نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان

بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.

• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.

جواد مفرد کهلان

نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.

سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.

شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.

کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.

در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.

مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.

بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.

بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.

کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.

ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.

در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.

این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.

ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.

بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.

به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.

اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.

در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.

طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.

به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.

تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.

در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.

1,006 نظرات
  1. cj می گوید

    ورزش یوگا

    سلامتی و خوشبختی از دیرباز آرزوی تمامی انسانها بوده است. برای رسدین به آنها بشر دست به هر کاری زده و راههای مختلفی را پیموده است. گروهی توانسته اند به آرزوهای خود دست یابند و برخی نیز هیچگاه طعم شیرین خوشبختی را نچشیده اند. سلامتی و خوشبختی و رسیدن به آرامش درون از زمان هایی خیلی دور ابزارهایی را طلب می کرده که بشر با توسل به آنها همواره سعی داشته به سلامت فکر و جسم نائل آید.
    این ابزارها نامهایی چون ابدیت، ذات متکی به خویش، طبیعت، برهمن، شعور کیهانی و نیروانا داشت. ولی یکی از روش های بسیار قدیمی که قدمتش به چندین هزار سال قبل می رسد و به عنوان علم جامع کیهانی مطرح گردیده «یوگا» نامیده می شود. بنا به روایت و دلایل علمی مطرح شده در کتابهای ارابه خدایان و طلای خدایان، کیهان نوردان باستانی از دیگر کرات سماوی به زمین آمده و با انسان زمینی ارتباط برقرار کرده اند. حاصل این ارتباط پیدایش علوم جامعی بوده که پیشرفت انسان های آن موقع را به همراه داشته است.
    یوگا یکی از همین علوم کیهانی است که درآسیای میانه به وجود آمده و جریان عرفانی عظیمی را موجب گشت که چکیده های آن طی هشت هزار بیت در کتاب اوپانیشاد به تدریج در سراسر جهان به خصوص هندوستان نشر و انعکاس یافت. بدین ترتیب عده زیادی با پیروی از آن توانستند به سلامت جسم رسیده و بر احساسات و عواطف خود غلبه کنند. به عبارت دیگر پیروی از این علم خوب زیستن باعث شد تا انسان بتواند ذهن و جسم را به حال تعادل درآورد و طعم سعادت و خوشبختی را بچشد.
    به طور خلاصه می توان اظهار داشت علم یوگا کهن ترین سیستمی است که تا کنون در جهان وجود داشته و همچنان در حال گسترش است. این علم به بدن و روان توجه خاصی داشته و درک بسیار عمیق از ذات بشر و آگاهی هماهنگی و شناخت بدن و روان را به شما نشان می دهد. برای قدم گذاشتن در مسیر تکامل انسانی حتما می بایست جسم، ذهن و روان در یک موازنه قرار گیرند.
    تکنیک های یوگا راه حل مطمئنی برای ایجاد این موازنه و رساندن شخص به آرامش فکر و درک حقیقت از طریق آگاه شدن بر خویشتن است. اولین کسی که اصول یوگا را به صورت قابل استفاده برای همگان مدون ساخته پاتانجلی هندی است. او در ۳۰۰ سال قبل یوگار را به هشت مرحله تقسیم کرد. وی اعتقاد داشت انسان قبل از زدودن ناخالصی ها و ناپاکی ها نمی تواند طالب وصل معبود در رسیدن به مقصود باشد و تنها با تفکر و تعمق در احوال جهان و زیر پا گذاشتن آز، حرص و شهوات است که می تواند به تربیت و تعالی روح خود بپردازد.
    طریقت یوگا مراحل هشت گانه را فراروی یوگی گذاشته تا با اجرای آنها به سرمنزل مقصود برسد. این مراحل عبارتند از: یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیهارا، دهارانا، دیانا، سامادهی. برای رسیدن به این وادی و سری وسلوک در این طریقت نیازی به این نیست که فرد دین آبا و اجدادی خویش را رها سازد و به آیین و مذهب جدیدی بپیوندد. بلکه هر کس با هر اعتقاد و فرقه و آئینی می تواند به درس هلی ویگا در زمینه زهد و تقوا و برکناری از خشونت ها و پلیدی ها پاسخ مثبت بگوید.
    نهایتا آنکه با درک تکنیک های باستانی یوگا انسان می آموزد که چگونه حساسیت خود را از سطح جسم و پوست به سطحی عمیق تر یعنی ذهن، اندام و غدد داخلی و یا در واقع جسم و ذهن و همچنین ذهن و روان منتقل کرده، اتحاد و یگانگی بین عناصر فوق به وجود آمده که نتیجه این اتحاد و یگانگی چیزی نیست جز رسیدن به سلامتی و خوشبختی. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز)

    اصول یوگا

    یک یوگی زندگی و حیات را به مانند یک مثلث می نگرد که جسم و پیکره انسان سه مرحله تولد، رشد و سرانجام مرگ را طی می کند. دوران جوانی که اوج شکوفایی انسان است بین سنین ۱۸ تا ۲۰ سالگی است. در نخستین سال های زندگی و در مرحله جوانی میزان رشو بازسازی جسم انسان به اوج خود می رسد و از آن پس مرحله دگرگونی بافت ها آغاز می شود. در یک انسان عادی این مراحل از ۲۰ سالگی آغاز شده و تا حدود ۳۵ سالگی ادامه می یابد و از آن پس مرحله کاتابولیک یا همان دگرگونی بافت ها آغاز می شود، به عبارت دیگر ماشین جسم شروع به افت و انزال می نماید. این مرحله که در سنین پیری خود را نمایان می سازد با بیماری و ناخوشی همراه است.
    هر چند که یک یوگی معتقد است که ما (انسان) خلق نشده ایم که فقط عاملی باشیم و پس از تحمل رنج و درد به سراغ مرگ رویم. هدف از زندگی بالاتر از همه اینهاست. رشد نیروهای روحی هدف بوده و احتیاج به استعداد زیاد و نیروی اراده می باشد. تمامی این موارد در سایه رشد جسم و ذهن پدید می آیند. به همین خاطر عقلای قدیم سیستمی را گسترش داده بودند که باعث دفاع بدن در برابر بیماری ها و به تعویق افتادن مرحله کاتابولیک و همچنین نیرومند ماندن قوای فیزیکی و روانی می شود. این سیستم یوگا نام دارد. یوگا یک برنامه ساده و طبیعی است که بر پنج اصل استوار است:
    ۱) تمرینات یوگا
    ۲) تنفس
    ۳) رژیم غذایی
    ۴) ریلکس و آسودگی
    ۵) تفکر مثبت و مدیتیشن
    یوگا یک روش شخصی در زندگی است و بر اساس اصول و عقاید می باشد. ساده زیستن و تفکر والا. جسم مانند یک معبد و یا یک وسیله نقلیه برای روح است و برای استفاده مطلوب از آن احتیاج به یک سری اصول داریم. این اصول همانند اصولی است که در هر وسیله نقلیه به شمار می رود. یک اتومبیل به پنج چیز مهم احتیاج دارد:
    ۱) سیستم لغزنده یا همان چهار چرخ
    ۲) برق یا همان باطری
    ۳) سیستم خنک کننده
    ۴) سوخت
    ۵) یک راننده برای رانندگی در پشت فرمان
    اکنون احتیاجات انسان را بررسی می کنیم:

    ۱- اصل تمرینات

    حرکات و اعمال به مانند سیستم لغزنده هستند که رباط ها، مفاصل، عضلات، تاندون ها و دیگر نقاط بدن را به کمک افزایش جریان خون و قابلیت انعطاف نرم می کنند.

    ۲- اصل تنفس

    این اصل بدن را در ارتباط با باطری یاری می کند. شبکه خورشیدی که نیروی عظیم پتانسیلی در آن ذخیره شده است و از طریق استفاده از تکنیک های تنفسی ویژه یوگا پرانامایا این انرژی در جهت برقراری تعادل فیزیکی و روانی آزاد می شود.

    ۳- اصل رژیم غذایی

    این اصل سوخت مناسبی را برای بدن تهیه می کند. مصرف مناسب غذا، هوا، آب و نور آفتاب از ضروریات است.

    ۴- اصل ریلکس و آسودگی (وانهادگی)

    این اصل همانند سیستم خنک کننده یا رادیاتور در ماشین عمل می کند. هنگامی که ذهن و جسم به طور مرتب فعالیت می کنند، ظرفیت آنان تقلیل می یابد. وانهادگی راه طبیعی جبران نیروی از دست رفته است.

    ۵- تفکر مثبت و مدیتیشن

    خود را کنترل کنید. ذهن آرام می گیرد. از طریق سکون و تمرکز فکر، طبیعت و سرشت تحت کنترل آگاهی قرار می گیرد.

    اصل تمرینات

    سیستم های بی شماری برای گسترش و توسعه حرکات مکانیکی عضلات طراحی شده است. همان طور که گفتیم در مکتب یوگا به پیکره آدمی همانند وسیله نقلیه ای برای روح نگریسته می شود. وسیله نقلیه ای که روح را در سفرش به سوی تکامل یاری می کند. آسانا (تمرینات فیزیکی یوگا) برای توسعه و گسترش تعبیه شده است.این تمرینات باعث رشد استعدادهای روحی و روانی می شود. باید در نظر داشت که تفاوت های اساسی و بنیادین بین تمرینات یوگا و تمرینات فیزیکی وجود دارد. تمرینات و ورزش های فیزیکی عادی تاکید زیادی بر حرکات عضلات دارد.
    در حالی که در یوگا عکس این حالت می باشد زیرا ورزش های عادی میزان زیادی اسید لاکتیک در الیاف و بافت های عضله تولید و همین باعث کوفتگی عضلات می شود. در هنگام انجام آسانا تاثیر اسید اضافه و کوفتگی توسط قلیائی موجود در الیاف عضلانی خنثی می شود. البته این عمل با تنفس عمیق اکسیژن انجام می شود. رشد عضلات به معنی سلامتی بدن نیست. سلامتی موقعی اطلاق می گردد که تمام ارگان های بدن تحت کنترل هوشمند ذهن باشد. تمرینات فیزیکی یوگا آسانا نام دارد. آسانا می بایست به طور مرتب و دائمی انجام شود. اولین فایده این کار در این است که قابلیت انعطاف بدن را افزایش می دهد به طوری که در سنین بالا قادر خواهید بود انعطاف بدن را افزایش دهید.
    تمرینات یوگا ابتدا بر سلامتی ستون فقرات تاکید و تمرکز دارد و باعث انعطاف و نیرومندی آن می شود. ستون فقرات محل تمامی اعصاب مهم بدن می باشد و همین اعصاب تمامی پیامهای مختلف بدن را از طریق ستون فقرات به مغز می رسانند. به همین دلیل است که تمرینات یوگا تاکید زیادی بر انعطاف و نیرومندی آن دارد و با انجام آساناها عمل گردش خون بهبود یافته و مواد غذایی و اکسژن سهل تر به اعصاب می رسند. آساناها بر روی اندام داخلی هم تاثیر به سزایی دارد همانطور که باعث بهبود عملکرد عضلات می شود بر روی عملکرد غدد و ارگان ها نیز تاثیر مثبت بر جای می گذارد.
    اندام های داخلی پیامها و تحریکات را از طریق حرکات گوناگون و مختلف آساناها دریافت کرده و بدین ترتیب عملکردشان هماهنگی بیشتری می یابد. سیستم درون ریز (غدد و هورمون ها) دوباره فعال شده و به متعادل شدن تحریکات و همچنین به پیشرفت نیروی روانی کمک می کند. به همراه انجام تمرینات یوگا تمرین تنفس تمرکز فکر را انجام می دهیم. یک ساعت تمرین حرکات، یک ساعت تمرین ریلکس عمیق، و یک ساعت تمرین مدیتیشن باعث تقویت نیروهای تمرکزی به همراه نیروی جسمانی خواهد شد. تمریناات سیستم یوگا با هیچیک از سیستم های ورزش های دیگر قابل قیاس نیست. انجام آرام و آگاهانه (با هوشیاری تمام) آسانا علاوه بر فواید فیزیکی باعث تقویت نیروهای روانی، تمرکز و مدیتیشن خواهد شد.

    اصل تنفس یا پرانایاما

    اکثر مردم تنها بخشی از ظرفیت دستگاه تنفسی یا ریه را برای تنفس استفاده می کنند. این دسته از مردم که تنفسشان سطحی بوده و کمی از قفسه سینه را منبسط می کنند شانه های خم شده ای دارند و در قسمت بالای گردن و پستانشان فشار دردآوری را متحمل می شوند و از کمبود اکسیژن رنج می برند. این عده بدون آنکه خود بدانند به سرعت خسته می شوند. با تمرینات تنفسی یوگا علاوه بر پیشگیری از این موارد می توانید انرژی حیاتی و سلامتی خود را تضمین نمایید.
    از تمامی روش های تنفسی قادر خواهید بود ظرفیت انرژی حیاتی را افزایش دهید. چنانچه هنگام بالا رفتن از پله ها خسته می شوید سعی کنید که شانه ها را صاف نگه داشته و در هر دو پله عمل دم و در دو پله بعدی عمل بازدم (تخلیه تنفس) را انجام دهید. با =یروی از چنین عملی یعنی دو پله دم و دو پله بازدم قادر خواهید بود آرام آرام پله ها را بالا رفته و بدون کمبود اکسیژن و نفس به بالای پله ها برسید. با چنین آهنگ تنفس قادر خواهید بود میزان زیادئی از دی اکسیدکربن را بیرون داده و اکسیژن را جایگزین آن نماییم، بدین ترتیب کمتر دچار خستگی می شویم.

    تنفس

    امروزه یک برنامه تنفسی قادر است ما را در زندگی روزمره کمک فراوانی کند. بحران ها، فشارهای عصبی، افسردگی و کسالت با تبعیت از یک سری تمرین ها قابل رفع می باشند. بدون هیچگونه فشاری شانه ها را صاف نگه دارید و نفستان را تماما تخلیه کنید. مکث کرده و سپس به طور عمیق نفس بکشید، این روند باید کاملا آرام باشد. عمل دم می بایست به قدری باشد که شش ها کاملا پر شوند. بدون تغییر حالت شانه ها نفس را از طریق بینی به آرامی تخلیه کنید. شما باید همزمان با دریافت اکسیژن مغز و اعصاب را آسوده و آرام کنید. سه روش تنفسی وجود دارد:

    روش سطحی

    بدترین روش تنفس می باشد. هنگامی که عمل دم صورت می گیردشکم منقبض شده و شانه ها و استخوان ترقوه بالا می روند. در این نوع تنفس حداکثر کوشش به کار می رود اما حداقل میزان هوا نصیب فرد می شود.

    1. Mehran......mantegi bashim می گوید

      ya$aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa garda$im

  2. cj می گوید

    نتیجه میگیرم همه فارس لرد کرد از نیاکان خر بدنیا آمده و از دنیا به صورت خر میرند در بین این فقط ترک آدم بود آدم هست و آدم خواهد بود

    1. آیدین می گوید

      با هات موافقم همه کرد و لر و فارس هم خرند هم سگند فقط ترکها با کلاسند اشاسین آذر بایجان

      1. بابک می گوید

        خودت در مورد حرف خودت چی فکر می کنی؟ حرفی داری حرفتو بزن توهین نشانه پستی هستش. مثل اینکه تو هم مثل آقا یا خانم ویچ کم آوردی.

    2. ايرانوريچ می گوید

      حق کاملا با شماست دوست گرامی همانگونه که قرن ها است که می گویند ، حضرت آدم هم اول ترک بود بعد آدم شد.
      عزیزم نخست برو سفر نامه ابن فضلان رو بخون سپس بیا خودت رو جر بده تا ببینی از چین تا انگلستان به چه کسی میگن خران گمراه. بدو عزیزم برو بخونش آفرین به تو

    3. mehran..........mantegi bashim می گوید

      ya$aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

    4. خسرو می گوید

      نام زیبایی داری cj, میتونی به عنوان یه الاغ با کلاس در مسابقات خررانی شرکت کنی تازه شایدم اروپایی شدی کره خر

    5. Lidoma می گوید

      چیزشان هم خری هست امتخانش نکن که پاره میشی

  3. مهران می گوید

    سلام.اسدم شهرای آذربایجانو رضاشاه عوض کرده

  4. Mehran......mantegi bashim می گوید

    آقای ایران ویچ در مورد اون حرفتون (که اگه شما فارس یا ترک یا عرب باشین و برین به مدارس انگلستان باید انگلیسی حرف بزنین) حرف شما کاملا درست است ولی من و یا شما که میریم انگلستان حکم یه مسافر رو داریم و مقیم اونجا هستیم و پیرو قوانین آن ……ولی این عبارات در مورد وضع کنونی ترک ها و آذری های ساکن ایران صدق نمیکنه ..

    زیرا

    ما مقیم و یا مسافر نیستیم و از ساکنان این سرزمین هستیم و مالک….. الان جمعیت کسیری از مردم چین مقیم ایالات متحده ی آمریکا هستند و همان طور ذکر کردم مقیم آن جا اند نه مالک …..پس آذزی ها و ترک های ساکن ایران حق دارن که برای خود استقلال سیاسی فرهنگی داشته باشند و از جمله این خواسته ها ایجاد آموزشگاه های آموزش زبان ترکی است و فرقه ی پانترک هم حق دارد که در ایران در چار چوب قوانین خاصی جناح سیاسی شناخته شود……

    من نمیدانم که شما در مورد پانترک و پانترکیسم چه فکری میکنید و برایم مهم هم نیست که بدونم

    1. cj می گوید

      yaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaasha

    2. ايرانوريچ می گوید

      اگر پانترکها یک گروه و حزب درستکاری بودند سخنی نبود ولی تا زمانی که این گروه نادان به تاریخ دزدی و تاریخ سازی جعلی و دروغین میپردازند ما هم حق خودمون میدونیم که باهاشون رو در رو بشیم

  5. Mehran......mantegi bashim می گوید

    آقای ایران ویچ اگه ترک ها ساکنین اصلی این سرزمین نیستند شما آریایی ها چی؟مال این سرزمین هستین؟ شما هم قاصبین ولی در مورد تاریخ سکونت تر ک ها…و……اگه گفته شما اینه بیا سابت میکنم که ترک ها تا بیش از تاریخی که شما بهش افتخار میکنید شاکن این مناطق هستند تا قبل از pontos ها

    اگه شما به تاریخ ۲۵۰۰ ساله ای که هنوز در مورد وجودت شک و تردید زیاده افتخار میکنین ما هم به تاریخ ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد افتخار میکنیم که تپه حسنلو نقده و جام زرینی که از آن کشف شده نشان میدهد که ترک تا ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد هم ساکن این مناطق بودند……

    1. ايرانوريچ می گوید

      ۱) میگن موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمبش میبست!!!؟؟؟
      ۲) پروفسور شما هنوز برای اثبات تاریخ ۱۵۰۰ ساله تون دست تون به هیچی بند نیست از تاریخ چند هزار ساله تپه حسنلو نام میبری!!!!؟؟؟
      ۳) کدام نادان تاریخ دزدی گفته که اونها ترک بودند!!!!!؟؟؟؟
      ۴)نادان اگر آنها ترک بودند پس نشان (چلیپا) نشان مسلم آریایی ها که در تپه حسنلو و در غار مراغه کشف شده است چیه!!!!!؟؟؟؟
      ۵) اگر آنها ترک بودند و تاریخ ما ۲۵۰۰ ساله است پس تاریخ قوم کیخسرو در کنار دریاچه ارومیه که با توجه به دانش ستاره شناسی کهن دست کم برای ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است چی بوده!!!؟؟؟؟ اگر تاریخ ما ۲۵۰۰ ساله است پس فرمانروایی هیتی ها در دل پانترکها در بغاز کوی ترکیه در ۴۳۰۰ سال پیش چیه!!!؟؟؟
      ۶) پانترکها نخست خواستند در یک حرکت انتحاری و کمدی کلاسیک که ویژه پانترکها است حضرت زرتشت را ترک کنند و با یک واژه شناسی احمقانه نام مادر او را ترکی کنند ولی پس از اینکه دیدند این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست خفه خون گرفتند یکی از دلیلاش هم این بود که در اوستا آشکارا از پادشاهی قوم کیخسرو در آذربایجان نام برده شده است.بیچاره پانترکهای تاریخ دزد نه راه پس داشتند نه راه پیش
      ۷) امروزه دانشمندان ادیان شناس و استوره شناس و باستان شناسان و زبان شناسان و آب و هوای باستانی شناس و ستاره شناسان باستانی همگی وجود آریایی ها رو در فلات ایران دست کم تا ۱۰۰۰۰ سال پیش تایید کرده اند
      ۸) داستان این التصاقی بازی ها و ایلامی بازی ها خیلی وقت پایان یافته اگر باور نداری لب تر کن اسنادش رو برات نام ببرم.
      ۹) اگر این اقوامی که میگویی ترک بودند پس چرا حتی یک واژه ترکی در زبان ارمنی ها و گرجی ها که با توجه به اسناد میان رودانی تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح قابل رپیگیری هستند تا زمان ورود تاریخ سنتی ترکها وارد نشده است!!!!!؟؟؟
      ۱۰) برو کتاب تاریخ آتروپاتکان نوشته پروفسور اقرار علی اف که خودش ارانی بود رو بخون سپس بیا این چرت و پرت های پانترکهارو برای ما بنویس
      ۱۱) این دانشمندان شما اگر دست شون پر بود میرفتند در دانشگاه های معتبر جهانی مقاله های جهانی ارائه میدادند نه اینکه اینگونه با خرج میلیونها دلار در شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای و مجله و روزنامه و رادیو مدارس پانترکیشون خودشون جر بدن برای هم هوارا بکشن و ساغول ساغول کنند.
      ۱۲) این سخنان برو تو همان محافل پانترکیست بزن تا برات هورا بکشن با من از دانش زبان شناسی و ادیان شناسی و نژاد شناسی و استوره شناسی و سفال شناسی و آب و هوای باستانی شناسی و… سخن بگو که ۱۰ ساله درباره شون پژوهش کردم قصه برای ما نگو

      1. سومر می گوید

        زیاد هرس نخور.همن کیخسرو باز به مفهوم خسرو اسمانیه یا کی قباد به مفهوم قباد اسمانی .لقبی تورکیه به بزرگان می گیم.اسم پایتخت ماد اکباتان چرا ترکیه؟ اسامی بسیاری از شاهان ماد باز ترکیه؟اسامی رودهای ماد باز ترکیه.سنگ نوشته های ۳۰۰۰ ساله رازلیق در سراب سنگ نوشته سیغیندیل در اهر تمام خط اورخون.اتروسک های ایتالیا تمام کتیبه ها اورخون تورکی …تو یه فارس چی؟؟سنگ نوشته کوروشتون روی سلندر سنگی به خط اکد و ربطی به شما نداره

    2. دیاکوی کبیر می گوید

      نقده رو از کوردها گرفتید زمان عثمانی ها لطفا تاریخ رو دستکاری نکنید اون جام هم کلمه ی ترکی نداره مال مادهاس

      1. سومر می گوید

        معنی دیاک اکو تیر ایستاده یا اوکباتان فرو رونده تیر یا گیلگیمیش سرپریشان .تماما مادی و تماما مفهوم دار تورکی. اقای کرد تو چی داری ؟امپراطوری ؟خط؟ معماری؟

  6. Mehran......mantegi bashim می گوید

    البته توهین به نژاد ها جایز نیست ولی کار هایی که اسماییل سیمیتگو در ولایت آذربایجان انجام داد و قتل آمی که در سرزمین سولدوز نقده انجام داد بدون پاسخ نخواهد ماند…..

    1. خسرو می گوید

      گمشو عوضی, ارمنی ها یه ورت کردن حالا داری زر زر میکنی

    2. کاوه اهنگر می گوید

      شک نکن عزیزم این واقعیت دوباره تکرار میشود و لذت ببر!

    3. kang می گوید

      ق رو نتونستی تلفظ کنی؟ نوشتی سیمیتگو:)))
      بله به امید خدا پاسخ جنایتهای برادران مغولت در درسیم و ارزنجان و آمِد و آگری و عفرین رو هم میدیم
      درود بر روح پرفتوح سمکو خان

      1. sh. می گوید

        درود

  7. marjan می گوید

    mishe lotfan az ghome baluch matlab bezarid.khayli baram jalebe bedoonam.

  8. علی می گوید

    عجب آمهایی هستینااااااااااااا
    بابا کی گفته یه نژاد نباید با نژادهای دیگه قاطی بشه؟
    کی گفته یه نژاد خالص، بهترینه؟!
    تا الان ، هنوز ۲ زاریه نیفتاده تو خیلیاتون که نژادها با ترکیب شدن با همدیگه هستش که بهبود پیدا میکنن؟
    ضمنا، زبون هر فرد هم تو همه جای دنیا، براش محترمه و نباید از بین بردش!
    من یه ترک ایرانی ام، یه آذربایجانی
    کاری هم ندارم که نژاد اصیلم چیه ، چون اینارو مسخره می دونم!
    به جای اینکه ایهمه به جزئیات به درد نخور تاریخ گیر بدین، از تاریخ و سیر اون، درس زندگی یاد بگیرین !
    تو روالهای کلی تحقیق کنین و از رمزهای موفقیت و شکست ، جند تاشونو یاد بگبیرین!
    با این چیزاست که یه ملت بیدار میشه، نه دونستن اسم پسر فلان کسی که فلان جا ، n هزار سال قبل حکومت میکرده
    اونسر دنیا، کل اروپا با هم متحده، اونورتر، امریکا همینطور، هیچکدوم هم از یه نژاد نیستن!
    همه دارن به ریش من و شما می خندن که با این بحثهای الکی، زندگی خودمون رو صرف دونستن یه سری چیزهای به درد نخور می کنیم.
    تاریخ مهمه، اما برای فهم و نه برا دعوا!
    اینکه یاد کارهای مهم خودتون باشین، نه دارایی های پدرانتون!
    آمریکا اون سر دنیاس، هیچ نژاد خالصی هم نداره!
    ۴۰۰ سال هم بیتر قدمت نداره، اونوقت اونا جی می کنن و شما چی؟
    وقتی هم می خواین مثل اونها تو علم پیشرفت کنین، به جای علم، عرف جامعه اونجا رو تقلید می کنین.
    بسه دیگه، بیدار شین لطفا!
    بیدار شین و الکی با هم دیگه دعوا نکنین!

    1. مرتضی می گوید

      دمتگرم حق گفتی… بعدمیگن چرا تهران و قدرت دست ترکهاست و چرا انقدر پیشرفت کردن و زیادن! چون دنبال زندگیشونن و با کسی کار ندارن و فقط به پیشرفت فکرمیکنن. گذشتگان که مردن رفتن!، خودت چه پخی هستی؟ تاچندسال دیگه افغانیها همه کارهمیشن ما دنبال افتخارات پوچیم… آیندگان ازنادونی و بیسوادی و حماقت ما حیرت میمونن 😂

      1. بهرام می گوید

        خوبه این بحثارو اونایی که به تورک بودنشون مینازن درست میکنن

    2. مهرداد می گوید

      ببین در زمان حمله عثمانی به آذربایجان عزیزمان و مدت طولانی که بودند زبان تورکی بجای آذری استفاده شد که البته عیبی هم نداره چون نژاد اذریهای ایران با قدمت زیاد و ایرانی اصل هستن

  9. تورک می گوید

    سلام

    با این نژاد پرستهای هیتلر پرست و پهلوی پرست هر چی حرف بزنی اثر نداره لطفا هیچ کس خودشو خسته نکنه.

  10. خسرو می گوید

    به گمان من تورک اوغلی یکی از دشمنان ترکان است که داره اینجوری اونها را بی آبرو میکنه, درست میگم تورک اوغلی؟ راستی اگر فرهنگ ترکی غنی هست, چرا رژیم ترکیه داره همه جوره این فرهنگ را دگرگون میکنه تا خودش به اروپا بچسبونه؟ تا کنون اندیشه کردی؟

  11. تورک اوغلو می گوید

    آخه کرد سگ تو دیگه چی می گی این وسط ما شما رو مثل سگ توی ترکیه خفه کردیم و کشتیم حالا تو اینجا برای من زرزر می کنی تو می گی پارسی کاملترین زبانهاست بگو تاریخ فارسیش چی می شه بگو برای ادبیات تو فارسی چی میشه گفت به جای یاتاقان ترکی چرا لغت ندارین تو اول برو معنی پارس رو توی فرهنگهایی که خودتون نوشتین بخون بعد زر بزن کرد سگ کثیف

    1. امیر می گوید

      خیلی بی ادبی واقعا که خاک بر سر تو و اون پدر و مادری که تورو این جوری تربیت کرده و خاک عالم برسر همه هم مسلکان و کسانی که مثل تو فکر می کنند امیدوارم همه هموطنان آذری مثل تو فکر نکنند که مطمئنم این طور نیستند تو آبروی همه اونها رو می بری

    2. cj می گوید

      yasha

      1. cj می گوید

        man in yasha ro تورک اوغلو goftam

      2. مسعود اکبری می گوید

        درود
        دوست عزیز لطفا در دیدگاه های خود:
        ۱) فارسی بنویسید
        ۲) هیج گونه توهنی به کسی نکنید (در کامنت قبلی شما به شخصی توهینی کرده بودید و کامنت حذف شد)

        ممنون
        بدرود

    3. ايرانوريچ می گوید

      ۱) پانترک نادان و ابله در زبان پهلوی به تاریخ کارنامه می گفتند که اگر کمی شعور داشتی یاد کارنامه اردشیر بابکان می افتادی سپس زر زر میکردی
      ۲) شاهنشاه نادان ها خود واژه تاریخ معرب شده واژه (ماه روچ = پهلوی) است که از آن نخست واژه مورخ و سپس واژه تاریخ را در آورده اند برو کتاب پژوهشگر عرب ادی شیر اسقف کلدانی را بخون سپس بیا زر زر کن تا با نادانی خودت خودت رو تو چاه نندازی و ما رو بیش از این نخندونی
      ۳) نادان نزدیک به ۵۰۰۰ واژه پارسی باستان و پهلوی با ستان و پهلوی نو و پارسی دری در زبان عربی است که بنیان زبان عربی بدون آنها به لرزه می افتد. اگر سواد داری این واژه ها رو تو بابهای عربی ضرب کن ببین چقدر میشه پانترک احمق.
      ۴) باور نداری برو پژوهش های دانشمند پر آوازه عرب دکتر تونجی رو بخون.
      ۵) تو زبان ترکی اویغوری که مادر زبانهای ترکی است نزدیک به ۸۵۰۰ واژه پارسی وجود داره.
      ۶) برو کتاب واژه های پارسی در اویغوری چین نوشته سرکار خانم نادره بدیعی انتشارات بلخ را بخون.
      ۷) این کتاب در پژوهشگاه های زبان شناسی ایتالیا به عنوان یک مرجع معتبر شناخته شده است.
      ۸) تو زبان بزرگتون ترکیه بنابر پژوهش های پروفسور محرم ارگین نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی وجود داره
      آن هم پس از پاکسازی زبان توسط آتا دزد تاریخ دزد
      ۹) این در حالی است که تنها ۱۴۰۰ واژه ترکی در زبان پارسی آن هم پس از ۱۱۰۰ سال حکومت ترکها و تاتارها و …وارد زبان پارسی شده است که یعنی حدود سالی تنها ۱ واژه خنده دار نیست!!!؟؟؟
      ۱۰) جالب اینجا است که بسیاری از این واژه ها تنها در دربار ترکان به ویژه در زمان قاجاریه کاربرد داشته است و هرگز وارد زبان مردم عادی نشده اند
      ۱۱) بسیاری از واژه های ترکی هم تمانند قابلمه=کماجدان قاشق= کفچه بشقاب=دوری و……..تنها در مرکز ایران روا یافتند
      ۱۲) نخست برو درست دانش اندوزی کن سپس بیا زر زر کن بچه پانترکیست.

    4. خسرو می گوید

      میدونم کجات میسوزه تورک اوغلی, سرباز ارمنی آمد تورک اوغلی پشت سر …. پنهان شد

    5. سهند می گوید

      خب عزیز از اولاد چنگیز و تیمور بغیر کشتن و غارت چیز دیگری نباید انتظار داشت

    6. syrus می گوید

      تو خودتو با مردم ترکیه قاطی نکن که اصلا از نظر نژادی ترک نیستند و فقط زبانشون ترکی هست این مردم از ترکیب رومی ها یونانی ها کرد ها و اعراب و یهودی ها و آشوری هستند .

  12. ناشناس می گوید

    این آقا یا خانومه که اینقدر سنگ ترکی رو به سینه میزنه نمیدونه خیلی از کلماتی که اصالت ترکی داره بهش می ده ریشه آریایی داره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.