نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان
بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.
• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.
جواد مفرد کهلان
نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.
سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.
شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.
کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.
در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.
مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.
بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.
بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.
کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.
ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.
در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.
این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.
ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.
بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.
به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.
اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.
در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.
طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.
به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.
تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.
در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.
آخه اگه معادل کلمات عربی و ترکی چندین لغت فارسی سره دارید عاقلانه اینه که دیگه از ترکی و عربی استفاده نکنید مثلا اگه برای تاریخ لغت دارید چرا از عربی آن استفاده می کنید تو به من بگو تاریخ فارسیش چی می شه دیدی لغتی براش نداری برای همین از عربیش استفاده می کنی و اگه داشتی مسلما از آن استفاده می کردی و اگه چنین لغتی و لغاتی وجود داشت چرا هیچ کس غیر از تو از آن خبر ندارد مثلا همین کلمه ی خبر بگو فارسیش چی می شه اگه راست می گی شما می گید وطن یعنی خلیج تا ابد فارس و در همین جمله وطن – یعنی-خلیج-عربیه شما حتی هنوز نمی دانید که فارسید یا پارس و اگه فکر می کنی پارس درسته برو معنی پارس رو توی فرهنگ دهخدا و معین و عمید ببین بابا جمع کنید این مزخرفات رو
۱) نادان واژه معنوی برگرفته از واژه مینوی پارسی است که همه دانشمندان زبانشناس عرب نیز آن را تایید کرده اند و با توجه به صرفی بودن زبان عربی این واژه بگونه های معنوی معنی، یعنی،و…درآمده است.
۲) شما دلت به حال خودتون بسوزه
۳) راستی نام شما چیه!!!؟؟؟
۴) ترک هستین اینکه ساخته زبان چینی ها است!!!؟؟؟
۵) توران اینکه تنها در زبانهای اوستایی و سانسکریت زبانهای مسلم و بی گمان آریایی ها معنی دارد!!!؟؟؟
۶) راستی ترکستان یعنی چی!!!؟؟؟؟ ترکش که چینی و ستانش پسوند پارسی
۷) بگو تا چی صدا کنم تورو
ترک به مفهوم چینیه؟؟؟؟ستان هم فارسیه؟؟؟حالا انگلستان عربستان پاکستان هندوستان قزاقستان صربستان اوزبکستان ترکمنستان مجارستان گرجستان همه فارسی شد؟؟؟؟خوش به حال شما دنیا مال شماست.در مورد معنی ترک از اینترنت کمک بگیر مغزت رو خسته نکن
نادان تو این همه سال زبان پارسی شنیدی ولی هنوز نمیدونی معادل واژه خبر در پارسی واژه پیام است!!!؟؟؟ اونوقت اومدی برای ما زبانشناسی میکنی!!!؟؟؟ موش تو لونش نمیرفت جارو به دمبش میبست
دوست ارجمندم
خبر واژه ی ایرانی می باشد در زبان تازیان و اکنون در گویش لری به خبر هور و زبان کردی که گنجینه ی از واژگان اوستایی می باشد خبر را هویر می گویند.در هور شکل دگرگون شده خبر هست واک ه به خ دگرگون شده و واک و به ب
نادان واژه هایی که چندین سده وارد زبان پارسی شده رو که نمیشه یهویی جابجا کرد. نیاز به زمان داره.
این ایراد از ما کاربران و گویشوران زبان پارسی است که درست سخن نمیگیم نه از زبان پارسی. خوشبختانه هنوز استاد جنیدی در تهران زنده هستند و از دانشگاه کلمبیا در آمریکا تا دانشگاههای ایتالیا و آلمان بگیر تا دانشگاه ایرانشناسی استرالیا ایشان را به خوبی میشناسند. هرپانترکی که ادعایی داره مرد و مردونه بیاد میدان با ایشان مناظره کنه. بزرگترین زبانشناسان دنیا پیش ایشان اظهار کمبود میکنند گنده شما پانترکها که عددی نیست. اکنون بشینین هرچقدر دلتون میخواد تو مجله و تلویزیون و ماهواره و… از زبان توانمند پارسی خرده بگیرین ببینیم به کجا میرسین. جرات دارین این گوی و این میدان. بسم الله
آقای نم چی ویچ ..اولا نمی دونم شما چه حساسیتی به پانترک ها دارین؟
ثانیا تو نادانی که نمیدانی این ها همش برنامه هایی از قبل تایین شده است تا کل مردم را از یک نژاد بدانند…و احمق هایی مثل شما تسلیم همچین خواسته ها میشین …..من چند سالی تو خارج کشور بودم در اونجا از ترک ها زیاد خوششان نمیایید ولی نه به دلیل حرف شما بلکه ترک ها را رقیب خود میدانند …ولی در عوض دل سوزی خاصی نسبت به فارس ها دارند به این دلیل که شما را مردمی احمق و زود باور میدانند و بی هویت این عبارات اصلا جای افتخار نداره…. من پان تورک نیستم که بخوایین برچسب به من بزنید ولی بهتره بدانیید که پان تورک الان با گذشته تفاوت زیادی کرده و الان مورد قبول اکثر آزری زبانان است …
چرا الکی تاریخ رو میکنی تو بوغ / با یه مشت حرف میهن پرستی و دروغ
دور نیست آینده ای که اوضاع را تعغیر خواهد داد و معلوم خواهد شد فرقه ی آریایی به کلی وجود نداشته و حکومتی به نام هخامنشیان و پادشاهی به نام کوروش وجود خارجی نداشته و این ها همش حاصل توهم فارسی زبانان بوده….
۱) اگر به این نوشته های خودت که بیشتر به یک ایده آل گرایی کودکانه همانند است نگاه کنی به خوبی درخواهی یافت که کی نادان و احمقه!!!!؟؟؟؟
۲) ما از خدامون که تاریخ ایران رو بر پایه و بنیان دانش های زبان شناسی، آب و هوای باستان شناسی، ستاره شناسی باستانی، استوره شناسی، ادیان شناسی، هنر شناسی، رد یابی فرهنگ در دیگر فرهنگها که خودم مدت ۱۰ سال در باره شون پژوهش میدانی کردم و از همه مهمتر دانش ژنتیک دوباره بنویسند و برای این لحظه روز شماری میکنیم.
۳) کوچکترین شک و دودلی به خودت راه نده که اگر همچین پژوهش هایی انجام بشه تاریخ دزدی پانترکها از ریشه برچیده خواهد شد. باور نداری!!!؟؟؟ این گوی و این میدان
۴) بنده خدا اسناد هخامنشیان در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در کاپادوکیه یافت شده است. ۱ نگاه به کتاب شادروان دکتر جهانشاه درخشانی که در بزرگترین دانشگاه های زبانشناسی و باستان شناسی تایید شده است و از آن در دایره المعارف مصر شناسی بعنوان یک مرجع نام برده شده است رو بخون برات خیلی لازم اونم پس از خوندن چرندیات از نوع پورپیراری.
۵) شما که تاریخ تون با دگر دیسی (ذ) به (ز) بگونه احمقانه ای تغییر میکنه در هیچ کجای دانش پذیرفتنی نیست.
برو کتاب تاریخ آتروپاتکان نوشته پروفسور اقرار علی اف دانشمند آرانی (آذربایجان جعلی) رو بخون تا ببینی اون زبان آذری یا آزری با توجه به دانش زبان شناسی پهلوی باستان و زبان آشوری و ارمنی و یونای و از همه مهمتر زبان رومی باستان.
۶) با توجه به سند انکار نا پذیثر وندیداد که اشاره به واپسین هنگامه یخبندان دارد آریایی ها دست کم در ۱۰۰۰۰ سال پیش وارد فلات ایران شده اند. این بخش را دانشمندان آب و هوای باستانی شناس با آزمایش ایزوتوپ کربن ۱۴ در لایه های یخی کاملا تایید کرده اند
۷) بهتر بدونید نشان چلیپا نشان مسلم و بی گمان آریایی ها از هزاره ۷ پیش از میلاد در تاجیکستان، افغانستان، فلات ایران، میان رودان حتی ۱۰۰۰ سال پیش از ورود سومری ها، انشان، سیستان، ترکیه، ارمنستان و… یافت شده است.
۸) ما از خدامون تاریخ رو بر پایه دانش های نوین دوباره باز نویسی کنن
۹) فعلا برای دست گرمی برو نام قوم آرتایوی را از نوشته های استفان بیزانسی و برابری آن با پارسیان کهن و لوح به دست آمده از سومری ها که در باره معماران و سنگ های گران بها در سرزمین آرتا است را در کتاب ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد و کتاب مرجع معتبر دکتر جهانشاه درخشانی رو بخون سپس بیا درد دل کن و داستان بگو
۱۰) دانش فوتوژنتیک حضور دیرینه ترکان در فلات ایران را به کلی رد میکند. با ما تنها و تنها از دانش سخن بگو و داستان نویسی و رویا پردازی نکن بازم میگم ما از خدامون تاری رو دوباره بر پایه دانش های گوناگون بنویسند
درود بر ایران بزرگ از خوارزم و سمرکند تا کردستان بزرگ
منطق و ترک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پارادوکس ذاتی
چند ساله دیکه کشور کردستان بزرگ و تشکیل میدیم شمارو میفرستیم همون بیابون مغولستان غارتگری کنین.
شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه
مواظب باشید خودتان به کویرهای افغانستان رانده نشوید که الحق از آنجا آمده اید یک نیم نگاهی به لباسهای خود بیاندازید کجای این لباس مال مناطق سردسیر است در ضمن بد نیست به لباس سایر اقوام باستانی این منطقه هم نگاهی بکنید.
کجای عالم در مناطق سردسیری به مانند غرب ایران دستمال به سر بسته اند؟مناطق سردسیر کلاه پشمین بر سر میگذارند.
کجای عالم در مناطق سردسیری به مانند غرب و شمال غرب ایران کفش پارچه ای ، شلوار گشاد و … می پوشند ؟
بنا به نوشته ی ایرانیکا : به طور قطع میتوان گفت هیچ یک از زبانهای باستانی نیای زبان کردی نمیتواند باشد.
پس زیاد تند نروید و همه را به کشتن ندهید و جنگ قومیتی به راه نیاندازید که بازنده ی نهایی آن خودتان خواهید بود.
بهت پیشنهاد میدم موزه سنندج بری و اولین سرباز کورد با همون لباس اصیلش رو. ببینی……با قدمت ۳۷۰۰ساله……ترکیه هم تقریبا ۴۰تا ۵۰درصدش کورده ……کشور کوردستانم تشکیل نشه ……هرجا کورد باشه اونجا ایرانه……..ما به ایرانی بودنمون افتخار میکنیم
آره همون که خودتون درست کردینش میگین سربازکورده؟ پس چراالان یه جوردیگه لباس میپوشین ؟
پسبا این حساب هر جا کرد باشه ایرانه.هرجا عرب باشه عربستانه .هر جا بلوچ باشه بلوچستانه هر جا ترکمن باشه تورکمنستانه.هر جا تورک باشه تورکستانه و هر جا فارس باشه فارسستانه.پس کویر لوت به فارسها می رسه و کوردستان می شه ایران و اسم کرد حذف می شه به گفته شما…..ولی مفهوم این حرف شما عقب ماندگی تاریخی قوم شماست
دستمال ؟؟؟؟؟ تو به سروین کردی میگی دستمال، اوکی !
به شلوار کردی که قدمتش از امپراتوری گؤگ ترک که بنیانگذارانش سکاهای ایران بودن بیشتره اهانت میکنی،تو به گیوه میگی کفش پارچه ای پس به ژاکت بافته شده با کاموا چی میگی نادان!؟!؟!؟
ما خودمون تو موزه ی سنندژ ،لباس طراحی کردیم؟ یه سر برو تخت جمشید لباس سربازان ماد رو ببین ، زبان کردی یک زبان با اشتراکات فراوان با واژگان بکار رفته در اوستاست و واژگان مشترک زبان بلوچی،گیلکی،مازنی،و لری رو هم با کردی بررسی کن.
بدبخت کردستان زیر سایه ی ایران معنی کردستان داره ولا غیر
جنگ داخلی هم شما ها با درست کردن بزرگترین گروه تروریستی جهان به نام منافقین شروع کردین(به تاریخ شفاهی ایران مراجعه کن ).
شماها از شمال افغانستان اومدید برده های سامانی نه ما.
نابود باد دشمن ایران
درود
چشم عباس آقا چون شما گفتی🤣
ترک ها اگه اصالتشون از کردا بیشتره چرا توی تبریز جونتون لباس ترکی نمی پوشم
توی کردستان و شهر های کرد نشین همه از بچه تا پیر ها لباس محلی می پوشم تا اصیل ترین ایل ایران از بین نره
من خودم کرد ملایر شاید بگید ملایری لرن ولی همه شون لر نیستن می تونید تحقیق هم بکنید چاله شور در ملایر شجر نامه داریم که اثبات میکنه از کرمانشاه به دست ایلخان کرمانشاه تبعید شدیم.
خلاصه اصالتشون پا برجاست توی چاله شور(۵روستای کرد نشین ملایر)هنوز لباس کردی رو می پوشیم توی سرما،گرما
تو بخشی در مورد لباس کردی میدونی جنس داره برای زمستون و تابستون پارچه جلیغه مانندی که روی لباس می پوشیم مخصوص زمستانه
حالا به اینا کاری نداریم ما برامون بشه قبض میاد در خونه ی شما؟
کلاه پشمینا برای سیبریه مغولستانه که سردتره این اصالتی ک انکارش میکنی برا مناطق کوهستانیه حتی لباس گرمترم داره واسه زمستون
مرگ بر جدایی خواه از هر گروه وتیره ای که باشد ـدرود بر ایران سر فراز
دکتر پس فارسها منطق دارند قبول.چرا به کوروش جنایتکار نابود کننده تمدنهای لیدی بابل ماد وافتخار می کنید اما اسکندر و تورکان و چنگیزخان قوم وحشی بودند که به شما حمله کردند ؟ چرا کارهای بیناموسی کوروش و داریوش که با خواهران خود …فخر می کنید؟ چرا مردوک پرست نیستید؟ قبر کوروش که مردگان خود را می سوزاندند به چه معنی است؟ پارادوکس شما نهایت بایستی زرتشت بودید و مثلا ادرار شتر میل می فرمودید.
۷۰ درصد زبانت عربیه بیست درصد ترکی انگلیسی فرانسه .رو ده درصد می خوای چه کار کنید؟؟
اما شما بدبختا در این ۸۰ سال هنوز نتونستید حتی کلمات عربی را کمتر کنید بلکه زیادتر هم شده این یعنی بدبختی بیچاره
اگه فارسی زبان بود باید قادر به این بود که در این ۸۰ سال حداقل عربی ها را کمتر کنه اما برعکس زیادتر هم شده و روز به روز زیادتر هم میشه با این که زبان رسمی هم هست
اخه من دیگه به تو چی بگم با اون زبانی که حتی قادر نیست در اوج قدرت خود ( یعنی وقتی زبان رسمی است) خودش را حفظ کنه به چه دردی میخوره اصلا چطور میتوان اسمش را زبان گذاشت در حالی که در اوج قدرت خود باز هم داره به عربی باج میده
شما برای اظهار وجود هم نمیتونید از فارسی استفاده کنید چون از کلمه « من » استفاده میکنید که ترکی است اخه این چه زبانی هست که مردمش حتی با ان اظهار وجود هم نمیتونند بکنند
برای ملاقات سلام میگید که عربی است
برای تشکر همون « تشکر » میگید که عربی است یا «ممنون» میگید که ترکی است
… ادامه
برای معزرت خواهی « معزرت » میگید که عربی است
برای صدا کردن هم « اقا و خانم » به کار میبرید که ترکی است
زمانی که برای اولین بار زبان باز میکنید «بابا و ماما» میگید که ترکی است
شما اصلا از این زبان فارسی در کجا استفاده میکنید
واست کافیه یا بازم بگم
بابا بخدا این حرفها را به سنگ میگفتی اب میشد شماها عجب رویی داری از رو نمیرید که نمیرید
بابا بس کنید دیگه جمع کنید این زبان مزخرف را با خودتون
بدبخت خودتی و جد و آبادات اگه بدبخت نبودی برای توجیه هویت و زبان خودت فلسفه بافی نمی کردی یعنی تو این دنیا کار دیگه ای جز این نداری؟ کسی مجبورت نکرده وارد این سایت بشی.
۱)کدام پانتترک خری گفته واژه های اصیل آریایی بابا و مامان واژه ترکی!!؟؟
۲)نادان برو گندتون ترکیه رو ببین نامهای عربی روخودشون میذارن که خود اعراب این نامها رو رو خودشون نمیذارن.
۳)نادان برو کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه رو بخون که با سند منتشر شده کشور آذربایجان جعلی نزدیک به ۲۰۰۰۰ واژه پارسی و عربی تو زبان آذربایجانی وجود داره
جمع کن کاسه کوزه رمالیتو بچه پانترک
۴)نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی در زبان گندتون ترکیه وجود داره برو نوشته های پروفسور محرم ارگین رو بخون سپس بیا چرت و پرت بگو
۵) بزرگتون سلطان رشاد عثمانی زبان پارسی را شیرین ترین زبان جهان و پایه زبان ترکی معرفی کرده است. خوشبختانه سندش هنوز هست و هیچ پانترک عرعر کنی نمیتونه انکارش کنه
پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ
علت اینکه این کلمات جمع نشدن و تو اینطوری زر میزنی به خاطر اینه که یه خری مثل تو شده همه کاره مملکت.
تاریخ ثابت کرده شماها ایرانو به گا دادید.کردستان بزرگو از ایران جدا کردید.
شما ترکها در سرزمین های مغولستان امروز زندگی می کردید و چون شرایط زندگی اونجا مسائد نبود به ایران آمدید و آمدنتون هم کلی به کشور ما ضربه وارد کرد .حالا که این جا هستید به زبان و فرهنگ ما توهین نکنید و نکته اینکه با حمله ی شما ایران به این روز افتاد و فرهنگ بی گانه وارد اون شد .که تو الان میگی واژگان عربی در پارسی هست .یعنی مسبب اون خود اجداد تو اند و خواهش تاریخ گران بهای ایران رو تحریف نکن و خودت رو قاطی ما نکن و دنیا هم میدونه که شما بی گانه اید و به زور وارد ایران شدید.
شما حتی برای جدا کردن دو کلمه مثل عربی از (و) استفاده می کنید و مثلا می گویید علی و حسین
۱) در مورد واو عطف نادان این حرف در زبان پارسی دری و پهلوی بگونه صدای کوتاه (او) میاد که کوچکترین تاثیری در نثر پارسی ندارد و مردم پارسی زبان هرگز نمیگن علی و حسن بلکه میگن علی (او) حسن.
۲) این واو عطف در نثر پس از حمله اعراب وارد شده است که بدون آن هرگز خللی در زبان پارسی دیده نمیشود.
آخه بدبخت می گی معادل کلمات عربی و ترکی چندین کلمه سره و پالوده می باشد اگه راست می گی من یه لیست کلمات می دم و تو تنها یک لغت برای اونها بیار و چندین لغت پیشکش خودت
ادبیات-اقتصاد-انسان-هندسه-ریاضی-فلسفه-حکمت-تخطئه-خطر-فلز-فضا-هوا-جو-آقا-توپ(اسلحه نه کره)-تقدیر-ملت-ملی-جمهوری-جاسوس-رحمت-صدقه-وقف-تصمیم-وزیر-دولت-توبه-مناره-غروب-شمال-جنوب-قالی-نثر-نسخه-تحویل-فرش-آلاچیق-خاله-عمو-عمه-امت-استحقاق-استقلال-اعتراض-حضرت-یاتاقان-گلن گدن-تصویب-سند-ضرب المثل-هویت-ماهیت-وفا-تسبیح-ذکر-حتی-کامل-تکمیل -و….
شما حتی برای جدا کردن دو کلمه از (و) استفاده می کنید و مثلا می گویید علی و حسین شما برای هیچی لغت ندارین هیچی اگه راست می گی برای این کلمات عربی و ترکی تنها یک معادل بگو و نه چندتا ولی شما معادلی برای مثلا ادبیات ندارید اگهع راست می گی معادل فارسی این کلمات رو بگو!!!!
۱) نادان واژه هی ریاضی و هندسه در نهضت ترجمه از زبان پارسی به زبان عربی رفته است. برو نوشته های ریاضی دان مشهور ایرانی محمد خوارزمی رو در این باره بخون سپس بیا شرو ور بگو
۲) در مورد واو عطف نادان این حرف در زبان پارسی دری و پهلوی بگونه صدای کوتاه (او) میاد که کوچکترین تاثیری در نثر پارسی ندارد و مردم پارسی زبان هرگز نمیگن علی و حسن بلکه میگن علی (او) حسن.
۳) این واو عطف در نثر پس از حمله اعراب وارد شده است که بدون آن هرگز خللی در زبان پارسی دیده نمیشود.
۴) نادان واژه وزیر از واژه (ویچیر) است برو کتاب پژوهشگر پرآوازه عرب اسقف کلدانی ادی شیر رو بخون. برو کتاب واژه های پهلوی نوشته شادروان دکتر بهرام فره وشی رو بخون . برو کتاب واژه های مصوب فرهنگستان رو بخون.
۵) نادان واژه های ذوذنقه( لغت نامه ده خدا)، لوزی (از لوزینه پهلوی به معنای نان بادامی در کتاب دکتر فره وشی)، مماس ( از فعل مسیتن پارسی بنابه نوشته برهان قاطع)، مجانب( از دنب پهلوی و پارسه به معنای کناره در کتاب دکتر فره وشی که هنوز واژه دنباله در پارسی روان است)، ساق ( از ساگ پارسی در کتاب برهان قاطع و دکتر فره وشی) در متساوی الساقین، اوج ( از اوژ پارسی)، محور (از مهور پهلوی نو و پارسی دری در کتاب دکتر فره وشی)….. همه و همه در نهضت ترجمه وارد زبان عربی شده است.
۶) بشین بینیم حال نداری بچه پانترک
۷) نادان واژه هایی مانند انسانیت،انقلاب، استقلال، جمهوری و…. در زمان گندتون عثمانی به جعل ساخته شده اند و در زبان عربی وارد شده اند.
ابوجعفرمحمد بن موسی خوارزمی در ۱۸۴ ه.ق در خوارزم (اوزبکستان)به دنیا آمد ؛ او تورک اوزبک بود.
۱) نادان حتی در زبان عربی از (هاتا) پارسی است برو کتاب پژوهشگر نامدار عرب اسقف کلدانی ادی شیر رو بخون
۲) نادان واژه هویت یک مصدر جعلی و ساختگی است که در فارسی کیستی معنی میدهد!!!!!
۳) نادان شما پانترکها بجای واژه های (هر) (هیچ) (کس) (چونکه) (اگر) چیدارین بگین بزرگتون ترکیه که نداره شما دارین؟؟؟؟
۴) این واژه ها ریشه دربنیاد زبان دارند
۵) واژه آقا در زبانهای محلی پارسی کاکا است که معادل بسیار خوبی برای واژه آقا است
۶) خاله عربی است که در پارسی و کردی (دایزه) است
۷) نزدیک به ۸۵۰۰ واژه پارسی در زبان ترکی اویغوری وجود دارد ( کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته نادره بدیعی) از این کتاب در پژوهشکده های ایتالیا بعنوان مرجه معتبر استفاده میشود.
۸) بنابر پژوهش های پژوهشگر عرب دکتر تونجی نزدیک به ۵۰۰۰ واژه از زبان پارسی در زبان عربی راه یافته است. اگر سواد داری برو تو بابهای عربی ضربش کن ببین چقدر میشه!!!
۱) نادان واژه جاسوس و تجسس از فعل جستن پارسی گرفته شده است. برو همان کتابی رو که بهت گفتم رو بخون
۲) نادان مناره از نار عربی است که به معنای محل نگهداری آتش است که ترجمه مفهومی آتشگاه است بیسواد. اصلا میدونی ترجمه مفهومی چیه!!!؟؟؟
۳) نادان نسخه عربی ترجمه واژه (نسک) است که هنوز در زبان پارسی روان است. برو همان کتاب رو بخون
۴) معادل خطر واژه (سژد) برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون سپس بیا چرت و پرتا رو که پانترکها تو کله ات کردن رو برای ما ردیف کن.
۵) برو دم خونه خودتون بازی کن بچه پانترکیست
۶) معادل علی حضرت واژه (اویبغانیان) است برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون
۷) واژه دولت هرگز در زبان عربی بدین معنی نبوده است که حتی تا زمان حافظ نیز این معنی را نداشته است و این یک معنای جعلی است که توسط ترکان پاچه خوار اعراب ساخته شده است.
۸) نادان معادل واژه دولت در زبان پارسی (کابین) است
۹) نادان واژه های جنوب، جنب، مجانب، اجتناب،و… همه از ریشه واژه (دنب) به معنای کناره است که از زبان پهلوی نو و پارسی دری وارد زبان عربی شده است و با توجه به ویژگی صرفی بودن زبان عربی در بابهای گوناگون صرف شده اند
۱۰) معادل واژه سند در پارسی واژه دستک است که هنوز در زبان پارسیکاربرد دارد.
۱۱) نادان زیم در زبان اوستایی به معنی سرما است که واژه زمستان در پارسی دری از همین ریشه است. کوه های زیماریه در زبان سنسکریت بگونه هیمالیه در آمده است که نام رشته کوه های هیمالیا امروزه از همین ریشه است. این واژه با توجه به ویژگی (کنتوم) زبانهای آریایی غربی به شیمالیه نیز ثبت شده است که این واژه در زبان سامی نژادها بگونه شمال به معنای منطقه سردسیر ترجمه مفهومی شده است.
۱۲) آخه نادان عقده ای عرب پابرهنه چادر نشین توصحراهای بی آب و علف عربستان سوسمار گیرش نمیومده بخوره اونوقت واژه سرما رو به ما آریایی ها که سالها در سرما زنگی کرده بودیم یاد داده است!!!؟؟؟
۱۳) جمع کن کاسه کوزت پانترک نادان
۱۴)واژه توپال معادل واژه فلز است
۱۵) بیسوا خود واژه فلز عربی از واژه پرلز عبری گرفته شده است که خود ریشه ایرانی دارد. برو کتاب شادروان دکتر درخشانی رو بخون که در بزرگترین دانشگاه های جهان تائید شده است.
۱۶) نادان بزرگتون ترکیه پس از دستور بزرگترین تاریخ دزد جهان یعنی آتا ترک نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی تو زبانشون دارند که خودشون کشتند بجاش معادل بسازند نتونستند. برو کتاب پروفسور محرم ارگین چاپ سال ۱۹۹۸ استانبول را بخون
۱۷)نادان زبان عربی صرفی است درحالی که زبان پارسی پیوندی است دلیلی نداره عین واژه های عربی در زبان ما همانگونه معنی بشه.
۱۸) برو کتاب دکتر فره وشی رو بخون تا ببینی چندتا واژه بجای کامل و تکمیل و مکمل و … داره
۱۹) نادان من خودم پژوهشگر زبانهای اوستایی پهلوی کهن و پهلوی نو هستم پیش ما ملق بازی در نیار
پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ
خدا شفا دهد بر روانی ها
۱) چی شد کم اوردی دیگه چرت و پرت نمیگی!!!!؟؟؟؟
۲) بازم از اون زبان شناسی احمقانه پانترکیستت خبری نیست!!!؟؟؟
۳) در ضمن پروفسور بی سواد بجای استحقاق = سزاواری بکار میره
۴) نادان دلیلی نداره هر واژه ای در دستگاه اشتقاقی عربی رو بخواهیم تو دستگاه پیوندی زبان پارسی برابرش رو بیابیم.
۵) صدها واژه است که در زبان پارسی ساخته می شود ولی در زبان عربی برابری برای آنها نیست
بچه ها میدونیین این ترکها وقتی کم میارن .شروع میکنن بهبد وبیراه گفتن.
من الا ن فهمیدم
۱) پانترک بیسواد فلسفه از زبان یونانی وارد زبان عربی شده است و اگر نوشته های خود ارسطو رو خونده باشی به بی خردی خودت میخندی. نادان ارسطو در کتاب خودش آشکار اشاره به استفاده خودش از اندیشه های زرتشت کرده تو دیگه چی میگی!!!!؟؟؟؟
۲) نادان واژه (مثل) در زبان عربی از (متل) پارسی گرفته شده
۳) برابر واژه ملت واژه پاترم است بیسواد
۴) نادان واژه (هوا) از پارسی وارد عربی شده است نه وارون آن
۵) ریشه این واژه (وای) پهلوی است که در واژه (وایان) به معنی (پرندگان) و واژه (اندر وای) به معنی معلق و آویزان در هوا کاربرد داشته است.
۶) نادان اون حوا و هوی عربی کوچکترین پیوندی با واژه (هوا) ندارند
۷) پانترک تاریخ دزد هوا از زبان پارسی درون زبان عربی شده است و از آن واژه تهویه را ساخته اند و ریشه ثلاثی مجرد آن در باب های آزمون عربی جای نمی گیرند.
۸) خود دانشمندان عرب بارها بازگو کرده که این واژه پارسی است شما پاچه خواری عربها رو نکن
۹) نادان جو عربی است!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ پناه بر خدا
۱۰) دانشمندای قلابی تون به درد جرز لای دیوار هم نمیخورن پروفسور به جز واژه های دستوری مانند (هل،لم،لاو…) کدام واژه عربی دو حرفی است!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۱) بیسواد در زبان عربی برای اینکه در همه بابهای آن واژه فعل هست باید واژه ها سه حرفی و ثلالثی مجرد باشند و اگر دو حرف باشند حرف آخر تشدید میگیرد مانند (شد، خص، ضد،حق، و..) شدید = فعی ، اختصاص = افتعال، اضداد = افعال، استحقاق = استفعال
۱۲) پانترک نادان اکنون به ما بگو جو در کدام باب عربی جای میگیره!!!!!؟؟؟؟؟
۱۳) تو با نادانی خودت خودت رو تو چاه می اندازی و دست دانشمنداتون هم برای همه رو میکنی
۱۴) من خودم زبان شناسی رو تا مرز نیمه حرفه ای آموخته ام برو بگو گندتون بیاد
۱۵) اگر می خواهی بدونی واژه (جو) کجایی برو کتاب فرهنگ پارسی به پهلوی شادروان دکتر بهرام فره وشی صفحه ۱۷۲ رو بخون که در همه دانشگاه های زبان شناسی جهان یک مرجع معتبر است
۱۶) بیسواد بجای واژه ذکر واژه یاد بکار گرفته میشود
۱۷) بیسواد واژه ادب از (دپ) سومری گرفته شده است که در همه زبانهای آریایی بکار می رود نادان برو کتاب (اصل آریایی الف با) نوشته پروفسور وادل رو بخون سپس چرت و پرت بنویس که واژه پهلوی آن هونیپیک است
۱۸) بیسواد برابر واژه ذکر یاد است
۱۹) نادان برابر واژه تحویل واگذاری است
الف) حسن پولش را به علی تحویل داد = حسن پولش را به علی واگذار کرد.
۱) برابر واژه صدقه اشوک داد است کتاب دکتر فره وشی ص ۳۴۲
۲) بیسواد برابر واژه خانم واژه های بانو کدبانو و دوشیزه برای دختران میباشد
۳) برابر واژه آقا سرور کدبان و پانا است و در زبان های بومی کاکا نیز کاربرد دارد.
۴) نادان برابر تقدیر اگر به معنای تشکر باشد (ارج گذاری) است و اگر به معنی تقدیر الهی باشد (سرنوشت) می باشد
۵) برابر واژه اعتراض واخواستن و پرخاش بسته به کاربرد جمله است همچنین برابر پهلوی آن (پاتکار) میباشد.
۶) نادان معنای تصویب در زبان عربی همان پسندیدن در زبان پارسی است که حتی در مجلس هم بکار میرود.
۷) خود واژه جنوب ریشه پارسی دارد که در گزارش پیشین گزارش آن را نوشتم و بابر پارسی آن نیمروز و رپیتوین است
۸) بیسواد تصمیم در پارسی پهلوی همان (ویچیر) است که عرب آن را معرب کرده و از آن وزیر، وزرا، وزارت، وزیرالوزرا و…. را ساخته ست
بیشعور ۸۰% این واژه ها ریشه آریایی داره
دوستان من این پان ترکها هیچی حالیشون نیست.
اینا میگن فار یعنی …
فقط جواب بدن( انار) به ترکی چه معنی میده
دو تا معنی داره که یکیش فش بدیه.
اینا به تویی،میگن سن سن یعنی تو تو .یه پسوند درستو حسابی ندارن.
زبان فارسی با اینکه یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و به عنوان زبان ملی و رسمی ایران شناخته شدهاست، ولی هویتی بسیار فراتر از فلات ایران دارد. فارسی از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی تا ۱۸۰۰، زبان میانجی بخش بزرگی از غرب و جنوب آسیا بود. به عنوان نمونه پیش از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند، که ادامه دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود. یا نقل میکنند که وقتی که شاه اسماعیل صفوی در ابتدای یکی از جنگهای خود قطعه شعری به زبان ترکی آذربایجانی برای پادشاه عثمانی فرستاد، پادشاه عثمانی شعری فارسی را در جواب او، برای شاه اسماعیل پس فرستاد. زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی و یا زبان دوم مردم سرزمین ایران با قومیتهای مختلف بودهاست، نفوذ بسیاری در کشورهای مجاور خود همچون امپراتوریهای گورکانیان هند و عثمانی داشتهاست. آن هم در حالی که در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگهای دیگر دیده میشود و به طور مثال در امپراتوری گورکانیان در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی جزو سرلوحههای فرهنگیشان بوده است.
این نفوذ فرهنگی تا به آن حد است که ریچارد نلسون فرای، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است که «… عربها دیگر نقش ایران و زبان فارسی را در شکلگیری فرهنگ اسلامی درک نمیکنند. شاید آنان آرزو دارند که گذشته را فراموش کنند، ولی با این کار آنها ریشههای معنوی، اخلاقی و فرهنگی خودشان را حذف میکنند.».
در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبانشناسان اروپایی در برلین، زبانهای یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبانهای کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به شمار میآید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد.
زبان فارسی پس از عربی زبان دوم اسلام است و امروزه هم گروندگان به اسلام در چین و دیگر نقاط آسیا فارسی را به عنوان زبان دوم متون اسلامی پس از عربی میآموزند. از زبان فارسی واژههای زیادی در دیگر زبانها به وام گرفته شدهاست. شمار وامواژههای فارسی در زبان انگلیسی ۸۱۱ واژهاست.فارسی از نظر شمار و تنوع ضربالمثلها در میان سه زبان اول جهان است. دامنه واژگان و تنوع واژهها در فارسی همچنین بسیار بزرگ و پرمایهاست و یکی از غنیترین زبانهای جهان از نظر واژهها و دایره لغات بهشمار میآید. در کمتر زبانی فرهنگ لغاتی چون دهخدا (در ۱۸ جلد) و یا فرهنگ معین (در ۶ جلد) دیده میشود.
امروزه بهجز صدها کانال رادیویی و تلویزیونی داخلی کشورهای فارسیزبان، بسیاری از رسانههای بزرگ جهان همچون بیبیسی، صدای آمریکا، یورونیوز، صدای آلمان (دویچهوله)، رادیو فرانسه، نشنال جیوگرفیک، صدای روسیه، رادیو بینالمللی چین[۲۷]، العربیه و غیره به زبان فارسی برنامه دارند. و دهها کانال ماهوارهای و اینترنتی به پخش برنامه به زبان فارسی مشغولاند، و فارسی از زبانهای قابل انتخاب در گوگل، جیمیل و بسیاری از دیگر ابزارهای ارتباطی است. فارسی همچنین چزو چند زبانی است که در بسیاری از دانشگاههای اصلی جهان به عنوان رشته تحصیلی در مقطع کارشناسی و بالاتر ارائه میشود و بسیاری از دانشگاهها نشریاتی به فارسی یا در مورد زبان فارسی دارند.
در ایران زبان نخست بیش از ۴۰ میلیون تن فارسی است ( ۷۹٪). فارسی زبان نخست ۲۰ میلیون تن در افغانستان، ۵ میلیون تن در تاجیکستان، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون است. زبان فارسی گویشورانی نیز در هند و پاکستان دارد (نگاه: زبان فارسی در شبهقاره هندوستان). با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبانها بدان به عنوان زبان دوم روی همرفته میتوان شمار فارسیگویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد.
تورک اوغلی درست که زبان فارسی امروزین داری واژگان بیگانه بیشماری است ولی بدین روی نیست که فارسی ناتوان باشد, در زبان فارسی برای یک واژه عربی چندین واژه پارسی سره و پالوده در دسترس هست که ریشه آنها را میشناسیم. من زبان ترکی را هم زبانی توانا همچون فارسی میدانم ولی زیبایی زبان فارسی بر کسی پوشیده نیست.
شما با کمال تاسف توهین میکنی و ناسزا میگی, به فردوسی ناسزا میگی در حالیکه شاعران آذربایجانی با همین زبان ناقص (به قول شما) چکامه و ترانه های دلنواز و گوشنواز سروده اند, به کوروش فحش میدی در حالیکه اکثر قریب به اتفاق مورخان کوروش را ستوده اند. یک مقدار انصاف داشته باش و بحث کن
بنابر پژوهش های استاد مسلم و بیگمان امروز زبان پارسی استاد جلیل دوستخواه این مشکل ما کاربران زبان پارسی است نه زبان توانمند پارسی.
اگر ماشین واژه سازی پارسی روشن شود هیچ زبانی به گرد پاش هم نخواهد رسید. خوب توجه کن به گرد پاش هم نخواهد رسید.
ایشون هنوز زنده هستند و هرپانترک نادانی که جرات دارد با ایشان مناظره کنند این گوی و این میدان بسم الله.
صدهای کلمه پرکاربرد وجود داره که ترکی هستند و در فارسی استفاده میشه مثل خانم ، آقا ، داداش، ابجی ،قاشق آتش آریا آینه ساچمه قابلمه و…من لیستی از این کلمات را میگذارم که تو خودت هم میتونی برسی کنی اما به بقیه جوابهات نگاه کن به غیر از یه سری فحاشی و بد بیرا هیچ چی نیست خودت هم اگه به لغت نامه ها نگاه کرده باشی به خوبی معنی کلمه پارس را میدونی چیه توی انسانی هستی که قادری حرف پدر تاریخ (هرودوت )را در مورد کوروش کبیر انکار کنی من که دیگه عددی نیستم تو که قادری حرف ناصر پور پیرار را که یک تاریخ دان اصفهانی هست را انکار کنی من کی هستم که بخوام با تو بحث کنم
به امارت نگاه کن تاجیگستان ۵ میلیون افغانستان ۲۰ میلیون ایران ۳۰ میلیون کلا ۵۵ میلیون هستی بیچاره داری منقرض میشی طبق گفته زبانشناسان تنها زبانهایی زنده محسوب میشه که حداقل زبان مادری ۱۰۰ میلیون نفر باشه
به امار دیگر زبانها نگاه کن
چینی یک میلیار
انگلیس یک میلیارد
ترک صدها میلیون
عرب صدها میلیون
اما تو چی بدبخت تو که میبینی فارسی امار نداری داری منقرض میشی اومدی این چرندیات را مینویسی فحاشی میکنی به زور میخوای دیگران به زبون تو حرف بزنند اما این کار را نمیکنند اخه نمی فهمی مگه از ملت غریبه هم واسه تو ملت میشه به ایرانت نگاه کن زمانی تمام ترکیه ،جمهوری اذربایجان ،افغانستان، تاجیگستان ،قرقیقستان ،قزاقستان و… جر ایران بودن اما حالا چی ما هم که داریم جدا میشیم کردها هم که دارن جدا میشن از ایران فقط کویر باقی مونده اون خلیج فارس هم که خلیج عرب شد عرضه نگه داشتن اون رو هم نداشتی اما به اندازی ۱۰ متر زبان فحاشی داری از ایرانت دیگه هیچ چی نمونده هیچ چی
این همه کلمات عربی داخل فارسی هست به همین نظر من نگاه کن بین چقدر عربی داره
کلمه وجود استفاده مثل کلمه بقیه جواب غیر فحاشی لغت معنی انسان قادر حرف تاریخ مورد کبیر انکار عدد قادر حرف انکار بحث منقرض طبق حداقل نفر جمهوری عرب خلیج و غیره
میبینی یه متن کوتا تا چه حد عربی داره
شما برای انسان کلمه ندارید معلومه که انسانی بینتان نبوده که براش کلمه بسازید
میبینی تو زبان نداری اینو بهت قالب کردن تو زبانت عربیه زبانی به اسم فارسی وجود نداره شما از حروف عربی استفاده میکنید اونو هم بصورت ناقص مثلا تمام حرف (ث ص ض ذ ط ظ ) را یک جور تلفظ میکنید در حالی که عربها با تلفظ خودشون ادا میکنند چطور ممکنه این حرف مال شما باشه در حالی که عربها کامل تر از شما اینها را بکار میبرند؟؟؟
برخی از کلمات ترکی به کار رفته در فارسی
آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک، اغوز،الاچیق ،باقلوا،بد قلق،بلدرچین،بلغور،بلوک،پاتوق،پلو،تبق،تفنگ ،تلمبه،توتون،چاپ،چاقو،چاق،چکمه ،ساجمه،سرمه،سورتمه ،شلوق ،قوچ،قارچ،قاطی،قالی،قدغن،قراول،قزل الا،قشلاق،قلچماق،قلدر،قِلِق،قنداق،قو ،قورباغه،قوشی ،قوطی،قیچی،قیماق،کشیک چی،کمک،کوک،گلنگدن،یواش،ییلاقی،یونجه،و ……..)
ادبیات ترکی بسیار غنی تر از فارسی هست در ان زمان که فردوسی با تخیلاتش داشت شاهنامه را می نوشت ما ده ده قورقود را داشتیم کتابی که به ده ها زبان ترجمه شده
ما نیستیم که میگیم شما سگید این معنی زبانتون هست که میگه شما سگید کافیه بری در یک لغتنامه به معنی زبانت نگاه کنی همان لغت نامه ها که خودتون نوشتید
بگو پورپیرای تاریخ دان اصفهانی از کدام دانشگاه مدرک گرفته؟ من واسه حرفام صدتا دلیل منطقی آوردم, چرا افتخار میکنی به دزدایی مثل چنگیز و تیمور؟ چرا بی ربط حرف میزنی؟ یه کم اون پان خریسم احمقانه ات را از جلو چشات دور کن بعد حرف بزن, همون هرودت و تاریخ نویس یونانی اگر واسه تو ملاک هستند بارها از پادشاهان ایران به نیکی یاد کردن, تازه این پورپیرای تو هم که هرودت را انکار میکنه میگه اصلا هخامنشیان وجود نداشتن ولی هرودت میگه داشتن, شما پان خریستها به هیچ رفرنسی وفادار نیستین و فقط قصد تاریخ دزدی و فرهنگ دزدی دارین, چرا به سایر کتابهای یونانی رجوع نمیکنی؟ میدونستی کتابی به نام کوروشنامه وجود داره؟ ببین اگر آدم گفتم آدم نه ترک میخواد بحث کنه یه سرس منابع که به اونها وفادار هست را به عنوان پایه بحث قرار میده, اونهم کتاب های معتبر, ولی پان خریسم هیچی واسه ارایه نداره, در ضمن این کشور با خون بچه های ایران به خصوص بچه های آذربایجان و اردبیل حفظ شده تا اگر مرد هستی این حرفاتو همون جا بزن تا ببینی چطور تو دهنی میخوری!
کورشنامه یا کوروپدیا (به یونانی: Kúrou paideía)] طولانیترین اثر گزنفون، نویسنده و سپاهی آتنی است. در این کتاب گزنفون پرورش، آموزش و زندگی کورش بزرگ را نگاشتهاست. در آمریکا گروه سیاسی بنیانگذار جمهوری ایالات متحده (که در آنجا به پدران بنیانگذار مشهورند) آن را نمونه خوبی برای الهامگیری میدانستند. از همین رو توماس جفرسون نیز دو نسخه از آن را همواره با خود داشت. در آن دوران، خواندن کوروش نامه اثر گزنفون و شهریار نوشته نیکولو ماکیاولی برای همه سران کشور اجباری بود. کوروش نامه از آثار کلاسیک دوران یونان باستان شناخته شدهاست و برخی آن را پاسخی به رساله جمهور نوشته افلاتون میدانند.
فکر نکنم زندگی خرهای ترکستان در جایی نگاشته شده باشه, رویاپردازی نکن, همین ایران شمالی هم که دست علیوف هست با زور و اسلحه اسراییل حفظ شده تازه با این همه حمایت ترکیه, اسراییل و آمریکا بازهم نتونستین از دست ارتش ارمنستان با اون سلاح های قدیمیش راحت شین, چون یه کشور جعلی درست کردن بدون هیچ پشتوانه ای, راستی میدونستی زبان ترکی جز زبان های آوایی هست؟ و درجه به حساب میاد؟ راستی میدونستی که ۱۶ استان ترکیه کردنشین هستن و این یعنی نبمی از جمعیت ترکیه به زبان کردی سخنوری میکنند؟
کاری با دعواتون ندارم
اما ترک و فارس تا وقتی ادب نداشته باشن جفتشون مفت نمیارزن
جفتتون به هم میگین فحاش و جفتتونم فحش میدین به هم
در ضمن دعواتونو قومی قبیله ای نکنین
با فردوسی چیکار دارین؟ به هم فحش بدین با بقیه چیکار؟
هروقت عرضه داشتین یه کتاب مث شاهنامه یا ده ده قورقود نوشتین بعد بیاین بحث کنین
اونا موندن تو تاریخ. این شمایید که رفتنی هستید. حالا فحش بدین به هم
۱) نادان برو کتاب واژه های پارسی در زبان انگلیسی نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه رو بخون
۲) برو کتاب واژه های پارسی در زبان سوئدی نوشته دکتر محمد حسین آذران رو بخون
۳) برو کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته سرکار خانم نادره بدیعی را بخونکه به گفته پانترکها مادر زبانهای ترکی است.
۴) درهمان زبان نادان ۸۵۰۰ واژه پارسی وجود دارد. این کتاب در پژوهشکده های ایتالیا نیز به عنوان یک مرجع معتبر شناخته شده است. این کتاب توسط انتشارات بلخ چاپ شده است.
۵) طبق پژوهش های پروفسور محرم ارگین دانشمند ترکیه ای پس از پاکسازی زبان توسط آتا ترک نزدیک به ۷۵۰۰ واژه پارسی در زبان ترکیه وجود دارد.کتاب ایشان در سال ۱۹۹۸ در استانبول به چاپ رسیده است.
۶)در کتاب دکتر محمد معین نزدیک به ۱۴۰۰ واژه ترکی در زبان پارسی معرفی شده است که بسیاری از آنها در زبان پارسی مردم عامه هرگز راه پیدا نکرده است و بیشتر در اسناد قاجاریه وجود دارد
۷) خنده داره این مقدار اندک پس از نزدیک به ۱۰۰۰ سال حکومت جبارانه و نابخردانه ترکان و تاتارها میباشد.
۸) در صورتی که واژه ها پارسی از راه ادب و هنر و فرهنگ وارد دیگر زبانها شده است و در ژرفای زبان آنها جای گرفته است تا جایی که نزدیک به ۳۰۰ واژه پارسی در زبانهای سواحیلی توسط شیرازی ها و کاشانی های مهاجر وارد زبان آنها شده است.بچه پانترکیست فالش میگی
۹) بسیاری از همین اندک واژه های ترکی در زبان مردم تهران و اصفهان که سالها پایتخت ترکها بوده است روان است و هرگز در زبانهای دیگر شهر ها به ویژه زبانهای محلی راه نیافته است که بسیار خنده دار است
۱۰) برابر با پژوهشهای نوین دانشمند پرآوازه عرب دکتر تونجی نزدیک به ۵۰۰۰ واژه پارسی دری و پهلوی در زبان عربی وجود دارد.
نتیجه اخلاقی اینکه چرت و پرت نگو عزیزم و بشین سرجات
پاینده باد ایران بزرگ از خوارزم و سمرقند تا کردستان بزرگ
بنابر پژوهش های استاد مسلم و بیگمان امروز زبان پارسی استاد جلیل دوستخواه این مشکل ما کاربران زبان پارسی است نه زبان توانمند پارسی.
اگر ماشین واژه سازی پارسی روشن شود هیچ زبانی به گرد پاش هم نخواهد رسید. خوب توجه کن به گرد پاش هم نخواهد رسید.
ایشون هنوز زنده هستند و هرپانترک نادانی که جرات دارد با ایشان مناظره کنند این گوی و این میدان بسم الله
لاطائلاتت رو خوندم مغول زاده عزیز
ترکستان ۳۰ میلیون کورد در شرق، جنوب و استانبول و مرسین و ازمیر داره که شما احمق ها همه اونهارو تورک حساب میکنید و به آمارتون اضافه میکنید
آذری ها قومی ایرانی تبار از نژاد اوراتو ها با جمعیت بالغ بر ۳۰ میلیون نفر هستن که شما مغول زاده ها اونهارو هم تورک حساب میکنید
یونانی ها با ریشه ۳۵۰۰ ساله در فلسفه و ریاضیات از نژاد رومی هستن که اونها هم از نظر شما تورکن
روسهایی که همجوار نیاکان مغولتون هستن هم از نظر شما تورکن
با این حساب آمار واقع بینانهتون به ۱۰۰ میلیون نمیرسه و با توهم و تحریف تاریخ شدین ۲۰۰ میلیون که به همون هم میگین صدها میلیون و مضحکه
یادم نره اشاره کنم که چیزی از مفهوم عدد هم حالیتون نیست نشون به اون نشون که همه ما اون قسمت معروف برنامه ۹۰ رو دیدیم
Kang. خیلی بی ادبانه می نویسی دیگه کامنت هایت را نمی خوانم .
az koja fahmidid bayandorkhan afrasiabe ? har kaso be har kas eshghet keshide rabt dadi esmesho gozashti tahghighe tarikhi.zemnan bani adam azaye yek peykarand az koja midooni pishani bolandhaye dolicosephal ariayiand?! pas taklife zardpoosthaye khorasan ya tajikestan ke farsi harf mizanan chie? labod nofoozihaye mogholan…
آخرن جمله من،
یاشاسین منیم دیلیم ، یاشاسین متحد ملت، یاشاسین آزاد انسانلار
زنده باد زبان من، زنده باد ملت متحد، زنده باد انسانهای آزاد
در زیر نظرات سایر مردم جهان در مورد ترک ها (مغول ها و سین کیانگی ها و اویغورها) آورده شده است:
ارمنی
?հո թուրք չես ترک هستی؟
կարծես թուրքի տուն լինի همانند خانهٔ ترک میماند.
روسی
Незваный гость хуже Татарина مهمان ناخوانده همانند ترک تاتار بد است.
آلمانی
Liegt ein Turke tot in Keller در این گور که میبینی، ترک خوابیدهاست.
ایتالیایی
bestemmia come un Turco همانند ترک بد بود.
puzza come un Turco مانند ترک سیگار میکشد.
Mamma li Turchi ترک کافر.
فرانسوی
C’est un vrai Turc یعنی واقعاً ترک است (در مورد فردی که بیرحم و خشن باشد).
حالا من نمیدونم خود را به چنگیز و تیمور بستن چه افتخاری داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاشاسین ایران
یاشاسین آذرآبادگان
خاک تو سرت من “ترکم” ولی تو چی هستی؟؟؟ … زاده پانفارس خود را چنگیز و تیمور بستن خیلی بهتر از کوروش و داریوش حرومزاده بستن است.
اگر ترکها بدند پس چرا یاشاسین!!! تو همون زینده بادت را زر بزن
افغانی دری زبان نظر خارجی نسبت به فارسها را هم سرچ کن تا بفهمی کجای دنیا قرار گرفتی
یاشاسین ایران و آذربایجان نه توی حرامزاده
آقای خسرو اینها که نوشتید حتی اگر درست باشند میدانید دلیلشان چیست؟ اینها همگی مسیحی هستند و سالیان سال با مسلمانان عثمانی(تورک)در جنگ بوده اند و اکثرا شکست خوردند؛ طوری که تا کشور آلمان به دست عثمانی افتاد ، خوب معلومه که اینها دل خوشی از تورکها نداشته باشند!! سر وانتس نویسنده کتاب دن کیشوت در یکی از همین جنگهای صلیبیها با تورکان یکی از دستهاش رو از دست داد و این اولین جنگی بود (که جنگ دریایی بود)که صلیبها پیروز شدند ، و سر وانتس نوشت حال باورمان شد که تورکها هم شکست میخورد!!!! به عنوان یک هم وطن وبرادر تورک به شما توصیه میکنم ۱-اعتدال را رعایت کنید ۲- خدا را همیشه بالا ی سرتان ببینید۳-برای اثبات خودتان نیازمند توهین به دیگران نیستید .
عربها هم یکی دارن.
اگه دیدی پدرت ترک بود ازش فرارکن
روفسور ولادمیر مینورسکی در رابطه با زبان آذری میگوید: «مردمان بومی و اصیل یکجانشین روستایی و کشاورز آذربایجان در دوران فتح اعراب به لقب تحقیر آمیز علوج (غیرعرب)خطاب میشدند. اینها به گویشهای متفاوتی همچون آذری و تالشی تکلّم میکردند که هنوز هم امروز جزیرههایی از این زبانها در میان مردمان ترکزبان آذربایجان دیده میشود. تنها سلاح این جمعیت آرام و صلحجوی روستایی فلاخَن بود و بابک خرّمدین با پشتیبانیِ این گروه بر ضد خلیفه قیام کرد.»
پروفسور گیلبرت لاژارد هم میگوید: «زبان آذری در حوزه آذربایجان رواج داشت و یک زبان مهم ایرانی بود که مسعودی آن را در کنار دری و پهلوی نام میبرد».
پروفسور مارکوارت ایران شناس آلمانی در کتاب ایرانشهر که در سال ۱۹۰۱ م (۱۲۸۰ شمسی) در برلن چاپ کرده بود، در اعلام جغرافیای ایران درباره زبان آذربایجان تصریح کرده بود که: زبان حقیقی پهلوی زبان آذربایجان است که زبان اشکانیان بودهاست.
سخن گفتن به آذری در آذربایجان طی نخستین قرنهای اسلامی در کتابهای گوناگون روشن شدهاست. قدیمیترین مرجع در این راستا، گفته ابن مقفع (متوفی۱۴۲ هجری/۷۵۹ میلادی) به نقل ابن ندیم است که زبان آذربایجان را پهلوی(الفهلویه)، منسوب به فهله، یعنی سرزمینی دربرگیرنده اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، میشمارد. همین قول در عبارت حمزه اصفهانی (به نفل یاقوت در معجم البلدان) و مفاتیح العلوم خوارزمی منعکس است.
ذکر واژه آذری را پس از ابن مقفع در کتاب البلدان یعقوبی میتوان یافت که نزدیک ۲۷۸ هجری/۸۹۱ قمری نوشته شدهاست. وی مردم آذربایجان را مخلوطی از ایرانیان آذری و جاودانیهٔ قدیم میشمارد و به نظر میرسد منظورش آذربایجانیهای مسلمان و آذربایجانیهای پیرو بابک خرّمدین است. ابن حوقل (درگذشتهٔ ۳۷۱ هجری/ ۹۸۱ میلادی) نوشتهاست: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان ایرانی(الفارسیه) است که آنها را به هم پیوند میزند و عربی نیز میان آنان به کار میرود و از آنان که به پارسی سخن میگوید، کمتر کسی است که عربی را نفهمد…»
یاقوت حموی میگوید: «مردم آذربایجان را زبانی است که آن را آذری (الاذریه) مینامند و مفهوم کسی جز آنان نیست. رواج آذری را همزمان حمله مغول تایید میکند. زکریا بن محمد قزوینی در آثار البلاد که در ۶۷۴ هجری/۱۲۷۵ میلادی نوشته شدهاست میگوید که: «هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماندهاست مگر تبریز». چنین بر میآید که دست کم تا زمان اباقا از کارایی ترکی بر کنار بودهاست.
«ابوعبدالله مقدسی» نویسندهٔ اواخر سدهٔ چهارم ق.، ایران را به هشت اقلیم تقسیم نموده مینویسد: «زبان مردم این هشت اقلیم، ایرانی (العجمیه) است؛ جز این که برخی دری و بعضی پیچیده (منغلق) است و همهٔ آنها فارسی نامیده میشود». و میافزاید که «فارسی آذربایجان در حروف، به فارسی خراسان شبیهاست»
مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به زبانی که از گویشهای مهم ایران بوده و به فراخور نام آذربایجان آذری خوانده میشدهاست، سخن میگفتهاند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از یک دست بودهاست، تا سدهٔ دهم و به گمان بسیار مدتها پس از آن نیز زبان غالب آذربایجان بودهاست.
پس از حملات عربها گروهی از مردم مراغه از آن شهر کوچیده و به منطقه رودبار الموت رفتند. این کوچندگان امروز نیز به نام مراغیها نامیده میشوند و در ۷-۸ روستای رودبار الموت سکونت دارند. آنها زبان اصلی مادی مراغه آذربایجان را حفظ کردهاند و امروز نیز به زبان ایرانی آذری سخن میگویند. حمدالله مستوفی، دین مراغیهای الموت را آیین مزدکی نامیدهاست.
شکر خدا زبان اذری وجود داشت ونابود شده ورفته
پانترکان نماینده ی آذری ها نیستند.ما آذری های با غیرت جانمان را برای میهنمان می دهیم.پانترکانی که خودرا نماینده ی آذری ها می دانند به آریایی ها و فردوسی و کوروش توهین می کنند.این در شان آذری ها نیست.ما آذری ها خود را ایرانی می دانیم و شیفته ی فردوسی هستیم.ما بهتر است بمیریم تا تجزیه طلب باشیم.ترکان از ما نیستند.ترکان یعنی چنگیزها،یعنی تیمور ها،یعنی عثمانی های متجاوز.اینان دشمنان خونین ایرانند.ما آذری ها بس با این ترکان زورگو متفاوتیم.پانترکان به پارسیان توهین می کنند .در یکی از این وبلاگ های پانترکی دیده بودم که یک پانترک به گیلک ها نیز توهین کرده بود.گیلک ها هم میهنان ما هستند و ما آذری های با غیرت هرگز این توهین های ناموسی و زشت را نمی پذیریم.توران بزرگ و مغولستان و ترکیه در شان مانیست.مردم آذربایجان با اشعار فردوسی آرام می گیرند و این شاهکار ادبی را می ستایند و فردوسی را پدر خرد و اندیشه می دانند.آن گاه شما پانترکان به فردوسی توهین می کنید که چه؟که حقتان را پس بگیرید؟نه ،ما آذری ها ایران را میهن خود می دانیم.ترک غارتگر ما نیستیم.ما آذری هستیم.ما آریایی هستیم.ایران وطن ماست نه ترکیه. ونه توران بزرگ باهر اندازه ای .زبان ترکی از مانیست.ترکی زبان زوری ماست.فارسی زبان شعر و ادب و هنر است که زبان ماست نه زبان کسانی که روزی به میهن من حمله کردند.سعی نکنید با زبان ترکی با من حرف بزنید چراکه زبان من زبان فردوسی است.سعی نکنید که توهین کنید چراکه توهین هایتان ویرایش خواهد شد.سعی نکنید آذری ها را ترک بنامید چراکه ما خود را ترک نمی دانیم.من با هر پانترک خائنی در ستیز هستم تا به آنان بفهمانم که نماینده ی من و آذری های دیگر نیستند.من خودم با ترکان واقعی آشنا ام و می دانم انسان هایی اند که ایرانی نامیدنشان توهین به آذری ها است.ایران سرای من است .چرا باید از تمدن هم نژادان خودم روی گردان شوم و به ترکان روی آورم؟چرا از زرتشت،کوروش و داریوش و مهرداد بزرگ اشکانی روی بگردانم و به چنگیز غارتگر و تیمور وحشی روی بیاورم؟چرا باید بیانیه ی آزادی کوروش را بی خیال شوم و به غارتگری ها و کشتار میلیونی چنگیز افتخار کنم؟ چرا باید زبان شعر و ادب را که ده ها شاعر بزرگ جهانی بدان زبان سروده اند غافل شوم و به زبان ترکی که فقط دده قوقود کودکانه را دارد بنازم؟نه این خواسته ای زشت و شوم است.من ترک حمله کننده به ایران نیستم.من ترک جنایتکار مقیم آلمان نیستم.من آریایی ام .من فرزند بابک آریایی ام.بابک ترک غارتگر نبود.پوریای ولی ترک متجاوز نبود.ایرانی بود.آذری بود.
آری من یک ایرانی آذری ام
شما ترک نیستید یک پانفارس سگید که وانمود می کنید آذری هستید این کلکها دیگه قدیمی شده
نیازی به کلک نیست نادان اشو زرتشت در ۱۸۰۰ پیش از میلاد آن زمانی که اجداد شما گوشت همدیگرو میخوردند ما رو به خردورزی رهنمون کرده است.
فرهنگ ایران همواره برپایه خردورزی و مهرورزی و دانش بوده هست و خواهد بود. در دل دوستاران راستین کورش بزرگ نشانی از ترس و دروغ نیست.
پاینده باد ایران بزرگ از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ
گم بمیر ترک وحشی
چرا چون حقیقت رو گفت شد پانفارس؟؟؟خدا شفات بده
درود بر شرف مرد آذری
یاشاسین ایران
زنده باد آذرآبادگان
تو اگه تورک بودی از کسی به اصالتت توهین کرده خوشت نمیومد اینها همه به خاطر این است که تورک ها و کورد ها و لر هارو به جون هم بندازین یه مشت عمر زاده این شما ضمن گفتن همون حافظتون هم پاکستانی بود و عربی بلد بود و قبل ورود چیزی به آریایی ها که اروپایی بودند کورد و تورک و لر کوچ نشین و عشایر نشین بودند تو برو شجر نامه تو پیدا کن تا اصالت خودتو پیدا کنی ما اصالتمون پاک و منزه مشخصه