نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان
بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.
• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.
جواد مفرد کهلان
نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.
سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.
شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.
کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.
در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.
مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.
بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.
بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.
کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.
ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.
در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.
این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.
ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.
بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.
به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.
اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.
در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.
طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.
به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.
تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.
در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.
باسلام واحترام خدمت همه بزگواران.واقعابرای همتون چه ترک چه فارس متاسفم!
امیدوارم حرفهای من به کسی برنخوره من خودم ترکم ولی واسه هرچی ادم نژادپرست نادان هست متاسفم.دنبال چی هستین اینجا؟دنبال ریشتون؟دنبال ثابت کردن نژادبرتربودنتون؟چرااینهمه ادعای برتربودن میکنید؟عین شیطان که گفت من ازاتشم و برتراز انسان خاکی هستم.خیلی ببخشیدولی شماها چه ترک چه فارس فرقتون بااین شیطان چیه؟همتون ازنژاد شیطان هستید فرزند اونین!من نیومدم اینجابه کسی توهین کنم امیدوارم بفهمین چی میگم!ولی خودتون اینو ثابت میکنین که فرقی باشیطان ندارین.دنبال برتربودن هستین مغرور خودخواه به همه توهین میکنین و…
یکم چشاتونو باز کنین ببینین واسه چی اومدیم این دنیا؟حالا که اومدیم فردا میریم!خواهش میکنم اگه کدومتون نژادبرترین جلوی مرگتونو بگیرین اگه راست میگین؟کاری نکنین که شیطان از انسان میخواد وکرد!خیلی ها دوربرمون دارن یکی یکی میرن ولی ماچشامونو بستیم وداریم ادعای برتربودن میکنیم واقعه خنده دار واحمقانه هست.معلوم نیست چندروزتواین دنیا هستیم.جالبه همه مامیریم خیلی زوداگه بعضی هامون به بعدازمرگ اعتقاد داشته نباشیم بازکارمون تمومه یعنی همه این برتریجویی هامون رفت زیرخاک دیگه کاری ازمون برنمیادهمین پادشاهانی که شماها دارین سنگشونو به سینه میزنین همشون زیرخاکن بااون عظمتشون.*کیست که بتونه جلوی مرگشو بگیره؟*پس مابامرگمون نژادبرتربودنمون هم میبریم زیرخاک.حالااونهایی که به بعدازمرگ اعتقاددارن رفتن اون دنیادیگه تموم شده همه چی.دیگه تاریخ نژادبرتر بودن ترک خر پارس سگ …همه اینا تموم شد.تویی و تویی و تویی باز تو!خودت تنها.سوال و جواب شروع میشه.افرین چه جوابهایی!ایشون نژادبرترن واسه خودشون سوال و جواب نمیخواد اجازه بدین برن بهشت…
نمیخوام زیاد تواین مورد حرف بزنم امیدوارم نظرمنو فقط بعنوان یک انتقاد بپذیرین نه بعنوان خدای نکرده توهین به یکی!
من نمیدونم اقای ترک اقای فارس تو برتری یا نه اعوذوبلله خدا؟اگه فکر میکنی خودت برتر وبالاتر ازخدایی چون هرچی باشه نژادبرتری و زودتر از رقیبت اومدی تو ایران ساکن شدی که حرفهای من یخوده بهتره نخونیش.ولی نه اگه قبول داری که الله خداست و هیچ کس غیر از او نبوده و زنده نخواهد ماند همین خدا همین خداوند زنده و پاینده ازلی و ابدی تو قران فرموده:ای انسان احساس برترجویی مکن برتر بودن هرکس (به ترک یا فارس سیاه یا سفید انگیلسی یا افغانی و…)بودنش نیست کسی درنزد من مقام و منزلت دارد که ایمان و تقوا داشته باشد.خدایی که عالم هستی و بااون عظمتش با اون کهکشان و ستاره هاش که فقط تو اسمان اولش هستن افریده تو ای انسان نادان برتری میجویی؟؟؟؟؟؟
چرانژادپرستی میکنین شماها؟من بعنوان برادر کوچیکترهمتون به پاتون می افتم تورو جون عزیزترین کستون ادعای برتربودن نکنیدکاری و که افریدگارشما ازتون خواسته.بخدامن خیلی از برادرهای عزیزفارسمون رو میشناسم که خیلی بهتر از ترکها بودن وخیلی از ترکهای مهربونمون رو میشناسم که بهتر از فارسها بودن.ترک یا فارس بودن اصلا دلیلی به برتر بودن نیست!شمافقط دارین بااین حرفهاتون به خودتون به اسلام ضربه میزنین!اشرف مخلوقات برترین مخلوق افریدگاریکتا حضرت محمد(ص) فرموده:در دین اسلام ترک و فارس عرب و عجم و…همه و همه برادرو خواهر یکدیگرند!حالاما هیچکدوممون برتر نیستیم مگربه ایمان و تقوامون.همه ماترک و فارس وهمه مسلمانان برادرهمیم چرا دعوا کنیم باهم؟ چرابه همدیگه توهین کنیم؟چراهمدیگرو ضایع کنیم وادعای برتر بودن داشته باشیم؟اگر هرکسی ادعای برتریت داشته باشه خلاف دستورخدا وپیامبرش عمل کرده تو اون دنیا باید جواب پس بده وتنبیه میشه.
تورو خدا برادروخواهر من بیایین این احساس برتر بودنمون رو فراموش کنیم ودست به دست هم بدیم تا پایه های اسلام و قران رو محکمترکنیم.چیزی که خدا ازمون خواسته وما به همین دلیل اومدیم این دنیا نه اینکه بیاییم اینجا وبگیم من زودتراومدم ایران و من نژادبرتر مو….
میدونید عزیزان پیامبرنازو مهربون ما که والله ایشون مهربونترازخودما به خودمون بودن چقدر گریه کرده چقدر عذاب کشیده؟ایا بخاطر زودتراومدن ترک یا فارس به ایران بود؟ایابخاطر زبان کوروش رو کتیبه های بیستون بود؟ایابخاطر این چیزهای احمقانه بود؟
بله ایشون گریه میکردن شب وروز و غصه امتشو میخورد که چه عذابهایی در راه داریم ایشون گریه میکردن نه بخاطر کوروش یا هخامنشیان!!!پیامبر عزیزمون گریه میکردن بخاطر نادانی و گمراهی انسان!چقدراز خصوصیات شیطان درماهست!!حس نژادبرتری بزرگترین اشتباه شیطان بودکه الان تو ماادمیان و همین سایت هست!همین سایت شیطانی احساس نژادبرتر بودن و تبلیغ میکنه!چرا ماباید همچین سایتهای شیطانی داشته باشیم؟ماباید اینجور سایتهارو کنار بزاریم وبه فکر اتحادمون باشیم.واقعا ارزششو داره بیاییم ازهزاران سال پیش بحث کنیم که چی اخه؟که چی بشه؟خدا لعنت کنه کسانی رو که اسلام رو تو فرقه کردند!خدایکی بود و اسلام یکی و محمد یکی!
چقدر اسیب رسوندن با دوتا کردن اسلام به دین اسلام!اگه شیعه و سنی نبود اسلام خیلی قدرتمندتر از این میشد.همه این اختلافات سراحساس برتر بودن خصلتی که شیطانیه هست.
شما نژادپرستان که انشالله ازاین پس دیگه به برتربودن فکرنخواهید کرد واقعا ضربه میزنید به کشورمون ایران عزیز!فکرشوکنین اگه ترکها و کردها و پارسیان ازهم جدا بشن چی میشه؟!!!خیلی ضعیفترمیشیم چیزی میشیم که امریکا میخواد.امریکاهدفش اینه که مارو ازهم جدا کنه!ما ترکها و فارسها و…هزاران سال باهم تو همین خاک زندگی کردیم باهم ازدواج کردیم فرزندانمون از یک گوش و خون هست وهیچ فرقی باهم نداریم.
خلاصه سرتونو درد اوردم حرف واسه گفتن زیاده. اگه خدای نکرده حرفهام به کسی برخورده من از همتون معذرت میخوام .
دراخرهم من ازهمه عزیزان تقاضامیکنم نظرشون رو درمورد حرفهای من بگن و خواهش میکنم دست همتونو میبوسم توهین به همدیگه نکنین و ازاین به بعد باهم به کمک هم دست به دست هم میدیم باهم متحد میشیم تا ایرانمون را سربلند بکنیم اسلام رو قویتر کنیم تا در نزد افریدگارمون شرمنده نباشیم.
امیدوارم بعداز حرفهای این بنده گناهکار خدا همه عزیزان از همدیگه معذرت بخوان و دوست و برادر هم باشن.کوچیک همتونم. سجاد ارومیه. زنده باد پارسیان یاشاسین اذربایجان یاشاسین ایران
الاهی یکتائی بی همتائی قیوم و توانائی برهمه چیزدانائی درهمه حال بینائی ازهمه عیب مصفائی ازداشتن شریک مبرائی اصل هرداروئی جان داروی دلهائی شهنشاه فرمان فرمائی معززبه تاج کبریائی بالای تخت عرش معلائی نه نیازمندمکانی نه ارزومندی زمانی نه کس بتوماند نه تو به کس مانی پیداست که درمیان جانی وجان جانانی
منم باهات موافقم اقا سجاد
دخترآریایی :
نتیجه تحقیقات این مردک پدر سوخته اشرفیان بناب درسته ولی..
دروغ میگه که آریایی هایی در کار نبودن.. انسان اون زمان همش ییلاق و قشلاق میکرده از لر ها بگیر ت ترکها.. حتما عده ای هم بوده اند که از شمال سیبری کنده اند و به هوای جای گرمتر و معتدل تر به سرزمینهای جنوبی کوچیدن.. در ضمن ایلات قشقایی که بعضی از دوستان گارد میگیرند .. اونها ترکانی هستند که به شیراز و بوشهر اومدن و بعد ها یکجا نشین شدن.. من موندم به خاطر زبونشون که ترکی و بعضا جعلی است.. اخه هر جای ایران برید از کرد. لر.. بلوچ زبونشون رو متوجه میشید حتی بلوچها .. و حتی ترکی.. اون وقت چه جوره که ترکان نه یه دانشمندی . نه یه عالم بزرگی.. نه یه فیلسوفی.. تحویل اجتماع ندادن ؟ اون از قاجار که نصف کشور رو داد رفت روسیه .. اینم از هم زبانان ترکان که جای این که به فکر عمران و ابادانی کشورشون باشند انگار از کره مریخ اومدن و متولد مریخ هستند نه ایران!
با سلام:
وای که چه قدر نظر خوندم! ایرانویچ جان: با توجه به تحقیقاتی که من کردم مادها همان کردها هستند…تمدن سومر که در بین انهرین بوده این قدر دور بوده از ترکان که اگه به کردا نزدیک باشه به ترکای امروزی نزدیک نیست.. من خودم خوزستانی ام.. توی شهر من بهبهان قبر کیدین هوتران شاید تنها پادشاه عیلامی پیدا شده..در دستاش یع حلقه به اسم حلقه قدرت هستش ..با لوحه هایی که نوشی داره و نوشته هایی که هنوز معنی اش رو کشف هم نکردن و میگن اشاره به ماورالطبیعه داره.. من فارسم.. لرها بعد ها وارد دشت بهبهان شدن. غرضم از گفتن این مطلب اینه که بگم اسامی و تاریخ شناسی از پادشاهان ثابت کرده که کیدین هوتران پادشاهی عیلامی و اسمش هم در دودمان ایگه هلکی اومده .. و نشون میده مادها با عیلامی ها قرابت داشتند .. واز اونجایی که پدر بزرگ کوروش ماد بوده در واقع کوروش از نژاد مادها و عیلامی هاست ولی اسم دودمانش رو از جد پدری اش چیش پش. گرفته که سر دسته هخامنشی ها بوده.. لینکاسامی پادشاهان رو هم میدم یه مطالعه کنی خیلی جالبه… و من به جد به این نتیجه رسیدم که هخامنشی ها از عیلامی ها هستند و اسناد هم اینو نشون میده.. و آریا گفتنشون هم بی دلیل نیست.. چون تقریبا ۱۰ تا ۱۲۰۰۰ هزار سال قبل از از سرزمینهای شمالی سرازیر شدند … چون انسان همیشه از جای سرد به جای گرم میره.. ولی بومیانی هم در ایران بودند که احتمالا دستاوردی نداشتند چون معنی کلمه آریا یعنی متمدن..و هندی ها هم به این امر صحه میگذارند.. ولی من حدس میزنم که هندی ها ی آریایی بعد ها به مناطق دیگری مهاجرت کردند .. چون ریخت شناسی اون منطقه ونوع پوستشان با آرین ها فرق میکنه.. ذکر این نکته هم جالبه که در ۸۰۰۰ سال پیش در شهر سوخته در سیستان استخونهایی به دست میاد که با آزمایش دی ان آ از اون و یه جامعه اماری نشون داده که ۹۰ درصد ایرانی ها با هم ژن مادری مشترکی دارند..یعنی در واقع مادر ۹۰ درصد ایرانی ها با هم خواهر هستند .. هر چند تاخت و تاز مغولان و اعراب در ژن پدری رو نمیشه نادیده گرفت.. و واسه این که خیال همتون رو روشن کنم که ایرانی ها در زمان هخامنشیان چه شکلی بودند ..در حدود سال ۸۳ تا ۸۵..۴ مرد نمکی که در معدنی نمک در زنجان گرفتر و مرده بودند از معدن در میارن.. اسکلتشون رو.. این مستند رو خودمشخصا از تلویزیون ایران دیدم.نفر اول و دوم قدمتی نزدیک ۲۵۰۰ سال و نفر سوم و چهارم ۱۸۰۰ سال یعنی در زمان اشکانیان داشتند.. نکنه جالب توجه .. این که چون در نمک مرده بودند تمام جسم نفر سوم دست نخورده باقی مونده بود . و خشک شده بود .. حتی ناخن هاش هم معلوم بود. آزمایشات دی ان آ که اونها رو فرستادن به خارج از کشور برای دقت بیشتر نشون داد که نفر اول و دوم موهایی قهوه ای و نفر سوم که جوان ۱۶ ساله ای بوده موهایی خرمایی و نفر چهارم هم همین طور بوده.. در گوش جوان سوم نمکی ۱۶ ساله در گوش راستش یه حلقه فلزی بوده.. ما هنوز در شهرمون مردهایی که سنشون بالای ۴۰ سال هست داریم که گوششون رو گاهی سوراخ میکنند البته در قدیم. از مادرم که پرسیدم چرا گوش مرد هم سایه سوراخه گفت واسه مادرش عزیز بوده ! پس رسم حلقه بر گوش در پسران و خال کوبیدن بر دختران هنوز در شهرهای جنوبی که از گزند مغولان و یا وحوشی چون اعراب بودن هنوز تا همین ااواخر مونده بوده.. غرض از نوشتن این ۴ مرد نمکی این بود که بدانیم ایرانی ها مو خرمایی و مو طلایی بوده اند.. در صورتی که ما در مغولان و آغوزیان دریغ از یک مو طلایی نمیبینیم ..
http://fa.wikipedia.org/
این در مورد شاهان عیلام و دودمان ایگه هلکی و کیدین هوتران عیلامی
http://fa.wikipedia.org
لطفا خاندان ایگه هلکی رو نگاه کنید.. و اسم کیدین هوتران رو ..
دقت کنید کوروش در کتیبه هاش خودش رو شاه انشان و حومه خونده .. جالبه که قبر و یا به عبارتی تابوت کیدین هوتران عیلامی در ساتراپ نشین مهم عیلامی ارگان قدیم و ارجان و (بهبهان) امروزی پیدا شده.. راه شاهی مکشوفه هم توسط آرش نور اقایی که کتاب خوزستان رو در دستش داره از بهبهان گذشته .. پس نشون میده هخامنشیان و کوروش که گفته اجدادش همه جد در جدش شاه بودند بیراه نگفته و اسنادش هم موجوده..
با تشکر..
به امید ایرانی آزاد.. ترکان در واقع تاریخ آذر پادگان رو غصب کرده اند و به تاریخی مینازند که مردمش رو کشتند .. و نادانسته مردم ترک به خصوص تبریزی ها در دام می افتند .. اونها اگه میدونستند که چه قدر با هم قرابت داریم.. هرگز به این فکر نمیکردند که تاریخ سایر مردمان رو بدزدند.. حالا اگه میتونند تاریخ منه عیلامی رو بدزدند ..
حقیقت
اصلا مگر در ایران فقط یک قوم زندگی می کردند اقوام زیادی در ایران بودنند چه آریایی و چه غیر آریایی . خیلی از از اقوام ایران هم که قبل از آریایی ها در ایران زندگی می کردند . حالا ما به تمدن ایران افتخار می کنیم و می گوییم آریایی . حلا منظور از آریایی چه کسانی هستند؟ اگر منظور از آریایی کسانی هستند که از شمال ایران به منطقه ایران کوچ کرده اند و حالا خیلی به آریایی بودن خود می نازند ۱-که معلوم نیست که آریایی باشند ممکن است فارسی صحبت کنند ولی معلوم نیست که دقیقا از کدام اقوام ایرانی هستند ۲- اگر به آریایی بودن می نازند آریایی ها خیلی از افتخاراتشان در صنعت و علوم و…مدیون دیگر اقوام ایرانی است ۳- اگر به آریایی بودن افتخار کنند پس بسیاری از این شاهکارهای دوران های گذشته در ایران مربوط به آنها نمی شود. و افتخاری برای آنها ندارد.
در نهایت این که اقوام ایرانی به طور گسترده در هم ادقام شده اند و شاید فارسی یا آذری یا کردی و … صحبت کنند ولی در طی هزاران سال پیوند های زیادی با هم برقرار کرده اند و شناسایی و تشخیص اینکه یک نفر تنها با استفاده از زبان گفتاری خود به این نتیجه برسد که متعلق به فلان قوم است اشتباه است.
آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در ایران ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند.
دکتر “مازیار اشرفیان بناب” محقق دانشگاه پورتسموث انگلستان و متصدی پژوهش دکتر اشرفیان می افزاید: «تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی -و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران- ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوت های جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان های مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمت های جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده، برمی گردد
دکتر مازیار اشرفیان بناب در پایان متن اعتراضنامه خود به بی بی سی آورده اند: «در پایان و به طور خلاصه، اعتقاد بنده این است که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریایی هایی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدن های انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران -که به غلط و حتی توسط عده ای از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن ها نهاده شده- و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه غلط و نژادپرستانه وارداتی است.»
ایشان همچنین معتقدند: «باور بنده این است که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبان های “هندو-اروپایی” و حتی برتری نژادی برخی اروپاییان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام “آریایی” را که ریشه در زبان های سانسکریت و ایران باستان دارد، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده قرار داده اند. همزمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست های ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت های (آریایی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپایی صحبت می کرده اند -و دانشمندان اروپایی آن ها را آریایی نام نهاده اند- از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریاییان مهاجر هستیم!»اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند. از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدن های پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته…»
گرچاسپ : در زبان تالشی یعنی اسپ تیزرو و عرب ها چ و پ نداشتند.
ارَ: در زبان تالشی یعنی توت فرنگی وحشی
اران : همان ایران و یعنی محل رویش توت فرنگی وحشی
آریا: یعنی چیزی که آری است یعنی به زور و بی دردسر خودرا به شخصی وصل کرده یاد آور می شوم تالشان دیوانگان را تور (تورانیان) و افراد به زور وصل شده به خود را آریا می نامند. البته منظور توهین نیست چرا که خود تالش ها هم از اقوام آریایی هستند. منظور من تنها این است که بدانیم ام در تالشی یعنی این و امروز یعنی این روز ….. وای بخوام ادامه بدم باورتون نمی شه مثلا وش یعنی آتش و سیاوش یعنی آتش سیاه و کوروش یعنی آتش جاودان
راستی اوستا
یعنی سَتای اَوَر و این در تالشی یعنی وحی
هم وطنان فارس زبان راست میگن به نظر این که فارسها قبل از ترکها ایران بودن با استناد به این موضوع و شجاعت تاریخی که کورش کبیر از خودش به جا گذاشت منظور همان قاییده شدن خواهر کورش به دست خودش که همان نژاد پاک فارسها رو به وجود آورد
tashakorrrrrrrrrr
د آخه انگل واسه چی اسم کورد رو خودت گذاشتی حاضرم قسم بخورم تورکی
چون کوردها اگر هم با الفبای لاتین بنویسن kurd مینویسن و اون t رو برادران مغولت میگن
این تحقیق دهان همه پانترکان دروغگو رو می بنده و بد جوری ازشون حال گیری می کنه:
آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند.
دکتر “مازیار اشرفیان بناب” محقق دانشگاه پورتسموث انگلستان و متصدی پژوهش دکتر اشرفیان می افزاید: «تحقیقات اخیر ژنتیکی اینجانب نشان می دهند که عموم اقوام و گروه های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی -و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران- ساکن هستند، علیرغم اینکه دارای تفاوت های جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان های مختلف هم تکلم می کنند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمت های جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده، برمی گردد. این مطالعات ژنتیک نشان می دهند که شباهت های ژنتیکی ما ایرانیان با اروپائیان نه به دلیل مهاجرت اقوامی از اروپا به ایران -در حدود چهار هزار سال قبل- بلکه به دلیل مهاجرت کشاورزان ایرانی به سمت اروپا -در حدود ده هزار سال قبل- می باشد. اندکی تفحص در منابع و مدارک تاریخی موجود نشان می دهد که کلمات “آریا و آریایی” به کرات توسط شخصیت های تاریخی و مورخان داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گرفته و دارای معانی مختلفی بوده اند؛ مثلا به عنوان نامی برای یک جمعیت باستانی در ایران، نامی برای زبان ایران باستان و حتی نامی برای سرزمینی که محل اقامت ایرانیان باستان بوده است به کار رفته است. اسناد و شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که آریاییان اقوامی مهاجر نبوده اند، بلکه از حدود ده هزار سال قبل در این سرزمین ساکن بوده و مبدأ و منشأ بزرگترین ابداعات و نو آوری های انسان مدرن بوده اند. از جمله ابداع کشاورزی، پیدایش نخستین روستاها و شهرهای کشف شده در جهان، اهلی کردن حیواناتی چون احشام برای اولین بار، ابداع خط و نگارش و بنیان گذاری بزرگترین و اولین تمدن های پیشرفته بشری در بسیاری از نقاط ایران مانند جیرفت، سیلک، شهر سوخته…»
ایشان همچنین معتقدند: «باور بنده این است که برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی برای فرضیه نژادپرستانه خود که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبان های “هندو-اروپایی” و حتی برتری نژادی برخی اروپاییان را داشته است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته اند و نام “آریایی” را که ریشه در زبان های سانسکریت و ایران باستان دارد، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده قرار داده اند. همزمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست های ملی گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت های (آریایی) اروپائی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبانهای هندو-اروپایی صحبت می کرده اند -و دانشمندان اروپایی آن ها را آریایی نام نهاده اند- از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریاییان مهاجر هستیم!»
دکتر مازیار اشرفیان بناب در پایان متن اعتراضنامه خود به بی بی سی آورده اند: «در پایان و به طور خلاصه، اعتقاد بنده این است که عموم ما ایرانیان از اعقاب آریایی هایی هستیم که از بیش از ده هزار سال قبل در این سرزمین می زیسته اند و بزرگترین تمدن های انسانی را پایه گذاری کرده اند و تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران -که به غلط و حتی توسط عده ای از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن ها نهاده شده- و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه غلط و نژادپرستانه وارداتی است.»
شما دست موسولینی رو تو فاشیست بودن بستین.
شما هنوز منگ هزاران ساله پیشین و همین جوری دارین توهم و دوروغ سرایی میکنین مثل دروغ سرای بزرگ فردوسی.
نظرات رو خوندم ، با این نظرات مشخصه که بعضی ها فعلا در حال و هوای هزاران سال پیش زندگی می کنن ، اصلا فرض کنیم کشور ما هزار سال پیش شامل همه کشورهای جهان بود ، همه علــــوم و فنون امروزی ، ریشه در کشفیات ایرانیان داشته و …. خلاصه این که هزار سال پیش کشور ما خیلی آباد و گلستان بوده ، اما حالا چی ؟ با حلوا حلوا گفتن که دهن شیرین نمیشه!! الان قرن ۲۱ ما تو چه جایگاهی هستیم ، مهم الانه نه اینکه ۱۰۰۰ سال پیش کشور ما فلان بوده و …، ما نباید تو حال و هوای هزارن سال قبل که معلوم نیست تاریخش درسته یا نه ( چون بیشتر تاریخ کشور ما رو خارجیا نوشتن ، ثانیا تو همین قرن ۲۱ ، عصر ارتباطات و رسانه ها چه دروغهایی که تو روز روشن زده میشه و ما می شنویم و می بیینم حالا هزار سال پیش بماند که یک مورخ به خاطر ترس از حکومت و پادشاهان زمانش ، پست و مقام و …. تاریخ را وارونه و اغراق آمیز نوشته باشه که تو بعضی کتابای تاریخی این نو شته ها وجود داره مثلا تعداد سربازان و کشته ها ، اسرا، طلا و جواهرات و ….) ، حرف من اینه که حتی اگر ما در گذشته تمدن درخشانی داشتیم حالا چی داریم ؟ آمریکا که قدمتش به ۵۰۰ سال می رسه و اوایل هر چی دزد و تبهکار و جویندگان طلا و …. تو کشورهای اروپایی بوده مهاجرت کردن به آمریکا . هیچ نژاد یا قومی هم برتری ذاتی نداره ، اگر واقعا به کشورمون علاقه دارین کاری کنین که الان مطرح باشه . تاریخ کشورمون برای ما میتونه مایه دلگرمی باشه و عبرت و دیگر هیچ !! مهم الانه که کشورهای دنیا چه دیدگاهی نسبت به کشور دارن !
برای آبادانی کشور همه (فارس-ترک-کرد-لر و …. ) باید تلاش کنیم.
آقا با منطق پانترکی عربی و انگلیسی یکی هستند:
eye=عین
کامل=complete
هو=he
هی=she
defense=دفاع
هر دو زبان هم تحلیلی هستند.
نام «ایران» را «مغولان» بر این سرزمین نهادند
نویسنده: حسین فیض الهی وحید
سرزمینی که امروز با جغرافیای معلومش ایران گفته میشود در قدیمالایام «خونیرث» و یا «خونیره» و بعد «ایران ویچ» و «ایران» گفته شده است.
«خونیرث» – یا خونیرس- نام قدیمی و اولیه این سرزمین است که از دو جزء «خون» و «یرث» تشکیل شده است. جزء اول آن مخفف «خیون» یا همان «خون» و «هون» است که در زبان ساسانیان و بویژه در کتاب رزمنامه «ایاتکا زریران» به اقوام ترک «آق هون» یا «هون سفید» یا آفتالیت و هیاطله اطلاق میشد و «یرث» یا «یره» همان «زمین» است که رویهمرفته معنی «سرزمین هونها» را میدهد و نشان از آن دارد که «اقوام ترک زبان هون» اولین ساکنان این مرز و بوم بودند.
وقتی قوم «هون» یا «خون» با اقوام «اور» (ur) در آسیای میانه متحد شدند اتحادیه قبایلی «اورخون» را تشکیل دادند که نام این اتحادیه بر قسمتی از آسیای میانه نهاده شد که بعدها کتیبههای «ترکی باستان» به زبان «گؤک ترکها» از آنجا بدست آمد.
واژه «خیون» یا «هون» در دانشنامه مزدیسنا چنین تفصیل گردیده که «خیون در اوستا بصورت خوئیون و خیَ اُن نام قبیله و قومی است از تورانیان…[و به] قبیلههای دانو و خوئیون … در پهلوی و حماسه ایاتکار زریران خیون گفته شده»(۱)
در کتاب «وِهَرود و اَرَنگ» از ارجاسب ترک به عنوان «شاه خیونان» نام برده شده که در نزدیک جنگل سپیدمرو با گشتاب پادشاه یران جنگیده است(۲)
به هر حال این واژه در «هادخت نسک» (فرگرد ۱ بند ۳۰) نیز بصورت «خونیره» – با های غیر ملفوظ – آمده و نشان میدهد که ساکنان اصلی سرزمین باستانی ایران «ترکان هون» بودند که سرزمین خود را نیز «خونیره» یا «خونیرث» می نامیدند.
واژه «ایران ویچ» نیز مثل «خونیرث» یک واژه ترکی است و از چهاز جزء ای + ار+ ان + ویچ تشکیل شده که «ایی» (iyi)در ترکی به معنی «خوب و نجیب» و «ار» به معنی مرد و دلاور و جنگجو و «ان» پسوند جمع و مکان و «ویچ» یا «بیچ» به معنی «تخمه و بیضه» است که این واژه آخری همین امروز نیز در زمان ترکی آذربایجانی بکار میرود. معنی این واژه چهار جزئی رویهمرفته «مکان و سرزمین دلاوران نجیب» است که بر اثر کثرت استعمال به صورت مخفف آن یعنی «ایران» درآمده است. واژه ایران بعد از حمله مسلمانان و داخل شدن این مملکت در ترکیب خلافت اسلامی منسوخ گردید و بعد از اسلام تا زمان مغولان به ایرانیان «عجم» یعنی «گنگ و لال» (۳) و به خود سرزمین آنان نیز «ممالک عجم» گفته شده چنانچه «ابن عبری» حتی در زمان اوایل حمله مغول به ایرانیان «عجم» گفته و در مورد جنگهای اعراب و ایران مینویسد:
«قبایل عرب حمله کردند و عجم هم بر عرب حمله برد و نبرد خونین از ظهر تا غروب آفتاب ادامه داشت پس از غروب هم عربها به عجمها حمله کردند»(۴)
بعد از حمله هلاکوخان مغول به بغداد و سقوط امپراتوری عباسیان اصطلاح «ایران» دوباره توسط «مغولان» رایج گردید و در سایه همت مغولان ایرانیان از «گنگی و لالی» درآمده و شهروند درجه یک امپراتوری مغولان گردیدند و بدین ترتیب مغولان در حقیقت «چشم و گوش و زبان» ایرانیان را «باز» کردند و از «لالی» نجات دادند.
اما علت اینکه چرا مغولان چنین کردند و واژه ایران را دوباره از نو زنده گردانیدند به روابط خصمانه «چهار اولوس» یا «اولوس اربعه» برمیگردد که اگر بصورت مختصراً ایضاح گردد چنین است :
بعد از تسخیر ایران توسط مغولان و بعد از مرگ چنگیزخان امپراتوری عظیم چنگیزی بین چهار نفر از خاندان او تقسیم گردید که به این چهار خاندان چهار اولوس یعنی ملت میگفتند. چهار اولوس حاکم بر جهان چنین بودند :
۱- اولوس ایلخانان در ایران که نوادگان هلاکوخان بودند.
۲- اولوس جغتای در ماورالنهر که نوادگان جغتای بودند.
۳- اولوس قیزیل اوردو در روسیه که نوادگان جوجیخان بودند.
۴- اولوس قوبلای خان در چین که نوادگان قوبلای قاان بودند.
چون این چهار اولوس به رقابت هم برخاستند اولوس ایلخانان که نوادگان هلاکوخان بودند دشمنان خود را که اولوس جغتای در ماورالنهر بودند و محل قدیمی ترکان یعنی «توران» محسوب میشد تورانی و خود را چون ساکن ایران بودند «ایرانی» نامیدند تا از نظر ایرانیان خود را «مدافع ایران» جلوه داده و دشمنان را «عوام فریبانه» توران نامیدند تا از جنگ قدیمی ایران و توران – که به زعم ایرانیان- اکثراً پیروز بودند!!- بهرهبرداری تاکتیکی و تبلیغاتی کنند. به همین جهت است که ناگهان بین نویسندگان دوره ایلخانی واژه ایران و توران از نو زنده گردید و در بوق و کرنای تبلیغاتی ایلخانی دمیده میشد. نویسندگان دوره مغول همچون رشیدالدین فضل الله در جامعالتواریخ، جوینی در جهانگشای جوینی، وصافالحضره در تاریخ وصاف، ناصرالدین منشی در سمطالعلی للحضرهاللعیا در پی اختلافات دو خاندان مغولی ایلخانی و جغتای خود را «ایرانی» و دشمن خاندان خود را «تورانی» نامیدند و به پیروی از آنها نیز نویسندگان عرب در مصر که در تحت حاکمیت ترکان مملوک میزیستند سرزمین ایلخانان را «مملکهالایرانیین» نامیدند که یکی از مهمترین نویسندگان این دوره شهابالدین احمد بن فضل الله عمری (۷۰۰ – ۷۴۹) است که در کتابش بنام «مسالکالابصار فی ممالکالامصار» به صراحت از کشور تحت فرمان ایلخانان مغول با نام «مملکهالایرانین» نام میبرد(۵) بدین ترتیب در اثر اختلاف دو خاندان جغتایی و هلاکویی که یکی در این سوی جیحون و یکی در آنسوی جیحون حاکمیت داشتند دو نام اسطورهای احیا گردیده که نام توران بعدها از روی آسیای میانه برداشته شده و نام ایران تا به امروز بر این سرزمین باقی ماند. پس مغولان به اصطلاح خونخوار اولین دولت بعد از اسلام هستند که به این سرزمین نام «ایران» را نهادند و ایرانیان را دوباره «ایرانی» کردند.
پاورقی:
۱- دانشنامه مزدیسنا، .واژهنامه توضیحی آئین زرتشت،دکتر جهانگیر اوشیدری، شرکت نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۷۱، تهران، ص ۲۶۸
۲- وهرود وارنگ، جستارهایی در جغرافیای اساطیر و تاریخی ایران شرقی، پژوهش ژوزف مارکوارت (آلمانی) ،ترجمه با اضافات از داود منشیزاده، مجموعه انتشارات ادبی، تاریخی. موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، تهران ۱۳۶۸، ص ۱۷۴
۳- بررسی هادخت نسک ،دکتر میر فخرایی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه) ، تهران، ۱۳۷۱، ص ۶۹
۴- فرهنگ فارسی خرد، تالیف م. سعیدیپور، آذینفر، انتشارات خرد، بیتا، ذیل واژه عجم
۵- ترجمه مختصرالدول، ابن عبری، ترجمه دکتر محمدعلی تاجپور- دکتر حشمتالله ریاضی، انتشارات اطلاعات ، تهران، ۱۳۶۴، ص ۱۶۰
۶- محدوده سرزمین ایرانیها در میانه قرن هشتم هجری، رسول جعفریان، سایت اینترنتی http://www.HISTORYLIB.com، تاریخ انتشار ۲۰/۱۱/۸۳
منبع
http://no-lie.arzublog.com/
ایران زمانی آباد میشه که همه با هم متحد بشن. نه این که هر کشوری که صرفا واسه سرکیسه کردن بقیه یه حرف مفتی میزنه بشه بلای جون ما.
میدونی چیه؟ اون زمانی که مثلا ترکهای قاجار به ایران حکومت میکردن یکی از تفریحاتشون مسخره کردن ترکهای آذربایجان بود.
بعد اون آقا میاد تو پستش میگه که ما تو زمان قاجار قدرت دشتمون بود و ما حکومت داشتیم.
والا بخدا شاه اسماعیل صفوی و صفویان که اردبیلی بودن هم توی میادین جنگ به اسم ایران میجنگیدن.یعنی خودشونو ایرانی میدونستن.
به کی مینازن این ترکها نمیدونم.به سلطان محمود خونخوار؟ به افشین حیله گر؟ به سلجوقیانی که خودشون از کسترش دهندگان ادب پارسی بودن؟
بابا توروخدا این دعواها رو بذارید کنار.بیایید باهم عربها رو از ایران بندازیم بیرون.بیایید اجازه ندیم هر ناکسی و هر جوجه کشوری پاشه ما رو تحریک کنه.
آذرابادگان وکردستان همیشه قسمتی از خاک ایران بوده اند،هر کی با ایران وفرهنگ ایرانی مشکل داره بزنه بیرون،کسی نباید افکار پوچ به سرش راه بدهد.هر کی ادعای ترک بودن میکنه میتونه بره ترکستان. اون کسی هم سینه ی اسلام و عرب بودن را میزنه بره برای خودش عربستان .تو این خاک هر کی بخواد افکار نامربوط و غیر ایرانی به سرش بزنه،سیلی محکمی خواهد خورد.فرزندان مازیار وبابک در این مملکت کم نیستند.
درود بر تو ای مرد پارسی!!! منم باهات موافقم!! هرکسی که ذهنیات ضد ایرانی را در سر میپروراند جایش ایران نیست و با دشمنان تاریخ و فرهنگ این مرزبوم به شدت مقابله خواهیم کرد.
فرار کردن روش شمافارس هاست نه روش ما ترک ها.
آذزبایجان در زمان هخامنشیان شامل ایران بوده و حتی این منطقه توسط اسکندر هم فتح نشد و بعد از هخامنشیان مستقل بود در زمان اشکانیان هم تا حدودی و در زمان ساسانیان.
بعد از اسلام هم که اعراب و بیشتر اقوام ترک بر آذربایجان حکم رانی کردند مثل برادرای خوارزم شاهیان و سلجوقیان و افشاریه و قاجار و صفویه مغول ها و تیمور و ….