نیاکان باستانی کردها و لرها و ترک های آذربایجان
بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی) قرار داشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی مسکون بوده است.
• نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند.
جواد مفرد کهلان
نگارنده قبلاٌ کتابی دردو مجلد تحت عنوان نیاکان باستانی کرد در تاریخ و اسطوره ها تاًلیف و منتشرنموده است. تدوین این مقاله از آنحا الزام پیدا کرد که جدیداٌ به نکاتی دراین باب پی بردم که قبلاٌ متوجه آنها نشده بودم: چنانکه مرسوم است برای شناسایی نیاکان باستانی کردان و لران و ترکان آذری باید اقوام باستانی غرب فلات ایران را به همراه جغرافیای تاریخی نواحی مربوط بدیشان مورد مّداقه قرار داد.
سخن خود را ازجنوب و از سرزمین عیلام که شامل خوزستان و ایلام می شده آغاز میکنیم. از آنجاییکه نامهای اوکسیان (چهارمحال بختیاری عهد باستان) و خوزستان در نقطه مقابل هم به ترتیب به معنی سرزمین چمنزارها و سرزمین مرطوب و نمناک میباشند،لذا با این مفاهیم جای آنها مشخّص است امّا از آنجاییکه خود نام عیلام به اکّدی به معنی سرزمین مرتفع و کوهستانی است، لذا مسلّم به نظر می رسد که موطن اصلی عیلامیها همان منطقهً زاگروس جنوب غربی بوده یعنی همان ناحیه ای که درقرن ما به حقّ ایلام نامگذاری شده است، چه نامهای قدیمی این منطقه در منابع آشوری الیپی (یعنی سرزمین بلند و کوهستانی) ودرمنابع یونانی ایلام و الیمایید آمده است، و همان جایی است که که بعداٌ نزد پارسیان عهدساسانی به نام مردم آنجا ماسبذان (یعنی سرزمین مردمی که کشتار نمیکنند) ذکر شده است.هرودوت ماسپیها (ماسبذان)را درشمارقبایل پارسی آورده است. ولی این نام بی شّک از نام بونیان امردی آن ناحیه اخذ شده است که درزبانهای ایرانی معنی آنانکه کشتارنمیکنند را میداده است. طبق کتیبه های عیلامی مالمیر و شگفت سلیمان درناحیهً چهارمحال بختیاری امردیها زبان و فرهنگ عیلامی داشته و ساکنین باستانی ناحیهً استان ایلام کنونی بوده اند.
شباهت نام اَمردیها با آماردان (مردان ناحیهً مصب سفیدرود) این تصّوررا پیش آورده که آماردان هم شاخه ای ازملت عیلامی امردی بوده اند که این خطایی بارز است چه همهً شواهد و اسناد تاریخی و اساطیری دالّ بر آن است که آماردان فرهنگ و البسهً سکایی داشته اند و اصلاٌ از آریاییان سکایی بوده اند.نام رهبرتاریخی و اسطوره ای معروف ایشان یعنی آتردات (مخلوق آتش) یا همان گرشاسب- رستم سکایی گواه صادقی بر این امر است.ازشهرها وولایات عیلام (هیلامتی،الیمائید) نامهایی درکتیبه ها ذکر شده اند که اکنون هم قابل شناسایند: آوان (آبادان)، آدامدون (اندیمشک)، آدامشول (مسجد سلیمان)، خیدالو (خویذذی ،شوشتر)، هوپشن (دزفول)، انشان سوسونکا (سوسنگرد)، اجاپیر (ایذه)، سیماش (سفید دشت لرستان) باراخشه(بهبهان)، ورهشی (پارس)، شیراکوم (شیراز)، لیان(بوشهر). یونانیها نام شهرهای اهواز و خرمشهر را هم به ترتیب به صورت آگنیس و پیان یاد نموده اند. درشمال نواحی عیلامی نشین کاسیان (اسلاف لران) سکنی داشته اند که اصل نام تاریخی – اسطوره ای اژی دهاک (ضّحاک)- که لقبی بر آگوم کاک رمه سلطان معروف کاسی و بابلی بوده- متعلق بدیشان است.
کاسیها ، خصوصاٌ شاخهً جنوبی آنان تحت نام بودیها (خوشبختان،رستگاران)- که درخبر هرودوت از قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً قبایل ماد به شمار آمده است- همان قومی است که که در اوستا تحت نام خشتاویها (درخشانها) ذکر گردیده، چه خود کلمهً کاسی (کاشی) نیز درفرهنگ سانسکریتی کاسیان به همین معنی درخشان بوده است. درسرزمین اصلی کاسیان یعنی لرستان و جنوب کرمانشاهان نام سه شهر معروف بوده است: خارتیش (به فارسی یعنی خوارکنندهً تشنگی) همان خرّم آباد کنونی است که در عهد آشوریان شهرمرکزی کاسیان بوده است. پیشتر شهر مرکزی کاسیان کرینتاش (خوارنت آوستا) بوده است که همچنانکه از نامش پیداست همان شهر کرند حالیهً کرمانشاهان است. رهبر اساطیری خشتاویها (کاسیها، لرها) دراوستا با اسامی پوروذاخشتی ( پربخت و اقبال) و فرد ذاخشتی (بختیار) ذکر گردیده که لابد نیای اساطیری لران بختیاری به شمار می آمده است. درجبههً مقابل ایشان دشمنان آنها یعنی دانوهای تورانی (یعنی سکاییان ساکن کنار شطّ) قرار داشته اند که منظور عیلامیهای خوزستان و کردان حاکم بر ایشان بوده اند: در کتیبهً بیستون نام فردیکه از این ناحیه برعلیه داریوش قیام کرده بود آسینا (عقاب) فرزند اوپه دارمه (قانونگذاروالامقام) آمده که هردو نام کردوخی(کیمری،سکایی) به نظرمیرسند، گرچه وی نسب خود را به پادشاهان پیشین عیلام می رسانده است.ناگفته نماند در یک مهر جالب عیلامی که مربوط به همان عهد داریوش (قرن ششم پیش از میلاد) یا اندکی پیشتر میباشد سوارکاری جنگی با لباس و کلاهخود مخصوص سکاییان شاخهً کیمریان کردوخی نشان داده شده است.
در کتاب پهلوی ائوگمدئچا از رود زیرزمینی دانوهای تورانی صحبت شده که بی شّک همان رود کارون (رودکاریزهای کتب پهلوی دیگر) مراد میباشد. نام آسینای عیلامی در اوستا به صورت قابل تّوجه اسَ بَنَ آمده که به معنی که سنگ اندازنده بافلاخن میباشد. میدانیم سنگ اندازی با فلاخن در جنگها در آن عهد وجه مشخّصهً کیمریان کردوخی بوده است. پس طبق مندرجات اوستا معلوم میشود که قیام آسینا برعلیه داریوش توّسط اسلاف لران بختیاری (کاسیان،بودیان، خشتاویان، اوکسیان) سرکوب شده است.
مطابق نوشته های استرابون کاسیها با طرفداری از عیلامیها (ایلامیها) حملهً خوزیها (عیلامیان جنوبی) را دفع نموده اند. بالاتر از کاسیان به سمت غرب، سرزمین بیت همبان (سرزمین کمند اندازان ساگارتی)قرارداشته که همان استان کرمانشاهان کنونی بوده است. این ناحیه از اوایل هزارهً اوّل پیش از میلاد تّوسط مادیهای ساگارتی (لفظاً یعنی سنگ کن ها که همان ستروخاتیان یعنی خانه سنگیهای خبر هرودوت میباشند) مسکون بوده است. نامهای کرمانشاه (در اصل کرمانشان یعنی جایگاه کرمانجها) و کرمانج (یعنی خانه سنگیها) مربوط بدیشان میباشد. منابع یونانی که از لشکرکشی اسکندر به ایران صحبت میدارند در این ناحیه از شهرکهایی به نام کارِس، ستیا (که به فاصلهً چهار روز از کارِس واقع شده بود) متعاقباٌ سامبانه یادکرده اند که به ترتیب مطابق با قصرشیرین، قصبهً بیستون(ستیغون) و شهر صحنه می باشند.
بالاتر از بیت همبان، سرزمین پارسوا(یعنی سرزمین کناری) واقع شده بود که معنی این نام در نام منطقهً اردلان (یعنی سرزمین پشتی) در ناحیهً استان کردستان زنده مانده است. این منطقه پیش ازآمدن کیمریان کردوخی و ساگارتیان تّوسط لّولّوبیان لفظاٌ یعنی بردگان کوهستانی، ازبومیان باستانی منطقه مسکون بوده است.
بالاتر از پارسوا سرزمین زآموا (یعنی منطقهً زمستانی) واقع بوده که بعداٌ بخشی از کشور ماننا (سرزمین ماه) را تشکیل میداد. اینجا در اعصار باستان محل کوتیان و لّولّوبیان بود. در شمال آنجا، در غرب دریاچهً اورمیه دو سرزمین گیلزان (ظاهراٌ به معنی سرزمین جنگلی) و موساسیر (ظاهراٌ به معانی محل سرازیر شدن آبها واز آب برگرفته شده) واقع شده بود که محل سکنای هوریان (کوهستانیان) ، میتانیان (دامداران گردندهً خورشید پرست) و کوتیان (مردم سگپرست) بوده است. آشوریان در عهد مادها توشپای کیمری را در این ناحیه در منطقه ای به نام کوشخنو (که با قصبهً گوزلسوی جنوبشرقی ترکیه مطابقت دارد) شکست داده بودند.

روایات سامی که در قرآن هم متجلّی شده نام کوتیان و کوه آنان یعنی جودی (کوتی) را در این منطقه و حوالی آن جستجو میکرده اند. کوهی که اکنون به نام جودی نامیده میشود کمی دورتر از این منطقه ودرغرب آنجا، در شمال موصل واقع شده است. این کوه اساطیری در اسطورهً بابلی اوتناپیشتیم نیسیر نامیده شده و آشوریان آن را با کوه شیخان یا کندی شیخان درجنوب پیرانشهر مطابق میدانسته اند. از موساسیر به سمت غرب دو ولایت خوبوشکیه (خوبوشنا، یعنی ناحیهً خودمختار) و شوباریا (یعنی ناحیهً چوپانان) واقع شده بود نه از سدهً هفتم پیش از میلاد ولایات کیمریان کردوخی محسوب میشدند.
کیمریان کردوخی که درخبر هرودوت بانام بوسیان (یعنی آزادگان گردنده) مشخّص گردیده اند از اقوام تشکیل دهندهً امپراطوری مادها به شمار می آمدند. ولی چنانکه قبلاٌ اشاره شد آنان طبق منابع آشوری دراصل از سکائیان کیمری بوده اند و دراواسط حکومت مادها از شمال دریای سیاه بدین ناحیه کوچ کرده بودند. در اوستا اینان با اسامی قوم فریان تورانی (یعنی سکائیان دوست ایرانیان، در اصل یعنی قوم گردنده، همان قوم پیران ویسهً شاهنامه) و تئوژیان (گردندگان) یاد گردیده اند. زبان کردی را باید به همین مردم منسوب نمود، ولی کلاه دراز و مخروطی آنان با دستارکوتی- میتانی جایگزین گردیده است:طبق تصاویر باستانشناسی نوک کلاهخود دراز و مخروطی کیمریان به سمت جلو خمیده شده بوده است.
ملت آریایی دیگری که در تشکیل ملیت کرد سهیم بودند عبارتند از میتانیها (یعنی چوپانان گردندهً میتراپرست) اینان خصوصاٌ در مجاورت نواحی غرب خوبوشکیه (بوختان، یعنی ناحیهً آزادگان کرد) در منطقه ای که به نام ایشان شوباریا (یعنی ناحیهً حشم داران) ذکر گردیده، سکنی گرفته بودند.درکتیبه های هیتی و اکدی آنان را پاپهی نیز نامیده اند که این نام نیز به زبان اوستایی معنی دامپرور است. نام پاپهی (میتانی، خورشید پرستان کوچ نشین) به صورت اصحاب الرّس (صاحبان دامها) درقرآن ذکر گردیده و جزء اقوام بائده (یعنی معدوم شده)به شمار آمده است. سنتهای پرستش ایزد خورشید (مهر، امیر) نزد کردان یزیدی انساب آنان را به میتانیان می رساند. میتانیان درجمع اتحادیهً قبایل هیکسوس (پادشاهان بیگانه) از فلسطین به مصر هجوم بردند و حدود صدوپنجاه سال در آنجا حکومت کردند و بعدازگذشت این مدّت تّوسط فرعون اهموسه به سمت فلسطین وشمال بین النهرین رانده شدند واین همان واقعه ای است که در تورات با عنوان خروج بنی اسرائیل ازمصر بازگویی شده است.
در اتحادیهً اقوام هیکسوس به همراه میتانیها (قوم موسی)، هوریان (قوم هارون)،مردم ماری (قوم مریم) و آموریان (قوم عمران) هم حضور داشته اند. استرابون میگوید که کردا (کُرد) به معنی مرد جنگی و دلیر است. می دانیم که از همین ریشه است کلمهً گرد فارسی که به معنی پهلوان است . این معنی در معنی نام زبان کردی سورانی (پهلوانی)زنده مانده است و آن همچنین درمعانی لفظی نامهای کردوخ و کیمری که به ترتیب درزبانهای اکدی و گرجی به معنی پهلوان است دیده میشود. امّا نام کردوخ به صورت کرداک در خودزبانهای قدیم نیز معنی مرد جنگی دوره گرد را میدهد و این معنی در نامهای شاهنامه ای و اوستایی کردان کردوخی یعنی قوم پیران ویسه (شیوخ گردنده) ، تئوژیه (متحّرکها) و قوم فریان (شتابنده، گردنده) نیز قابل مشاهده است.
این سؤال هم پیش می آید که آیا نام کرد ربطی با کلمهً کورتش عیلامی یا گردهً فارسی کهن به معنی بنده ورعّیت (لّولّوبی) داشته، که جواب منفی مینماید. گروهی نام کرد را به معنی چوپان گرفته اند که این معنی فرعی و عاریتی آن بوده چراکه نه در زبانهای کهن و نه نو نام کرد بدین معنی دیده نمیشود، در این صورت باید نام کرد را مترادف با نام میتانیان (شوباریان، پاپهی ها) به معنی چوپانان گردنده شمرد. که این امر با اسناد و داده های زبانشناسی و تاریخی درست در نمی آید. ولی به موازات نام کردوخیها، نام ایرانی دیگری به شکل کردیو (کرتی، مترادف با کلمهً عربی سوران) به معنی دارندگان خانه های سنگی وجود داشته که نامی بر کردان ساگارتی (سنگ کن) بوده است که اسلاف مردم کرمانشاهان بوده و هیئت بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان معروف غرب فلات ایران داده اند.
ناگفته نماند نام پاپهی نیز با اندکی تغییر درکتابت میخی کردوک تلفظ میشده و وقوع این امر در زبان اکدی می توانست منجر به کردوخی نامیده شدن هر سه شاخهً هندو ایرانی کردان یعنی کردوخیها، ساگارتی ها ومیتانیها (شوباریان) گردد. گرچه میتانیها به همراه کیمریان کردوخی در تشکیل قوم کرد سهم اساسی داشته اند ولی نام آنان درترکیب قبایل تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها مستقل ذکر نشده ودر همان نام بوسیان یعنی آزادگان کوچ نشین کرد مستتر است.
بهرحال اتحادیهً شوباریان (میتانیان) و بوسیان (کردوخیان) که منابع آشوری به صراحت از آن سخن رانده اند، بعد از سقوط آشوریان درسال ۶۱۳ پیش از میلاد، تحت نام کردوخی (یعنی پهلوانان دوره گرد، سورانی) معروف میگردد. از آنجاییکه سرتاسرنواحی غرب فلات ایران وشمال بین النهرین جولانگاه سواران کیمری کردوخی بوده، لذا چنان که اشاره شد لذا زبان کردی را باید متعلق به همان سکاییان کیمری دانست. هرودوت نام کیمری (تودهً مردم) را به معنی عامیانهً آن تودهً مردم بدون شاه ( کی- مری، یعنی آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. این معنی حتّی به نویسندگان بخش وندیداد اوستا رسیده بوده که در آنجا این مردم را تحت نام تئوژیه (گردنده) قوم بدون سرور معرفی نموده اند. چنانکه اشاره شد شاهنامه ایشان را تحت نام قوم پیران ویسه ( قبیلهً شیوخ گردنده) ذکر نموده که همان قوم فریان گاثاهای اوستاست که به صراحت از تورانیان دوست ایرانیان درجزیرهً رود رنگها (در قسمت علیای دجله) به شمار آمده اند.
به هرحال مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی کیمریان اعم از کیمریان کردوخی و کپادوکی رعایای سکاییان پادشاهی شمال دریای سیاه یعنی اسکیتان (تورانیان سلطنتی) به شمار می آمده اند ودر اثر فشار همینان از سرزمینهای خود درشمال دریای سیاه به کوهستانهای شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکیهً آناطولی مهاجرت نموده اند.درمجموع معلوم میگردد که سه قوم از شش قوم تشکیل دهندهً اتحادیهً مادها یعنی بوسیان (کردوخیها و میتانیها) ، ستروخاتیان (ساگارتیها، کرمانجها) وبودیان (لران) متعلق به کردان و لران بوده و سه قوم مادی دیگر عبارت بوده اند ازآریزانتیان (قوم نجبای ماد) که درحدود کاشان میزیسته اند و مغها که در ناحیهً بین رغهً آذربایجان (مراغه) و رغهً تهران (ری) ساکن بوده اند و سرانجام پارتاکانیان (یعنی مردمی که درکنار رود زندگی میکنند) همان مردم منطقهً اصفهان بوده اند.
نزدیکترین ترکان به نواحی ماد اعم از ماد بزرگ و ماد کوچک (آذربایجان ایران) ارانیان (یعنی مردمی که توتمشان عقاب است) و خالیبیان (خالدانیان، یعنی مردم پرستندهً ایزدجنگ) بوده اند که به ترتیب در شرق و غرب ارمنستان امروزی سکنی داشته اند. گروه دوم که در حدود شهر قارص ترکیه ساکن بوده اند در منابع ارمنی و یونانی همچنین با نام ماریان یعنی آدمکشان و جنگجویان مشخّص شده اند. منابع گرجی این مردم را بُن ترک (یعنی مردم دیوانه سر گرگ پرست) نامیده اند. اینان شاخه ای از ترکان اران یعنی خایلندورکها (یعنی ترکان دانا) بوده اند. نام ارانیها (قوم عقاب) در اوستا سائینی آمده که به همان معنی قوم عقاب و شاهین است.
اوستا این مردم را پیرو اشه (زرتشتی) معرفی نموده است. دراسطورهً ده ده قورقود (پدر مجّرب و مقّدس) که از آنان به یادگارمانده است و به همان زبان ترکی آذری است قهرمانان اصلی کتاب عبارتند ازبامسی بئیرک (زرتشت)، بایندرخان (کورش)، غازان خان (کیخسرو) و باسات (رستم، گرشاسب، آتردات پیشوای مردان). جالب است که دراین کتاب افراسیاب با همان لقب اوستایی آن یعنی مجرم (شوکلو ملک= پادشاه مجرم) معرفی شده است؛ معهذا وی که در اصل همان مادیای اسکیتی است که استرابون وی زا در ردیف کشورگشایان بزرگ عهد باستان آورده، درتورات وقرآن تحت نامی یوسف کنعان (مادیای باجگیرنده از فرعون) در ردیف آخیار و انبیاء معرفی گشته است.
در پایان نگاهی به برخی از اشخاص اسطوره ای و تاریخی ده ده قورقود آذزبایجانیها می اندازیم.در مقاله ای که اینجانب قبلاٌ از روی دوکتاب که دربررسی اساطیر ده ده قورقود نوشته شده، تدوین کرده بودم برخی افراد تاریخی- اسطوره ای ازقلم افتاده اند. بررسی جدید وقتی لزوم پیداکرد که به متن کامل اسطورهً ده ده قورقود دسترسی پیدا کردم: شوکلوملک (به ترکی عثمانی سوچلو ملک) یعنی پادشاه مجرم. گناهکار بی تردید همان افراسیاب تورانی دوم یعنی مادیای اسکیتی است. به طوریکه گفته شد در اوستا نیز وی ملقب به مجرم و بزهکار است. موسی خورنی نیوکارمادس آورده است. از اینجا معلوم میشود که نیوکار به جای نا-وه-کار (نابکار) است و معنی این کلمه فردی که کارنیک نمیکند میباشد. قاراگونئی (سیاهبخت) همان فرود (سیاوش، فرائورت پادشاه چهارم ماد) است که بدست همان مادیای اسکیتی (افراسیاب دوم) دراطراف شهر گنجهً آذربایجان به قتل رسیده است.
طبق کتب پهلوی مهاجرت تورانیان(کیمریان کردوخی)به شمال بین النهرین در عهد بین همین دو افراسیاب اول و دوم روی داده است. جالب است اسطوره ای که هرودوت مبنی برکشتن و پختن پسر کیاخسار(کیخسرو) توسط سکاها نقل نموده در اسطوره ده ده قورقود به نام غازان (جنگجو) و اُروز (اعلیحضرت) ثبت گردیده، به ترتیب همان کیاخسار وپسرش آستیاگ میباشند.سوای قاراگونئی(فرود) در این اساطیر ازپسر وی به نام قارابوداک (شاخهً سیاه) صحبت شده که همان فریبرز شاهنامه است.
به احتمال زیاد فرود وفریبرز فرد واحدی بوده وهمان پادشاه نگونبخت ماد فرائورت (سیاوش) میباشند.قابل توجه است که در مجموعه اساطیری ده ده قورقود در رابطه با بامسی بئیرک (زرتشت) از هفت خواهر وی یاد میگردد که این بنا به اوستا و کتب پهلوی تعداد بچه های زرتشت است.
تکورا (امیر) در اساطیر ده ده قورقود یکجا مشخصاٌ به جای ساراک (آخرین پادشاه آشور) میباشد که برای رهایی خویش از کیاخسار (کیخسرو) خود را به درون شعله های کاخ خویش افکند.در اساطیر ده ده قورقود همچنین قاضیلیق قوجا (قاضی پیر) به جای زرتشت و یئگنک (سالارمردان) به جای پسروی اُرتدنر میباشد که لفظاٌ به همین معنی است. تپه گوز (غول یک چشم) به جای اژی دهاک اوستا وضّحاک شاهنامه است. پس بی جهت نیست که مطابق کتب پهلوی وی سرانجام درروز رستاچیز به دست گرشاسب (رستم) مقتول میگردد. گرشاسب دقیقاُ به جای همان باسات اساطیر ده ده قورقود(قاتل تپه گوز) است. خود ده ده قورقود(پدرتجارب) همان است که هرودوت و موسی خورنی وی را غیبگوی”اره” (اران، ایزد خورشید و جنگ) آورده اند. امّا تپه گوز از سوی دیگر با اساطیر یونانی وژرمنی هم مربوط گردیده چه وی و قاتلش در مقام اُدن (ایزد یک چشم خورشید ژرمنها) و اودیسهً یونانیهاست که خود با اودن ژرمنها مترادف میباشد. امران همان امیران (ایزد اساطیری آتش گرجیها-قفقازیها) و نام پدر وی بکیل به معنی نگهبان میباشد که بدین معنی در خود اسطورهً امران اشاره شده است. اسطوره اگرک (بزرگتر) و برادرش سگرک (عزیزتر) بن مایهً خود را از اسطورهً مادی زریادر (زرتشت که اصلش به صربهای دوردست شمال قفقازیعنی بوسنیها میرسیده) و برادر و هیشتاسپ (دارندهً بهترین اسبان) گرفته است. این اسطوره بعدها در آذربایجان با اسم بهرام و گل اندام (گل خندان) بیشتر معروف شده است. در اینجا مطابقت نام گل اندام با چیچک بانو (آتوسا=توپل، دخترکورش) یعنی زن بامسی بئیرک (زرتشت) قابل تّوجه است.
در ده ده قورقود غازان به سان یاسون یونانیها (کیاخسار) کشندهً اژدها ذکرشده، بعلاوه جنگهای کیاخسار (کیخسرو) با تورانیان اسکیتی که در شاهنامه به دوازده رخ معروف است به نحوی بارز در اساطیر ده ده قورقود نیز ضبط گردیده است.
به کوری چشم فارس ها و فارس برست ها من ترکم و به ترک بودنم افتخار می کنم.
کسی به ترک بودن شما حسادت نکرده همه اش ارزونی خودت آخه کسی که به خاطر خریت حسودیش نمی شه که شما اگه هویتت رو سر جاده هم بذاری نه ما و نه هیچ کس دیگه اونو ور نمی داره همه اش مال خودت
مثل این که هویتتو زیاد سر جاده گذاشتی.الحق که آریایی اصیلی هستی.
فعلا چه بخوای چه نخوای قدرت دست آریایی هاست حرف اول رو توی دنیا آمریکا می زنه یعنی نژاد آنگلوساکسون که یک نژاد آریاییه زبان رسمی دنیا انگلیسیه که هشتاد در صد انگلیسی لاتینه که اونم یه شاخه از زبان آریاییه زیباترین انسانهای دنیا اریایی ها هستند حالا شما هی بیا از گوزقوردت(بزقورد) و اون ننه آتیلا و آتادزدت و دده گوزگوزت و نژاد آغوزی و چلغوزی و اون زبن مسخره ات حرف بزن
اگه انقدر از آریایی ها بدتون می آد چرا از الفباشون استفاده می کنین(لاتین) چرا اینهمه وقت صرف می کنین که انگلیسی و فرانسه یاد بگیرین(زبانهای آریایی) چرا روز به روز خرکیه می خواد خودشو به اروپا شبیه کنه چرا ده ساله خرکیه تون التماس اروپایی ها رو می کنه که توی اتحادیه اروپا (کشورهای آریایی) اونو راه بدن و اروپایی ها (کشورهای آریایی) اونو داخل آدم نمی دونند چرا اردوغان نمی ره یه اتحادیه ترک بین کشورهای ترک درست کنه بجای رفتن به اتحادیه اروپا(کشورهای آریایی) اگه مغز داری برو رو این حرفام فکر کن اما بعید می دونم داشته باشی
تو چرا این طوری هستی من کی گفتم از آریایی ها بدم می یاد.من نه از آریایی ها بدم می یاد نه از فارس ها نه از اروپایی ها اینجا فقط داریم یه بحث علمی می کنیم.من فقط دارم از ملییت و هویت خودم دفاع می کنم.
اتحادیه ی کشورهای ترک زبان وجود داره.که کشورهای ترکیه.آذربایجان.ترکمنستان.ازبکستان.قرقیزستان و قزاقستان عضوش دایم و کشورهای تاتارستان.آلتای.تووا.حاکاس.گاگاووز و یاقوتستان عضو موقت.
فعلا که مجبورید به قول خودتون به جای زبان مادری به زبان فارسی درس بخونید و به قول شما پان ترکا ما شمارو استثمار کردیم و به شما زور میگیم. مجبورید با این وضعیت کنار بیایید.کون خودتونم به زمین بکوبید این وضعیت عوض نمیشه.اگه میخواهید بهتون زور نگیم شهر و روستاهاتون رو رها کنید و از این مملکت برید.یا این که همینجا بمونید و افتخار هموطن بودن با آریایها رو داشته باشید.
ترک یعنی کسی که به مردم خودش خیانت نمی کنه .ترک یعنی مردمی که تغییر هوییتو قبول نمی کنه.ترک یعنی جونشو می ده تا سرزمینشو از دست بیگانگان رها کمه.
مثل کشتن هزاران کرد مظلوم توسط اردوسگ
کردها هم سر ایرانیها را در جنگ بریدند آیا همه کردها بدند . مسلما نه آیا همه کردها خوبند مسلما نه . همه قومیتها ا بهترین تا بدترین را دارند . به خاطر یک نفر نمی توان کل یک قومیت را خوب یا بد دانست مثل اصغر قاتل . اما ایراد در واکنش انفجاری شماهاست این غلطه . این واکنش انفجاری دلایل دیگری دارد از قبیل خشم از خود . از خود ناراضی بودن و در نتیجه انتقال آن به دیگری در مواردی خاص . با گفتن یک به اردوغانچیزی عوض نمیشه اگر با گفتن این چیزها درست میشد که پنجاه ساله باید آمریکا می مرد . کشور هم نمیره بابا . آخه کی می خواهید بفهمید بابا جان دارند مریخ و ماه را تغییر میدهند تاکی افکار داخل غار دارید . انگار افکار مال دوره اختراع آتشه .
ما سرزمینمونو رها نمیکنیم بهتره تو برگردی به شمال چین
متن قبلی بعضی حروف تایپ نشده بود برای همین بازنویسی می کنم
اگه یکم شعور زبان شناسی داشتی و از اون سر در می آوردی با بررسی زبان فارسی باستان و اوستایی و پیچیده تر بودن زبان اوستایی نسبت به فارسی باستان می فهمیدی که کدومش قدیمیتره
به این مثال نگاه کن
۱) رئوچنگه اوستایی
۲) رئوچ پارسی باستان ( هخامنشیان )
که هردو کلمه به معنی روز است ابله زبان به سمت سادگی همیشه می ره نه پیچیدگی مثلا همین ترکی الان با ترکی هزار سال پیش خیلی فرق داره ضمنا اگه یکم شعور داشتی می دیدی که اگه ویج را از این کلمه حذف کنی ایران می مانه و اگه از دید تو کلمه ایران هم یهودیه پس چرا بکارش می برین یه اسم دیگه درست کنین با این حساب ساکنان اولیه ایران نه ترکا نه آریایی ها هستند بلکه یهودی ها هستند بدبخت خود زبان عبری هزاران لغت اوستایی داره مثلا واژه آرماگدون که در لاتین به کار رفته و به معنی نبرد آخر زمان است از واژه حرمجدون عبری گرفته شده و خود حرمجدون از واژه هرامزدا اوستایی گرفته شده پیشوند هرا اول کلمات در زبان اوستایی به معنی کوه بوده مثل هرابورزتی به معنی البرز این پیشوند در زبان فارسی به ال تبدیل شده و اول نام کوههای ایران است مثل البرز الموت الکند الوند و واژه مجدون از کلمه ی «مجد» عربی و عبری می آید. به معنای شکوه وبزرگی وتقدس.واژه ی مجد، ریشه أی فارسی دارد:واژه ی «مزدا » یا «مزد»که همان واژه ای است که درکلمات اهورامزدا یا هرمزد وجود دارد . با توجه به اینکه به دانیال نبی در ایران وحی می رسیده و نظربه اینکه اصل مکاشفات یوحنا ، دنباله ی کتاب زکریا است که اصلا به زبان فارسی باستان نگاشته شده ، اصل این کلمه می بایست این بوده باشد : «هرامزدا » به معنی کوه با شکوه و مقدس.کسانی که به تقسیم بندی ایالات ایران در سیستم هخامنشی آشنایند، به خوبی می دانند منطقه ی «هرامزدا» کجاست. واژه موزد و موزدک به معنای مژده همه از یک ریشه اند و این واژه در ترکیب واژه مشتولوق ترکی هم آمده چون ترکی هم این لغت را از فارسی گرفته و یه لق به اون اضافه کرده واژه هرمزگان امروزی هم از واژه هرامزدا گرفته شده و جالب است که گفته شده حرمجدون بر فراز کوهی بین دو دریاست و در فلسطین اصلا کوهی با این نام وجود نداشته و ندارد و جالب اینجاست که جزایر تمب کوچک و بزرگ از دور مانند تپه دیده می شود و بین دو دریاست و احتمالا جنگ آخر زمان در منطقه خلیج پارس می باشد اصلا خود کلمه تمب به معنی تپه است
۲ -واژه اهورا که در سانسکریت به شکل اثورا می باشد وقتی وارد عبری شده به یهوه تبدیل شده و بعدا یهوه وارد عربی شده و به هو تبدیل شده نشنیدی درویشها همیشه می گن یا هو و این هو به معنی خداست می خوای بازم برات بگم یه بار بهت گفتم شما برو همون یاخچی یاخچی خودتونو بکن به اوستا چه کار داری اصلا به فرض محال بگیریم تو درست می گی ما دوست داریم عبری حرف بزنیم به شما چه شما به جای ایران اصلا بگو مغولستان به من چه انقدم دم از فرهنگ نزن که کسی که منطق نداره فرهنگم نداره من سه سال توی اون تبریز خراب شده زندگی کردم شهر بسیار قشنگ و سر سبزیست اما مردومش از بی فرهنگترین آدمای روی زمینند خودم یبار با چشمام دیدم به یکی که ترکی بلد نبود و فارسی حرف می زد چه توهینهایی می کردن بابا توی افغانستان هم اگه بری و مثلا ترکی حرف بزنی به تو توهین نمی کنند ممکن است جایی پیدا بشه تو دنیا که به زبان کسی بخندند ولی به طرف فحش نمی دنند حالا هی من فک می زنم بعد تو بیا بازم بگو نه منه اگه به نظرات نگاه کنی فرهنگ همزبوناتو می بینی
ایران یک لغت جعلیه.
اون چیزی که جعلیه کشور خرکیه (ترکیه) و آخر بادمجان است ایران با ده هزار سال تمدن انکار ناپذیر است اون تیمور و چنگیز و عربای ملعون نتونستند ایرانو انکار کنند اسکندر توی ایران بالاخره در مقابل عظمت ایران در مقابل قبر کورش بزرگ زانو زد تو که پیش اونا انم نیستی
جعلی خرکیه (ترکیه) و آقاخر بادمجان(آذربایجان) است نه ایران عقده ای
ایران شما تا زمانی باشکوه بود که در منطقه دو قدرت عرب و ترک توجه شان به سوی اروپا بود اما بعد از اسلام که توجه اعراب و ترکان به سوی شرق تغییر کرد شما با اون ایران پرشکوهتون با کلله به زمین خوردین.و مانند سوسک زیر پای ترکان و اعراب لح شدین.و اگر ترکان سلجوق(که امروزه در ترکیه و جمهوری آذربایجان و برخی از استان ها ی ایران مانند همدان و زنجان و اردبیل ساکن هستند) و ترکان قزلباش(ترکان ساکن در آذربایجان شرقی و غربی و ترکمن سارای) حالا از زبانتون چیزی نمونده بود شما چقدر بدبخت هستیند که زبانتونو ما باید نجات می دادیم.
زشت بود ارزش خواندن نداشت .
خود واژه مجوس عربی شده(تازیسته) واژه اوستایی مگوش است به معنی روحانی زرتشتی و معنی بدی در اصل نمی داده بنده افتخار می کنم که مجوس باشم ولی ترک نباشم دین زرتشت اولین دین خداپرستی در دنیاست و ما ایرانیها به اون افتخار می کنیم شما هم برو به اون آغامحمد خان آدمکشت به اون فتحعلی شاه زنباش وطن فروشت به اون شاه عباس ات که عامل انگلیسیها برای مبارزه با دولت عثمانی بود به اون سلطان محمود جنایتکار احمقت که هزاران آدم رو در هند و ری به اسم اسلام ناب محمدی کشت و هزاران کتاب اهل شیعه رو در ری سوزاند به اون مغول و تیمور و چنگیزت افتخار کن
خدارو شکر که من آریایی {نژاد پرست}نیستم تفاوت بین انسان و شانپازه ۳ درصده حالا ببینین فرق بین انسان با انسان چقدره به قول خودتون از دید علم ژنتیک
شما بی خود خودتو نخود هر آشی نکن وقتی دوتا بزرگتر با هم حرف می زنند که یه بچه خودشو پیش نمی ندازه من فکر نمی کنم نژاد پرست تر از شما ترکا توی دنیا وجود داشته باشه همچنین ویرانگر تر و متجاوزتر از ترکان و تاریخ دزد تر از ترکا جایی وجود نداره شما روم شرقی رو از مسیحیان و ارمنی ها و کردها گرفتید و اسمشو گذاشتید ترکیه هزاران ارمنی و کرد رو توی ترکیه کشتید و هنوز هم از کردها تلفات می گیرید سرزمینهای ارمنیها رو گرفتین و اسمشو گذاشتین جمهوری آذربایجان و هنوز به خاک ارمنستان چشم طمع دارید و می گید که قره باغ مال ماست مثل زالو همه شهرهای ما رو مثل آذرابادگان قزوین(کاسپین) همدان قم زندیگان(زنجان) تهران و غیره رو اشغال کردین و می خواهید کشور مارو تکه پاره کنید شما قبرس رو نیمیش رو از یونانی ها دزدیدید و با زور گرفتین من خوب شماها رو می شناسم حتی بهتر از خودتون چون سه سال باهاتون زندگی کردم شماها هروقت توی دعوا کردن و پاسخ دادن کم میارین فورا خودتونو به ننه من غریبم بازی می زنید تا دیگران دلشون براتون بسوزه و حق رو به شماها بدند واقعیت اینه که شماها از آریایی ها متنفرید چون در مقابل آنها احساس حقارت می کنید این بازی زبان مادری و خشک شدن دریاچه ارومیه هم همه اش بهانه ای برای تجزیه طلبی است این یک واقعیت است که شما برای فرهنگ لغت ندارین چون بویی از فرهنگ نبردید
هرگز نشود ترک با آدمی همرنگ هرگز نرود میخ آهنی در سنگ
ضمنا آقای ضد آریایی شما که انقدر از آریایی ها متنفرید چرا اسم بابک رو برای خودتون انتخاب کردین که عربی شده پاپک پهلوی است
در پهلوی(ارتخشیر پاپکان=اردشیر بابکان) شما بهتر بود یه اسم مسخره ای مثل آیدین انتخاب می کردی ضمنا ما هم خدا رو شکر می کنیم که مثل شما ترک زبون نفهم نشدیم
آخه کجای دنیا برای زبان به کسی فحش ناموسی میدند شاید جایی باشه که به حرف زدن آدم بخندند ولی جایی غیر از تبریز و اون حوالی نمی تونی پیدا کنی که به زبان کسی فحش بدن
به خاطر همین فرهنگ والای اون خراب شده بود که من مجبور شدم این زبون مسخره تونو یاد بگیرم آخه یکی نیست بگه بیشتره مسئولین این کشور ترکند پس فارسها چه ظلمی به این ترکا کردند غیر از اینه که تموم سرمایه مملکت توی تهرون و تبریز خرج می شه و مثلا یه شهری مثل شیراز تو این ۳۳ سال هیچ پیشرفتی نکرده تمامی آثار تاریخی شیراز در حال خرابیست و کسی جوابگو نیست پاسارگاد در حال خرابیست و بارانی شدن منطقه به خاطر سد اونو داره نابود می کنه تخت جمشید تا چند سال دیگه به تلی از خاک تبدیل می شه زاینده رود سالهاست خشکیده و سی و سه پل اصفهان پایه اش بر اثر حفاری مترو ترک برداشته شهرهایی مثل یزد و کرمان با این تمدن عظیمشان حتی آب خوردن هم در بعضی مناطق به زور دارند ارگ بم هنوز به صورت ویرانه ایست در حالی که پانترکا با نفوذ در حکومت روز به روز بیشتر تبلیغ می کنند و کسی هم کاری باهاشون نداره حالا خودت بگو فارسا بیشتر مورد آزار قرار گرفتند یا ترکا
به قول یکی از شاعران ترکمن
برای دنیا عیبه که مردمانی مانند فارس ها روی اون زندگی کنن.
این ضرب المثلهای خرچمنی گل چمنی گل کلمی تون بدرد بند تمبان مادر آتادزد توی خرکیه (ترکیه)تون می خوره اون چیزی که عیبه برای دنیا خر بودن گونه ای از انسانهاست شما این نظریه هاتو برو توی دستشویی وقتی داری به عشق دوست دخترت جلق می زنی بررسی کن
پارس کردنتونو دوست دارم.
شما هم به عرعر کردنت ادامه بده کوچولوی
اگه یکم شعر زبن شناسی داشتی و از اون سر در می آوردی با بررسی زبان فارسی باستان و اوستایی و پیچیده تر بودن زبان اوستایی نسبت به فارسی باستان می فهمیدی که کدومش قدیمیتره
به این مثال نگاه کن
۱) رئوچنگه اوستایی
۲) رئوچ پارسی باستان ( هخامنشیان )
که هردو کلمه به معنی روز است ابله زبان به سمت سادگی همیشه می ره نه پیچیدگی مثلا همین ترکی الان با ترکی هزار سال پیش خیلی فرق داره ضمنا اگه یکم شعور داشتی می دیدی که اگه ویج را از این کلمه حذف کنی ایران می مانه و اگه از دید تو کلمه ایران هم یهودیه پس چرا بکارش می برین یه اسم دیگه درست کنین با این حساب ساکنان اولیه ایران نه ترکا نه آریایی ها هستند بلکه یهودی ها هستند بدبخت خود زبان عبری هزاران لغت اوستایی داره مثلا واژه ارماگدون که در لاتین به کار رفته و به معنی نبرد آخر زمان است از واژه حرمجدون عبری گرفته شده و خود حرمجدون از واژه هرامزدا اوستایی گرفته شده پیشوند هرا اول کلمات در زبان اوستایی به معنی کوه بوده مثل هرابورزتی به معنی البرز این پیشوند در زبان فارسی به ال تبدیل شده و اول نام کوههای ایران است مثل البرز الموت الکند الوند و واژه مجدون از کلمه ی «مجد» عربی و عبری می آید. به معنای شکوه وبزرگی وتقدس.واژه ی مجد، ریشه أی فارسی دارد:واژه ی «مزدا » یا «مزد»که همان واژه ای است که درکلمات اهورامزدا یا هرمزد وجود دارد . با توجه به اینکه به دانیال نبی در ایران وحی می رسیده و نظربه اینکه اصل مکاشفات یوحنا ، دنباله ی کتاب زکریا است که اصلا به زبان فارسی باستان نگاشته شده ، اصل این کلمه می بایست این بوده باشد : «هرامزدا » به معنی کوه با شکوه و مقدس.کسانی که به تقسیم بندی ایالات ایران در سیستم هخامنشی آشنایند، به خوبی می دانند منطقه ی «هرامزدا» کجاست. واژه موزد و موزدک به معنای مژده همه از یک ریشه اند و این واژه در ترکیب واژه مشتولوق ترکی هم آمده چون ترکی هم این لغت را از فارسی گرفته و یه لق به اون اضافه کرده واژه هرمزگان امروزی هم از <اژه هرامزدا گرفته شده و جالب است که گفته شده حرمجدون بر فراز کوهی بین دو دریاست و در فلسطین اصلا کوهی با این نام وجود نداشته و ندارد و جالب اینجاست که جزایر تمب کوچک و بزرگ از دور مانند تپه دیده می شود و بین دو دریاست و احتمالا جنگ آخر زمان در منطقه خلیج پارس می باشد اصلا خود کلمه تمب به معنی تپه است
۲.واژه اهورا که در سانسکریت به شکل اثورا می باشد وقتی وارد عبری شده به یهوه تبدیل شده و بعدا یهوه وارد عربی شده و به هو تبدیل شده نشنیدی درویشها همیشه می گن یا هو و این هو به معنی خداست می خوای بازم برات بگم یه بار بهت گفتم شما برو همون یاخچی یاخچی خودتونو بکن به اوستا چه کار داری اصلا به فرض محال بگیریم تو درست می گی ما دوست داریم عبری حرف بزنیم به شما چه شما به جای ایران اصلا بگو مغولستان به من چه انقدم دم از فرهنگ نزن که کسی که منطق نداره فرهنگم نداره من سه سال توی اون تبریز خراب شده زندگی کردم شهر بسیار قشنگ و سر سبزیست اما مردومش از بی فرهنگترین آدمای روی زمینند خودم یبار با چشمام دیدم به یکی که ترکی بلد نبود و فارسی حرف می زد چه توهینهایی می کردن بابا توی افغانستان هم اگه بری و مثلا ترکی حرف بزنی به تو توهین نمی کنند ممکن است جایی پیدا بشه تو دنیا که به زبان کسی بخندند و به طرف فحش نمی دنند حالا هی من فک می زنم بعد تو بیا بازم بگو نمنه اگه به نظرات نگاه کنی فرهنگ همزبوناتو می بینی
آقاى شعورو ادب، همین کارارو کردین که عربها بهتون گفتن عجم (عجوزو مجوز، مجوس) شعور ندارى که هیچ، دانش هم ندارى، آخه بچه، اولندش تاریخ زرتشت مشخص نیست واقعا مال چه دوره اى هست، دومندش ایرانویچ از کى تا حالا ایرانى بوده؟ سومندش بعدها یهودیهاى که در روسیه ساکن بودن اینو وارد اوستا کردن
چهارمندش تا الان هم که باتو بحث کردم احساس حقارت میکنم و امیدوارم که اینهمه دم از تمدن و فرهنگ میزنى وجودیتش رو هم داشته باشى و توهین نکنى و باعث نشى دیگرانى چون من هم زبونشون بدبچرخه
بنده تورک قشقایى هستم و اهل شیرازم
به نظر من با این آریای نژادبرستو ول کن خودشم نمی دونه چی می گه.
خر شماهایید نه ما و نژادپرست تر از شماها کسی نیست من اینو به چشمم توی اون گوهریز(تبریز) دیدم
واژه اوزدس در زبان پهلوی به معنی بت یک واژه ترکیه اصیله اینم از زبان پهلویتون که انقده بهش می نازین براستی که ساکنان اولیه ایران ترکان بودند نه پارسها
چه ربطی به زبان داره این وسط؟؟؟
زبان چه ربطی به نژاد داره آخه؟؟
ساکنان اولیه ایران آریایی ها بودند تمامشون چه پارس چه عیلامی چه پارت چه ماد
در ۱۰ هزار سال پیش تا اکنون
از جایی به ایران نیامدند
شما هم انقدر خودتان را به سومریان و عیلامیان نچسبانید
سومریان چه شباهتی به امثال شما دارد؟؟ زرد پوست بودند؟
عیلامیان هم آریایی بودند و اجداد قوم لر
ماد ها هم اجداد کرد ها
این وسط شما چه می گویید
واقعا که نام تاریخ دزد برازنده شماست
شما ترک هستید و از بازماندگان اقوام آسیای غربی و مرکزی که
به علت اختلاط نژاد با اقوام ایرانی و دیگر اقوام
نژادتان تغییر کرد
شما از نظر DNA آریایی هستید چه بخواهید چه نخواهید
واقعاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
شما خودتون که از لحاظ ژنتیکی با اروبایی ها خیلی فرق دارین.
همه انسان ها از نظر ژنتیک به یک منشاء ختم می شوند
مردمان اروپای جنوبی آریایی هستندو
تفاوت ظاهر بین ما و آن ها به علت تکامل هست
تکامل حتی بر ژنتیک هم ناثیر می گذارد
یکی از نمونه های بارزش نور آفتاب هست
سلام مهدی جان ایران زمین از اقوام محلی تشکیل شده بوده که هم ترک و کرد و لر و فارس گیل و تات داشته و ما به اجبار کلمه اریایی رو قبول داریم چون ان طور که تاریخ نویسان غرب که بیشترشان صهیونیسم بودنند برای ما کلمه اریایی اوردنند اگه به گفته خود همان تاریخ نویسان غربی توجه کنی انان ورود اقوام اریایی را هفت هزار سال پیش به ایران را خبر دادنند و علت ان را حاکم شدن سرما در سیبری عنوان کردنند من از شما یه تقاضایی دارم اگه شما اقایی کنی و جغرافی خوانده باشی عصر یخبندان ۱۱هزار سال پیش در سیبری حاکم بوده پس چطور اقوامی که فقط کارشان دامداری بوده دامشان را در برف و یخبدان که سرما هزران سال حاکم بوده به چرا میبردنند چون کلمه اریا دروغی بیش نبوده است انان به ما دروغ گفتند شما ۱۱هزار سال را از ۷هزار سال کم کنی میماند ۴ هزار سال چطور در سرما و یخبندانی که تمومی نداست اصلا خورشید حتی هزاران یا صدهد سال نمتوانست در ان جهنم طرد خود نمایی کند به پرورش گاو و گوسفند مشغول بشوند تاریخ ما پر از دروغی که غربیان به ما داده اند یا مثال دیگر حمله اسکندر به ایران انطور که مورخان یونانی کفته اند اسکندر با سی هزار سرباز در مقابل ۵ میلیون سرباز ایرانی قرار گرفتند و در عرض یک روز لشکر ایران را شکست دادنند برای اینکه مردم متوجه نشوند در طول تاریخ هی تمام تعداد لشکریان ایران را کم زیاد میکنند تا ما سردرگم بشویم حتی تا انجا پیش رفتند که تعدا لشکران ایران را تا ۷ میلیون رسانند خوب شما ادم عاقلی هستید اگر ۷ میلیون در مقابل ۳۰ هزار سرباز قرار بگیره به هر نفر ۲۳۳نفر می افته ان هم در یک روز اگه اخه برادر از چی بگم دروغ پشت دروغ یا حمله اعراب به ایران دروغ دیگریست چون مردم شریف ایران از دست ظلم ستم ساسانیان به ستوه امده بودنند ز اعراب تقاضا کردنند که اسلام بیاورند و تمام امرای لشکری و مردم دروازه ها را به رویلشکر اسلام گشودنند اما در کمال ناراوری لشکر اسلام بعد مقاومت کم ایرانیان که با اغوش باز به پیشواز لشکر اسلام امدا بودنند شروع به غارت و تجاوز و ظلم و ستم بر ازرانیان بر امدنند و خود تا فاتح نامیدنند یا نملخ مغول به ایران که دروغی بزرگتر از این در تاریخ نداریم اقا مهدی میدانید چرا این دروغاا را سر هم کردنند تا ما را استمار کنند و بس پس ترک و فارس و لر کرد ووووو از اول در حتی پیش از تاریخ پیشدادی در ایران بودنند بس و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند
یعنی بنظرت ترکها زردند؟خخخخ.ازترکها سفیدتراصلا نداریم
اولا به تازگی مشخص شده که نظریه آریایی وجود خارجی نداره ثانیا در صورت وجود از هند اومدن.ضمن اینکه تورکا سفیدپوست و زرد پوستن که زرد پوستان بیشتر در شرق و میانه آسیا هستن بخاطر شرایط جغرافیایی، اما فارس و کورد و اینا سبزه و تیره هستن و شبیه هندیا.زبان هم که ندارین لحجه هفتادوچندمه عربیه و دری هست که بیست درصدم تورکی داره، کوردی هم که دیگه هیچی نه زبان نه خاک نه فرهنگ نه نژاد نه تاریخ هیچی نداره یه عده کولی بی هویت که تو چنتا کشور به صورت تروریست و قاچاقچی و سگ دست کشورهایی مثل انگلیس و اسراییله.ای کاش بهتون پناه نمیدادیم وختی تن لخت فرار کردین اومدین به خاک ما با سیاست.در مورد سومریان و سکاها و مانناها و اینا هم طبق آثار تاریخی دقیقا منطبق بر تاریخ و فرهنگ و تمدن بقیه تورکهای جهانه و هیچ ربطی به فارس و کورد نداره.حتی اون سلیمانیه عراق هم متعلق به تورکا هس.DNA هم بگیرن از مردم مشخص میشه تو همه اقوام مملکت ژن تورک وجود داره چرا که اکثر قریب به اتفاق حاکمان منطقه تورک بودن.افتخار فارسا ساسانیه که چنتا رعیت عرب تا پایتختش زدن رفتن که بعد عربا دیدن پوشالیه ساسانی حمله کردن محو کردن فارسارو.خاخامنشیان هم که یه مش خائن یهودی بودن که نسل کشی کردن اونم کیر وش بود که بخاطر جنایات ناجوانمردانش بدست تورکا تکه پاره شد سرشم انداختن تو خیک خون خوک.خودتون مسخره میکنین بیشتر با این توهمات پانفارسی و جعل تاریخ.جای فارسا نهایتا تو سیستان بلوچستان و هندوستانه جای کوردای کولی هم نهایتا تو عراق و سوریه اون قسمتی که مال تورکا نیس و فقط عربا هستن هرچند کلا کولی هستین و بدون وطن.از غرب چین تا شرق اروپا تاریخ حاکی از نژاد تورک و تاریخ سازی همیشگی تورکا هس اون وخ شما اسکلای بی هویت وقیحانه به خودتون اجازه میدین در مورد تاریخ و تورکا نظر بدین
دانشمند شما تورکها یک کلمه دارین به اسم آیران به معنی دوغ پس باید بگیم که نام ایران تورکیه ؟؟؟؟ ایران یعنی دوغ گرچه خیلی از دویتان تورک خودم به این مسئله دامن میزنه
سلام دوست عزیز.
آیران به معنی جداکننده هسش.
درواقع به منطقه ای گفته میشه که دونقطه رو ازهم جدا میکنه.حالا یه سر به نقشه بزن و متوجه میشی که ایران کدوم مناطق رو ازهم جدا کرده و آیران نامیده شده.
درضمن اونیکه به دوغ میگیم ما اسمش عیران هس نه آیران.
موفق باشین انشاالله.
به قول استاد عزیزم بهمن بیگى قشقایى، اینترنت جاى بچه ها شده است، دانش واقعى و آدمهاى بزرگ در واقعیت زندگى میکنند، اینانى که در فیس بوک نظر میدهند اکثرا، کودکانى هستند که بى هیچ دانشى پا به جوانى گذاشته اند، از آنها نباید انتظارى داشت، درین زمانه که قوم گرایى نشانه عقب ماندگى فرهنگى جامعه هست، دیگر گفتگو و حقیقت گرایى معنا ندارد…
نمیخوام مثه تو عقده اى بشم و فحش بدم، آقاى تمدن، فرهنگو شعوره تو همینه، تو اول ادب یادبگیر بعدبیا ازمن ایراد بگیر و دم از تمدن بزن، بنده تورک هستم، شیراز زندگى میکنم و از ایل قشقایى[متمدن ترین مردم جنوب،از سیستان تا خوزستان] هستم، وبرایم ایرانى و ایرانیان ملاکه، نه ایرانویچ که یک جمله ى یهودیست که وارده اوستا شده، لطفا کسى هم نیاد ریشه یابى کنه و بگه این واژه اینجور بوده و اینجور شده ،چون این واژه از ریشه یهودیه
واژه یهودی چه حرفا اگه می گفتی روسیه و مثلا از پترو ویچ گرفته شده یه چیزی آخه این کلمه کجای تورات و متون یهودیا اومده همین حرفا رو می زنید که براتون جک می سازن
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%88%DB%8C%D8%AC
برچه اساس می گی گی این واژه یهودیه می تونی چند تا منبع معتبر اینترنتی نشون بدی البته کتاب هم گفتی بد نیست اما چون دسترسی به کتاب سخته و منم وقتم پره همون سایت رو بگی بهتره آخه بیسواد واژه های عبری از زمان آزاد سازی یهودیان توسط کورش بزرگ و آمدن آنها به ایران وارد زبان فارسی باستان و کتیبه های هخامنشی شد این در حالیست که زرتشت و زبان اوستایی به قبل از زمان هخامنشی برمی گرده یعنی در زمان هخامنشی دیگه زبان اوستایی متروک شده بوده و کسی نه با آن تکلم می کرده و نه آز آن چیزی می فهمیده به جز عده کمی مثل موبدان که بنا به احتیاج اونو می فهمیدن حالا چطور یهودیا تونستن یه لغتی رو وارد یه زبون مرده کنند شاید ماشین زمان داشتند و علمشون از الآن هم پیشرفته تر بوده آخه این واژه کجای تورات و زبان عبری وجود دارد چرا مثل پور پیرار هر چه نمی فهمی رو به یهودیا می بندین اگه مثلا می گفتی این از واژه پترو ویچ روسی گرفته شده یه چیزی اما عبری دیگه از اون حرفاست همین حرفا رو می زنین که براتون جک می سازند ضمنا بچه شمایید که این مزخرفاتو می گید و تحمل یه انتقاد ساده رو ندارین نه من و آقای ایرانویچ بدبخت این واژه امروزه شده ایرج………….
برچه اساس می گی گی این واژه یهودیه می تونی چند تا منبع معتبر اینترنتی نشون بدی البته کتاب هم گفتی بد نیست اما چون دسترسی به کتاب سخته و منم وقتم پره همون سایت رو بگی بهتره آخه بیسواد واژه های عبری از زمان آزاد سازی یهودیان توسط کورش بزرگ و آمدن آنها به ایران وارد زبان فارسی باستان و کتیبه های هخامنشی شد این در حالیست که زرتشت و زبان اوستایی به قبل از زمان هخامنشی برمی گرده یعنی در زمان هخامنشی دیگه زبان اوستایی متروک شده بوده و کسی نه با آن تکلم می کرده و نه آز آن چیزی می فهمیده به جز عده کمی مثل موبدان که بنا به احتیاج اونو می فهمیدن حالا چطور یهودیا تونستن یه لغتی رو وارد یه زبون مرده کنند شاید ماشین زمان داشتند و علمشون از الآن هم پیشرفته تر بوده آخه این واژه کجای تورات و زبان عبری وجود دارد چرا مثل پور پیرار هر چه نمی فهمی رو به یهودیا می بندین اگه مثلا می گفتی این از واژه پترو ویچ روسی گرفته شده یه چیزی اما عبری دیگه از اون حرفاست همین حرفا رو می زنین که براتون جک می سازند ضمنا بچه شمایید که این مزخرفاتو می گید و تحمل یه انتقاد ساده رو ندارین نه من و آقای ایرانویچ بدبخت این واژه امروزه شده ایرج………….
متمدنترین از نظر خودت وگرنه هر قومی دارای تمدن خودشه
من ترکی مزخرفتونو سه ساله یادگرفتم ولی شما تمام عمر نمی تونید فارسی حرف بزنید تازه اگر دست و پاشکسته هم بگید باز با لهجه مسخره تون می گید
از بس زبان بدی دارین.
ترکی زبان خیلی آسونیه و یاد گرفتنش برای مردمان دیگه خیلی راحت.
لحجه ی ما ترک ها آسیایی از شاخه ی مغول.اما لحجه ی شما از شاخه ی اروبایی.