نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان

بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.

• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.

جواد مفرد کهلان

نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.

سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.

شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.

کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.

در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.

مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.

بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.

بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.

کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.

ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.

در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.

این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.

ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.

بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.

به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.

اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.

در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.

طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.

به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.

تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.

در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.

1,006 نظرات
  1. ایرج می گوید

    به منم سر بزنید.
    iranebozorg.blogfa.com

  2. ایرج می گوید

    به عنوان یک فارس با جدایی ترکها از ایران موافقم به شرط اینکه:
    تمام ترکهای سایر نقاط ایران از جمله تهران به شهرهای خود برگردن.
    در اینصورت با کسر حدود ۲۰ میلیون جمعیت وبا داشتن ذخایر عظیم انرژی و معدنی زندگی بهنری خواهیم داشت.
    اما آینده ترکها چی میشه؟
    ۱) اگه بخوان مستقل بشن که بعلت فقر منابع طبیعی و انرژی چندان دوام نمیارن. کافیه اولین زمستون بعد از جدایشونو تصور کنید که نفت و گازشونو قطع کنیم اونوقت به…….
    ۲)اگه با جمهوری جعلی آذربایجان متحد بشن در اینصورت کشوری با حدود ۳۰ میلیون خواهند شد که منابع محدودی داره(بین ۷ تا ۱۵ میلیارد بشکه نفت و ۲ تریلیون متر مکعب گاز که سهم کمی از درامد اون به باکو میرسه و بیشترش نصیب شرکتهای نفتی خارجی میشه. مقایسه کنید با ایران که۳۴تریلیون متر مکعب گاز و بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد بشکه نفت داره)پس اوضاع هر دو طرف بدتر میشه.بعلاوه تضاد بین باکوی لاییک و مثلا اردبیل مذهبی رو چطور میشه تصور کرد.
    ۳)اتحاد با ترکیه لاییک و عموما سنی مذهب؟حتی نمیشه فکرشم کرد. ترکیه داره تن به هر کاری میده تا اروپا قبولش کنه با افزایش ۲۰ میلیون مسلمان شیعه نه تنها چالشی برای خود ترکیه و اقتصادش بوجود میاد بلکه باید خواب اتحادیه اروپارو ببینه.
    ۴)اتحاد با ترکیه و باکو؟ هرگز. قدرتهای جهانی (روسیه اروپا و آمریکا)هیچوقت چنین اجازه ای رو نمیدن.
    بنابر این در صورت جدایی به دریوزگی میوفتن.

    1. علی می گوید

      اگر خواهان ادبیاتی مثل خودتان باشید من میتونم چندین صفحه برای شما ودوستان شوونیسمتان مطالبی بنویسم که تمام ارزوها ورویاهایتان را بر باد بدهد اما هر کاری کردم تا خودم را قانع کنم ؛ انسانیت (شاید برای شماها مسخره باشد) این اجازه رابه من نداد . البته عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، من زمانی مثل بسیاری از مردم ترک و صلح طلب ایران نسبت به این مسائل که شماها میگید احساس وابستگی و افتخار می کردم طوری که مقابل اعتراض بعضی از دوستان چندین مقاله نیز در حمایت از رویاهای شما که تا ان زمان رویاهای من هم بود نوشته بودم ؛ چون به ذات شما ونفرتی که از ترکها ،اعراب ؛کردها ؛و …. دارید پی نبرده بودم اما توهینهای شما مرا به خود اورد تا به منابعی غیر از انچه تا ان زمان مراجعه کرده بودم رجوع کنم تا با حقایقی تلخ روبرو شوم؛ پس لطفا به توهین و تحریفاتتان ادامه دهید ؛ فقط لازم میدونم تا برایتان چند دلیل برای این نفرتها بیان کنم : ۱-متنفرید چون با تشیع مشکل دارید همان طور که از اعراب متنفرید چون با اسلام مشکل دارید و وقتی نمی توانید صراحتا بیان کنید به ترکان و اعراب می تازید ۲-متنفرید چون ترکان همواره پیشرو بوده اند به گونه ای که قبل و پس از اسلام (که پس از اسلامش را خاخام منشیانی نبودند تا تحریفش کنند ؛ وکاملا عیان است) صاحبان اصلی این سرزمین بوده اند صاحبانی که این سرزمین را برای همه ساکنان ان می خواستند و اگر چون شماها نژاد پرست بودند الان شماها وجود نداشتید تا کار به تحریف بکشانید طوری که یک مورد هم در تاریخ ایران نیست که انان به دیده نژاد پرستانه بنگرند ان هم زمانی که قدرت بلا منازع این سرزمین بودند اما شما در ۱۴۰۰سال پس از اسلام ۵۰سال در حکومت منحوس و لجن پروره پهلوی قدرت به دستتان افتاد تا تمام خود کمبینیتان را جبران کنید و با تمام توانتان به تحریف و توهین به سایر ملتهای این سرزمین بپردازید این را بدانید که ایران کشوری کثیر المله است که فقط بیابانهای ان نصیب پارسها شده است!! بیش از این نمی توانم به روش شما ادامه دهم و همین چند سطری که نوشتم هم برایم ناراحت کننده است که شماها مجبورم کردید.و متنفرم از اینکه تنزل کنم و به جای پیشرفت و ایینده ای بهتر و پر افتخار برای سرزمینم(کشور کثیر المله ایران) به نابودی بیندیشم و وقتی نمیتوانم به جلو حرکت کنم ،فقط به گذشته (درسته که اینده بدونه گذشته ساخته نمی شود اما در گذشته زندگی کردن کاریست احمقانه)بچسبم و روز به روز بر توهماتم بیفزایم. هر چند نژاد پرستی که از جهل وایمان ضعیف به خداوند ناشی میشود هیچ گاه از میان بشریت رخت نخواهد بست. در نهایت امیدوارم حرکت به سمت پیشرفت سرزمینم با سرعت قابل قبولی ادامه پیداکندوشاهد ایرانی اباد و متمدن! باشیم.

      1. ايران ويچ می گوید

        ۱) بشین سر جات حال نداری مخت گوزیده خبر نداری بنده خدا
        ۲) تاریخ ما رو خاخام یهود ساخته!!!!!؟؟؟؟؟ خود خاخام های یهود دست پرورده ما هستند خواستی بگو تا اسناد معتبرش رو برات رو کنم تا این جوری الکی زرزر نکنی
        ۳) ترکان تنها در بی خردی و کشت و کشتار از ما سر تر بودند!!! باور نداری!!!؟؟؟؟
        ۴) این شر و ور هات رو برو برای همان بزرگان پانترکت بکن و برای ما داستان سرایی نکن
        ۵) بهت گفتم برو نوشته های ابن سینا و فارابی و ابن فضلان رو درباره ترکان بخون سپس زر زر کن که همشون مانند همه مورخان از چین تا روم از بی خردی و وحشی گری ترکان نوشته اند
        ۶) نکنه به نظر شما نادانان ابن سینا و فارابی و ابن فضلان هم دست نشانده یهودی ها بودند!!!!!؟؟؟؟
        ۷) این ها رو جعل کنی نوشته های ابوریحان بیرونی رو چیکار می کنی!!؟؟؟
        ۸) همه این ها رو به یهود نسبت بدی نوشته های مورخان جهان از چین تا ایتالیا رو در باره وحشی گری و خونخواری بی خردی ترکان رو چی کار می کنی!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        ۹) همه جهان ترکان رو به بیخردی می شناسن که نه تقصیر رضا شاه است و نه انگلیس و نه فرانسه و نه اوگاندا و نه گینه بیسائو و نه ….. نه قربونت چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
        ۱۰) حکومت پهلوی ها منحوس بود یا حکومت احمقهای ترک تبار قاجار!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        ۱۱) در هیچ کجای جهان تاریخ بشری حکومتی خائن تر و وطن فروش تر بی خرد تر از ترکان خر قاجاری به خود ندیده که ایلده بخاطر کنیز پتر کبیر روسیه قفقاز رو دو دستی تقدیم روس ها کنه
        ۱۲) نکنه شاه سلطان حسین صفوی احمق ناموس فروش نمی شناسی!!!!!؟؟؟؟ برو بخون ببین چگونه ناموسش رو در اختیار افغان ها گذاشت!!!!!!!!
        ۱۳) شما ترکان تا چند سده پس از اسلام هنوز بت شمن رو با اون کثافت کاری های اخلاقیش می پرستیدید در حالی که در ایران تا هزاران سال پیش از میلاد مسیح نیز حتی نه یک بت و نه یک بتکده یافت نشده است اون وقت ما که نخستین کشور یکتا پرست بوده ایم به شما بت پرستان رشک بورزیم و بخواهیم تاریخ تون جعل کنیم!!!!؟؟؟؟

        ۱۴) همه نویسندگان مسلمان عرب و غیر عرب و نویسندگان بزرگ جهانی تمدن اسلامی را مدیون تمدن ایرانی می دونند احمق جون

        ۱۵) موسیقی و لباس و لشکر آرایی و نحو و صرف و نظام دیوانسالاری و …… اعراب از ایرانیان است تو و امثال تو بهتر زیادی زر زر نکنین و بشینین سر جا تون
        ۱۶) این زر زر های پانترکان (کثیر المله پله) رو برای ما بلغور نکن دانش ژنتیک همه این زر زر ها رو رد کرده است که به امید خدا به زودی اسنادش منتشر خواهد شد تا شما و امثال شما تنها تو همین سایت ها تنها جیغ و داد کنین

      2. ماردين می گوید

        بچه ها این ترکای خر کم اوردن.
        هه ر بژی ایرانوویچ(زنده باشی ایرانوویچ)

    2. علي می گوید

      اخوی اشتباه حساب کردی ترکا اگر سوا بشن
      ترکهای آذربایجان +ترکهای استان مرکزی+ترهای اسان فارس +زنجان +قزوین +الحمدا… نصف بیشتر تهران و…
      قومیتهای دیگرهم سوا کنی یه چیزی حدود ۳یا۴ میلیون فارس میمونه تحت سلطه ترکها
      آنوقت شما نفت قوم عرب (خوزستان )را بحساب خودتان نذارید ببینید واقعا چی دارید
      حالا آینده تون چطوری میشه
      ۱-مانند نژاد افغانتون مراجعه مکنید به آذربایجان برای نوکری
      ۲- الحاق میشید به افغانستان آنوقت میدونید سر تون چی میاد
      ۳-مثل زمان سابق شهرنو راه می اندازید تاترکها بیان ومنبع درآمدی باشد
      ۴- مثل الان دخترانتان را به کشورهای عربی برای کسب درآمد صادر میکنید
      ۵-از سوا شدن ترکها به غلط کردن می افتید
      ۶-….

    3. علي می گوید

      علی پاسخ در تاریخ Today ۱۲:۴۳ ب.ظ (۵ seconds ago):

      آقای ایرج خان
      اشتباه حساب کردی ترکا اگر سوا بشن
      ترکهای آذربایجان +ترکهای استان مرکزی+ترهای اسان فارس +زنجان +قزوین +الحمدا… نصف بیشتر تهران و…
      قومیتهای دیگرهم سوا کنی یه چیزی حدود ۳یا۴ میلیون فارس میمونه تحت سلطه ترکها
      آنوقت شما نفت قوم عرب (خوزستان )را بحساب خودتان نذارید ببینید واقعا چی دارید
      حالا آینده تون چطوری میشه
      ۱-مانند نژاد افغانتون مراجعه مکنید به آذربایجان برای نوکری
      ۲- الحاق میشید به افغانستان آنوقت میدونید سر تون چی میاد
      ۳-مثل زمان سابق شهرنو راه می اندازید تاترکها بیان ومنبع درآمدی باشد
      ۴- مثل الان دخترانتان را به کشورهای عربی برای کسب درآمد صادر میکنید
      ۵-از سوا شدن ترکها به غلط کردن می افتید
      ۶-….

      [پاسخ]

      1. علیزاد می گوید

        ویدیوی مصاحبه با ساکنان شهرنو در یوتیوب هست. لهجه‌ی غلیظ ترکی در میان روسپیان برای هر ذی شعوری قابل فهمه.
        ضمنا مگه کشورهای عربی دختران شما را قبول ندارند که ما باید دختر بفرستیم؟ یعنی برای شترهایشان هم قبول ندارند؟

    4. احمد می گوید

      سن منیم لولومی ییسن

  3. Mehran......mantegi bashim می گوید

    شما جواب این توهین هارا دریافت خواهید کرد از ارامنه و اکراد عبرت بگیرید صبر تورک ها زیاد است ولی بترسید از روزی که لبریز شود…..
    شما پاسخ این یاوه گویی هارا خواهید گرفت..باز هم تکرار می کنم از ارامنه عبرت بگیرید .

    از تورک ها و آذری ها و تورانی ها می خواهم که دیگر در این صفحه کامنت نگذارید …

    در کامنت های بالا می بینم که این جماعت (کردولروفارس )حتی قادر نیستند که جواب منطقی بدهند البته انتظار زیادی هم نمی رود …

    این جماعت جواب کامنت منطقی و علمی را هم با توهین میدهند ..

    بگذارید که به یاوه گویی هایشان ادامه دهند ..

    تورانیان عزیز وقتتان را در این مباحثی که هدفش توهین و از بین بردن حیثیت تورانی است تلف نکنین اینان با خودشان هم مشکل دارند ..

    خواهشم میکنم از آذری ها تورک ها ازبک ها و تورانی ها که کامنتی نگذارند…

    بگذارید شما را به تاریخ دزدی محکوم کنند ولی شما به راهتان ادامه دهید به فردا فکر کنید ..

    اگه تورک باشی دیگر این صفحه را باز نمی کنی و کامنت نمیزاری.

    جواب ابلهان خاموشیست ….

    شما پارسی زبانان که به تاریخ و فرهنگ و تمدن تان مینازید آیا واقعا کامنت های بالا این را نشان میدهند؟ آن نژاد آزیایی که از آن دم میزنید آیا واقعا این است ؟

    1. مهدی می گوید

      ببین هر عملی یه عکس العمل داره وقتی اون پان ترک میاد میگه به امیدی نابودی ایران شما دوست داری ما بهش بگیم آفرین آفرین. توهینو شما ها شروع می کنید. در ضمن ایران ویج جواب همه ی اون حرفای به اصطلاح علمیو داد.

    2. خسرو می گوید

      بابا ارامنه که پوزه گرگ را به خاک مذلت مالیدن! بله یک زمان ارامنه دارای یک کشور و ارتش مستقل نبودن و ترک ها به فرماندهی آتاتورک (پدر خر) زنان و کودکان بیدفاع را سلاخی کردن, ولی خوشبختانه امروزه روز, روزی نیست که از به درک واصل شدن ۱۴ یا ۱۵ سرباز علی اف در قره باغ به دست ارامنه با خبر نشیم. کردها هم که حقشون را از فاشیست های حاکم بر ترکیه خواهند گرفت, به امید نابودی کامل شما پانترک های احمق, شمشیر نژاد آریایی به زودی گردن گرگ طماع را میزنه, تالش ها و کردهای ساکن در ایران شمالی علی اف را سرنگون می کنند

    3. ايران ويچ می گوید

      ۱) ترکان و تورانیان!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۲) احمق جون تاریخ دزد کدوم تاریخ نویس پانترک خری گفته تورانیان ترک بودند!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۳) عقده های حقارت شما به اندازه ای است که به مختون فشار آورده و باعث شده مختون بگوزه
      ۴) همه دانشمندان جهان تورانیان را بلا منازع و بی گمان آریایی نامیده اند اکنون هر چقدر دلت میخواد زر زر الکی کن!!!!!!!!!!!!
      ۵) نام توران تنها در زبان اوستایی و سنسکریت معنا دارد نه در زبان ترکی گلدیم ملدیمی تون!!!!!!!

      ۶) شما بهتر اجدادت رو در اغوز ها و ازبک ها و چلغوز ها و ازگل ها پیدا کنی نه تو توران و ماد و سومر و …!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۷) جکی گفتی در حد المپیک ما پاسخ دانشی نداریم!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ۸) برو با بزرگترت بیا همون هایی که جرات رویارویی با ما رو در دانشگاه ها ندارند!!!!!!!!!!!!!

      ۹) به گنده هاتون بگو آماده ایم در هر کجا که بخوان از آذربایجان جعلی تا خود ترکیه تاریخ دزد در برابر بزرگترین دانشمندان جهانی به آسانی آب خوردن پوزه شون به خاک بمالیم ما ختی به اندازه یک حریف تمرینی هم به گنده ها تون نگاه نمی کنیم

      ۱۰) در ضمن پاسخ های هوی است اینقدر هم از ادب و نزاکت برای ما سخن نگو از دانش زبان شناسی و زمین شناسی باستانی و آب و هوای باستانی و ستاره شناسی باستانی و دانش ژنتیک و فتو ژنتیک و نماد شناسی و ادیان شناسی و استوره شناسی و………. چیزی تو چنته داری بسم الله این گوی و این میدان

    4. Lidoma می گوید

      ما همینی هستیم که میبینی ایا شما هم همینی هستی(تورک نه اریایی ) که میپنداری ؟؟

    5. دیاکوی کبیر می گوید

      قره باغ که فعلا زیر دست عموزاده ارمنیهای ماست
      خخخخخخخ

  4. ايرانويچ می گوید

    ترکان تا قرن پنجم هجری که تمام نواحی ماوراء‌النهر و شمال خراسان را اشغال کرده بودند نتوانستند خط و زبانی ادبی برای خود اختیار نمایند، و قبائل گوناگون آنها هریک به لهجه‌ای خاص گفتگو می‌کردند. نخستین کتابی که درباره بان ترکی در اسلام نوشته شده کتاب دیوان لغات ترک محمودبن الحسین بن محمد الکاشغری است که آن را در سال ۴۶۶ هجری در دولت آل سلجوق به رشته تحریر آورده است چنانکه گوید: «اما بعد فقد قال العبد محمدبن الحسین بن محمد لنا رأیت ام الله تعالی قد اطلع شمس‌الدوله فی بروج‌الاتراک…. و جعلهم ملوک العصر … و اعز من انتمی الیهم…. و لاذریعه لدیهم احسن من‌التراطن بلسانهم لا صغائهم الیه اسماعهم…و لقد سمعت ان ثقه من ائمه بخارا و امام آخر من اهل نیسابور کلا هما رویا باسناد لهما عن رسول‌الله(ص) انه لما ذکر اشراط الساعه و فتن آخرالزمان و خروج الترک الغزیه فقال «تعلمو السان الترک فان لهم ملکا طوالا» فانی نقبت بلادهم و فیافیهم . اقتبست لغاتهم و قوافیهم … حتی استقام عندی لغه کل طائفه منهم احسن قوام … و وضعت کتابی هذا مستعیناً بالله تعالی موسماً بدیوان لغات الترک»

    1. ماردين می گوید

      این ترکای خر از خودشون هیچی ندارن همه رو دزدیدن.تو ترکیه از حروف لاتین استفاده میکنن.

  5. خسرو می گوید

    این خرهایی که دارن از ترک دم میزنن, با این بحث های احمقانه شون دارن این قوم بیفرهنگ و بیتمدن را خوار تر میکنن

  6. ايران ويچ می گوید

    ۱) این رو هم برای دست گرمی داشته باش

    ۲) درباکو فرهنگی با بیش از ۲۰۰۰۰ لغت پارسی و عربی دخیل در ترکی آذری چاپ شده است. واگر توجه شود که بخش بسیاربزرگ لغات پارسی مصطلح در زبان مردم ترک زبان (قشقایی-خلج-آذری- ساوه وشمال خراسان وغیره) در این فرهنگ دیده نمیشود می توان دریافت که تعداد لغات دخیل پارسی(و نیز مصطلح فارسی و کردی در مردم آذربایجان) حد اقل دوبرابر این تعداد است.{ کتاب تبار مشترک ایرانیان وتورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه ص۲۹۵} لازم به یاد آوری است که ایشان خود زاده آذربایجان هستند. اکنون من این پرسش را از شما دارم زبان ترکی لهجه چندم زبان پارسی و عربی است!!!؟؟؟

    ۳)قدیمی ترین کتیبه به زبان ترکی کتیبه (اورخون) است که متعلق به سده ششم پس از میلاد است و به افتخار شاه زاده ترک (کول) و برادرش امپراطور (بیگله) نوشته شده است و صدها کیلومتر با آذربایجان فاصله دارد. این کتیبه در کناره های رود اورخون که در مغولستان جاری است یافت شده است و هیچ سند و مدرک استواری در دست نیست که بدانیم این اصطلاح (ترک) پیش از سده ششم میلادی معنای نژادی داشته باشد.این کتیبه سرشار از واژه های پارسی سغدی مانند(خاتون) است. {ترکستان نامه استاد بارتولد سال ۱۳۶۷ ص ۱۵ و ۴۸}

    ۴) دبیره (خط) اویغوری در آسیای میانه در صده پنجم تا پانزدهم میلادی رواج داشت خود از دبیره ایرانی سغدی گرفته شده و با زبان اویغوری در آمیخته بود.{برگرفته از کتاب سیری در تاریخ زبان ولهجه های ترکی دکتر جواد هیئت ۱۳۶۵ ص۵۲}

    ۵) کهن ترین کتاب که به زبان ترکی نوشته شده است، کتاب (قوتات غوبیلیک=دانش سعادت آور) تالیف (یوسف خاص حاجب) است که در قرن ۱۱ میلادی در کاشغر نوشته شده است. در پیش گفتار این کتاب نویسنده می نویسد: عربچه تاجیکچه کتابلار اکوش بیزینگ تیلیمیز چه بویو مغی اقوش. که ترجمه پارسی آن این است که: به عربی و تاجیکی چنین کتابهایی بسیار است، به زبان ما تنها همین است. این کتاب با لهجه جغتایی نوشته شده است و سرشار از واژه های پارسی و عربی است.{ بر گرفته از کتاب پانترکیسم ایران و آذربایجان ص۴۶} .اکنون دوباره این پرسش خودم رو تکرار میکنم با این تحلیل غیر علمی شما زبان ترکی لهجه چندم زبان پارسی و عربی است ؟؟؟
    ۶) این ابیات شعرای معروف ترک را برای خواننده ها گرامی مینویسم تا خود با خرد و انصاف خویش داوری کنند.
    خانه می قیلدی خراب اول فلک غارتگر ملک حسنی بوغار خط ائدوب زیرو زبر
    خرده بین گرچه بنای طمع خام اتمز هر کیم آواره الور فکر سرانجام اتمز
    ای انیس دل عشاق مه تابانیم سنسیز اصلا دو جهان ایچره گرکمز جانیم
    برو عشوه لرین جمله خوبان داتا پیلماز چهرانگ کبی گل باری گلستاندا تا پیلماز
    {تابار مشترک ایرانیان و تورانیان دکتر سجادیه ص۲۲۳} از این قبیل اشعار در شعرای ترک بسیار یافت میشود. باز پرسشم رو تکرار می کنم زبان ترکی لهجه چندم زبان پارسی و عربی است؟؟؟

    ۷) سلطان رشاد عثمانی در ملاقات با سفیر ایران از نبودن روزنامه پارسی در استانبول گلایه کرده و زبان پارسی را شیرین ترین زبان دنیا و اساس زبان ترکی می نامد. {همان کتاب ص۲۳۶}

    ۸) سلاطین عثمانی خود علاق وافری به زبان پارسی داشته اند و خود اشعار پارسی می سرودند.
    پرده داری می کند در کاخ قیصر عنکبوت بوم نوبت می زند بر تارم افراسیاب (سلطان محمد فاتح)
    سلطان یلدرم بایزید و سلطان سلیم و سلطان سلیمان نیز اشعاری را به زبان پارسی سروده اند{همان کتاب ص ۲۳۸ و ۲۳۹}

    ۹) در میان سلاطین سلجوقی نام های پارسی بسیار دیده می شود که عبارتند از کیخسرو،کیخسر دوم، کیکاوس یکم و کیکاوس دوم، کیقباد یکم و کیقباد دوم، سیاوش، گوهر خاتون، شهسوار، دلشاد، اسفندیار، پروانه، بهرام شاه{همان کتابص ۲۳۳}

    ۱۰) کتاب واژه های پارسی در چین اویغوری نوشته سرکار خانم نادره بدیعی انتشارات بنیاد نیشابور را مطالعه کن تا خودت سیل عظیم واژه های پارسی در زبان اویغوری که پانترکها آن را مادر زبان ترکی می دانند را ببینی. لازم به ذکر است ایشان خود به چین سفر کرده اند و تحقیقات بسیار ارزنده ای در زبان اویغوری انجام داده اند و در آخر کتاب عکسهایی را از سردر مغازه ها و مهمان سرا ها گرفته اند که در ان واژه های پارسی موج میزند.

    ۱۱) فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز اذربایجان نوشته محمد رضا شعار را مطالعه کن.

    ۱۲) کتاب مانده گاه های ایرانی در شرق پامیر نوشته (ر. ا. امریک) را مطالعه کن

    ۱۳) کتاب زین الاخبار نوشته (گردیزی صفحه ۵۶۴) را مطالعه کن

    ۱۴) دانشمند بزرگ و محقق زبانشناس پروفسور گرد هار دوفر می نویسد: تاثیر زبان پارسی بر زبان ترکی بسیار بیشتر از حالت عکس است.

    ۱۵) حالا میشه به ما بگی با این تحلیل کاملا غیر علمی شما که بر اساس دروغ بزرگ مجله امید زنجان گفته اید، زبان ترکی لهجه چندم زبان پارسی است!!!؟؟؟

  7. تورک می گوید

    واژه هاچان در اوستا به معنی هر زمان بی گمان یک واژه اصیل ترکیست و تو و اون استاد جنیدیتون و هیچ فارس سگ دیگه و هیچ کرد احمقی مثل تو نمی تونه اونا فارسی جا بزنه

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) پانترک خر بهت گفتم تو که عددی نیستی عرعر می کنی برو با بزرگترت بیا

      ۲) هنوزم سر حرفم هستم به اون دانشمندای بند تمبانیت بگو هر کجا که دوست دارند بیان تا این هاچان ماچان نشونشون بدم.

      ۳) تا مثل خر عرعر کنین و جیگر رو در رو شدن نداشته باشین باید تنها به همین سایت هایی که پانترکهای عرعریسم راه میندازن بسنده کنی

      ۴) میشه به ما بگی هاچان طبق کدوم سند واژه اصیل ترکی!!!!؟؟؟؟ نکنه با سند کتیبه اورخون که برای ۶۰۰ پس از میلاد!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۵) جمع کن کاسه کوزه گدایی تون این زرای زیادی به درد شما نمی خوره اجداد اغوزی شما تا چند سده پس از اسلام هنوز بت شمن با اون کثافت کاریاش می پرستیند در صورتی که حتی نه ۱ بت و نه ۱ بت کده از هزاران سال پیش از میلاد در ایران یافت نشده است. اون وقت از زرتشت ۱۸۰۰ پیش از میلاد و خدای یگانه اش حرف می زنی!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۶) گفتم که برو نظر ابن فضلان و فارابی و ابن سینا رو درباره ترکان بخون سپس عرعر کن

      ۷) تقصیر شما نیست چون طبق استوره های شما، شما از نسل گرگین برای همین ۱ روز آویزون اشکانی ها ( نیاکان خراسانی ها )میشین ۱ روز دیگه آویزون مادها (نیاکان کردها ) و ۱ روز دیگه آویزون ایلامی ها و کاسی ها (نیاکان لرها و بختیاری ها ) و ۱ روز دیگه آویزون سومری ها می شین که خوشبختانه تو هر موردی که زر زدین جهان دانش حسابی قهوه ای تون کرد

      ۸) نه قربونت برو اجدادت تو اغوز و ازبک و ازگل و چلغوز پیدا کن دمت هم بذار رو کولت برو تو همان محافل پان عرعریستت عرعر کن

      ۹) تو گنده هاتون خودتون هم جر بدین دست تون از اوستا و زرتشت دور اینقدر زر زر الکی نکن

    2. خسرو می گوید

      پان عرعر مشاعرت را از بین برده ترک خر

  8. تورک می گوید

    اینم سایت خودم

    http://www.satar-khan.loxblog.com/

    1. مهدی می گوید

      بزار یه چیزیو بگم راحتت کنم ما لر ها از فارس ها سگ تریم. و بهش افتخار می کنیم. چون شرف داره به الاغ البته بلا نسبت الاغ

  9. تورک می گوید

    کلمات ترکی در زبان سگها (پارسی)
    خوب = خپ = قوپ = شادی (کلمه قوپوز و کیپ نیز از همین ریشه است)

    کیوان =کیو+ ان، کلمه تورکی با پسوند فارسی کئیو=گؤی بمعنای آسمان
    نمونه های دیگر: کیومرث= مردآسمانی؛ کوه= بلندی که بسوی آسمان را میبرد(شرح از پرفسور آی محمدی، یول)

    رای بمعنای تمایل و میل کردن بسویی یه چیزی
    در تورکی امروزی نیز همین کلمه در استفاده از اختلال در رنگ، و نظر و گرایش استفاده میشود. (محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    یک=یئگ= خوب و بهترین
    (دیوان لغات الترک ؛ پرفسور آی محمدی، یول)

    دانش=تانیش= آگاه و آشنا شدن، فعل دان (دانستن=دان + است) نیز از همین کلمه تان گرفته شده است.
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    تنگ = تونوک= ظریف و باریک بودن
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    خازن-خزانه معرب قازان، قازان = قاز+ان گود شده (این کلمه ببشکل خزن وارد عربی و در انواع وزن صرف شده است)
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    دوخت = توخ = بمعنی بافت
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    کلمه شرح معنا و مثال
    منابع

    چنین = چن+این= چون=اوچون=چین=ایچین بمعنای برای و بدلیل
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    برزویه=بورجیه= بورج+یه—بورج=بارج/بارجا بمعنی تمام و کامل
    دیوان لغات الترک پارس

    نام حیوان شکاری از شاخه گربه سانان
    دیوان لغات تورک

    خانه =خانا=خان+ا =بمعنی مکان و جای
    دیوان لغات الترک

    قبا = قابا =بالاپوش، پوشاننده (کلماتی چون قاپ، قاپاق و… نیز از همین ریشه اند)
    دهخدا

    دوش رویا، رویای هنگام خواب (شکل قدیم آن توش) (در فارسی بجای دیشب استفاده میشود)
    دیوان لغات تورک

    آتش آتیش (در گیری با هم با آتش)آتیشماق زد و خورد یا هر نوع اقدام خصمانه متقابل است.
    فرهنگ معین

    خون =خان=قان
    ترکی باستان کتیبه های ارخون

    عمر =اؤمور=اوم+اور= انتظار
    ترکی باستان کتیبه های ارخون

    خویش بدل ازکیش=کیشی بمعنای شخص، شخصی

    مال تعلقات( بویژه احشام)در فارسی تنها بمعنای تعلق بکار میرود

    کلمه
    شرح معنا و مثال
    منابع

    متلاشی مکسر تلاش = تالاش= تالاماق = توللاماق انداختن و بهم ریختن
    دیوان لغات الترک

    سور = شادی-سور= راندن- روان و خوش = از همین کلمه سورچک (مجلس شبانه)
    دیوان لغات الترک

    چنگ ریشه قدیم ترکی کلماتی از این ریشه=چنگال، چنگ اولماق، چنگه،..
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    خانه =خانا از ریشه ترکی قدیم کان=کانا (مکان) از این ریشه=خاندا=هاردا (کجا)
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)- کتیبه های ارخون-دیوان لغات الترک

    قیمت – قیی(ریشه)+مه ت(پسوند اسم ساز) در معنا روا و ارزش (این مدل را در کلماتی مثل یوغورت (یوغور+وت)، بولوت (بول+اوت)، قوروت (قور+اوت)، اوموت (اوم+اوت) دید
    لغتنامه ایتمولوژی (تورک دیل کورومو تورکیه)

    پادشاه/ پاد+شاه (ریشه های قدیمی تورکی) پاد =بود= ایل و پاد= بای= رئیس و بزرگ، شاه=شاد بمعنای سرکرده (حرف د یکی از حروفی است که در کلمات ترکی قدیم حذف و یا به ی تبدیل میشود قولداق=قولاق، آداک= آیاق)

    دیوان لغات تورک، قدیم تورک یازیلی آبیده لرین دیلی، کتیبه های ارخون-یئنی سئی

    توان = تابان = تاوان =تایان= دایان (پاشنه، زور، تکیه) =تپمک
    دیوان لغات الترک (taban)

    دراز/ در+آز، در=تیر (ریشه های ترکی باستان دیرک= تیرک بمعنای باریک و بلند)(تیر مظروف از تار=دار همانند: آچ←ایچ، قاچ←قیچ، داش←دیش(دیشاری)، آران←ایران، یار←ییر (ییرت-ییرتیق)؛ آز پسوند جمع کننده است. (اوق+اوز←اوقوز )
    لغتنامه ایتمولوژی (تورک دیل کورومو تورکیه)، قدیم تورک یازیلی آبیدلرین دیلی، کتیبه های ارخون-یئنی سئی

    توشه/ توش+ه (توش بمعنای همراه)
    دیوان لغات الترک

    تخم =توخوم=توغوم= دوغوم بمعنای زایش از توغ=دوغ+اوم
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    دانه =ده نه= دن+ه = بمعنای ذره و عدد واحد از هر چیز
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    کجا/ بدل از کانچا
    دیوان لغات الترک

    خرد = فارسیزه شده قیرت= جزئی از چیزی بریده و دانستن جزئیات چیزی خردمند=خرد+مند (مند یک پسوند اسم ساز ترکی است. امروزه در سیر تکامل ترکی حرف د حذف شده است. مند (منده مه ک) بشکل فعل در معنای بودن است.
    دیوان لغات الترک

    گشتن
    (در معنای بدل شدن)= از کلمه قوش (قوشولماق) همراه و همچون چیزی شدن

    کلمه شرح معنا و مثال
    منابع

    گونه/گون=قون+ه(قون ریشه بمعنای فرود آمدن و نشستن و قون پسوند اسم ساز بمعنای بدان صورت در آمدن (وورقون، آزقین، دارقین)
    لغتنامه ایتمولوژی (تورک دیل کورومو تورکیه)

    سالار/ سالار=سال+آر
    = سالار = سال(سالماق = انداختن ، برانداختن) ) + ار (اک فاعلساز =و بمعنای مرد و سرباز= براندازنده ، به خاک مالنده ، یل ؛ گاهی اصرار دارند که سالار تغییر یافته سردار است!
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    شاخه و شاخ
    شاخ=تیز و قائم؛ وجه تسمیه شاخ حیوانات نیز همین ریشه است. البته ریشه «شاخه» این کلمه نیست (ر. شاخه)؛ شاخ دورماق=قائم ایستادن، شاخ پول= پول تازه و تا نشده

    شاخه = شاخا = شاخ(شاخماق = پیچیدن دور چیزی و بالا رفتن ، رعد و برق زدن،جاری و روان شدن همراه با ایجاد آردن پر و بال) + ا(اک)
    =رشد آننده و بالا رونده،بالا رونده و پر و بال دهنده ، قسمت رشد
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    افسون/ اووسون= اوو+سون= اووماق (مالیدن چیزی مثل مالیدن چراغ جادو ، مالیدن مار برای کنترل آن در سنت مارگیری تورکان= اووسونجو)
    مصطلح

    بخش- پخش
    باغیش = بخیش = بغیش و باغیش )= عفو ، احسان =( عفو و گذشت ، از ریشه های ترکی باستان
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)- دبیرسیاقی ، دیوان لغات التُرک محمود آاشغری

    برگ =بَرک= محکم
    دیوان لغات الترک
    کانچه (ص ۱۴)

    کانچا= مکان
    باز فرمان آید از سالار ده
    مر عدم را کانچه خوردی باز ده
    دیوان لغات الترکی

    غنچه=قونچا و قونجا= شکوفه نشکفته، در ترکی قدیم بمعنی عروس
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    کلمه شرح معنا و مثال
    منابع

    گل و گلزار و گلستان =گول بمعنای شکفته و خندان
    =گول از مصدر گولمک(= خندیدن)که بخاطر شادابی گل آنرا بدین نام تشبیه کرده اند و در فارسی با گرته برداری از همین نکته لبخند و لب با تشبیه به گل و غنچه همراه بوده است:گل خنده ، خنده غنچه ای
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    قلاوز
    قَلاوز
    -۱ قوُلاغوز = قولاغ(گوش)+وز)اک( = استراق سمع ، جاسوس =
    -۲ قیلاووز = قیل)راست) + آووز (= آووج = راهنما) = راهنمای راه راست ، دانا
    هر که در راه بی قلاوزی رود /مولوی
    اگرگئیدیرقارینداش یوخسایاووز—اوزون یولدا سنه اولدو قیلاووز/مولوی
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    کودک =گودوگ=گوده=کوتاه (خود کلمه کوتاه نیز از هیمن ریشه است. ) ناقص از نظر طول و قامت. کلمه گدا=گَده نیز بهمعنای ناقص بودن است و از همین صیغه ست.
    مصطلح

    سست/ سوس+(او)ت= ساکت و بی حرکت شده
    مصطلح

    چراغ = چیْراق = چیْر )چیْرماق = چیْریْماق = سو دادن) + اق) اک) = سوسو آننده ، نوردهنده، چیرسرخی
    محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    داغ =درفش و آلت گرم کردن و داغ کردن(زدن)، چون سوارکاری در بین تورکان خیلی رایج بود آنها اسبهای خود را با آن علامت می زدند و به این علامت داغ میگفتند. بعدها این اصطلاح به قطعه گرم اطلاق گردید و به هر چیز گرم نیز امروزه داغ گفته میشود؛
    دیوان لغات الترک، محمد صادق نائبی- ۱۰۰۰ کلمه اصیل تورکی در پارسی)

    امید =اوموت (ر. قیمت)

    مزدور =مزد+اور(ار) آدم کار به مزد

    به اومید نابودی ایران و تشکیل کشور آزربایجان مستقل که شامل آزربایجان شرقی و غربی و اردبیل و همدان و قزوین و زنجان و تهران و به مرکزیت تبریز بزرگ

    1. مهدی می گوید

      شتر در خواب بیند پنبه دانه هههههههههههههههه

    2. ايران ويچ می گوید

      ۱) واقعا بهتون میگن ترک خر حق دارن

      ۲) این دانشمندان بند تومبانی تو برو برای خودت سند قرار بده همین هایی رو که نام بردی بیار اینجا حسابی قهوه ای شون کنم تو که عددی نیستی فقط یک بلند گو هستی که صدای عرعر آنها رو با اکو پخش می کنی

      ۳) کدوم ترک خری گفته خوب از قوپ ترکی است!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

      ۴) ترک خر ریشه این واژه (هئو) اوستایی است احمق

      ۵) پانترک خر واژه های (هومن) (همانند) (همانا) از قوپ ترکی!!!!!؟؟؟؟

      ۶) ابله تاریخ دزد این دانشمنداتون اینقدر خر هستند که نمی دونند واژه کیوان ایرانی نیست بلکه از زبان (بابلی) ها وارد زبان پارسی شده

      ۷) کیومرث یعنی مرد آسمانی!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ همین کارها رو می کنید که براتون جک میسازند.

      ۸) دانش از تانیش ترکی است!!!!!؟؟؟؟ ابله این واژه در زبان پهلوی (دانیشن) بوده است یعنی پسون (یشن پهلوی = ایشن انگلیسی = اش پارسی دری) نشانه اسم مصدر است احمق جون که هنوز تو انگلیسی مانند واژه (اینفرمیشن) بکار می رود

      ۹) البه تاریخ دزد عقده ای (خازن = قازان) ترکی است!!!!؟؟؟ احمق جون اون الف علف خر نیست که ترکیش کردی خازن اسم فاعل ثلاثی مجرد (خزن) بر وزن (فاعل) است که در وزن مفعل به معنی جایگاه مانند مکتب و مطبخ به (مخزن) تبدیل می شود

      ۱۰) واژه های (چون) (چنین) واژه های اصیل پارسی هستند احمق جون به بزرگت بگو بیاد تا قهوه ایش کنم

      ۱۱) احمق جون برزویه ترکی!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۱۲) خانه ترکی!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

      ۱۳) اون نویسنده جوکر دیوان لغات ترکی که امروزه در زبان شناسی به چشم یک جک هم بهش نگاه نمی کنند

      ۱۴) احمق جون (قبا) معرب شده (کبا) پارسی است نه قابان ترکی

      ۱۵) پانترک تاریخ دزد ادی شیر اسقف کلدانی و استاد مسلم و بی گمان زبان عربی این واژه را پارسی نامیده است و احمق جون بسیاری از واژه های پارسی که با کاف آغاز می شده اند در زبان عربی به قاف تبدیل شده اند مانند ( کله = قله، کلندر = قلندر، کبا = قبا، کالب که در واژه کالبد هنوز بکار می رود = قالب)

      ۱۶) نکنه شما پانترکهای نادان زبان عربی رو از دکتر تونجی و ادی شیر و جرجی زیدان و فیلیپ عزیز مصری و … بهتر بلدید!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۱۷) پانترک نادان واژه (گئوش اوستای به گئو و ژئو یونانی) تبدیل شده است که در پارسی دری به زیبا ترین شکل خود (گیتا و گیتی) تبدیل شده است. ( کتاب دانش کیهان و زمین از بزرگترین زمین شناس کنونی جهان دکتر مانوئل بربریان رویه ۳۵۴)

      ۱۸) نادان ابله واژه آتش بر گرفته از واژه آتخش پهلوی است نه این چرت و پرت هایی که میگی خواستی بگو تا ریشه اش رو برات بنویسم

      ۱۹) خون ترکی!!!!!!؟؟؟؟ بشین سر جات حال نداری

      ۲۰) احمق جون خویش ترکی!!!!؟؟؟؟ نادان تاریخ دزد فعل های (خویشیتن و خویشینیتن) در دو گونه متعدی و لازم در زبان پهلوی آشکارا بکار رفته است برو کتاب فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر فره وشی که یک منبع جهانی دانشگاهی است رو بخون سپس زرزر کن

    3. ايران ويچ می گوید

      برو لالا کن بقیه اش هم برای فردا

    4. ايرانويچ می گوید

      ۱) پانترک عقده ای فعل دانستن در زبانهای گروه کردی (زانستن) است.

      ۲) همین کلمه نادان که ۱۰۰۰ بار بهت گفتم و تو کلت نرفت ریشه ترکی داره!!!!؟؟؟؟؟

      ۳) به این مثال ها توجه کن ابله ( ویسپ داناک = دانای کل) ( داناک = دانا) ( داناکنیتن = دانا کردن ) ( داناک هوشی = دانا هوشی ) ( داناکی ها = دانایانه ) ( هو داناک = خوب دانا ) ( دوش داناک = دانای بدیها ) ( داناک اومند = دانا مند ) ( دانیهیتن و دانیستن = دانستن ) همه این ریشه ها در زبان پهلوی آشکارا به کار رفته است. { فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر بهرام فره وشی رویه ۲۲۲ و ۲۲۳} پاترک خر این کتاب یک مرجع معتبر جهانی است که کتاب اون دانشمند گوز گوز کنتون پیشش به اندازه مجله آشپزی هم ارزش نداره گفتم بهت تو که عددی نیستی برو با گندتون بیا

      ۴) درباره زر زری که برای واژه اصیل خوب کردی و در گزارش پیشین پاسخت رو دادم به این مثال ها توجه کن تا دیگه این جوری آبروی خودت و اون دانشمندای بند تمبانی تون بیشتر از این نبری
      ( هئو اوستایی = هو پارسی میانه) (هو = خو مانند هورشیر = خورشید) ( هو = هوپ = خوپ = خوب ) پانترک خر هنوز در زبان های کردی در کردستان بزرگ از ترکیه تا عراق و سوریه و زبان لری به آن ( خو و هو ) می گویند که همان ریشه اوستایی است و اما مثال ها ( هو آفریت = آفریده خوب ) ( هو منیتار = خوب اندیش ) ( هو پخت = خوب پخت ) ( هو اسپ = دارنده اسب خوب = اسم خاص ) ( هو افرنگ = خوب تزیین شده ) ( هو آموخت = خوب تعلیم شده ) ( هو دین = دارنده دین خوب ) ( هو چیهر = خوب چهره و زیبا ) ( هو رمک = دارنده رمه خوب ) ( خوپ گویشن = خوب گویش = دارنده گفتار خوب ) ( خوپ فرجام = خوب فرجام = عاقبت به خیر عربی ) ( هو داشتن = خوب نگهداری کردن ) ( خوپیه = خوبی ) ( خوپ درنجشنیه = خوب گفتار ) ( هو گرای = خوب گرای ) ( هو خیمیه = خوب سرشت ) ( خوپسار = مناسب و درخور ) { فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر فره وشی رویه ۲۰۹ و ۲۱۰ }

      ۵) و اما زری که درباره واژه خویش از زبان اون دانشمند بند تمبانیت زدی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب به این مثال ها توجه کن ( خویش = خویش ) ( خوت = خود ) ( خویشتن = خویشتن ) ( خوتات = به خود متکی ) ( خویشینیتن = بخود اختصاص دادن ) ( خو دات = خود آفریده ) ( خوت دوسک = خود دوست و خود خواه ) ( خوت روشن = خود روشن ) ( خویش کامکیه = خود کامه و خود رای ) ( خویش کارک = خود کار ) ( خوتیه = خوتیک = خودی ) { فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر بهرام فره وشی رویه ۲۱۰ و ۲۱۱ }

      ۶) ابله خانه ابتدا ( کنه بوده سپس به خنه و در پایان به خانه تبدیل شده است) پانترک احمق جون هنوز تو زبان لری به خانه ( حونه ) می گن و در زبان پهلوی ( خانک ) بوده { همان کتاب رویه ۱۹۵ }

      ۷) ابله جون واژه تنگ یک واژه ایرانی اصیل است { همان کتاب رویه ۱۵۱ } در ضمن احمق جون تنک از زبان سانسکریت که ریشه مشترک با زبان اوستایی دارد وارد زبان پارسی شده است پس بشین سر جات و کم زرزر کن

      ۸) کدام پانترک خری گفته ریشه واژه اصیییییییییل ( پادشاه ) ترکی!!!!!!!؟؟؟

      ۹) عقده ای های تاریخ دزد ریشه این واژه در زبان اوستایی و پارسی باستان و پارسی میانه (پهلوی) و پارسی دری به اندازه ای ژرفناک است که هیچ دانشمند بند تمبانی عرعر کنی تا قیام قیامت نمی تونه به گرد پاش هم برسه. با این شر و ور هایی که نوشتی به آسانی می توان تو دانشگاه های معتبر زبان شناسی جهان این دانشمنداتون قهوه ای کرد. احمق جون ریشه واژه پادشها در زبان اوستایی مادر زبان های گروه آریایی ( پئیتی خشثر ) است که ساده شده بخش دوم این واژه در نام ( هو خشتره ) پادشاه ماد و ( ارت خشتره = اردشیر ) پادشاه هخامنشی آشکارا وجود دارد. بشین سر جات حال نداری

      ۱۰) در ضمن در مورد زری که برای واژه خوب زده بودی باید بگم که همین نام پادشاه ماد ( هو خشتره = هو + خشتره = پادشاه خوب ) مرجعش هم همه کتابهای جهانی در باره معنی این واژه

      ۱۱) احمق جون توان یعنی پاشنه ترکی!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مختون گوزیده خبر نداری خدا وکیلی این جک ها که براتون می سازند بسیار درخور شایسته شما هاست

      ۱۲) خوب به این واژه ها دقت کن سپس هرچقدر دلت خواست زرزر کن ( تواناک = توانیک = توانا ) ( توان = توان ) ( تواننیه = توانایی ) ( توانگر = توانگر ) ( توانیستن = توانستن ) ( توانگریه = توانگری ) { فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر فره وشی رویه ۱۵۲ و ۱۵۳ }

      ۱۳) داغ به معنی بسیار گرم ترکی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ الاغ جون اونی که ترک داغ می کردن اسب نبوده خر بوده باور نداری برو جاش رو رو تن اون دانشمندای خرت ببین

      ۱۴) الاغ جون پس کشور داغستان ترکتبار یعنی کشوری خر داغ کن ها!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۱۵) عقده ای نادان این یک واژه اصیل پارسی است به این مثال توجه کن ( داغ پهلوی = داک = داغ امروز پارسی ) { کتاب دکتر فره وشی رویه ۲۲۲}

      ۱۶) همه دانشمندان زبان شناس واژه (چراغ) را یک واژه اصیل ایرانی می دانند که در زبان عربی به (سراج) تبدیل شده است

      ۱۷) دانشمندان زبان شناس عرب مانند ( ادی شیر اسقف کلدانی ) ( دکتر تونجی ) آشکارا ریشه این واژه را ایرانی نامیده اند. این دانشمندای بند تمبانی تون هم گوز این ها نمی شن

      ۱۸) این پروفسور های قلابیتوئن هم بذار تو کوزه آبشون بخور اگر دسترسی بهش داری بگو تو هر دانشگاهی که دلش بخواد حاضرم باهاش مناظره کنم من خودم پنج سال زبان شناسی کار می کنم بگو بیاد ببینیم چی زر زر می کنه

      ۱۹) پیامد اخلاقی اینکه بشین سر جات و کم عرعر کن سرمون رفت

    5. ايرانويچ می گوید

      ۱) و اما به باقی زر زر هات می پردازیم

      ۲) زری که درباره واژه اصیل پارسی (سالار) زدی احمق جون این واژه گویش دیگری از واژه (سردار) است که اگر خواستی میتونی بیای دانشگاه تهران پاسخت رو اونجا بگیری و دمبت رو بذاری رو کولت و بری تو همون محافل پانترکیست عرعر کنی و اونجا جفتک بندازی

      ۳) برای گواه این دو واژه رو نگاه کن ( زال = زرد)

      ۴) ( سالار = سالار ) ( سالاریه = سالاری ) { فرهنگ واژه های پارسی به پهلوی دکتر فره وشی رویه ۲۹۵ }

      ۵) اما در مورد زر زرت در باره واژه (شاخ) این واژه در زبان پهلوی ( شوک) و (شاک) بوده است و واژه ( شوک اومند = شاخ مند = شاخدار ) از این ریشه است { کتاب دکتر فره وشی رویه ۳۲۱ }

      ۶) اما درباره عرعرت برای واژه اصیییییییل (امید) خوب به این مثال ها نگاه کن ( امت با ضمه الف و کسره میم = امید ) ( امت با کسره الف و میم = امید ) ( اومتک = امید ) ( اومتنیتن = امید داشتن ) ( اومت وار = امید وار ) ( امت دار = امید وار ) ( امتیه = امیدوار بودگی ) ( اومتنیشن = امیدواری ) { کتاب دکتر فره وشی رویه ۴۰ و ۴۱ }

      ۷) و اما زرت در باره واژه (رای) ریشه این واژه در اوستا است و به معنی (عقل و خرد) ( فروغ) و معنی مفهومی (فروغ خرد) آنچه پانترکها ازش محروم هستند می باشد
      ( رای = عقل ) ( رای = فروغ ) ( رای اومند = رایمند ) { کتاب دکتر فره وشی رویه ۲۵۸ }

      ۸) در باره واژه اصییییییل ( بخشش ) خوب به این مثال ها توجه کن سپس زر زر کن ( اپاخشایشن = بخشایش ) ( اپاخشایشنکر = بخشایشگر ) ( اپاخشایشنکریه = بخشایشگری ) ( اپاخشیتاریه = بخشایندگی ) ( اپاخشایند = بخشاینده ) ( اپاخشایتن = بخشاییدن )
      ( بخشیشن = بخشش ) ( بخشیتن = بخشیدن ) ( بختاریک = بخشیدنی ) ( اپاخشوتار = بخشودار ) و….. { کتاب دکتر فره وشی رویه ۶۲ و ۶۳ }

      ۹) پانترک نادان نخستین ترجمه قرآن کریم به زبان پارسی بوده است برو پژوهش کن سلمان پارسی واژه ( بسم الله الرحمان الرحیم ) را چگونه ترجمه کرده است. نکنه سلمان پارسی هم ترک بوده!!!!!؟؟؟؟؟

      ۱۰) این دانشمندات بذار تو کوزه آبشون بخور

      ۱۱) اما درباره چنگ ( چنگ = چنگ ) ( چنگ سرای = چنگ نواز ) پانترک نادان سرای اینجا به معنی سرودن است که ریشه اوستایی آن بر هیچ کس پوشیده نیست { کتاب دکتر فره وشی رویه ۱۸۰ } در ضمن پسوند (ال) در پارسی اسم ابزار می سازد { چنگ + ال = چنگال }

      ۱۲) زبان پارسی در پیشوند و میان وند و پسوند جز ابرتوانمند ترین زبانهای جهان است. جلوی قاضی و ملق بازی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

      ۱۳) درباره واژه سور ( سور = مهمانی ) ( سور ویراییه = مهمانی ) { کتاب دکتر فره وشی رویه ۴۹۹ }

      ۱۴) و اما درباره واژه مزدور خوب به این واژ ها نگاه کن سپس زرزر کن

      ( میزدور = مزدور ) ( مزدور = مزدور ) ( هو مزدیه = مزد خوب داشتن ) ( وس مزدیه = مزد کافی ) ( مزدیه = مزدی ) ( میزدیه = مزدی ) { کتاب دکتر فره وشی رویه ۴۷۴ )

      ۱۵) درباره شر و ورت برای واژه کودک ( کوتک = کودک ) ( کوتکیه = کودکی ) ( کوتک = کوچک همان ریشه کودک ) ( کوچک = کوچک ) ( کوتاه = کوتاه ) ( کوتک = کوتاه = کوچک = کودک ) ( کوک = کوتاه = کوچک ) ( کوچ = کوتاه = کوچک ) ( کوک دمب = کوتاه دمب ) ( کوتک بین = کوتاه بین ) ( کوتک نیکیریشنیه = کوته نگرشی ) ( کوتک پایکیه = کوتاه پایه ) ( کوتاه خورت = کوته خرد ) و…. { کتاب دکتر فره وشی رویه ۴۱۵ و ۴۱۶ }

      ۱۶) کدام پانترک خری گفته پسون (مند) ترکی!!!؟؟؟ الق جون این پسوند در کتیبه های هخامنشی بکار رفته است برو کتاب فرمان های هخامنشیان نوشته نورمن شارپ رو بخون سپس عرعر کن.

      ۱۷) پانترک تاریخ دزد این پسوند در زبان پارسی میانه ( پهلوی) به گونه (اومند) بوده است که پس از ساده شدن به (مند) تبدیل شده است که هنوز شکل کهن آن در واژه های ( تنومند = تن + اونمد = تنمند و جسیم ) و ( برومند = بر = میوه و حاصل + اومند = جوانان پرحاصل ) بکار می رود

      ۱۸) خوب به این مثال ها دقت کن سپس زر زر کن ( دانیشن اومند = دانشمند ) ( ویر اومند = دانشمند ) ( منیشن اومند = منشمند = اندیشمند ) ( شوی مند = شوهر دار ) ( شکوه اومند = شکوه مند) ( فره اومند = فرهومند = فرهمند ) ( سار اومند = سار مند = آغاز کننده ) ( سوت اومند = سودمند ) و…..{ همگی در کتاب دکتر فره وشی آشکارا با سند آمده است }

      ۱۹) احمق تاریخ دزد واژه (تخم ) از واژه (تهم) است نه این چرت و پرت هات که در واژه های ( تهمورث ) ( رستهم = رستم ) آمده است خوب به این واژه ها نگاه کن ( تهمک = تخمه ) ( تهم = تهمک = تخم = تخمک) ( هوتهم = دارای تخم خوب ) { همگی در کتاب دکتر فره وشی }

      ۲۰) کدوم پانترک خری گفته دانه واژه ترکی !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پناه برخدا احمق جون این واژه در زبان پهلوی ( دانک ) بوده است { کتاب دکتر فره وشی رویه ۲۲۳ }

    6. ايرانويچ می گوید

      ۱) کدام پانترک خری گفته گل از گولمک ترکی است!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

      ۲) احمق جون دکتر فره وشی یک مقاله کاملا دانشی و جهانی در باره واژه (گل) داده اند که تا قیام قیامت دست شما تاریخ دزدا از اون کوتاه است

      ۳) داراز یعنی (در + از ) ترکیه!!!!؟؟؟ واقعا حق تون براتون جک می سازند تو همه دنیا شما رو به بی خردی می شناسند احمق جون واژه دراز در پارسی دری پس از ساده شدن اینگونه شده است و در زبان پارسی میانه ( پهلوی) به گونه های ( دیراژ ) ( دیرنگ ) ( دگرند ) ( درهنا = درازا ) ( دیرنگ بازایه = دراز دستی ) و…. آمده است { کتاب دکتر فره وشی رویه ۲۲۵ } بشین سرجات زیادی زر زر نکن پانترک خر کتیبه های ارخون برای ۶۰۰ پس از میلاد که پر از واژه های پارسی سغدی است برو کتاب ترکستان نامه استاد بارتولد رو بخون سپس بیا زر زر کن

      ۴) پانترک نادان کجا از کانچا ترکی!!!!؟؟؟؟؟ زبان ترکی در برابر پسوند های پارسی مثل ژیان میمون در برابر موشک فضایی برو با بزرگترت بیا
      نادان واژه ( جا = مکان ) ساده شده واژه های ( گواک، گیاک، ویاک، چار ) است نادان تاریخ دزد واژه کجا ساده شده واژه ( کوگیاک ) پهلوی است { کتاب دکتر فره وشی رویه های ۱۶۱ و ۴۰۵ }

      ۵) احمق جون واژه توشه از واژه (توشک) پهلوی گرفته شده است. نادان واژه هایی که با واک ( ک) پایان میگرفته در زبان پارسی دری به ( ه ) تبدیل شده است مانن ( رفتک = رفته ) ( دمبک = دمبه ) ( دوتک = دوده ) ( دورک = دوره ) و…..{ همه این مثالها آشکارا در کتاب دکتر فره وشی آمده است }

      ۶) پانترک خر گشتن از (قوش) ترکی!!!!؟؟؟؟؟ خداوند شفا بده هرچی پانترک عرعر کن

      ۷) نادان بیسواد واژه هایی که با ( و با صدای فتحه ) در زبان پهلوی بوده به ( گ با صدای فتحه ) تبدیل شده است مانند ( ورتیتن = گردیدن ) به این مثال ها نگاه کن و بیخودی خودت رو جر نده ( ورتاکیه گشتگی ) ( وشتن = گشتن ) ( ورتک = گشته ) ( ورتک رووان = گشته روان ) ( وشتریه گشتگی = تغییر ) ( ورتیشنیک = تغییر پذیر ) ( ورتناک = تغییر دادنی ) ( وشتک = گشته = تغییر کرده ) و….. { همان کتاب رویه های ۱۴۴ و ۴۳۲ }

      ۸) افسوس ترکی پانترک خر تو که از فرهنگ معین و دهخدا صحبت میکنی کجای این فرهنگ ها نوشته که افسوس و سست و … واژه های ترکی هستن!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

      ۹) احمق جون این واژه ( اپسوس ) بوده است خوب به این واژه ها نگاه کن و زیادی زر زر نکن ( اپسوس = افسوس ) ( اپسوس بر = افسوس بر = ریشخند شده ) ( اپسوسکر = افسوس گر ) ( اپسوساک = افسوس گر ) ( اپسوس گریها = افسوس گرانه ) و… { کتاب دکتر فره وشی رویه ۳۷ }

      ۱۰) درباره واژه های دوختن و سست و خرد و…که دیگه خفه پیلیز پانترک تاریخ دزد برو فرهنگ چهار جلدی واژه های اوستایی رو بخون البته گندتون اون پروفسور های بند تمبانی تون هم گوزش رو سر در نمیارن تو که دیگه عددی نیستی

    7. ايرانويچ می گوید

      پاینده باد ایران بزرگ همیشه جاوید از سمرقند و خوارزم تا کردستان بزرگ.
      بزرگتون ترکیه خایه های اروپایی ها رو دو لپی کرده تو دهنش تا راش بدن اروپا این گنده گوزی ها به شما نیومده خیلی مسخره است که کمتر از ۹ در صد مردم ترکیه بزرگتون نژاد ترکی دارن تو دیگه چی زر زر میکنی
      برو با بزرگترت بیا

  10. تورک می گوید

    اینم سایت های ضد فارسهای سگ
    حباب آریایی
    http://no-lie.arzublog.com/
    http://turk1374.blogfa.com/
    http://aidin5959.blogfa.com/

    1. مهدی می گوید

      آقا من بهت حق میدم این کار ها رو کنی این فارسا تو مملکت واقعا اضافه هستند. ۱۰۰ ساله دارن برا قوم های دیگه جوک درست می کنند. فکر می کنند اصیل هستند. ولی سخت در اشتباهند . ترکیبی از مغولو عربو پارسن.

    2. مهدی می گوید

      ولی اگه بحث تجزیه ایران به میون بیاد. حالا از هر قسمتش عاملش تیکه بزرگش گوششه به معنای واقعی کلمه ( از طرف یک لر) ولی شما فارسا هم مطمئن باشید اگه این قوم قوم بازیو شروع نمی کردید. خیی از این اتفاقا نمی افتاد. با بعضی از فارسا هستم دست از مسخره کردن اقوام ایرانی بردارید وگرنه روزی به گریه می افتید چون دیگه ما لر ها مثل زمان جنگ ایران عراق ازتون حمایت نمی کنیم.

      1. Lidoma می گوید

        داداچ پارس اصیل همین لرها هستن

      2. کوروش می گوید

        دقیقا حرف دل منُ زدی

    3. ايرانويچ می گوید

      جیگر طلا تو سایتت نظر فارابی و ابن سینا و ابن فضلان رو درباره ترکان اغوزی گذاشتی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      1. علی می گوید

        ابونصر محمد بن محمد طرخانی ملقب به فارابی به سال ۲۶۰ ه.ق در ناحیه فاراب در فرارود (شهر اترار کنونی در جنوب قزاقستان)به دنیا آمد نام جد وی اوزلوغ بود.
        ابو علی حسین بن سینا مشهور به ابو علی سینا به سال ۳۷۰ه.ق در بخارا(اوزبکستان) متولد شد.

    4. ماردين می گوید

      این ترکا اینقد خرن و تو هپروت هنوز فرق بین سایت و وبلاگ ونمیفهمن.
      حالا دارن از تاریخ میگن

  11. تورک می گوید

    زرتشت پیامبر ترک

    دولت تاجیکستان می کوشد تا زرتشت را زاده این کشور معرفی کند. این در حالی است که به نا بر تحقیقات اکثر محقاق زرتش متولد آذربایجان است.

    نام مادرزرتشت

    نام مادر زرتشت “دوغدو” بوده است که این کلمه در هیچ زبانی به جز زبان ترکی معنی خاصی ندارد.دوغدو از مصدر دوغماق (زائیدن)است که این کلمه را میلاد معنی کرده اند.جالب است که این اسم علاوه بر اینکه یک کلمه ترکی است اسمی است که فقط مناسب یک زن میباشد چون همانطور که اشاره شد از مصدر دوغماق(زاییدن) میباشد.

    آتشکده و امامزاده

    امروزه زنان مردان آذربایجانی اماکن مقدس و یا به قولی امامزاده ها را ” اوجاق” مینامند.لازم به ذکر است که کلمه اوجاق یک کلمه ترکی به معنی آتشدان یا آنشکده هست.(اود=آتش+جاق=محل).برای اطمینان از ترکی بودن این کلمه به فرهنگ لغت معین یا دهخدا مراجعه کنید.جالب است که هنوز هم پس از گذشت ۱۴۰۰ سال از مسلمان شدن مردم آذربایجان از اماکن مقدس آنشکده تام برده میشود و جالب تر اینکه ترکی این کلمه استفاده میشود.یعنی مردم آذربایجان چند هزار سال قبل زرتشتی و تورک بوده اند.

    ساوالان

    در کتاب آثار البلاد و الخبار والعباد ذکریا بن محمد بن محمود المکمونی القزوینی آمده است: زرتشت از آذربایجان بود و چندی از مردم کناره گرفت و در کوه سبلان به سر برد و از آنجا کتابی آورد.

    کلمه ساوالان مرکب از دو کلمه “ساو” در ترکی قدیم به معنی حرف و سخن و “آلان” در ترکی امروزی به معنی گیرنده و دریافت کننده است.یعنی محلی که در آن به زرتشت وحی شده است.

    کلمه “ساو “امروزه به ” سوز ” تغییر شکل یافته است.ولی شکل قدیمی ان در کلمه “ساوجی” = سخنگو و ساووج = پیامبر و “ساواش” = بحث و جدل همچنان باقی مانده است.

    درباره ساوالان و وابستگی زرتشت به این کوه در اغلب مآخذ جغرافیا و تاریخ و نیز نوشته های قدیمی به مناسبت های مختلف ذکری به میان آمده از آن سخن ها گفته اند. طبق اسناد موجود و روایات، زرتشت پیامبر در ۶۴۰ سال قبل از میلاد (۲۶۴۸ سال پیش) در آذربایجان تولد یافت و هنگامی که به ۳۰ سالگی رسید، زادگاه خود را ترک گفته و به کوهی رفت. در این کوه بود که او از خرد خویش برخوردار شد و درآن ۱۰سال، از تنهایی خسته نشد تا این که دلش دگرگون شد. زرتشت بعد از سال ها عبادت و ریاضت کشی در سبلان، زادگاه خویش را ترک گفته و به بلخ عزیمت کرد.

    کلمات ترکی در اوستا

    اوستا از ترکی به زبان پهلوی ترجمه شده است. چندی پیش از یکی ازخود متعصبان فارس شنیدم که کلمات ترکی ” هاچان=چه زمان ” و “کند=روستا ” در اوستا استفاده شده است. اگر کسی در این مورد اطلاعاتی دارد لطفا در بخش نظرات با ذکر منبع بنویسد

    1. ايران ويچ می گوید

      ۱) دانش زبان شناسی زبان گاتها که سروده های زرتشت پیامبر است را متعلق به زبان های آریایی اصیل می دانند که حتی ۱ واژه غیر آریایی در آن یافت نمی شود. دوباره دقت کن حتی ۱ واژه غیر آریایی ندارد.

      ۲) دزدی پانترکها در تاریخ به لجن تبدیل شده است به گونه ای که هرگز در جهان دانش به دیده یک جک هم دیگر به آن نگریسته نمی شود

      ۳) نام مادر زرتشت ترکی است!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پناه بر خدا

      ۴) فرهنگ چهار جلدی واژه های اوستایی که توسط انتشارات بلخ چاپ شده است یک منبع بسیار ارجمند و با ارزش جهانی است که کامل ترین فرهنگ واژه شناسی اوستا در جهان است که به خط اوستایی و لاتین و پارسی نوشته شده است و در جهان بنابر گفته بزرگترین دانشمندان بی مانند است.

      ۵) به اندازه این دروغ بزرگ است که دل هر انسان بیطرفی را به درد می آورد.

      ۶) کسانی که ریشه نام مادر حضرت زرتشت رو به مسخره ترین شکل ممکنه ترکی می نامند آیا به نظر این پانترکان تاریخ دزد نام ( تهمورث) استوره بی گمان اوستایی هم ترکی است!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
      ۷) پروفسور هانک و پروفسور نیبرگ و دکتر ویلیام جنز و پروفسور نارمن شارپ و همه دانشمندان زبان شناس دنیا زبان اوستایی را مادر زبان های آریایی مانند زبان مادی باستان پارسی باستان پارسی میانه (پهلوی) پارسی دری یونانی لاتین ژرمنی و انگلیسی کهن و….. نامیده اند. این زبان خواهر خوانده زبان سانسکریت ریگ ودای هندوستان است.

      ۸) نام مادر زرتشت رو ترک کنی نام پدر و نام خانوادگی و پسر عموی و… زرتشت رو چکار میشه کرد!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟ نام شهرها و پادشاهان و ایزدان و ماه های اوستایی چجور میشه به ترکی جعل کرد!!!!؟؟؟

      ۹)ر پروفسور هانک طبق دانش زبان شناسی ثابت می کند که زبان اوستایی در زمان هخامنشیان در حال متروک شدن بوده است یعنی این زبان دست کم در ۳۰۰۰ سال پیش از هخامنشیان بکار میرفته است که مادر زبانهای آریایی است. اون وقت کدام دانشمند پانترک خری گفته است زبان اوستا رو به پهلوی برگردانده اند!!!!!؟؟؟؟
      ۱۰) دکتر ریچارد فولتز استاد دانشگاه ایران شناسی کانادا نوشته های ایرانی را که متعلق به ۱۴۰۰ پیش از میلاد است را در چین یافته است که نشان از درستی تورانی های آریایی دارد که هرگز ترک نبوده اند. خوشبختانه اسناد بسیاری وجود دارد که ثابت می کند زبان ترکی آمیزه ای از زبانهای ایرانی (تورانی های آریای) با زبان ترکان زرد پوست اصیل است. برای آگاهی بیشتر کتاب (تبار مشترک ایرانیان و تورانیان) نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه مترجم اشعار حیدر بابا سلام رو مطالعه کنید.

      ۱۱) پانترک های تاریخ دزد ابتدا خواستند حضرت زرتشت را در یک اقدام کمدی کلاسیک ترک کنند ولی از حول حلیم افتادند تو دیگ چون احمق ها نخونده بودند که در اوستا آشکارا از فرمان روایی کیخسرو در کنار دریاچه ارومیه نامبرده است که بنابر دانش ستاره شناسی باستانی برای ۱۹۰۰ پیش از میلاد است.

      ۱۲) احمق های نادان نه راه پس داشتند و نه راه پیش
      ۱۳) همه احادیث تائید شده توسط بزرگ ترین علما و مجتهدین شیعه و سنی آشکارا حضرت زرتشت را ایرانی خوانده اند.
      ۱۴) کدام نادانی گفته واژه کند ترکی!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

      ۱۵) این مثل این میمونه که یه چراغ قوه بگیری رو به خورشید و بگی من خورشید رو روشن کردم.
      ۱۶) واژه کن اوستایی که به معنی کندن در زبان امروز پارسی است هنوز در فعل های کندن، آکندن، پرآکندن، پی کندن و… بکار می رود که دیرینگی آن به دیرینگی کندن غارها به دست بشر است.
      ۱۷) هر دانشمند پانترکی هست که ادعا می کنه نام مادر زرتشت ترکی است و کندن و چه و چه …. ترکی است استاد بی گمان زبانهای پهلوی و اوستایی جناب دکتر فریدون جنیدی که در همه دانشگاه های مهم جهان از دانشگاه کلمبیا آمریکا تا دانشگاه ایران شناسی استرالیا شناخته شده هستند هنوز زنده هستند این گوی این میدان.
      ۱۸) این مقاله ها رو هم از هر کجا کپی کردی من نمی دونم ولی برو به نویسنده اش بگو شتر سواری که دولا دولا نداره بازم میگم این گوی و این میدان بسم الله

    2. ايرانويچ می گوید

      خوب به این نمونه نگاه کن

      ۱) رئوچنگه اوستایی

      ۲) رئوچ پارسی باستان ( هخامنشیان )

      ۳) روچ پهلوی کهن ( اشکانیان )

      ۴) روژ پهلوی نوین ( ساسانیان ) و نیز در زبان کردی

      ۵) روز پارسی دری ( از پیروز شاه ساسانی )

      اکنون کدام پانترک احمق و تاریخ دزدی گفته زبان اوستا به پهلوی ترجمه شده!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      زبان اوستایی به اندازه ای سنگین است که با روی کرد به کوشش ۲۰۰ ساله دانشمندان زبان شناس هنوز بسیاری از واژه های آن را به آسانی نمی توان ترجمه کرد. ما سند بسیار معتبری داریم که ثابت میکنه مردم در زمان رایج بودن زبان پهلوی از زبان اوستایی هرگز سردر نمی آوردند.

      آخر برای یک نمونه کوچک زمانی که خود هخامنشیان به روز (رئوچ) می گفتند چگونه در زمان ساسانیان ( رئوچنگه) را ساختند. اونها از کجا می دانستند ۳۰۰۰ سال پیش از خودشون چگونه صحبت می کردند!!!!!؟؟؟؟

      این درست مثل این میمونه که ما امروزه کتاب شکسپیر رو به زبان هخامنشیان ترجمه کنیم!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      مفاهیم مذهبی و فرا آسمانی گاتهای زرتشت به قدری سنگین است که ما امروزه با این همه دانش زبانشناسی و ابزار های گوناگون از پس آن بر نمیاییم.

      من به شما سفارش می کنم تنها ۱ بار این فرهنگ ۴ جلدی واژه های اوستایی رو تنها نگاه کن اگر از ۱ برگش سر در آوردی سپس بیا این شر و ور های پانترکیست ها رو برای ما بگو

      در ضمن در مورد اون تفسیر بسیار خنده دار که درباره واژه اجاق کردی بنده خدا واژه ( آتر = آذر = آتخش = آتش ) از ۱۴۰۰ پیش از میلاد از مصر تا فلسطین و بابل و العمارنه و…. پیدا شده (اجاق) کیلویی چنده!!!؟؟؟؟ ۱ چیزی میشنوین برای خودتون تفسیر میکنین البته با کمک دانشمندان دروغین پانترک. کدام یک از این دانشمنداتون جرات دارن این چرندیات رو تو دانشگاه های معتبر زبان شناسی و ادیان شناسی بزنند!!!؟؟؟؟

      عربی بلدی!!!!؟؟؟ پس با این تفسیر خنده دار شما باید بگیم زرتشت عرب بوده!!!؟؟؟؟ تا کنون نام مناره رو شنیدی!!!!!؟؟؟؟ می دونی معنیش چیه!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ معنی آن ترجمه مفهومی آتشگاه است (نار = آتش ) ( مناره = جایگاه آتش )

      با این جعل کردن های نام مادر حضرت زرتشت و اجاق و ساوالان و … این جک ها راه به جایی نخواهید برد مگر کشک یا دانشمندان رو گلابی فرض کردید که با این دروغ های خنده دار که تاریخ به لجن کشیده هر جعلی بخواهید انجام بدین. هزاران پانترک رو دیدم که تو سایت هاشون مانند شما تنها کپی برداری می کنند و اصلا هیچی بلد نیستند. فرهنگ واژه های پهلوی به پارسی و پارسی به پهلوی دکتر بهرام فره وشی که یک مرجه دانشگاهی است افزون بر ۱۳۰۰ رویه است که اونها حتی یک برگش هم تا کنون نخوانده اند تنها هی از روی هم کپی می کنن و نام (دغدغو) ترکی می کنن و اجاق و چه و چه می کنن

      در ضمن همانگونه که گفتم اسناد بسیاری از ۱۴۰۰ پیش از میلاد تا ۲ سده پیش از میلاد و تا زمان مانی پیامبر یافت شده است که بدون هیچ دودلی ثابت می کند واژه های آریایی بسیاری وارد زبان زرد پوستان به ویژه ترکان شده است که هرگز ترکی نیستند

      ۱) کتاب تبار مشترک ایرانیان و تورانیان نوشته دکتر سید محمد علی سجادیه. ایشان مترجم اشعار حیدر بابا سلام هستند که بسیار شناخته شده می باشند.

      ۲) کتاب نیاکان سومری ما و نیز کتاب واژه های ایرانی در زبان انگلیسی
      از دکتر سید محمد علی سجادیه

      ۳) کتاب ماندگاه های ایرانی در شرق پامیر نوشته دکتر امریک

      ۴) نوشته های پروفسور میکادوی ژاپنی در کتاب ایران بزرگ نوشته امید عطایی فرد

      ۵) نوشته های دکتر ریچارد فولتز استاد دانشگاه ایران شناسی کانادا در باره کشف نوشته های ایرانی در ۱۴۰۰ پیش از میلاد در چین

    3. خسرو می گوید

      ترکی ترین جوک تاریخ ترکستان
      زرتشت پیامبر ترک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱

      1. اتا کرد می گوید

        ناراحت نباش حضرت نوح هم مال تو

  12. مهدی می گوید

    در ضمن ترکی حرف زدن ربطی به ترک بودن نداره مثلا من که لر هستم دارم فارسیو بهتر از فارسا صحبت می کنم( پارسی میانه به دلیل وجود زاگرس و مردان دلاور زبان ما تغییر نکرده و یه کلمه ترکی یا عربی نداره) یعنی من فارسم به هیچ وجه من یه عیلامی هستم. یا کسانی که تو خوزستان عربی حرف می زنند. اصلا سندی بر عرب بودنشون نیست. همینطور ترکی صحبت کردنت نمیتونه علت ترک بودنت باشه پس انقدر سر خودتو کلاه نزار. هم وطناتم ناراحت ( آزرده) نکن

    1. پارسا می گوید

      اتفاقا ما بخ ترک بودن خود افتخار میکنیم چون نباید از زبان و ریشه خود فرار کنیم خوب تمام انسنهت یکسان هستند انطور که شما برادران لر یا کورد یا فارس و گیل م تات و تالش بقیه اریایی های ایران براحتی زبان برادران هندی و پاکستانی و افغانی تاجیک و سغد اردو و بلوچ رو براحت میفهمید ما نیز زبان ترکیه ای بلغار و روس و گرجی و رمنی صربستانی قرقیز ازبک و قزاق را براحتی می‌فهمیم پس هیچ ناحتی نداره دوست لر من

      1. kang می گوید

        روسها و صربها شدند برادر تورک؟
        احیانا با مردمان مالدیو و سیشل و اوگاندا و بوتسوانا و برزیل هم اشتراکات نژادی و زبانی ندارید شما تورک ها متوهم؟

      2. سرباز آذربایجان می گوید

        ملا لطفاً بلغارها و صرب ها و گرجی ها رو نجس نکن اینها به ترک ها ربطی ندارند و ترکی هم حرف نمی زنند.در ضمن زبان کشورهای ترک ،زبانی شبه ترکی هست نه ترکی و باید با مترجم با یک دیگر حرف بزنند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.