نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان

بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.

• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.

جواد مفرد کهلان

نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.

سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.

شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.

کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.

در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.

مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.

بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.

بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.

کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.

ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.

در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.

این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.

ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.

بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.

به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.

نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.

اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.

در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.

طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.

به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.

تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.

در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.

1,006 نظرات
  1. ایران اصیل می گوید

    من بعنوان یک ایرانی که وطنم رو در اولویت تمام تعصباتم قرار میدم در تمام اقوام ایرانی اعم از کرد لر بلوچ گیلک و… که زبانشون از یک منشاء هست صفاتی مانند جسارت ،شهامت ،صراحت، زکائت،محبت وخونگرمی وگذشت را به صورت غالب میبینم واین ها همون خصوصیاتی که در کتب تاریخی وآثار بجا مونده از باستان این سرزمین در مورد ساکنان ایران زمین وآریاییها آمده اما دوستان ترک زبان در مورد ترکها صفاتی مانند کله شقی جاهلانه ، زیرآب زنی ، بی احساسی مادی بودن عدم تعصب به آب وخاک ایران زمین خودخواهی وراحت طلبی و…صفاتی از این دست بارزتر – انصافاً یکم بی غرض تآمل کنید واطرافیان ترک ودیگرتون رو تو این موقعیتها بهتر بسنجید به حرف من میرسید. در ضمن برای اثبات ماهیت ترک ها از هر دروغ وشایعه ای حتی به قیمت انکار کوروش کبیر واقتدار ایران استفاده نکنید

    1. Ehsan Turanbek می گوید

      من قرار نیست به سرزمین تو تعصب داشته باشم.
      تو به سرزمین خودت تعصب داری و من به سرزمین خودم.سرزمین من ام آزربایجانه نه ایران.

      1. mehran...mantegi bashim می گوید

        yasha.

      2. sh. می گوید

        سرزمین تو شمال چینو سیبریه مغول گمشده

    2. Ehsan Turanbek می گوید

      آره یه چندتا صفت هم من از تاریخ آریایی ها بهت بگم.نام افراسیاب را تو کتاب های درسی شنیدی و به نظر شما فارس ها چقدر آدم بدی بود.البته اسم واقعی ایشون آلپ ارتونقا است.خوب می دونی آلپ ارتونقا چطوری کشته شد شما مردم با فرهنگ این قهرمان بزرگ ترک را به مهمانی دعوت کردین و تو غذاش سم ریختین. ما ترک ها هر چی باشیم تو می دان جنگ آدم کشتیم نه مثل شما سره صفره ی غذا.

  2. Mehran......mantegi bashim می گوید

    بد نیست بدونین که اولین مدرسه دخترانه کل تاریخ بشری توسط مادر هلا کو خان بزرگ در مراغه تاسیس شد.
    فرانس بروین در کتاب ابزار آلات رصدخانه ی مراغه از زبان حسن بن علی منجم شیرازی که کتاب خود را بسال ۱۲۵۶ هجری قمری تالیف کرده ( وضع امارت رصدخانه را که خود دیده بود) در خصوص وجود مدرسه ای در محل رصدخانه چنین وصف می کند :
    برای اولین بار با موافقت مادر هلاکو خان در همان نزدیکی مدرسه ی دخترانه ای ساخته شده است. اطراف تپه محصور بوده و دیوار های مدوری داشته به طریقی بنا شده بود که به آسانی تسخیر پذیر نبوده، از هجوم و تاخت و تاز دشمنان در امان بوده است .

    1. آریا می گوید

      شما مثل اینکه یادت رفته که هلاکوخان این کارها رو از جمله رصد خانه مراغه رو به توصیه ایرانیان خردمند از جمله خواجه نصیر الدین توسی وزیر هلاکو خان درست کرده و با مهندسی ایرانی و گرنه مغولهای وحشی خونریز رو به این کارها چه این حرف مثل اینه که بگیم دانشگاه تهران رو رضاشاه ساخت در صورتی که همه می دانند که دانشگاه تهران به توصیه پرفسور حسابی و با دستور رضاشاه ساخته شد ضمنا شماها چرا اینقدر سنگ مغولان رو به سینه می زنید مغولان به شماها چه شما که می گین ما از نسل اونها نیستیم پیش قاضی و ملق بازی

  3. Mehran......mantegi bashim می گوید

    از نظر زبانشناسان ، زبان ترکی زبانیست شکرین ، بغایت زیبا و دلنشین و

    اصیل و قانونمند با ریشه ای هزاران ساله. تمام قواعد و گرامر این زبان هنری

    و شکری موزون و مبتنی بر ملودی است تا جائیکه بعضی زبانشناسان ،

    اختراع آنرا فوق بشری و اعجاز گونه و اعجاب انگیز خوانده اند. Man Muller ،

    انگشت به دهان از عظمت فوق بشری زبان ترکی ، چنین سخن می راند:

    «زمانیکه ما زبان ترکی را با دقت و موشکافانه می آموزیم با معجزه ای روبرو

    می شویم که خرد انسانی در عرصه زبان آنرا آفریده است»(۱). Herman Vanbery
    از نظر زیبائی و کمال ، جایگاه آنرا بالاتر از زبان عربی می داند(۱).

    در زبانشناسی تطبیقی ، فصل بسیار جذاب ، شیرین و علمی اتیمولوژی ،

    به ریشه شناسی کلمات بصورت علمی می پردازد. می توان بوسیله علم

    اتیمولوژی ، تأثیر زبانهای مختلف روی هم را دید. زبان غالب ، زبانی است که

    توانمند بوده و زبان دیگر را تحت سیطره خود درآورده است ، طوریکه گاهی

    زبان مغلوب به گویشی از زبان غالب تعبیر می شود ، مانند زبان فارسی که

    بنا به آخرین نتائج علمی و تحقیقاتی سازمان یونسکو بعنوان ۳۳ مین گویش

    زبان عربی معرفی شد و بصورت زبانی مستقل پذیرفته نشد(۲). تأثیر زبانها

    روی هم گاهی برای دو زبان همسایه جغرافیائی اتفاق می افتد ، مانند زبان

    عربی و فارسی. گاهی برای دو زبان همسایه ادبی پیش می آید ، مانند

    زبان انگلیسی و فارسی که هر دو از زبانهای هند و اروپائی اند. اما گاهی

    یک زبان با درنوردیدن قله های زمان و مکان ، همه را به تسخیر می کشد ،

    مانند زبانهای ترکی و انگلیسی.

    زبان ترکی بعنوان کهنترین زبان دنیا و با متکلمانی که شرق و غرب عالم را

    تحت حاکمیت خود درآورده بودند ، جا پائی در تمام زبانهای دنیا دارد. شاید

    زبان و مکانی وجود ندارد که تحت تأثیر این زبان قرار نگرفته باشد. البته این

    تأثیر در کنار گستردگی جمعیتی و وسعتی حکومت ترکان ، ناشی از

    توانمندی و زیبائی و قانونمندی زبان ترکی نیز بوده است. برای بررسی

    میزان تأثیرگذاری زبان ترکی بر زبانهای صاحب نام جهان کافیست به گزارش

    سال ۲۰۰۲ مؤسسه A.M.T تحت مدیریت برجسته ترین زبانشناسان اروپا و

    آمریکا نظری داشته باشیم. طبق این گزارش ، ۲۰% واژگان انگلیسی ، ۴۰%

    واژگان ایتالیائی ، ۱۷% واژگان آلمانی و ۱۰% از واژگان فرانسوی از زبان

    ترکی گرفته شده اند.

    زبانی که بتواند در آنسوی عالم چنین نفوذی در زبانهای غیر همنوع (ترکی از

    زبانهای اورال ـ آلتای و زبانهای مذکور از زبانهای هند ـ اروپائی) داشته باشد ،

    بی تردید تأثیر عظیمی روی زبان همسایه خود ، پارسی ، خواهد داشت. دو

    قوم همسایه مانند ترک و فارس که صدها سال باهم زندگی کرده و در کنار

    هم بوده اند و با هم وصلت نموده اند ، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی روی هم

    تأثیر نزدیک و متقابل داشته اند و این تأثیر متقابل فرهنگ ها اجتناب ناپذیر

    می باشد. از جمله این تأثیرات ، می توان به تأثیر فرهنگ ، آداب و رسوم ،

    اصطلاحات ، مثلها ، متلها ، داستانها ، لغات و حتی قیافه اشاره داشت که

    اکثراً با ازدواجها وارد فرهنگ دیگر می شود.

    تأثیر زبان ترکی بر فارسی در تاریخ اجتناب ناپذیر بوده طوریکه John Perry ،

    مورخ نامی ، می نویسد:«همانگونه که زبان عربی بعنوان زبان مبلغین

    اسلام تأثیر زیادی روی فارسی داشته است، پس تعجب آور نیست که زبان

    ترکی بعنوان زبان مبلغین شیعه ، تأثیر ژرفی در فارسی داشته باشد»

    تحقیق روی تأثیر زبان و فرهنگ ترکی روی فارسی بخاطر همان سیاستهای

    ضد ترکی سده گذشته ، هنوز تکمیل نشده است. این افراد با علم به

    عظمت زبان ترکی ، با استهزاء و به سخره گیری سعی در کتمان این

    حقیقت کرده اند اما ورود کتابی تحقیقی و آکادمیک با نام «واژگان زبان ترکی

    در پارسی» اثر آقای مهندس محمدصادق نائبی بسیاری از این ابرها را کنار

    کشیده و آفتاب درخشان زبان ترکی در ایران عیان تر کرده است (۳). در ادامه

    این تحقیق ، چند کتاب دیگر با همین موضوع وارد بازار شد.

    کتاب «واژگان زبان ترکی در پارسی» تحقیقی است جامع و گسترده زیر نظر

    دکتر محمدزاده صدیق که در بین ۲۷ مرجع معتبر بصورت مستقیم و دهها

    مرجع بصورت غیر مستقیم تحقیق شده است. این تحقیق نزدیک به ۵/۱

    سال به طول انجامیده و نهایتاً رد پای بیش از هزار واژه اصیل ترکی در

    فارسی مشخص شده است. قطعاً اگر کلمات ترکیبی را هم در نظر بگیریم ،

    دخیل بودن هزاران واژه ترکی در فارسی به اثبات خواهد رسید.

    به قول آقای نائبی «ورود خیل کلمات متنوع و پُرنقش ترکی در فارسی از

    طریق دو کانال بوده است: یکی شاهان ترک و دیگری ترکان پارسی گو.

    ترکان اشکانی ، غزنوی ، خوارزمی ، سلجوقی ، تیموری ، ایلک خانی ، آق

    قویونلو ، قارا قویونلو ، صفوی ، قاجار و غیره که بیش از ۷۵% از دوره

    اسلامی را در ایران حاکمیت داشته اند ، در ارتباطات حکومتی خود

    اصطلاحات حکومتی عدیده ای را با خود به زبان فارسی برده اند. البته بخاطر

    حاکم بودن صدها ساله ترکان هون ، آوار ، بلغار و غیره بر تمام دنیا ، این

    گسیل شدن لغات ترکی را در زبانهای دیگر هم می توان یافت و تا جائیکه

    حضور ذهن داشته ام نمونه هائی چند از انگلیسی و عربی را آورده ام ولی

    این خود پژوهشی مستقل می طلبد. اما در مورد ترکان پارسی گوی ،

    بلاشک مولوی بزرگترین ترک پارسی گوی بوده است چراکه صدها لغت ترک

    را برای بیان احساس و منظور خود در اشعار فارسی اش آورده است. همین

    نقش را صدها ترک پارسی گوی دیگر از جمله: خاقانی شیروانی ، نظامی

    گنجوی ، صائب تبریزی ، فضولی ، پروین اعتصامی و شهریار نیز بعهده

    داشته اند. همین ترکان پارسی گوی ، پایه گذار دو سبک شعری از چهار

    سبک شعر فارسی شدند: سبک آذربایجانی و سبک هندی. ضمن اینکه آنها

    در زبان مادری خود نیز صاحب سبک خاصی بوده اند و اینرا در اشعار ترکی

    مولوی و شهریار می توان ملاحظه کرد(۳)».

    کتاب حاضر ، تحقیقی است آکادمیک و علمی که در نوع خود فتح بابی در

    این مقوله می باشد. کتاب پس از مقدمه دکتر محمدزاده صدیق که استاد

    راهنمای مؤلف بوده است ، شروع شده است. گرامر فشرده ای از زبان و

    ادبیات ترکی در ادامه آورده شده است. سپس واژگان ترکی دخیل در پارسی

    آمده است. لغات مورد اشاره به دقت و ظرافت شکافته شده و ریشه (کؤک)

    و پی افزوده (اک) تفکیک شده اند. قانونمند بودن زبان ترکی و ریشه داشتن

    تمام کلمات کمک شایانی در رسیدن به حقایق داشته است. گاهی نیز

    کلماتی مانند خان ، بیگ ، قاب ، من ، او ، قات ، قاچ و غیره که تک هجا

    هستند ، با اتکاء به قدمت و سابقه تاریخی آن در زبان ترکی ، ریشه

    شناسی شده است. سرتاسر کتاب یا با استخراج ریشه کلمه و یا با ادله

    تاریخی به کشف واژگان زبان ترکی از میان دهها هزار واژه پارسی پرداخته

    است. گاهی برای کلمات نامأنوس که ممکن است عده ای کاربرد آن در زبان

    فارسی را منکر باشند ، شاهد مثالهائی از شاعران و نویسندگان نامی آورده

    اند. جهت پرهیز از اطاله کلام ، روی اتیمولوژی واژه ها بسیار فشرده و

    مختصر بحث شده است اما باز کتابی شده است با بیش از ۲۰۰ صفحه.

    امید که این کتاب و کتابهائی از این نوع بتواند زبان و فرهنگ و ادبیات ما را

    لااقل به هموطنان خودمان بشناساند. شناخت ناکافی از زبان و تاریخ و

    ادبیات ترکی ، معادل خواهد بود با شناخت ابتر تاریخ و ادبیات ایران. تاریخ و

    ادبیات ترکی هزاران سال بر این کشور حاکم بوده است و نمی توان از کنار

    آن با اغماض گذر کرد. تلخ یا شیرین ، واقعی یا حقیقی ، دیروز یا امروز ، باید

    یا شاید ، به هر حال تاریخ و ادبیات ترکی باید شناخته شود و اوراق پاره

    شده از تاریخ و ادبیات ایران باید به جای خود برگردانده شود. به امید چنین

    روزی
    مهندس محمدصادق نائبی

    1. Mehran......mantegi bashim می گوید

      زبان ترکی حدود ۲۴۰۰۰ فعل دارد که در فارسی بیش از ۵۰۰۰ نمی باشد حدود ۱۶۵۰ لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و…. چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از ۶۰۰ لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،…. در خصوص ترکی بودن این کلمات نمیشه بحث کرد زیرا ثبت شده اند .

    2. آریا می گوید

      عجب زبانی که تا دیروز برا خدا کلمه نداشت و به اون می گفت آللاه و بدون عربی و فارسی نمی تونست به حیاتش ادامه بده و این رو سلاطین عثمانی بارها گفته بودند و اسنادش توی خرکیه هنوز موجوده و آتادزد اومد و با جعل لغت به دادش رسید و تازه بعد از اون همه پاکسازی هنوز هفت هشت هزار لغت فارسی و عربی داره حالا شده جزو معجزات الهی عجب واقعا که اخرزمان ادم چه چیزها که آدم نمی بینه و نمی شنود به قول زرتشت در آخرزمان حکومت دنیا به دست فرومایگان می افتد

      1. Ehsan Turanbek می گوید

        ر سوزی از زبان ترکی خبر نداری.
        معادل خدا در ترکی تانری است.
        Tanrı

      2. علی می گوید

        من در وجود تو چیزی جز حقارت و عقده نمی بینم(نه اینکه اعتقاد متفاوتی داری، نه ،که اعتقادات همه محترم است) برای اینکه بتونی به زندگی ادامه بدی حتما به روانپزشک مراجعه کن ، تو به احتمال قوی بهایی هستی چون اگه مسلمان باشی این قدر منحرف نبودی ،تو بر خلاف مابقی دارو دستتون نمی تونی نفرت خودت رو از شیعه بپوشونی و معلومه که از کجا میسوزی!! آدمهای حقیری مثل تو هیچگاه برای این سرزمین حاضر نخواهند بود حتی خاری به پایشان برود ، ایران سرزمین ماست و با تمام وجود ازش در مقابل دشمنان خارجی و نوکران داخلیشان (امثال تو)دفاع خواهیم کرد این سرزمین اسلامی و شیعی است و فاشیستی مثل تو فقط میتواند بر جهلش پافشاری کند. البته جهل امثال تو تیشه به ریشه ایران زدن است ؛ ایرانی که شماها با سوء استفاده از اسم عزیزش و پنهان شدن وسپر کردن ان اهداف شومتان را پیش میبرید.

        1. آریا می گوید

          چی شد واقعیت اینقده تلخه شماها که می گفتین ایران یه لغت جعلیه اما حالا شد اسم عزیز و اعظم من خوکهای کثیفی مثل شماها رو خوب می شناسم چون سه سال با شماها زندگی کردم شماها وقتی تنورتون گرمه نون آذربایجان و خرکیه رو می چسبونین و وقتی کم میارین نون ایرانو می خورین من شما خوکهای کثیف رو می شناسم ایران برای شما یعنی ترکستان و اگه نتونین این کارو بکنین ایران برای شما پشیزی ارزش نداره
          اولا شما فرافکنی نکنین شاید شما خودتان بهایی هستین چون از قدیم گفته اند که کافر همه رو به کیش خود پندارد
          دوما می شه بگی از کجا می گی من بهاییم
          سوما بر فرض محال که من بهایی باشم دلیل نمی شه اشتباه بگم
          چهارما مگه بهایی ها ایرانی نیستند و حق اظهار نظر ندارند
          پنجما من فقط گفتم که این مذهب شیعه امروزی که زاییده افکار مسموم و احمقانه شاه اسماعیل صفوی و ترکان قزلباشه شیعه واقعی نیست و اکثرش خرافاته اما نگفتم که شیعه مذهب بدی است شیعه واقعی بهترین مذهبه اما شما ترکا با وارد کردن هزاران خرافات در دوران صفوی و قاجار به اون اونو به لجن کشیدین و خرابش کردین اصولا هرچیزی که به دست شماها بیفته اونو به لجن می کشین مثل ایران که اونو به لجن کشیدین و اونو به خاطر افکار دینی احمقانه تون به لجن کشیدین چهل سال پیش ایران بهترین کشور منطقه بود اما شما به خاطر همین خرافات اونو به لجن کشیدین شما برو کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی دکتر شریعتی رو بخون تا بفهمی چه طور مذهب شیعه رو که بهترین مذهب دنیا بود رو شماها به لجن کشیدین

          1. Ehsan Turanbek می گوید

            به دور از این حرف ها.
            آقای آریا من شما رو درک می کنم.شما می خواهید از چیزی که به اون عشق می ورزی دفاع کنی.اما فحش دادن راه درستی نیست.و نتیجه ی عکس داره.

  4. Mehran......mantegi bashim می گوید

    حالا ما شدیم بی فرهنگ؟ما شدیم وحشی؟ هر چی باشه ما مثل شما با خواهر هامون ازدواج نمی کردیم .این نشانه ی تمدن؟ یا ما هر چه قدر هم وحشی باشیم مثل کمبوجیه (پسر ارشد کوروش ) بعد از حمله به مصر خواهرمون رو نمی کشیم (خواهر کمبوجیه = روشنک).
    آخه این چه زبانی که دیگه توانایی اشتقاق درست کردن و نداره به همین دلیل الان زبان شما رنگارنگی از همه ی زبان هاست.

    در فارسی فقط فعل های ساده اند که زایایی دارند یعنی می توان از آن ها اشتقاق درست کرد و در فارسی امروزی به طور عادی نمی توان از از صفت و اسم فعل ساخت یعنی همون فعل ساده و تعداد فعل های ساده موجود بسیار اندک است و از گذشته به شما رسیده که خیلی هاشون دیگه قابل استفاده نیستند و این فعل های ساده ی باقی مانده هم جاشون رو به فعل های مرکب میدهند ولی فعل های مرکب نمیتوانند اشتقاق سازی کنندو مصدر هایی که از زبان های دیگه (عربی) وارد فارسی هم شدند زایایی ندارند به همین دلیل زبان فارسی کنونی فارسی علمی محسوب نمی شود .

    شما حتی توان حفظ زبانتان را هم ندارید .

  5. مهدی می گوید

    من ترک نیستم و لر هستم

    من از بقیه می خوام به ترک ها توهین نکنند. البته اگر شعور دارند.

    ترک ها با آزمایش های DNA ثابت شده که آریایی هستند

    درست مثل بقیه مردم

    بریت در ویکی پدیا تحقیق کنید. تا نتایج آزمایشات را بفهمید

    اصلا زبان ربطی به نژاد نداره

    مثلا ما تو خوزستان ممکنه عرب زبان داشته باشیم ولی عرب نژاد نداریم

    دارم به همه میگم یکم سواد به علاوه یکم شعور داشته باشید

    اینجا ایران هست به معنی سرزمین آریایی ها

    قدیمی ترین نام این کشور همین بوده است

    اسم این کشور نه پارس هست ( سرزمین پرس ها) نه مدیا ( سرزمین

    ماد ها)

    نه عیلام و نه چیز دیگر اینجا ایران هست یعنی سرزمین همه اقوام ایران

    1. Ehsan Turanbek می گوید

      آره تو ویکیبدیا ی فارسی اونی رو. که تو می گی نوشتن اما اگه ترکی بلدی برو ویکیبدیای ترکی رو بخون که حرف های کاملا متفاوت نوشته و نوشته که ترکان آذری از اصیل ترین ترکان جهان هستند.خوب تو بگو ما گودومشو باور کنیم.ویکیبدیا در هر کشور سخننان حکومت آنجا رو می نویسه.

      1. آریا می گوید

        حرف هیچ کدومو نمی خواد قبول کنی اصلا ویکی پدیا و اینترنتو ولش کن حرف علمو قبول کن خودت فکر می کنی از نسل مغولهایی یا نه
        ضمنا جناب مهدی جان ول کن بابا اینها رو از بحث کردن با اینها هیچی عایدت نمی شه بی خود که بهشون نمی گن ترک خر حتما یه چیزی بوده دیگه از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها بابا این جماعت فقط خودشونو می بینند ایران براشون یعنی فقط آخربادمجان (آذربایجان) همه ایرانم نابود بشه براشون مسئله ای نیست فقط اینها در رفاه باشند کافیه ندیدی از هر ده جمله ای که می گن نه تاش هست یاشاسین آذربایجان ایران برای اینها فقط توی اونجا خلاصه شده تعصب قومی مغزشون رو پوک کرده
        هرگز نشود ترک باآدمی همرنگ
        هرگز نرود میخ آهنی در سنگ

        1. Ehsan Turanbek می گوید

          اولا ما کی گفتیم از نژاد مغولیم چون اگه این جوری بود ما به زبان مغولی حرف می زدیم.ما می گیم از نژاد آسیا هستیم.آسیایی ها هم فقط زرد بوست نیستند توشون سفید بوست هم است مثل ترکان اوغوز .مجارها.فنلاندی ها.استونی ها.
          ما ها از یک نژاد به نام اورال-آلتای هستیم که شامل کره ی.ژابنی.مانچوری.مغولی.ترکی.مجاری.استونی و فنلاندی هست.زبان این ملت ها هم از یک ریشه است.

        2. Ehsan Turanbek می گوید

          اولا اونی که ایرانو نابود می کنه شما هستین با این حرفاتون.
          دوما ما ار نزاد مغول نیستیم چون اگه این جوری بود به زبان مغولی حرف می زدیم.ما از نژاد اورال-آلتای هستیم که شامل کره ی.ژابنی.مانچوری.مغولی.ترکی.مجاری.فنلاندی.استونی است.

  6. آريا می گوید

    قاعده بخوره تو سرتون وقتی برای ساده ترین چیزها لغت ندارین البته قاعده شم اینه که مثلا برای خر و گاو و گوسفند به جای یک لغت هزار تا لغت دارین چون همه عمرتون با این چیزا سر و کار داشتین یا مثلا برای دعوا کردن صد تا لغت دارین و این خود نشونه بی فرهنگی و وحشی بودنتونه یا مثلا بیشتر فحشهای فارسی ترکی است مثل قرمساق قرمدنگ الدنگ سرتق و غیره اما برای فرهنگ و هنر و ادبیات و کتاب لغت ندارین جالبه نه منظورمو فهمیدی یا اینکه بازم می خوای بگی نه منه

    1. Ehsan Turanbek می گوید

      چی کتاب لغت نداریم.اصلا می دونی چی می گی.تا حالا کتاب دیوان لغات ترک شنیدی.مال ۱۰۰۰ سال بیشه.جز قدیمی ترین فرهنگ لغت های دنیاست.

    2. Ehsan Turanbek می گوید

      تو دیگه کی هستی .به قول خودت فرهنگ آریایی تو داری نشون می دی .اول برو حرف زدن یاد بگیر بعد.

      1. آریا می گوید

        منضورت دیوان لغات فارسی و عربیه که ممد سارق نائبی اسمشو عوض کرده و گذاشته دیوان لغات ترک شما هنوز برای ادبیات لغت ندارین چه طور این همه لغت دارین بی خودم از خودت لغت نساز که اگه برای ادبیات لغت داشتین آتادزد از اون توی ترکی استمبلی استفاده می کرد بعد از این همه پاکسازی هنوز هزاران لغت فارسی و عربی توی ترکی استمبلیه مثل تاریخ خبر زمان ساعت ادبیات نزاکت امحا نماز سیاه بیاض صنعت دنیا و…………….

        1. Ehsan Turanbek می گوید

          اولا بیشتر لغت هایی که گفتی عربی نه فارسی.مثل تاریخ و ساعت
          دوما ۱۰ درصد لغات فارسی .ترکی است.
          سوما در یکی از کتاب ها ی درسی به این افتخار می کردین که در انگلیسی بهتر وبدتر رو استفاده میکنن.بهتر است بدونی که ۱۸ درصد انگلیسی .۴۰ درصد ایتالیایی.۱۳ درصد آلمانی و ۹۰ درصد زبان تبتی ترکی است.

          1. آریا می گوید

            این چرندیات رو به یکی بگو که احمق باشه نه من چه طور زبان ایتالیایی که بازمانده زبان لاتینه و کوچکترین آسیب رو از ترکی دیده ۴۰ درصدش ترکیه ایران که هزار سال در اشغال شماها بوده میزان لغات ترکی در فارسی به ده درصدم به زور می رسه چه طور ایتالیایی ۴۰درصدش ترکیه این آمارها رو برو در همون محافل پانترک ارائه بده بیچاره ۸۰درصد انگلیسی لاتینه اگه ۱۸درصدش ترکی باشه دو درصدش هم بگیریم زبانهای دیگه مثل فارسی و فرانسه و المانی و غیره یعنی زبانی به نام انگلیسی وجود نداره
            انگلیسی هشتاددرصدش لاتینه باورنداری برو به این آدرس که در این دیکشنری اینو به وضوح می گه
            http://dictionary.reference.com/help/faq/language/t16.html

          2. آریا می گوید

            تاکی می خوای چرندیات ممد سارق نائبی اون بی سواد رو بلغور کنین بابا جمعش کنین کاسه کوزه گدایی رو

        2. Ehsan Turanbek می گوید

          دیوان لغات ترک اثر کاشغری است.که برای یاد دادن زبان ترکی به معتصم نوشته شده بود.

        3. آریا می گوید

          فرهنگ آریایی ما مشکلی نداره فقط جواب های هوی است وقتی شما آرزوی نابودی ایران رو دارین انتظار فرش سرخ از جانب ما نداشته باشین ضمنا شنیدن واقعیت اینقدر براتون سخته

          1. Ehsan Turanbek می گوید

            من نمی خوام ایران تجذیه بشه .من طرفدار رسمی شدن زبان ترکی در ایران هستم.چون که جمعییت ما ترک ها با شما فارس ها برابره.

  7. آريا می گوید

    این یک واقعیت است که شما ها هنوز که هنوزه برای کتاب لغت ندارین و در خرکیه (ترکیه)تون هم اون آتادزد بعد این همه بررسی درباره زبانهای ترکی باستان نتونست لغتی برای اون پیدا کنه و هنوز که هنوز در خرکیه به کتاب می گن کیتاپ چون اصولا شما ها کتابی نداشتین که براش لغت بسازین و اصلا کتاب ندیده بودین که چیه و ازش اطلاعی نداشتین شما یک مشت قوم وحشی بودین که سر زمین با مغولا می جنگیدین و وقتی مغولا شماها رو با اون وضعیت خفت بار بیرون ریختن اومدین به ایران و از مسلمونا خط و کتابت رو یاد گرفتین این در حالیست که خود کتاب ریشه پهلوی داره و حتی اگه کتاب لغت عربی باشه در زبان پهلوی چندین لغت برای اون وجود داره ۱-ماتیکان۲-مادیگان۳-مادیان۴-نسک۵-نیپیک۶-نامک۷-نیپک
    آخه زبانی که برای یه کتاب لغت نداره چه طور می تونه ادبیات غنی داشته باشه شما برای ادبیات و فرهنگ و هنر لغت ندارین بیچاره ولی ما برای ادبیات در پهلوی چندین لغت داریم از جمله هونیپک خوپنیپیک و غیره شما لطفا برو عقده هاتو جای دیگه خالی کن و انقدر زرزر نکن من شما احمقارو خوب می شناسم شما ها خودتونو نعوذ بالله از خدا هم بالاتر می دونین حضرت زرتشت از ترکان به عنوان تنگ چشمان ویرانگر ژولیده موی یاد کرده باور نداری برو بهمن یشت رو بخون که بهتر از نیاکانتون با خبر شوی بدبخت عقده ای اگه مقاله های آقای ایرانویج از دید شماها سطح پایینه شما ها عرضه همین رو هم ندارین بی سوادا

    1. Ehsan Turanbek می گوید

      اولا محش نده.دوما کتاب عربی نه فارسی.سوما معادل کتاب در ترکی بیتیک ه. Bitik

      1. آریا می گوید

        از کجات این لغت مسخره رو ساختی فکر کنم ممد سارق نائبی وقتی داشت با دوست دخترش حال می کرد این لغتو ساخت راستی یه چیزی اگه شما این لغتو از اول داشتین چرا هنوز تو ترکی استمبلی(اسلامبولی یا همون استامبولی الان که در اصل یعنی شهر اسلام) هنوز به کتاب می گن کیتاپ هاننننننننننن

        1. Ehsan Turanbek می گوید

          تو هر زبانی لغت بی گانه وجود داره که نشانه ی زنده بودن اون زبانه.فقط انسان مرده نمی تونه یاد بگیره.
          جب چرا شما لغت هایی مثل قو.قورباغه.باجناق.چخماق.اردک و هزاران لغت دیگه رو به کار می برین که در اصل ترکی است.

          1. آریا می گوید

            سفسطه نکن واقعیت اینه که شما برای کتاب و ادبیات لغتی ندارین چون از اون بی بهره بودین اگر در فارسی چند لغت ترکی اومده مال اینه که کشور ما هزار سال در اشغال شماها بوده اما طوری نیست شماها رو که از ایران انداختیم بیرون زبانمون رو مثل اولش یعنی قبل از اسلام می کنیم بدون ترکی و عربی
            قورباقه=وک باجناق=همریش-همزلف چخماق=اخگرزن-آتش زنه (آتش لغت فارسی است و به عنوان فارسی همه جا ثبت شده) اردک=مرغابی نبودددددددددددددد ترک کبودددددددددددد

          2. Ehsan Turanbek می گوید

            کتاب –دیوان لغات ترک صفحه ی ۲۳۸
            اصل این که اون لغت ترکی رو به کار می برین.
            ما ترکان آذربایجانی لغت های عربی.مغولی.روسی و فارسی زیادی در زبانمان داریم.اما تغریبا برای همه آنان معادل داریم.که از این لحاظ ترکی در بین زبان های بزرگ دنیا(زبان های که بیشتر از ۱۰۰ میلیون جمعییت دارن.) خالص ترین زبان است.۹۶ درصد.

        2. Ehsan Turanbek می گوید

          اگه دوست داری ببینی و اگه به خودت زحمت بدی برو کتاب دیوان لغات الترک بخون .فردا برات صفحه اش و هم می نویسم.

        3. Ehsan Turanbek می گوید

          تو بگو در فارسی معادل کتاب چی یه؟

          1. آریا می گوید

            معادل کتاب در فارسی ۱-نسک۲-نیپیک۳-نامگ۴-نیپیشتک۵-ماده یان ۶-مادیگان۷-ماتیکان بازم بگم یا بستهههههههههههه

          2. Ehsan Turanbek می گوید

            جوب در فارسی نسک و در ترکی بیتیک است اما نه شما و نه ما به کار می بریم.

          3. آریا می گوید

            اینکه ما به کار نمی بریم چون اصولا هیچ گاه مثل شماها اصلاح زبانی نکردیم اما شماها که کردین خنده داره که هنوز دارین به کار می برین

        4. آریا می گوید

          فکر کنم آتادزد اونا از خشتک آتیلا در آورده شاید هم ممد سارق نائبی اونا از تو فضله های بزقورد درآورده

        5. Ehsan Turanbek می گوید

          اکه سیاست ترکیه در زبان ترکی رو خواندی یا اون ناقص بوده یا شما خوب نخوندی.لغت های بیگانه ی که در تمام لحجه های ترکی مشترک باشه حذف نمیشه.مانند کتاب که معادل اون بیتیک ه اما چون همه ی ترک ها کتاب می گن.از فرهنگ لغت ترکی استانبولی حذف نشد.

          1. آریا می گوید

            اگه اینو نمی گفتی چی می خواستی بگی اگه می گفتی دو دو تا می شه شونزده تا کمتر تعجب می کردیم و می خندیدیم واقعا شما ترکان روی سنگ پا قزوین رو هم سفید کردین یادم باشه اینو به عنوان جک تعریف کنم چه سیاست احمقانه ای

  8. Ehsan Turanbek می گوید

    در ترکی فقط یک فعل بی قاعده است و زبان ژابنی دو فعل بی قاعده داره.
    کلا زبان های اورال-آلتایی زبان های بسیار کاملی هستند.

    1. آريا می گوید

      می خواستم بگم شما چند سال ژاپنی کارکردین که انقدر از اون اطلاعات دارین می شه چند جمله به ژاپنی بنویسید تا ماهم یاد بگیریم

      1. Ehsan Turanbek می گوید

        اگه سواد داری برو کتاب بخون.
        من مثل شما فارس ها در مدرسه نه درباره ی زبانم نه درباره ی تاریخم می خونم.اما به جریت می تونم بگم ۱۰۰۰ برابر بیشتر از تو در باره ی تاریخ و زبانم اطلا عات دارم.و چون زبان ژابنی دارای ریشه ی مشترک با ترکی است یه چیزهای درباره اش می دونم.

        1. آریا می گوید

          شما به جای زبان ژاپنی برو یکم فرسی بخون که انقدر با لهجه و غلط حرف نزنی که توی تهرون مسخره ات یه وقت نکنن شما زبان ساده و شیرین فارسی رو نمی تونین حرف بزنین اون وقت می ری یکی از پیچیده ترین زبانها رو می خونی موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمبش می بست بنده تا الانم که با شما بحث کردم فکر کنم شخصیت خودمو پایین آوردم که با نفهمانی مثل شما بحث کردم حیف این همه وقتم که صرف حماقتهای شما کردم برای خودم متاسفم که با نادانهایی مثل شما بحث کردم

          1. Ehsan Turanbek می گوید

            اولا من ترکم و ساکن تبریز طبیعی که لحجه ی متفاوتی داشته باشم.

          2. Ehsan Turanbek می گوید

            دوما زبان فارسی در تبریز به درد نمی خوره.چون اینجا یه دونه فارس هم نیست.

  9. Mehran......mantegi bashim می گوید

    زبان تورکی یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از نظر لغات،مخصوصا” افعال بسیار غنی است.وجود قانون هم آهنگی اصوات،کلمات تورکی را موزون و آهنگدار نموده و به آنها نظم و ترتیب خاص داده است.در تورکی علاوه بر اسامی ذات لغات زیادی برای مفاهیم مجرد وجود دارد.بعلاوه لغات مترادفی با اختلاف جزئی در معنی موجود است که میدان قلمفرسائی را وسیعتر و قلم نویسنده را تیزتر و دقیقتر میسازد.
    افعال تورکی به قدری وسیع و متنوع اند که در کمتر زبانی نظیر آنها را میتوان یافت.گاهی با یک فعل تورکی اندیشه و مفهومی را میتوان بیان نمود که در زبان فارسی و زبانهای دیگر نیاز به جمله و یا جملاتی پیدا می کند.از طرفی وجود پسوندهای سازنده سبب شده که قابلیت لغت سازی برای بیان مفاهیم مختلف و تعبیرات فعلی بسیار زیاد است.
    نحو و ترکیب کلام در تورکی با زبانهای هند و اروپائی متفاوت است. در تورکی عنصر اصلی جمله یعنی فعل اصلی در آخر جمله قرار دارد. زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی جمله در ابتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط بشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند سازمان جمله ناقص میشود، ولی در تورکی ترتیب عناصر جمله کاملا” بر عکس است یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود و قسمت اصلی در آخر قرار گیرد و از همینجاست که هر نویسنده و یا گوینده تورک زبان نمایان میشود.
    جواد هیئت

  10. Mehran......mantegi bashim می گوید

    در حال حاضر ۲۵ لهجه یا زبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و در حدود۲۰ لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است.

    ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خود میباشد.

    طبق آمارهای اخیر در دنیا شش هزار زبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها ۲۰ زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن می گویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشد بنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند پس زیاد به زبان فارسیت — نکن.

    1. آريا می گوید

      شما انقده به جمعیتتون نناز که خر و گاو و گوسفند هم جمعیتش بالاست البته بلانسبت خر و گاو که اونا یه فایده ای به بشریت می رسونن ولی شماها هیچ اگه زیادی دلیل بر ارزش بود الان توی زرگری ها به جای طلا آهن می فروختند شماها اگه جمعیتتون انقده بشه که حتی دنیا را هم بگیرین باز هم خرین و من اینو سه وقت داشتم تا بفهمم کم بودن طلا از ارزشش کم نمی کنه

      1. آريا می گوید

        شما انقده به جمعیتتون نناز که خر و گاو و گوسفند هم جمعیتش بالاست البته بلانسبت خر و گاو که اونا یه فایده ای به بشریت می رسونن ولی شماها هیچ و تنها موجب ویرانی و نادانی هستین اگه زیادی دلیل بر ارزش بود الان توی زرگری ها به جای طلا آهن می فروختند شماها اگه جمعیتتون انقده بشه که حتی دنیا را هم بگیرین باز هم خرین و من اینو سه سال وقت داشتم تا بفهمم کم بودن طلا از ارزشش کم نمی کنه

        1. علی می گوید

          ادب مرد به زدولت اوست
          تو با این بی ادبی و بی نزاکتی ثابت کردی بی فرهنگی ؛ آفرین بر تو!!

          1. آریا می گوید

            جواب های هوی است بازم می گم وقتی شما آرزوی نابودی ایران رو دارید انتظار تعریف و تمجید و فرش سرخ از جانب ما نداشته باشین

          2. آریا می گوید

            دوما من این جور حرف زدنو از شماها توی اون تبریز یاد گرفتم

  11. Mehran......mantegi bashim می گوید

    آقای ایران ویچ جناب احمق خان تا کی میخوای خودتو با این مقاله های سر بسته که تو اینترنت خیلی آسان قابله دسترسی میخوای خر کنی؟

    فضای مجازی و بیش تر از این نمیتونم بیشتر واضح حرف بزنم ولی هر چی که باشه میتونم و سوادم تو این حد هستش که جواب تو رو بدم.

    خیلی مبتدی حرف میزنی نمی خوام بگم ولی میری مقاله های مبتدی تر از خودتو میخونی البته حق داری چون دسترسی به منابع معتبری که من می گم خیلی سخته…

    آخه احمق دسته کم کپی نکن از مقاله های —- برداشته خودتو بگو..

    کاش میتونستم یعنی اجازه ی اینو داشتم که بعضی حرف هارو اینجا بزنم ولی نمیتونم تو هم خودتو با مقاله ها ی —- سر گرم کن.

  12. Mehran......mantegi bashim می گوید

    – Albert Sorel (مورخ فرانسوی)

    در دنیا دو مجهول وجود دارد. یکی قطب ها و دیگری ترک ها.

    – Lord Byron (شاعر انگلیسی)

    دست ترک به همان نسبت که با قساوت شمشیر را به کار می برد، به همان نسبت هم استادانه زخمها را التیام می بخشد.

    – Comenius (فیلسوف چک)

    ترک ها ملت قهرمانی هستند که هیچ وقت به دوستان خود زیانی نمی رسانند. ترک دستی که فشرده است را ول نکرده، قول خود را فراموش نکرده و در روزهای سخت دوستان خویش را تنها نمی گذارد. دست دوستی دادن به چنین ملتی باعث می شود تا از پس هر سختی در دنیا برآیید.

    نمی خواستم کامنتی بزارم ولی مجبور شدم..

    آقای ایران ویچ نمی نونم واقعا خری یا خودتو زدی به خری ؟ داستان اینکه به ترک ها میگین خر و ترک ها را از آذری ها جدا میکنین چیه؟؟
    وقتی محمد علی شاه تبریز بعد از شورش ستارخان و باقرخان به محاصره میگیره بهد از مدتی آذوقه ی تبریز تموم میشه ولی مردم قهرمان تبریز تسلیم نمیشن و علف میخورن ولی باز هم تسلیم نمیشن …این قهرمانی مردم تبریز به خاطر مشروطیت و در کل برای مردم ایران بوده , ولی شما عوض قدر دانی مردم تبریز رو به خاطر علف خوردن ولی تسلیم نشدن به خر بودن متهم میکنید؟

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.