب و روایات بعدی هم تا برسیم به آخر دوره ساسانی، هیچ خبری از این که خوئیت ودثه به معنی ازدواج با محارم بوده باشد نمی بینیم. فقط در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی شواهد انکار ناپذیر داریم که عده ای چنان ازدواجهایی را ستوده می دانسته اند و عده ای بسیار نکوهیده. وقتی لابه لای روایات دقت می کنیم خوب می بینیم که آن گروه که [خوئیت ودثه] را به معنی [ازدواج با محارم] گرفته اند معدودی روحانی بوده اند که می ترسیدند زرتشتیان با ازدواج با خارجیان به نابودی بگرایند. در آخر دوره ساسانی در نقاطی از ایران مسیحیت و مانویت به قدری رایج شده بود که جامعه های کوچک زرتشتی در جایهای دور افتاده در معرض اضمحلال بودند و خطر ازدواج با بیگانه به اندازه ای موبدان را ترسانیده بود که در آن دوره معنی [ازدواج با محارم] را برای خوئیت ودثه تراشیدند و آن را بر ازدواجهای خیالی اهورمزدا با اسپندارمذ و مشی یه با خواهرش و جز ان استوار کرده اند. وقتی هم اسلام در رسید موضوع حادتر شد و [نگهداری خون و تخمه و نژاد] بر همه چیز برتری گرفت و موبدانی چند به رغم اعتراض شدید مردم (چنان که در شواهد بالا دیدیم) [ازدواج با محارم] را توصیه ای الهی قلمداد کردند تا از نابود شدن گروههای کوچک زرتشتی در اینجا و آنجا جلوگیری کنند (به همین دلیل است که جمله: من به دین مزداپرستی سوگند پیروی می خورم، که حملات را باز می دارد، که اسلحه را بیکار می دارد، که خوئیت ودثه را بر پا می دارد، در سوگند تعهد دینی [ فرورانی ] زرتشتی [ برای آن رک. بویس، تاریخ دین زرتشتی، ج۱، ص ۲۵۳ و ۲۵۴] بدین صورت دستخورده می نماید و ظاهرا جمله [ که خوئیت ودثه را بر پا می دارد ] اضافی است [ بسنجید با داوری بویس، همان منبع، ص ۲۵۴، یادداشت ۲۴).

هر کس اعتراضهای مندرج در دینکرد و روایات را از میان [توصیه ها] بیرون بکشد (کاری که ما با درشت نشان دادن آنها کردیم) به خوبی در می یابد که موبدان معدودی که قصد الهی کردن آن گونه ازدواجها را داشتند، به جایی نرسیدند و با خشم و نفرت زرتشتیان روبرو شدند. واضح است که اگر آن رسم به رضایت مردم روا می بود دیگر لزومی نداشت آن همه دفتر و دستک دینی و فرضیات آسمانی برایش درست کنند تا برای مردم پذیرفتنی شود. خود همان توضیحات، نشان نپذیرفتن و رواج نداشتن چنان ازدواجهایی است (چنین است داوری وست، متون پهلوی، ج ۲، ص۴۲۷ تا ۴۳۰ و گرای، مقاله زناشویی، ص ۴۵۹).

اکنون اگر به چند مورد از ازدواج با محارم در دوران هخامنشی و اشکانی و ساسانی بنگریم، مردود بودن آنها در نظر مردم روشن می شود. پیشتر بدعت کمبوجیه را شرح دادیم. اکنون بنگرید که پلوتارک (به نقل از کتزیاس) می گوید مادر اردشیر دوم او را واداشت با استاتیرا دختر خود جفت آید و [به قانون و عقاید یونانیان اعتنایی نداشته باشد]، قانون و عقاید یونانی در اینجا اصلا موردی ندارد یعنی پروشات اصلا لازم نبوده است خاطرِ پسرش را از [عقاید و قوانین یونان] آسوده کند. نه یونان در کار اردشیر نفوذی داشت و نه یونانیان زیردست اردشیر بودند که خاطر ایشان را نگه دارد و [کار مردم ناپسند] خود را برایشان توضیح دهد. آنچه در مأخذ پلوتارک آمده بوده است [عقاید و قوانین] بوده است و بس. یعنی مادر اردشیر به او می گوید: [تو شاهی، هر چه می خواهی بکن. دختر خود را هم به زنی بگیر، و به عقاید و قوانین اعتنایی نداشته باش.] این [عقاید و قوانین] عقاید و قوانین ایرانیان بوده است که پروشات هم مثل کمبوجیه می خواهد نادیده بگیرد، و این خود دلیل بزرگی است بر اینکه عقاید و قوانین ایرانی مخالف چنان ازدواجهایی بوده است. در تایید این استنتاج یاد آور می شویم که آگاثیاس هم از تنفر اردشیر دوم از رابطه ای این چنانی گواهی می دهد (تاریخ، کتاب دوم، بند ۲۳).

یکی دیگر از دلایلی که ثابت می کند چنان ازدواجهایی دور از عرف و [قوانین] ایران بوده است. اظهار صریح دینکرد سوم است که اعتراف می کند: [قانون در مورد آن رسم بعد ها گفته است: آن را به کار نگیرید!] اگر چنین چیزی در قانون ایرانی نبود، لازم نمی شد برای به کار گرفتن عمل مخالفش آن همه دلیل و برهان بتراشند. پس بدین نتیجه می رسیم که حتی در اوج زمانی که مسئله ازدواج با محارم را عده معدودی تجویز می کرده اند، عده زیادتری فریاد می کشیده اند که:

[زرتشت به اهورمزدا چنین گفت: به نظر من این کاری است ناخوب که می کنند، و برای من جای شک فراوان است که بایستی خوئیتوک دس کنم چنانکه گفتی در میان انسانها کاملا رایج است].

تناقض چنین اعتراض واضحی با گفتارهای چند عالم زرتشتی هوادار ازدواج با محارم این اندیشه را پیش می آورد که چون این گونه ازدواجها اصلا در قانون و عرف زرتشتی سابقه نداشته است، چند مانوی و مزدکی جان به در برده که خود را در زمره موبدان زرتشتی در آورده بوده اند (همچنانکه در دوره اسلامی در میان جاعلان حدیث و روایات کسانی بودند که برای خراب کردن ایمان مردم به عنوان راوی و محدث افسانه هایی می بافتند که مستند نبود. توجه شود که مزدک خود را [ موبد موبدان ] و زنده کننده آیین زرتشت می دانسته است: نظام الملک، سیرالملوک، طبع ه . دارک، تهران، ۱۳۴۶، ص۲۵۷ و ۲۵۸)، (می دانیم که زندیقان ادعا می کرده اندکه می خواهند دین مزدایی را به حالت پاک اولیه اش برگردانند!) (به همین دلیل است که مانی و مزدکیان را [ زندیق ] یعنی [ مُفَسر، خودسر دینی ] می خوانده اند) و قوانین تباه و فساد آور خود را در قالب تعبیر و تفسیر دینی (زند) به خورد جامعۀ آخر دوره ساسانی داده اند (باری دیگر تاکید کنیم که کلیه شواهد صریح ایرانی، از دوره آخر ساسانی به بعد مانده است) همراه با عده دیگری که آنها هم از اضمحلال جوامع دور افتاده و کوچک زرتشتی در میان مسیحیان و بعد مسلمانان در بیم افتاده بودند، بدان عقاید تن در داده اند و از قول اهورمزدا ساخته اند که: [شما نیز می بایست آن را [ ازدواج با محارم را ] انجام دهید! زیرا اگر چه مردمان از چنان رسمی روی گردانیده اند، شما نمی بایست روی بگردانید!].

پیشتر اشاره کردیم که از پانزده مورد تاریخی که در سرتاسر فقط تاریخ ایران از ازدواج با محارم سراغ داده اند چند تا دروغ محض است و فقط چند فقره است که آنها را می توان پذیرفت اما نه به مثابه نمونه مرسوم بلکه به عنوان نمونه های نامرسوم و غیر طبیعی، که مثالهای آن در میان همه ملل دیده می شود و از آنها یاد خواهیم کرد. در اینجا می خواهیم دو نمونه از این دروغ پردازیها را باز نماییم. نمونه اعلای این خیال بافیها در یک روایت مسیحی درباره یزدگرد دوم آمده است و آن بدین قرار است که وی در هشتمین سال پادشاهی خود [دختر خود را که به همسری گرفته بود بکشت.] (هفمان، ص ۵۰). مورخان جدید هم این روایت را به عنوان حقیقت می پذیرند (مثلا کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ص ۳۰۷). اکنون بیاییم و آن را بررسی کنیم:

یزدگرد دوم پسر بهرام پنجم یا بهرام گور بود، و بهرام گور در آغاز هشتمین سال پادشاهی پدرش زاده شد (شاهنامه، ج۷، ص۲۶۶، بیت ۳۰ و بعد، درباره یزدگرد می آورد:

زشاهیش بگذشت چون هفت سال همه موبدان زو به رنج و وبال

سر سال هشتم مه فرودین که پیدا کند در جهان هوردین

یکی کودک آمدش هرمزد روز به نیک اختر و فال گیتی فروز

هم آنگه پدر کرد بهرام نام از آن کودک خرد شد شادکام)،

یعنی در سال ۴۰۷ م، و به هنگام به تخت نشستن در بهار ۴۲۱ م چهارده ساله بود (نولدکه- طبری، ص ۸۵، یادداشت ۴)، و نیز به هنگام مرگ در ۴۳۹ یعنی در سال هیجدهم از پادشاهی خود سی و دو ساله بود (همان منبع، ص۴۲۳). پس تاریخ زادن یزدگرد دوم را زودتر از هفده سالگی پدرش، یعنی (۴۰۷+۱۷) ۴۲۴م نمی توان گرفت. بنابراین وقتی یزدگرد دوم به پادشاهی رسید حداکثر (۴۲۴- ۴۳۹)پانزده ساله بود و در سال هشتم از پادشاهی خود حداکثر بیست و سه سال داشت. پس چگونه می توانست در آن موقع دختر خود را به همسری گرفته بوده باشد و بعد هم از او زده شده باشد به طوری که او را بکشد؟ این خیالبافی محض است.

نمونه دیگری از این نوع دروغ پردازیها داستان ازدواج کواذ (قباد) است با دختر خود. تئوفانس بیزانسی می گوید که کاوس پسر کواذ و برادر بزرگ انوشه روان از ازدواج کواذ و دخترش سامبیکه به وجود آمده بود (به نقل مارکوارت از وی، ایرانشهر، ص۱۳۱ و ۱۳۲، یادداشت ۶). اما مارکوارت ثابت کرده است که چنین امری از نظر زمان بندی تاریخی درست نیست. از سوی دیگر طبری گفته است کواذ را خواهرش، از زندان فراری داد (طبری، تاریخ، ج۱، ص۸۸۷)، ولی پروکوپیوس بیزانسی می گوید این کار را همسر کواذ کرد (تاریخ جنگ ایران، ج۱، بند ۶) و مورخ جدید با سر هم کردن اینها می گوید کواذ را خواهرش، که همسرش بود، فراری داد! (مارکوارت، همانجا. کریستن سن، ص۳۷۸).

۲. [ازدواج با محارم] به ندرت در همه جا روی داده است

نمی توان انکار کرد که ازدواج کمبوجیه با خواهرانش اتفاق افتاده، اگر چه بر خلاف قانون ایرانی بوده است. باز نمی توان انکار کرد که کتب متأخر زرتشتی بر چنان ازدواجهایی صحه گذاشته اند گو اینکه درست بر خلاف رسم جامعه توصیه می کرده اند. به عبارت دیگر، [ازدواج با محارم] به طور بسیار محدود در تاریخ ایران اتفاق افتاده است ولی تاریخ ایران خیلی چیزهای دیگر هم دیده است که نه ربطی به قوانین ایرانی داشته است و نه ربطی به عرف زرتشتی. چنانکه نشان خواهیم داد تعدادی از این ازدواجها بر مبنای تعبیر غلط چند واژه اساسی حقوقی اتفاق افتاده اند و در این موارد گاهی خودخواهی وبی اعتنایی فرمانروایان به عرف هم مؤثر بوده است. نمونه ای از این کارها ازدواج موزای رومی با پسر کوچکش فرهادک است که در خردسالیِ او انجام شده، چون موزا، کنیزی رومی، به هوس تاج و تختِ فرهاد چهارم افتاد و شوهر را کشت، و به بهانه این که پادشاهی میراث پسرش است، تخت و تاج او را گرفت و برای این که او را در چنگ خود نگه دارد با او پیوند زناشویی بست (رک. پانوشت پیشین، ژوزفوس می گوید این کار خشم نجبای پارتی را به دنبال داشت). آیا این رابطه سیاسی کاری به قوانین ایرانی داشت؟ کمی بعد از این واقعه، امپراتور روم کلودیوس یکم شبی را در بستر خواهرزاده خود به سر برد و فردایش مجلس سنای روم را مجبور کرد ازدواج آن دو را به رسمیت بشناسد! (رک. ویدنمان، Wiednemann، ص۲۴۰) از روی این یک نمونه هوسبازی می توان دید که امپراتوری رومی [ازدواج با محارم] را با یک فرمان رواج می توانست داد.

در تاریخ یونان می خوانیم که خدای خدایان زئوس با خواهرش هرا ازدواج کرد (ایلیاد هومر، سرود هفدهم، سطر۱۲۸ و بعد)، و یا این که اِلکی نوس با خواهر (ادیسه هومر، سرود هفتم، سطر۵۴) و به روایتی با برادرزاده (همان کتاب، سرود هفتم، سطر۶۰) خود پیوند زناشویی بست و دیومِدِس با خاله خود همسری کرد (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۵۹۹). در اولین اسفار تورات به موارد متعدد از ازدواج با محارم بر می خوریم بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ناباب بودن آن شده باشد. مثلا در سفر آفرینش به غیر از فرزندان آدم و حوا که با جفت آمدن مردمان زمین را درست کردند، می خوانیم که ابراهیم با ناخواهریش سارا زناشویی کرد (سوره ۲۰، آیه ۱۲)؛ نوح دختر برادر خود را به زنی گرفت (سوره ۲۹، آیه ۱۹ و بعد) عمران با عمه اش زناشویی کرد و موسی و هارون را یافت (سِفرِ خروج، سوره ۶، آیه ۲۰). فقط در دوره های بعدی است که ازدواج با محارم محدود شده است (لاویان، سوره ۱۸) و این محدودیت همانند محدودیت مسیحی است و البته در اسلام نیز کاملا مشخص است (رک. فولی، زناشویی: در مسیحیت، دائره المعارف هیستینگز، ج ۸، ص۳۳۳ تا ۳۴۳). ازدواج با محارم در میان ملل باستانی دیگر هم یافت می شود. در میان خاندانهای شاهی مقدونیه و اپیروسی (بالکانی) نشان آن یافت شده است (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۵۹۹ و ۶۰۰). در میان مصریان قدیم ازدواج خواهر و برادر رواج داشت و تا دوره مسیحیت ادامه یافت (برای زناشویی خواهر و برادر و محارمان دیگر در مصر قدیم و بطالسه رک. دیودور، کتاب یکم، بند ۲۷، فقره ۱؛ [کرنی cerny و میدل تن middleton ]). پادشاهان یونانی مصر به خصوص این گونه ازدواجها را مقدس می شمردند. در میان عیلامیان و نجبای لیسیه (در جنوب غربی آسیای صغیر) هم چنان پیوندهایی قانونی بود (برایعیلامیان رک. بالاتر، پانوشت، برای لیسیان رک. بویس، تاریخ دین زرتشتی، روم، ص۷۶). در بین النهرین در میان خانواده های بلند پایه عرب پالمیر هم چنین بود (مثلا بر روی سکه های مالیخوس [ مالک ] دوم که ملکه گملیت [ جمیله ] را [ خواهر ] خود خوانده است). و کتیبه های یونانی از سده نخستین میلادی از شهر دورا اروپوس در سوریه ثابت می کند که آنجا هم ازدواج میان خواهر و برادر رواج داشت (اسپونر، خویشاوندی و زناشویی ایرانی، ص۵۴ با مآخذ). در میان بریتانیاییهای باستان، زن متاع مشترک میان مردان بود (دشن گیمن، ص۲۰۷). به گفته استرابن و ارمیا زنا با محارم و با زن دیگران در میان کلتهای ایرلند شیوع داشت (به نقل از شرادر- نهرینگ، ص۶۰۰). حتی لوگائید پادشاه ایرلند مادر خود را به زنی گرفت (دشن گیمن، ص۲۰۷ و بعد). در میان ایرلندیهای قدیم یکی از پادشاهان لَینستِر دو خواهر خود را به زنی داشت (همان منبع، ص۲۰۸). در میان بالتهای کهن ازدواج با محارم را حدی نبود (شرادر- نهرینگ، ج۲، ص۶۰۰). و لیتوانیهای باستان نیز با نامادری خود پیوند زناشویی می توانستند بست (همانجا).

بنا بر این [ازدواج با محارم] خاص قوم خاصی نیست. همه جا نمونه هایی داشته است، اما از گواهی هرودت بر می آید که در ایران باستان این رسم رایج نبوده است و کمبوجیه به رغم قوانین ایرانی آن را انجام داده است. پس از او هم عده ای بدان دست زده اند اما هیچ کدام به تایید قوانین نبوده است و خودکامگی بوده است و بس. برای این که کسی نگوید این نظریه محتمل نیست مثالی واضح از تاریخ روم شرقی می آورم. در سده هفتم میلادی، خسروپرویز امپراتوری روم شرقی را چنان شکست داد که نزدیک بود به زانو درآید. در آن موقع خطیر هرقل قدرت را به دست گرفت و با کمک ارباب کلیسا اعلام جهاد علیه ایرانیان داد و آنان را پس از نبردهای سنگین در هم شکست. این هرقل از [مقدسترین] و [محترمترین] امپراتوران مسیحی به شمار رفته است و هر وقت از او سخن به میان می آید، دین داری و خدمت او به عالم مسیحیت هم یاد می گردد. اما همین امپراتور [نجات دهنده عالم مسیحیت] و [بازگرداننده دار جانبخش عیسی به اورشلیم] ازدواجی کرد که جهان مسیحیت را به حیرت واداشت. به گفته نیکه فوروس (Nikephoros) بطریق بزرگ قسطنطنیه، که صد و بیست سالی پس از هرقل می زیست امپراتور [کاری غیرقانونی کرد که در سنت رومی (مسیحی) غدغن است زیرا با خواهرزاده خود مارتینا پیمان زناشویی بست؛ و وی دختر خواهر خود او، ماریا نام، بود. هرقل از او دو پسر به نامهای فلاویوس و تئودوزیوس پیدا کرد]. نیکه فوروس می گوید همه حتی هواداران هرقل بر او سخت خرده گرفتند و بطریق اعظم او را در نامه ای نکوهش کرد اما وی اعتنایی نکرد (رک. Nikephoros,Short History,tr.C.Mango,Washington,D.C.,1990,pp.53-54). این چنین، خودکامگان روزگار قوانین و عرف را زیر پای می گذارده اند، و کار آنان را به مثابه قانون دانستن و به حساب قوانین حاکم بر اعمال مردم یک کشور دانستن اصلا درست نیست بلکه زناشویی کمبوجیه و کلودیوس و هرقل و امثالهم را باید [خارق العاده] دانست.

۳. تعابیر غلط که مایه اشتباه نویسندگان گشته است

با اینکه این همه شواهد کتبی برای ازدواج با محارم در ایران داریم نمونه های واقعی آن چنان محدود است که باید دلیلی برای این خیالبافی نویسندگان پیدا کنیم. یعنی باید پی ببریم که چرا نویسندگان این سان به وفور چنین نسبتی به ایرانیان داده اند در حالی که تعداد واقعی چنان پیوندهایی ناچیز بوده است. به نظر ما سه دلیل برای چنان اشتباهاتی وجود داشته است. یکی شیوع چنان ازدواجهایی در میان ملل دیگر، که باعث می شده است نسبت دادن آن به ایرانیان خارق العاده به نظر نیاید. دوم واقع شدن ازدواج کمبوجیه با خواهرانش که نمونه و سرمشق به دست نویسندگان داده است تا هر گردن فراز تاریخی را که بخواهند با چنان کاری ارتباط دهند و تعجبی هم به بار نیاورد. سوم تعابیر غلطی که چهار اصطلاح حقوقی و اجتماعی پیش آورده است و این اصطلاحات [خویشاوند] و [دختر] و [برادر] و [خواهر] ند که ما یکی یکی آنها را شرح خواهیم داد.

برای توضیح مورد سوم باید مقدمه ای در تحول بعضی از واژه ها و اصطلاحات مرسوم بیاوریم تا با قیاس با اصطلاح خوئیتوک دس مشخص کنیم که به معنی ظاهری اعتمادی نیست. در حقیقت یکی از دشواریهای تاریخ باستان تکیه پژوهندگان بر تعابیر عادی و تحت اللفظی واژه های کلیدی است، زیرا واژه ها هم، همانند مردمان، زاده می شوند و تحول می یابند و گروهی از آنان هم می میرند. اگر کسی امروز معنی اصلی [دهقان] را بداند که روزی به خداوند و صاحب ده و یا حتی نجیب زاده فرهیخته اطلاق می شده است (مینوی، دهقانان، مجله سیمرغ، سال یکم، ۱۳۵۲، ص۸ تا ۱۳)، در به کار بردن آن برای کشاورز ساده بی زمین و یا کارگر مزرعه تردید خواهد کرد. همچنین اگر در متنی از هزار سال پیش لشکری را [زره پوش] خوانده باشند، معنی آن با لشکر زره پوشِ امروزی بسیار تفاوت دارد. آن روز با زره و کلاهخود و سپر به جنگ می رفتند و امروز با تانک و توپ و موشک و نقاب ضد گاز. نمونه دیگر واژه [یزدان] است که همه ما هزار سال است که در معنی [خدا] به کار می بریم اما اگر مته روی خشخاش بگذاریم می بینیم که معنی اصلی آن [خدایان] است، چه جمع ایزد با یَزَد می بوده است. باز هم دو نمونه می آوریم: از سده یازدهم عیسوی به بعد اروپاییان به سرداری رهبران و سربازان فرانکی (فرانسوی) به مشرق زمین حمله ور شدند و جنگهای صلیبی را راه انداختند و این آشنایی از همان زمان باعث شد که مشرقیان اروپاییان را [فرنگی] (فرانکی، فرانسوی) بخوانند و چون اروپا در غرب بود کم کم [فرنگی] به معنی غربی شد و امروز حتی امریکاییان را هم فرنگی می خوانیم. یا این که چون در زمان هخامنشیان پادشاهان ایران از [پارس] برخاستند، دولت آنها را [پارسی] و سرتا سر کشور بسیار پهناور آنان را – که شامل مردمان گوناگون با زبان و فرهنگ مختلف می شد- [فارس] و به یونانی [پرسیا] خواندند و دولتهای بعدی هم به همین نام مشهور شدند و کشور ایران در زبانهای سامی و غربی، پارس و فُرس و پرشیا و مانند آن خوانده شد که با داشتن ایالاتی چون خراسان و بلوچستان و قندهار و آذربایجان و کردستان و خوزستان، اصلا و ابدا با معنی کشور ایران سازگاری نداشت. پس اگر حالا کسی بگوید شاهنشاهی ساسانی یا پارسی شامل آن ممالک هم می شد، کسی که حدود فارس بعدی را می شناسد خیال می کند که آن حدود در زمانهای باستان خیلی بیشتر بوده است و مثلا سمرقند و گنجه و تیسفون هم جزو [فارس] بوده اند! چند نمونه دیگر هم بدهیم و برویم بر سر مطلب. در میان بسیاری از ملتها برده داری رواج داشته است. در ایران قدیم کسی که از دیگری فرمانبرداری می کرده با او پیمان می بسته و در بستن این پیمان لازم می آمده که آنان دست به کمر همدیگر بزنند و سوگند خورند و گاهی فرد والامقام کمربندی به فرد زیر دست می داده است. بدین ترتیب فرد زیردست [کمر بسته] و یا [بندی] فرد والامقام می شده است (رک. کتاب بسیار معروف ویدن گرن، ملوک الطوائفی در ایران باستان) و یونانیان و رومیان که معنی این عهد و پیمان را نمی دانسته اند، فرد زیر دست را [بنده] فرد والا مقام خوانده اند و برای ایرانیان باستان هم سازمان برده داری بزرگی دست و پا کرده اند. اما حقیقت این است که [بندۀ] کسی بودن یعنی [فرمانبرداری مبتنی بر عهد و پیمان با کسی داشتن]. وقتی داریوش در کتیبه بیستون گَئوبرَوَ (گاوباره) پدر زن خود را [بنده من] می خواند (داریوش بزرگ، کتیبه بیستون، متن فارسی باستان، ستون پنجم، سطرهای ۵ ، ۷، ۹ ، ترجمه آن در شهبازی، جهانداری داریوش بزرگ، ص۵۴) مقصود او این نیست که گاوباره [بردۀ] اوست، بلکه می خواهد رابطه عهد و پیمان فرمانبرداری را مشخص کند. همین طور در زمان ما وقتی کسی به کسی می گوید: [بنده شمایم] و یا [بنده به شما گفتم] و یا [این بنده را معاف دارید]، به هیچ وجه نمی خواهد بگوید که وی غلام و بردۀ آن دیگری است. این مسئله در زبانهای دیگر هم نمونه های فراوان دارد که دو مورد را یاد می کنیم. حسن صباح بنیانگذار اسمعیلیان ایران با خوراندن حشیش به ماموران خود [بهشت] موعود را در نظر آنان مجسم می کرد و وادارشان می کرد برای رسیدن به آن به هر عملی دست زنند و عده ای از آنان را به کشتن مردان نامی ایران (من جمله خواجه نظام الملک طوسی) برانگیخت چنان که این ماموران حشیشی و دستگاه الموت به حشیشیون معروف گشتند و خود حشیشیون با [آدم کش] مترادف آمد و این کلمه به زبانهای غربی راه یافت و از آن جمله در انگلیسی اَسَسین (assassin) گشت. اما امروز یک فرد اسسین به معنی [حشیش کش] و [بنگی] نیست، به معنی قاتل است. یا [کوشک] در زبانهای ایرانی به معنی کاخ بارودار و یا خانه استوار باغ و باغچه دار بوده است و نمونه اعلای خانه های نجبا به شمار می رفته است ولی همین واژه از راه ترکی [کوسک] به اروپا رفته است و کیوسک (kiosk در انگلیسی) شده است به معنی دکه روزنامه فروشی یا تلفنخانه کوچک در راهها و غیره و جالب این که خود ما این معنی اخیر را از اروپاییان گدایی کرده ایم!

این نمونه ها را برای این آوردیم تا نشان دهیم که ممکن است واژه ای در زبانی معنی دوپهلو و چند جنبه داشته باشد و بی دقتی در این زمینه نتیجه های بدی به بار آورد و مثلا ممکن است ما در تعارفات خود، خویش را [بردۀ] دیگری بخوانیم و یا فلان قاتل را [حشیشی] بدانیم و یا رئیس دولتی را در [کیوسک] جای دهیم و اربابی را [زارع] شماریم و یا سربازی را با زره و کلاهخود دوره مغول به جنگ توپ و تانک و موشک عراقیها فرستیم! نتیجه ای که از این بحث می گیریم این است:

خوئیت ودثه اوستایی و مشتقات پهلوی آن اصلا به معنی [زناشویی با خویشان]- در همان حدی که در ایران اسلامی هم رایج و ستوده است- می بوده است و هیچ کس هم به خواب نمی بیند که این گونه زناشویی پسرعمو و دخترعمو و دخترخاله و پسرخاله و دخترعمه و پسردایی و دختردایی و پسرعمه در میان مسلمانان را [ازدواج با محارم] بشمارد. از سوی دیگر هیچ کس در تعبیر پسرعمو و دختردایی یا پسرخالۀ خود به [خویشاوندان نزدیک] خود ابایی ندارد. پس حتی تعبیر [ازدواج با خویشاوندان نزدیک] هم معنی [ازدواج با محارم] را ندارد. از سوی دیگر هر ایرانی می داند که در تعارفات رسم است مردم همدیگر را عموزاده و دایی زاده و عمه زاده خطاب می کنند بدون این که هیچ رابطه خانوادگی مابین آنان باشد. خود من در کوچکی می دانستم که دو پسر عموی حقیقی بیشتر ندارم ولی در کوچه ما اقلا بیست نفر بودند که مرا [آمزا] (عموزاده) خطاب می کردند و من خود چندین [خواهر] و [برادر] دارم که رابطه خویشاوندی ما در این حد است که من از پستان مادر خدا بیامرز آنان که در خانه ما بزرگ شده بود، شیر خورده ام. بچه های این افراد مرا دایی و عمو خطاب می کنند و هیچ کس هم در این مسئله انکاری ندارد.

اکنون با این مقدمه خواننده را با چهار واژه متحول شده آشنا می کنم. در ایران قدیم به خانواده های خویشاوندی که یک دودمان را تشکیل می دادند، ویث / ویس می گفتند، و برترین جوانان و دلاوران دودمان را [پسران دودمان] یعنی [ویس پوهر] لقب می دادند که آرامی آن بَربیتا می شود. بعد از آن که دودمانهایی از ایرانیان به پادشاهی رسیدند لقب [ویس پوهر] ویژه شاهزادگان درجه اول شد و [پُسی ویسپوهر] یعنی [شهزاده پسر] لقب ولیعهد مملکت شد (شهبازی، ولیعهد در دانشنامه ایرانی، ج۶، ص۴۳۰ با مراجع). حال اگر کسی بخواهد تمام این مراحل را در یک اصطلاح خشک معنی کند، [ویسپوهر] دوره تاریخی را هم به جای [شاهزاده] (مثلا در کتیبه های اوایل دوره ساسانی، ویسپوهران همواره به عنوان اعضای خاندان شاهی که فرمانروایی جایی را داشته اند آمده اند.) باید به [پسر قبیله] معنی کند! از سوی دیگر، هر گاه به یک خارجی می گفتند در میان خاندان شاهی ویسپوهری با [ویس دختی] ازدواج کرد، آن خارجیِ از تحولِ کلمه بی خبر، خیلی آسان می توانست ازدواج برادر و خواهری را پیش خود مجسم کند و بعد آن را گزارش کند و خواننده اش را به گمراهی کشد.

لقب دیگری که بسیار اهمیت دارد [خویشان نزدیک] است که گاهی یونانیان برای پادشاهان ایران آورده اند و بر حسب مقام و موقعیت هم به معنی [خانواده اصلی] می توان گرفت، هم به معنی [قوم و خویشان] و هم به معنی [ایل و تبار]. مثلا وقتی دیودوروس صقلیه ای (کتاب هفدهم، فصل ۲۰، بند۲) می نویسد که [یک گروه از خویشاوندان نزدیک شاه، نخبه سوار نظام را تشکیل می دادند و [ در نبرد اربلا ] تعدادشان ده هزار نفر بود]، مسلم است که مقصود [ایل و تبار] است. وقتی یک جا می خوانیم که شاه با مادر و همسر و دو برادر خود بر سر سفره می نشست، (پلوتارک، اردشیر، بند پنجم، فقره ۵) ولی در جایی دیگر از مورخی دیگر می شنویم که همین اردشیر دوم، آنتیموس یونانی را [بر سفره خویشاوندان] نشاند (فایناس، به نقل از او در آتنه، کتاب دوم، فصل ۴۸، بند د) نمی توانیم نتیجه بگیریم که آنتیموس هم جزو بستگان نزدیک اردشیر بوده، بلکه حد تعارف را باید در نظر داشته باشیم. به همین جهت بارها می خوانیم که [پدر و مادر شاه] با همان اصطلاحی یاد می شوند که [خویشان نزدیک] و اگر دقت کنیم می بینیم وقتی مورخی نوشته است فلان پادشاه با دختر خود ازدواج کرد، اصل گزارش او به خوبی می توانسته است چیزی در حد این بوده باشد که [فلان پادشاه با فلانی که از بستگان نزدیکش بود و در خانه او بزرگ شده بود ازدواج کرد].

واژه سوم که می خواهیم تعریف کنیم واژه [دختر] است که اصل آن به دُخثری بر می گردد که از آن در فارسی باستان دخسی (و در عیلامی دوکشیش) آمده است و در پهلوی کتیبه ای دُخش شده است و در پهلوی مانوی هم دخش. و در ارمنی دشخُی و در فارسی دخت / دختر، و همه جا معنی [شاهزاده خانم] داشته است (رک. توضیح مفصل و عالمانه بنونیست در القاب و عناوین خاص در ایران باستان، ص۴۳ تا ۵۰)، و بعدا به معنیهای دیگر، من جمله فرزند مؤنث آمده است (بسنجید با دوشیزه) ولی مفهوم اصلی آن هنوز در اصطلاح ما مانده است. مثلا وقتی [ایران دخت] یا [اعظم دخت] و یا حتی [دُخی] می گوییم، مقصودمان [شاهزاده خانم ایران] و یا [بانوی بزرگ] و یا [شاهدخت] است نه [دختر ایران] و یا [دختر بزرگ] و یا [دختر]. از همین معنیِ [بانو] (بعد ها در ترکی ومغولی [ بی بی ] و [ خاتون ] ، مثلا در بی بی شهربانو یا پُل خاتون، شده است) و [شاهزاده خانم] است، که لقب ایزد عفت و بارداری و آبها در ایران باستان یعنی اردویسور اناهیت هم [دختر] بوده است که در بسیاری از بناهای قدیمی (پل دختر، قلعه دختر…) می یابیم. به هر حال [دختر] فقط یکی از معانیِ مرسوم آن اصطلاح بوده است و پس به هیچ روی نمی توان گزارشی چون [داریوش سوم با دختر خود ازدواج کرد] را به معنی تحت اللفظی آن گرفت، بلکه بسیار محتمل است که اصل آن چنین می بوده است: داریوش سوم با [شاهزاده خانم فلانی] زناشویی کرد. از همه جالبتر واژه یونانی اَدِلفِه است که در دوره یونانگرایی رسم شده است و سلوکیان و اشکانیان در نوشته های رسمی خود [همسر] خود را به تعارف [همسر و خواهر] (ادلفه) می خوانده اند (رک. مینز، ص۳۹). به عبارت دیگر، در این دوره ها لقب ملکه ممالک ادلفه بوده است که [همسر و خواهر] شاه معنی می داده است، و این امر از نمونه های فراوانی که داریم بسیار آشکار است. مشهورترین نمونه آن کتبه های آنتیوخوس سوم سلوکی و زن او لائودیسه است. هر کسی چند کلمه از تاریخ بداند، می داند که لائودیسه همسر آنتیوخوس سوم دختر پادشاه ایرانی زادۀ پنتوس (در جنوب دریای سیاه) بود و پدر او مهرداد (یکم) نام داشت و هیچ پیوند نزدیکی او را با آنتیوخوس سوم، که پسر سلوکوس دوم بود، وصل نمی کرد (پلی بیوس، تاریخ، ج۵، فصل ۴۳، بندهای ۱ تا ۴، و زَی بِرت، ص ۶۰). مع هذا آنتیوخوس در کتیبه های خود این لائودیسه را [خواهر و همسر] خود خوانده است (شروین- وایت- کورت، ص۲۰۴) و لائودیسه هم در کتیبه ای آنتیوخوس را [برادر و همسر] خود نامیده (همان منبع، ص۱۲۷). این تعبیر یک تعارف بیش نیست و فقط و فقط جنبه تشریفاتی دارد یعنی در دربار سلوکی ملکه از امتیازات دختر شاه و امتیازات زن شاه برخوردار می شده است. با این مقدمات اکنون به یکی از موارد ازدواج برادر و خواهر اشاره می کنیم که در ایادگار زریران آمده است. از مدتها پیش دریافته اند که داستان گشتاسپ در شاهنامه مبتنی است بر حماسه پهلوی اشکانی (رک. مقدمه بیژن غیبی بر چاپ آن کتاب. به ادعای علی اکبر مظاهری [ خانواده ایرانی، ص۳۶۶] وی نخستین کسی بوده که بدین موضوع پی برده و آن را به مینورسکی گفته بوده است) (روایت فعلی آن به زبان فارسی میانه است). همچنانکه بالاتر دیدیم در ایادگار زریران، از زن گشتاسپ به عنوان [همسر و خواهر] او نام برده شده است (بالاتر، این موضوع در گشتاسپ نامه دقیقی مسکوت مانده است!) این وضع با توجه به اشکانی بودن زمان سرودن ایادگار زریران بسیار فهمیدنی است، چه در آن زمان اصطلاحات و زبان یونانی رایج بوده و اصطلاح یونانی [خواهر و همسر] برای [ملکه] رواج داشته است بدون این که ملکه یک پادشاه خواهر او هم بوده باشد. اما بعد که این اصطلاح فراموش شده، تعبیری چنان مهم از کتابی به نسبت مذهبی در میان مدعیان سواد داری و حامیان ادعایی سنن دینی رایج گشته است ولی معنی آن عوض شده و از آن همان تعبیر ظاهری خواهر بودنِ همسر را فهمیده اند. برای این است که در اوستا خواهر و برادر بودن گشتاسپ و هئوتسا یاد نشده است اما از دوره اشکانی به بعد این مسئله پیش آمده است (مولتون، دین زرتشتی اولیه، ص۲۰۶، متذکر شد که این رابطه در اوستا نیامده است و برداشت بارتولومه در مورد [ خواهر و زن بودن ] هئوتسا گشتاسپ درست نیست).

برای اینکه بدانیم اصطلاحی چگونه ممکن است به تعبیر غلط بینجامد، یک مثال دیگر می آوریم و به موضوع خاتمه می دهیم: از همان زمان اشکانیان در میان دبیران رسم شده است که در خطابه های فرمانروایان عنوان مخاطب را [برادر] بگذارند، یعنی پادشاهی، پادشاهی دیگر را [برادر] می نامد (و این تعارف در زمان ساسانیان رسمیت گرفت و شاهان ساسانی و امپراتوران رومی یکدیگر را [ برادر] خطاب می کردند و حتی زنان آنان نیز یکدیگر را [ خواهر] می خواندند) (شهبازی، روابط ایران و بیزانس، در دانشنامه ایرانی، ص۴). و یا پادشاه کمسالتری را [فرزند] می نامیدند و یا فرمانروای کهنسالتری را [پدر] می گفتند. مشهورتر از همه موارد، آن است که والرشک پادشاه ایرانی ارمنستان [ یعنی تیرداد اشکانی ] در نامه ای به برادر خود بلاش یکم پادشاه اشکانی خود را [برادر و پسر] او می خواند، و البته که وی پسر بلاش نبوده است (موسی خورنی، تاریخ ارمنستان، کتاب یکم، فصل نهم). به همین دلیل است که خسروپرویز در نامه ای که به موریق (موریس) (Maurice) امپراتور روم نوشت و از او به سپاه یاری خواست، خود را [فرمانبردار و پسر] موریق خواند (تئوفیلاکت سیموکتا، تاریخ، فصل ۴، بند ۱۱، فقره ۱۱). و جستینیان (Justinian) امپراتور روم در نامه اش به خسرو انوشیروان او را [پدر] خود شمرد (مالالا، به نقل از وی در شهبازی، همان مقاله). این گونه تعارفات اگر جدی گرفته شوند معنای بسیار گمراه کننده ای به بار خواهند آورد (جالب اینجاست که خود خسرو انوشیروان در نامه ای امپراتور جستینیان را [ برادر ما ] خواند! رک. مناندر جاندار، تاریخ، قطعه ۶، [ ترجمه، ص۶۳ ].)، ولی چیز دیگری نیستند جز همان که امروز مرد محترم سالخورده ای در خطاب به دختری می گوید: [دخترم] و یا [خواهرم] بدون آن که رابطه ای میان آنان باشد. حالا اگر کسی بیاید و این چنین خطابی را تعبیر جدی کند همان کاری را کرده است که مورخان با ایرانیان زرتشتی کرده اند و نه تنها دختر خوانده ها و پذیرفته شدگان در خانواده را بلکه هر کسی را که به نحوی با تعاریف پدر و دختر و برادر و خواهر و جز آن خوانده شده به تهمت ازدواج با محارم گرفتار کرده اند. پس از این بحث هم نتیجه می گیریم که به صرف تعبیر اصطلاح خوئیتوک دس در چند کتاب متأخر زرتشتی و به صرف گواهیهای ناشی از تعابیر نادرست نمی توان روایی ازدواج در میان محارم را در ایران باستان پذیرفت. اگر دو چند موردی هم پیش آمده بود است، ناشی از خودکامگی و شکستن قوانین ایرانی بوده است و بس

نویسنده : دکتر علیرضا شاهپور شهبازی (با اندکی تصحیح، بازنشر از اِنی کاظمی)

منابع و مراجع اصلی :

  • کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان
  • دکتر تورج دریایی، ایران در زمان ساسانی
  • مری بویس، تاریخ کیش زرشتت
  • دفاعیه اردشیر آذر گشسب
ممکن است شما دوست داشته باشید
712 نظرات
  1. نادر می گوید

    سپاس خدای را که هنوز در این ماتمکده آزادمردانی هستند که از پیشینه پاک ایرانیان دفاع کنند

    بسیار سپاس گذارم

    1. بهمن سوشيانت می گوید

      دانلود کتب پهلوی:

      خداینامه ها، اوستا ، یشتها ، گاتها ، ارداویرافنامه ، اندرزنامه انوشیروان و پندنامه بزرگمهر بختکان ، یادگار زریران ، جاماسپنامه ، شکند ومانیگ ویچار ( گزارش گمان شکن ) ، متون پهلوی ، منظومه کی بهرام ورجاوند و … با فرمت pdf ، در وبگاه من:

      http://www.IranHistory.dde.ir

      و

      http://www.ArrianEmpire.Blogfa.com

  2. آبتین می گوید

    سپاس از شما.
    به نظرم این نوشته می تونه پاسخ خوبی باشه به کسایی که به شدت روی اون تاکید دارند همچون http://www.ghiasabadi.com/ که به این موضوع اصرار زیادی دارند.
    البته تا اونجا که میدونم مری بویس هم تا حدودی با شک اون رو پذیرفته مگه اینکه چیز جدیدی پیدا کرده باشند چون کتابی که از ایشون دارم بسیاری از چیزها رو در چاپ جدید همون کتاب (کتاب باورهای زردشتی) رد کرده چون بویژه در پژوهشهای ایرانیکا چیزهای جدیدی کشف شدند

    1. انی کاظمی می گوید

      آبتین جان، ممنونم : )

  3. آبتین می گوید

    سپاس از شما.
    به نظرم این نوشته می تونه پاسخ خوبی باشه به کسایی که به شدت روی اون تاکید دارند همچون http://www.ghiasabadi.com/ که به این موضوع اصرار زیادی دارند.

  4. رامین می گوید

    درود
    نمی دانم شما دوستان چرا اینقدر سر این ازدواج محارم حساسیت داریند که این مسئله را انکار کنید.
    بیایم با یک دید باز وبدون حساسیت ،فرهنگ گذشتگان را در نظر بگیریم.
    اری شاید الان، این موضوع قابل نکوهش باشه ودر نگاه ما بد ،وشاید در گذشته امری معمول بوده است.
    بیشتر کسانی که به این موضوع واکنش نشان می دهند مسلمانان ناسیونالیزم هستن که بین این، دو سر گردانند که مسلمان باشند یا ناسیو نالیزم،اما اگر اینان کمی به داستان خلقت که در بین ادیان اسمانی معمول است نگاه کنند می بینند که ،قابیل با خواهر خودش که با هابیل به دنیا امده ازدواج کرده وهابیل نیز با خواهر خوذ که همزاد قابیل است ازدواج کرده وکسی نیز بر انها خورده ای نمی گیره.
    پس شرایط فرهنگی زمان گذشته را لطفا در نظر بگیرید.

    1. عادل می گوید

      شما میتوانی دلیلی مستحکم و استوار مبنی بر ازدواج حضرت هابیل با خواهرش بییاوری ………………………………………..؟

      1. ramin می گوید

        سلام
        دلایل دیگری نیز پیدا شد.
        ابراهیم در مصر را در پایین صفحه بخون.

        1. عادل می گوید

          بــــــسم الله الـــــــــــــرحـــــــــمن الـــــــــــــــــرحــــــــــــــــیـــــــــــم
          سلام علیکم………………… ایــــــــــــــها الـــــــــــــــناس من ایــــــــــــن
          صــــــــــــــفــــــــــحــــــــــه ابــــــــــــــراهیـــــــــــــــــم در مــــــصـــــــــر
          رو پیــــــــــــــــــــدا نکردم…………………. کجاست لینکشو بهم بدین…. البته گفته باشم من از یهود چیزی نمیپذیرم چون یهودیهاااااااااااا بسیار دروغگو هستنددددددددددددد…. یهویان حتی به پیامبر خودشان حضرت دادود(ع) هم رحم نکردن و به ایشون اعوذو بالله توهمت زنا زدن به پیامبر خود توهمت زنا زدن…. میتونید برید و درباره توهمت یهود که الان هم به اون اصرار دارن جستجو کنید… بعد امام رضا(ع) موضوع را شفاف کرد و فرمود یهود توهمت میزنن اصلا حضرت داوود(ع) همیچن کاری نکرده و جریان چیز دیگه ایی هست… این یهویا به پیامبر خودشون رحم نکردن من حرفشونو قبول ندارم خصوصا حرفای تاریخیشون…اگر ازدواج با محارم در ایران نبود چرا فردوسی که حامیه تمدن ایرانه از ازدواج بهمن شاه با دخترش همای تو کتابش یاد میکنه چرا؟؟؟؟؟؟؟

          1. علی ولی زاده می گوید

            داداش یه حمد و قل هوالله هم بخون
            میخوای کامنت بدی چرا دعا میخونی ؟
            بعدشم در زمان قدیم چندین زن داشتند و اگر با دختری ازدواج میکرده از یه زن دیگه بوده و مشکلی نداشته

          2. دوست می گوید

            وشحالم که این متن رو خوندم
            همش خیال میکردم این چند همسری از عربها اومده.
            الان فهمیدم ۱۰۰ همسری و صیغه بازی به اسلام نفوذ کرده و اون رو هم به کثافت کشیده و گرنه اسلام حداکثر ۴ تا زن رو اجازه داده بوده که خود به خود میتونه مثل برده داری منسوخ بشه.

          3. آرمان یزدانی می گوید

            الان یعنی ۴ همسر داشتن خیلی خوبه؟اینم از طرز فکر یک اسلامیست

      2. بابک می گوید

        پس ا زکجا ما ادما اومدیم؟

    2. رامین می گوید

      سلام
      برای اطلاع از ازدواج هابیل و قابیل با خواهران خوذ می توانید به کتابهای تاریخی همچون :
      تاریخ یعقوبی مورخ شیعه ،ج۱ٌص ۵
      تاریخ طبری ،ج۱ ،ص۸۵ تا ۹۰
      الکامل ابن اثیر ،ج۱ ،ص۴۶
      رجوع کنید.
      بعد از اخراج آدم از بهشت ،با هوا در امیخت .حوا پسری وذختری زائید،پسر قابیل و ذختر لوبذا نام گرفت،باردیگر حوا بار دار شد وپسری بنام هابیل .دختری بنام اقلیما به دنیا اورد .
      چون به نکاح رسیدن آدم به هوا گفت قابیل با اقلیما خواهر هابیل ازذواج کند ،هابیل را امر کن با لوبذا خواهر قابیل ازذواج کند.
      علت اینکه هابیل کشته شد حسد قابیل به او ،بخاطر گرفتن همزاد زیبای او توسط هابیل است.
      درج شده در منابع بالا .

      1. احسان می گوید

        من این کتاب ها را نخواندم اما در کتاب قصص الانبیا آمده که خداوند برای هابیل از بهشت یک حوری و برای قابیل یک اجنه را به نکاحشان در آورد
        ازدواج با محارم در تمام ادیان الهی مطلقا حرام است

        1. ramin می گوید

          احسان جان
          چنان که گفتی این کتاب که ،از کتاب های تالیف قرن پنجم است بیشتر قصه است تا تاریخ ودر هیچ کجا روایت های آن به عنوان منبع تاریخی به آن استناد نمی شود. اما کتاب های که من در بالا به آن استناد کردم از متقدم ترین کتب تاریخ عمومی است،که بسیاری از محققین به آن رجوع می کنند.
          موفق باشید.

        2. ramin می گوید

          سلام
          کتاب دیگری هم به تو معرفی می کنم که می توانید در همین سایت آن را دانلود کنید.
          مطلبی هم نقل از آ ننقل شده که در پایین می توانید مطالعه کنید.
          ابراهیم در مصر
          ابراهیم در جرار بر گرفته از کتاب پیدایش یهودیت

      2. مجید می گوید

        ای بابا!
        همش می گید آدم و هوا!
        پس نظریه تکامل چی می شه؟!
        داروین این همه براش زحمت کشید تا اثباتش کنه
        الان این نظریه اثبات شدست
        تو قرن ۲۱ داریم زندگی می کنیم ها!
        بقایایی پیدا شده از انسان هایی که بسیار شبیه به شامپانزه ها بودن
        و خیلی چیزهای دیگه…
        همه این چیزها رو بدون مدرک رد می کنید!!!!!!!!!
        واقعا که مسخره ست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

        1. ramin می گوید

          مجید جان
          ما ابتدا باید اون خم کوچه اولی را رد کنیم ،بعد قرن ها تفکر کنیم و بزرگانی عین رنه دکارت پیدا کنیم اون وقت اگه پسر خوبی بودیم به نظریات اندیشمندان قرن نوزدهم می رسیم و اگه تونستیم به سلامتی از این مقطع رد بشیم تازه به قرن بیست رسیدیم، اما متاسفانه به علت بعد مسافت و کمبود امکانات وپایان یافتن دنیا به این برهه زمانی که مد نظر شما است نخواهیم رسید.
          با کمال پوزش آرزو ها بزرگ نکن

          1. مجید می گوید

            چقدر جالب!!!
            حالا یه میونبری نیست؟
            به این می گن درجا زدن و پیشرفت نکردن…

          2. ramin می گوید

            عزیزم هست اما مخ فندقی ما ایرانی ها نمی تونه ببینش

          3. مجید می گوید

            من شنیدم ایرانیان باهوش ترین مردم جهان هستن
            اما خب تعصب بی جا روی دین و خیلی چیزهای دیگه باعث شده ما اینطوری بشیم

          4. داریوش می گوید

            نگو با تعصب ،،،، بگو خود بین و مغرور

          5. مرتضی سجادی می گوید

            داداش این خارجی ها میخواد سرتونو به گذشته گرم کنه و به اراجیف مختلف از جمله باهوشترین ها در جهان!!!!!!!!!!!(چندتا ضریب هوشی بالای ۱۲۰در ایران بهم معرفی کنید!!!معرفی کنید دیگه!!!!)
            باهوشترین آدما برا فعلا کره ایی ها و ژاپنی ها و آمریکایی ها هستند اصلا اونایی هستند که به فکر ملتشون هستند نه ما که به فکر خودمون هم نیستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
            نگاه کن به این مدارس دولتی ببین چند نفرشون معدل بالای ۱۶-۱۷دارن
            اینا میخوان شما را به خیالپردازی وادار کنن تا خودشون پیشرفت کنه
            من الان تو امریکام میدونم چی به چیه لطفا از این به بعد همه شنیده هاتو تو مجامع علمی بیان نکن فقط اونایی که اثبات شدن
            الان بیش از ۶۰%علم دنیا تو امریکا تولید میشه کجا ایرانییییییی ها باهوشترینن
            من نمیگم که باهوش نیستن ولی باهوشاشون کمن و ترین نیستن

        2. داریوش می گوید

          مجید جان،داستان آدم و هوا واقعیت داره ،داروین فقط تکامل رو ثابت کرده.دقت داشته باش که آدم و هوا اولین انسانهای روی زمین نیستند،بلکه اولین بشرهای هوشمند روی زمین هستند.قبل از اونا انسان بوده،اما بدون عقل!!!افتاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          1. مجید می گوید

            آره احتمالا حق با تو هستش
            درسته

        3. پارسا می گوید

          سلام آقا مجید با عرض شرمندگی باید بگم که من به جد اندر جد خودم اعتماد کامل دارم که آدم بودن حالا اگه جد شما و آقای داروین شامپانزه بوده مشکل خودتونه.اگه اینطوره باید نسل آدما بیشتر به نهنگا نزدیکتر باشه تا شامپانزه چون علم ثابت کرده مغز نهنگا بیشتر به مغز آدما نزدیکه تا حیوونای دیگه.

          1. salinator می گوید

            میشه در مورد نیکتیتنت و دنبالیچه و… که بین ما و خیلی از پستانداران مشترک کمی اطلاعات بدی؟بدون مغلطه

          2. faust می گوید

            دوست عزیز من انسان ها از شامپانزها تکامل نیافتن اون ها اجداد مشترکی داشتن و به اصطلاح اون هارو پسرعموهای ما خطاب میکنن.
            به هرحال برای اطلاعات بیشتر میتونین کتاب چیستی تکامل رو مطالعه کنین از ارنست مایر از نشر نی که کتاب بسیار فوق العاده هستت

        4. czdevil می گوید

          عزیزم نظریه داروین به طور کلی مردود هست چرا اگه شامپانزها به انسان تبدیل شدن بعد از گذشته این همه سال دیگه تغییر خاصی در ساختار انسان پدید نیامده ؟ و چرا جانوران دیگه مانند انسان ها تکامل پیدا نکردن ؟

      3. عادل می گوید

        بسم الله الرحمن الرحیم
        سلام علیکم………….. اولا باید عرض کنم که حتی اگر فرزندان حضرت ادم با خواهران خود ازدواج کرده باشن موردی ندارد چون بغیر از خودشون کسی نیست که از او زن بگیرن…. دوما اصلا هابیل و قابیل زن نگرفتند و بچه دارن نشدن….. طبق حدیثی از امام صادق…میفرماید … خداوند به حضرت ادم فرزندانی بعد از هابیل و قابیل عطا فرمود با نامهای… یافث و شیث… و برای این دو فرزندان حضرت ادم حوریانی از بهشت نازل کرد با نامهای نزله و برکه… و این دو به عقد دو فرزند ادم در امدن و نسل بنی ادم شروع یافت…ثالثا… خداوند قادر به هر کاری است… همانگونه که برای حضرت ادم حوا را افرید برای فرزندانش هم همسرانی افرید…

        1. ramin می گوید

          علیکم سلام
          اگر در ادیان دیگر هم ازدواج محارم بوده موردی ندارد به ماچه شاید همچون دختران لوط مردی بیدا نشده و با بدر خود برای از بین نرفتن ن‍‍‍زادشان هم بستر شدن. دوما کتب اسلامی میگن ما از فرزندان آدم وحوا هستیمکه فرزندانش این دو تای بالایی هستند وخوب نخوندی برو دوبار بخون این های که از زبان امام صادق می گیفرزنداناون دوتا بالایی هستند …

          1. عادل می گوید

            بسم الله الرحمن الرحیم
            کلمه الله هیه العلیا
            سلام علیکم
            …………………. ازدواج با محارم در هیچکدام از ادیان الهی نبوده…. و جریان ازدواج حضرت لوط با دختران خود دروغی بیش نیست.. یهود امتی دروغ پرور و منحرف و تحریف کننده است … یهود به پیامبر خود حضرت داوود(ع) هم توهمت زنا با زنی زیبا زدند که به برکت امام رضا این اتهام از حضرت داوود زودوده شد… یهود به حضرت ابراهیم تهمت زدند…. در دین اسلام ازدواج با محارم گناه بسیار بزرگی است و حضرت ابراهیم خود مسلمان بود به گواه قران…مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ…….. ترجمه … ابراهیم نه یهودی بود ونه مسیحی بلکن مسلمان بود و حنیف(حق گرا)….و در دین اسلام که خود پیرو دین حضرت ابراهیم است ازدواج با محارم حرام و گناهی بزرگ است… اگر در دین حضرت ابراهیم که اسلام دونباله ان است ازدواج با محارم حلال بوده چرا در دین اسلام حرام است….؟… و علم ثابت کرده که ازدواج خویشان نزدیک مانند برادر با خواهر باعث بوجود امدن فرزندان ناقص الخلقه و عقب مانده میشود ؟ ایا ممکن است که خدا به چنیین ازدواجی دستور دهد که بعد فرزندانی عقب مانده در بر داشته باشد… درباره ازدواج حضرت لوط با دخترانش هم(استغفر الله) این ادعا دروغی از سوی ملاعین یهود نیست… در مورد ازدواج حضرت لوط با دخترانش(استغفر الله) در کتاب یهود امده که دخترانش انقدر به او شراب خوراندن که وی بی اختیار شد و بعد دخترانش بخاطر بقای نسل با او هم خوابگی کردن…. استغفر الله…. من جایی سراغ ندارم که پیامبری شراب بخورد .. و حتی اگر بخور افراط در این حد برای یک پیامبر غیر ممکن است… اگر چنین چیزی بود در قران هم می امد که نیست…. همه ما میدانیم که کتاب یهود تحریف شده است… نمونه تحریفی خنده دار در کتاب یهود و مسیح.. کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب است.. ایا این تحریف خنده دار نیست… در کتب مسیح امده که حضرت یعقوب با خدا کشتی گرفته(استغفر الله) و در کشتی حضرت یعقوب بر خدا غلبه کرد..
            این چه خداییست که بنده او بر وی غلبه میکند.. این هم یکی از تحریفهای یهود و مسیح در کتابشان است….وقتی یهود و مسیح چنیین دروغی را درباره خدا میگویند(استغفر الله) پس از انها درباره پیامبران خود انتظار راستگویی نباید داشته باشیم…. ازدواج با محارم این دو پیامبر دروغی بزرگ و تحریفی بزرگ بیش نیست…. ازدواج با محارم در ایران بین شاهان و موبدان زرتشتی بوده نه همه ملت ایران…
            بابت نشر چنین دروغهایی درباره دو پیامبر بزرگ خدا(حضرات ابراهیم و لوط) استغفار کنید…

          2. سلمان می گوید

            سلام دوست عزیز
            تمام حرف های شما صحیح و غیر قابل نهی است
            اما
            شما در آخر نوشتید که ازدواج با محارم در بین موبدان و پادشاهان ایرانی بوده است
            —-
            باید بگویم خیر
            شما چنان از این بزرگواران رفع اتهام کردید.که به همان صورت به موبدان زرتشت و پادشاهان افترا زدید
            دوست من حضرت زرتشت هم از پیامبران خداوند بوده است و در حدیثی از امام جعفر صادق که عید نوروز که یادگار حضرت زرتشت و ایران میدانند را تایید و برای آن حتی دعایی از قران ایراد میفرمایند
            پس مطمانا موبدان آن حضرت هم از دستورات فرستاده خداوند پیروزی میکنند
            و همان طور که شما فرمودید پیامبران خدا از این دروغ مبرا هستند و من حتم دارم که حضرت زرتشت و موبدان آن حضرت هم از این دروغ و تهمت مبرا هستند
            ——–
            و من امیدوارم که شما یک بار دیگر جمله خودتون رو خوانده و تصحیح کنید
            و بدانید که اگر شما ایرانی هستید ….احتمال هست که شما فرزند یکی از همان موبدان باشید…..البته اگر ایرانی و از نسل عرب نباشید….
            یاحق

          3. هومن آرتایی می گوید

            کلمه الله هی العلیا

        2. داریوش می گوید

          پس اجداد ما آدم و حوا نیستن،ما از نسل فرشتگان و حوری های بهشتیم ؟ ؟؟ اوخ جون ،،،چقدر خوشحالم کردی ؟
          عادل جان،اینقدر خرافاتی نباش گلم،،
          اصلا بزار یه چیزی بگم تا مطلب روشن بشه،،،:::
          یه روز آدم از سر کار میاد خونه ،،در رو میزنه ،،تق تق تق،،،
          حوا میپرسه کیه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
          آدم هم میگه آخه دیوانه ،،،،به جز من و تو توی این دنیا دیگه کی هست آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          1. معصی می گوید

            سلام موافقم با شما

      4. آریا می گوید

        آقا شما که اینهمه اطلاعات در مورد آدم و حوا دارین و دائم دارین از هابیل و قابیل حرف میزنین میشه تاریخ و دوره زندگی این افراد رو بگین و بگین حدودا چند سال پیش زندگی کردن ؟
        لطف میکنین

        1. ramin می گوید

          خدمت دوست عزیز عرض کنم
          ین اطلاعاتی که در بالا میبینید ، داستان های است که ادیان آسمانی درباره خلقت گفته اند و در کتاب های دینی یهودیان و مسیحیان وجود دارد و در تواریخ مورخین اسلامی بازتاب پیدا کرده است.
          و اظهار آن در بالا بیشتر به خاطر این بود ، دوستانی که به زرتشتیان به خاطر ازدواج با محارم حمله ور شده اند بدانند که آن های که به داستان های ادیان سامی اعتقاد دارند فرزندان آدم و حوا نیز با محارم خود ازدواج کرده اندو ابراهیم پدر ادیان سامی نیز بنا به نوشته های کتب عهد عتیق با خواهر خود ازدواج کرده و برای (زر) او رانیز به دربار شاه مصر و پادشاه جرار میفرسته.
          پس در تمامی فرهنگ ها این مورد وجود داشته است .
          وشما آریای عزیز می توانی در مروری اجمالی به کتاب های که در این پست به آن اشاره شده خود به نتیخه ای برسید و بعد از خوانندن این کتاب ها نظر خود را اعلام کنید.
          پس تا بعد از مطالعه و دادن رفرنس برای گفته هایتان.

          1. abolfazl می گوید

            سلام و درود خدمت آقا رامین عزیز
            شما باید به این مطلب واقف باشید که گفته های شما به طور کلی درست نیست به این دلیل که ازدواج با محارم نه تنها در ادیان الهی بلکه در بیشتر ملل و اقوام چه در گذشته و چه در حال کاری ناشایست و ناپسند به شمار میرفته و اکنون نیز این گونه می باشد.
            حال اگر کار پسندیده ای بو در اسلام نیز به آن اشاره و توصیه میشد نه تنها در اسلام به آن توصیه نشده بلکه به شدت از انجام این گونه عمل ناپسند نیز نهی شده نه تنها در اسلام بلکه در تمام ادیان الهی همچنین در دین زرتشت این عمل نا پسند خوانده شده پس به طور حتم این عمل در تمامی ادیان الهی کاری زشت و ناپسند خوانده می شود حال چگونه پیامبران الهی این گونه اعمال که به شدت از طرف پروردگار نهی شده انجام می دهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            با تشکر

  5. سارا می گوید

    سپاس
    سپاس
    و
    سپاس
    که نوشته ای در دست ما گذاشتید تا بتونیم با منبع و سند و بسنده تر از آداب پاک ایران و ایرانی در برابر بی اطلاعان تاریخ و مروجان اندیشه های مغرضانه و ویران کننده ی تاریخ و فرهنگ ایران دفاع کنیم

    پیروز باشید

    1. ramin می گوید

      دوست عزیز
      منابع دیگری نیز یافته ام هم که مطالب قابل تفکری در آن وجود دارد .
      کتاب پیدایش دین یهودی که ذر این سایت می توانی دانلود کنی
      در پایین مطبی از آن نوشته ام تحت عنوان
      ابراهیم در مصر
      و ابراهیم در جرار

  6. خسرو می گوید

    شاید با توجه به کمبود منابع ایران قبل از اسلام نتوان با دقت زیاد ادعا کنیم که ازدواج با محارم رسم بوده یا فقط برخی از موبدان بر آن تاکید می کرده اند ولی تمام منابع غیر از زرتشتیان از وجود آن اطلاع می دهند واقعیت های تاریخی مهمتر از چیزهائی است که ما دوست داریم آنگونه باشد من با گفته خانم سارا موافق نیستم بودن یا نبودن ازدواح با محارم سبب فرهنگی یا بی فرهنگی ما ایرانیان نمی شود اگر سابقه تاریخی ملاک باشد ایرانیان بیشترین فرهنگ باستانی جهان را داشته اند پس بیاییم با دلیل و منطق سابقه تاریخی خود را به جهانیان نشان دهیم

  7. اریا می گوید

    باسپاس فراوان ازشمامردبزرگ

  8. محمدباقر ابراهیمیان می گوید

    با سلام و سپاس از مطالب مفیدی که ارائه فرمودید
    بنظر می رسد امر ازدواج با محارم در تاریخ گذشته چه در بین حاکمان و حتی پیامبران و چه مردم عادی ناپسند نبوده همچنان که حضرت یعقوب پیامبر سه تا از زنانش خواهربودند اما از شروع دوره اسلامی که گستره آن به ایران و سایر جاها هم رسید این امر نکوهش شد بنظر می آید عمده دلیل آن هم به بعد علمی قضیه و گروه خونی و اینها مربوط میشه که در اونموقع امکان اثبات علمی نبوده و اسلام آن را به صورت امر حرام دانسته است به هر حال باز هم سپاسگزارم

    1. احسان می گوید

      من حرف شما رو قبول درام ه قبح یک قضیه به شرایط تاریخی بستگی داره. ولی زمانی که اخلاقیات یک جامعه امری رو ناپسند میدونه و شخصی بر خلاف این اخلاقیات و از روی خودخواهی و شهوت پرستی این اخلاقیات رو زیر پا می ذاره این بسیار قبیحه. کورش افتخار ما ایرانی هاست ولی امثال کمبوجیه مایه ننگ ما هستند.

    2. احسان می گوید

      من حرف شما رو قبول درام که قبح یک قضیه به شرایط تاریخی بستگی داره. ولی زمانی که اخلاقیات یک جامعه امری رو ناپسند میدونه و شخصی بر خلاف این اخلاقیات و از روی خودخواهی و شهوت پرستی این اخلاقیات رو زیر پا می ذاره این بسیار قبیحه کما اینکه کمبوجیه چنین کرد. کورش افتخار ما ایرانی هاست ولی امثال کمبوجیه مایه ننگ ما هستند.

      1. آرش سهرابی می گوید

        در دین اسلام میگویند که ازدواج

        دختر عمو و پسر عمو در آسمان بسته شده

        اما یهودیها این کار رو حرام و زنا میدونن

        پس اگه این جوریه بچه ی دختر عمو و پسر عمو….؟؟؟؟؟

        خود عربها هم با محارم عروسی میکردند

        1. احسان می گوید

          ۱- منبع این حرف کجاست؟ “ازدواج دخترعمو پسر عمو در آسمان بسته شده” در کجای اسلام این حرف اومده. لطفاً مدرک بدید
          ۲- کمبوجیه بر خلاف عرف زمان خود با خواهران خود ازدواج کرد که در آن زمان نزد ایرانیان این کار بسیار قبیح بود و بعد هم یکی از خواهران به دست وی کشته می شود.
          ۳- اگر در دین یهود ازدواج دختر عمو و پسر عمو حرام و زنا باشد و یک یهودی دست به این کار بزند مسلماً این کار برای وی قباحت دارد. ولی در جامعه کنونی ایران و دیگر ممالکی که مذهب و عرف آنها ازدواج دختر عمو و پس عمو را مباح می دانند این کار به هیچ عنوان غیر اخلاقی نیست

          1. پوریا می گوید

            کمبوجیه خواهر خود.را نکشت و با خواهران خود ازدواج نکرد او بردیا را برای رسیدن به همسرش کشت ولی کارش بی ثمر ماند

        2. عادل می گوید

          سلام…. همچین روایتی که میگوید…. عقد دختر عمو پسر عمو در اسمان بسته است اصلا در اسلام وجود ندارد و این روایت ساخته ذهن مردم است.

    3. ایشتو ویگو می گوید

      خود پیامبر اسلام با زن پسرش که جای دخترش بود

      ازدواج کرد و به اخلاقیات هیچ آسیبی نرسید

    4. ramin می گوید

      دوست عزیز
      با نگاه به کتاب پیدایش که یکی از اصلی ترین کتب یهودیت است می توانی اشخاص دیگری را به لیستت اضافه کنی .
      مطلبی هم در پایین نوشتم که می توانی آن را بخوانی.

  9. شقایق می گوید

    ازدواج یعقوب(ع) با دو خواهر کاملا متفاوت با ازدواج با محارم است و در مورد هابیل و قابیل هم حدیثی از پیامبر وجود دارد که نشان می دهد به صورت ازدواج خواهر و برادر نبوده پس این نوع ازدواج در پیامبران نبوده است.اگر بخواهیم این موضوع را در ایران باستان بررسی کنیم این نوع ازدواج آنچنان که ما امروز فکر می کنیم عمل قبیحی نبوده چون در خاندانهای بزرگ و اشرافی حفظ اصالت خون را لازم می دانسته اند و این کاملا طبیعی است که برای حفظ اصالت نژادی دست به این نوع ازدواج بزنند.ازدواج با خویشان حتی محارم.

    1. انی کاظمی می گوید

      ممنونم از توضیحاتتون شقایق : )

    2. ایرانی می گوید

      تمام پیامبران تازی با محارم خودشان ازدواج کردند

    3. پانته آ ساهاکیان می گوید

      امیدوارم خداوند تو را به راه راست ببرد

      تو حتما نامت کبری یا صغری یا زهرا یا سلیمه هست

      بیخودی نامت رو نمیخواد شقایق بزاری

    4. ramin می گوید

      شقایق جان
      مطالب جدیدی نوشته شده که می توانی به آن رجوع کنی.
      ابراهیم در مصر

  10. علی می گوید

    سلام
    چرا تعصب گذشته ما همانی هست که بود چرا دلیل بیخود وتعصبی بیاریم
    در دوران نفهمی که ما به انها بعنوان تاریخ چند صد ساله می نگریم این رسم ورسومات هم بوده – خدا را شکر عمر حمله کرد وما را به راه راست هدایت نمود. باید دعاگویش باشیم

    1. مجتبی می گوید

      همین شما های … هستید که ایران رو به این وضعیت انداختید

    2. حسن می گوید

      لعنت به تو و عم…… حالم از آدمهای وطن فروش خائن به هم می خورد ایرانیان بهترین روشها را برای زندگی پیدا می کردند نیازی به عمر نبوده

    3. ramin می گوید

      عزیزم
      تو که یکی را ول کردی به یکی دیگه که با آن یکی تنها در فلسفه دینی فرق داره چسبیدی.
      درود بر خودت که می تونی فکر کنی و بدونی چه خوبه چه بده.

      1. مجید می گوید

        منظورت چیه؟
        مخالفی؟!
        اصلا آیین زرتشت بر پایه ی اینه که خودت فکر کنی ببینی چه کاری درسته چه کاری نادرست
        «ای مزدا»
        زمانی که تو در آغاز با اندیشه خویش
        تن و خرد و وجدان برای ما آفریدی
        و جان به تن ما دمیدی
        و ما را به گفتار و کردار توانایی دادی،
        خواستی که ما باور و آیین خود را
        به دلخواه برگزینیم،»
        گاتها،سروده ۴ بند ۱۱

        1. ramin می گوید

          در بزرگ بودن زرتشت به عنوان یک معلم شکی نیست.
          اما فلسفه تمامی ادیان عین هم هستندو در زندگی انسان ها تا اتاق خواب ان ها هم دخالت می کنند چنان که دین زرتشتی این گونه بود با آن نظام کاستی که برقرار کرده بود.

          1. مجید می گوید

            منظورت اینه که دین خوب نیست؟
            فکر نکنم دین زرتشت این قدر هم دخالت کرده باشه…

    4. محمد رضا می گوید

      علی برو دوتا کتاب بخون بعد بیا دم از عمر بزن. عمر یه عطر ناب ایرانی رو برد پیشه سپاهش و سرباز ها از اون بود داشتن مست می شدن وعمر به سپاهش گفته هر کی از این عطر می خواد با من به ایران بیاد تا هر چقدر دلش می خواد از اون عطر ورداره وقتی اونا میان به گلهای رو فرش های ایران هم رحم نمی کنن و با خنجر گلهای زیبای فرش هارو هم می برند ونمی دونن که فرش با کنار هم بودن اون گلها زیبان
      درود بر ایرانیانی که ایرانیند

    5. ایمان می گوید

      برای ایرانیان دین زرتشت بهتره؟
      معلومه که اصلا اطلاعات درستی درباره ادیان الهی ندارین.

      1. بابک می گوید

        بیا ثابت کن اسلام دینیه که از طرف خداست

        1. انی کاظمی می گوید

          کاربر بی ادب؛ بیشتر دیدگاه های شما به علت عدم رعایت مسائل ادبی حذف شد.
          شرم کنید. اینجا برای فحش و خالی کردن شما نیست.

        2. ایمان محمدی می گوید

          ثابت کردن اینکه دین اسلام از طرف خداست کار ساده ایه. هر کسی میتونه ثابت کنه.
          البته اگه شما مثل ابوجهل، همه چیزو انکار نکنید.

          1. علی می گوید

            ثابت کن

    6. شهاب می گوید

      خاک بر سر کثیفت حیوون

  11. محمدجلالیان می گوید

    درود بی گران به سروران گرامی از اشنایی ما باتاریخ سپاس گذارم وازشما یک برنامه ای گذاشته تا کلمات ماهمه پارسی باشه وهرکس واژههای ایرانی دارد ارسال کند وبه همه اموزش دهیم تا کم کم گفتار مان وفذهنگ مان به اصل خود برگردد باسپاس فراوان

  12. علی می گوید

    درود بر شما که بر دهان این یاوه گویان میزنید ملتی که تمدن دارد مردا بزرگ دارد کورش نویسنده حقوق بشر دارد داریوش شاه دارد این چنین پست نیست که مثل خدایان یونان با خواهر خود ازدواج کنند این بربر های اروپایی و تازه بدورا رسیدههای امریکایی تازه متمدن شدن تاریخ با افتخار ایران را زیر سئوال میبرند

    1. arman می گوید

      دانشمندان شاعران قبل از اسلام: باربد (موسیقیدان و شاعر)
      ابو لؤ لو ( فیروز ) : قاتل عمربن خطاب ( خلیفه ی اعراب تازی ) هنرمند، صنعت گر و سازنده ی آسیاب های بادی. (اینو باید بشناسی)

      زرتشت (اینو باید حتما بشناسی)

      شیده: دوره ساسانی سازنده کاخ خورنق

      استانس :که در زمان خشایار شاه زندگی می کرده و نخستین واضع نظریه اتمی مواد است که بسیاری از بزرگان یونان از شاگردان ایشان بودند. (این اخریه واست کافیه )
      و بزرگمهر: وزیر مشهور انوشیروان(تو که خودتم نمیشناسی بهتره سکوت اختیار کنی)
      در ضمن در ذوران فرمانروایی انوشیروان ساسانی مجهزترین دانشگاه علوم تجربی ساخنه شد .اون زمانی که عربا داشتن زنایه خودشون رو میفروختن ما داشتیم پندار گفتار و کردار نیک رو رواج میدادیم این چه حرفیست که شما دانشمندان ایران را قبل اسلام بعد اسلام میکنید؟

      1. بابک خرمدین می گوید

        همون جوری که به قول خودش از اوستا

        نوشته ما هم باید از قرآن بنویسیم. تا ببینیم جریان چیه؟

        بنویسیم که سوره ی توبه و بقره

        سر شار از توصیه به کشتارو قتل و غارت است

        سوره نسا آیه ۲۳ تا ۳۲میگه هرجا حمله کردین

        زنها رو اسیر کردین غنیمت جنگی حساب میشن

        حتی اگه شوهر داشته باشن؟

        سوره احزاب آیه ۵۲ تا ۶۰ زنها………..
        یا چطور یه مرد ۵۲ ساله با یه دختر ۷ ساله ازدواج میکنه؟

        یا خیلی چیزای دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

        که میدونم بنویسم باز پاک میکنیییییی

        بر خلاف اینکه نوشتی چیزی پاک نمیشه…

        1. انی کاظمی می گوید

          پاک می کنم چون کلمات زشتی استفاده می کنید. “مسلمون دیدم که به خواهر و مادرش تجاوز کرده” “شما برو مادرتو صیغه کن…” در صورت ادامه شما کلاً مسدود می شوید.

      2. عادل می گوید

        بسم الله الرحمن الرحیم
        کلمه الله هیه العلیا
        سلام عله المسلمین
        ……………………… درباره کتاب گاتها گاتها را اگر ترجمه کنی شاید به ۴۰ یا ۵۰ صفحه هم نرسد پس این چه کتابی است … همه دین شمادر ۴۰ صفحه است…. اگر اوستا و وندیداد و خرده اوستا و یسنا قابل اعتماد نسیتن چرا انها را میخوانید و احکام خود را از انجا تقلید میکنید…. لینکی را به شما معرفی میکنم… که سایت استاد تاریخ دان و باستان پژوه رضا مرادی غیاث ابادی است که در ان نوشته و توضیح داده گاتها هم تحریف شده
        http://ghiasabadi.com/zoroaster_gatha_03.html

      3. مجید می گوید

        کتاب گاتها به هیچ وجه تحریف شده نیست چون زبان گاتها فراموش شده بوده پس نمی دونستن چی نوشته که بخوان تحریفش کنن
        کتاب گاتها حداقل ۱۰۰ صفحه است احتملا فونت شما خیلی ریز بوده!!!
        زرتشتیان هم از گاتها استفاده می کنن و اگه از اوستا و کتاب های دیگه استفاده کنن کارشون اشتباه بوده
        دلایلی هم وجود داره که این احتمال هست قرآن هم تحریف شده باشه
        اما بدون شک گاتها تحریف شده نیست چون چند هزار سال زبانش فراموش شده بوده
        شما می تونید چیزی رو که زبانشو بلد نیستید تحریف کنید!!!
        در ضمن تعداد صفحه های کتاب مقدس هر آیین به میزان خرد و مغز کسانی بستگی داره که واسشون فرستاده شده!
        قصد توهین به شما رو نداشتم اما اسلام بیشتر از همه برای عرب ها بوده…

    2. احمدرضا می گوید

      شما ها بغیر از توهین کار دیگه بلد نیستید توهین بکنید ما هم می دونیم کاری جز توهین بلد نیستید.
      ما می گوییم کل جهان از یک پیکرند و همه مردم یکی هست و این خصلت سگانه ناسیونالیسمی وجود شما ها رو فراگرفته که این طوری نژاد پست خود را به ماوراء آسمان برده اید.
      ها ها ها ها

      1. حسن می گوید

        تصور ازدواج با محارم در ایران باستان نتیجه این بوده که زنان هم مانند مردان در همه امور اجتماع حظور فعال داشته اند حتی در امور جنگی و نظامی اولین دریا سالار ایران در زمان خشایارشاه یک زن بوده است اگر قرار باشد شاه یک فرمانده زن را به امور مهم کشوری و لشگری بگمارد از نزدیکان خود انتخاب می کرده است این تهمت به بابک خرمدین هم روا شده است حظور زنان در تمام امور مهم همراه مردان برای کسانیکه زنان را فقط جهت غرایز شهوانی یا تداوم نسل می خواستند (تازیان / یونانیان و رومیان) به معنی همسری یا تجاوز جنسی بوده است

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلام علی المسلیمین
          شما چقدر حرف خنده داری زدی … زن در ایران از یک سطل اشغال هم مفلوکتر بود(با عرض معذرت از تمام بانوان) زن در ایران باستان را الان برات مینویسم… کریستان بارتمه در کتاب خود به نام زن در حقوق ساسانی
          مینویسد….. در ایران باستان ازدواجی بود با نام ازدواج استقراضی
          که مرد میتوانست بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض دهد… برو کتابو بخون…………….
          ……………………………
          اما آیا چنین دستاوردهایی در دین زرتشتی بنیادیافته در دوره ساسانی نیز پایدار می‌ماند؟ منابع دینی زرتشتی و آثار مکتوب پهلوی چه پاسخی برای پرسش ما دارند؟ آگاهی‌های موجود در کتاب‌های دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان، اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویراف‌نامه، شایست‌نشایست، وِدیوداد (وندیداد)، روایت امید اشه‌وهیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان آن زمان) را به روشنی گزارش می‌کنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع و مهار نشده موبدان دین نوساختهٔ زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تام‌الاختیار خداوند بر روی زمین می‌دانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و خدا و پیامبر، پیروان تمامی ادیان و مذاهبِ غیر زرتشتی را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین کشتند و نیایشگاه‌های آنان را به نفع آتشکده‌های درباری ویران کردند و سوزاندند.

          برای آگاهی بیشتر بنگرید به کتیبه‌های سه‌گانهٔ موبد کرتیر، موبد موبدان عصر ساسانی در نقش رستم، نقش رجب و سرمشهد. این کتیبه بارها به زبان‌های گوناگون و از جمله به فارسی ترجمه و منتشر شده است. برای آگاهی از حمله به نیایشگاه آناهیتا در کنگاور و سوزاندن آن به عنوان نمونه‌ای از به آتش کشیدن نیایشگاه‌های غیرزرتشتی بنگرید به: کامبخش‌فرد، سیف‌الله، معبد آناهیتا- کاوش‌ها و پژوهش‌های باستان‌شناسی، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۴٫

          آسیبی که از خشک‌اندیشی و خشونت‌های آنان به ایران‌زمین رسید، نه تنها موجب گسست فرهنگی و اجتماعی مردمان ایرانی و ضعف آنان در برابر نیروهای مهاجم بیگانه شد، بلکه بیش از هر چیز به آیین و اندیشه‌های پیامبر ایران، آسیب وارد ساخت.

          به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال و مایملک مرد دانسته می‌شده‌ و بهایی معین داشته‌اند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از نخستین شواهد پیدایی برده‌داری در ایران عصر ساسانی حکایت می‌کند.

          بنگرید به مدخل «برده و برده‌داری» Barda Bardadari در دانشنامه ایرانیکا.

          موبدان زرتشتی ساسانی همانند روحانیان بسیاری از ادیان، از دل‌نگرانی عمیقی نسبت به زنان رنج می‌برده‌اند و آنان زنان را عامل اصلی انحراف مرد از وظایف دینی می‌دانسته‌اند. شاید این نگرانی‌ها از آنجا ناشی می‌شده که زنان در برابر آنان مقاومت و سرسختی بیشتری نشان می‌داده‌اند. در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش می‌شود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای اینکار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز می‌رنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمی‌توانسته‌اند همچو مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند.

          بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگی زنان.

          همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شده‌اند، در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم (که هنوز هم در نیایش‌خوانی‌ها به فروهرش درود فرستاده می‌شود) از بی‌خردی و رازگشایی و اعتماد‌ناپذیر بودن زنان سخن رفته است.

          آذرباد مهرسپندان، رهام اشه، بخش‌های گوناگون.

          متون فقهی زرتشتی، مقررات و دستورهای سختگیرانه فراوانی در باره اعمال و حرکات زنان دارند، بطوریکه زنان حتی در کوچکترین و شخصی‌ترین کارهای روزمره خود حق تصمیم‌گیری نداشته‌اند. آنان به هنگام دشتان ماهانه موظف بوده‌اند تا در جایی زندان‌مانند و دور از همگان به نام «دشتانستان» اقامت کنند و از آن خارج نشوند و نگاهشان به آتش نیفتد. از آنجا که زنان در این مدت سخت آلوده و خطرناک دانسته می‌شده‌اند، موظف بوده‌اند از ظرف‌های مخصوصی استفاده کنند و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از دشتانستان نداشته باشند. زنان همچنین موظف بوده‌اند تا پس از پایان دشتان، دویست مور دانه‌کش را بکشند و خود را با پیشاب (ادرار) گاو نر شستشو دهند (گاه در برابر یک موبد مرد، چون زنان حق موبد شدن نداشته‌اند). چنانچه زنی در این مدت آهنگ شوهر خود را می‌کرد، سزایش «مرگ ارزانی/ اعدام» بود.

          ماتیگان هزار دادستان، آناهیتا پریخانیان، چاپ ایروان، به زبان‌های ارمنی، انگلیسی و روسی؛ همچنین بنگرید به بخش‌های گوناگون از متن اوستایی «ودیوداد/ وندیداد».

          زندانی کردن زنان به هنگام زائیدن طفل مرده نیز رایج بود. در این هنگام مزداپرستانِ زرتشتی می‌باید در جایی بی‌آب و علف، اتاقکی بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقک چند جام از آمیخته پیشاب گاو نر با خاکستر را بنوشد در حالیکه تا سه روز حق نوشیدن آب را نداشته است.

          وندیداد، در مجموعه اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱۳ تا ۷۱۶٫

          آذرباد مهرسپندان در اندرزهای خود که تنها خطاب به مردان و نه زنان گفته شده است، سفارش می‌کند که تا جای ممکن مانع از رفتن زنان خود به بیرون از خانه شوند. اما چنانچه به ناچار زنان قصد خروج از خانه را داشته‌اند، موظف بوده‌اند با حجاب کامل و پوشش یکدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند و چنانچه کمترین آرایش و زیور خود را به دیگران نشان می‌داده‌اند، شایسته جهنم دانسته می‌شده‌اند. البته زنان اشراف در جامعه طبقاتی زرتشتی ساسانی از این قاعده و بسیاری قواعد دیگر معاف بوده‌اند.

          بنگرید به بخش‌های گوناگون از کتاب ارداویراف‌نامه، فیلیپ ژینیو، ترجمه ژاله آموزگار.

          زندگی زناشویی زن نیز زیر نفوذ عمیق موبدان بود. دختر موظف بود در سن ۹ سالگی با شوهری که برایش انتخاب می‌کرده‌اند، ازدواج کند و اگر به مدتی طولانی از اینکار سرباز می‌زند و زندگی بدون شوهر را ترجیح می‌داد، سزاوار مرگ بود. مجازات مرگ همچنین برای زنی که به قهر شوهر خود را ترک گفته بود نیز در نظر گرفته می‌شد.

          شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ص ۱۷۳ تا ۱۷۵٫

          زنان می‌باید سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو می‌زدند و می‌پرسیده‌اند که آقایش دوست دارد امروز چه کاری برایش انجام شود. با این حال، زنان حق تقاضای طلاق و حق تصرف جهیزیه خود را داشته‌اند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهیزیه خود را نداشته‌اند.

          مردان طبقه اشراف می‌توانسته‌اند بدون محدودیت زنان متعدد بگیرند. به هر تعدادی که امکانات مالی نگهداری از آنان را داشته باشند. همچنین مردان می‌توانسته‌اند تا در صورت فقر و ناتوانی زن خود را بفروشند و یا در صورت ناباروری خود، آنان را برای مدتی معین در اختیار مرد دیگری بگذارند و در واقع اجاره دهند (جزئیات این معامله‌ها را در «ماتیگان هزار دادستان» بخوانید). دستوراتی شبیه این در میان ادیان دیگر نیز دیده شده است، اما چنین به نظر می‌آید که مردم از این اجازه منفعت‌طلبانه موبدان استقبال نکرده و خشم آنان را برانگیخته‌اند.

          ازدواج با محارم یا «خْـویدودَه» بدون در نظر داشتن رضایت یا نارضایتی زن، به گستردگی تبلیغ می‌شد. بطوریکه گناه مرد لواط‌کار تنها در صورتی پاک می‌شد که با مادر یا خواهر و یا دختر خود وصلت می‌کرد.

          خرده مقالات، بیژن غیبی، چاپ آلمان، ص ۳۵۰٫

          با اینکه موضوع ازدواج با محارم اینروزها به شدت تکذیب و برای توجیه و تحریف آن کوشش‌های زیادی می‌شود، اما منابع و اسناد مکتوب زرتشتی و غیر آن بسیار فراوان‌تر از آنند که جایی برای تردید باقی بماند. سراسر بخش مفصل و طولانی هشتادم از کتاب سوم «دینکرد» به بحث در این باره پرداخته و جزئیات آنرا به دقت بازگو کرده است. جزئیاتی مانند حق‌الارث دختری که در عین حال زن پدر خود نیز هست و موارد دیگر.

          دینکرد، کتاب سوم، ترجمه فارسی از فریدون فضیلت؛ ترجمه انگلیسی از م. شکی؛ همچنین در زمینه ازدواج با محارم در دین زرتشتی بنگرید به گفتاری از جلیل دوستخواه.

          نگاره‌های بازمانده از عصر ساسانی نیز از نگاه رایج ساسانیان به زن حکایت می‌کند. در حالیکه نگاره‌های زنان پیش از تاریخ، هخامنشی و اشکانی، با انبوهی از نقش‌های زنانی با شکوه و قدرتمند به دیده می‌آید، بر نگاره‌های ساسانی که بر جام‌ها و موزائیک‌ها بر جای مانده است، زن تنها موجودی است که وظیفه خوشگذرانی و بزم و ساز و آواز مردان را بر عهده دارد. پدیده‌ای که شاهنامه فردوسی نیز به آن اشاره دارد و نام‌های زنان در عصر ساسانی شاهنامه بر خلاف پیشینیان پر افتخار خود همچو فرانک و گردآفرید و منیژه، از شمار فراوانی معشوقگان درباری تشکیل شده است. متن پهلوی «خسرو قبادان و ریدگی» نیز ویژگی‌های یک زن خوب از دید خسرو را باز می‌گوید. ویژگی‌هایی که در اندام و جاذبه‌های زنانه خلاصه می‌شوند.

          متون پهلوی، سعید عریان، ص ۸۲

        2. متین می گوید

          ببنید شما دین زرتشتی رو دارید با اسلام مقایسه میکنید. فراموش نکنید که آیین زرتشنی در زمان خودش بالاترین دین بوده.زمانی که همین عربها تو بیابونا دنبال سوسمار بودن ایرانیها پاکی و پارسایی دم میزدند.آیین زرتشتی از جانب خدا اومده.زرتشت آتش پرست نیست.اهورا مزدا یعنی هستی بخش بزرگ و دانا.این نکته رو به یاد داشته باشید که در پیش بینیهای اشو زرتشت گفته شده که این دین تا هزار سال میماند و بعد قومی میآید که پر از دروغ و نیرنگ است و مردمانش به هم رشک میورزند.
          شما که ایرانی هستید آیا اصالت خودتونو فراموش کردید؟
          در دینی که توش حرف از خدا پاکی و راستی و درستی زده میشه آیا میشه ازدواج با محارم جایگاهی داشته باشه؟
          مگه نمیگیم تنها خواهربرادرایی که باهم ازدواج کردند فرزندان حضرت آدم و بی بی حوا بودند؟ برای شکل گیری نسل بشر. و بعد از اون کلا نهی شد ازدواج با محارم.ائنوقت چطور ممکنه یک دین که از طرف خدا اومده بیاد و ازدواج با محارم رو آزاد بزاره؟
          بالفرض که آزاد هم گذاشته.اما شاید با فرهنگ اون زمان مغایر نبوده.
          زرتشت و آریایی نشان از پاکی و رادمردی و صداقت و دینداری هستند.ما باید به این موضوع افتخار کنیم که اجداد ما در زمانی که در سایر نقاط دنیا مردم هیچ نمیدانستند پاک زندگی میکردند و بزرگترین آموزه اونها صداقت بود.اما الان چی؟از ۱۰ تا حرف ۹تاش دروغه.آیا مگه تو ایران امروز نیستند کسایی که با خواهر یا دختر خود زنا کنند؟
          یا در سراسر جهان چنین چیزهایی پیدا نمیشه؟
          یه لینک براتون میزارم.برید توش تا نامه عمربن خطاب به یزدگرد ساسانی، شاهنشاه ایران وجوواب شاهنشاه رابه عمر بخونید.خودتون قضاوت کنید:

          http://www.maremmate87.mihanblog.com/post/24

          این آدرس رو وارد کنید تا برید داخل خود مطلب
          ایام به کام

    3. الناز می گوید

      شمایی که از دانشمندای یونانی تعریف میکنی به افاظاتشون توجه کن
      ارسطو : زن چیزی نیست مگر مرد ناکام ،خطای طبیعتو حاصل نقصی در افرینش .سقراط: وجود زن بزرگترین منشا انحطاط بشری است .یونانی ها با از بین بردن دختران و پسران ناقص فکر میکردند به قدرتشون افزوده شده و مردان زیباتری می شدند اما زنان ایرانی در زمان هخامنشی مرخصی زایمان می رفتند

    4. ali az italiaa می گوید

      این را بدان که تو هم از تخم و ترکه کورش بزرگی مرز ما تا اروپا بوده مادرانت حتما اریاییان را زیارت کرده اند

      1. جواد می گوید

        بله دقیقا همانطوری که مادران شماها هم دبی را زیارت کرده اند !!!!!

        1. sara می گوید

          اون خواهرای شما هستن که به زبون عربا آشنایی دارن.

    5. lmasoud می گوید

      احسنت به تو دوست عزیز

    6. سیاوش می گوید

      مورچه بهتر از سوسماره شما یه دانشمند عرب قبل از اینکه اسلام وارد ایران بشه نام ببر

    7. شهاب می گوید

      محمدرضای عرب من میخوام بدونم که عربای سوسمار خور چی داشتن واسه عرضه کردن؟؟؟؟همون وحشیایی که دختراشونو زنده بگور میکردن…ههههه همونایی که چندتا ازدواج و طلاق داشتن….لعنت به هر چی عربه….

      1. بهمن سوشيانت می گوید

        شهاب عزیزم من چون دوست دارم بازم میگم:
        خواهش میکنم با منطق و آرامش کامنت بزار وگرنه کامنتات خریدار نداره بخدا
        اینجوری خودتو بی ارزش میکنی

        (نصیحت نیست، پیشنهاد برادرانه است)

        1. شهاب می گوید

          منم دوست دارم سوشیانت جان اخه خیلی برام زور داره این ادما اینجوری بحرفن

          1. اردلان می گوید

            شهاب جان اعراب دختران خود را زنده به گور نمیکردند به چند دلیل ۱- همانطور که می دونی اعراب به غیر از شکم وزیر شکم به چیز دیگری نمی اندیشیدند وبسیار زنباره بودند حال چگونه دختران که باعث خوشیشان می شد زنده به گور کنند۲- طبق بعضی از احادیث جمعیت عربستان در ان زمان ۸میلیون نفر بود که در ان زمان جمعیت بسیاری بود حال چگونه است که اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند ولی نسل کثافتشان منقرض نشده تناقضی است حل ناشدنی است . و در پایان بگم اگر این پدیده بوده بسیار نادر وکم بوده و به قول معروف هرچیزی را با خرد خود بسنجید

          2. شهاب می گوید

            برات متاسفم که میگی اعراب دختراشونو زنده به گور نمیکردن کم از اعراب حرومزاده دفاع کن….

          3. بهمن سوشيانت می گوید

            شعار اصلی زرتشت:
            پندار نیک کردار نیک و (((((گفتار نیک)))))

            برادرای پان آریایی چون شهاب و اردلان پیغمبر اسلام به قول شما چرت میگه
            آیا زرتشت شما هم چرت میگه؟
            شعار آریایی آریاییتون و عرب ستیزیتون گوش فلک رو کر کرده
            ولی نشون میدید فقط شعار بلدید بدید
            من تنها چیزی که از شما ندیدم گفتار نیک هستش

            (((((((((((منبا عقاید متحجر و خشک مذهبی عادل هم به شدت مخالفم اما عادل با وجود مسلمان بودن و عدم اعتنا به دین زرتشتی همیشه “””گفتار نیک””” داشت ولی شماها که دم از آریایی بودن و عشق کوروش و زرتشت داشتن میزنید به حرف زرتشت پشیزی گوش نمیدید و و تمام کامنتاتون فحش کشیدید به غیر ایرانیها)))))))))))

            متاسفم
            بای

          4. sepehr می گوید

            همین امثال عادل در زمان قدرت بیشتر از یک حشره نبوده و نیستند. اما اتفاقا آریایی بودن یعنی همه خوبیها وقتی شما تو غار زندگی میکردید. هیچوقت یک آریایی زیر پستهای تاریخی شما تو طویله هاتون پیداش نمیشه اما شما طبق اجداد اهریمنیتون برای خوردن از مغز ایرانیها اینجایید و تلاشیکه برای مطلب شده ذره ای براتون ارزش نداشته و به خریت خودتون ادعاهاییکه باسند رد شدنو دوباره تکرار میکنید.حناتون دیگه رنگ نداره.

  13. هادی می گوید

    سلام
    ایا واقعا فرقی میکنه۲۵۰۰ ساله پیش چی نوع ازدواجی باب بوده یا چه نوع زندگی میکردند بنظر من که نه این مهمه که اونا درون زمان به دنیا حکمرانی میکردن اون هم با عدالت هر کس با هردینی که داشت راحت وبدون هیچ فرقی با دیگران زندگی میکرد همون طور که رو دروازه ملل تخت جمشید نوشتن دروازه همه ملل.
    بنظر بنده این اهم داره که الان ما چی هستیم.
    در کل بابت این مطلب سپاس گزارم و بهترین ارزو هارو برتون ارزو میکنم.

    1. عادل می گوید

      بله اقا هادی اینکه موبدان در ان زمان چکار میکردند مهم است زیرا موبدان و شاهان حافطان ان شریعت زرتشت میباشند و این مسئله(ازدواج با محارم) از طرف شاهان و موبدان بیانگر منحرف شدن و تحریف این مذهب میباشد…….. این مسئله مهم است

    2. احسان می گوید

      “با عدالت هر کس با هردینی که داشت راحت وبدون هیچ فرقی با دیگران زندگی میکرد “؟؟؟؟!!!!
      بهتره یه مقدار راجع به کشتار پیروان مزدک و مانی در اون دوران مطالعه کنید.

  14. میلاد می گوید

    سلام
    با تشکر از انی عزیز به خاطر سایت عالیت
    متاسفانه نمیشه این واقعیت تاریخی رو رد کرد…من هنوز متقاعد نشدم که این ازدواج در ایران باستان وجود نداشته…شواهد بسیار زیادی وجود داره که تاییدش میکنه! در مصر باستان هم وجود داشته.
    ما باید تاریخ رو با تمام اتفاقاتش بپذیریم.

  15. محمد می گوید

    خدا نکنه یه چیزی بخواد از زاویه مثبت دیده بشه !! 🙂
    ما آدما اگه یه کار قبیح و زشت مثله نزدیکی با محارم رو بخوایم توجیح کنیم همانجوری که چند تا از دوستان در نظراتشون اعلام کردند میتونیم بگیم ۲۵۰۰ سال پیش ایراد نداشته یا نسب پادشاهی خدشه دار میشده یا هابیل و قابیل …
    حقیقت امر اینه که ما در گذشته پادشاهان قدر و با ذکاوتی داشتیم که دینشون زرتشت بوده و از ۰ تا ۱۰۰ میشه نمره ۸۰ رو بهشون داد
    ولی آدمای کاملی نبودند
    ولی الان یه جوری برای مردم جا انداختند که اون پادشاها یه جورایی معصوم بودند
    من که مسلمونم یه آرزوی خوب برای همه مردم دارم
    آرزو میکنم منه مسلمون با حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) محشور بشم دوستانی هم که مدافع زرتشت هستند با ایشان محشور شوند
    در دنیای دیگر خداست که قضاوت میکند – حق ولاغیر

    1. سامان می گوید

      کسی اینجا وجود حضرت محمد(ص)و امام حسین(ع)رو تکذیب نکرد!

    2. بابک خرمدین می گوید

      ببینم با چه سندی میگی که اونا کامل نبودن؟

      و محمد کامل بوده؟

      ها؟

  16. ali می گوید

    درود
    اصلام
    مهم نیست که در اون زمان چنین ازدواج هایی اتفاق می افتاده یا نه مهم اینه که ما تلاش کنیم گذشتگان خودمونو بهتر بشناسیم این مطلب برای ما نشه سنگ محک اون ها(که من شک دارم این اتفاق افتاده باشه)
    در ضمن بهتره ما به عنوان نوادگان اونا کارهای خوب و نیکشونو تبلیغ کنیم تا خودمون بشینیم تبل رسوایی خودمونو بزنیم.

  17. میلاد می گوید

    در هیچ زمانی تا به حال هیچ ملت و حکومتی نبوده که کامل و بی نقص باشه.
    ولی چیزی که معلومه اینه که ایرانیان در اون زمان بسیار پایبند به دین و اعتقادات خود بودن اگر هم این قضیه درست باشه حتماً برای اونها گناه نبوده.
    ولی الان چی؟ واقعاً چند درصد از مسلمونهای ایران به احکام دین اسلام پایبندند؟ اون موقع بدترین گناه دروغ بوده و زرتشتی ها شهره به راستگویی بودن، الان چی؟ دروغ مثل نقل و نبات تو دهن مردم میچرخه.
    اونها در اون زمان بهترین بودن،
    آیا ما در این زمان بهترینیم؟

    1. عادل می گوید

      شما به اینجا نگاه نکن برو پیش مسلمانهای سنی ببین . دورغ و قسم و غیره پیششون هست خیلی خیلی خیلی کم و شاید ان عده کم هم سنی نباشن

    2. رامین می گوید

      سلام
      میلاد جان
      دروغ در ایران سابقه بسیار زیادی دارد چنانکه داریوش کبیر در کتیبه بیستون از سه چیز می ترسد:
      حمله دشمن
      خشکسالی
      دروغ مردم .
      این نشان می دهد دروغ وجود داشته که این شاه بزرگ از آن در حراس بوده.
      در حمله مغولان به ایران در سال ۶۱۶ هجری آنان ایرانیان را تازیکان می نامیدن،به خاطر دروغ گفتن ایرانیان وقتی که هنوز در ایران مذهب تشیع وجود نداشته است.

      1. رامین می گوید

        پوزش از هراسی که حراس نوشته شد.

      2. مهدی می گوید

        دوست عزیز
        داریوش کبیر از این چیزها نمی ترسیده بلکه داشته دعا می کرده، مثلاً در زمان داریوش کبیر وحتی قبل از اون کوروش کبیر ایران از نظر نظامی بسیار قوی بوده و همیشه از پس دشمنانش بر می اومده پس اگه گفته “حمله دشمن” دلیل بر هراسش نبوده. اجتناب از “دروغ” هم چون تو دین زرتشت خیلی روش تاکیید بوده توی کتیبه نوشته شده.
        در مورد تازیکان، مثل اینکه شما اطلاعات کافی نداری. تازیکان که از تاریکی میاد در واقع همون اعراب هستند.
        مغول ها هم ششصد سال بعد از حمله اعراب به ایران حمله کردند.

        1. ramin می گوید

          دوست عزیز
          انسان همیشه برای نداشته هاش دعا می کنه .
          مغولان هم در سال ۶۱۳ به ایران حمله کردن جمله بال هم بر گرفته از کتاب تاریخ مغول از عباس اقبال است.

          1. مهدی می گوید

            شما اول اطلاعاتتو کامل کن بعد بیا بحث کن.
            اولاً مغول ها در سال ۶۱۶ هجری به ایران حمله کردن که میشه ۱۲۱۸ میلادی، اعراب در ۶۳۵ میلادی به ایران حمله کردن. افتاد؟
            ثانیاً کی گفته انسان فقط برای نداشته هاش دعا می کنه، شما مادر، پدر، خواهر، برادر، زن،‌ بچه و… نداری؟ دعا نمی کنی خدا برات نگهشون داره؟
            منظورتو از جمله بال نفهمیدم؟!

          2. ramin می گوید

            مگه جدیدن خدا تغییر شغل داده و کار شده نگهداری اون اشخاصی که بهش اشاره کردی؟
            تو بمیری خبر نداشتم !
            ممنون از اطلاع رسانی شما
            باشه از فردا به جای پول براش دعا می کنم ببینم مرد هست تا اخر کارشو ادامه بده؟
            از تصحیح تاریخ حمله مغول ها و اون تاریخ های میلادی که دادی ممنون.

      3. محمد می گوید

        داریوش پارسی زمانی که بر علیه انشانیان کودتا می کنه و می خواسته پسر کوروش را ترور کنه می فرماید که هر جا لازم است دروغ گفته شود باید گفت.

  18. مریم می گوید

    چند روزه که این سایتو دیدم.متن بالا خیلی قشنگ بود راجع به ازدواج محارم در ایران باستان ایرانیها همیشه ستودنی بودنو و پاک.این تهمت ها رو غربیها به ما میزنن

    1. الناز می گوید

      اینو غریبه ها نمیگن سیروس سمپیتمه نوه زرتشت در کتاب افرینش از زبان خشایار ازدواج مادرش اتوسا دختر کوروش کبیر را با کمبوجیه و بعد با بردیا {پسران کوروش } را تصدیق میکنه اما احتمالا این یه قانون قطعی نبوده وفقط ارجحیت داشته چون اتوسا مجدا با داریوش ازدواج می کند می دانید که نسبت داریوش و کوروش خیلی نزدیک نبوده .

      1. آرمان یزدانی می گوید

        بردیا هیچوقت با آتوسا ازدواج نکرد بلکه قبل از به حکومت رسیدن کمبوجیه مرد

  19. ahoora می گوید

    لطفا تاریخ واقعی را با افسانه های دینی قاطی نکنید

  20. zangin می گوید

    نمیدانم که این قضیه از کجا شروع شده ولی ایا فکر کردید که ما ایرانیان از هر قومی انقدر در گذشته خود غرقیم که یادمان رفته در زمان حال هیچ نیستیم ما در کجای جدول کشورها هستیم چه چیزی در علم نوین به جهان داده ایم همیشه مصرفگرا هستیم قانون ناپذیر هستیم به همنوع و هم وطن خود وفادار نبودیم بیگانه پرست بودیم تا به کسی میگی تو …..اهای من فرزند کوروشم ۲۵۰۰سال تمدن دارم….اقا امریکا که کل تاریخش ۲۰۰سال هم نمیشه ارباب دنیا نیست اقا بیخیال بذارید مردم با حال اشنا بشن هر چند فاصله ها جبران شدنی نیست با دنیای نوین

    1. بهزادتورانی می گوید

      در این که ایران تاریخ و تمدن داره هیچ شکی نیست.اما ایالات متحده کشور همه ی افرادی هستش که از همه چیز تو کشورشون خسته شدن.کشور انگیلیسیایی که از مسیحیت و کشیش های اروپا خسته شده بودند.کشور برده هایی که از کار کردن خسته شده بودن کشور آزادی کشور مسلمونا مسیحیا یهودی ها شیطان پرست ها حتی .کشور تو کشور من کشور خیلیها

    2. sepehr می گوید

      شما از مفاخر بین المللی فقط همین پنجاه سال اخیر ایران خبر نداری از سمت کشور نطق نکن. اگر علمی هم نخوایم وارد بشیم کارآفرینان بین المللی مدرن ایرانی تو لیست صدتایی هم جا نمیشن.

  21. مهرین می گوید

    ” خشنه اتره اهوره مزدا”
    با درود و سپاس از دوست نیک اندیش خانم کاظمی. به شوند ارزشمند بودن برخی جستارهایتان در زمینه دیانت مزدیسنی از شما خواستاریم از تارنمای ما دیدن نمایید. بی گمان دیدگاه های شما دوستان در زمینه پر بار شدن هر چه بیشتر تارنما بسیار اثر گذار می باشد.

    “اته جمیات یته آفرینامی”

    1. انی کاظمی می گوید

      درود. دوست عزیز، از شما ممنونم.

      خوشحال می شوم بتوانیم در انجمن تاریخ ما، با هم همکاری هایی انجام بدیم.
      دیدگاه تان چیست ؟

      گاه نیک

  22. pr-velayat می گوید

    با سلام.
    با تشکر از رامین.
    مهم حال ماست درسته که گذشته نشانه ی هویت ماست امام فرهنگ ۵۰ سال پبش ایران تا الان فرق میکنه چه برسه به چند صده پیش تا حالا.

  23. یاسمین می گوید

    سلام یه انسان عاقل توی این دنیای بزرگ وبا این همه نظرهای مختلف به نظر اعتقادی من رجوع می کند به عقل و اگه نتونست باز تشخیص بده اگه قلبن مسلمان اعتقاد داره بهترین چیزی که می شود ازش استفاده کرد کلام الله مجید چیزی کسی نتونست تحریفی در اون ایجاد کنه چون خدا خودش نگهش میداره و تفسیر معنی دقیق اونه

    1. انی کاظمی می گوید

      قرآن کتابی که تحریف نشده است. ولی آیا مفاهیم تحریم نشده اند ؟
      تحریف شده اند.

      1. روزبه می گوید

        منظورت کدام قرآن است که تحریف نشده !؟
        فکر کنم منظورت قرآن عثمان باشه

        1. arman می گوید

          یه قران که بیشتر نیست همون قرانه عثمانو میگن دیگه

  24. mmj می گوید

    با درود ،
    من هم دو پست در وبلاگ شخصی دراینباره یعنی شیوع ازدواج با محارم در ایران باستان قرارداده ام
    مقاله ای ۷۰ صفحه ای از هاشم رضی که در ضمن شرح و بسط مفصل و تاریخچه ان پاسخی به نوشتار فوق نیز هست! چراکه خواه ناخواه چنین برداشتها و کوششهایی را بی اعتبار میسازد

    مقاله فوق و این ادرس را هم به پای مطلب پیوست کردم تا نشانی از بی طرفی باشد!

    دوستان این مقاله را میتوانند در ادرس زیر ببینند و دانلود کنند

    http://iranbastannn.blogfa.com/cat-2.aspx

    http://iranbastannn.blogfa.com

    1. ramin می گوید

      سلام
      نگاهی دوباره به این سایت برای مطالب جدید داشته باشید.

  25. mmj می گوید

    نظرم حذف شد!!!!!!!!!

    1. انی کاظمی می گوید

      درود. نظری حذف نمی شود، بلکه نیازمند بررسی می ماند.

  26. mmj می گوید

    ضمن تشکر از مدیریت این سایت این نوشتار را لینک مطلب ازدواح با محارم در ایران باستان تارنگارخود خواهم کرد

  27. بنفشه می گوید

    سلام
    در مورد ازدواج با محارم فقط ایران نبوده بلکه در مصر و سوریه و جاهای دیگه هم بوده
    این یه ائیین بوده و اشکالی هم نمیشه گرفت چون ما انسانها کامل نبوده وباید به تکامل برسیم پس خدا هم پیامبران برای هدایت فرستادن
    حال ما در جهت تکامل خودمون تلاش کنیم
    و از تاریخ درس بگیریم

    1. ramin می گوید

      سلام
      نگاهی ذوباره به این سایت برای مطالب جدید داشته باشید.

    2. الناز می گوید

      منم موافقم

  28. دانش می گوید

    ازدواج با محارم در درین زرتشتی مستحب بوده است و این مطلب آنقدر آشکار است که انکار آن احمقانه است شما هم شده اید ناصر پورپیرار برای تاریخ

    1. انی کاظمی می گوید

      شما دلایل را خواندید ؟ اگر خوانده بودید بی دلیل سخن نمی پراکاندید.

  29. حمید می گوید

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما انی کاظمی تشکر می کنم از سایت بسیار خوب شما باید خدمت دوستان عز یزی که در این مورد نظر دادن بگم که هرودوت یونانی و تاریخ نویسهای یونانی بر عکس ماکه تاریخمون را کوچیک می کنیم اسکندر رو بزرگ جلوه دادن که بسیارخنده دار است کدام تاریخ نویس منصفی رو می تونی پیدا کنی که علیه مردم خودش بنویسه ایا اسکندر جز خرابی و ویرانی و اتش زدن و غارت کار دیگری انجام داد خزانه شهر پارسه چه شد؟چه بلایی بر سر پارسه امد؟در تاریخ ویل دورانت دوروغی بزرگ تر از ان هست که سپاه یک ونیم میلیونی ایران در برابر سپاه چندده هزار نفری یونان شکست می خورد ایا به نظر شما شهرهای کوچکی مانند اتن و اسپارت می توانست در برابر قدرت عظیم ایران برابری کند؟سپاهی که به راحتی وارد مصر می شود توسط کمبوجیه. اگر با عدالت بخواهیم صحبت کنیم در همه جا با عدالت صحبت کنیم ایا فیلمی مزخرف تر از فیلم ۳۰۰ تاکنون دیده اید نه خیر عزیزم ایران از همان ابتدا ایران بوده و ایرانی هم ایرانی بوده در کجای کتیبه های تخت جمشید شما عکس زن یا مرد برهنه ای را می توانید ببینید در کجای کتیبه شما می توانید مردی را سوار بر اسب و کسی را پیاده ببینید در تخت جمشید هر چه هست گل است و درخت و دوستی ایا در دست پادشاهان شمشیری هست در مورد دانشمندان که دوست عزیزم گفته. ایا شهر سوخته در زاهدان را دیده اید ایا ان چشم مصنوعی را که در ان شهر پیداکرده اند دیده اید ایا می دانید که قدمت شهر سوخته بیش از هفت هزار سال است ایا می دونید ان چشم برای مدتی در موزه ایتالیا برای بازدید به نمایش گذاشته شده بود در جواب اون دوست که از مغولها گفته بود بگم ایا می دونی مغولها در این کشور چه جنایتهایی کردند ایا می دونی تو نیشابور به سگ و گربه هم رحم نکردند چه برسه به ادمهایی که برابر مغولها ایستادگی کردند ایا می دونی افراد را زنده زنده با اهک روشون رو می پوشوندن ایا می دونی عطار نیشابوری را مغولها کشتند….. اگه ایت اله طباطبایی رو قبل داری در کتاب تفسیر المیزان کوروش رو ذوالقرنین دونسته اره اونها باید برن به ماراتون افتخار کنن ما هم باید بریم تاریخ خودمون رو خراب کنیم اگر تاریخ ما دروغ پس اشیا ایرانی تو موزه های لوور فرانسه و موزه ملی انگلیس و موزه های ژاپن چی کار میکنه چرا ۲۵۰۰۰قطعه اشیا عتیقه ما را دانشگاه شیکاگو پس نمی ده .ایا از تپه های سیلک کاشان چیزی شنیدید ایا از نقاشیهایی که بر روی کوهها در لرستان کشف شده چی شنیدید توصیه می کنم بریید کتاب الفتوح رو هم یه نگاهی بندازید سیاست انگلیس همون بلایی رو که سر ترکیه دراورد هم می خواد اینجا در بیاره کشور ترکیه با هویت ۷۰ساله که به دنبال به ثبت رسوندن مولوی ما برای خودشون و شیخ خرقان برای تاریخ سازی وکشورهای عربی هم که خودتون بهتر می دونید با خلیج عربی و اینکه ابو علی سینا عرب بوده خدانگهدار

    1. فرید می گوید

      الان مطلب قشنگتو خوندم. خیلی عالی بود دستتو میبوسم با افتخار این کارو انجام میدم. وتو هم به خودت افتخار کن وبه اون خونی که تو رگهاته. وبه اون شیری که خوردی. مثل تو این سایت کمتر دیدم. این همه ایران ستیزی وطن ستیزی برای چی؟ قدر خودتو بدون انشالله پاینده باشی. ندیدمت اما دربست دوست خواهم داشت.

  30. شاهین می گوید

    با درود، ما ایرانیها کلا آدمهای عجیبی هستیم. وقتی یک نفر تلاش می کنه تا از فرهنگ و تاریخمون دفاع کنه خودمون از تمام ابزار استفاده می کنیم تا انکارش کنیم یا برعلیه مطلبش هزار حرف چرت و پرت بزنیم. نمونه اش همین مقاله بالاست. تا تونستیم بر ضد اون نوشتیم تا حسابی خستگی رو به تن نویسنده و پژوهشگر بزاریم. برای نابود کردن ایران نیازی به غربی و استعمارگر نیست، خودمون کار رو انجام مدیم. این هنر ماست: ایران ستیزیهمزمان با عرب زدگی و غربزدگی!

    1. بهزادتورانی می گوید

      حق با تو شاهین ایران خوابه ما هم همه عرب

      1. سعید می گوید

        بنام خداوند جان و خرد
        دوست عزیز ممکن است به من بگویی که جنابعالی و امثال جنابعالی چه برتری خاصی نسبت به عربها دارید ؟؟؟
        آیا از لحاظ علمی و پیشرفتهای تکنولوژی برتر هستید که نیستیدو یا از لحاظ اقتصادی و سیاسی بهتر هستید که نیستید !!!
        شاید هم فکر میکنید که از لحاظ چهره و قیافه بهتر هستید که من تا بحال فرقی بین خودمان و عربها ندیدم و حتی بدقیافه ترین و لشت ترین و بد تیپ ترین افراد دنیا را دربین خودمان دید ه ام .
        شاید هم دلتان به افسانه ها و داستانهای تاریخی که قند را در دل بعضی از ما آب میکند خوش است باید بگویم که اشتباه میکنید چون امروزه دروغ بودن و جعلی بودن آنها برای آنهایی که عقل دارند و مقایسه میکنند ثابت شده و حنای این افسانه سرایی و تاریخسازی و دروغ پردازی هم دیگر رنگی ندارد
        پس این همه داد وبیداد و قال انداختن که ما از فلان ها بهتریم و ما اینگونه ایم و آنگونه ایم در حالی که ما ملتی جهان سومی و عقب افتاده هستیم و هیچ فرقی نسبت به همسایگان عرب یا ترک یا پاکستانی و افغانی خود نداریم و نه تنها از آنها بهتر نیستیم بلکه در برخی جاها از آنها کمتریم فقط ادعاهایمان گوش جهانیان را کر کرده و هرروز افسانه ای جدید و دروغی جدید به خورد مردم خودمان میدهیم که ما ۲۰۰۰ سال پیش حقوق بشر داشتیم و دموکراسی !! داشتیم و پیشرفته ترین مردم دنیا بودیم در حالی که امروزه همه مردم دنیا ما را به عنوان ملتی عقب مانده از قافله علم و تکنولوژی و پیشرفت میشناسند
        کی میخواهیم به خودمان بیاییم و نگاهی واقعی به جایگاه خودمان در دنیا بیندازیم و گول حرفهای دروغ و افسانه های تاریخی که هدفشان سرگرم کردن مردم ما با گذشته بعضا خیالی و دروغین و منحرف کردن آنها از واقعیات حال و حاضر دنیای کنونی است را نخوریم .
        نژادپرستی و عقده حقارت تا کی ؟
        کمی به حال حاضر و به آینده بنگرید و دست ازنژادپرستی بردارید بسیار بسیار بهتر است چرا که با این کارها به هیچ جایی نخواهید رسید

        1. شهرام می گوید

          درمیان همه تمدنها ادیان چیزهایی وجود داشته که باعث شرمندگی نسلهای آینده ازهمان آیین ها یا تمدن شده است اصولا ازدواج با محارم از یونان شروع شده واسکندر آنرا باخود در حمله به ایران تحفه آورده بله درمیان اعراب رسم بوده که دختران را زنده بگور میکردند درایران درهند و…..
          آیا نشان تمدنی همه وهمه به همینجا ختم میشود.در هر عصر وزمانه ای حتی درآینده هم کسانی وجود خواهندداشت که باتفکر التقاطی ومنحرف تصمیماتی را علیه جوامع خود بگیرند وآنرا بصورت یک دستورالعمل واجب برای سایرین واجب الاجرا بدانند که این نشان از گمراهی وجهل آنهاست چرا که هرآن ممکن است باظهور فردی یا دینی یا تفکری تمامآن قوانین درهم بشکند وروبه فراموشی برودبعد عده ای از روی مسخ شدن دردریای ابتکارات جوامع قوی دست دست به افشای آنچه که فراموش شده وعده ای بسیار بزرگ ازیک جامعه اصلا دوست ندارند به آن بپردازندولی ازهمه آنچه که در کتب بسیار بزرگ برمی آیدوفوقاً توسط بعضی دوستان اشاره شده حکایت ازدشمنی بی حد وحصر یهودیانی دارد که به اصل احترام متقابل به تمدنهای دیگر وآیین های دیگر هیچ گونه اعتقادی ندارند وعده ای را اجیر نموده تا علیه مردمی که درحال حاضر زندگی میکنندراملامت نمایند.به قولی شاید به فرض محال چیزی وجود داشته آیا بایدهمه مردم از همه آنچه که از نیاکان آنها برجا مانده سخت متعصب شده وبا هم درستیز آیند شاید با تفکرات آنزمان برای آنان درست بوده باشد قرارنیست که اجدادماآنچه را که اشتباه بوده وانجام میداده اند ما هم اجام دهیم اصلاربطی به حال حاضر ماوسایرین ندارد این تفکر از هرکه صادر شده گرایشی یهودی صیهونیستی دارد که جوامع تمدنها وادیان را بجان هم می اندازد تا ازفاضلاب وزغ بگیرد ونوش جان کند
          با تشکرآلات…

  31. شاهین می گوید

    با درود، ما ایرانیها کلا آدمهای عجیبی هستیم. وقتی یک نفر تلاش می کنه تا از فرهنگ و تاریخمون دفاع کنه خودمون از تمام ابزار استفاده می کنیم تا انکارش کنیم یا برعلیه مطلبش هزار حرف چرت و پرت بزنیم. نمونه اش همین مقاله بالاست. تا تونستیم بر ضد اون نوشتیم تا حسابی خستگی رو به تن نویسنده و پژوهشگر بزاریم. برای نابود کردن ایران نیازی به غربی و استعمارگر نیست، خودمون کار رو انجام میدیم. این هنر ماست: ایران ستیزی همزمان با عرب زدگی و غربزدگی!

  32. Mana می گوید

    همه آدم های شاه؟؟ نوشته: استیون کینزر انگلستان در سال ۱۳۲۹ گروه تحقیقاتی را تشکیل می دهد تا علت و زمینه های بحران در ایران را پیدا کند .از جمله پژوهش در مورد روانشناسی ایرانیان بوده، که یک دیپلمات انگلیسی بعد ازتحقیق اینگونه ایرانیان را توصیف می کند: !!“ ریا کاری بدون دستپاچگی،اعتقاد به قضا و قدر،اهمیت ندادن به زجر کشیدن …!!ایرانیان عادی تو خالی و بی اخلاق و همیشه مشتاق قول دادن در قبال کارهایی اند که قادر به انجام دادنش نیستند و یا اصلاً قصد انجام دادنش را ندارند.!! !! اهل طفره رفتن، فاقد انرژی و استقامت!!،اما تابع قدرت و انضباطند.فاقد هویتی مشخص ، عربی- فارسی ؟به گذشته افتخار میکنند ولی به آن خیانت.ضعیف کش و بیگانه پرست.خود را از عربها جدا ولی عرب دوست هستند و شکست در مقابل انها را افتخار میدانندمرده پرست و زنده کش .کسی که به انها بدی کنند و آنها را خوب بترساند ؛ستایش کرده و مقبره و گنبد برایش میسازند.لجباز ؛ حتی اگر به ضررشان باشد.بالاتر از همه، از توطئه و تبانی لذت می برند!!!و هر زمان که منافعشان حکم کند، به آسانی از اعمال غیر اخلاقی تبعیت می کنند!!!.ایرانی، دروغگویی ماهر است!!،اما انتظار ندارد که گفته هایش را باور کنند!!.ایرانیها در زمینه های فنی, به راحتی معلوماتی سطحی کسب می کنند و خود را متقاعد میسازد که به معلوماتی عمیق دست یافته اند .” تحقیقات انگلیسی ها در مورد ایرانی ها زمانی جوابی غیر از این خواهد داد که هر یک از ما تصمیم بگیریم در مقابل این عادات زشت ریشه دار تاریخی مان مقاومت کنیم و هزینه اش را بپردازیمسعی کردن برای تغییر عرف یعنی در خلاف جهت جریان رودخانه شنا کردن

  33. Mana می گوید

    بیاییم یه فکری برای زمان حال بکنیم،کودک آزاری و تجاوزهای دسته جمعی شده اخبار هرروزه،امروز رو چه کنیم؟چه فرقی می کنه اونها قبلا چه جور بودند ،حال ما رو عوض نمی کنه،اونچه به حال ما موثره یک تصمیم بزرگ تاریخی بر اراده نیکی کردنه وبر این تصمیم موندن.

    1. انی کاظمی می گوید

      دوستانی که نقد می کنند، باید به مرحله ارائه راه حل توجه کنند.

  34. محمد توانایی می گوید

    یکی از مسائل مهم و قابل توجه درباره نظام فکری و اعتقادی و عملی زردشتیان مقارن ظهور اسلام، مسئله تقدیس و تعظیم و پرستش آتش است.
    این کار از قدیمترین دوران باستانی سابقه دارد و تا به امروز ادامه یافته است.
    بوعلی سینا در فصل هفتم از فن دوم طبیعیات شفا می گوید: طبقاتی از پیشینیان که به فلسفه اضداد تمایل داشتند و معتقد بودند که همه چیز از ” ضدین ” به وجود می آید و در این جهت در مسئله خیر و شر، نور و ظلمت، به عنوان دو ضد واقع شده بودند در تمجید و تعظیم آتش راه مبالغه پیش گرفتند و آتش را شایسته تقدیس و تسبیح (پرستش) دانستند، بدین جهت که آتش عنصر نورانی است و بر عکس زمین و خاک عنصر ظلمانی می باشد و لهذا شایسته تحقیر است )طبیعیات شفا، چاپ قدیم طهران صفحه ۱۷۷(.
    سخن بوعلی آتش پرستی به دنبال فکر دوگانگی هستی و فلسفه خیر و شر و نور و ظلمت پدید آمده است،

  35. محمد توانایی می گوید

    ) امامرضا(ع) در یکی از مناظرات خویش روبه بزرگان زرتشت کرد و فرمود: به من بگو این که زرتشت را پیامبر می دانی، برطبق کدام دلیل است؟ بزرگ زرتشتیان در جواب امام به معجزات زرتشت اشاره کرد و گفت اگرچه ما آنها را ندیده ایم اما اخبار پیشینیان ما گواه بر آن است. امام رضا از او پرسید: آیا جز این است که اخبار پیشینیان به شما رسیده و پیروی کرده اید. او پاسخ مثبت داد. حضرت با زیرکی تمام به او فرمودند: همین گونه سایر امتها، اخباری به آنها از معجزات موسی(ع) و محمد(ص) و پیامبران دیگر رسیده است، پس چرا این پیامبران را قبول ندارید و تنها روی زرتشت تکیه می کنید؟ بزرگ زرتشتیان خاموش شد و پاسخی نداشت!

    1. ramin می گوید

      محمد جان
      بی شک هیچ گاه زرتشت ادعای پیمبری نداشته ونه زرتشت بلکه بودا و کونفسیوس نیز چنین ادعای ندارد و هیچ یک نیز ادعای داشتن معجزه برای حقانیت خود نداشته اند.
      اینان که در بالا از آن ها نام بردم به گفته خود آنها اصلاح گر بوده اند برای هدایت و تعالی جامعه،و بحث، پیمبری و معجزه مختص ادیان سامی است .موفق باشید.

      1. mmj می گوید

        دوست عزیز!
        زرتشت درگاتها :
        ۱- خودرا برگزیده مزدا میداند
        ۲- فرشتگان پیش روی او حاضر میشوند و بوی تعلیم میدهد
        ۳- خودرا امورش یافته مزدا و فرشتگان او معرفی میکند
        بنده با استفاده از گاثاهای پورداود به چنین ادعاهایی پاسخ گفته ام بنگریدبه : http://iranbastannn.blogfa.com/

    2. آرش سهرابی می گوید

      داداش میشه بگی بر چه اسنادی میگی که زرتشتیان توی کاخ مامون

      با امام شیعیان رضا گفتوگو کردن؟

      در اون گفتوگوها مسیحی.. یهودی… و… بود اما زردشتی نبود..

      راستی چرا بریم دور دورا… همین فیلم رضا که مهدی فخیم زاده ساخته رو ببینی بسته..

      گیریم که دروغ تو راست…

      اگه همه ی معجزات پیامبرانی که تو گفتی درسته.. پس همزمان باید همه رو بپرستیم

      وگرنه اسلام و محمد حق ندارن که بگن تنها باید اسلام رو دین دونست…

  36. محمد توانایی می گوید

    • بنام خدای یکتاوخالق نور واتش ورستنده پیامبران خداونددرقران کریم نام تمام پیامبرانی که دارای شریعت وکتاب بوده اندنام برده(حضرات ابراهیم وموسی وعیسی ومحمد ایوب)ونام بعضی از کتاب های انهاراگفته(صحف وتورات وانجیل وقران)یا اسم بعضی از ادیان انهاراگفته(یهودومسیحی واسلام)اما هیچ نامی ازدین ذرتشت وپیامبراو وکتاب اودرقران نیست.

    1. ramin می گوید

      سلام
      متوانید با نگاهی دوباره به مطالب نوشته شده جدید معلومات خود را افزایش دهید

    2. میلاد می گوید

      یعنی چون قران اسمی از زرتشت نبرده یعنی پیامبر نیست!!!!!
      اینه منطق شما مسلمونا؟

    3. امین می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      با سلام دوست عزیز درقرآن نام دین زردشت به اسم ( مجوس) است

    4. آرمان یزدانی می گوید

      مشکل امثال شما این هستش که قران رو مرجع کل دنیا میدونید در حالیکه یک عده مثل من اصلا اسلام رو قبول ندارند چه برسه به کتابش

  37. محمد توانایی می گوید

    • به نام خدای یکتاوخالق نور واتش وفرستنده ی پیامبران مورخان می گویندوقتی حضرت محمد(ص)به دنیا امدمعجزاتی اتفاق افتاداز جمله خاموش شدن اتش کده فارس .سوال چرا بین مقدسات ادیان فقط مقدس ترین مقدسات اتش پرستان یعنی اتش (کده فارس)خاموش شد؟

    1. ramin می گوید

      محمد جان
      این جریان خاموش شدن اتشکده فارس و موارد دیگر فقط در تاریخ یعقوبی آمده ،باید گفت که یعقوبی نیز بیشتر داستان سرا بوده تا مورخ و واقعیت های ساده را خیلی با شکوه و اغراق آمیز آورده. ناگفته نماند که ابن اسحاق نیز که متهم به آوردن داستان های عبری در کتابش است به این نکته اشاره دارد اما یعقوبی سنگ تمام گذاشته. دیگر مورخان بزرگی همچون دینوری،طبری،مسعودی،ابن خلدون،ابن اثیر و….هیچگاه به این موضوع اشارم نکرده اند.

  38. حسین می گوید

    سلام.
    فقط یک چیز رو خوب دارم میبینم.دروغ -تملق-خودپرستی.
    این حال و روز ایرانی که دم از تاریخش میزنیم. در تاریخ ایران دو برابر انسانهای شریفی مثل هامان و امیر کبیر ها ادمهای چاپلوس و متملق بوده که نگذاشتند خوبی و پاک تینتی در ایران رواج پیدا کنه.تا همین دوره اخیر که حکومت به سران هوس باز ایران رسید.به جای اینکه مرد باشند و به کارهای حکومتی رسیدگی کنند همش تو حرم سرا با زناشون وقت مبارکشونو پر میکردند بعدم مست میکردند و دستور میدادند تو حمام رگ غیرت ایران رو بزنند.بله این آقا محمد خان ها و دارو دستشون همون مردای تاریخی ایرانند !!!!!!!!!!!
    بله اینه حکومت موروسی و شاهنشاهی.
    لطفا به اینها توجه کنید بعد اینها رو با امام عدل علی (ع) مقایسه کنید
    انسانهای با تمدن کسانی بودند و هستند که تنها به خود فکر نمیکنند و تاریخ زندگیشون سرشار از فداکاریهاست.
    والسلام.

  39. بردیا می گوید

    اگه ایرانیان با محارم ازدواج میکردند نسلی فوق العاده قوی میشدند که هیچ کس حتی اسکندر هم از پسشون بر نمیومد مسلمونا تو اوج دینداری به فکر … بودن اگه بگیم کورش زرتشتی بوده یعنی میتونسته و شاید هم با محارمش ازدواج کرده بوده این جور ادمی هرگز نمیتونست منشور حقوق بشر داشته باشه چون کسی که فقط فکر کردن باشه مثل مسلمونا نمیتونه فکر حقوق بشر باشه …خودتون قضاوت کنین

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علی المسلیمین
      …..اقای دانا ازدواج با محارم فرزندان ناقص به بار می اورد نه قوی…اگر مسلمونا به فکر شهوت بودن از راه حلال این کار رو میکردن نه مثل کمبوجیه و دیگر شاهان ایران که با خواهران و دختران خود ازدواج میکردن…
      کوروش زرتشتی نبود… چون کوروش دفن شده.. ولی زرتشتیان مردگان خود را خاک نمیکردن و انها در کوه در دخمه ایی میگذاشتن تا خوراک گوشتخواران شوند برو تحقیق کن…. کوروش اگر زرتشتی بود در منشورش
      اعتراف نمیکرد که مردوک بت بابلی را به رسمیت میشناسد و او را میپرستد
      برو بخون

      1. میلاد می گوید

        باهوش به قول خودت ازدواج با محارم انسان ناقص بوجود میاره حالا میشه بگی ایرانیایی کهناقص بودن چه طور تمام قدرت های بزرگ به زانو دراوردن
        الکی برای شهوت مسلمونا کلاه شرعی نذار این تازی های خدانشناس به زن شوهردار هم رحم نمیکردن الکی براش یه کلاه شرعی میزارن بعدش میگن حلال
        کورش کبیر مثل شما دیکتاتور نبوده اون معتقد به جدایی دین از دولت بوده ۲۵۰۰ سال قبل عقلش جلوتر از تو و امثال تو تازی پرست بود

      2. عادل می گوید

        بسم الله الرحمن الرحیم
        کلمه الله هیه العلیا
        سلام علی المسلیمین
        …………………………….ازدواج با محارم در نزد تمام ایرانیان نبوده بلکه اکثرا در نزد موبدان و شاهزادگان بوده… البته در نزد برخی از عوام هم رایج بوده… مسلمونا از راه حلال هرچی زن بگیرن نوش جونشون…. این عقیده کوروش هم که دین را از سیاست جدا میدانست هم لابود برایش در ان زمان منفعت داشته چون پادشاهان قدیم که جملگی ظالم بودن به جز بلقیس پادشاه سباء دیگر همگی به دونبال منافع خود بودن که کوروش هم یکیشون بود…..بهر حال میتونی به کتاب تاریخ هرودوت که ملقب به پدر تاریخ است مراجعه کنی و خودت ببینی که نوشته کمبوجیه خواهر خود را به مصر اورد و با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.. هم با رکسانا و هم با اتوسا….

        1. میلاد می گوید

          یونانی ها از جمله هرودوت دشمن ایران بودن نمیشه زیاد به حرفاشون توجه کرد و سند قرار داد اگرهم این اتفاق افتاده باشه بازم نمیشه نتیجه گیری کلی کرد که همه همین بودن همیشه هم خیر بوده هم شر
          کورش کبیر به هرجا که حمله میکرد به مردم امان میداد به زور به هیچ کس حکومت نکرد این به تصدیق تمام مورخینی که دشمن ایران هم بودن رسیده

        2. sara می گوید

          شما که هنوز با داستانها کودکانه بلقیس و سلیمان زندگی مبکنی حرجی بهت نیست.

      3. واقع بین می گوید

        کوروش دفن نشده و مقبره سنگی کوروش تو پاسارگاده دوما ازدواج محارم توهم اعراب و جنابعالی و غرب برای زیر سوال بردن اوبهت ایران هستش، بیسواد کوروش برای اینکه افراد کم خرد و خشک مقدس و بی خرد مثل جنابعالی رو بدون خونریزی مطیع کنخ به مقدساتشون احترام میزاشته ،

  40. یوسف می گوید

    سلام
    درود بر شرفت حسین که حرف دل ما رو زدی.درود

    سپاس از انی و همه ایرونیهای با غیرت

    اهورامزدا شما و ایران عزیز را بپاید.

  41. بابک پارسا می گوید

    درود بر روان و فروهر پاک پروفسور شاپور شهبازی

    که امروزه در آرامگاهش در کنار حافظ در شیراز آرمیده است.

    دوستان من همه حتی قرآن عربها هم گفته که آدم و حوا

    و همچنین هابیل و قابیل از یک پدر و مادر بوده اند

    همین جریان و تهمت رو بدبختانه برخی بی خردان و افسوس که برخیها در دانشگاه ها سر کلاسهای دینی هم به زبان ناپاکشان می آورند

    اگر این جریان درست هم باشد .. برای ما تنها نبوده

    اما ما میدانیم که ایرانی پایبند به اساس خانواده بوده و هست

    باز هم میگویم که در قرآن عربها نیز.. خود محمد

    به عربها میگوید : اگر تاکنون با خواهر..مادر..پدر…برادر

    و محارم خویش هم بستر شده اید دیگر این کار را نکنید

    چراکه الله (خدای محمد) بخشنده است

    حتی برخی از عربها زنان یکدیگر را به اشتراک میگذاشتند

    و حتی برخیها یک زن هم زمان چند شوهر داشت

    چرا که برای آنها زن یک کالا بود نه یک ادم…

    ..

    مردی مرد ..

    بسیار نوشته ی پر بار و دهن پر کنی هست..

    امیدوارم خدای بزرگ بهترینها رو واست بخواد..

    این id man

    zardosht_pars_iran

    اگر کاری از من بر میاد در خدمتیم

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علی المسلیمین
      میشه بهم بگی کجای قران گفته اگر تا کنون با خواهر و مادر خود همبستر شدین اشکال نداره… اگر منظورت ایه ۲۲ سوره نساء است که اونجا خداوند فقط توضیح داده با چه کسانی نمیشود ازدواج کرد….. میشه یه منبع معتبر بهم بدی که نشون بده اعراب با محارمشان ازدواج میکردن..
      کنستان ویرژیل در کتاب خود با نام محمد (ص) پیغمبری که از نو باید شناخت .. مینویسه… در زمان اعراب جاهلی هرگاه عربی میخواست زن خود را طلاق بده به او میگفت… ظهرکی علیه کظهر امی… یعنی تو از پشت سر شبیه مادرمی .. و زن میفهمید که مردش میخواهد اورا طلاق دهد…و این مسئله بیانگر احترام محارم در نزد اعراب است
      در این باره حتی ایه هم نازل شد.. میتونی بری تو المیزان تحقیق کنی یا سوال کنی…در کجا امده که اعراب زنان خود را به اشتراک میگذاشتن.. یه منبع موثق نام ببر…… ولی من بهت میگم که ایرانیان باستان زنان خود را به مردان دیگر قرض میدادن… میتونی به کتاب زن در حقوق ساسانی نوشته کریستان بارتمه رجوع کنی … و یا در گوگل کلمه ازدواج استقراضی رو سرچ کنی….زن در زمان عرب جاهلی فعالیتهای بازرگانی حتی داشت نشانه ان حضرت خدیجه(ع) است که بازرگان بود…

  42. بابک خرمدین می گوید

    چرا پاک میکین؟

    1. علی ولی زاده می گوید

      پس بزاریم جفنگیات شما پابرجا بمانه ؟
      تمامی مطالب تاریخ ما از دانش نامه های معتبر و منابع درست حسابی بدست آمده
      از خودشون در نیاوردن که

  43. ramin می گوید

    سلام
    نظریه فروید در کتاب موسی و یکتا پرستی
    فرضیه اتکینسن ؛انسان در اعصاراولیه به صورت گله های وحشی کوچکی زندگی کردند و هر گله تحت تسلط یک نر پر زور ونیرومند بوده است که ارباب تمام گله است .همه زنان و دختران متعلق به او بوده است . پس در بین جانشینان جدال بوده برای جانشینی پدر تا این که متوجه میشوند بیهوده است و از تملک مادر و خواهر خود نیز صرف نظر می کنند. بدینگونه اصل منع زنای محارم و قانون ازدواج با غیر اقارب برقرار می شود.انچه موجب رنجش احساسات ما می شود در خانواده های حاکم مصر قدیم و سایر ملل عهد عتیق شایع بوده و سنتی مقدس بشمار می آمده است. به هنجار بوده که فرعون ، خواهرش را به عنوان نخستین و مهمترین همسر برگزیند.زنا با محارم و در این موردازدواج برادر و خواهر ، امتیازی است مختص سلاطین و نمایندگان خداوند بر روی زمین است و این کار برای عامه مردم ممنوع بوده است ونباید فرض کرد که ازدواج با محارم ناشی از احساسات طبیعی است.

  44. ramin می گوید

    مقدمه
    ابراهیم در مصر
    وقتی قحطی شد، ابرام به مصررفت تا در آنجا زندگی کند، وقتی به مرز مصر رسید به سارای گفت: زن زیبایی هستی و اگر مردم مصر بفهمند که من شوهرتو هستم، برای تصاحب تو، مرا خواهند کُشت ؛ امااگر بگویی خواهر من هستی، بخاطر تو با من به مهربانی رفتار خواهند کرد و جانم در امان خواهدبود.عده ای از درباریانِ فرعون اززیبایی سارای بسیار تعریف کردند. فرعون دستور داد تااو را به قصرش ببرندآنگاه فرعون بخاطرسارای، هدایای فراوانی از قبیل گوسفند و گاو وشتر و الاغ و غلاما ن و کنیزان به ابرام بخشید.اما خداوند، فرعون و تمام افراد قصر او را به بلای سختی مبتلا کرد، زیرا سارای، زن ابرام را به قصر خود برده بود. فرعونْ ابرا م را به نزد خود فرا خواند و به او گفت: این چه کاری بود که با من کردی؟ چرا به من نگفتی که سارای زن توست ؟چرا او را خواهر خود معرفی کردی تا او را به زنی بگیرم ؟ حا ل او را بردار و از اینجا برو.
    اصل جریان
    ابراهیم و ابیملک
    آنگاه ابراهیم کوچ کرد،وقتی در شهر جرار بود، سارا ی را (باز)خواهر خودمعرفی کرد. پس ابیملک ، پادشا ه جرار، کسانی فرستاد تا ساره را به قصر وی ببرند.اما همان شب خدا در خواب بر ابیملک ظاهر شد ،گفت :تو خواهی مُرد، زیرا زن شوهرداری را گرفته ای .عرض کرد خداوندا، من بی تقصیرم . آیا تو مرا و قوم مراخواهی کشت؟خودِ ابراهیم به من گفت که اوخواهرش است و ساره هم سخن او را تصدیق کرد،و گفت که او برادرش می باشد. من هیچگونه قصدبدی نداشتم.خداوند گفت: همین اکنون این زن را به شوهرش بازگردان . او یک نبی است و برای تو دعا خواهد کرد و تو زنده خواهی ماند.آنگاه پادشاه ، ابراهیم را بحضور خوانده ، گفت :این چه کاری بود که با ما کردی؟ مگر من به توچه کرده بودم که مرا و مملکتم را به چنین گناه عظیمی دچار ساختی؟ هیچ کس چنین کاری نمی کردکه تو کردی؟ چرا به من بدی کردی ابراهیم در جواب گفت: فکر کردم مردم این شهر ترسی از خدا ندارند و برای این که همسرم راتصاحب کنند، مرا خواهند کشت . علاوه بر این ،( اوخواهر ناتنی من نیز هست . هر دو از یک پدرهستیم و من او را به زنی گرفتم) . هنگامی که خداوند مرا از زادگاهم به سرزمینهای دور و بیگانه فرستاد، از ساره خواستم این خوبی را در حق من بکند که هر جا برویم بگوید خواهر من است پس ابیملک گوسفندان و گاوان و غلامان و کنیزان به ابراهیم بخشید و همسرش ساره را به وی بازگردانید.

    برگرفته از کتاب پیدایش ،یکی از اصلی ترین کتاب های دین یهودیت که می توانید در همین سایت دانلود کنید.

    1. ramin می گوید

      چند مورد را می توان در این نوشته مورد توجه قرار داد:
      تکرار مکرر این که زنانشان خواهرشان است و فرستادن به درگاه شاهان برای آوردن اموال ،چنانکه اسحاق نیز به همچنین عملی دست میزند و نیز اشاره تاکیدی ابراهیم که ساره خواهر ناتنی او است که از پدر یکی هستند.

  45. reza می گوید

    ختودت از سنن متقن و رایج ایین زرتشتی بوده که بیشتر دربین اشراف و روحانوین اجرا میشده برای حفظ اصالت خون و نگه داشتن فره کیانی در خانواده و حفظ نژاد اهوارایی اما چند زرتشتی شیاد امروز سعی میکنند این سنت را که از بدیهیات تاریخ است انکار کنند در این نوشتار بخوبی با معنای و فراگیر بودن این سنت دربین اشراف و روحانیون پی خواهید برد. ۹۰٪مطالب زیر از کتاب ایران

    موارد استفاده از واژه ختودت و معنای ان در میراث دینی

    در ویسپرد میخوانیم :« یک جوان نیک اندیش ،نیک گفتار،نیک کردار را ایستاده خواهم ، یک جوان سخنگوی ایستاده خواهم ، انکهختودتبجای اورد ایستاده خواهم » ویسپرد ۳۷ /۳ ۳
    همین متن عینا در گشتاسب پشت بند ۱۷ تکرار شده است . و باز همین متن با تفاوتی اندک در پاره ای از نماز شبانگاه (=اوسیروتریمگاه) امده است : « جوان نیک پندار ، نیک گفتار ، نیک کردار ، بهدین پاک و سرور پاکی را میستاییم ، جوان سخنگوی پاک و سرور پاکی را ما میستاییم ، پاک دینی که ختودت کرده باشد » خرده اوستا ۱۶۸ /۸
    در وندیداد که احکام دینی را بیان میکند یکی از مطهرات که فرد نجس را پاک میکند ، شاش زن یا مردی است که ختودت به جای اورده باشد « افرادی که مرده ای را به دخمه برده اند، باید در همان جا چند گام دورتر از مرده بنشینند تا مزدا پرستان برای شان ،شاش بیاورند که سرو تن خود را بدان بشورند شاش های پاک کننده:شاش ستوران و شاش زن ومردی که ختودت کرده باشند » وندیداد ۲/ ۸۶۷/ ۸ /۱۳. (سنت ختودت در اوستای روزگار ساسانی یک نسک یا کتاب ویژه داشته نسک یازده اوستای ساسانی موسوم به وشتگ نسک پیرامون سنت ختودت و احکام ان بوده است .ن.ک: وندیداد ۲ / ۹۵۳ ، ۹۵۴و ۹۶۷)

    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :

    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶
    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

    در فلسفه افرینش اریایی امده است که : « اهریمن تنها گیتی را که کیومرث باشد نابود کرد سپس کیومرث به گونه خواهر و برادری شد و به نام مشی و مشیانه به زمین بازگشت و سنت ختودت بجای اورد و نسل بشر در گیتی پدیدار گشت » وندیداد ۲ / ۹۷۵ نیز دادستان دینیک ۳۷ /۸۲ .۸۴ ۶۵ /۷ +بند هشن ۱۵ /۲۴ +روایت دارابهرمزد ۱/۲۵۹ و ۲۶۰
    «و سرانجام اهورا مزدا خود در حضور زرتشت سنت ختودت به جای اورد و برای بندگان مقرر داشت، و در برابر شگفتی و اعتراض زرتشت ، به او فهماندکه در این سنت فایدتی بس بزرگ و مهم است که طهارت خون و نژاد و نسل شامل میشودازاینرو ثوابی بی حساب دارد » وندیداد ۲/۹۳۸ و۹۳۹ کتاب روایت پهلوی + رساله امیداشهوهیشتان . احکام ختودت در کتب دینی پهلوی بهطور مشروح و مفصل امده است.

    این سنت برای حفظ اصالت خون ونژاد بیشتر در بین طبقه اشراف و روحانیون مرسوم بوده است .( چون اشراف و روحانیون نژاد اهورایی برای خود قائل بودند و رعایا را از نژاد پست و اهریمنی میدانستند . همه مواهب زندگی از ان ایشان بود . )
    در سراسر دوران بلند تاریخی با توجه به انگیزه حفظ طهارت خون و اصالت نژاد و نسل و انتقال قدرت و ثروتدر خانواده و خاندان و قبیله ، اشرافیت و روحانیت و حاکمیت سیاسی اقتصادی اجتماعی ایران باستان سنت ختودت به جای اورده میشد .
    درگزارش کتزیایس امده است که در میان مادها و پارس ها رسم براین بود که پسر یا دختر و یا داماد قانونا به پادشاهی میرسید.از اینرو شاهان غالبا با خواهران خود ختودت میکردند . ن.ک : دیاکونوف ۷/۳۹۰
    کوروش با خواهر مادرش دختراستیاگ اخرین پادشاه ماد ختودت کرد . کمبوجیه با خواهرش اتوسا ختودت کرد .
    داریوش دوم با دو دخترش اتوسا و امسترتیدا ختودت کرد . ن.ک : دیاکونوف ۷/ ۶۱۱ و ۴۳۰
    اردشیر دوم با دختر خویش و اردشیر سوم با مادرش ختودت به جای اورد . ن.ک : وندیداد ۲ /۹۷۲
    در دوره اشکان این سنت ارایی معمول بوده و داستان ویس و رامین نشان ختودت میان برادر و خواهر دارد . وندیداد ۲/۹۷۷
    در دوره ساسانی شاهپور اول با دخترش اذرناهید ختودت کرد و بهرام با دخترش ختودت نمود . دختر شاهپور اول با برادرش نرسی ینتختودت بجای اورد . ن.ک : همان
    مهران گنشسب از مقامات برجستهدربار هرمزد چهارم ساسانی با خواهر ختودت نمود .ن.ک همان : ۲ /۹۸۰
    قباد ساسانی با دختر یا خواهرش سامبیکه و خواهرزاده اش ختودت نمود . همان ۲/ ۹۸۲
    گویا این سنت در برخی از دوران های تاریخی دچار افول شده بود . موبد کریتر برجسته ترین موبد دوران تاریخی در منشور جاویدان خود مینویسد،
    « بسیاری پیوند هم خون برقرار کردم و بسیاری که بی ایمان بودند به ان ایمانامدند…» ن.ک : همان ۲/۹۲۳ و کتیبه او
    پنجاه سال پس از کریتر ، اذرپاد مهر اسپند که در احیای ایین و فرهنگ باستان و میراث دینی دوران تاریخی سرامد همه موبدان تاریخ باستان است بفرمود : « زن از پیوند خویش کنید که پیوندتان دورتر نرود ، چه تباهی و اشوب و زیانی از این بیشتر و بزرگتر که دختر خویش بدهند و پسر خویش را دختر کسان به زنی خواهند تا دوده تباه شود » وندیداد۲/۹۳۱
    در فقه دوران دینی امده است که : « نرسی بزرمهر این سه وازه را گفته است که کرفۀ خویدودس (=ختودت) گناه مرگ ارزان را نابود کند … ونیز شایسته است مرد را که زن خویش را از خود ابستن یابد(یعنی براساس سنت ختودت عمل کند)» شایست ناشایست ۱۰۱/ ۴۲
    در کتاب دین گفته شده که :« خشم به پیش اهریمن دوید و گفت که من در گیتی نروم چه هرمز خدای در گیتی سه چیز است که من در برابر انها هیچ نتوانم کرد . اهریمن که در گاهنبار برس ، اگر از ایشان یکی از دیری بدزدید ، گاهنبار شکسته شد و کار به کام تو باشد . در میزد برس اگر از ایشان یکی سخن بگوید ، میزد شکسته شد ، و کار به کام تو باشد . خویدودس (ختودت) را رها کن چه من چاره ان ندانم . چه هرکس زن را چهار بار به نزدیک شد ، از خویش هرمزد و امشاسپندان جدا شد» شایست ناشایست ۱ /۱۸/۲۳۴ و۲۳۳ + راویت پهلوی ۴/ ۸ / ۹ -۱.
    موبدان موبد «ویراف » پارسای بزرگساسانی به معراج شتافت و برزخ و دوزخ را بدید و با هفت خواهر خویش ختودت نمود :
    « ویراف را هفت خواهر بود و هر هفت خواهر ، ویراف را چون زن بودند … چه ما هفت خواهریم و این یک برادر ، و هر هفت خواهر این برادر را چون زن هستیم » اراداویراف نامه ۲۴ / ۲/ ۱ و۳.
    ویراف در معراج خود فضیلت ختودت بدید :« پس نخست گام فراز نهادم به ستاره پایه ، به اندیشه نیک ، انجا که اندیشه نیک به مهمانی بود، دیدم روان پاکان را چون ستاره ، مانند روز روشن همی درخشید ..پرسیدم از سروش پاکو ایزد اذر که اینجا کدام و این مردم کدامند ؟ سروش پاک و ایزد اذر گفتند که اینجای ستاره پایه و این روانانی هستند که به گیتی یشت نکردند و گاهان نسرودند و ختودت نکردند …به سبب ثوابهای دیگر پاک و اهروب بوده اند . انگاه دیدم روان زنی که ماری هولناک به تن داشت و به دهان بیامد . پرسیدم که این تن چه گناه کرد ؟ که رواناینگونه گران باد افراه برد . سروش پاک و ایزد اذر گفتند که این روان ان بدکار زناست که خویتوکدس تباه کرد» ارادیف نامه ۳۱ – ۲۳ /۷ /۵ -۱ + ۶۹/۸۶ /۳-۱ .
    سنت ختودت در منابع مذهبی پس از باستان نیز امده و از فضیلت و ثواب بسار واثار و برکات شمرده شده است . پیداست که این سنت تا روزگار صفوی جاری بوده است و در اینموضوع پرسش و پاسخ های بسیاری میان روحانیون مزدیسنا در ایران و هند صورت گرفته استو گفته شده حال که امکان اجرای سنت ختودت به گونه شایسته نیست بهتر است که ختودت میان نزدیکان باشد . درباره این پرسشها و پاسخ ها رجوع کنید به کتاب شارستان : ۲۰۵و ۲۰۶ الی ۲۲۰

    ثواب بی اندازه همبستر شدن با محارم :

    یکی از پرسشهایی که از هیربدان زرتشتی شده اینست:

    [ اگر ازدواج با محارم با مادر یا خواهر باشد که امید بچه دار شدن آنها نیست ، ایا این یک ” ازدواج با محرم” کامل محسوب میشود و اصولاً حکم بر چنین ازدواجی چگونه خواهد بود؟ آیا ثواب هر ازدواج با محرم یکسان است یا بخش هایی از آن دارای مزِیّت بیشتری خواهند بود؟]
    [ازدواج با محرم، با هز یک از سه (مادر ، خواهر ، دختر) قطع نظر از سن، ازدواج کامل محسوب می شود به این جهت اگر فرزندی به وجود نیاید ، ثواب این ازدواج کاهش نمی پذیرد] کتاب روایت پهلوی ” امید اشو هیشتان” صفحه ۱۸۱ و ۱۸۲ که بوسیله دکتر نزهت صفای اصفهانی از متن پهلوی به فارسی ترجمه شده .

    ــــــــــــــــــــــ-

    پی نوشت :

    مفهوم و معنای واژه ختودت در یسنا و یشتهای کهن امده است :

    « ارت دختر اهورامزدا ، خواهر امشاسپندان است» یشتها ۲/۱۸۷/۲
    « ای ارت ! پدر تو اهورا مزدا .. مادر تو است سپندارمذ ، برادران تو هستند سروش ، رشن و مهر » یشتها ۲/۱۹۰ /۱۶

    درگاتها میخوامنیم سپندارمذ دختر اهورا مزدا است …. اینجا گفته ارت دختر مزدا است مادر ارت سپندارمذ . یعنی اهورا مزدا با سپندارمذ که دخترش باشد ختودت نمود حاصل ان ارت شد

    در حکمت دینی اریایی سنت ختودت ریشه اهورایی دارد :
    « دیوان گفتند اگرمزدا میدانست که باید ختودت با مادر کند ، روشنایی پدید می امد و خورشید پسرش میشد واهورامزدا با خواهرش ختودت مینمود و ماه پدیدار میگشت . اهریمن به گروه دیوان گفت : لب نگشایید که مزدا این راز نفهمد ، اما “مهمی دیو” این راز را به مزدا بگفت و مزداچنان کرد ( یعنی با مادرش ختودت نمود) و روشنایی پدیدار گشت »وندیداد ۲ /۹۷۵ و ۹۷۶

  46. سعید می گوید

    بنازم به مستشرقین یهود که با داستان سراییها و افسانه پردازیهاشون چه جوری جوانهای ما رو با تاریخ رویایی و بسیار رمانتیک و البته پرشاخ و برگ و دروغ سرگرم کردن و ما رو به جون عربهای همسایه خودمون انداختن و از دین اسلام زده کردن واقعا این همه هوش و ذکاوتی که اینا داشتن که بدون هیچ گونه مدارک مستند و مستدل علمی و حتی وجود یک کتیبه و یا کتاب و یالوح گلی و فقط با تراوشات ذهنی آنها به این نتایج رسیدن جای قدردانی داره
    میدونم شاید بعضیاتون بگید اینم یه جور توهم توطئه است که بعضیا از ما دارن اما اینجوری نیست اگر واقعا با عقل و خرد به تاریخ ایران باستان که منابع اصلیش رو بدون هیچ مدرک مستند علمی آقایون یهودی به خورد ما داده اند توجه کنید خواهید دید که بیشتر شبیه فیلم هندی میمونه که آخرش بسیار بسیار رمانتیک تموم میشه
    فقط خردگرایی و تفکر ومقایسه صحیح است که به درک صحیح و بدون تعصب منجر میشود
    درود بر تفکر و تعقل
    مرگ بر دروغ پرستی و افسانه پرستی
    مرگ بر نژاد پرستی
    درود بر انسانیت

    1. ramin می گوید

      دوست عزیز
      مطالبی که در بالا خواندی نوشته هیچ مستشرق یهودی نیست، بر گرفته از کتاب مقدس یهود است که از نظر یهودیت خدشه ناپذیر است هم چنانکه مسلمانان در باره کتاب مقدس خود بر این عقیده هستند.
      یک چیزی را از این دوستت داشته باش .
      اگر در دیانت به دنبال مدرک ودلیل علمی باشی سر یک هفته انئیسم می شی. رابطه ای بین دیانت وعلم هرگز وجود ندارد .خاطرت جمع .
      شما هم ناراحت دوستان عربمان نباشید.آنچنان در این مملکت میخ خود را کوبیدن که ما با پایان دنیا از دست ان ها رهایی خواهیم یافت. ازاون نوشته های اخریت هم حال کردم.
      قصد من هم از این نوشته ها این است که است این موضوع در تمامی ادیان وجود دارد.
      السلام علیکم وبرکاتو

    2. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم….
      سلام………………………….ایول سعید خوشم اومد… حال کردم که دیدم یک ادم فهمیده ایی هم در این ماتم کده هست که بداند این حرفهای رمانتیک و پر از شاخ و برگ ایران از کجا اب میخورد دمت گرم….

      1. میلاد می گوید

        اره احتمالا طبری هم یه صهیونیست بوده که جنایات تازی ها رو برای ما گفته

  47. مجید می گوید

    ۞۩ஜ═════ஜ۩۩ஜ═════ஜ۩۞
    این که یه بازیه اما بدونیم راجع به کشور خودمون:
    ۱# ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که اسب را به جهانیان هدیه کردند؟
    ۲#ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که مس را کشف کردند؟
    ۳#ایا میدونید ایرانیان اولین مردمانی بودند که اتش را کشف کردند؟
    ۴#ایا میدونید اولین مردمانی که عطر را جهت خوشبو کردن بدن خود ساختند ایرانیان بودند؟
    ۵#ایا میدونید داریوش بزرگ پس از تصرف بابل ۲۵هزار برده ی یهودی پادشاه بابل را ازاد کرد؟
    ۶#ایا میدونید اولین کسانی که پا به قاره ی امریکا گذاشتند ایرانیان و ارتش داریوش بودند و کریستف کلمب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه ی واتیکان نگه داری می شد به فکر رفتن به امریکا افتادند؟
    ۷#ایا میدونید اولین کسی که به چرخش زمین پی برده ابوریحان بیرونی بوده و نه گالیله؟
    ۸#ایا میدونید دیوار چین با بهره گیری از دیوار بزرگی که کوروش در شمال ایران در سال ۵۴۴ قبل از میلاد ساخت ساخته شد؟
    ۹#ایا میدونید قدیمی ترین متن حقوق بشر استوانه ی کوروش است؟
    ۱۰#ایا میدونید واژه ی paradise از واژه ی پردیس گرفته شده؟کوروش در پایتخت باغهایی بزرگ ساخت که انها را پردیس نامید.

    البته من اینا رو از یه سایت خوندم که یکی نوشته بود
    انی کاظمی اگه نادرسته و مدرک دارید بگید

    1. انی کاظمی می گوید

      مثل این مسائل مانند این است که بگوییم وقتی انفجار بزرگ روی داد، کدام بخش از زمین زودتر بوجود آمد؟ کدام خاک قدیمی تر است ؟

      ضمن اینکه اشتباه در جملات بالا بسیار است. مثلا گزینه ۵ مربوط به داریوش نیست. بلکه کوروش.

      1. مجید می گوید

        سپاس گزارم
        البته اگه اینا درست باشه یعنی مثلا ایرانیان اولین کسانی باشند که قاره آمریکا رو کشف کردن خیلی مهمه
        مثله اینه که بگیم مخترع یک اختراع مهم نیست فقط اختراع مهمه!

    2. مجید می گوید

      این که یه بازیه اما بدونیم راجع به کشور خودمون:
      بابت این بخش که باید حذف می شد عذر می خوام
      چون این سایت یه سایت بازی بود که یکی اینو نوشته بود

    3. ramin می گوید

      این همون مسئله است که باعث میشه ایرانی هیچی نشه؟
      نارسیسم
      نارسیسم
      و باز
      نارسیسم

      1. مجید می گوید

        این بی تعصب بودن ها هم باز باعث همین می شه
        یکم تعصب هم لازمه…

        1. ramin می گوید

          تعصب کور باعث میشه همچنان در جا بزنیم. به چه بنازم
          جهل
          خرافات
          عقب ماندگی
          بی فرهنگی
          علم مان
          دین مان
          اگه چیزی را قابل تحسین دیدی بنویس اگه واقعه بینانه باشد خواهم بذیرفت.

          1. مجید می گوید

            حتما
            اینکه ما بزرگترین و با شکوه ترین امپراتوری جهان رو داشتیم(هخامنشیان)
            اینکه ما کوروش بزرگ رو داشتیم
            به نظر من اینا قابل تحسینه
            حالا نمی دونم به نظر تو چی قابل تحسینه؟

          2. ramin می گوید

            سلامی دوباره
            امپراصوری که بر شانه خفت شدگان باشد سلطنت بی مقداری بیش نیست ، در طول تاریخ شاهان ،خفت دهنده بودن و ما رعیت و خفت چشنده.
            ما فقط می توانیم تسامح کورش را در نظر بگیریم و اگر منظورت لوحی است که این همه برایش سر و صدا می کنند، توسط روحانیون بابلی ، به خاطر قدر دانی از همان تسامح کورش ،نسبت به ادیان دیگر از روی لوح حمورابی که در حدود هزار صد سال پیش تدوین شده و در این معابد بوده نوشته شده و به او داده شده که بعد به او منتسب میشود .
            اگر منظورت لطف به کرزوس پادشاه لیدی است که در حال سوزاندن او با گفتن جمله ای از حکیمی یونانی از سوزاندن او دست میکشد ، این حاکم بنا بر منابع ای با مشاوره به او در ورود به سرزمین ملکه سکاها باعث مرگ او میشود پادشاهی که ندانند در یک جنگ تصمیم بگیرد و به گفته اسیری که چند مدتی است از تصرف حکومت او گذشته است چه باید گفت ؟
            ایا در این جنگ از مشاوران ایرانی خبری نبوده یا انقدر به خود مغرور بوده که سپاه خود را به یک سرزمین ناشناخته میبرد در حالی که به او از طرف دیگر، پیشنهاد دیگری نیز شده است.

          3. ramin می گوید

            سلام به مجید
            تاریخ ما دو بخش است :
            پیش از اسلام ، که نابود شده وآنچه بر جای مانده آثار و ابنیه تاریخی است و آثاری از دشمنان ایران همچون یونانیان و رومی ها است که صد البته هیچ دشمنی به نیکی از دشمنش یاد نمی کند ، اما با این تفاسیر باز در کتاب این مورخین غربی مقداری از فرهنگ ایرانی بازتاب داده شده است .
            بخش دوم نیز بعد از اسلام است که توسط مورخین متحجر و در قسمتی دیگر توسط مورخین درباری نگارش شده است.
            اما قصد از کامنت گذاشتن در این صفحه بیشتر ( نقد منصفانه) تاریخ گذشته ما است که تاریخ پیش از اسلام را چنان بزرگ نکنیم که فکر کنیم در آن دوران خبری بوده که الان نیست، و بعد از اسلام را چنان نکوبیم که فکر کنیم دست آوردی برای ملت ما نداشته است.
            همین .
            نیاز اکنون ما هم بیشتر از خرد گرایی نیست . و نه دشمنی با ایران باستان دارم و نه دین ستیز هستم.
            اگر در جایی هم نوشته ای دیدی که با نظر تو همخوانی ندارد با دلیل طرف را مجاب کن که تو درست می گویی.خوب آفرین پسر خوب دیگه یادت نره با دلیل نظرات دیگران را نقد کن .قربون این پسر خوب من برم .
            درود دو صد بدرود

  48. عادل می گوید

    چند لینک برای اشنایی بیشتر با باستان ایران………
    http://shahaab.blogfa.com/
    ………………………………….
    http://iranbastannn.blogfa.com/post-4.aspx
    ………………
    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/…………………………………………..
    فکر کنم اینا بس باشن

    1. sara می گوید

      هرچقدر حقوق بگیری کم گرفتی قدر خودتو بدون برادر!

  49. آرش می گوید

    با درود خدمت دوستان
    عرض کنم که من تمامی نظرات بالا رو خوندم ،چند نکته می خواستم بگم :
    ۱- در دوره ساسانیان همه کارها به صورت حرفه ای اجرا می شد و هر کس در طبقه خاص خودش کار می کرد مثل دبیران،نظامیان و…..
    با حمله اعراب به ایران (لازم به ذکر است که عده ای حمله اعراب به ایران را دروغ می شمارند ،در صورتی که در کتاب فتوح البلدان بلاذری تمام جزئیات حمله به ایران و همینطور جنگهای حضرت محمد با یهودیان و مخالفان و همینطور حوادث وشورشهای بعد از وفات پیامبر ذکر شده است که سرکوب یهودیان و مخالفان در عربستان زمان حضرت محمد دقیقا مانند سرکوب و اشغال ایران عهد ساسانی می باشد و اگر کسی بخواهد حمله اعراب به ایران را به دلایل واهی و غیر علمی و مستدل مردود شمارد طبعا می توان سایر حوادث در صدر اسلام و یا حتی دین اسلام راافسانه شمرد ،مثلا من دین اسلام را ساخته و دسیسه یک رومی بر ضد ایران بدانم !!!)بر طبق تاریخ فتوح البلدان اکثر طبقه دبیران و بزرگان ایرانی دستگاه ساسانی توسط اعراب مسلمان قتل عام شدهد بدیهی است که با نابودی آنان کلیه نوشته ها و احیانا کتب تاریخی و …..همراه با ایشان نابود شده است (به نقل از تاریخ نویسان مسلمان کتابی را در دست یکی از بازمندگان شهر استخر مشاهده نمود که کلیه احوالات پادشاهان ساسانی یه همراه تصاویر انها در این کتاب موجود بوده است ) بدین ترتیب ما هیچ گونه دفاعیات از اتهامات وارده بر ایران باستان از زبان مردمان و پادشاهان آن عصر نداریم و فقط محدود سنگ نوشته هایی است که گذر زمان آن را از دستان غارتگران فرهنگی و تمدنی ملت ایران سالم نگه داشته است ،البته تا امروز!!!!
    ۲- بر طبق دلیل منطقی یک ایرانی می تواند از نکات منفی یک تاریخ نویس غیر ایرانی خرده بگیرد (البته با استدلال منطقی مثل مقاله بالا) و نکات مثبت آن را قبول کند چون بر طبق رسم و قوانین طبیعت تاریخ را فاتحان می نویسند ،اگر یک ایرانی باستان از دربار ساسانیان و یا بزرگان ایران در زمان ساسانی تاریخ ایران را روایت می کرد و انتقاد و یا مطلبی را بر ضد ایران می نوشت ما هم نمی توانستیم از کار او خرده بگیریم ولی باید به عقل و انصاف رجوع کرد که به قول یکی از مدیران موزه های انگلستان تاریخ ایران به دست کسانی نوشته شده که دشمنان ملی ایران بودند در حقیقت هم همین است تاریخ ایران به دست رمی ها،یونانیها و عربها نوشته و نقل شده است که از دشمنان قسم خورده حال ایران زمین نیز می باشند(یونانیها و رمی ها به غرب تبدیل شدند که البته روسیه در این بین جدید است ) مثلا ناپلئون به پیروزی یونانیان بر ایران خرده می گیرد که به این مضمون که باید گفته ایرانیان را نیز در مورد صحت جنگ و نتیجه آن جویا شد !!!.
    ۲-از نظر ژنتیکی ازدواج با خوشان باعث اختلالات ژنتیکی و روانی بسیار می گردد که اگر واقعا در ایران باستان چنین رسمی بوده تمدن ایران نمی توانست ۱۲۰۰ سال در مقابل بیگانگان مقاومت و پایداری کند .
    ۳- یک سوال دیگر آیا هیچ گزارشی از وجود چنین رسمی در ایران باستان از زبان جهادگران مسلمان که به ایران حمله کردند گزارش شده است ؟جهادگرانی که راجع به کوچکترین مسئله مانند پخت کلوچه بی اعتنا نبودند!!!
    ۴-حمله اعراب به ایران و در پی آن حمله مغولها ،ترکها و…سایر اقوام با فرهنگ پایین به ایران باعث نابودی کتابخانه های ایران در طول ۶۰۰ سال شد که گاه به دستور امراشان جمع آوری و یا سوزانده می شود و یا مستقیما دستور آتش زدن کتابخانه ها صادر می شد.مانند کتابهای عهد اردشیر و ……که از آن کتابها نشان کمی باقی مانده است.مثلا یکی از نمونه شاهکارهای ساسانیان قوانین کارمندی دبیران بوده که همراه با مهاجرت عده ای از ایرانیان به هند برده شده است که درسال ۱۹۲۱ توسط پارسیان هند منتشر شده است که شامل گزارش نویسی کارمندان بعداز پایان هر روز ،عدم رشوه خواری ،دادن امتیاز های مثل دادن امتیازات مثبت و منفی به کارمندان ،حذف کاغذبازی و …..که انتشار این اسناد خود گواه روشنی بر شکوه و عظمت ساسانیان می باشد ،که می توان احتمال داد که بسیاری از این پیشرفتها به دست متعصبان مذهبی مسلمان در قرونه اولیه اسلامی در ایران نابود شده است (دشمنان ملی ایران اجازه چنین ادعایی را بر طبق شواهد موجود و انصاف و خرد بدهند!!!!)
    ۵- در مورد دوستانی که نظرات بالا اظهارات ضد ایرانی می کنند ذکر جند نکته لازم است :
    ۱- اولا توصیه می شود با استدلال منطقی و تاریخی مقاله بالا را مورد نقد قرار دهند .
    ۲- به مطالعه کتب تاریخی بیشتر بپردازند

    ۶- دوستان وطن پرستی که در بالا نظر می دهنداحساسات را کنار گذارند و به خواندن تاریخ و منابع روی اورند که اگر دفاعی از تاریخ ایران می کنند از روی آگاهی باشد و نه احساس،همینطور به دوستانی که از اظهار نظر های ایرانی نماهایی که بر ضد ایران نظر می دهند تعجب نکنند که ناشی از چند چیز است ،نخست ذوب شدن در دین که من هم یکی از این افراد بودم که گذر زمان حقایق را بر من در مورد ماهیت حقیقی دین اقوام سامی روشن کرد ،دوم داشتن ریشه غیر ایرانی باید این رو بپذیریم که هرکس که فارسی بلدباشد ایرانی نیست، هرچند که کلیه اقوام بیگانه ای که وارد ایران شدند تا حدود زیادی در فرهنگ و هنر و تمدن ایرانی ذوب شدند ولی باید قبول کرد که هرکس پی خصوصیات ذاتی و ژنتیکی خود می رود و این به دور از ذهن نیست که اقوام زیادی از ترک و عرب و سایر نژادها خارجی وارد ایران شدند که مسلما از بعضی بازمندگان اینها نمی توان انتظار داشت که وطن پرست دو آتشه باشند و گرنه در هیچ حای جهان نمی توان یافت که اعضای واقعی یک ملت دشمن همان ملت باشند ،سوما متاسفانه خیانات جز جدایی ناپذیر فرهنگمان شده است .
    ۷-گذر زمان همه حقیقت را مشخص خواهد نمود .

    1. سعید می گوید

      با سلام به دوستان گرامی

      در جواب دوستان افسانه پرست و داستان سرا که مقداری نژاد پرستی و خودبزرگ بینی را هم چاشنی آن کرده اند نوشته ای را در زیر می اورم که آن را از شخصی با نام میرفندرسکی ( نام حقیقی اش است یا مستعار نمیدانم – جهت امانتداری ) در یکی از سایتهای اینترنتی یافتم که واقعا بیان کننده اوضاع حال و حاضر بسیاری از روشنفکران و روشنفکرنماها !!! در مملکت ما میباشد :

      “””من کاملا به این باور رسیدم که ما ایرانی ها یکی از نژاد پرست ترین ملل دنیا هستیم. البته نوع خاصی از نژاد پرستی. زورمان نمی رسد خودمان را به اروپایی ها و امریکایی ها اثبات کنیم. ولی تا می توانیم نسبت به بقیه جهان سومی ها مزخرف نسبت می دهیم و خود را برتر از همه می دانیم. پاکستانی ها و هندی ها که جزو گونه آدم حساب نمی شوند و بیشتر با حشرات و کثافات مقایسه می شوند. چینی ها هم بد ترکیب ترین و سوسک خورند. عرب ها …
      اگر روزی خدای ناکرده کسی ما را با عرب ی اشتباه بگیرد. انگار بزرگترین گناه روی زمین را مرتکب شده. انچنان به او می پریم و شروع می کنیم به واگویه های تاریخی ، نژادی، ژنتیکی، زبانی و هزارها دلایل ریز و درشت و من در آوردی ای که اثبات کنیم ما عرب نیستیم. واقعن چرا؟ چرا عرب بودن بدترین دشنامی ست که به ایرانی میشه داد. در صورتیکه از نظر من بسیار طبیعی است که ما را عربها اشتباه بگیرند. در واقع از هر نظری ما بیشترین شباهت را با عربها داریم از نظر ظاهر گرفته تا خط و تاریخ و مذهب و رفتار و غیره. بر خلاف نظر اکثر ایرانی ها معتقدم که ما نه تنها هیچ برتری قیافه ای نسبت به اعراب نداریم بلکه بدتر هم هستیم.در همین جا بد قیافه ترین ،مزخرف ترین ، لش ترین ادمهایی که شما می توانید تصور کنید و من دیدم ، ایرانی هستند. بی آداب ترین و مفت خور ترین آدمها ایرانی هستند و جالب است که پر ادعا ترین شان هم همینها هستند.
      نمی خواهم خود زنی کرده باشم و ایرانی ها را پست ترین بشمارم. بلکه بیشتر منظورم این است که آنچنان هم فرق منطقی و معنی داری لا اقل بین ما و عربها وجود ندارد که رگ گردنمان را بیرون بیندازیم و دم از برتری خود بزنیم. آچنان که تقریبن همه به نوعی فهمیده اند که چه کینه بین ما وجود دارد. به نظر من بزرگترین لطفی که به جهانیان شده این بوده که ما حداقل در این مقطع تاریخی عقب مانده ایم و کاره ای در این جهان نشده ایم. شاید هم همین عقده عقب مانده ایست که ما را اینگونه کرده. “””

      بعضی ها نظرشان اینست که یکی از دلایل رواج نژاد پرستی در میان اروپاییان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این بوده که آنها بعد از انهمه پیشرفت علمی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و هنری و مقایسه خود با نژادهای آسیایی و افریقایی و غیره به این نتیجه رسیدند که از بقیه بهتر هستند اما اینکه چرا ایرانیها امروزه در مورد همسایگان جهان سومی خود اینگونه فکر میکنند علیرغم اینکه هیچ برتری خاصی نسبت به آنها ندارند و از هر لحاظ شبیه انها هستند امری بسیار عجیب و غریب میباشد که البته میتوان دلیل اصلی آن را در تاریخ سازی و پیشینه سازی رویایی و رمانتیکی که مستشرقین بعضا یهودی برای ایرانیان ساخته اند و قند را دل بعضی ها از هموطنان ما آب کرده اند که ما اینگونه بود ه ایم و آنگونه بود هایم پس الان حتی اگر چیزی نیستیم دلیلش اینست که دیگران نگذاشتن باشیم !!!!!!
      البته نژاد پرستی مزبور نه تنها شامل همسایگان ما میشود بلکه بحمدالله شامل اقوام ایرانی ( ترکها و کردها و بلوچها و عربها و ترکمنها و غیره ) که شهروندان ایران هستند و قرنها در این کشور زندگی کرده اند نیز گشته است بطوری که بعضی ها فکر میکنند که از بقیه ایرانی ترند !!!!
      با کمی تعقل و تفکر میتوان ریشه این رخدادها را یافت : تاریخ سازی و داستان سرایی و افسانه سرایی و ساختن پیشینه تاریخی بطوریکه بسیاری از دوستان عزیز ما بجای پرداختن به حال و فکر و اندیشه برای پیشرفت و رقابت در عصر جدید که عصر تکنولوژی و پیشرفت و عصر بشردوستی و حقوق بشر است هنوز در زیرزمین تاریخ بدنبال افتخار اساطیری خویش هستند که ثابت کنند از بعضی های دیگر !!! بهتر هستند و خونشان رنگین تر است

      درود بر انسانیت
      درود بر منطق و عقل و تفکر
      مرگ بر نژاد پرستی
      مرگ بر تاریخ سازی و داستان سرایی و افسانه پرستی

      1. ramin می گوید

        اای سعید جان
        در بعضی از موراد بالا قربون بیانت.
        از اون جملاتی که درباره نژاد پرستی مون گفتی حال کردم . اما اون نظر بد بینانه ات در باره تاریخ سازی زیاد خوشم نیومد.
        درود بر خودت
        ای اومانیسم
        ای راسیونالیسم
        ای ضد برتری نژادی
        و اما اقوام بزرگ وقدیمی همیشه اسطوره ساز هستند و تاریخ ساز

        (از دور عادل را می بوسم )

      2. sara می گوید

        همین عربهایی که سنگشونو به سینه میزنی شیعه هارو مسلمون نمیدونن.

    2. حسن می گوید

      دوست عزیز داستان حمله اعراب به ایران در کتب تاریخی دوران اموی و عباسی نوشته شده است که البته کاملا غیر واقعی ودروغ نقل گردیده رو به رو شدن سپاه کم تعداد عرب بدونه جنگ افزار با سپاه انبوه ایرانیان کاملا مسلح وشکست ایرانیان با حماسه و رشادت و امداد غیبی و دیگر چرندیات که بارها شنیده ایم در آن زمان به دلیل ظلم به مردم و یکنواختی و تکراری شدن تعلیمات زرتشت و فاصله گرفتن از واقعیات زرتشتی گری انگیزه ای برای دفاع در ایرانیان وجود نداشت عرب فاتح سرزمین بدون مدافع ایران شد شهر تیسفون تقریبا خالی از سکنه را این قوم نیمه وحشی تصرف نمود کی باور میکند که لشکر ۱۲۰ هزلر نفری ایران از ۴۰ هزار عرب دست خالی شکست خورده باشد
      با سپاس

      1. sara می گوید

        کتابهای تارخ اسلام نوشته خود اعراب رو بخونید لطفا.یه کم مطالعه آسیبی بهیون نمیرسونه.

    3. آرام می گوید

      درود
      با مطالب آرش موافقم این شعر تقدیم به وطن پرستان
      چون که ما تاریخمان بر باد رفت / هستی و فرهنگمان بر خاک رفت / کاوه و ارش همانجا خاک شد / پهلوان کشورم عباس شد / جای کوروش را علی امد گرفت/ کل ان اتشکده اتش گرفت/نقش رستم. تخت جمشید. خاک شد/کربلا و کاظمیین اباد شد/ رسم زرتشت را اگر دانی که چیست / عیدما جشن غدیرو فطر نیست/ ای عزیزان جملگی همت کنیم / سنت اعراب خاکستر کنیم

  50. سعید می گوید

    این چیزهایی که میگم بازی نیست واقعیته :

    آیا میدونید الفبا را ایرانیا اختراع کردن ( البته منظور از ایرانیا هم مثل همیشه فارسهاست)
    آیا میدونید اعداد عربی که میگن در واقع اعداد فارسی باستان است که ایرانیا اختراع کردن
    آیا میدونید اسب عربی که میگن در واقع اسب ایرانی است
    آیا میدونید که اهرام ثلاثه مصر را ایراینا ساختن
    آیا میدونید که پول رو ایارنیا اختراع کردن
    آیا میدونید که اولین کشتی دنیا رو ایرانیا ساختن
    آیا میدونید که طلا رو ایراینا کشف کردن
    آیا میدونید که کانال سوئز رو ایرانیا ساختن
    آیا میدونید که فیثاغورث و سقراط ایرانی بودن
    آیا میدونید که عدد پی رو ایرانیا کشف کردن
    آیا میدونین که پادشاهان مصر (فرعونها ) ایرانی بودن
    آیا میدونین که شهر تروا و ساکنانش ایرانی بودن
    آیا میدونین تئاتر رو ایرانیا ابداع کردن
    آیا میدونید که ویروس رو ایرانیا کشف کردن
    آیا میدونین که مریخ رو قبل از اسلام ایرانیا کشف کرده بودن
    آیا میدونین که ما ایرانیا باهوش ترین مردم دنیا هستیم
    آیا میدونین که هنر فقط نزد ایرانیان است وبس !!!
    آیا میدونین که اهورا مزدا با اورمزد آشوری که ۳۰۰۰ سال قبل از اون وجود داشته در واقع یکی هستند !!!!
    آگر کسی شکی توی اینهایی که گفتم داره بگه تا بهش بگم چقدر بیسواده که ما ایرانیا رو هنوز نشناخته

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علیکم
      ایا میدانیددددددددد اهورا مزدا که خدای زرتشتیان است خود مخلوق است و فرزند خدایی دیگر با نام زروان است…چه خنده دار…این عقیده زرتشتیان یعنی شرک محض… منبع این حرف من سایت معتبر ویکی پدیا است بروید و بخوانیدددددددددددد
      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85

      1. The Game می گوید

        آفرین. زرشت این دینو از دین های قبلی ایرانی ها بدست آورده پس انتظار میره که نشانه های از دین های قبلی توش باشه(تمام دین های
        مطلق به ایرانی ها)
        آره چه خنده دار :گفتار نیک و…..(اگه بتونی یکی به این سه رکن اضافه
        کنی یا کم کنی عمو یه جایزه داره برات)
        یعنی اینا شرکه. دروغ گویی و…خدا پرستیه؟! چندتا نوشته شرک بودن دینی رو مشخص نمی کنن اعمالی که دراون دین سفارش شده شرک یا خدایی بودنش رو نشون میده.
        چیزی که پابت شده نیاز به دیدن نداره

        1. The Game می گوید

          البته درست کنم اینو زرشت کل باورها و دین های قبلی ایرانی رو جمع
          و کامل کرد
          برای مثال زرشت کاهنان بعضی از ادیان پیش رو دروغگو و دقلکار می داند

        2. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلاااااااااااااااام…… بحث ما بر سر اصل دین است مه اعمال و رفتار پیروان ان دین در اسلام دروغگویی حرام است و مسلمانانی هستند که دروغ میگویند.. اشکال از رفتار مسلمانان است نه از اسلام چون اسلام دروغ گویی را حرام دانسته.. در ضمن در نزد خود زرتشتیان دروغ گویی رواج بسیار دارد انان اکنون درباره تاریخ ایران باستان دروغ پردازی میکنند و غولوو میکنند و جعل میکنند و افتخارات در تمدنها را برای خود تصرف میکنند!!
          در ضمن بحث ما بر سر اصل دین است وقتی زرتشتیان میگوفتند که اهورا مزدا فرزند خدای دیگری با نام زروان است این شرک است و یا زرتشتیان عقیده داشتند که آذر(نام نوعی اتش) فرزند اهورا مزدا است این هم شرکی دیگر .. رفتا مسلمان ربطی به اسلام ندارد اسلام میگوید غیبت مردن و دروغ گویی حرام است ولی یک مسلمان هم غیبت میکند و دروغ میگوید اشکال از کجاست؟؟؟ از مسلمان نه اسلام.

    2. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علیکم……..
      ایا میدانید هخامنشیان که کوروش پادشاه انان است زرتشتی نبودن و خود برای خود دینی ساختن…… منبع حرفم سایت معتبر ویکی پدیا است …
      لینک را برایتا میگذارم و چند سطر از ان را هم همینجا مینویسم.. بخوانید
      ……………….
      آریائی‌ها قوای طبیعت مثل خورشید، ماه، ستارگان، آتش، خاک، و آب را می‌پرستیدند. آنها خدایانی که مظاهر نیروی طبیعت به شمار می‌رفتند دئوا می‌خواندند. در میان این خدایان، برتر از همه ایندرا بود که اژدهاکش و پروردگار رعد‌و‌برق و جنگ بود. در کنار دئواها، اسوراها قرار داشتند که مهمترین اسوراها، ورونا و میترا نام داشتند. معادل ایرانی این دو خدا اهورا و مهر است. ورونا مظهر آسمان شب و مهر رب‌النوع آسمان روز بود چنانکه ورونا را با ماه و مهر را با آفتاب برابر شمرده‌اند. این دو پروردگار در دورهٔ هند و ایرانی کمال رابطه را با یکدیگر داشته‌اند.[۲] معتقدات و عقاید دینی هندوها در ریگ ودا، جمع‌آوری شده‌است. پس از جدائی ایرانیان از هندوها، ایرانیان ارواح نیکوی ودای هندوها یعنی دئوا را دیوا یا دیو یعنی ارواح پلید دانستند و از این زمان با هندوها اختلاف عقیده پیدا کردند.[…………
      …………………………………………..دین هخامنشیان
      زمینهٔ بنیادین دین هخامنشیان، آئین کهن آریایی است. اما در دین آنها نو آفرینی در آئین کهن دیده می‌شود و دین آنان چیزی نو در تاریخ دین ایرانی و آریائی است. این سومین سازمان دینی بزرگ در کنار دین میترا(خورشید پرستی) و دین مغان مادی قبل از گسترش دین زرتشت است، روح این دین بیش از همه به دین میترا (خورشید پرستی)نزدیک بود. از خصوصیات آن اینست که هیچ روح پیغمبرانه‌ای به هر گونه که مفهوم پیغمبر را تصور کنیم، تأثیر خود را در این دین بجای نگذاشته‌است.(یعنی پیغمبری نداشته و ساخته خود شاهان است) این دین یک دین سیاسی است که از سوی شاهان بزرگ و برای شاهان بزرگ آفریده شده‌است. مفهوم‌های بنیادین این دین بدین صورت باز شناخته می‌شوند که اهورامزدا خدای آسمانی بر همه چیز توانا و دانا و آفرینندهٔ آسمان و زمین به صورت خداوند یگانه و برتر از همهٔ خدایان دیگر قرار گرفته‌است. شاهنشاه نمایندهٔ پیدای اهورامزدا در روی زمین است. این دین دارای پیشگوی و غیبگوی و سحر و جادوی ویژهٔ خود بود اما از نظر ورزش‌های مربوط به حالت خلسه بدون تردید جای چندانی نداشت. تحریکات غیرعادی و پرواز روان که انسان چندان با رغبت دست از آنها نمی کشد، در یک هستی ساده جستجو می‌شد.[۴]………………
      دلایل زرتشتی نبودن هخامنشیان….
      …………………..
      در نوشته‌های بازمانده از هخامنشیان مطلقاً هیچ نامی از زرتشت برده نشده و این اعجاب‌آور است که مردمی که تحت آیین پیامبری زندگی می‌کنند کوچکترین نامی از پیامبر‌شان در آثارشان نباشد.
      نه در سنگ نبشته‌ها نه در لوحه‌ها و نه در نوشته‌های تاریخ نویسان باستانی از اوستا به عنوان کتاب آسمانی هخامنشیان یاد نرفته و به تعالیم آن اشاره نشده‌است.
      بنابر نوشته‌های گات ها زرتشت یکتاپرستی را ترویج می‌کرده‌است درصورتیکه در در آثار بجا مانده از دورهٔ هخامنشی از خدایان متعدد سخن رفته‌است.
      زرتشت انجام قربانی را در مراسم مذهبی منع کرده‌است در صورتیکه در بین هخامنشیان قربانی کردن برای خدایان رایج بوده‌است.
      زرتشت نوشیدن ماده‌ای سکرآور به نام هوم را منع کرده بوده‌است در صورتیکه بکار بردن هوم در مراسم مذهبی هخامنشیان رواج داشته‌است.
      بنابر اصول مسلم آئین زرتشت دفن مردگان در خاک و آلودن خاک در طول تاریخ این مذهب ممنوع بوده‌است ولی مردم و شاهان هخامنشی مردگان خود را گورهای فردی و خانوادگی دفن می‌کردند و به همین علت است که آرامگاه‌های شاهان هخامنشی برجا مانده ولی کوچکترین اثری از آرامگاه‌های شاهان ساسانی که بدون شک زرتشتی بوده‌اند، برجا نمانده‌است.
      بین نام‌های شاهان هخامنشی و اساطیر دین زرتشتی هیچ رابطه‌ای وجود ندارد تنها نام ویشتاسپ، پدر داریوش یکم با نام حامی زرتشت یکسان است که این را نیز به متداول بودن نام ویشتاسپ در بین ایرانیان می‌توان ارتباط داد.
      نامی از نام‌های اوستایی در کتیبه‌ها و الواح پارسی و ایلامی برده نمی‌شود به همین علت معلوم است که آیین‌ها و جشن‌ها و اعمال مذهبی آنان به غیر از زرتشتیان بوده است با تمام سعی‌ای که شده، هنوز ثابت نشده که گاه‌شماری اوستایی نو در زمان هخامنشیان رواج داشته‌است.
      از اصطلاحات ویژه زرتشتی مانند امشاسپندان، سپنته مینو و انگره مینو و دیگر عبارات در ادبیات بکار رفته در کتیبه‌ها و لوح‌های هخامنشیان اثری دیده نمی‌شود.
      در توصیفی که هرودوت و همچنین مورخان یونانی دورهٔ هخامنشی از دین هخامنشیان کرده‌اند، هیچ اشاره‌ای بر زرتشتی بودن هخامنشیان نشده‌است.[۸…………….(خودم)….جالب است که بدانید ایراینان عقیده داشتن که اهورا مزدا فرزند خدایی با نام زروان است …. خواننده را به عقل خود وامیگذارمممممم…
      منبع ویکی پدیا… لینک………….
      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%86
      …………………………
      کتابی نوشته شده است به نام سه هزار سال دروغ … نویسندگان این کتاب دکتر منوچهر اقبال(نخست ویزیر دربارشاه) احمد تفضلی(استاد دانشگاه تهران که به دست زرتشتیان بخاطر همین کتاب کشته شد) و شخصی با نام اشموغ که خود قبلا موبد زرتشتی بوده و الان مسلمان شده و این کتاب را منتشر کرده… در این کتاب چیزهایی خوبی درباره حقایق باستان ایران نوشته شده است…..در کتابخانها موجود است….. مدیریت نوشتهای مرا پاک نکنید….

      1. مجید می گوید

        آیا می دانید همین ویکی پدیای معتبری که می گین نصف مطالبش منابع نداره یا منابعش غلطه یا پر از اشتباهات و غلط های املایی؟!

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلام عله المسلیمین
          …………………………. شما میتونید برید تو ویکی پدیا بخونید مطالبو بعد از قسمت منابع که پایین نوشته شده مدارک نوشتها رو بردارید و بخونید

      2. ramin می گوید

        خواستم از این سایت خارج شم و دل نیامد نگم:

        (عادل از دور می بوسمت)

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          ممنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونم داداش نظر لطفته…

      3. The Game می گوید

        البته درست کنم اینو زرشت کل باورها و دین های قبلی ایرانی رو جمع
        و کامل کرد
        برای مثال زرشت کاهنان بعضی از ادیان پیش رو دروغگو و دقلکار می داند

        ————————————————————————————
        این منابع اعتبار زیادی نداره (حمله ی اسکندر و تازی و مغول ها و…)
        و چند نفر در موردش اظهار نظر کردن و نظر شخصی شونو گفتن
        ما به ساسانیان که اطلاعات بیشتری نسبت به آنها داریم و از آنها برداشت کنیم . کل تاریخ ما که فقط کوروش نبود
        و افرادی مثل شاپور اول کاری مثل کوروش برای ایران انجام دادن
        ساختن نقوش نقش رستم در کنار هخامنشیان نشان می دهد که ساسانیان می خواهند بگویند که نواذگان آنها هستیم و راه آنها را ادامه می دهیم و نمی شود گفت که دینی جدا از هم داشته اند .(همیشه نواده در ادامه راه نیاکانش حرکت می کند و دینشان از این قاعده مستثنی نیست )
        این اسناد ممکن است کذب باشد ولی ما با نگاه به شاهنامه که مکتب ایرانی واقعی را زنده می کند و بازگو می کند
        تمام این ماجراهای کذب که شما مطرح م کنید رد می کند
        از زمان جمشید(قبل هخامنشیان ) تا رستم (ساسانیان)نحوه ی ستایش خدا و عبادات و… تغییر نمی کند
        تازه این ربط به ایرانی ها داره نه اعرابی مثل شما

    3. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علی المسلیمین
      اقایی که ادعا داری اسب را ایرانیان به جهان معرفی کردن در عربستان یک تمدن ۹ هزار ساله کشف شد که در بین اثار به جا مانده از این تمدن وسایل رام کردن اسب پیدا شده… تو گوگل تمدن ۹ هزار ساله عربستان رو سرچ کن… الفبا را هم ایرانیان ار سومریان و عیلامیان تقلید کردن منظورم خط ه البته… تحقیق کن… البته فقط نگو عیلامیان ایرانی بود؟
      مسخره ترین چیزی که شنیدم اینه…
      آیا میدونید که اهرام ثلاثه مصر را ایراینا ساختن….
      …………
      زمانی که مصریان احرام را میساختن ایرانی اصلا وجود نداشت…
      در این مورد…..
      آیا میدونید که اولین کشتی دنیا رو ایرانیا ساختن……
      اولین کشتی در بین النهرین توسط حضرت نوح ساخته شد…
      .. و این مورد…
      آیا میدونین که پادشاهان مصر (فرعونها ) ایرانی بودن….
      فرعونها از اصیلترین نژاد یهود با نام قبطی هستند…
      در مورد بقیه نوشتهات فقط میتونم بگم خیلی خوش خیالی و خنده دار بودن
      اقا تو بیا یه کاری کن…. یه دفعه بگو حضرت ادم ایرانی بود و بچه لاله زاره یه ادرس ساختگی هم براش درست کن ……. خیلی با سوادی داداش…..

      1. مجید می گوید

        عرب!!!
        تمدن!!!!!!!
        جک می گی داداش!
        اصلا مصر و تونس و خیلی کشور های دیگه عرب شدن عرب نبودن…
        زمان ساخت اهرام مصر ما وجود نداشتیم؟!!!!!!!!
        ما پیشدادیان، کیانیان، مادها، هخامنشیان (بزرگترین و با شکوه ترین امپراطوری جهان)، اشکانیان و ساسانیان رو داشتیم اون وقت شما می گی ما زمان اهرام مصر نبودیم!!!!!!!!!!
        انی کاظمی شما یه چیزی بگید نکنه شما هم می خواید تاریخ ما رو تکذیب کنید!
        چطور این نوشته های مسخره پاک نمی شن؟!

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلام علی المسلیمین
          ……………………………درباره کشف تمدن ۹ هزار ساله عربستان میتونی تو گوگل سرچ کنی…مصر یهودی بود و زبانشان عبری… یهود فرزندان حضرت اسحاق(ع) هستند و حضرت اسحاق(ع) فرزند حضرت ابراهیم (ع) است و حضرت ابراهیم عرب بود .. یک ایه از قران…..
          آیه ۶۷ سوره آل عمران: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ؛ ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه حق‏گرایى فرمانبردار بود، و از مشرکان نبود….. در این ایه به تصریح میگوید که حضرت ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی و مینویسد..مسلما….. مسلمان بود … و ایضا عرب….و زبان یهودیان عبری مشتقی از زبان عربی است و به عربی شکسته معروف است…
          …………………………………………
          درباره پیشدادیان و کیانیان تحقیق کردم چیز مستندی ازشان نیست
          فقط میدانند که شهر امل پایتخت انان بوده(از افسانه گرفته شده)و بجز در شاهنامه و چند کتاب افسانه ایی پهلوی دیگر جایی نامی ازشان نبود… مادها و هخامنشیان هم که ۲۵۰۰ سال بیشتر نیستن که پدیدار شده اند…ولی اهرام مصر به نقل از ویکی پدیا ۲۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح(ع) ساخته شدن یعنی ۲۵۵۰ سال پیش از ورود مادها و هخامنشیان به ایران…..اشکانیان بعد از هخامنشیان پدیدار شدن و ساسانیان هم اخرین سلسله ایرانی بود که بعد از اشکانیان پدیدار امد….

          1. عادل می گوید

            بسم الله الرحمن الرحیم
            سلام علی المسلیمین
            اقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای دانا اهرام مصر ۲۵۰۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح ساخته شدن… اهرام در زمان حضرت یوسف(ع) که حدودبالای دویست سال پیش از حضرت موسی زندگی میکرد بودن(البته حد اقل را گرفتم و گفتم دویست سال چون بعد از حضرت یوسف(ع) حضرت شعیب(ع) و حضرت ایوب(ع) بودن و بعد از این دو پیامبر بزرگ حضرت موسی (ع) به پیامبری مبعوث شد) ……. عرب یا عجم مهم نیست مهم انسان بودنه
            و انسان کسی است که حقیقت را بگوید و حقیقت را بشنود و از او دلخور نشود…. از دیو درد ملولمو انسانم ارزوست….. منبع ساخت اهرام مصر … ویکی پدیا
            http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B5%D8%B1#.D8.B3.D8.A7.D8.AE.D8.AA

          2. ramin می گوید

            مجید جان دیدی اینجا هم از استدلال استفاده نکردی و زود جوش زدی .
            عمو قربونت بره دلیل و استدلال بیار خوب

          3. حسن می گوید

            یک واقعیت بزرگ غیر قابل انکار وجود دارد که اگر هرکل امپراطور روم و پادشاه فرانسه در زمان خلفای عرب جلو تجاوز اعراب را سد نکرده بود و پای شما به اروپا هم باز شده بود اکنون وضعیت دنیا چگونه بود سرنوشت انسانها امروز چه بود می دانی در ایران تا به امروز چه تعداد دانشمند را به جرم اهانت به دین مبین ساخته شما اعدام شده اند (جمشید غیاث الدین و ….) اصلا هیچوقت فکر کرده ای دلیل اصلی تجاوز عمر به ایران چه بوده است

          4. سمیه می گوید

            سلام یک سئوال دارم ازتون
            مگه شما ایرانی نیستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            چرا اینقدر از اعراب دفاع می کنید د؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            چرا فرهنگ و تمدن ما یادتون رفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            چرا یکتا پرستی ما که زودتر از اعراب بوده یادتون رفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
            و هزاران چرای دیگه
            به نظر من تاریخ ما رو بیشتر از تاریخ اعراب بخونید
            بدونید ما مردمی کهن و با فرهنگ بودیم که نیمی از جهان خراج گذار ما بودند
            برید تخت جمشید آثار به جا مونده را ببینید اونوقت در باره تازیان سوسمار خور حرف بزنید
            توصیه من این به شما ایرانی باشید و به نژاد و تبار خودتون افتخار کنید
            باور کنید عرب را دوست داشتن هیچ امتیاز مثبتی نیست خود
            پیامبر فرمودند من از عربم عرب از من نیست .

        2. سعید می گوید

          دوست عزیز

          اگر شما نمیخواهید از فکر خود استفاده کنید حداقل بگذارید این مباحث علمی و فکری بماند و احساسات و تراوشات ذهنی خود را وارد این مباحث نکنید و حداقل قبل از وارد شدن به این گفتگوها کمی مطالعه کنید
          اینکه شما نسبت به عربها عقده حقارت دارید هیچ ربطی به تاریخ ندارد و تاریخ حقیقتی است استوار خارج از آرزوها و احساسات اشخاص مختلف پس خواهشا این مباحث را تا این حد پایین نیاورید و بگذارید حداقل این گفتگوها علمی و بدور از احساسات و عقده ها بماند
          اگر دوست دارید تاریخ آنگونه باشد که شما آرزو دارید سخت در اشتباهید ممکن است در تاریخ وقایع زیادی باشد که برخلاف میل شما باشد مثل همین که تمدن ۹۰۰۰ ساله اقوام عرب سبا و یا ثمود در جنوب عربستان که بهشت گمشده شدادنیز جزء آن است و امروزه باستان شناسان ایتالیایی بدنبال کشف آنها هستند یا تمدن دیرین نبطیهای عرب در اردن که شهر عظیم پترا که دردل کوه و با معماری بسیار عجیب و شگفت ساخته شده جزء عجایب هفتگانه جهان شناخته شده است و یا تمدنهای باستانی اقوام کنعانی و فینیقی که عربهای قدیم هستند در فلسطین که قدمت آنها به ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد میرسد
          در مورد تمدنهای عظیم مصر هم که نیازی به صحبت کردن نیست و من باب اطلاع جنابعالی بگویم که آثار باستانی که فقط در یک شهر کوچک مصر وجود دارد از تمام آثاری که در ایران وجود دارد بیشتر است
          اینکه مصریها و تونسیها و سوریها و لبنانیها عرب نیستند هم در واقع میل و آرزویی است که شما و باستان پرستان و افسانه پرستان در دل خود دارید اما متاسفانه این حرفها هم بسیار قدیمی شده و امروزه کمتر کسی این صحبتها را میپذیرد پس تکرار این سخنان آب در هاون کوبیدن است کافیست از خود مردم این کشورها در این مورد بپرسید آنگاه جوابی را که دوست ندارید خواهید شنید
          مرگ بر نژادپرستی و نژادپرستان
          مرگ بر افسانه سازی و تاریخسازی و دروغ
          درود بر انسانیت و برابری
          درود بر تفکر و تعقل

          1. sara می گوید

            مصریها عرب نیستندو فرهنگ و تمدن آنها هیچ ارتباطی با ساکنین عربستان ندارد. زبان خط و فرهنگ مشترکی هم ندارند.در ضمن اهرام درسته احرام یه چیز دیگس.

      2. ramin می گوید

        ال عادل
        الچرا این همه سنگ العربها را به السینت میزنی . اگر طرفدار اسلام و مسلمانی هستی باش ،اما این موضوع به اعراب ربطی نداره مسلمان . الزیاد سنگ ال این عرب ها را به سینه نزن چون احتمال داره یکیشون شب بیاد الخوابت.

        1. سعید می گوید

          دوست عزیز
          اینکه آدم حقیقت را بگوید سنگ دیگران را به سینه زدن نیست متاسفانه شما و امثال شما میخواهید تاریخ را با رویاهای خواب و بیداری خودتان آراسته کنید و دوست دارید تاریخ آنگونه باشد که دوست دارید
          البته حق دارید چرا که ذهنیت افرادی مثل شما یک دفعه به این مرحله نرسیده بلکه این ذهنیت حاصل سالهای سال تاریخسازی و افسانه سرایی و همدستی عوامل گوناگون وطنی و غیر وطنی و انگیزه های اقتصادی و سیاسی و دینی و غیره بوده اینکه امروزه به لطف این زحمات از هر ۱۰ کامنتی که میبینیم حداقل ۶ تای آن نژادپرستی و افسانه پرستی بدون پشتوانه فکری و علمی را نشان میدهد و اینکه افراد زیادی از جامعه ما را امثال شما با ذهنیتهای عجیب و غریب که تاریخ را با فیلم هندی اشتباه گرفته اند و خودشان را تافته جدا بافته و برتر از دیگران میدانند و دیگران از جمله عربهای مسلمان با آن انقلاب عظیم و بزرگ فرهنگی و علمی و فکری و فلسفی اسلامی خود را مدیون ان میداند ناچیز میشمارد در حالی که خود امروزه جزء عقب مانده ترین جوامع دنیا میباشد .
          در واقع شکل گرفتن ذهن های بیماری مثل شما که معجونی عجیب و نامتجانس و ضدونقیض از نژادپرستی و خودخواهی و افسانه پرستی و عقب ماندگی و دگماتیسم و ساده لوحی و زودباوری و جهالت و نادانی و خودبزرگ بینی است حاصل دهها سال تلاش و کوشش کسانی بود ه است که نمیخواستند برابری عدالت و پیشرفت و برادری در میان ما و همسایگان مسلمان ما برقرار گردد
          امید که با تفکر و تعقل و مطالعات علمی و تحقیق بیشتر خود را بهتر بشناسیم و از ساده لوحی و زودباوری و افسانه باوری بپرهیزیم

          درود بر عادل
          درود بر منطق و تفکر
          مرگ بر نژاد پرستی و نژادپرستان

          1. عادل می گوید

            بسم الله الرحمن الرحیم
            کلمه الله هیه العلیا
            سلام علیکم… ممنونم بابت این همه حقیقت گویی و منطقی بودن شما
            من جواب رامین را دادم اگر میخواهید بیایید و بخوانید… یک لینک جالب بهتون معرفی میکنم این دو لیکنی که معرفی میکنم از استاد تاریخ نگار و باستان پژوه بزرگ رضا مرادی غیاث ابادی است بخواند… و بازم متشکرم..
            من الله التوفیق….
            http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html

            http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

          2. آرام می گوید

            درود
            شما ایرانی هستین چرا نمی نویسید بنام خداوند بخشنده مهربان
            یا معنی کلمه الله هیه العیا رو که عربیه شما میدونید
            اگر شما دوران عمر زنده بودید از کسانی بودید که هنگام حمله اعراب به کشتن ایرانی ها اقدام میکردین

          3. sara می گوید

            /اقای سعید میشه بگید شملا کجایی هستید؟!!!
            هویت ملی تونو عرض میکنم نه مذهبی!حتی عربهای مسلمان هم یک هویت ملی دارند شما چطور؟

        2. سعید می گوید

          درود بر ramin

          دوست عزیز من کامنتهای دیگه ات رو بعد از جواب دادن بهت خوندم یه مقدار برام عجیب اومد در واقع من هم بدون مطالعه کامنتهای قبلیت جواب دادم که کار اشتباهی بود بهر حال فکر کنم این چیزی رو که برای عادل نوشته بودی شوخی بود و این چیزهایی که گفتم احتمالا در مورد تو صدق نمیکنه لذا نادیده بگیر

          1. ramin می گوید

            سعید جان
            بسیار از وصله های که به من چسبانی خوشحال شدم اما دل ما قبل از این هم پر از وصله و پینه بود ،بگذریم .
            دوست عزیز
            من هم درد این جامعه را دوری از تفکر و تعقل می دانم و کار پر ارج انی را هم قابل ستایش میدانم.و اگه سر به سر عادل می زارم چون دوستش دارم.

            (عادل از دور دوباره می بوسمت)

        3. مجید می گوید

          چه عجب یه حرف درست هم از شما شنیدیم!!!
          بالاخره شما کدوم طرفی هستی؟!

        4. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلام علی المسلیمین
          دو لینک از سایت استاد بزرگ رضا مرادی غیاث ابادی تاریخ نگار و باستان پژوه ایران بهتون معرفی میکنم…. ایشون تا کنون ۳۷ کتاب درباره دفاع از حقیقت ایران باستان نوشته است….
          http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
          http://ghiasabadi.com/ardeshir-reporter.html

      3. The Game می گوید

        تمدن ایران که یکی از بزرگ دنیاست
        همه ی اندیشمندان و حتی خودت هم می دونی اینو
        تو عربستان اسب تربیت می کردند درست
        ولی ایران یکی از منشآ تربیت فیل ویوزان و پرنده های شکاری و اسب و… است
        حالا اسب تربیت می کنن که می کنن .پیش این تمدن پشمم نیست
        تمدن ایرانی روی عقله و نمیشه با تمدن مایا و عربی و …
        قیاس کرد
        همه حتی محمد(ع)از دختر کشی و …اعراب گفتن و تو هم می دونی
        و پیداشدن اینها چیزی از تمدن ایران نه کم می کنه و نه به عاقلیت اعراب جاهل اضافه می کنه
        و ایرنیا تو هر دوره تاریخ تمدن و هنرشنو نشون دادن
        ولی تو ۹ هزار سال یه تمدن بوده و دیگه هیچی(اگه تمدن داشتن تو طول های تاریخ خودشونو نشون می دادن) میفهمی که بی تمدن بودن اگه چیزی هم باشن نسبت به ایران هیچن
        تمام دنیا می دونن
        همین تمدن جیرفت رو با پول میخواستن به اسم خودشون ثبت کنن(با تلاش ایرانیان نشد) و شاید اینو با پول…..

        این منابع اعتبار زیادی نداره (حمله ی اسکندر و تازی و مغول ها و…)
        و چند نفر در موردش اظهار نظر کردن و نظر شخصی شونو گفتن
        ما به ساسانیان که اطلاعات بیشتری نسبت به آنها داریم و از آنها برداشت کنیم . کل تاریخ ما که فقط کوروش نبود
        و افرادی مثل شاپور اول کاری مثل کوروش برای ایران انجام دادن
        ساختن نقوش نقش رستم در کنار هخامنشیان نشان می دهد که ساسانیان می خواهند بگویند که نواذگان آنها هستیم و راه آنها را ادامه می دهیم و نمی شود گفت که دینی جدا از هم داشته اند .(همیشه نواده در ادامه راه نیاکانش حرکت می کند و دینشان از این قاعده مستثنی نیست )
        این اسناد ممکن است کذب باشد ولی ما با نگاه به شاهنامه که مکتب ایرانی واقعی را زنده می کند و بازگو می کند
        تمام این ماجراهای کذب که شما مطرح م کنید رد می کند
        از زمان جمشید(قبل هخامنشیان ) تا رستم (ساسانیان)نحوه ی ستایش خدا و عبادات و… تغییر نمی کند
        تازه این ربط به ایرانی ها داره نه اعرابی مثل شما
        ایران نیازی به داشتن حضرت آدم و اینجور جک و جونورا نداره

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلام علی المسلیمین
          انشای خوبی نبود….. خواهشا با منطق حرف بزن… اولا زنده به گور کردن دختران فقط در بین بعضی از حانواده های دو قبیله اوس و خضرج بود.. چرا که اگه در بین تمام اعراب بود و یا در بین تمام افراد قبیله بطور حتم باید منقرض میشدند؟؟؟ تازه زنده بگور کردن دختر بدتر از ازدواج با اون که در بین ایرانیان رسم بود که نیست… در کل چون حرفات مستددل نیستن و نمیتونم جواب خوبی برات بنویسم فقط مینویسم… خداوندا انان که میفهمند زجر میکشند و انان که نمیفهمند زجر میدهند مرا در ضمره زجر کشان قرار ده…

          1. فرید می گوید

            رسم بود؟ ازدواج با محارم رسم بود؟ ( میفهمی چی میگی؟) تو که ادعای فهمو سوادت میشه. داری جزء رو به کل نسبت میدی؟( تازه تو همین جز ئشم هنوز مدرک مستدلی وجود نداره غیر از همین چرندیاتی که تاریخ نگاران غرب نوشتند) که ظاهرا شما خیلی خوشحال هستید از این موضوع؟ جای تعجبه که زنده به گور کردن دختران رو شما ارجح میدید به اونی که به قول شما رسم بوده!!!!! میشه بفرمایید شما در چه مقامو مرتبه از ربوبیت هستید که فتوای صادر میکنید؟ نمیدانید همین حرف شما خودش تهمت محسوب میشه وتهمت از گناهان کبیرست؟؟؟؟. سند شما یا ویکیپدیاست یا غیاث آبادی؟ خب تو همین قسمت کسان دیگه ای هم منبع معرفی کردند که عکس گفته های شما رو ثابت میکرد چرا به اونها استناد نمیکنید؟ هر کسی که منبعی معرفی کرد یا گفتید افسانه ست یا گفتید اتفاقا من از این صفحه تا فلان صفحه رو ندارم. از این طرف میگویید مرگ بر نژاد پرست مرگ بر فلان….. از اون طرف چنان میایی از قدمت عربستان و اعراب دفاع میکنی که آدم نمیفهمه پس این شعاری که دادی مربوط به کی بود؟؟!!!!! اولا راجع به قدمت عربستان یه مطلب کوچولو هست که ظاهرا تمایلی نداری تو ذهنت جا بندازی و اون اینکه: اگه الان در ترکمنستان یا قرقیزستان یا… (منظورم همون کشورهایی که زمانی متعلق به ایران بودندو میگم) آثار باستانی پیدا بشه باید بگند که اون کشور تاریخ باستانی چند هزار ساله داره؟؟؟ خب قطعا نه. چون جزیی از ایران بودند. واگه قدمتی هم هست مربوط به ایران میشه نه اون کشور خاص. حالا میشه بگی بر چه اساسی اینقدر با افتخار از قدمت عربستان حرف میزنی؟؟؟؟ یادت باشه که حرف تو کم از خیانت نیست. آبو نون این مملکتو میخوری واحیانا با این آیه سر هم کردنت جای خوبی هم تو دستگاهای دولت داری . اونوقت داری چوب کشور دیگه رو میزنی؟ آخه اینایی که تو میگی حقیقت گویی نیست. تابلوه که داری تیشه به ریشه ایران میزنی. همه بچه مسلمونیم .همه نماز میخونیم همه به موقعش روزه میگیریم. همه محرم سیه پوش میشویم. پس لطفا طوری کامنت نزار که انگار از کره دیگه اومدی؟؟؟؟ دوره این مدل حرف زدنا وتابلو بازیا گذشته.

        2. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          …………………… شما میتوانید ثابت کنید تمدن جیرفت یک تمدن ایرانی هستش یا صرف اینکه در ایران پیدا شده ان را ایرانی میدانید من که تا به حال نشنیدم که مقامی از مقامات ایرانی اعلام کنه که تمدن جیرفت ایرانی بوده….؟؟؟؟؟؟

          1. فرید می گوید

            پس منم میتونم بگم به قول شما که فرمودید عربستان شیئ پیدا شده با قدمت ۹۰۰۰ ساله به صرف این که تو عربستان پیدا شده نمیتونیم بگیم مربوط به قدمت عربستانه !!!

      4. sara می گوید

        احرام یه پیز دیگس اون اهرامه در ضمن تاحالا کسی با مصریها مشکلی داشته؟اونها هم تا قبل از حمله اعراب عرب نبودند.

      5. کوروش بزرگ می گوید

        آقای عادل ….. که فک نکنم تفکر و ژنتیکت به این اسم بخوره ……. اونکه حرفی توش نیست که عربستان ۹ هزار سالست …. ولی در برابر قدمت ۸۰ هزار ساله ایران هیچ نیست که بخوام عددی حسابش کنم و دربارش حرف بزنم .. این حرفی رو که زدم خیالات نیست .. اینو یک دانشمند آمریکایی کشف کرده … که لازمه بگم عربستان به زور بتونه ۲ هزار سال تمدن رو پر کنه ……

  51. امیر می گوید

    در عهد پادشاهی باستان برای اینکه پادشاهی به غیر از هم خونان به دست دیگری نیوفتد این نوع ازدواجها مرسوم بوده است .ولی به نظر بنده برای اینکه اعضای دیگر خانواده طمع به پادشاهی نداشته باشند این عمل انجام می شده است.

  52. امیر می گوید

    اولین فاز شب در خیابانها در عهد هخامنشی بوده است.
    اولین فاضلاب شهری در ایران بوده است
    اولین یکتا پرستان ایرانیان بوده اند

  53. عاشق ايران می گوید

    در بزرگی و عظمت کوروش و داریوش شکی برجهانیان نیست. در این که این عزیزان سرمایه های این مملکت هستند شکی نیست . ولی متاسفانه مشکل اکثر ما این است که گاهی فکر می کنیم باید بر کسانی که خط فکریشان با ما در یک جهت نیست بتازیم . دوستان عزیز اگر عاشق واقعی ایران و ایرانی هستیم نباید زبان به بی احترامی بگشاییم .
    مگر کوروش ها و داریوش ها نبودند که بر آزادی دین و فرهنگ تاکید می کردند
    مگر کوروش ها و داریوش ها نبودند که با اسیران جنگی با عطوفت رفتار میکردند
    و مگر ما وارث تمدنی چند هزار ساله نیستیم که اینگونه بر هم گستاخی میکنیم
    اگر ما پیرو واقعی دین اسلام باشیم نباید بر دیگران بی احترامی کنیم
    نباید فقط اسم مسلمانی را یدک بکشیم .
    هر انسانی از هر کشور و مذهب و آیینی که باشد محترم است و نباید او را به خاطر عقایدش مجرم فرض نمود .
    یاد بگیرم بر عقاید همدیگر حتی اگر اشتباه هم باشد احترام بگذاریم .
    چه عیبی دارد که انسان هم عاشق کشور و خاک و میهنش باشد و هم مسلمان باشد . من هیچ تضادی در ملی گرایی و اسلام گرایی نمی بینم . در هر دو دوران نقطه های روشنی وجود دارد که میتوان از آن درس گرفت و آن را الگوی خود قرار داد.
    ما در حرف زدن یکه تاز جهانیم و و هیچ وقت از عمل کردن خبری نیست همیشه می گوییم پیامبرمان این ویژگی ها را داشت حال ما چقدر به این ویژگی ها و دستوراتش عمل میکنیم ؟؟؟
    هرگاه این قبیل عادتمان را کنار گذاشتیم آنگاه نقطه عطفی در تاریخمان رقم خواهد خورد .
    در پناه همان خدایی که کوروش ها و دایوروش ها و حضرت محمد را آفرید.

  54. ایرج می گوید

    برای همه مسلمونایی که این بالا پیغام گذاشتن پیشنهاد میکنم برن کتاب
    “بازشناسی قرآن” و”کوروش ومحمدبن عبداله” نوشته”مسعود انصاری”
    رو بخونن بعد بیان ازاسلام دفاع کنن

    پاینده خرد.پاینده ایران زمین

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام داداش………………خدا را به سر شاهد میگرم که هر چقدر بهت بگم از تاریخ متنفرم کم گفتم … من از تاریخ متنفرم ولی میخوام این جماعت باستان پرست دروغگو فکر نکن کسی چیزی نمیدونه…… من حق را به تو میدم…. این ادمای احمق باستان پرست عقب ماندگی دانشگاه شریف و غیره تقصیر اسلام میدانند و میگویند اگر اسلام نبود ما الان پیشرفته ترین کشور بودیم انگار اسلام چشماشونو بسته و نمیزاره درس بخونن
      بازم از تو که اینقدر روشنفکری تشکر میکنم و عذر میخوام…. و من الله التوفیق

      1. مجید می گوید

        آقایان باهوووووووووووش!
        این سایت تاریخیه پس بیایم درباره اقتصاد کشور حرف بزنیم!!!
        دوست ندارین برین…

    2. ramin می گوید

      عزیزم چون
      ملت ما حافظه تاریخی نداره و بهمین خاطر ، به صورت متوالی پاش میره توی همون چاله ای که دفعه قبل رفته.
      چون
      هر انچه را از بقال سر محل میشنو قبول میکنه و خودش به دنبال تحقیق و بررسی موضوع نمیره .
      خیالت راحت تا نفهمیم کی بوددیم چیزی نمیشیم، و دور خودمان می چرخیم . و اون موضوعاتی که مد نظر شماست همچنان بی جواب خواهد ماند.

    3. sara می گوید

      هیچ وقت از خودتون پرسیدید چرا؟!!!

  55. آرمان می گوید

    درود ؛من تقریبا همه نظرهارو خوندم ؛حرفای سعید برام جالب بود و تا حدی باش موافقم ؛البته اگه منظورش این نباشه که ایرانی ها بدون هیچ علمی بودن؛ ایرانیها از نظر علوم مهندسی و معماری بسیار عالی بودن ولی در علوم انسانی تعریفی نداشتن؛ افسانه سرایی و تعصبی بودن ما ایرانی ها هم که همه جا مشهوده ؛ راستش یه جا نشستیم و دم از افتخارات گذشته خود می زنیم که البته زیاد بودن ؛اما الان دیگه چیزی تو چنته نداریم؛اینکه فاضلاب داشتیم و نفت و برق و راه و … درسته اما الان دیگه اونهارو ول کنین و به فکر آینده باشین

  56. عادل می گوید

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    …………………. ازدواج با محارم در هیچکدام از ادیان الهی نبوده…. و جریان ازدواج حضرت لوط با دختران خود دروغی بیش نیست.. یهود امتی دروغ پرور و منحرف و تحریف کننده است … یهود به پیامبر خود حضرت داوود(ع) هم توهمت زنا با زنی زیبا زدند که به برکت امام رضا این اتهام از حضرت داوود زودوده شد… یهود به حضرت ابراهیم تهمت زدند…. در دین اسلام ازدواج با محارم گناه بسیار بزرگی است و حضرت ابراهیم خود مسلمان بود به گواه قران…مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ…….. ترجمه … ابراهیم نه یهودی بود ونه مسیحی بلکن مسلمان بود و حنیف(حق گرا)….و در دین اسلام که خود پیرو دین حضرت ابراهیم است ازدواج با محارم حرام و گناهی بزرگ است… اگر در دین حضرت ابراهیم که اسلام دونباله ان است ازدواج با محارم حلال بوده چرا در دین اسلام حرام است….؟… و علم ثابت کرده که ازدواج خویشان نزدیک مانند برادر با خواهر باعث بوجود امدن فرزندان ناقص الخلقه و عقب مانده میشود ؟ ایا ممکن است که خدا به چنیین ازدواجی دستور دهد که بعد فرزندانی عقب مانده در بر داشته باشد… درباره ازدواج حضرت لوط با دخترانش هم(استغفر الله) این ادعا دروغی از سوی ملاعین یهود نیست… در مورد ازدواج حضرت لوط با دخترانش(استغفر الله) در کتاب یهود امده که دخترانش انقدر به او شراب خوراندن که وی بی اختیار شد و بعد دخترانش بخاطر بقای نسل با او هم خوابگی کردن…. استغفر الله…. من جایی سراغ ندارم که پیامبری شراب بخورد .. و حتی اگر بخور افراط در این حد برای یک پیامبر غیر ممکن است… اگر چنین چیزی بود در قران هم می امد که نیست…. همه ما میدانیم که کتاب یهود تحریف شده است… نمونه تحریفی خنده دار در کتاب یهود و مسیح.. کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب است.. ایا این تحریف خنده دار نیست… در کتب مسیح امده که حضرت یعقوب با خدا کشتی گرفته(استغفر الله) و در کشتی حضرت یعقوب بر خدا غلبه کرد..
    این چه خداییست که بنده او بر وی غلبه میکند.. این هم یکی از تحریفهای یهود و مسیح در کتابشان است….وقتی یهود و مسیح چنیین دروغی را درباره خدا میگویند(استغفر الله) پس از انها درباره پیامبران خود انتظار راستگویی نباید داشته باشیم…. ازدواج با محارم این دو پیامبر دروغی بزرگ و تحریفی بزرگ بیش نیست…. ازدواج با محارم در ایران بین شاهان و موبدان زرتشتی بوده نه همه ملت ایران…
    بابت نشر چنین دروغهایی درباره دو پیامبر بزرگ خدا(حضرات ابراهیم و لوط) استغفار کنید…

    1. ramin می گوید

      عادل جان فقط دوست دارم برات تکرار کنم جان تو قصد دیگه ای ندارم.
      هیچ مومن به دینی، در تحریف کتاب مقدسش بجز این که اشتباهات پیامبرش را بپو شاند تحریف دیگه ای مد نظرش نیست ، و امکان ندارد اگر یهود کتاب های دینی خود را تحریف کرده باشد به بدی از پیامبران دین خود نام ببرد.
      این چیزهای که در این کتاب ها نوشته شده با قلمی نگارش شده برای مردم عامی هزاران سال پیش و فکر نمی کردن انسان به این همه پیش رفت برسد و وقتی هم مومنان این دین فهمیدن جریان چیه دیگر کار از کار گذشته بود و این لکه های ننگ بر تارک انان ماند.
      لوط شراب خور با دخترانش هم بستر شد و خودش را به خواب زد. یادت باشه فقط در اسلام مشروبات حرام است و دریهودیت ،شراب خوردن جز مراسمات خانوادگی و مذهبی است.
      داوود با زن سردارش هم بستر شد و وقتی شکمش بالا امد او را به خط مقدم جنگ فرستاد. و بعد از این شکم سلیمان نبی متولد شد.
      جریان ابراهیم را که برات کامل گفتم از اینکه زنش ،خواهرش است و همچنین برای ثروت او را کجاها میفرسته.
      اسحاق هم ثروت پادشاه جرار زیر زبانش که مادرش برایش اورده بود مزه می ده و ربکا زنش را همچون مادرش میفرسته کاخ پادشاه.
      اون دو تا کشتی گیر هم یکدیگر را به زمین نمی زنند و یکی از باسن دیگری چنگولی میگیره و چون سفت بود احساس کرد یهوه است بنده خدا شیزوفرنی داشت .و بعد از این موقع است که یعقوب،اسرائیل میشود.
      قربانت از دور می بوسمت

      1. عادل می گوید

        بسم الله الرحمن الرحیم
        کلمه الله هیه العلیا
        سلام علیکم….
        یک سوال…. مگر پیامبر بدی هم داشته … هر پیامبری را میگویم… اگر پیامبری یک بدی کوچک از او سر بزند از پیامبری خلع میشود.. حضرت یونس(ع) فقط قومش را نفرین کرد از نبوت خلع شد ودگر بار توبه کرد و خداوند او را بخشید… این فقط یک نفرین بود و به سر حضرت یونس چنین بلایی امد اگر گناه دیگری مرتکب میشد چی به سرش میامد…یهود چنان بدی با پیامبران خود کردند که دشمن در حق دشمنش نکرد.. چرا حضرت عیسی(ع) که پیامبر قوم بنی اسرائیل بود… خداوند او را به نزد خویش برد از بس که بنی اسرائیل در پی کشتنش بودن بنی اسرائیل روز چندین تن از فرستادگان پیامبران خویش را میکشتن…میتونی به قران رجوع کنی و ببینی چقدر یهود پیامبران خود را ازار دادن حضرت موسی ازشون خواست یه گاو بکشن هزاران بهانه اوردن… الانم مثله که میگن… بهانه بنی اسرائیلی نیار…
        حضرت موسی(ع) بهشون گفت بیاید وارد فلسطین شین بهش گفتن ما نمیایم تو و خدایت برو و حاکمان ان شهر را که ظالم هستن را بکش و ما وارد میشیم….. شراب در ان زمان نزد عوام رایج بود ولی یک پیامبر که باید همیشه در حال هدایت قوم باشد و یا در حال عبادت ایا میتواند شراب بخورد و از حال طبیعی خود خارج شود… پیامبران در غذا خوردن افراط نمیکردن چه رسد به مشروب… مگر قصه حضرت یحیی(ع) و شیطان را نشنیدی… روز حضرت یحیی(ع) شیطان ملعون را دید و که در دستش طنابهایی دارد که ضخامت انها با یکدیگر فرق دارد .. حضرت یحیی(ع) از شیطان ملعون پرسید چرا ضخامت طنابها با هم فرق دارد شیطان ملعون گفت اگر فردی ایمانش قوی باشد برای در بند کردن او از طناب ضخیم استفاده میکنم و اگر ایمانش ضعیف باشد از طناب باریکتری استفاده میکنم… حضرت یحیی (ع) پرسید ای شطان چه وقت مرا اغفال میکنی شیطان گفت هر وقت زیاد بخوری یا زیاد بخوابی..
        حضرت یحیی(ع) قسم خورد که نه زیاد بخورد و نه زیاد بخوابد…… این زیاد بخورد یا زیاد بخوابد.. یعنی افراط و کسی که افراط کند خود را در بند شیطان انداخته و از یک پیامبر همانند حضرت لوط(ع) بعید است که در شراب خواری(استغفر الله… اگر خورده باشن) افراط کند…بعد شما میگویید خود را به خواب زده..یعنی اینکه از هوای نفس و شهوت پیروی کرده(استغفرالله) این عمل هم باعث خلع پیامبری میشود…در مورد حضرات داوود و اسحاق و ابراهیم یهود هرچه بدی از این پیامبران بزرگ گفته دروغ است… اگر پیامبران یهود استغفرالله با محارم خود ازدواج کردن پس چرا در تورات ازدواج با محارم سزایش مرگ است… قوانین را با لینک برایت میگذارم…………
        ………………………………………
        تورات خویشاوندان خاصى را ذکر کرده و رابطه جنسى را با آنان ممنوع دانسته است. (۵۲) منع ارتباط جنسى یکى از «بستگان نزدیک» (لاویان، ۸:۶) به خویشاوندان نسبى زیر محدود شده است:
        الف. مادر: «عورت پدر خود، یعنى عورت مادر خود را کشف منما… » (لاویان، ۱۸:۷).
        ب. مادر زن: «اگر کسى زنى و مادرش را بگیرد این قباحت است؛ او و ایشان به آتش سوخته شوند (۲۰:۱۴).
        ج. زن پدر: «عورت زن پدر خود را کشف مکن؛ آن عورت پدر تو است(همان:۸).
        د. خواهر و خواهر ناتنى: «عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت… را کشف منما (همان:۹).
        ه. نوه (دختر پسر و دختر دختر): «عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ایشان را کشف مکن» (همان:۱۰).
        و. عمه و خاله: «عورت خواهر پدر خود را کشف مکن… عورت خواهر مادر خود را کشف مکن» (همان:۱۲ـ۱۳).
        ز. زن عمو: «عورت زن برادر پدر خود را کشف مکن… » (همان:۱۴).
        ح. عروس: «عورت عروس خود را کشف مکن… » (همان:۱۵).
        ط. زن برادر: «عورت زن برادر خود را کشف مکن… » (همان:۱۶).
        ى. نادخترى و نوه زن: «عورت زنى را با دخترش کشف مکن و دختر پسر او یا دختر دختر او را مگیر» (همان:۱۷).
        ک. خواهر همسر (مادام که همسر زنده است): «زنى را با خواهرش مگیر… » (همان:۱۸).

        مواردى که زناى با محارم محسوب مى شود منحصر در فهرست فوق است و با قیاس نمى توان موارد دیگر را در آن داخل کرد؛ زیرا جرم انگارى مستلزم بیان صریح هم در خصوص منع رفتار و هم مجازات مربوط به آن است (کریتوت، ۳ الف؛ سنهدرین، ۸۴ الف). گرچه بعدها فهرستى مرکب از بیست درجه از خویشاوندان تدوین شد، این به منظور جرم انگارى نبود، بلکه فهرست بستگانى بود که نباید با ایشان ازدواج مى شد (یواموت، ۲۱ الف).

        مجازات زناى با محارم
        مجازات گونه هاى مختلف زناى با محارم متفاوت است. کتاب مقدس براى زنا با مادر زن مجازات سوزاندن را در نظر گرفته است (لاویان، ۲۰:۱۴) اما براى جرایم دیگر، نوع خاصى از مجازات مرگ را بیان نکرده است (لاویان، ۲۰:۱۱، ۱۲، ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱) که برخى از آنها مشخصا مجازات الاهى (کارت) را در پى دارند.

        مجازات زناى با محارم در تلمود
        تلمود مجازات زناى با محارم را چنین طبقه بندى کرد:

        الف) جرایمى که مجازات آنها سنگسار است: زنا با مادر، زن پدر، عروس (سنهدرین، ۷:۱۴)؛
        ب) جرایمى که مجازات آنها سوزاندن است: زنا با نادخترى و نوه زن، مادرزن، مادر بزرگ زن، دختر و نوه (سنهدرین، ۹:۱)
        ج) دیگر انواع زناى با محارم قابل مجازات با کارت یا تازیانه اند.

        در مورد جرایمى چند هم مجازات الاهى و هم مجازات قضایى بیان شده است (مثل زنا با مادر و زن پدر: کریتوت، ۱:۱)؛ و لذا بیان شد که مجازات قضایى در جایى اعمال مى شود که اخطار پیشین و نیز شهادت شهود وجود داشته باشد. در غیر این صورت مجازات الاهى اعمال مى شود. گاه درمورد جرایم زناى با محارمى که جنبه کیفرى نداشتند، مجازات تازیانه براى هشدار و تذکر (تازیانه تنبیهى) اجرا مى شد.

        1. عادل می گوید
  57. عادل می گوید

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام عله المسلمین
    پیامبر زمانی که با عایشه ازدواج کرد عایشه ۲۱ سال داشت.. به لینک زیر مراجعه کن….

    http://shahaab.blogfa.com/post-50.aspx
    …………….
    درباره کنیز در گوگل بنویس فلسفه کنیز در اسلام تا جوابتو از دها سایت بگیری….
    ……………………..
    درباره کشتار….. اولا اسلام دین رحمت و مرحمت است نه کشتار به قول خودت…. دوما اسلام یک انقلاب الهی و انسانی بود و کسانی بودن که میخواستن جلوی ان را بگیر پس اسلام برای دفاع از خود و برای اینکه انسانیت را به جهان معرفی کند مجبور شد جنگ کند تا جهل را ریشه کن کند یکی از جهلها همین ازدواج ایرانیان با محارمشان است که اگر اسلام نبود ایرانیان تا الان با محارمشان ازدواج میکردن…
    لازمه هر انقلاب جنگ است و در جنگ حلوا خیرات نمیکنن…. به گفته پروفسور پرویز رجبی تاریخ نگار شهیر ایران…. کوروش سه تمدن لیدی و ماد و بابل را از جغرافیا محو کرد… و این یعنی خونخوار بودن اون یعنی کوروش خون خوار بود…. چند لینک در این مورد معرفی میکنم… از سایت خبرگزاری میراث فرهنگی گرفته تا سایت الف….
    http://www.chn.ir/news/?section=2&id=30299

    http://alef.ir/1388/content/view/82899/

    http://shahaab.blogfa.com/post-97.aspx
    ……………………. توسط اینها مشخص میشود کوروش خونخوار بود
    اسلام برای رساندن رسالت الهی خویش که انسایت و مرحمت در ان موج میزند جنگید ….. ولی کوروش برای چه چیزی جنگید غیر از کشورگشایی که هزاران هزار نفر را بی گناه کشت و شهرها اتش زد….
    درباره کوروش لینکی از استاد باستان پژوه رضا مرادی غیاث ابادی معرفی میکنم نام این لینک…. کوروش افسانه ایی و کوروش حقیقی است….. بخوانید……
    http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
    ………………………………….
    چون حوصله ندارم دیگه چیزی نمینویسم….. مدیریت محترم خواهشا اجازه دهید از دین خود و حقیقت ایران دفاع کنم و چیزی پاک نکنید…. ادمهای بسیار مانند اردشیر ریپورتر امدن و برای مبارزه با اسلام از طریق احساسات میهن پرستانه جوانان ایران کوروشی دروغین را ساختند و جعلیات بسیاری درباره شکوه ایران درست کردن تا با ایران اسلامی مبارزه کنن…. ایران ایران من است وطنم… من نمیخواهم بنیاد وطنم بر پاره ایی از دروغ و جعل بنا شود تا روزی دروغهایمان بر ملا شود و ابرویمان برود همانگونه که چند مدت پیش بخاطر دروغهایی که برای کوروش درست کردیم…. مقاله اشپیگل برای مبارزه با این دروغها دست به قلم برداشت و حقایق کوروش را بر ملا کرد و ابرویمان رفت چرا دروغ بگوییم تا اینگونه سنگ رو یخ شویم……. و السلام علیکم و رحمه الله و برکات…

    1. عادل می گوید

      لینک سایت رضا مرادی غیاث ابادی استاد تاریخ و باستان پژوه درباره کوروش دروغین و افسانه ایی
      http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html

    2. منصوره می گوید

      دروغگو عایشه ۷ تا۸ سالش بیشتر نبود حالا شما اگه دوست داری فکر کنی ۲۱ سالش بوده این مشکل خودته

    3. sara می گوید

      کوروش بدون جنگ بابل را فتح کرد.خونخوار هم اون عربهایی بودند که در شهرهای ایران نهر الدم راه انداختند.

  58. رضا می گوید

    سلام بر فرزندان کوروش بزرگ.
    بسیار دگرگون و شاد شدم از اینکه چنین متنی خواندم.
    شاید ندانید زمانی که چنین ناسزایی را در کتاب دانشگاهی بخوانید چه احساس بدی به شما دست می دهد.

    باشد روزی که فارس ……… پارس شود.

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      سلام….. برادر من ازدواج با محارم در مکتب زرتشت بوده میتوانید به کتاب دینکرد رجوع کنید و بخوانید کتاب دینکرد یکی از کتابهای زرتشتی است
      که ازدواج با محارم را بسیار ترویج میدهد….. در ایران باستان حتی ازدواج استقراضی بوده یعنی اینکه مرد هر وقت بخواد بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض میداده… در این باره میتوانید در گوگل سرچ کنید..
      و در کتاب زن در حقوق ساسانی و یا زن در دوره ساسانی هم امده کتاب را تهیه کنید و بخوانید یا اینکه در گوگل سرچ کنید… بنویسید ازدواج استقراضی…

      1. میلاد می گوید

        مردک زمانی که شما تازیان پیامبرتون گفت دیه زن از بیضه مرد کمتره ازرمی دخت و پوران دخت شاهنشاه ایران بودن

    2. BD می گوید

      رضا جان من دییرستانی ام
      بگو چه تهمهتی زدن به ایران
      بگو تا برم شکایت کنم

      1. رضا می گوید

        سلام دوست عزیز
        از اینکه جواب شما رو تا این حد دیر می دهم پوزش می خواهم.
        همان گونه که عرض کردم در کتاب تاریخ تحلیلی که کتاب دانشگاهی میباشد ازدواج با محارم در ایران باستان تایید شده است.
        که واقعا از تمدنی تا به این حد انسانی که پندار و گفتار ایشان کردار نیکشان بود چنین کرداری بس نا بجاست.
        ما نباید فراموش کنیم که حضرت زرتشت بزرگ پیامبر میباشند و در هیچ دینی چنین چیزی دستور داده نمی شود.
        ما نباید همچون نگاه یهودیان به پیامبرانشان (که به حتم از گناه به دور میباشند ) انها را اشخاصی زنا کار معرفی می کنند بنگریم.

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          سلااااااااااااااام…………… تا کنون کسی نتوانسته ثابت کند که زرتشت پیامبر بوده شما میتوانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

          1. sara می گوید

            بوده یا نبوده ارتباطی به یحث نداره تو ثابت کن محمد پیامبر بوده.

  59. حبیب می گوید

    دورود بر شما
    من فقط یه جمله بگم که استاد ما هم بهش اشاره کرد .اینکه ازدواج با خویشان یعنی ازدواج با بستگان ..همین چیزی که اکنون نیز رواج دارد.
    نه اینکه ازدواج با محارم ..که این یاوه گویی بیش نیست.

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علی المسلیمین
      این استادتون چیکارست تحصیلاتش چییه… لینکی از سایت رضا مرادی غیاث ابادی دومین تاریخ نگار بزرگ ایران بعد از پروفسور پرویز رجبی است میتونی تو ویکی پدیا اسمشو سرچ کنی تا بحال ایشون ۳۷ کتاب و صدها مقاله درباره ایران باستان نوشته البته دفاع از ایران باستان حقیقی اینم لینکهای سایتش که در رابطه با ازدواج پادشاهان ایرانی با محارمشان نوشته… و ایضا ازدواج زرتشتیان با محارمشان بخون……
      http://ghiasabadi.com/ezdevaj-ba-maharem-dine-zartoshti.html
      ……………………………….
      http://ghiasabadi.com/zanesasani.html

  60. ايرانويچ می گوید

    با درود فراوان
    من هم با دیدگاه نگارنده این جستار هم رای و موافق هستم
    تاریخ ایران بقدری بزرگ است که نمیتوان با این پرسمان ها آن را کوچک شمارد و همه دستاوردهای بزرگ آن را به یکباره نادیده گرفت. این کار به هیچ روی پایه و بنیان دانشی و اندیشمندانه ندارند.
    ما ایرانیان آموخته ایم که تاریخ را شاهان میسازند که این دیدگاه یکسره نادرست و اشتباه است.
    برای نمونه ما هرگز به دنبال این جستار نیستیم که در زمان هخامنشیان زندگی میلیونی مردم چگونه بوده است کشاورزی، ذوب فلز، سفالگری، آموزش و پرورش، هنرها، پزشکی، ستاره شناسی و ریاضیات و…..
    اینکه کمبوجیه با محرم خویش ازدواج کرده است به هیچ روی سندی برای روایی این کار ناپسند در میان همه مردم ایران نیست.
    به کسانی هم که به تاریخ ایران به دیده عرب پرستی مینگرند و نمیخواهند میان دین مبین اسلام و عرب جاهل که دختران خود را زنده به گور می کردند فرق گذاری کنند و بگونه ای سخنان خود را آغاز میکنند که انگار در یک کشور عربی زندگی می کنند، و نیز میهن دوستان ذگرامی سفارش میکنم که کتاب (آریایی ها و کاشی ها و امردها و پارسیان) نوشته ( دکتر جهانشاه درخشانی) دانشمند نام دار و نام آور ایرانی در آلمان را بخوانند .
    نیاز به یاد آوری است که کتاب ایشان ابتدا در آلمان و به زبان آلمانی چاپ شده است و سپس در ایران توسط انتشارات دانشنامه کاشان به پارسی برگردانده و چاپ شده است. این کتاب در بزرگترین انجمن های پژوهشی و دانشی، از سوی دانشمندان سرشناس و کار آزموده پذیرش شده است .مانند دانشگان ایران شناسی و زبان شناسی وین اتریش و دانشگاه هاروارد و…..
    در این کتاب تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در فلات ایران مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است. فراهم کردن این کتاب کار دشوار و آناسانی است.
    دوستان گرامی و بزرگوار میتوانند متن مصاحبه با ایشان را در اینترنت بخوانند. برای انجام این کار تنها بسنده است که در صفحه گوگل جمله (دکتر جهانشاه درخشانی) را سرچ کنید.
    خواندن این جستار بسیار سودمند و ارزشمند است و همانگونه که گفتم بر پایه دانش روز جهان نوشته شده است.

    از کسانی که برای عرب پرستی خود از جستار های آقای رضا مرادی غیاث آبادی بهره گیری میکنند میخواهم که نخست بروند کتاب ایران سرزمین همیشگی آریایی نوشته ایشان را بخوانند. در کتاب ایشان از کتاب بزرگ (ایران در عصر آهن) نوشته پروفسور مدود سکایا به زیبایی یاد شده است. پروفسور مدود سکایا نیز صراحتا دستاورد های ایران باستان را ستوده اند و رد این دستاورد ها را نا بخردانه و بی پایه و بنیاد خوانده است.
    دوست ارجمند در نوشته های شما و هم قطاران شما به خوبی ستیزه جویی با تاریخ گران سنگ ایران باستان دیده میشود که ریشه در افکار پان عربیسم و پانترکیسم دارد که با پنهان شدن در پشت پرده دین مبین اسلام به ستیزه جویی می پردازند. دوست گرامی فالش می گویید و از گفته خویش دلشادید.
    شک نکنید که آینده تاریخی ایران بسیار روشن و انکار ناپذیر است و این گفته های شما و هم کیشان شما کوچکترین هنایشی (اثری) در روند پژوهش های نوین دانشمندان و اندیشمندان تاریخی ندارد.

    درود بر روان پاک بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان کورش بزرگ

    1. رضا می گوید

      درود بر چون تویی فرزانه و با فرهنگ…….. .

    2. سعید می گوید

      دوست عزیز من

      شما و همقطاران شما تاریخ را با تراوشات ذهنی و امیال و آرزوهای قلبی خود اشتباه گرفته اید البته مطمئنا تعداد بسیاری از شما به سستی و غیر واقعی بودن افسانه ها و داستان های خیالی که به نام تاریخ بزرگ ایران زمین !!! به خورد شما داده اند واقف هستید اما دوست ندارید از این خواب خوش و شیرین بیرون بیایید و واقعیت را ببینید
      کافیست کمی تفکر و تعقل کنید و داستانهای شیرین و رویایی خود را با عقل و منطق مقایسه نمایید و ببینید که چقدر باهم تناقض دارند

      دوست عزیز من اگر در زمان هخامنشیان و یا ساسانیان ستاره شناسی و ریاضیات و پزشکی وجود داشته چرا هیچکدام از شما و همقطاران شما نمیتوانید نام حتی یک دانشمند ریاضیدان و یا ستاره شناس و یا شیمیدان و فیزیکدان مربوط به آن زمان را معرفی نمایید ؟؟

      اینکه میگویید شما با تاریخ باستانی ایران دشمنی دارید و این دشمنی شما ریشه در پان عربیسم یا پان ترکیسم دارد باید بگویم که خیر ما با تاریخ ایران باستان عزیز دشمنی نداریم اما با دروغ پردازی و داستان سرایی و افسانه پردازی مخالفیم ما با ساختن پیشینه دروغین و تخصیص پیشینه ایران به یک قومیت خاص که تنها جزیی از قومیتهای ایران است مخالفیم مگر درایران ما ترکها و کردها و بلوچها و عربها زندگی نمیکنند ؟؟؟
      تمامی این اقوام نقش بسیار بزرگی در تاریخ ایران از قدیم الایام یعنی از زمان باستان تا بحال داشته اند و دارند اینکه تاریخ ایران را آریایی !!! خالص بدانیم ظلم بزرگی در حق قومیتهای دیگر که حدود ۶۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند انجام داده ایم .
      مگر قبل از دخول آریاییهای افسانه ای که جناب آقای اردشیر ریپورتر برای اولین بار آن را رواج داد اقوام دیگری قبل از آنها در ایران زندگی نمیکردند پس سرنوشت انها چه شد ؟؟؟
      از یاد نبریم که زمانی در کشور یوگسلاوی نیز صربها خود را وارث تاریخ باستان کشور یوگسلاوی میدانستند و تاریخ افسانه ای صرب را به دیگر اقوام ( کرواتها و مقدونی ها و اسلوونیهاو مسلمانها و آلبانیاییها)تحمیل میکردند اما اکنون فقط به صربستان واقعی خود محدود شده اند و اقوام دیگر هم از دست افسانه های صربی راحت شده اند

      1. میلاد می گوید

        من نمیدونم چرا بعضی ها درک نمیکنن دلیل اینکه ما اسامی دانشمندان ایرانی زمان ساسانیان و هخامنشیان نمیدونیم همین عربای سوسمارخور با اون افکار عقب مونده هستن که وقتی به کتابخونه های ایران رسیدن با این منطق که قران کفایت میکنه همه رو اتش زدن
        اصلا هیچ میدونستین دانشمندان یونان بیشترشون دزد هستن چون زمانی که اسکندر به ایران حمله کرد به جای اینکه مثل اعراب عقب افتاده کتاب اتیش بزنه فرستادشون برای دانشمندان یونانی نمونش کتابهایی که از بابل برای ارسطو فرستاده شد

        1. جواد می گوید

          احسنت بر شما

          واقعا جواب خوبی دادی خیلی قاطعانه بود !!!!

          ولی حیف که با عقل جور در نمیاد .

          1. میلاد می گوید

            اونش دیگه بستگی به عقل خودت داره

          2. جواد می گوید

            کاملا درسته

            عقل ما از دیدگاه شما و امثال شما که دوست دارید تاریخ بر اساس خواسته ها و امیال نژادپرستانه و عقده های حقارتتان باشد اینگونه است زیرا ما تاریخ را مثل شما فیلم هندی نمیبینیم

            خدایا به من بیاموز که عقده هایم را با عقیده ام نیامیزم .

          3. میلاد می گوید

            دوست عزیز ایرانیان از وقتی حقارت زده شدن که تازیان اونها رو مورد هجوم قرار دادن و مسلمون شدن تا قبل از اون ایران سرور و سالار جهان و تمدن بشری بود در بیشتر جنگها به پیروزی می رسید و از نظر ثروت یکه تاز دنیا بود
            حقارت را شما تازیان دارید که لقب سوسمارخوری تا ابد بر پیشونیتان خواهد ماند

          4. سعید می گوید

            دوست عزیز من

            درست میفرمایید چون امثال شما نیز صفتهای نژادپرست و دروغگو و ساده لوح و خوش باور و عقب مانده ترین مردم دنیا را تا ابد الدهر بر پیشانی خود خواهید داشت

            در عجبم وقتی امثال شما نژادپرستان افسانه پرست آریایی !!! خوش باور الان که عقب مانده ترین و بی کلاس ترین و بی خاصیت ترین مردم دنیا هستید و خود را با افسانه ها و داستانهای دروغین ارضا میکنید فکر میکنند که برترین مردم دنیا هستند دنیای ما به کجا خواهد رسید ؟؟؟

            آگر زمانی قسمتی از مردم اروپا به نژادپرستی و فاشیسم گرویدند شاید به این دلیل بود که از لحاظ علمی و اقتصادی و سیاسی و …. پیشرفته تر از بقیه بودند اما در عجبم شماها که امروزه عقب مانده ترین و بی بخار ترین مردم دنیا هستید چگونه با وقاحت و بی شرمی تمام خود را برترین مردم دنیا میدانید ؟؟؟
            شرمتان باد

            درود بر انسانیت و عدالت و برابری
            مرگ بر نژادپرستان و نژادپرستی
            مرگ بر افسانه پرستی و دروغ سازی

          5. sara می گوید

            سعید هیچ وقت فکر کردی چرا یه زمانی یکی از بزرگترین و پیشرفته ترین امپراطوریهای جهان بودیم ولی الان به قول شما عقب مانده ترین و بی بخار ترین مردم دنیا هستیم؟!
            این بود تحفه ای که اعراب برایما آوردند؟
            مگر نمیگویید دین شما برای رستگار کردن مردم آمده پس چرا یک کشور اسلامی بین این همه کشور پیشرفنه نیست؟!!

      2. آرمان می گوید

        آفرین به شما واین پاسخ که نشان از منطق و مطالعه دارد. متاسفانه ازاین خیل جاهلهای بی مطالعه که هیچ تخصصی در زمینه تاریخ ندارند و ازتمدن ایرانی چیزی جز داستانهای شاهنامه نمیفهمند بسیار هست. بی لیاقتی و حماقت حکام وقت را به عربها نسبت دادن جز فرافکنی وعدم پذیرش واقعیات زمان چیست؟ ایشان حداقل به یکدوره از تاریخ یعنی دوره ساسانی نگاهی بیندازند وببینند به واسطه ظلم حکام وقت چه بر مردم روا شده است. مگر اسلام غیر از رحمت وعطوفت وبرابری ویکتاپرستی ارمغان دیگری داشته است؟ تاریخ قبل ازاسلام و بعد ازاسلام البته با مطالعه وبدور از هرگونه غرض بهترین مدعاست.

        1. آرام می گوید

          شما که اینقدر سنگ عربها رو به سینه میزنید چرا اینجا مونیدین برید سرزمین پدریتون اینجا ایرانه بفهمید در ضمن دنیا میدونه کروش کیه نیازی به تایید شما نیست

    3. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلامممممممممممم … ما پان عربیسم نیستیم ما پان حقیقتیسم هستیم… چون ما دارم با دروغگویی و خیال پردازی و جعل مبارزه میکنیم
      مرگ بر ناسیونالیسم و نژاد پرستی ما مسلمان هستیم و پیرو فرمایشات پیامبرمان و ایشون میفرماید … فرقی بین عرب و عجم نیست مگر به تقوا..
      و خداوند در قران میفرماید ما همه شما را از یک زن و مرد افریدیم و بهترین شما نزد من با تقواترین شماست…. پس برای من عرب و عجم معنا نداره من دارم با درغ پردازیهای کسانی مبارزه میکنم که با دروغهایشان میخواهند جوانان را گمراه کنند>> من هم شما را به خواندن کتاب سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران…. نوشته دکتر منوچهر اقبال نخست وزیر سابق درباره شاه(ملعون) و احمد تفضلی استاد دانشگاه تهران و اشموغ ره یافته(یک موبد زرتشتی که مسلمان شده است) را بخوانید و ببینید

    4. عادل می گوید

      در دیگر کامنتهایت برایت پاسخ گذاشتم و از سایت مرادی غیاث ابادی است
      پاسخت لینک گذاشتم تو که کتابهاشو خوندی

  61. مهدی می گوید

    دین تازی ها میگه زنان کشتزار شمایند هرکاری خواستین باهاشو کنید ده تا ده تا صیغه کنید زنان اسرا وکشته های جنگم بگیرید ولی خودمونیم عجب دین باحالی.

  62. نگین می گوید

    سلام ازدواج با محارم افسانه ای بیش نیست. خواهش میکنم از اونایی که رو ایران و ایرانی بودنشون تعصب دارند.مقاله افسانه ازدواج با محارم از شاپور شهبازی رو حتما با دقت بخونن. با تشکر.

  63. عادل می گوید

    بسم الله الرحمن الرحیم
    کلمه الله هیه العلیا
    سلام علیکم
    درپاسخ به نوشته ســـــــــــــــــلمان…برادر سلمان عزیز جان من قصد تهمت ندارم و حرف بدون دلیل نمیزنم من تمام حرفام از سایتهای باستان شناسان ایرانی است و ازدواج با محارم در ایران وجود داشته حتی هرودوت پدر تاریخ و برخی دیگر از تاریخ دانان دیگر هم بر وجود ازدواج با محارم در ایران اشاره داشتن هرودوت میگوید دومین اشتباه کمبوجیه این بود که خواهرش را به مصر اورد و با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.؟
    این امر حقیقتی غیر قابل انکار است… چند لینک از سایت اقای رضا مرادی غیاث ابادی معرفی میکنم که در انها بر وجود ازدواج با محارم در ایران باستاناشاره کرده .. لازم است بگویم اقای غیاث ابادی یکی از مشهورترین و با انصافترین باستان شناسان ایران است… و تا کنون ۳۷ کتاب در دفاع از تاریخ حقیقی ایران باستان نوشته….
    http://ghiasabadi.com/ezdevaj-ba-maharem-dine-zartoshti.html

    http://ghiasabadi.com/zanesasani.html
    ………………………………………
    در ایران باستان ازدواج دیگری هم بود با نام ازدواج استقراضی که رواج زیادی داشت… اینگونه بود که مرد زن خود را بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری قرض میداد..میتونی این ازدواج رو تو اینترنت سرچ کنی و یا به کتاب .. زن در دوره ساسانی نوشته کریستیان بارتمه … رجوع کنی…در مورد ایرانی بودن من… من عرب هستم ولی ایرانیم و ایران را بسیار دوست دارم چون میهن من است… در ایران کرد و ترک و بلوچ و بختیاری و عرب و فارس زندگی میکنن و همگی ایرانی هستند و همه در دفاع از ایران در مقابل متهاجمان جان فشانی کردن..ایران متعلق به یک قوم خاصی نیست… امیدوارم از حرفام ناراحت نشی و به دونبال حقیقت باشی و احساسی عمل نکنی…. خدانگهدار

    1. ramin می گوید

      به عادل جان متحجر
      دیر زمانی است دیدگاه زیبات را مشاهده نکردیم.
      بگذریم همه این ها بهانه است، بهانه های اااشقانس
      از دور می بوسمد.

      1. ramin می گوید

        جان عدل جان بگذریم از شوخی کتاب های این سایت را مطالعه می کنی که کمی معلوماتت را تکان بدی من هم از دور تو را کم ببوسم.

        1. ramin می گوید

          داشتم از این سایت خارج میشدم گفتم یک بار دیگه عادل جان از دور ببوسمد بعد از دوریت کمی بزنم توی سر خودم بعد کمی گیسم را بکنم بعد دوباره بگم از دور میبوسمد بعد بلند شم کمی آب بخورم بعد به کارهای که فردا باید انجام بدم فکر کنم بعد دوباره از دور ببو سمد بعد گزرارشی توی مغزم دکوپاژ کنم بعد دنبال یک سوژه بکری بگردم بعد دوباره از دور ماچد کنم بعد فکر کنم بیشتر مسائل اجتماعی را سوژه کنم بعد دوباره به فقر فرهنگی ایرانیان فکر کنم ودر این حین از دور ببوسمد بعد از خستگی تا صبح بمیرم بعد صبح که بلند شدم برم دنبال بدبختی و به فکر دیشب و چه لینک های برات گذاشتم فکر کنم لبخندی بزنم و ماچی برات از راه دور اسمانی بفرستم که یهو غافلگیرت کنه و وقتی که غافلگیر شدی بزنم پس گردند تا ازاین حال هوا خارج شی و کمی معقولانه تر بیندیشی وشاید سبب خیری شدم و وقتی از دور میبوسمد مخد تکان خورد و داستان همچنان ادامه دارد و تو همون پسره سابق هستی و من هم دنبال یک فرصت جانانه که دوباره از دور ببوسمد…

  64. bahram می گوید

    با سلام . یکی از این بچه مسلمونها لطف کنه منطقی جواب منو بده. شمایی که به ایرانی های قدیم گیر دادین ازدواج با محارم یعنی خواهر در قدیم رسم بوده و اینکار رو ناپسند میشمرید میشه بگین به چه دلیل ازدواج با مثلا دختر عمو در دین اسلام رواج است؟ به بیان واضح تر ممکنه در آینده یک دینی بیاد و ازدواج با دختر عمو که ریشه خونی یکسانی نیز دارد رو مورد شماتت قرار بده . اصولا بر چه پایه علمی و فلسفی و عقلی نمیشه با خواهر ازدواج کرد ولی میشه با دختر عمو ازدواج کرد؟ خواهش میکنم از توهین بپرهیزید و منطقی جواب بدین. چون در دین اسلام اومده که میشه با دختر عمو ازدواج کرد اینکار پسندیده است؟ اگر اینجوری باشه ما هم میگیم در اون زمان مطابق دین یا هر چیز دیگه ای ازدواج با خواهر هم پسندیده بوده است.شما دین اسلام رو بی عیب و نقص میدونی طبق همین مبنا ازدواج مثلا با دختر عمو را جایز میدونی. اینو میشه بسطش داد واسه اون زمان و اون دین. یا حتی واسه آیندگان.ثابت کن خدا گفته نمیشه با خواهرت ازدواج کنی ولی میشه با دختر عموت ازدواج کنی. اگر استدلالت قرآن باشه باید اول ثابت کنی قران از طرف خدا اومده و این یعنی اینکه کارت بسیار مشکل میشه.

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلامممممممممم…. نمیدونم چند سالته و چقدر فسفر مغز سوزوندی تا این سوال رو بپرسی هرگاه دینی امد و گفت ازدواج درحتر عمو با پسر عمو اشتباه است از او دلیل میخواهیم و چون او این ادعا را کرده باید هم ثابت کند و اگر توانست ثابت کند تسلیم میشویم…ولی ازدواج خواهر با برادر در تمام ادیان الهی منع شده در دین حضرت ابراهیم و موسی و عیسی و نوح علیهم و علا نبینه السلام…چون ازدواج با محارم باعث بوجود امدن فرزندانی ناقص میشود… این یک دلیل….در ضمن در ان زمان در زمان هخامنشییان هم در سایر کشورها ازدواج با محارم امری زشت و ناپسند بوده… چرا که هرودوت که یک قرن بعد از کوروش میزیسته درباره ازدواج کمبوجیه فرزند کوروش با خواهران خود اتوسا و رکسانا اینگونه مینویسد که دومین اشتباه کمبوجیه این بود که خواهر خویش را به مصر اورد با او همانند یک زن و شوهر زندگی کرد.. توجه کنید هرودوت مینویسد دومین اشتباه یعنی اینکه این کار در ان زمان هم زشت بوده

  65. unknown می گوید

    با سلام
    این دوست نویسنده عزیز ما
    این همه نویسنده از اقوام مختلف اشاره دارند به این کار ناپسند
    دیگه معنی کلمه فلان این کار رو توجیه نمی کنه
    الان تو این سرزمین باز داره انجام میشه با یه حالت دیگه!
    برای مثال:
    البته یادتون باشه خون عوض نمیشه؟
    یه سری بزنید به دادسراها و شورای حل اختلاف ها خانوادگی؟
    بیشتر برادران و خواهرانی که برای طلاق اومدن نکته مشترکی دارند!
    آنها می گویند آیا ما با پسر این خانواده ازداواج کردهایم یا با مادر و خواهر ایشون، چون این یارو کلا با حرف های مادر و خواهرش با زنش رفتار میکنه؟
    فقط برای محظ اطلاع خون عوض نمیشه البته ما که از این قوم و اجداد نیستیم خدا رو شکر الحمدا…
    البته شما هم نیستید انشا ا… فقط تعداد انگشت شماری موندن . چون فردوسی و رودکی و سعدی و حافظ و… هیچکدام اینهارو نمیشناسه (هخامنشی و داریوش و کوروش اصلا در کتاب ایشون وجود نداره)بدلیل اینکه این یاغیها به زور اومده بودند همون اسکندر دمش گرم مثل مورچه لهشون کرد و محو نابود شدند.البته توصیه میکنم تصاویر نقش برجسته های آشوریان رو ببینید اینها از همون قومند از نقش خداشون گرفته تا چهره این شاه الاغشان. حتما کتاب دوازده قرن سکوت هم یادتون نره بخونین . دو قرن نه ها دوازده قرن رو میگم.

    1. میلاد می گوید

      ببین تو چقدر عقب افتاده هستی که حرفای احمق بزرگ ناصر پورپیراز مدرک قرار دادی البته من با ۱۲ قرن سکوت موافقم ولی بعد از اسلام نه قبل از اسلام
      تو که میگی اسکندر مثل مورچه لهتون کرد برو ببین پارت ها جانشنان اسکندر رو چه جوری خرد کردن

  66. ramin می گوید

    اک
    عادل جون تو عرب نیستی عزیزم تو عرب شده هستی می تونی با یک سرچ مشخصات ظاهری خود را با نژ اد تازیان تطبیق بدهی اگه همان مشخصات را داشتی سید هستی ولی اگه نبود عرب شده های خوزستان هستی.که مثلت مانند اون کاتولیکی هست که از پاپ کاتولیک تره. تا مشخص نشدن نژادت از بوسیدن تو از راه دور معذور هستم
    با تشکر روابط عمومی بوس کنان
    اک گفتم چرا خودت را برای این تازیان جر میدی اک
    شیطون چرا زودتر خودت را معرفی نکردی…..
    سریع تکلیف منو روشن کن من آدم عجولی هستم دیر جواب بدی دست بکارمیشم توی خیابان یا شب توی خواب غافلگیرت میکنم. میل خودته اگه دلته دیر جوب بده . از الان سی ثانیه وقت داری خودم میشمارم ۱-۲ -۳-۴-۵-۶-۷-۳۰ وقتت تمام شده دوستان این لینک شاهد باشن بهش اخطار دادم.
    عادل جان از الان خوب اطراف خودت را بپا نگی نگفتی

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      الهم انصر الاسلام و المسلیمین…
      ببین رامین ای کاش کنارم بودی تا نشونت میدادم نصرتی کیلویی چنده یادت نره من عربم… تمام اعرابی که در ایران هستند عرب هستند و نه مستعرب… همگی شجره نامه دارن و خوب خود را میشناسند مثلا من از قبیله بنی جمیل هستم میتونی درباره این قبیله تو گوگل سرچ کنی…منتها ایرانی هستم و ایران اسلامی را دوست دارم … زنده باد ایران اسلامی

      1. ramin می گوید

        بغ بغ
        ( تبریک عمر بن خطاب به علی ابن ابی طالب بنا بر گفته شیعیان در غدیر)
        بازگشت پیروزمندانه و کوبنده ،عادل را به تمامی بر و بچ این سایت مخصوصا عمو ر امین تبریک عرض می نمایم.
        عمو جان کجا بودی ؟ دلمان برات تنگ شده بود . نگفتی کسی چشم براهته شیطون ما را به امان الله ول کردی.
        خوب میبنم که با توپ پری هم برگشتی !
        در هر صورت خوش آمدی .

  67. ايران ويج می گوید

    با درود فراوان
    بنده به آن دسته از دوستانی که میگویند تاریخ شکوهمند ایران این سرزمین نخستین ها از سفال و کشاورزی و خانه سازی و یکتا پرستی گرفته تا ریاضیات و هندسه و فیزیک و ستاره شناسی و ذوب فلز و موسیقی و….دروغ افسانه است میخواهم که تنها و تنها با سند و مدارک دانشی سخن بگویند
    ما نه حوصله درد دل شنیدن داریم و با نابخردان کاری داریم. هر وقت دوست داشتین در هر کدام از جستارهای بالا گفتگویی بر پایه دانش و مدارک دانشی و استوار داشته باشیم بنده آماده ام ولی تلاش کنید که حتما دست پر بیایید چون گمان نکید که مانند آب خوردن به شما اثبات خواهم کرد که کی افسانه سرایی و خیال پردازی میکند!!!!!! ما و یا شما!!!!!!!!؟؟؟؟؟
    از دوستان میهن دوست گرامی درخواست میکنم هرگز روش این میهن ستیزان را در پیش نگیرند و با تندی و ناسزا و توهین به دیگر ادیان پاسخ آنها را ندهند
    بنده یاد آور میشوم که تنها و تنها با روش فرهنگ و دانش که میراث گرانبهای نیاکان ما میباشد پیش بروید و هرگز به بیهوده گویی های ایشان رویکردی نداشته باشید
    به شما این نوید را خواهم داد که آینده تاریخی و باستانی سرزمین ایران بسیار روشن است بگونه ای که تمام فرهنگ های دیگر مانند تمدن سومر و آشور …. تا مصر را در بر میگیرد.
    اگر این دوستان میهن ستیز مدارکشان را رو کنند من هم دانه به دانه به جستارهای نامبرده خواهم پرداخت.
    دوستان گرامی سرزمین ایران مراحل بسیار دشوارتر و سخت تر از امروز را پشت سر گذاشته است

    1. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      سلام علی المسلیمین
      اقای ویچ شما اول چشماتو بشور تا بتونی ببینی تمام مدارک در بالا هست
      ولی چندتا بهت میگم… در ایران باستان ازدواجی مرسوم بود با نام ازدواج استقراضی اینگونه بود که مرد میتوانست بدون نیاز به اجازه زن زن خود را به مرد دیگری برای مدتی قرض دهد… کتاب زن در دوره ساسانی نوشته کنستیان بارتمه.. و یک لینک در این باره از سایت مرادی غیاث ابادی هم بهت میدم…
      http://ghiasabadi.com/zanesasani.html

      http://ghiasabadi.com/zanesasani-02.html
      ……………………………………………..
      مدرک بعدی تاریخ تمدن اثر ویل دورانت میگوید…. در ایران باستان خط نویسی را امری زنانه میدانستند و مردان به بیسوادی خود میبالیدن… خو این مردم با این طرز تفکر چگونه میتوانستند از نجوم و غیره به قول تو سر در بیاورن…. ۳…. کتاب سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران… سه نویسنده داره… دکتر منوچهر اقبال.. نخست وزیر دربار شاه… احمد تفضلی استاد دانشگاه تهران که توسط زرتشتیان ترور شد و سومی یک موبد زرتشتی است که مسلمان شده و نام خود را اشموغ ره یافته گداشته به هرودوت هم میتوانی درباره ازدواج کمبوجیه با خواهرانش رجوع کنی ….. درباره کوروش … کوروش افسانه ایی از سایت رضا مرادی غیاث ابادی باستان پژوه و تاریخ نگار ایران…به لینک زیر رجوع کن..
      http://ghiasabadi.com/true-cyrus-and-fantasy-cyrus.html
      ………………………………….
      کوروش زرتشتی نبود چرا که اگر بود او را دفن نمیکردن چون زرتشتیها مردگان خود را دفن نمیکردن… کوروش یکتا پرست هم نبود … مدرک منشور خود کوروش رجوع کن..
      http://shahaab.blogfa.com/post-73.aspx

  68. ايران ويج می گوید

    به دوست گرامی که از کتاب ۱۲ قرن سکوت در مقابل ۲ قرن سکوت سخن می گویند میخواهم که بیش از این ما رو به خنده نیندازند
    شما کتاب یک دیپلمه بیسواد مانند ناصر پور پیرار را مدرک معتبر میخوانید!!!!!؟؟؟؟؟؟؟ پناه میبریم به به خدا از این همه عقده نسبت به ایران
    دوست گرامی این آقا یک ویراستار ساده بوده است و نام اصلی وی ناصر بنا کننده میباشد. لطفا ابتدا بروید در مورد سوابق ایشان در حزب توده و دلیل اخراج وی از این حزب را بررسی کنید بعد چرندیات ایشان را برای ما سند قرار دهید!!!!!
    ایشان در کتاب (به زبان داریوش) از هاید کری ماخ بعنوان یک ویراستار ساده از هخامنشیان ستایش کرده است. نکند ایشان به یکباره وحی الهی بهشون نازل شد!!!؟؟؟
    شما در اینترنت به راحتی آب خوردن سوتی های ایشان را در کتابهای چرند و پرند شان خواهید یافت خواهشمندم چندتا از این سوتی های خنده دار ایشان را برای همه بنویسید تا با هم به گفته های ایشان و متقابلا شما بخندیم
    دوست گرامی آقای پورپیرار و دار و دسته پانترک و پان عربیسمشون خیلی وقت که آبروشون رفته خواهشمندم نخست یک پژوهش ساده انجام دهید سپس اینگونه با عقده به تاریخ بی گمان ایران حمله ور شوید
    در باره حافظ و سعدی بهتر بدونید ایشان با زیرکی تمام بسیاری از تاریخ و فرهنگ ایران را بارمز و راز نگهداری کرده اند اگر باور نداری برو یک تحقیق کوچولو در مورد آیین میترائیسم و حافظ برای دست گرمی انجام بده و حتما نتیجه اش را برای ما و دوستان بگو تا با هم به گفته های آقای پورپیرار و شما بخندیم.
    در مورد فردوسی و کورش دوستان گرامی را به سایت بنیاد نیشابور و استاد فریدون جنیدی رهنمون میکنم
    دوست گرامی داستان آقا ناصرتون خیلی وقت تموم شده سند معتبر دانشی رو کن
    در مورد اسکندر جونت هم بهتر بدنی که خود غربیها هم دیگر اعتقادی به این دروغ پردازی های هردوت ندارند دوست داشتی سند رو کن تا برات سند رو کنم تا ببینی کی مانند مورچه کی له کرده ما یا یونان

    در مورد ادعای اسلاو بودن هخامنشیان و پارسیان دانش ژنتیک و همچنین کتاب دکتر جهانشاه درخشانی که در آلمان به زبان آلمانی چاپ شده و در ایران نیز توسط انتشارات دانشنامه کاشان به چاپ رسیده است ، مشت محکی تو دهان آقا ناصرتون و دوستان گرامیش مانند شما زده است. دوست داشتی از سخنان چرند و پرند آقا ناصرتون بگو تا پاسخ درخوری دریافت کنی

    1. سعید می گوید

      احسنت بر شما ایرانوویچ

      اگر آقای پورپیرار بیسواد است پس چرا دانشمندان شما تابحال نتوانسته اند حتی یکبار هم جوابی به سندهای محکم و منطقی ایشن بدهند ؟؟؟؟
      چرا شما کتابهای خنده دار و فیلم هندی گونانه دو قرن سکوت و کتابهای دیگر که در واقع نوعی نمایشنامه فانتزی میباشد را براحتی بدون هیچ تفکر و منطقی قبول میکنید اما صحبتهای آقای پورپیرار را که بر اساس استدلال و اسناد تاریخی محکم میباشد را خنده دار توصیف میکنید ؟؟؟
      البته به شما حق میدهم اگر کسی یکشبه تمام کاخهای خیالی شما را زیر سوال ببرد واقعا سخت است زیرا این کاخهای افسانه ای پرزرق و برق از خانه عنکبوت هم سست تر است و با کمی تفکر و استدلال و منطق ویران میشود .

      1. میلاد می گوید

        حالا که خیلی علاقه مندی چندتا از سوتی های بزرگ این مردک “ناصر بناکننده”برات میگم
        به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم: بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و ‘بقایای ساسانیان’» باعث فروپاشی بنی امیه شده است؛ و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! در جایی اسکندر مقدونی را به خاطر بر انداختن پادشاهی هخامنشیان می‌ستاید و در جای دیگر منکر بروز جنگ بین هخامنشیان و اسکندر مقدونی شده و مدعی است که یهودیان داستان این جنگ را ساخته‌اند تا پوریم پنهان بماند و کسی نفهمد که ایران خالی از سکنه بوده است! در جایی دیگر می گوید اشکانیان یونانی بودن درحالیکه نمیدونه یونانیها حرف ش ندارن!
        بسته یا بازم بگم چون به شیعه ها هم خیلی گیر داده مثلا ناقض جانشینی علی بعد از محمد شده
        شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ رو جعلی دونسته
        وجود بابک خرمدین رد کرده

      2. عادل می گوید

        بسم الله الرحمن الرحیم
        کلمه الله هیه العلیا
        سلام سعید…. در کامنت زیر بعد از کامنت خودت و میلاد چند لینک دادم درباره نقد زرین کوب حتما بخون

    2. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      ……………….. حالا که شما درباره سرچ در اینترنت مینویسید من هم به شما چند لینک درباره نقد کتاب دوقرن سکوت زرین کوب میدهم و در یکی از این پستها خود زرین کوب میگه که این کتابو در دوران نپختگیه خودش نوشته……….. بخونید

      http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Archive/%D8%B2%D8%B1%D9%8A%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%A8/

      http://shahaab.blogfa.com/post-98.aspx

      ……………………
      http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Posts/283/%D8%AA%D8%BA%D9%8A%D9%8A%D8%B1+%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%8A%D8%B4%D9%87+%D8%AF%D8%B1+%D8%B2%D8%B1%D9%8A%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%A8/

  69. ramin می گوید

    ای بابا در حال بیرون کردن خنگولی بودم دیدم منگولی هم به جمع ما پیوسته
    چند بارگفتم؛ اگه یک کتاب توی عمرتون خواندید زود جوگیر نشید برید یک کتاب دیگه توی همین موضوع از یه آدمی که معلومه دیروز چکاره بوده بخوانید بعد چند روزی روی موضوعاتی که ذهنتان را مشغول کرده فکر کنید و با چند نفر اهل فکر و اندیشه نظرهایتان را در میان بزارید تازه اگه به شما نخندیدن بیا اینجا نظرت را بنویس تا ما هم از آن استفاده کنیم.
    آفرین صد آفرین هزار سیصد آفرین
    این هندوانه تا بری دنبال یک کتاب دیگه

  70. ramin می گوید

    بی خیال سعید جان
    کمتر کسی است که به منصف نبودن دکتر زرین کوب اذعان داشته باشد، اما همه پور پیرا توده ای سابق و رفیق گرمابه حسین بازجو را می شناسند.
    بی شک تاریخ باستان ما تیره است و نمی توان به درستی مورد قضاوت قرارش داد اما نه آنگونه که دیگران آن را بزرگ می کنند، ولی دارای تمدنی غنی است .
    چون وقتی یونان به جمهوریش سرگرم بود و فلاسفه آن بهش می نازیده ، یکی از همین فیلسوف ها به نام گزنفون می آید از نظام سلطنتی(گند) ایران وشخص کوروش مینویسد . پس افسانه نیست اما ما مردم اغراق و تفریط هستیم،یا نمی بینیم یا خیلی می بینیم و هیچ وقت تاریخ گذشتگان را منصفانه نقد نکردیم.

  71. ايران ويچ می گوید

    با درود فراوان
    ۱) دوست گرامی از من پرسیده بودید اگر آقای پورپیرار بیسواد است پس چرا تا کنون کسی به ایشان حتی یکبار هم پاسخ نداده!!!!؟؟؟؟

    من باید به گفته هایم علاوه بر بیسواد بودن جناب ناصر خان به نا آگاهی مفرط شما هم بیافزایم. شما اصلا گزارشهای من با دقت میخوانید!!!؟؟؟ بنده در گزارشهای پیشینم به شما گفتم که سوتی های وحشتناک خنده دار و مضحک ایشان را می توانید به راحتی آب خوردن در اینترنت بیابید و بخوانید.
    دوست و هموطن گرامی کار ایشان بجایی رسیده است که حتی یک شخص آماتور هم به راحتی دلایل ایشان را رد میکند
    شما به بنده بگویید هنگامی که منشور آزادی کورش بزرگ را به موزه ایران باستان آوردند و بسیاری از دانشجویان و استادان تاریخ از ایشان دعوت به مناظره با داوری هر کس که آقا ناصر بخواهدکردند ایشان یک دفعه کجا غیبشون زد!!!!!!!؟؟؟؟؟ نکنه ترسیدند که این مغز انیشتن گونه شان را بدوزدند!!!!!!؟؟؟؟ به قول معروف دنبال سوراخ موش میگشتن
    ۲)اگر شما نمی دانید دکتر داریوش احمدی و آقای علیرضا افشار کتابهای بسیار درخور و شایسته و پاسخ های کوبنده و استواری با این بت پانعربیسم و پهلوان پوشالی پانترکیسم داده اند کوتاهی و تقصیر از نا آگاهی مفرط شما است
    ۳) دکتر امید عطایی فرد بارها در سخنرانی هایشان از ایشان دعوت به مناظره رو در رو با داوری هر کسی که آقا ناصرتون بخواهد و در هر کشوری حتی یک کشور عربی کرده اند. شما آگاه نیستید مشکل از ماست!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما که تا کنون به محضر این پهلوان پوشالی شرف یاب نشدیم اگر شما شدید این پیغام را به ایشان برسانید و پاسخش رو برای ما و دیگر دوستان بنویسید
    ۴) از چه سند آقای پور پیرار نام میبرید ایشان که یکسره هرچی سند و مدرک با اندیشه پلید و مضحک خود به یهودی و مسیحی و شعوبیعه نسبت میده!!!!؟؟؟؟

  72. ايران ويچ می گوید

    ۵)) شما پاسخ پرسش من در مورد پیشگفتار آقا ناصر در کتاب (به زبان داریوش) که ایشان یک ویراستار ساده بودند را ندادید!!!؟؟؟ ایشان در آن کتاب از ایران باستان به ویژه هخامنشیان ستایش کرده اند!!! به ایشان یهویی وحی نازل میشه!!!؟؟؟؟ پناه میبریم به خدای بزرگ

    ۶) کاخ بزرگ و باشکوه تاریخ ایران به اندازه ای بزرگ و استوار و جاودان است که خیلی گنده تر از آقا ناصر دیپلمه هم هیچ غلطی تا کنون نتوانسته اند بکنند همه شون با هم اندازه بال زدن یک خرمگس نمی تونند به این کاخ جاودان و استوار گزند و آسیبی برسونند آقا ناصر که…..

    ۷) ما فیلم هندی تعریف میکنیم یا شما طرفداران نا آگاه آقا ناصر دوست گرامی هر انسان با خرد و آگاه و بی غرضی کتاب های چرند و پرند و بسیار خنده دار ایشان رو بخونه میگه ۱۰۰ رحمت به فیلم هندی

    ۸) ما داعیه تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران رو دارین آن وقت شما و آقا ناصر هنوز تو تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران گیر کردین!!!!؟؟؟

    ۹) با من با دانش های زبانشناسی، معماری، موسیقی، ریاضی و ستاره شناسی، آب و هوای باستانی،آیین شناسی،نماد شناسی و….
    سخن بگویید این داستان گویی ها رو بگذارید برای قصه های شب رادیو

    ۱۰) راستی در باره دلیل اخراج این توده ای نادان از حزب توده تحقیق کردی!!!؟؟؟ اگر تحقیق کردی پاسخش رو برای ما و دیگر دوستان حتما بنویس

  73. ramin می گوید

    کجایی؟!

  74. ramin می گوید

    دلمان برای نظریه های خنک د تن شده.

    1. ramin می گوید

      معذرت اون کلمه تن نیست تنگ است.
      دوستان هم شک نکنند که قصد داریم امار این لینک را بالا بکشیم ، چون اصلا اینجور مرامی ندارم جون عادل

  75. ايران ويچ می گوید

    با درود فراوان
    دوستان و هم میهنان گرامی این بنده کوچک چندین سال است که درباره تاریخ ایران باستان پژوهش های بسیاری با بهره گیری از استادان و دانش های گوناگون انجام داده ام
    آرمانم از شرکت در این گفتگوها دگرگون کردن دیدگاه برخی از دوستان میهن ستیز نیست چون تجربه چندین ساله این را به من نشان داده است که هرگز نمی توان راه خرد ورزی و درستی را در روش های گفتگو با ایشان پیدا کرد.
    دوستان گرامی همانگونه که در گزارش های پیشین خود یاد آور شدم تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران بیگمان و حتمی است و این جستار به میانجی گری دانش های گوناگون به درستی اثبات شده است.
    دوستان گرامی افراد میهن فروشی مانند ناصر پورپیرار که نام اصلی وی ناصر بنا کننده و یک اخراجی از حزب توده است در حد و اندازه این حرفها نیستند که بخواهند ما را در این راه راست و استوار ناکام بگذارند.
    دهها قرن است که سرزمین ایران با این گونه افراد دست و پنجه نرم میکند و همواره با توانمندی بسیار پوزه ناپاک ایشان را به خاک مالیده است.
    این گونه افراد جز بازیچه ای برای اربابان کمونیست و پانعربیسم و پانترکیسم و بتی شکننده و پهلوانی پوشالی برای افراد نا آگاه که هرگز راه خرد را نمی شناسند چیز دیگری نیستند.
    دوستان گرامی من شما را به خواندن متن گفتگو با دکتر جهانشاه درخشانی در اینترنت رهنمون مینمایم برای این کار بسنده است که تنها در جوینده گوگل نام (دکتر جهانشاه درخشانی) را سرچ کنید.
    با خواندن این متن درخواهید یافت که تاریخ ایران باستان چه اندازه بزرگ و با شکوه است و جهان دانش چگونه تاریخ جهان را به سود ایران دگرگون میکند.
    پاینده باد ایران همیشه جاوید

    1. ramin می گوید

      دوست گر امی
      از لینک های که نوشته ای سطح اطلاعات شما معلوم است، اما شما هم به دردی مبتلا هستید که بسیاری از محققین و پزوهشگران مبتلا به آن هستند، بیماری خاک وخون.
      بی شک آریائیان قومی مهاجم هستند، اما فرهنگ جهان شمول وتاثیر گذار آن ها بی اغراق بر جهان را نمی توان انکار کرد،
      پس اگر توده ای هم به این مسئله اشاره کرد این دیدگاه نادیده نگیریم.
      آری اقوام مهاجمی از مناطق مختلف وارد این آب و خاک شدن وفرهنگ های مختلفی را به جا گذاشتندفرقی ندارد آریایی ،عرب یا ترک باشه.
      نهایت اگر به دنبال ایرانی پایدار هستیم باید فرهنگی مبتنی بر انسان گرایی را برگزینیم فرهنگهای بد را بدور افکنیم.
      اگر مطالبات به حق عرب ها ، ترک ها و دیگر اقوام این آب خاک داده شود هیچ وقت این اقوام نسبت به قوم فارس جبهه نمی گیرند.
      پس سخن آخر احترام نسبت فرهنگی که به فرهنگ شما احترام می گذارد.
      پاینده انسان گرایی

  76. بهمن سوشیانت می گوید

    مطمئنا تمام دوستان میدونن که گذشته پر افتخار ایران چه بوده
    اقای عادل دلیل علاقشون به اسلام قابل بحث نیس و توجیهی نمیخواد و نیازی به شوند و مدرک نداره اما نکته قابل بحث علاقه ایشون به فرهنگ عربی هستش
    شوند ( دلیل ) علاقشون به فرهنگ عرب رو توضیح بدن ممنون میشیم

    1. ramin می گوید

      بهمن عزیز
      فرهنگ عربی و یاکلی تر بگیم سامی نژادها سابقه بس توانی تر از آریایی ها دارند و حمورابی یکی از پاشاهان این قوم شاه بابل از سلسله اکدی در حدود ۶۰۰ سال قبل از اینکه به کورش کبیر استوانه حقوق بشر را نسبت دهند ، حقوق عرفی مردم خود را بر ستون های می نگارد و در معابد بابل میگذارد .
      من احتمال می دهم استوانه کورش کبیر هم هدیه ای از روحانیون این معابد بابلی است به خاطر تسامح کورش کبیر است.
      پس خواهش مندیم نسبت به فرهنگ ها و قومیت ها جبهه نگیریم،. همچون پادشاه و قهرمان بزرگ ایران زمین کورش کبیر، نسبت به همه تسامح و تساهل داشته باشیم.
      و خیالت راهت اگر گذشته ماپر افتخار بوده الان از آن چیزی می ماند.
      نمی خواستم نام چنگیز را بدانم
      نمی خواستم نام نادر را بدانم
      نام شاهان را
      محمد خواجه و تیمور لنگ
      (نام خفت دهنده گان را نمی خواستم و
      خفت چشنده گان را)
      می خواستم نام تو را بدانم
      و تنها نامی را که می خواستم
      ندانستم
      پس در طول تارخ ما فقط خفت چشنده بوده ایم بس

    2. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کلمه الله هیه العلیا
      اقای بهمن…. همانگونه که شما به قومیت خود علاقه دارید من هم دارم زیرا بنده عرب هستم ولی مهم اینه مه ایرانی هستم و ایران وطنمه و دوستش دارم ولی باید بدانید که من قصد دفاع از قوم عربی را ندارم فقط میخواهم با دروغ پردازان مبارزه علمی کنم …برای من انسانیت مهمتره نه قومیت….اکرمکم عند الله اتقاکم….

      1. بهمن شوسيانت می گوید

        به به به اگه بدونی رامین چند ساله از فراغ شما مریض و بینوا شده!!!!

        درود بر شما عزیزم
        من دوست دارم هزار تا فقط جون سوشیانت انقد عربی ننویس تورو خدا

        1. عادل می گوید

          بسم الله الرحمن الرحیم
          کلمه الله هیه العلیا
          درود بر شما….. ممنونم از اظهار لطفتون من دارم فارسی مینویسم ولی تو شروع بخاطر علاقم این دو جمله بزرگ رو با زبان عربی مینویسم…. من نمیدونم چرا اینقدر بی دلیل با اعراب ضد هستین ما در مملکتی زندگی میکنیم که دارای گویشهای فراوانی است و هر کسی گویش خودشو دوست داره و این حرفا باعث ایجاد تفرقه بین احاد و اقوام میشود تازه از این حرف شما از انسانی که در قرن ۲۰ داره زندگی میکنه بعیده..از دیوو درد ملولمو انسانم ارزوست…. من الله التوفیق

  77. ramin می گوید

    جان خودم شوخی هایم با عادل از سر دوستیه و قصد دیگری نداشتم و در این اواخر فهمیدم عرب است مگر نه به قومیتش کاری ندارم .هر کی باشه از هر کجا من به تفکرش کار داشتم. نظراتش را هم یا خودم چیزی بر ای ردش میگفتم یا ارجاعش می دادم به همین سایت
    احتمالا هم سرش شلوغه و به زودی به ما خواهد پیوست،و با استدلال های کشکیش باز به ما حال خواهد داد.
    برای سلامتی عادل عزیز دعا فرماییم.

  78. ايران ويچ می گوید

    با درود فراوان
    ۱) همانگونه که بارها گفتم شما تنها به سفسته کاری می پردازید!!!!
    ۲) شما هرگز به پرسش های من پاسخ ندادید!!!؟؟؟
    ۳) دوست گرامی جستار اخلاقیات یک چیز است و جستار تاریخ و باستان شناسی چیز دیگری باز کردن این جستار هیچ کمکی به شما نخواهد کرد
    ۴) آگاهی شما در باره اقوام آریایی بسیار اندک و جهت دار می باشد.
    ۵) در باره اقوام سامی نژاد و دیرینگی آنها انگار شما گزارش های بنده را سرسری می خوانید!!!!؟؟؟؟؟ بنده آشکارا از واژه دسشت کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران نام بردم آکد و بابل و آشور و حتی سومر خورده فرهنگ های ایران هستند.
    ۶) دانش زبان شناسی و نماد شناسی ثابت کرده است که سده ها پیش از ورود سومری ها در میان رودان قوم آریایی گوتی در آنجا زندگی میکرده است.
    ۷) لوحی از سومری ها به دست آمده که ثابت می کند آنها تحت تاثیر معماری ایران بوده اند
    ۸) خواستی سند رو کن تا من هم سند هام رو کنم.
    ۹)* بهتر بدونید داستان ساختگی و بی سند مهاجرت آریایی ها به ایران و کشتار اقوام پیش از خودشان امروزه در جهان دانش کوچکترین جایگاهی ندارد و به زباله دان تاریخ پیوسته است پس بیهوده با واژه های من درآوردی (خاک و خون و…. )بازی نکنید
    ۱۰) یاد آوری میکنم تاریخ دست کم ۱۰۰۰۰ ساله آریایی ها در ایران بیگمان و حتمی است

    1. ramin می گوید

      دست عزیز
      با هم دعوایی نداریمٰ
      اگر آریایی ها در ایران تاریخی ۱۰۰۰۰ ساله داشته باشند باید اثری یا یافته ای از آن ها با مدرک موثق باستان شناسی بیاری.
      ٰدر قرن ۱۹ باستان شناسان اولین مدنیت و شهر نشینی را در کردستان عراق در زاوی شنیدر پیدا کردن با قدمتی ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در همین غار های منطقه انسان ها نئادرتال نیز یافت شده با قدمتی ۲۵۰۰۰ ساله.
      یقینا هر چند در بین پژوهشگران اختلاف عقیده است اما در نهایت اریایی هامهاجرتی ۵۰۰۰ ساله دارند.
      در منطقه غرب ایران ما قبل از آمدن آریایی ها گوتی ها ٰلولوبی ها و کاسی ها را داشتیم که چهارصد سال در میان رودان حکومت کرده اندکه محدوده حکومت آنها تا کناره دریایی مازندران بوده ومدتی این دریا را کاسپین می نامیدن. برای گفته های بالا منبع دارم خواستی ارائه می کنم.
      پس سخنانمان را با مدرک بگویم .
      قربانت

  79. ايران ويچ می گوید

    آقا رامین هر هنگام که دوست داشتی به من بگو تا شما رو از این گمراهی که گرفتار آن شدید به در آورم.
    از فرهنگ ایران چیزی نمانده!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
    این سخن شما خنده دار ترین سخنی است که یک ایرانی!!!!!! میتواند در مورد فرهنگ و تاریخ ایران بگوید. پناه میبریم به خداوند بزرگ
    آقا رامین تنها و تنها با سند و مدرک سخن بگویید. دانه دانه در مورد جستار ها پیشین مدرک رو کنید تا به راحتی آب خوردن به شما ثابت کنم که جهان دانش ایران شناسی کجاست و شما پیروان نا آْگاهی و سفسته کجا!!!!!!؟؟؟

    1. ramin می گوید

      دوست عزیز
      من ادعا میکنم از فرهنگی که شما به آن می بالید چیزی نمانده.
      شما که به این فرهنگ می نازید بگویید من به چه این فرهنگ افتخار کنم!؟
      به جز خفت دهندگان؛نامی از کورش و داریوش نیاورید از فرهنگ رو به تعالی این سامان بگویدسفسطه هم نمی کنیم .

    2. ramin می گوید

      ایران ویچ گیان
      فکر کنم الان وقتشه دست منو بگیری و از این گمراهی و ضلالت درم آری.
      ای منجی
      ای معلم
      ای کسی که همه چیو به آب می بندی و کسی هم نیس دستو بگیره.
      جان عادلم هر چی توی تاریخ ایران باستان و دوره اسلامی گشتم به جزء خفت خواری از ایرانی چیزی نیدم ، البته نه که ندیدم ، دیدم اما بسیار کم .
      جان عادل چند تا از ویژگی های خوب ایرانی را بگی من سرمو مینازم زیر از خجالت ، به اندازه انگشتان دستتم باشه کفایت میکنه و دیه توی این سایت پرروی نمکنم و عین پسر خوب سرم را می نازم پایین و هر چی تو گفتی میگم راست میگه نمی زارم کسی بگه بالای چشت ابرو ، اتیش توی چششان روشن میکنم.
      این با لهجه برات نوشتم حال کنی.

  80. بهمن سوشیانت می گوید

    درود بر همگی. دوست عزیزم اقا یا خانوم ایرانویج درود بر شما. در باره اقای رامین باید گفت که ایون از با شعورترین و با دانش ترین بچه های سایت هست و من احترام زیادی برای ایشون قائلم.
    درباره تاریخ ۱۰۰۰۰ ساله بله درست میگید دوست گلم
    اولین قومهای اریایی که وارد ایران شدن بسیار قدیمی و حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش بود
    دوستان اشتباه نکنیم ,مادها پارسها و بعدها پارتها که وارد کشور عزیزمون شدند اولین اریاییها نبودند. قبل از اونها اقوامی مثل لولوبیها و گوتیها که به ایران باختری حوالی اذرابادگان و کردستان امدندو همینطور اقوام مانوش که کبه طبرستان و تمیشه و امل وارد شدند. البته اقوام دیگه ای هم بودند که از حوصله بحث خارجه
    این گروه های کوچک و گروههای بزرگتری مثل مادها و پارسها که بعدها اومدن , مردمان اصلی و قدیمی فلات ایران رو نابود نکردن
    بلکه بخاطر کثرت اریایی ها, اقوام دیگه مثل تمدن جیرفت و کاسی و… داخل اریایی ها حل شدند
    فقط اقوام خوزی که همون ایلامیهای باستان بودند استقلال نژادی خودشونو حفظ کردند و همواره یکی از ساتراپی های ایران و حامی قدرتمند اریایی ها بودند در زمانهای هخامنیان و ساسانیان. که به لطف حمله عرب تمامشون منقرض شدن.
    دوس دارم رامین عزیزم هم ادامه این بحثو بگیره
    در ضمن دوستان لطف کنن به کامنتای بالاتر پاسخ ندن و پاسخ های خودشون پایین اخرین کامنت بزارن تا مجبور نشیم هر بار کامنتی بالارو چک کنیم

    قربان همتون . بهمن (آبتین)

    1. ramin می گوید

      سلام بهمن جان
      از تعریفات خوشمان آمد و ما را رو گیر کرد بهت گیر ندیم ،جان خودت کم کم دارم به خودم گیر میدم اخه کسی نیست سر به سر ما بزاره . اون جریان ۱۰۰۰۰۰ سال را ندیده میگیرم اما به شرطی که دیگه حتی جوی آیینه هم برای خودت تعریف نکنی خوب مرسی .
      عادل کجایی!؟

      1. ramin می گوید

        ببخشید مثل این که برای ده هزار سال یک نقطه اضافه نوشته بودم .
        عادل کجایی مردیم از درد جدایی.

        1. بهمن سوشیانت می گوید

          سلام
          اومدم قاتی کنم یهو خودت گفتی یه صفر اضافه گذاشتی !!!!!
          رامین جون اولا ما دوست داریم
          دوما اطلاعاتتو دوس داریم
          سوما بیا بزن تو گوش ما!
          چهارما چیزی پیدا نکردی گیر بدی جز یه صفر اضافه !!!!!
          بوس بای

    2. عادل می گوید

      بسم الله الرحمن الرحیم
      کمه الله هیه العلیا
      بهمن خان من تا جایی که میدانم اریایی ها المانی ها هستند و پارتها و مادها روسی هستند و از روسیه وارد ایران شدند پس سنخیتی بین این دو قوم نیست

      1. Mohammad می گوید

        البته از روی تاریخ ساختگی خودتان!!!

  81. بهمن سوشیانت می گوید

    راستی یه سوال از انی جون دارم
    عزیزم کتاب اوستا رو به زبان فارسی امروزی میزاری واسه دانلود تو سایت?

  82. ايران ويچ می گوید

    با درود فراوان
    دوست گرامی اینکه شما به یکباره به دنبال دوران غار نشینی میروید و به یکباره از تاریخ ۲۵۰۰۰ ساله به دوران کاسی ها و لولوبی ها و گوتی ها میروید کاملا بیرون از جستارهای دانشی است و هرگز این گونه پژوهش های مجهول و ناشناخته بار دانشی ندارند

    دوست گرامی ما در خود شهرهای ایران به ویژه در بهشهر مازنداران و خمین و لرستان غارهایی با همین قدمت و حتی چند هزار سال کهن تر داریم

    آیا شما می دانید منظور از نژاد آریایی چیست!؟
    آیا میدانید منظور اوستا و شاهنامه و بن دهش از این نژاد چه کسانی و با چه مشخصات ژنتیکی است!؟

    در مورد اقوام گوتی و لولوبی و مانا و ماد و به ویژه کاسی ها آیا میدانستید بنابر تازه ترین پژوهش ها این اقوام بلا منازع آریایی نامیده شده اند. دوست گرامی این داستان اقوام به اصطلاح پیش از آریایی که توسط اروپاییان مغرضی مانند گیریشمن و ویل دورانت و …. برای سرکوبی تمدن ایران به دروغ ساختند دیگر هیچ جایگاهی در انجمن های دانشی جهان ندارد.
    آیا از اسنا کشف شده کاسی ها و هیتی های یقینا آریایی در محوطه باستانی سقاره مصر که آریایی بودن این اقوام را مسجل کرد آگاهی دارید!!!؟؟؟
    دوست گرامی آیا در مورد مجسمه سر مفرغی یک گوتی که در نزدیکی همدان کشف شده آگاهی دارید!!؟؟

    برای شروع در مورد کاسی های آریایی که همانطور که میدانید چندین سده در میان رودان حکومت کردند لطفا کتاب (تاریخ بابل) نوشته سر لئونارد ویلیام کنیگ را بخوانید تا متوجه اشتباه خودتون در مورد کاسی های بیگمان آریایی بشوید

    1. ramin می گوید

      دوست عزیز
      بحث از غار نشینی ، پیش درآمدی بود که بگم بنا برگفته باستان شناسان،هنوز۹ هزار ساله از غار بیرون آمدیم و مدنیت انسان ها شکل گرفته است.
      وقتی از غار شنیدر صحبت میکنم منظور کنار رود راین نیست، منظورم خاکی است که تاریخش با تاریخ ایران سال هاست پیوند خوردهاست.
      بله آریایی ها خانواده بزرگ زبانی هستند که از هند تااسپانیا به آن تکلم میکنند به جز ءباسکی ها وفنلاندی و مجارها.
      این قوم در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد وارد اناتولی شدن و دولت حیتیان را تشکیل دادندو (طبقه حاکمه) کاسی ها نیز از این قوم بودند.
      جنگجویان دارنده تبر جنگی از روسیه جنوبی به همه جا پخش شدند.

      اری هم نژاد آریایی ، منظور از نژاد آریای از زمانی که هیتلر داعیه دار نژاد پاک شد توسط پژوهش گران ایرانی علم شدو توسط ناسیونالیزیم ها ادامه پیدا کرد و شد بت آمال سرگردانانی که زمانی، نسبت به اسلام جبهه میگرفتند به آن استناد کنند که نژادی والا و فرهنگی غنی دارند.

  83. ايران ويچ می گوید

    دوستان گرامی اینکه مردم ایران همواره تمدن و گذشته خویش را فراموش نمی کنند و هنوز با نام باستانی ایران زندگی می کنند دشمنان تاریخی ایران را برآن داشته که با نیرنگ و فریب و با نام استاد و پژوهشگر و چه و چه هر داستانی نا بخردانه ای را برای این سرزمین کهن برای ما و جهانیان که همواره تحت چیرگی پیامها و آگهی های رسانه ای ایشان هستیم ، بسازند
    متاسفانه این داستان های دروغین ایشان توسط یک سری تازه به دوران رسیره غرب زده و به اصطلاح روشنفکر بدون هیچ پرسشی و پژوهشی مانند وحی منزل در دانشگاه ها و مدارس ما و به دنبال آن در جامعه ما چنان رخنه کرده است که اگر دانشمندان امروزی ما و حتی دانشمندان بیطرف غربی اگر بخواهند وارون آن را اثبات کنند با مقاومت اذهان عمومی روبرو می شوند

    یکی از این دانشمندان بزرگ که کتابش در آلمان به زبان آلمانی چاپ شده شادروان دکتر جهانشاه درخشانی میباشد. کتاب ایشان در بزرگترین انجمن های دانشی جهان پذیرفته شده است.
    ایشان به کسانی که به این داستان ساختگی اروپاییان که می گفتند آریایی ها در هزاره دوم پیش از میلاد به ایران مهاجرت کردند و اقوام وحشی و گاو چرانی بودند که تمدن های پیش از خود را نابود کردند آشکارا می گوید:(( آیا با وجود این همه اسناد زبان شناسی و آب و هوای باستان شناسی و نماد شناسی و آیین شناسی و از همه مهم تر دانش ژنتیک آیا این استادها باز هم بر روی این داستان دروغین مهاجرت آریایی های وحشی و گاوچران!!!!!!که هیچ مدرک دانشی ندارد و نمی تواند به بسیاری از پرسش های ما پاسخ دانشی بدهد پافشری می کنند!!!؟؟؟))
    دوستان گرامی این داستان دروغین برای همیشه به زباله دان تاریخ پیوسته است
    یکی از دانشمندان غیر ایرانی که بیطرفانه داوری کرده است، پروفسور مدود سکایا میباشد . ایشان در کتاب (ایران در عصر آهن) می نویسد:(( به نظر میرسد که داستان مهاجرت آریایی ها به فلات ایران در هزاره دوم پیش از میلاد در انجمن های دانشی به قطعیت رد شده است و دانشمندان و باستان شناسان ایرانی باید در این زمینه پژوهش های نوینی انجام دهند))

    1. ramin می گوید

      توجه توجه
      دوستان عزیز توجه فرمایید!
      قابل توجه دوستانی که بیماری(خاک و خون) دارند مخصوصا ایران ویچ عزیز.
      به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه فرمایید:
      گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورت موس انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیده‌اند.
      این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بوده‌اند.
      این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورت موس به نتیجه رسیده است.
      پس از این به بعد به دنبال انسانیت باشیم نه نژاد ،نه!؟
      به نقل از لینکی در بالاترین به تاریخ ۱۴/۱۱/۲۰۱۱

      [پاسخ]

  84. mohammad می گوید

    سلام دوستان
    شرمنده من همه نظرها رو نخوندم دارم نظر می دم
    کی گفته حضرت ادم هوا خواهر و برادر بودن پس پدر مادر اونا کی بوده ؟
    واگه این سوال پیش می یاد اره فرزنداشون خواهر برادر بودن خوب
    کاملا درسته برای این مطلب احادیث متفاوت که همسران انها نوعی متفاوتی از نوع انسان ها بوده (مثلا هوریان ) و بعضی ها می گن نا انسان و خواهر برادر بودن ولی چرا کار حرام نکردن برای جواب باید گفت همون تور که خدا این کار را حرام کرد برای امتحان ما خودش هم می تواند این کار را از حرام بودن برای مصلحتی در بیاره (ادامه نسل انسان)
    باید بگم حدیثی از امام علی نقل شده که من اون رو شنیدم و اون اینه که
    بخدا قسم که زردشت یکی از پیامبران از جانب خداست و دین او یکی از دینهای الهی بود تا ان زمان که یکی از پاشهان ایران او را به انحراف کشید و او با یکی از محارم خویش ازدواج کرد ومرم این حرکت ناپسند را قبول نکردن وتصمیم به مجازات وی گرفتن و پادشاه در جئاب این افراد گفت اگه من گناه کارم چرا حضرت ادم وهوا با هم که از افرینش بودن با هم ازدواج کردن وفرندان اونها و مردم فریب خوردن و در این دین الاهی کفر وارد شد واز ادیان اهی خارج شد
    دوستان تاریخ یک کشور حتما نباید اون توری باشه که ما دلمون می خواد و هر کاری کرده باشن که فکر می کنیم خوبه در ان زمان بعضی از سلسله ها (شوشیها مثلا) ازدواج با محارم را افتخار و غیرت خود می دانستن و نژاد خود را الهی می دانستن و با این کار می خواستن خود را از ناپاکیها (خون غیر الهی )حفظ کنن
    اگه اشتباهی داشتم به ایملم بفرستید من با این سایت به تور اتفاقی اشنا شدم
    محمد

    1. ramin می گوید

      سلام عزیزم خوش اومدی
      این یادت باشه هیچ وقت دو پایی نپری توی چیزی که از آن اطلاع نداری،کمی وقت گرانبهایت را می گذاشتی چرت وپر ت های ما را می خواندی که کمی مخد تکان بخره.
      بعد دوست عزیز میگی نخواندم اما در حالی که کسی فتوای خواهر برادری آدم وحوا را نداده وارد بحث پر شور برادرو خواهر های چشم و دل نا پاک میشی که در تاریخ از آن به عنوان ازدواج محارم سخن به میان آمده.
      وبعد از خدماتی از طرف خدا سخن می گویی(جریان هوریان) که در ابتدا خلقت با اینکه پدر و مادر آن دو شخص مغضوب خدا بودن ورانده شده بهشت ، توسط خدا داده شده وبعد نیز دیگر تکرار نشده و کسی هم ندیده و حرف مفتت را به آب می بندی که حدیثی هم هست.
      بعد هنوز متوجه نشدی که فعل حرامی را به خدا نسبت دادی که حرامی را برای آن دو حلال کرده . نظریه ای ارایه میدهی در حد لالیگا که اینجا جاش نبود توی این محیط بلبشو بگی، کسی ازت می دزدش.
      تازه هنوز گرم نکردی شروع میکنی به حدیث سازی که حدیثی شنیدی اما به عمو نگفتی خودت بدون واسطه از امام شنیدی یا کتاب تازه ای پیدا شده یا کسی خواب دیده این حدیثو. بعد تازه چون ناشی هستی در حدیث سازی من بدبخت شش بار خواندمش ببینم چی نوشتی که را ه به جای نبردم.
      بعدخوشم از پایان شگفت انگیزت با آن نکته اخلاقیش آمد ، اما به هر حال شانس آوردی انی کاظمی ایمیلت را روی سایت نگذاشت ، مگه نه…میامدم سراغت با…/تمام پایان تهدید/۳۰

  85. عشق داریوش می گوید

    با عرض سلام خدمت همه دوستان
    مغرضانه حرف زدن و بدون مدرک و مطالعه کافی قضاوت کردن کار انسانهای کوچیکه!
    برای مسئله ازدواج با محارم ۲تا جواب هست:
    ۱.مورخان نتونستند منظورشون رو از ازدواج خویشاوندی درست انتقال بدهند!
    ۲.انسانهای بزرگ(مقامی)کسی رو هم مرتبه با زنانشان برای ازدواج نمیدیدند!
    هر چی هست جای تامل داره!
    اونموقع که پدران پارسی ما توی ایران منشور حقوق بشر داشتن وتمدن شهرنشسنی و… عربا سوسمار میخوردن و بیشتر کشورا ساکنانش یا آدمخوار بودن یا سرخپوست و…. یا داشتن با چوباشون “گومبا گومبا ” میکردن!
    بجای ضایع کردن همدیگه! بیاید با هم به ایرانی بودنمون افتخار کنیم

    1. sara می گوید

      بلقیس افسانه است کی میخواهید از دنیای داستانهای کودکانه دل بکنید؟

  86. آريوبرزن می گوید

    با درود به همه دوستان
    با سپاس بی کران از همه ایران دوستان و هموندان گرامی
    من سالهاست به واسطه خواندن نشریه های خوبی مثل امرداد با فرهنگ و آئین زرتشت بزرگ و کوروش بزرگ آشنا شدم و این سایت و این کامنت ها نیز بر دانشم در مورد سرزمین پاک ایران افزود. با سپاس بی کران از همه ایران دوستان گرامی…… پاینده ایران

  87. ramin می گوید

    توجه توجه
    دوستان عزیز توجه فرمایید!
    قابل توجه دوستانی که بیماری(خاک و خون) دارند مخصوصا ایران ویچ عزیز.
    به خبری که هم اکنون به دست ما رسید توجه فرمایید:
    گروهی از محققین ژنتیک در دانشگاه پورت موس انگلیس، به سرپرستی یک محقق ایرانی به نتایج جالبی درباره نژاد ایرانیان رسیده‌اند.
    این گروه معتقدند اکثر ایرانیان بر خلاف آنچه تصور می شود، نژاد آریایی ندارند بلکه به نژادی تعلق دارند که حدود ده هزار سال پیش ساکن ایران بوده‌اند.
    این تحقیقات که قسمتی از تحقیقات جهانی ژنتیک است به سرپرستی دکتر مازیار اشرفیان بناب سالها پیش در دانشگاه کمبریج شروع شده و در دانشگاه پورت موس به نتیجه رسیده است.
    پس از این به بعد به دنبال انسانیت باشیم نه نژاد ،نه!؟
    به نقل از لینکی در بالاترین به تاریخ ۱۴/۱۱/۲۰۱۱

  88. ramin می گوید

    ایران ویچ جان
    تو هم عین عادل نری خبری ازت نشه و من هم، هی ناله جدایی سر بدم.
    برای اون چیزها هم ده روز وقت داری، تا ده سال هم قابل تمدیداست.

  89. سعید می گوید

    دوستان عزیز

    واقعا دل کندن از افسانه ها و دروغهای تاریخی و دل بستن به تفکر و منطق و جستجوی حقیقت هم کار هر کسی نیست
    چه بسیارند افراد تحصیلکرده و فرزانه و دانشمند که علیرغم اینکه عمر خود را صرف علم آموزی کرده اند اما گرفتار احساسات و امیال غیر واقعی گشته و سر از نژاد پرستی و افسانه پرستی درآورده اند متاسفانه از این افراد در ایران خودمان کم نداریم .
    آریایی پرستی و نژاد پرستی ایرانی که به پیروی از نظریه های اروپای قرن نوزدهم پایه گذاری شده همچنان هم در ایران طرفدار دارد علیرغم اینکه امروزه بی اساس بودن آن بر همگان آشکار شده حتی کسانی که پایه گذار ان بوده اند نیز بعدها دست از آن کشیده و به سمت انسان مداری و تساوی نژادها گرویدند .
    خوشبختانه جهان پیشرفته امروزی دیگر گوش شنوایی برای این موضوعات ندارد و افراد و ملل پیشرفته که سرگرم رقابت در عرصه تکنولوژی و اینتر نت و ماهواره و ارتباطات جهانی است حتی وقت فکر کردن به مسایل کهنه و عقب مانده نژاد ها و نژادپرستی ندارد و جهان امروزی به سمت یک دهکده جهانی که همه نژادها و ملل مختلف در آن نقش دارند خواهد رفت و دوستان آریایی پرست ما هم اگر دست از این تفکرات کهنه و عقب مانده برندارند از این غافله عقب خواهند ماند.

    1. ramin می گوید

      سعید جان
      یکی از بهترین نظرات را اینجا نوشتی، دقیقا من هم می گویم مطلق گرا نباشیم، یکمی امروزی فکر کنیم ، بابا دنیای غرب به دنبال کلبه جهانیه، اما مسلمانان ما می خواهد به دنیای آرمانی صدر اسلام برگردد،پان ایرانیسم ها هم ، تاریخ باستان باپادشاهانی که به جز داستان های چیزی به ما نرسیده است.
      تا کی بایداز این تفکرات کهنه و عقب مانده دست برندارنم.

  90. ايران ويچ می گوید

    با درود فراوان

    دوست گرامی مسئله نژاد پاک توسط هیتلر و جبهه گیری علیه اسلام دو جستار جامعه شناسی است که ریشه در روانشناسی مردم دارد.
    دوست گرامی ما که نباید تاریخ پر شکوه کشور مون بخاطر سیاست و دعوای میان ادیان لگد مال کنیم
    ما حق این کار رو نداریم که تلاش هزاران سال تلاش و کوشش نیاکانمان رو به همین آسانی به زیر پای پانترکیست های تاریخ دزد و پان عربیسم هایی که به بهانه دین مبین اسلام با ما به مبارزه پرداخته اند بیاندازیم.
    این امانتی دست در دست ما و وما وظیفه داریم که به این تاریخ پر شکوه و بزرگ بیافزاییم و آن را به نسل های آینده انتقال دهیم.

    دوست گرامی آیا میدانستید همان آرم چلیپا و یا خورشید گردان که به اشتباه به آن صلیب شکسته می گویند و نازی های بی خرد از آن بعنوان نشان مسلم آریایی ها برا قتل عام مردم بی دفاع از آن سو استفاده می کردند سابقه دست کم هفت هزار ساله در ایران دارد و نشان مسلم آریایی ها می باشد و یادگار آیین مهر پرستی و محبت و دوستی بوده است!!؟؟
    حال اگر یکسری بی خرد نازی این نشان را مایه قتل عام خود می کنند ما باید تارخ مون نادیده بگیریم و علیه آن جبهه بگیریم!!؟؟ و یا آنکه به همه جهانیان بگوییم و بشناسانیم که این نشان ایرانی نشان دوستی و پیمان و مهربانی است آن هم در زمانی که دیگر اقوام مانند آشوری ها به قتل عام مردم کشورهای دیگر افتخار می کردند!!؟؟
    دوست گرامی تاریخ ایران همواره زیبا و دوست داشتنی است و هرگز فراموش نخواهد شد.
    مطمئن باشین که آینده تاریخ ایرا بسیار روشن است و روز به روز اسناد و مدارک تازه ای در این سرزمین پیدا می شود که ثابت می کند ساکنان کهن ایران همین آریایی ها بوده اند و آریایی ها به ایران مهاجرت نکحرده اند و بلکه وارون آن است یعنی اینکه آریایی ها از ایران به دیگر نقاط جهان مهاجرت کرده اند.و حتی فرهنگ سومری ها در میان رودان وابسته به تمدن آریایی ایران بوده است که دکتر جهانشاه درخشانی این جستار را در بزرگترین انجمن های دانشگاهی جهان اثبات کرده است که به زودی شاهد این جستار توسط دیگر مورخین خواهیم بود
    دوست گرامی شما می توانید با حفظ دین مبین اسلام به تاریخ پرشکوه کشورتون هم بعنوان یک ایرانی افتخار کنید و به روشن شدن مسائل تاریخی کشورتون یاری برسانید.
    دوست گرامی هرگز وارد دعواهای میان ادیان نشوید چون به هیچ نتیجه ای نخواهید رسید و به همه ادیان حتی دین و مسلک سرخ پوستان هم احترام بگذارید.
    با سپاس فراوان

  91. mohammad می گوید

    سلام دوستان

    شاید الان این چیزا نباشه ولی گذشته …..
    داداش من ما به ایرانی بودن افتخار می کنیم ولی دلیل نمی شه هر چیزی که خودمون دوست داریم درست باشه
    (متون پهلوی، ج۲، ص۳۸۹ تا ۴۳۰)
    و این قسمت
    (زناشویی در ایران باستان، بمبئی، ۱۹۶۵٫ اشکال بزرگ این اثر و نوشته های مشابه آن بی دقتی در ارجاعات و پیش آوردن تعبیرات موهوم و انکار نص صریح آیات و اسناد و روایات است، و کسی نمی تواند آنها را جدی گیرد و فقط به صرف این که دشمنان ایرانیان بدانان چنین اتهاماتی زده اند، شواهد را نادیده بگیرد و یا متون را به دلخواه خود تعبیر کند) در عوض دانشمندان غربی چون ه. هوبشمان- جیمز دارمستتر- ل. سی. کازارتلی- اِ. کوهن- امیل بِنوِنیست- فردیناند یوستی- کنستانتین اینوسترانتسف- ک. بارتولومه- آرتور کریستن سن- ث. و. کینگزمیل- ل. ه. گرای و اِ. کرنمان با ادغام منابع زرتشتی و پارسی نوین در شواهد غربی موضوع ازدواج با محارم در ایران باستان را قطعیتر کردند.

    داداش من , مگه ممکنه کسی همه چیز اون (انسانهای معمولی و عامه)در حد کمال باشه پس چرا اصلا پیامبران اومدن
    اگه تاریخ پیامبران یهودی بخونی می بنی همین پیامبران بنی اسرائیل در اون زمان چیز دندون گیری نسبت به دانشمندان و علمای ما نداشتن) که خود این نشون دهنده تدریجی بودن تکامل عقل و فکر ادمیه
    برای این مسئله سه تا مدرک هست
    ۱. حدیث معرف پیامبر علمای دین من از پیامبران بنی اسرائیل هم بالاترن
    ۲ . حدیث معرف پیامبر سلمان فارسی از سلیمان نبی هم بالا تر است
    که خود افتخاری برای ایرانیان هست
    ۳.حدیث معرف که پشت ۵۰۰۰ تومانی هم نوشته:)
    که پیامبر دست روی سر سلمان فارسی گذاشت و گفت اگه علم به سریا هم متصل باشد فرزندانی از پارس به ان خواهند رسید
    در کل داداش من زیاد حرس اشتباهات گذشته رو نخور که هم تو تاریخ ایران و هم تمام جهان چیزهای هست که چیزای خوبی نبود کمال در ان زمان با شرایط و پیشرفت و کمال فکری جایی برای تعصب بی جا نمی زاره ولی با این حال شاید بهترین تاریخ رو ایران داشته

    1. mohammad می گوید

      سلام دادش من. اگه شما به جای نظرات همین مقاله رو می خوندی روت نمی شد این حرفا رو بزنی
      داداش برای من میل کردی که نفهمیدی حرام خدا رو حلال کردی بچه جان شما قران می خوندی نفهمیدی چرا خزر نبی یه بچه بی گناه رو جلوی چشای حضرت موسی کشت حتما نعوذ بالله خدا هواسش نبود تو قرانش این رو نوشته یا حضرت ابراهیم شانس اورد پیش تو نیومد مگنه می گفتی چرا پسرت رو سر ببری خدا حرام را حلال نمی کنه (حجاب هم از اول تاریخ واجب بود اینو برا خنده گفتم) داداش من. به جای حمله به عقاید دیگران سعی کن مطلب رو بخونی بعد تحقیق کنی داداش مشروب که مشروبه هیچ جای تاریخ حلال نبود که بعد حرام, بشه برای مریض دکتر تجویز کنه (نوعی خاص) به فتوای علما مشکل نداره دیگه چه برسه اموری که همه نسبی بوده و در گزر تکامل عقل ادمی واجب شد مثل حجاب و نماز و خردن بعضی از گوشتها و یا نخردن
      بعد عزیزم شما به من میگی حدیث جعلی می گی من اسرای بر درست بودن این حدیث ندارم چیزی که تا الان رای تاریخ دانها بر اون بده همنه که باز تو همین مقاله نوشه بعدش هم ابروی تو با دیدن این چیزا نمی ره با حرفهای که می زنی میره
      خدایا ما رو از میان رو ها قرار بده (انشاالله)

      1. ramin می گوید

        سلام
        جان خودم باز نفهمیدم سر و ته موضوعت چیه!
        با سند حرف میزنی اماکمی نمی توانی فکرت را سامان بدی باید بیشتر بنویسی(این نقد نیست حرفیست دوستانه).
        درباره جریان ، خضر نمی توانم قضاوت کنم چون جز آشنای هایمان نیست و بعضیا میگن این عمو همون اسکندر است .اما عمو ابی را کاملا اطلاع دارم که شیزو فرنی (فرنس)،یا اسکیزو فرنی(انگلیش) داره جان خودم هم مدرک دارم هم از سابقش کاملا اطلاع دارم پروندش مورد اخلاقی داره در کامنت های قبلی بهش اشاره کردم.
        در نزد ایرانیان از دوره باستان حجاب بوده چنان که تیموکلیس دریا دار یونانی وقتی می خواهد از یونان فرار کند و به دربار شاه ایران پناهنده شود خودش را در کجاوه ای همچون زنان اشراف ایرانی پنهان می کنه تا از مرز رد بشه، پس ریشه این بدبختی تاریخی است.
        جان عدادلم مشروب در دیگر ادیان آسانی حلاله همچون شیر مادر و به یاد پیامبرانشان می نوشند.در اسلام هم فکر می کنم در ماه ۱۷ هجرت ممنوع شد نه حرام.
        آخرین نکته ؛ قبل از ارسال نظرت یک بار بخوانش و جمله بندی هایش و کلمات را تصحیح کن بعد بفرست .آفرین
        قربانت ،دادشت که دوست عادله

        1. mohammad می گوید

          سلام دوست من
          اره ن هم قبول دارم تو ایران حجاب بوده من از نظر واجب دینی در دیگر ادیان گفتم
          در باره مشروب دوست من در باره حرام بودن مشروب در سوره بقره نوشته شده اونجا می تونی بخونی (جایی که علمایی اهل سنت و شیعه با هم اختلاف نظر شدید دارند )
          اره ادیان دیگه برای سلامتی می زنن بالا 🙂
          ولی این یک تغییر در دین هست از قدیم که حضرت مسیح (خدا ببخشه ) برای سلامتی امتش که نمی زد بالا
          تو خود داستان های حضرت موسی قبل از حضرت مسیح روایاتی هست
          که تو این اینترنت هم سرچ کنی پیدا می کنی مطالب کم نیستن
          نثر من هم خوب نیست چون تا حالا این توری بحث نکردم غلط املایی هم دارم چون یا فقط به کی برد نگاه نمی کنم یا به صفحه
          البته یکی از خانواده مون استاد دانشگاه تاریخ در دانشگاه شوشتر هست می خواد هم ادامه بده تا دکتراش رو بگیره من اون همش با هم بحث دریم 🙂 ولی نه این توری
          راستی جریان خضر نبی خضر سه کار عجیب انجام داد که حضرت موسی نتونست جلوی افکارش رو بگیره و از خضر سوال جواب کرد گه چرا این کارها رو می کنی و شرط هم سفری با خضر رو که نباید سوال کنه رو زیر پا گذاشت و از هم جدا شدن و علت این کارها هم به موسی می گه که باز در قران هست
          داداش شرمنده من بحث حرفه ای شاید بلد نباشم ولی از هم صحبتی کسی که به من چیزی یاد بده لذت می برم(البته بدون حمله به عقاید هم)
          کوچیک شما محمد
          ممنون(اگه در صورت جواب مجدد نتونستم جواب بدم منو ببخش چون من کم میلم رو چک می کنم)

  92. کوپال می گوید

    سلام خسته شدم از این همه کامنت ولی فک کنم خوبه.در اینکه ایرانی نژادپرسته شکی نیست داخل ایران فعلی این نژاد ها است تات ترکمن ترک کرد لر عرب بربر بلوچ فارس طبری (اگه بیشتر باشن من نمیدونم شرمنده) کدوم یکی از این نژادها دیگری را قبول داره؟ باور کنین ۸۰% مردم ایران فقط خودشونو قبول دارن تمدنهای قبل از هخامنشی ایران آتته ایلام کاسی گوتی لولویی ماننا و سومرها هیچ کدومشون بحث نمیشه اگر به تاریخ ۹۰۰۰ساله ی ایران نگاه کنیم فک کنم بهتر باشه نه اینکه فقط هخامنشی را بزرک کنیم تا به این عقیده برسیم که هیچ ایرادی نداشتن به خدا خیلی بده تمام محققین تاریخ نویسان روشنفکران دانشمندانو… میگن باید از تاریخ عبرت گرفت وبه عنوان تجربه ازش استفاده کرد وبه خوبیهاش افتخار کرد ولی ماها با هم جنگ میکنیم واینو فراموش کردیم اگه ایران در گذشته امپراطوری بوده فقط وفقط ۱دلیل داشته همه ی ایران متحد بودن هیچ نژاد ایران نه از نظر تعداد و نه از نظر علم ودانش نمیتونسته به نصف دنیا حکومت کنه چون متحد بودن تونستن فرمانروایی کنن در مورد مطلب اصلی هم باید بگم متاسفانه همه تاریخ نویسان به این موضوع اشاره کردن که کوروش با خاله ی خودش ازدواج کرده بود تا ماد ها باهاش متحد بشن و این واقعیته میدونم این حس نژادپرستی اجازهی قبول کردن اینو نمیده ولی اگر قرار باشه همه ی مطالب محققین که به نفع ایران نوشتن را قبول کنیم پس باید منکر ازدواج با محارم را قبول کنیم چون همین محققین میگن که بوده

    1. شروین می گوید

      باهات موافقم اونم بدجور

    2. ramin می گوید

      پهلوان کوپال
      کاملا با نظرات موافقم

      ۸۰% مردم ایران فقط خودشونو قبول دارن ، میشه نارسیسم و خود پرستی که یک افت بزرگه. اون نقد پژوهشگرانت را خیلی دوست داشتم. از اون راهکارت هم خوشمان آمد.
      بازم میگم کاملا با نظرات موافقم .

  93. ramin می گوید

    جان خودم این کامنتYesterday بود اما انی اونو Today می نویسه و خبری از ایران ویچ نیست ومن کم کم نگران میشم اونم جای رفته که عادل رفته و امکان داره از این عمو هم خبری نشه و این عمو رامین باز در این لینک تنها بمانه .

    1. انی کاظمی می گوید

      اِنی ؟
      اِنی هر روز نظرات رو بررسی می کند و تایید می کند. نمی دانم مشکل در چیست ؟
      هیچ دیدگاهی حذف نمی شود جز آن نظراتی که حاوی کلمات رکیک و مستهجن هستند.

      1. ramin می گوید

        جناب انی کاظمی
        بحمد و قوه الهی مشکلی نیست، کمال تشکر را از زحمات شما نیز دارم،
        همیشه کار شما را ارج می نهم.
        خواستم با شما مزاحی کرده باشم.

    2. بهمن سوشیانت می گوید

      رامین چطوری
      خوبی
      مشتی اینجوری که تو این عادلو ایرانویجو ترکوندی معلومه برنمیگردن!!
      عادل گفت عرب ، زدی تو برجکش ایرانویج گفت ایران ، اونم زدی تو برجکش !!!
      تکلیف چیه ؟ گدوم وری ؟ اینوری یا اونوری؟ شایدم دو وری!؟؟!!!!
      من نژاد پرست نیستم ولی ایرانی بودنمو دوس دارم
      ترک لر کرد عربه هرکی تو خاک ایرانه ایرانیه
      چاکر همه
      راستی رامین به این انی بگو گاتها و خرده اوستا رو بزاره تو یه فایل ما دانلودش کنیم زبونمون مو دراورد هی گفتیمو جوای نداد!!

  94. شروین می گوید

    به گفته ی استاد زبیح اله منصوری ازدواج با محارم در بین اشکانیان و ارامنه رایج بوده است